آشنایی با پروتزها و ارتزها (کتاب الکترونیک)
35000 تومان
ناموجود
پروتز بهعنوان جایگزینی مصنوعی برای یک بخش یا تماماندام ازدسترفته تعریف میشود. قطع بخشی از یک اندام و یا تمام آن، آمپوتاسیون نامیده میشود. آمپوتاسیون زمانی انجام میشود که تمامی روشهای درمان بررسی و رد شده و قطع عضو بهعنوان بهترین راهحل برای بیمار در نظر گرفتهشده باشد. نقاط عطف در تاریخ عمل جراحی قطع عضو به شرح زیر است:
پروتز برای اولین بار در 484 سال قبل از میلاد به هگیزتروس که در زندان و درحالیکه زنجیر در پایش و در انتظار اعدام بود داده شد. او پای خود را در تلاش برای فرار از زندان قطع و پس از بهبود زخم شروع به استفاده از یک پای چوبی کرد.
بقراط در قرن چهارم قبل از میلاد شریانبندها را معرفی کرد که بعدها توسط آمبروز پاره جراح نظامی فرانسوی در سال 1529 دوباره معرفی شد. پاره همچنین قطع عضو از مفصل آرنج را معرفی کرد. از او بهعنوان بنیان گزار مدرن یاد میکنند.
1-2 تاریخچه قطع عضو و پروتز
اولین قطع عضو از مفصل ران توسط ویلیام کر انگلیسی در سال 1774 انجام شد. قطع عضو از مفصل تارسو متاتارسال (مفصلی در کف پا) توسط لیسفرانک جراح فرانسوی در سال 1815 انجام پذیرفت. قطع عضو از مفصل مچ پا توسط جیمز سیمز جراح ادینبورگ در سال 1843 انجام گرفت. روش ضدعفونی توسط لرد لیستر در سال 1867 معرفی شد. مایو پلاستی توسط برگس در سال 1956 معرفی گردید. برای اولین بار نصب پروتز بلافاصله بعد از عمل جراحی توسط مایکل برلمونت در سال 1958 انجام گرفت. پروتزهای کانادایی قطع عضو از مفصل ران در سال 1954 در بیمارستان رودخانه آفتابی تورنتو طراحی شد. در سال 1955 پروتز کانادایی SYME در همان بیمارستان طراحی شد. پروتز پای SACH[1] در سال 1955 در دانشگاه کالیفرنیا معرفی شد (شکل 1-1).
[1] این پروتز گونه ای از پروتز های multi axis (چند محوره) می باشد. SACH foot به معنای مچ پای جامد میباشد.
محصولات مرتبط
اصول نگارش پروپوزالهای علمی (کتاب الکترونیک)
درمانگری در شن بازی درمانی (کتاب الکترونیک)
راهکارهای غلبه بر وسواس کمالگرایی (کتاب الکترونیک)
کمالگرایی چیست؟ راههای مقابله با وسواس کمالگرایی
کمالگرایی، لزوماً به معنای «کامل» بودن نیست. این سؤال را از خودتان بپرسید: آیا واقعاً همیشه میتوان صد درصد کامل بود؟ بنابراین اگر نمیتوان همیشه کامل بود، پس به چه شخصی کمالگرا میگوییم؟ در این زمینه، محققان نتوانستهاند یک تعریف کامل را ارائه دهند، بنابراین ما در این بخش از تعریفی استفاده میکنیم که شامل سه بخش عمده است: 1- تلاش بیرحمانه برای دستیابی به استاندارهای بالا (برای خود یا دیگران). در بخشهای بعدی به «استانداردهای سختگیرانه» اشاره میشود. 2- مورد قضاوت قرار دادن ارزشمندی و توانمندی خود در رسیدن به چنین استاندارهای سختگیرانه. 3- ادامه دادن به دستیابی به استانداردهای سختگیرانه، باوجودی که پیامدهای منفی آن را تجربه کرده باشید. ما کاملاً موافق این موضوع هستیم که داشتن استانداردهای بالا خوب است. هدف داشتن در زندگی، سطح رضایت از زندگی را افزایش میدهد؛ اما اگر رسیدن به این اهداف، غیرممکن باشد و یا برای رسیدن به آنها هزینه گزافی پرداخت شود، آن موقع است که احساس خوبی نسبت به خود نخواهید داشت و اینزمانی است که کمالگرایی میتواند مسئلهساز باشد. برای روشن شدن این قضیه، داستان دو نفر کمالگرا را شرح میدهیم. به داستان آنها دقت کنید چون در طول کتاب به آنها مراجعه خواهیم کرد. پیتر، 46 ساله، یک تعمیرگاه اتومبیل دارد. او سخت کار میکند و به خاطر کاری که انجام میدهد، احساس غرور میکند و از مشتریانش، بازخورد خوبی میگیرد. زمانی که پیتر مشغول تعمیر یک اتومبیل است، از تمامکارهایی که باید انجام دهد، فهرستی تهیه میکند و پس از انجام کارها، سه مرتبه لیست را چک میکند که کاری از قلم نیفتاده باشد. در پایان کار هم از مکانیک دیگری میخواهد تا او هم لیست را چک کند که مطمئن شود همه کارها بهطور دقیق انجامشده است. همکار پیتر نسبت به این قضیه معترض است و نظرش این است که در تعمیرگاههای دیگر، سرعت کار بیشتر است؛ اما شعار پیتر این است که: «کار خوب، مستلزم صرف زمان بیشتری است». رویکرد پیتر نسبت به کارش این است که وقت زیادی را صرف کار نماید؛ بنابراین در طول روز، او فقط میتواند تعداد اندکی اتومبیل را تعمیر نماید. هفته گذشته حسابدار به او تذکر داد که بدهی آنها بالا رفته است و پیتر باید برای جبران خسارت، روزانه تعداد بیشتری اتومبیل را تعمیر نماید. پولی، 19 ساله، عضو یک تیم بسکتبال است. تمرینات بسکتبال، بخش مهمی از زندگی پولی را به خود اختصاص داده است. پولی، با صبر فراوان تمرینات را انجام میدهد و در کارش بسیار جدی است. هرروز ورزش میکند و به خاطر سلامتی و تناسباندام، رژیمهای غذایی را رعایت میکند. گاهی وقتها، زمانهایی را که به تمرین اختصاص میدهد دو برابر زمانی است که دیگر اعضای تیم به تمرین میپردازند. حتی زمانهایی که تیم برنده میشود، پولی به خاطر گلهایی که ازدستداده است، خود را سرزنش میکند. اخیراً پولی، اعتمادبهنفسش را ازدستداده است و نمیتواند با دیگر اعضای تیم همراهی نماید. اخیراً مربی تیم با پولی در مورد شرایطش حرف زده و به او گفته اگر دیدگاهش را تغییر ندهد، مجبور است که تیم را ترک نماید و با اعضاء خداحافظی نماید.کمالگرا بودن، چه مزایایی دارد؟
بسیاری از مردم درباره کمالگرایی نگرش مثبتی دارند و فرد کمالگرا را فردی موفق میدانند؛ زیرا آنها تصور میکنند که فرد کمالگرا هدفمند است برای رسیدن به استانداردهای بالا، بسیار تلاش میکند، این موضوع میتواند درست باشد، زیرا داشتن هدف و تلاش برای دستیابی به آنها باعث میشود که فرد مهارتهای جدیدی را یاد بگیرد و به نتایج خوبی، دست یابد. ما میدانیم که افراد برای اینکه کمالگرا باقی بمانند، دلایل خوب و قانعکنندهای ارائه میدهند که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم:- مایلم کارها را خوب و دقیق انجام دهم.
- وقتی به آنچه دیگران نمیرسند، دست مییابیم، احساس لذت میکنیم.
- دوست دارم که فرد خاص و منحصربهفردی باشم.
- مایلم که همیشه شاگرداول کلاس باشم.
- مایلم که سازمان دهنده امور باشم.
- مایلم که پرتلاش و کارآمد باشم.
- مایلم که برای انجام هر کاری، آمادهباشم.

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.