مبانی نظری و عملی مدلیابی علی (کاربرد نرم افزار LISREL در علوم تربیتی و روانشناسی)
39000 تومان قیمت اصلی 39000 تومان بود.33000 تومانقیمت فعلی 33000 تومان است.
امروزه علم آمار، به عنوان ابزاری کاربردی در خدمت تولید دانش در سایر رشته ها قرار گرفته و از حالت انحصاری که تنها اختصاص به متخصص علم آمار داشته باشد، خارج شده است و پژوهشگران رشته های مختلف به فراخور حال خود از آمار بهره می گیرند. یکی از کاربردهای آمار در پژوهش های علوم رفتاری، تحلیل مدل های علی است.
مدل علی را می توان ترکیبی از تحلیل عاملی و رگرسیون چند متغیری تلقی کرد. در دهه های گذشته برای مدل های علی آزمونها برازندگی متعددی تدوین و توسعه یافته است. اما متاسفانه یادگیری تحلیل مدلهای علی و همچنین استفاده از آن دشوار است. این دشواری بدان سبب است که خوانندگان باید تاحدی با مفاهیم ریاضی و آماری آشنایی داشته باشند. بنابراین به خوانندگان محترم پیشنهاد می شود که قبل از مطالعه کتابهای مربوط به مدل سازی، با مفاهیم ریاضی و آماری آشنا شوند.
تحلیل ساختارهای چند متغیری جدید (مدلهای علی) با تحلیل های آماری گذشته تفاوت دارند. کار عمده آمار کلاسیک مثلا تحلیل واریانس، سنجش این مطلب بود که آیا تفاوت میانگین های مشاهده شده از نظر آماری معنی دار است یا خیر. اما در مدل های علی، بر اساس پیشینه پژوهش یا نظریه، مدلی تدوین می شود و در آن مدل، روابط و اثرهای متغیرها با یکدیگر سنجیده می شود و ساختار کلی روابط به طور همزمان در بوته آزمون قرار می گیرد.
مطالب فراوانی در زمینه مدل های علی وجود دارد اما در این کتاب سعی شده است که گزینش مطالب با توجه به ضرورت و اهمیت بعضی از تحلیل آماری صورت گیرد علاوه بر این در سراسر کتاب همواره بر نگرش کاربردی بودن مطالب و مثالها تاکید شده است بنابراین مثالهای مطرح شده در کتاب اقتباس از پژوهش طالبی(1391)[1] است در عین حال منابع متعددی برای آشنایی بیشتر علاقه مندان در پایان هر فصل ذکر شده است.
اگرچه مطالب مطرح شده به صورت ساده در این کتاب مورد بحث قرار گرفته اما فرض نویسندگان بر این بوده است که خوانندگان حداقل پیش زمینه ای در مباحث همبستگی، رگرسیون و فرض آزمایی دارند لیکن برای مبتدیان نیز توضیح نسبتا مفصلی درباره همبستگی و رگرسیون ارائه نموده ایم که می تواند زمینه لازم را برای درک مطالب کتاب فراهم آورد. همچنین این اثر می تواند مورد استفاده پژوهشگران و دانشجویان سایر رشته ها قرار گیرد.
[1]. طالبی(1391) در پژوهشی تحت عنوان ارائه مدل علی نقش متغیرهای روانشناختی در استفاده واقعی از فناوری اطلاعات و ارتباطات با تاكید بر مدل دیویس به بررسی متغیرهای موثر در میزان استفاده از فناوری اطلاعات پرداخته است.
ناموجود
مقدمه
روشهای آماری در همه علوم به عنوان وسیلهای برای آزمون، تحلیل و تفسیر فرضیه ها است. این روشها و فنون در واقع مبنایی برای استنباط و استقرا بوده و قابل تكرار و تایید در پژوهشهای علمی به شمار میروند. امروزه آمار از یکسو اصول و روش جمع آوری، مرتب كردن، خلاصه كردن و نمایش دادن اطلاعات اولیه و از سوی دیگر به کمک روشهای آماری، می توان به تجزیه و تحلیل رابطه، تفاوت یا تاثیر متغیرهای مطرح شده در سوالها یا فرضیه های پژوهش پرداخت و نتایج را مورد بحث قرار داد در فصل اول به کلیاتی از کتاب اشاره شده است تا خوانندگان کتاب بتوانند تصوری جامع از آنچه قرار است در کتاب مطالعه نمایند، به دست آورند.
تحقیق همبستگی
تحقیق همبستگی[1] زیر مجموعه تحقیقات توصیفی (غیر آزمایشی) است و با این هدف انجام میشود که رابطه بین متغیرها [2]را نشان دهد. تحقیق همبستگی بر اساس هدف تحقیق به سه دسته کلی تقسیم میشود.
دسته اول مربوط به تحقیقاتی است که به بررسی همبستگی بین متغیرها می پردازد، بدین معنی که محقق میخواهد رابطه متغیرهای موجود را بررسی کند این نوع رابطه مورد توجه خاص محققین و پژوهشگران است. بین دو متغیر ممكن است همبستگی مستقیم مثبت یا همبستگی مستقیم منفی و یا اصلا همبستگی وجود نداشته باشد. دو متغیر زمانی دارای همبستگی مثبت است كه وقتی كه مقدار یكی از متغیرها ازدیاد پیدا كند، دیگری هم روندی در جهت ازدیاد به طور یكنواخت و مشابه با تغییرات متغیر اول را نشان میدهد. دو متغیر را در حالت كلی غیر همبسته میگویند كه وقتی یكی از آنها تغییر كند در دیگری هیچگونه تغییری مشاهده نگردد و بالاخره دو متغیر را همبسته منفی میگویند كه وقتی یكی از آنها تغییر كند مثلا ازدیاد پیدا كند تغییر متغیر دیگری در جهت عكس تغییر اولی باشد مثلا تنزیل یابد (زارع، طالبی و صیف، ۱۳۹۶).
دسته دوم تحقیقات مربوط به تحلیل رگرسیون[3] را شامل میشود که هدف آن پیش بینی تغییرات متغیر ملاک با توجه به متغیرهای پیش بین است. در تحلیل هایی از نوع رگرسیون متغیرهای پیش بینی را میتوان به سه روش همزمان[4]، گام به گام [5] و سلسله مراتبی وارد تحلیل کرد.
روش همزمان
رایج ترین نوع رگرسیون چند متغیری، رگرسیون همزمان[6] نامیده می شود. در این روش، محقق مجموعه ای از متغیرهای پیش بینی کننده را مشخص می سازد در این روش، تمام متغیرهای پیش بین به طور هم زمان وارد تحلیل می شوند البته به دلیل ورود همزمان متغیرها، ممکن است بعضی از آنها معنا دار نباشند (مهرعلی زاده و چینی پرداز، 1384).
روش گام به گام
در روش گام به گام اولین متغیر پیش بین بر اساس بالاترین ضریب همبستگی صفرمرتبه با متغیر ملاک وارد تحلیل میشود. از آن پس سایر متغیرها پیش بین بر حسب ضریب همبستگی نیمه تفکیکی[7] یا تفکیکی[8] در تحلیل وارد میشود. در این روش پس از ورود هر متغیر جدید ضریب همبستگی نیمه تفکیکی یا تفکیکی، تمام متغیرهایی که قبلا در معادله وارد شده اند به عنوان آخرین متغیر ورودی مورد بازبینی قرار میگیرد و چنانچه با ورود متغیر جدید معنی داری خود را از دست داده باشد، از معادله خارج میشود. به طور کلی در روش گام به گام ترتیب ورود متغیرها در دست محقق نیست در رگرسیون گام به گام نباید این نکته را فراموش کرد که متغیری که در اول پیش بینی کننده خوبی است، ممکن است در گامهای بعدی حذف شود (کرلینجر و پدهازر، ترجمه سرایی، ۱۳۹۴).
روش سلسله مراتبی
در روش سلسله مراتبی ترتیب ورود متغیرها به تحلیل بر اساس یک چارچوب نظری یا تجربی مورد نظر محقق صورت میگیرد. به عبارت دیگر پژوهشگر شخصا درباره ترتیب ورود متغیرها به تحلیل تصمیم گیری میکند. این تصمیم گیری در خصوص تقدم و تاخر ورود متغیرها بر اساس رابطه متغیرها در تحقیقات پیشین یا رابطه علت و معلولی و قبل از شروع تحلیل اتخاذ میشود (سرمد، بازرگان و حجازی، ۱۳۹۶).
تحلیل رگرسیون را می توان به مواردی که در آن متغیر وابسته با مقیاس اسمی اندازه گیری شده، تعمیم داد. به عبارت دیگر در صورتی که متغیر وابسته اسمی باشد، با سه نوع رگرسیون متداول سروکار داریم:
تحلیل تشخیص[9]
در این روش، تمام متغیرهای پیش بین کمی (فاصله ای یا نسبی) هستند. تحلیل تشخیص با این منظور آغاز می شود که بخواهیم دو یا چند گروه از افراد را که از لحاظ کیفی(مثلا جنسیت، شغل، رشته تحصیلی و. . . ) از یکدیگر متمایز هستند، از لحاظ آماری تفکیک کنیم.
رگرسیون لوجیستیک[10]
در مواردی که متغیر وابسته دارای مقیاس اسمی و متغیرهای مستقل ترکیبی از مقیاس اسمی و مقیاس کمی (فاصله ای یا نسبی) باشد با رگرسیون لوجیستیک سرو کار داریم مثلا چنانکه بخواهیم موفقیت (با کد1) و عدم موفقیت (با کد2) را بر اساس متغیرهایی مانند جنسیت، سن و هوش پیش بینی کنیم باید از رگرسیون لوجیستیک را مورد استفاده قرار دهیم. زیرا متغیر وابسته متغیری اسمی (موفقیت و عدم موفقیت) و متغیر مستقل ترکیبی از متغیرهای اسمی(جنسیت) وکمی (سن و هوش) است.
تحلیل لگاریتم خطی[11]
در مواردی که تمام متغیرهای مدل در مقیاس اسمی اندازه گیری شده و داده ها به صورت فراوانی باشد، روش متداول برای پی بردن به رابطه بین دو متغیر اسمی، استفاده از آزمون مجذور کای() است اما هرگاه تعداد متغیرهای اسمی بیش از دو متغیر باشد، در چنین مواردی از مدل لگاریتم خطی استفاده می شود. لازم به ذکر است که مدل لگاریتم خطی اساسا یک مدل رگرسیون خطی چندگانه است (سرمد، بازرگان و حجازی، ۱۳۹۶).
دسته سوم مربوط به تحلیل ماتریس همبستگی[12] و آزمودن روابط ساختاری مبتنی بر نظریه است که در این زمینه در سالهای اخیر به صورت منسجم، کوشش های بسیاری صورت گرفته است یکی از این کوشش های نوید بخش در این زمینه، تحلیل چند متغیری[13] با متغیرهای مکنون است از این روش تحت عنوان مدل معادله ساختاری یاد شده است. با توجه به هدف تحقیق و تحلیل هایی که روی این ماتریس صورت می گیرد، روش های آماری متفاوتی ارائه شده است. در اینجا سه نوع تحلیل که روی ماتریس همبستگی صورت می گیرد یعنی تحلیل عاملی، تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری تشریح می شود. هر یک از این سه دسته تحقیق روش آماری خود را برای تجزیه و تحلیل لازم دارد که برخی از این روشها به دلیل پیچیدگی توسط کامپیوتر انجام میشود.
تحلیل عاملی
ماتریس همبستگی از نوع تحلیل عاملی[14] با هدف تبیین تغییرات متغیرها در عامل های محدودتر یا تعیین خصیصههای زیر بنایی یک مجموعه از دادهها انجام میشود. این روش بر دو نوع تحلیل عاملی اكتشافی[15] و تحلیل عاملی تاییدی[16] صورت می گیرد.
اگر تحلیل عاملی را به عنوان راه چارهای برای پیبردن به کمترین تعداد عامل هایی که میتوانند کوواریانس مشاهده شده را توضیح دهند و نیز به عنوان ابزاری برای کشف بیشترین میزان ممکن از کاهش دادهها بکار بگیریم؛ این نحوه از بکارگیری تحلیل عاملی، شکل اکتشافی آن است و چنانکه تحلیل عاملی به صورت وسیلهای برای تأیید یک فرضیه معین و مشخص مورد استفاده قرار گیرد. آن گاه این شیوه را تحلیل عاملی تأییدی مینامند یعنی هدف این نوع از تحلیل عاملی بیشتر آزمون نظریه یا سنجش اعتبار شاخصهاست (منصورفر، 1382). بنابراین تحلیل عاملی می تواند به دو شکل اکتشافی و تاییدی باشد و اینکه کدام یک از این دو شکل باید به کار رود، مبتنی بر هدف تحلیل داده هاست. تحلیل عاملی اکتشافی وقتی به کار می رود که پژوهشگر شواهد کافی قبلی و پیش تجربی برای تشکیل فرضیه درباره تعداد عامل های زیر بنایی داده ها نداشته باشد و بیشتر به عنوان یک روش تدوین و تولید تئوری است نه روش آزمودن تئوری. اما تحلیل عاملی تاییدی، تعیین می کند که آیا داده ها با یک ساختار معین هماهنگ است یا خیر. به عبارت دیگر، در تحلیل عاملی تاییدی هدف آزمودن تئوری است و پژوهشگر تحلیل خود را با فرضیه قبلی آغاز می کند (هومن، ۱۳۹۵: 420).
مولائیک[17] و همکارانش(1989) پیشنهاد کرده اند که تمام تحلیل های اکتشافی را باید به وسیله تحلیل عاملی تاییدی تکمیل کرد. بنابراین لازم نیست که کاربرد تحلیل عاملی را به کشف ابعاد زیربنایی دادهها محدود کنیم؛ بلکه این روش را بسته به اطلاعات پژوهشگر، میتوان به عنوان ابزاری برای آزمون فرضیههای خاص مورد استفاده قرار داد.
تحلیل مسیر
تحلیل مسیر[18]، شکلی از تحلیل رگرسیون است که برای آزمون فرضیه های پیچیده استفاده می شود. با استفاده از تحلیل مسیر می توان، اثر های مستقیم و غیر مستقیم بر متغیرهای مستقل و وابسته را محاسبه کرد. این اثرها که در اصطلاح ضرایب مسیر نامیده می شود، در عمل همان ضرایب رگرسیون استاندارد (Beta) هستند (کرلینجر،ترجمه پاشا شریفی و نجفی زند،۱۳۹۶). چنانکه از دیدگاه رگرسیون چند متغیری به تحلیل مسیر نگاه کنیم، تحلیل مسیر باید با مدل یابی پیش بینی کننده ارتباط داشته باشد نه با اصطلاح مدل یابی علی، زیرا ضرایب مسیر، همان وزن های بتای حاصل از معادله پیش بینی اند. اما تحلیل مسیر در قالب مدل یابی علی، حاصل ترکیب کردن نتیجه چند تحلیل پیش بینی است.
درحقیقیت تحلیل مسیر، تعیین یک ساختاری پیش تجربی است که همه متغیرهای مورد علاقه پژوهشگر را در بر می گیرد. در این فرایند ابتدا یک سلسله مراتب علی مطرح می شود که در آن برخی متغیرها ممکن است علت احتمالی متغیرهای دیگر باشد اما بطور قطع نمی تواند معلول آن باشد. به بیان دیگر، ترتیب متغیرها به گونه ای است که متغیری که در مرتبه بالای این سلسله مراتب قرار دارد، ممکن است علت متغیر مرتبه پایین تر آن باشد اما بعید است متغیر پایین تر علت متغیر بالاتر باشد. برای نمودار های مسیر، قواعدی وجود دارد که تضمین می کند هر نمودار معرف دقیق مدلی است که به گونه ای کامل واریانس و کوواریانس همه متغیرها اعم از آشکار و مکنون را توجیه می کند (هومن، ۱۳۹۵).
مدل معادلات ساختاری
از جمله تحلیل های همبستگی، تحلیل ماتریس کوواریانس[19] یا ماتریس همبستگی[20] است. ماتریس همبستگی از نوع معادلات ساختاری با هدف آزمودن مدل خاصی از رابطه بین متغیرها انجام میشود. در این مدل دادهها به صورت ماتریس همبستگی یا کواریانس در آمده و یک مجموعه معادلات رگرسیون بین متغیرها تدوین میشود.
مدل معادله ساختاری (SEM)[21] برای آزمودن مدلهای پیچیده که در آنها یک یا تعداد بیشتری متغیرهای مستقل و یک یا تعداد بیشتری متغیرهای وابسته وجود دارند، استفاده می شود (تاباچنیک و فیدل[22]، 2000). مدل معادله ساختاری را می توان ترکیبی از تحلیل عاملی[23] و تحلیل رگرسیون چند متغیری تلقی کرد و مهمترین نقطه قوت آن در این است که با این روش می توان اثرهای متغیرهای مکنون[24] را بر یکدیگر و بر متغیرهای مشاهده شده ارزیابی کرد (کرلینجر،ترجمه پاشا شریفی و نجفی زند،۱۳۹۶). همچنین در مدل معادلات ساختاری اثرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرها به منظور شناخت روابط علی مورد محاسبه قرار میگیرند.
حجم نمونه در مدلهای علی
برآورد حجم نمونه یکی از مسایل مهمی است که محققان در برنامهریزی تحقیق خود با آن مواجه هستند. قانون کلّی در این مورد، بزرگترین اندازة ممکن را تصویب میکند. بنابراین هرچه نمونه با حجم بزرگتری انتخاب شود شاخصهای آماری محاسبه شده برآورد دقیقتری از پارامترهای جامعه بدست خواهند داد. ولی در اکثر طرحهای تحقیقاتی محدودیتهای مالی، زمانی و نیروی انسانی موجب میشود که تعداد افراد مورد مطالعه محدود گردد (دلاور، ۱۳۹۶). کرجسی و مورگان برای خطای نمونه گیری 05/0 وسطح اطمینان 95/0 از فرمول زیر استفاده نموده اند:
فرض کنید چنانکه حجم جامعه آماری مورد مطالعه 262 نفر باشند بنابراین بر اساس فرمول کرجسی و مورگان باید تعداد 96 نفر باید به عنوان نمونه انتخاب شوند:
لازم به ذکر است که در فرمول فوق برآورد نسبت صفت متغیر با استفاده از مطالعات قبلی است و چنانکه مقدار در دسترس نباشد می توان مقدار آن را مساوی 5/0 اختیار کرد در این حالت مقدار واریانس به حداکثر خود یعنی25/0 می رسد (طالبی، ۱۳۸۴). چنانچه تعداد نمونه (n) به دست آمده از فرمول بالا نسبت به حجم جامعه (N) کوچک باشد (5/0≥) حجم نمونه محاسبه شده به عنوان نمونه نهایی مورد نظر قرار می گیرد، در غیر این صورت تعداد نمونه رامی نامند و نمونه را باید برای حجم نهایی تعدیل کنید
در این رابطهحجم نمونه است که باید تعدیل شود و تعداد نمونه اولیه 96=n به دست آمده است و حجم جامعه ۲۶۲=n می باشد بنابراین کسر نمونه گیری برابر است با از این رو با استفاده از فرمول بالا، می توان حجم نمونه را تعدیل کرد:
در رگرسیون چند متغیری توان و حداقل2R مورد نظر و تعداد متغیرهای پیش بین(p)، حجم نمونه خاصی را می طلبد در جدول1-2 روابط عوامل مذکور برای p=3 و p=6 نشان داده شده است:
جدول1-1: بررسی حجم نمونه بر اساس توان آزمون و2R
| تعداد متغیرهای مستقل(p) | ||||||||
| P=3 | p=6 | |||||||
| توان
2R |
03/0 | 05/0 | 07/0 | 09/0 | 03/0 | 05/0 | 07/0 | 09/0 |
| 10/0 | 34 | 56 | 83 | 132 | 47 | 74 | 107 | 169 |
| 30/0 | 11 | 17 | 25 | 37 | 17 | 24 | 33 | 48 |
| 50/0 | 7 | 10 | 13 | 18 | 11 | 14 | 18 | 24 |
همانطور که ملاحضه می کنید با افزایش تعداد متغیرها، حجم نمونه برای توان آزمون و 2R افزایش می یابد. بر عکس با افزایش 2R برای توان آزمون وp ثابت کاهش می یابد. در واقع رابطه ثابتی بین حجم نمونه و تعداد متغیرها وجود ندارد با دو برابر شدن تعداد متغیرها، حجم نمونه لزوما نباید دو برابر شود اگرچه یک قانون معروف ساده برای حجم نمونه این است که تعداد نمونه باید حداقل 10برابر تعداد متغیرها باشد. از نظر دارلینگتون[25] این قانون برای پیش بینی تا حدی قابل قبول است، ولی برای مدلهای علی هرچه نمونه بزرگتر باشد، بهتر است (سرمد، بازرگان و حجازی، ۱۳۹۶).
در زمان انجام تحلیل علی نیز حجم نمونه باید از سوی محققان مدنظر قرار گیرد در نوشته های مختلف برای تحقیقات علی، با 10 تا 15 شاخص، به طور متداول حجم نمونه 200 تا 400 مورد پیشنهاد شده است. لوهلین[26]، حداقل100 مورد و ترجیحا200 مورد را توصیه می کند چنانکه حجم نمونه با بیش از 10 متغیر، کمتر از200 نفر باشد، موجب عدم حصول همگرایی، به دست آمدن جوابهای نامناسب و یا برآورد ناپایدار پارامتر می شود. همچنین بنتلر و چو[27]، پنج مورد را برای هر پارامتر نه برای هر متغیر اندازه گیری شده توصیه کرده اند(هومن، ۱۳۹۵).
برای انجام تحلیل عاملی، برخی حجم نمونه مورد قبول را حداقل ۱۰۰ نفر و برخی ۲۰۰ نفر را پیشنهاد کرده اند، اما هرچه حجم نمونه بیشتر باشد، احتمال لینکه عامل زیر بنایی متغیرهای اندازه گیری شده آشکار شود بیشتر است و بنابراین تعداد دویست نفری به عنوان حداقل نمونه معقول است (بریس، کمپ و سلنگار، ترجمه علی آبادی و صمدی، ۱۳۹۳).
در مورد حجم نمونه باید به دو نکته توجه کرد:
- حجم نمونه باید از تعداد متغیرها بیشتر باشد. کلاین(1994، ترجمه صدرالسادات و مینایی،۱۳۹۳) حداقل نسبت را دو به یک بیان می کند اما هر چه این نسبت بزرگتر باشد، بهتر است.
- حجم نمونه باید بیشتر از عامل های استخراج شده باشد. کلاین حداقل نسبت بیست به یک را پیشنهاد می کند به طور کلی هر چه نمونه کوچکتر باشد، خطای معیار و همبستگی بزرگتر خواهد بود و به همین دلیل در تحلیل عاملی نیز خطای بیشتری راه خواهد یافت. نمونه های کمتر از صد گاه منتهی به نتایج گمراه کننده ای می شوند کلاین(1994، ترجمه صدرالسادات و مینایی،۱۳۹۳).
نرم افزارهای مربوط به مدل علی
در میان نرم افزارهای مختلف آماری، تعدادی از این نرم افزارها در مبحث مدل های علی، بیش از سایرین کاربرد دارد و مورد استفاده قرار می گیرند. در این نوشتار به معرفی و مقایسه اجمالی این نرم افزارها به نقل از قاسمی(۱۳۹۲) پرداخته می شود.
LISREL[28] اولین نرم افزاری است که به منظور مدل سازی در مبحث معادلات ساختاری طراحی و مورد استفاده قرار گرفته است. این نرم افزار توسط کارل جورسکاگ و وان تیلو ساخته شده است. نگارش سوم این برنامه که در ابتدا از زبان برنامه نویسی ماتریسی با نشانه گذاری یونانی بهره می برد در سال 1976 برای اولین بار در اختیار عموم قرار گرفت. نرم افزار LISREL از سه قسمت تشکیل شده است و علاوه بر LISREL شامل SIMPLIS و PRELIS نیز می باشد. SIMPLIS در واقع تلاشی بوده است تا توانایی های LISREL برای برنامه نویسی را به زبان ساده تر برگرداند به نحوی که پژوهشگرانی که آشنایی چندانی با نمادگذاری ماتریسی و یونانی ندارند نیز بتوانند از امکانات این نرم افزار بهره مند شوند. PRELIS نیز عمدتا شامل مواردی است که قبل از پرداختن به مدل سازی و آزمون مدل ها باید به آن پرداخته شود. مواردی نظیر نرمال بودن توزیع داده ها، شناسایی داده های پرت یا دورافتاده و داده های گمشده(بدون پاسخ).
این نرم افزار امکان ذخیره خروجی ها به اشکال مختلف از جمله ماتریس های مختلف را داراست. PRELIS امکان انجام تحلیل های رگرسیونی مختلف نظیر رگرسیون با داده های سانسور شده، رگرسیون پروبیت و رگرسیون لجستیک را فراهم آورده است.
علاوه براین در این نرم افزار امکان فراخوانی داده ها در قالب های مختلف و بررسی اولیه داده ها با استفاده از شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی در قالب جداول و نمودارهای مختلف فراهم آمده است. همچنین امکان جایگزینی داده های گمشده براساس روش های مختلف در این نرم افزار تدارک دیده شده است.
از دهه 1980 نرم افزارهای دیگری نیز توسط افراد و شرکت های مختلف طراحی و در اختیار کاربران قرار گرفت. از جمله این نرم افزارها می توان به Amos[29]، EQS، Mplus، [30]PLS، Statistica و Mx اشاره کرد.
نرم افزار آماری Mx توسط مایک نیل طراحی شده است قابلیت های مختلفی در رابطه با مدل سازی داشته و در نگارش های جدید توانایی های گرافیکی مطلوبی را نیز کسب کرده است. این نرم افزار به خوبی می تواند بخشی از مدل را به عنوان مدل فرعی اتخاذ کرده و ضمن انجام محاسبات برای مدل اصلی، مدل های فرعی را نیز به آزمون گذاشته و آنها را با یکدیگر مقایسه نماید. این نرم افزار همچنین قابلیت کار با داده های رتبه ای، انجام خودگردان سازی و محاسبه برآوردهای خودگردان را نیز دارا می باشد.
EQS نیز به عنوان یکی از نرم افزارهای قدرتمند در عرصه مدل سازی شناخته شده است و مانند Amos، LISREL و Mplus این نرم افزار نیز می تواند دستورالعمل های متنی را اجرا نماید و هم می تواند مدل تدوین شده در قالب شکل را به عنوان وروی بخواند و آن را اجراکند. این نرم افزار علاوه بر مدل سازی معادله ساختاری توان انجام آزمون های آماری معمول نظیر آزمون T، تحلیل واریانس، همبستگی، رگرسیون و تحلیل عاملی را دارد. همچنین امکان وارسی داده ها از طریق جدول فراوانی تک متغیره و چند متغیره را فراهم آورده است. اجرای آزمون ناپارامتری مختلف مانند ضرایب رتبه ای اسپیرمن و کندال، آزمون علامت، تحلیل واریانس کروسکال والیس، آزمون دو نمونه ای کالموگرف-اسمیرنف و. . . از دیگر توانایی های EQS می باشد
Mplus به عنوان یکی دیگر از برنامه های موفق در عرصه مدل سازی شناخته می شود که دارای انعطاف پذیری بالایی در تحلیل داده ها است. موتن و موتن [31](2007) به عنوان طراحان اصلی این برنامه توضیح می دهند که Mplus امکان تحلیل داده های مقطعی و طولی، داده های تک سطحی و چندسطحی را فراهم آورده است. همچنین امکان کار بر روی متغیرهای مشاهده شده پیوسته، سانسورشده، دو مقوله ای، مقوله ای رتبه ای، مقوله ای اسمی و یا ترکیبی از آنها وجود دارد. این برنامه همچنین توانایی گسترده ای در استفاده از شبیه سازی مونت کارلو دارد که در موارد مختلف از جمله روش های بیزی برای برآورد پارامترها کاربرد دارد.
نرم افزار AMOS در برگیرنده برنامه ای است كه با استفاده از آن میتوان مدلهای گرافیكی را به وسیله ابزارهای طراحی ساده به سرعت مشخص، بررسی و تغییرداد. واژه AMOS خلاصه شده عبارت «تحلیل ساختارهای گشتاور» میباشد. تحلیل ساختارهای گشتاور یك روش كلی است كه برای تحلیل داده ها به كار رفته و به عنوان «مدل معادله ساختاری (SEM)[32]» شناخته میشود. این رویكرد تحت عناوین «تحلیل ساختارهای هم پراكنش» یا «مدل سازی گشتاورها» نیز مطرح میباشد. این رویكرد در موارد خاص، از بسیاری تكنیك های شناخته شده متعارف و مرسوم از جمله مدل خطی کلی و تحلیل عاملی مشترك بهره می گیرد. AMOS در ابتدا با هدف یاری رساندن جهت آموزش مدل سازی معادله ساختاری طراحی شد برنامه AMOS در اصل به عنوان وسیله ای برای آموزش این روش موثر و اساساً ساده (مدل معادلات ساختاری) طراحی شد. به همین دلیل تقریبا هیچ پیش فرضی در مدل ترسیم شده وجود ندارد و همه چیز باید توسط کاربر تعریف شود. AMOS روش های بیشینه درستنمایی[33]، حداقل مجذور غیر وزنی[34]، حداقل مجذور تعمیم یافته[35]، معیار مجانب نابسته به توزیع براون[36]، حداقل مجذور نابسته به مقیاس[37] را برای برآورد مدل های معادلات ساختاری ارایه می كند.
AMOS در مواجه با دادههای از دست رفته[38] به جای اتكا به روش های بی پایه و اساس مانند حذف از فهرست و یا حذف جفتی یا اسناد میانگین، از طریق حداکثر احتمال، پیشرفته ترین روش های ارزیابی را به كار می برد. در این برنامه می توان چندین مدل را در یك تحلیل واحد گنجاند. برخی مدل ها دوتایی هستند كه در آنها یكی از مدل ها از طریق اعمال محدودیت بر پارامترهای مدل دیگر به دست آمده است، در اینگونه موارد، AMOS هر دو مدل را بررسی می كند. این برنامه برای چنین مدل هایی، چندین روش آماری مناسب را ارایه می كند. این برنامه می تواند داده های مربوط به چندین جامعه آماری را به طور همزمان تحلیل كند(آربوکلی ترجمه طالبی و همکاران، 1389).
نرم افزارهای PLS (نظیر Smart PLS، Warp PLS، Visual PLS، PLS Graphing ) که بعدا به روش حداقل مجذورات جزئی (PLS) تغییر نام داد روش نسبتا جدیدی از معادلات ساختاری رگرسیونی است که هم برای رگرسیون تک متغیری و هم چند متغیری با چند متغیر ملاک کاربرد دارد. باید به این نکته توجه داشت که نرم افزارهای روش مدل یابی معادله ساختاری نظیر LISREL، AMOS وEQS، نیاز به بررسی مفروضه های نرمال بودن و استقلال مشاهده ها از یکدیگر دارد اما PLS نیاز به حجم نمونه بزرگ ندارد و برای مقابله با مشکلات داده های خاص مانند حجم اندک داده ها (نمونه های کوچک)، وجود داده های گمشده[39](بدون پاسخ)، تحلیل داده های غیر نرمال و چندگانگی خطی[40] طراحی شده است نباید فراموش کرد که بر خلاف روش PLS، روش کمترین مجذورات متداول (OLS) [41]در مقابل حجم اندک داده ها، وجود داده های گمشده و چندگانگی خطی متغیرهای مستقل مقاوم نبوده و نتایج بی ثباتی را ایجاد می کند (سیدعباس زاده، امانی، هین خضری، و پاشوی، ۱۳۹۳).
[1] Correlation
[2] Variables
[3] Regression Analysis
[4] Enter
[5] Stepwise
[6] Enter
[7] Semi-partial correlation
[8] Partial correlation
[9] Discriminant Analysis
[10] Logistic Regression
[11] Log-Linear Analysis
[12] Correlation Matrix Analysis
[13] Multivariate Analysis
[14] Factor Analysis
[15] Exploratory factor analysis
[16] Confirmatory factor analysis
[17] Mulaik
[18] Path Analysis
[19] Covariance Matrix
[20] Correlation Matrix
[21] Structual Equational Modeling
[22] Tabachnick and Fidell
[23] Factor analysis
[24] Latent variable
[25] Darlington
[26] Loehlin
[27] Bentler and Chou
[28] linear structural relations
[29] Analysis of moment structures
[30] Partial Least Squares
[31] Muthén and Muthén
[32]. structural equation modeling
[33] -maximum likelihood
[34]. Unweighted least squares
[35]. GeneraliScale- free least squareszed least squares
[36]. Browne’s asymptotically distribution- free criterion
[37]. Scale- free least squares
[38] – missing data
[39] Missing value
[40] چندگانگی خطی وضعیت نامطلوبی است که در آن همبستگی بین متغیرهای پیش بین(مستقل) زیاد است به منظور بررسی مساله چند گانگی خطی در نرم افزار SPSS از دو آماره رواداری یا تحمل(Tolerance) و عامل تورم واریانس(Variance Inflation Factor) استفاده می شود. در برونداد نرم افزار SPSS اگر میزان رواداری نزدیك به یك و میزان عامل تورم و اریانس كمتر از دو باشد پدیده چند گانگی خطی بین متغیرهای مستقل وجود ندارد.
[41] Ordinal Least Squares
محصولات مرتبط
اصول نگارش مقالات علمی (کتاب الکترونیک)
جهانی شدن آموزش
مقدمه
از سال 1980 انقلابی از علاقه ها به ایده ی جهانی شدن به وقوع پیوست. در سرتاسر این دوره شاهد افزایش بی سابقه ی نفوذ و شهرت طیف وسیعی از سازمانهای فراملی[1] و چندملیتی بودهایم. در حال حاضر یک طیف وسیع و گسترده ای از تغییرات به واسطه جهانی شدن به وجود آمده است که مسایل مربوط به آموزش، اقتصاد و سیاست در این تغییرات سهی دارند.ظهور پارادیم و پیشینه تاریخی جهانی شدن
بهعقیـده هگل، هرچیزی هنگـامی که ضرورتاً از مرحلـهای به مرحله دیگری میرود، پیشینه تاریخی خود یا فرآیندی را که به آن حرکت در رسیدن به مرحله بعد انجامیده است، در درون با خود حمل میکند. وقتی نظامی برمیافتد و نظامی دیگر جانشین آن میشود، نظام جدید جبراً حاوی عناصری از نظام قدیم به صحنه میآید و در سیر تکاملی خود باید آن عناصر را به سطح یا سنتزی بالاتر برساند. طبق فلسفه هگل، هر روندی همواره حاوی گامهایی است که به آن انجامیده است. سئوالی که در اینجا مطرح این است که آیا ما با پدیده نوینی روبهرو هستیم که از گذشته گسست کامل دارد؟یا اینکه روندی است که ریشه در اعماق تاریخ دارد؟ اگر با نگرشی تاریخی به سیر و حرکت زندگی بشر نگاه کنیم، میتوانیم مفهوم جهانی شدن یا جهان باوری را در این تطور تاریخی بهنحوی بیابیم. شاید در مقام اندیشه برای نخستین بار مکتب صوفیگرایان و مخصوصاً رواقیان پس از ارسطو اولین کانون اندیشهای بود که در برابر بستگیهای منطقهای و محلی، برادری همه انسانها یا مفهوم «جهان وطنی» را مطرح نمود. اندیشه دینی مسیحیت نیز بهدنبال ایجاد یک جهان صلحآمیز بود. کاتولیک ریشه در کلمهای دارد که می توان از آن به «جهانی شدن» تعبیر کرد که میخواهد اندیشه مسیحیت را بهعنوان یک باور عامّه در سراسر دنیا به شعار صلح و دوستی مبدل کند. دین اسلام نیز بهعنوان آخرین مکتب آسمانی داعیههای جهانشمولی داشته و مکتب خود را مایه سعادت کل بشریت، فارغ از هر نژاد و ملیت و مرزی میداند و بر این نکـته تأکید دارد که قوانین آن برای همه جهانیان است. فلسفه علم به ما میآموزد که بستر اصلی تغییرات یک پدیده در درون و به دلیل رشد و تغییرات حاصل از کنش و واکنـشهای عناصر عمـده درونی تشکیل دهنده آن پدیده قـرار دارد، با ایـن وجود میبایست برای درک تغییرات یک پدیده توجه اصلی را به تحولات و عناصر حاکم بر تحولات درونی آن پدیده مبذول نمود. در این راستا نگرشی اجمالی به تحولات بعد از قرون وسطی در غرب ضروری مینماید؛ پس از خاتمه یافتن قرون وسطی ما وارد عصری می شویم که به عصر رنسانس از آن یاد می شود، عصری که بنا به عقیده برونوفسکی سرچشمه دنیای مدرن است(حمیدی، سرافرازی، 1390). در این عصر که چاپ سریع کتابها با حروف قابل انتقال آغاز گشت و تحول شگرفی در زمینه گسترش آن بهمیان مردم بهیاری کتابهای چاپی و ورود عصر نوزایی بهحوزه عمومی مردم بهوقوع پیوست، در حقیقت رنسانس بهعنوان نقطه اوج شکل گیری تمدن مدرن قرن با شکل گیری عصر مدرنیته، مطرح شد و ما وارد بستر یک تمدن جدید غربی شدیم. متعاقب آن طی مراحلی، عصر ناسیونالیسم شکل گرفت. تا اینکه با انقلاب کبیر فرانسه ساختار حاکمیت در برابر سطح انتظارات مردم به چالش کشیده شد. بدین معنا که تا انقلاب کبیر فرانسه چندان تفاوت اساسی بین حکومتها از نظر عملکرد در سطح جهانی وجود نداشت. با انقلاب فرانسه سطح انتظارات مردم از حکومت شکل میگیرد. شهروندان صاحب حقوق مدنی می شوند. بنابراین شهروندان صاحب بخشی ازقدرت میشوند و یک نوع تعادل میان حاکمیت و مردم برقرارمیشود، ولی هنوز بحث ناسیونالیسم بهعنوان اصلی ترین عامل در روابط بینالمللی حاکم است. جنگ جهانی اول نتیجه تعارضی است که در قواره ناسیونالیسم بهوجود آمد و پس از جنگ نیز نهاد جامعه ملل متحد نخستین نهاد جهـانی بود که کشـورها از طـریق آن میتوانستند نگاهی فراملیتی به خارج از مرزهای خود بیفکنند و ملتها در ورای مرزهای ملی خویش یک نگاهی جهانی داشته باشند. از سوی دیگر بعد از جنگ جهانی دوم وضعیت نوین اقتصادی ناشی از صلح پس از 1945م و سلطه نسبی آمریکا بهنظر میرسد سر منشاء شرایط نوین جهان و نضج «جهانی شدن» به شیوه نوین شد. مفهوم «جهانی شدن» از اوایل دهه 80 به بعد متداول شد و در دهه 90 ظهور و بروز عینی تری پیدا کرد. انقلاب در فناوری و اطلاعات و ارتباطات و پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق در تشدید و تسریع روند جهانی شدن نقش اساسی داشته و زمینههای بسط و گسترش وجوه مختلف آن را بیش از پیش فراهم ساخته است (حمیدی، سرافرازی، 1390). [1] supranationalراهنمای حرفهای برای انتشار مقاله :گامهای ساده برای نوشتن و چاپ یک مقاله
کتاب کوچینگ تحصیلی (کتاب الکترونیک)
کتاب کوچینگ تحصیلی : سعید جوی زاده ،علیرضا احمدیان و هاجر صفری (کتاب الکترونیک)
مکاتبات بینالمللی در پژوهشگری
[real3dflipbook id='8']
ارتباطات
واژه ارتباط که معادل واژه Communicationدر زبان انگلیسی است، در فارسی به صورت مصدری به معنای پیوند دادن و ربط دادن استعمال می شود. در این زمینه پژوهشگران علوم اجتماعی و متخصّصان علوم ارتباطات، تعاریفی را ذکر کرده اند که یکی از بهترین تعاریف، متعلق به چارلز کولی (جامعه شناس امریکایی) است. کولی در کتاب خود به نام «سازمان اجتماعی»، ارتباط را چنین تعریف می کند: «ارتباط، ساز و کاری است که روابط انسانی بر اساس و به وسیله آن به وجود می آید و تمام مظاهر فکری و وسائل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط، حالات چهره و رفتارها و حرکات و طنین صداها و کلمات و نوشته ها و چاپ و راه آهن و تلگراف و تلفن و تمام وسایلی را که اخیرا در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده اند، همه را، در برمیگیرد. در این تعریف، چند عنصر وجود دارد که با تحلیل آنها، اهمیت پدیده ارتباط و نقش وسایل ارتباطی روشن می شود، بدین ترتیب: الف) ارتباط، مبنای اساسی روابط انسانی به شمار می آید. ب) روابط انسانی به وسیله ارتباط، عملاً برقرار می شود. ج) وسیله انتقال است که محتوای روابط انسانی و اطلاعات را از شخصی به شخص دیگر یا از گروهی به گروه دیگر منتقل می کند. ارتباط به صورت مفرد (Communication)شامل چگونگی انتقال یک مطلب به یک فرد است ؛ اما کلمه ارتباطات به صورت جمع (Communications)به وسایل و روش های ارتباطی اطلاق می شود. از این رو، کلیه روابط و مناسبات و مُفاهمه هایی که از طریق روزنامه، تلویزیون، رادیو، اینترنت، کتاب، پوستر، سخنرانی، کاسِت های صوتی و... برقرار می شوند، از انواع ارتباطات به شمار می آیند. در واقع، هر انتقال پیامی، یک ارتباط محسوب می شود.2-2- انواع ارتباط
ارتباط مستقیم و شخصی: ارتباطی است که بدون واسطه بین شخص پیام دهنده و شخص پیام گیرنده ایجاد می شود. در این نوع ارتباط، اطلاعات و پیام، مستقیما مبادله می شود، مثل گفتگو بین دو یا چند نفر. مهم ترین خصوصیت این نوع ارتباط، صمیمی بودن و دوستانه بودن این ارتباط است. ارتباط غیر مستقیم و غیرشخصی: در این نوع از ارتباط، واسطه ای بین فرستنده و گیرنده پیام وجود دارد، به این شکل که فرستنده و گیرنده پیام، همدیگر را نمی شناسند و فقط پیام ارتباطی توسط وسیله ارتباطی (کتاب، مجله و...) به مخاطبان می رسد. ارتباط جمعی: ارتباط غیر مستقیمی که از طریق تلویزیون، رادیو، مطبوعات پرتیراژ و وسایل مشابهِ ارتباطی (رسانه های گروهی) ایجاد می شود، ارتباط جمعی نامیده می شود. این نوع ارتباط، بین هزاران نفر از افرادی که همدیگر را نمی شناسند، به وجود می آید. در این نوع ارتباط، دیگر محدودیت زمانی و مکانی ای که در ارتباط های مستقیم و شخصی وجود داشت، وجود ندارد. خصوصیت دیگر، این است که در این نوع از ارتباط، امکان حفظ و دوام پیام ها به صورت چاپی یا نوار و فیلم در طول زمان وجود دارد.2-3- تفاوت ارتباطات در گذشته با عصرامروز
نخستین ویژگی ارتباطات جمعی در عصر حاضر (در مقابل ارتباطات سنتی که در گذشته وجود داشت)، غیرشخصی بودن پیام هایی است که از طریق وسایل ارتباط جمعی در اختیار انسان ها قرار می گیرد. ارتباط در گذشته از طریق چهره به چهره و بدون واسطه انتقال پیدا می کرد ؛ اما امروزه ارتباطات از طریق وسایل ارتباطی (نظیر رادیو و تلویزیون و...) صورت می گیرد، که پیام ها بدون تماس مستقیم میان پیام دهنده و پیام گیرنده منتقل می شود. دومین ویژگی ارتباطات جمعی در عصر حاضر، نهادی بودن آنهاست. در گذشته ارتباطات به طور تصادفی صورت می گرفت. اغلب در برخوردهای تصادفی، اطلاعاتی را از طریق گوش و دهان مبادله می کردند ؛ اما در عصر امروز، تکنیک های ارتباط جمعی به طور ارادی و عَمدی در قالب نهادهای اجتماعی به کار خود ادامه می دهند. فرستنده های رادیویی و تلویزیونی و استودیوهای سینمایی از این قبیل نهادها به شمار می آیند. سومین ویژگی ارتباطات جمعی در عصر حاضر، وابستگی ارتباطات جمعی به سایر عناصر زندگی اجتماعی است. توسعه مطبوعات با گسترش سواد و تحصیلات در جامعه، رابطه ای نزدیک دارد، و از سوی دیگر، با گسترش وسایل ارتباط جمعی، سطح زندگی اعضای جامعه نیز دگرگون شده است. انسان از طریق وسایل ارتباط جمعی، تشویق به مطالعه و بالا بردن سطح آگاهی های خود می شود و از طریق وسایل ارتباط جمعی، لحظه به لحظه با وقایع و رویدادهای سیاسی و فرهنگی جهان آشنا می شود و این آشنایی در عملکرد و رفتار وی در جامعه مؤثر است. با گسترش وسایل ارتباط جمعی، سطح فرهنگ ها و آداب و رسوم اعضای جامعه نیز دگرگون شده است. آمدن مُدها به بازار، تغییر نوع برخورد و گفتارهای اعضای جامعه، تغییر نوع زندگی مردم و... معلول ارتباطات جمعی به شمار می آیند. به طور کلی می توان یادآور شد که توسعه یافتگی با ارتباطات جمعی رابطه نزدیک دارد. اگر نگوییم ارتباطات جمعی معلول توسعه یافتگی است ، اما دست کم به این نتیجه می توان رسید که ارتباطات جمعی از عوامل توسعه یافتگی به شمار می آیند.2-4- ارتباطات کلامی و غیر کلامی
2-4-1- ارتباطات کلامی
مجموع روابطي را كه از طريق گفتن و گفتگو حاصل مي شود ارتباط كلامي مي گويند. براي اينكه در ازتباط موفق شويم بايد با دقت از كلمات استفاده كنيم . هر كلمه اي احساسات ، عواطف خاص و عملكرد متفاوتي را در افراد برمي انگيزد. اگر كلمات در جا و مكان مناسب خود بكار برده شوند به سرعت برق بر جسم و روح افراد تاثير مي گذارند. بنابراين شايسته است از بكارگيري كلمات منفي همچون نمي توانم ، غيرممكن است ، امكان ندارد، هرگز و ... پرهيز شود. شما بايد از نيروي كلمات و تاثيري كه در ديگران دارند آگاهي داشته باشيد.كلمات، در پيامي كه به ديگري منتقل مي كنيد تاثير فراواني دارند. بنابراين از بكار گرفتن كلمات برحسب عادت و بدون انديشه خودداري كنيد. فراموش نكنيد كه فرمان دادن يكي از برخورد هاي محكوم به شكست است. براي اين كه سخنان شما نافذ و موثر واقع شود بايد نظريات خود را با كلمات مناسب و در چار چوب مشخص مطرح كنيد. كلمات مي توانند تاثير مثبت داشته باشند و يا با ايجاد حالت تدافعي گفت و گو را به بحث و جدل بكشانند. پس چارچوب پيام خود را با دقت مشخص كنيد و سپس با صراحت و بدون پيشداوري حقايق را با لحن و كلامي غير مغرضانه شرح دهيد. بيان الفاظي دلپذير و موزون موجب مي شود كه شخص مقابل با متانت گوش فرا مي دهد ، حقايق را جمع بندي كند و به فكر حل مساله باشد. اما عبارات مغرضانه و كينه جويانه اغلب خشم فرد ديگر رابرمي انگيزد و او را به جبهه گيري دعوت مي كند و در نهايت روابط ، را به دشمني و تعارض و نبرد مي كشاند. يك كلمه بايد دقيقا مفهوم مورد نظر ما را در بر داشته باشد ، نه كمتر و نه بيشتر . به طور كلي كلماتي را انتخاب كنيد كه در الگوي زير بگنجد: (صريح ، كوتاه ، دقيق ، مودبانه ، صــحيح و پر محتوا). كلمات بايد روشن و صريح باشند ، يعني بتوانند به درستي درونيات شما را به ديگران منتقل كنند. مطلب را مختصر و مفيد بيان كنيد تا مخاطبين شوق شنيدن را از دست ندهند.2-4-2- ارتباطات غیرکلامی
ارتباطات را می توان فرایند انتقال یامبادلة اطلاعات بین موجودات زنده دنیا تفسیر کرد که یکی از نیازهای اساسی و مهم وجود انسان هاست. تجربه نشان داده است که انسانها زمانیکه از هرگونه ارتباط محروم می شوند ، بسرعت افسرده شده و به سرگشتگی و دیوانگی نزدیک تر می شوند. مابه محض اینکه کلمه ارتباطات را می شنویم، بلافاصله، تلفن، رادیو، تلویز یون و یا کتاب ها و نشریات در ذهنمان مجسم می شوند و همه وسایلی که ما در ارتباطات کلامی با آن سر وکار داریم. درارتباطات کلامی ، مابا یک زبان که بتواند معانی و مفاهیم و منظورمان را انتقال دهد ، سروکار داریم. زبانی که باید بتواند با حاملها و اصطلاحات خود، زمان، فضا وشرایط روی دادها و وقایع و چگونگی آن را انتقال دهد. برچسب هائی که بتواند بوسیله معانی مختلف کلمات ، تلفظ ها و شیوه های بیان آنها ، موضوعی را از شخصی به شخص دیگر انتقال دهد و در این نقل و انتقال تصّور شنونده از وقایع همانند گوینده باشد. به راستی آیا ارتباطات کلامی ، تنها راه برقراری ارتباطات فی مابین است ؟ به واقع آیا درک اهمیت ارتباطات تنها بوسیله ابزارهای ساده و ابتدایی آن به ما هدیه شده است ؟ باعنایت به تعریف ارائه شده از ارتباطات کلامی، ارتباطات غیرکلامی مشمول تمامی حالتهای ارتباطی می شود که به یک زبان رسمی وابسته نیست. ارتباطاتی که به موجب آن ایده ها و مفاهیم بدون اینکه از مفاهیم و اصطلاحات کلامی استفاده شود ، تشریح و تفسیر می شوند. به نظرشما آیا ارتباطات غیرکلامی دارای چنان زمینه ای است که بتواند چنین تعریف مهمی رادربرگیرد؟ پاسخ مثبت است. نسلهای گذشتة ، انسان های که قبل از تاریخ می زیسته اند ، ازطریق ارتباط غیرکلامی باهمدیگر رابطه داشته اند. آنها همانند جانوران ، صداهائی از گلوی خود خارج می کردند. درواقع علائم، حرکات بدنی ، اشارات ، ترسیم نقش ها تا زمانیکه زبانی برای بیان مفاهیم آنها ایجاد شود ، نیازهای ارتباطی آنان را برآورده می ساخت .بانگاهی به اطراف خود ، در می یابیم که امروز هم روشهای متعدد برای ارتباط غیر کلامی ما را احاطه کرده اند . صرف نظر از مفاهیم ارتباطات غیر کلامی ، بیشتر اینگونه ارتباطات با حسهای ارتباط گر مرتبط اند . آخر از همه نیز این " حسّها " هستند که می توانند اطلاعات را انتقال دهند. بشر همیشه فکر می کرد که فقط 5 نوع حس دارد . بعدها دریافت که حس ششمی نیز وجود دارد . اغلب ارتباطات ما انسانها، با این حسها سر و کار دارد. ارتباط غیر کلامی مرتبط با حسهای بشری ، با حرکت ، رنگ و شکل توام است. حالت های حرکتی نیز در ارتباطات کاربرد دارند که می توانند مبهم یا روشن باشند. اگر شخصی به یک تنگ آب و سپس به دهان خود اشاره کند ، این شاید نمونه ای ازیک ارتباط حرکتی روشن و بدون ابهام باشد . یعنی آشکار است که وی تشنه است و در خواست آب می کند از طرف دیگر دراغلب موارد موقعیت های غیرقابل تفسیری نیز وجود دارند که در شرایط متفاوت معانی مختلفی را انتقال می دهند و برداشت دقیق و صحیح آن ها به عوامل مختلفی از قبیل عوامل فرهنگی ، جغرافیایی ، اجتماعی و غیره مربوط می شود. درهندوستان ، استرالیا و برخی از کشور های غربی ، چنانچه کسی سرش رابالا و سپس پائین بیاورد، به معنی تأ ئیداست اما همین حرکت در کویت دقیقاً معنی برعکس دارد و مهفوم (نه) را القاء می کند. در شبه قاره هند چنانچه یک زن با انگشت نشانه دماغ خود را لمس نماید، این حرکت نشاندهندة تعجب و شگفتی وی است. درخاورمیانه همین حرکت به معنی خدمتگزاری بوده و فرد نیت و آمادگی خود را برای انجام کار حتی تحت سرپرستی یک شخص دیگر اعلام می کند و البته این نوع حرکت ها بیشتر از سوی مردان انجام می شود. در ایران نیز اگر شخص بخواهد بگوید که من با کمال میل در خدمت شما هستم وازدستورات شمااطاعت می کنیم،دست راست خود را روی چشم راست خود میگذارد. شاید کاربرد حرکات بدنی حاصل چهارچوب بندیهای ماهرانه ای باشد که همانند زبان انسانهای کرولال کاربرد داشته باشد. ما درزندگی روزمره، بطورمداوم ترکیبی ازکلمات وحرکات راجهت بیان منظورمان بکارمیگیریم. صدا زدن کسی همراه با لبخند و گفتگو باوی ، باصدا کردن وی بدون لبخند متفاوت است .ارتباطات غیرکلامی ناخود آگاه ، آنچه که ما آن را زبان بدنی و یا درست بگوئیم زبان حرکتی (حالت اندامی)می نامیم ، یک اصطلاح علمی است .حالات بدن ما گاهی بیانگر حالات روحی روانی ما بوده بطوریکه شاید ما قادر نباشیم آن را با کلمات بیان نمائیم.کاربردزبان حرکتی می تواند بازتابی یا غیربازتابی بوده و حالت بدنی ، یا وضعیت وشرایط روحی ماهمراه پیام به شخصی که منتظردریافت پیام است،منتقل شود. زمانیکه تمرکز می کنیم ، مردمک چشممان تنگ می شود و وقتی خسته ایم ، خمیده تر به نظر می رسیم و زمانی که به هیجان می آئیم فیزیک چهره مان فرق می کند. آقای جولیوس فست[1] درکتاب معروف خود به نام (زبان حرکت بدنی) که درسال 1984 منتشر شد، بیان کرده است که زبان بدنی حاصل نفوذ فرهنگی و محیطی است. شخصی که درآمریکای شمالی زندگی می کند و به زبان حرکات بدنی آشنائی دارد ممکن است به سادگی در درک حس و قصد شخص دیگری که در اسپانیا زندگی می کند ، دچار اشتباه گردد. مطالعات نشان داده است که امکانات برخی از مؤلفه های زبان حرکت بدنی جهانی بوده و به فرهنگ و نوع جنسیت افراد و همچنین محیط آنان بستگی دارد . به هر حال طبقه بندی زبان بدنی به دو بخش وابسته به فرهنگ و عدم وابسته به آن، در مرحلة شکوفایی است. از بین حسهای پنج گانة خودمان ، حس شنوائی اساساً به ارتباطات کلامی متکی است اما می تواند در ارتباطات غیر کلامی نیز کاربرد داشته باشد. به تجربه ثابت شده است که حس متانت و آرامش، عصبانیت، بشاشیت و خوشرویی، افسردگی و امثال آن می تواند از طریق آواهای هماهنگ و موزون به دیگری منتقل شود. از آوا شناسی در درمان و بهبود افسردگی نیزاستفاده می شود. ارتباطات می تواند با حس بویایی نیز مرتبط باشد مطالعات دانشمندان ثابت کرده است که برخی از جانوران و حشرات از طریق حس بویایی امیال جنسی خود را به جفت خود منتقل می کنند. حس لامسه از مدلهای قوی و مؤثر در ارتباطات است . یک بوسه یا یک دست دادن ساده و یا در آغوش کشدن کسی، حتی یک لبخندکوچک توأم بانوازش یا بادست گذاشتن برروی دوش کسی، می توان ارتباط بسیار قوی و مؤثری برقرار نمود که حتی با صدها کلمه و حرف میسر نمی شود. برخی ها هم ادعا می کنند که با گرفتن دست کسی حتی می توانند فکر آنها را هم بخوانن . از میان اینهمه شواهد موجود در طبیعت ، باور نمی کنم که برقراری ارتباط از طریق حس چشایی میسر نباشد. تله پاتی (دوهم اندیشی) یکی از راههای ارتباط که در مورد آن بسیار صحبت شده است،یکی از امکانات برقراری اتباط بدون کلام است . تله پاتی با نفی حواس پنجگانه مرتبط است. تعمق در مورد وجود تله پاتی به آواخر قرن بیستم برمی گردد.جنجالی که توسط آقای جوزف بی رینز[2] و سایر روان شناسان دانشگاه گرونینگن[3] هلند در سال 1937 راه افتاد .آینده ممکن است روشهای دیگری را برای برقراری ارتباطات به ارمغان بیاورد. یکی از روش هائی که اخیراً بشر به آن دست یافته است، امواج مغزی است . تجربه ثابت کرده است که تمام فرایندهای مغزی که هم در حیوانات و هم در مغز انسان ها جریان دارد ، حاصل یک الگوی پیچیده ای از جریان الکتریکی لحظه ای است. هر فرایند مغزی با نمونة نوسان الکتریکی فردی تلفیق می شود . تجربه گرایان توانسته اند این نوسانات الکتریکی مغزی را ثبت کنند. همچنین آنان دریافته اند که با برگشت دادن جریان الکتریکی در مسیر طی شده ، امکان اعمال تغییر و اصلاح در ذهن دریافت کننده پیام با یک مجموعه از نمونه های خاص وجود دارد .تأثیر روش دکتر دلگادو با ایجاد جریان الکتریکی معکوس بر روی مغز یک گاو و در یک سالن و روی رینگ بوکس ، بطور دیدنی برای تماشاچیان تشریح شده است. این فرایند زمانی که بر روی یک انسان پیاده می شود، می تواند تله پاتی نام بگیرد. که تحت عنوان انتقال ویژه اطلاعات بین موجودات در طبقه بندی ارتباطات غیرکلامی جای می گیرد. در حال حاضر شاید برخی از مفاهیم ارتباطات بطور غیرمستقیم نقشهای عمده ای در زندگی روزمره،داشته باشند بهرصورت اینگونه اثر گذاریها نمی تواند مانع توقف ذهنیت سازیهای نویسندگان در زمینه های مختلف ارتباطی گردد. در داستان (گاونر) نوشتة آقای پیرس آنتونی (1976) نمونه هائی از قوانین یک نوع بازی که (زندگی) نام گرفته است، برای به تصویر درآوردن ارتباطات بکار گرفته شده است. در داستان (ژوپیتر دزد) نوشته دونالد مفیت[4] موجودات بیگانه ای خلق شده اند که فقط از طریق حس بویائی ارتباط برقراری می کنند. داستان ها و افسانه های بسیاری وجود دارند که موضوع تله پاتی را القاء می کنند اما شاید برجسته ترین آنها را بشود به کتابهای مرد ویرانگر نوشته آلفردبستر[5] (1978) و مرد کامل که توسط جان برنر (1973) به تحریر در آمده اند، اشاره نمود. کتاب مرد ویرانگر داستانی را بیان می کند که در آن هر یک از اعضاء جامعه ،یک (تله تاپ) هستند و داستان مرد کامل مسائل و موضوعاتی که در آن تله تاپی بصورت منفرد و مجزا دریک جامعه بشری معمولی مطرح است ، بازگو می کند. آرتو پی، کلارک در مورد تخلیه بارالکتریکی مغزها در داستانهای خود، جزیرة دلفین ها (1971) و داستان محدودة عمیق (1968) اشاره کرده است ، وی در این داستانها در مورد رابطة بین بشر و خالقان دریا صحبت می کند. درخصوص مزیت ها و برتری ارتباطات کلامی و یا غیر کلامی در میان مردم ، باید گفته شود که زمینه هائی وجود دارد که در آن مفاهیم ارتباطات کلامی و غیر کلامی برهم منطبق اند مثلاً فن شاعری یکی از این موارد است . یک شاعر خوب کلمات را با مهارت خاص بکار می گیرد البته نه همانند کاربرد ارتباط کلامی و نه فقط به خاطر معانی آنها بلکه کلمات گاهی به خاطر صدا و آواهایشان بکار گرفته می شوندوحتی گاهی به خاطراینکه تصویرخاصی رادرذهن مخاطب ایجادکنند ، ساخته می شوند. فرم یک شعر نیز بهمان میزان که مفاهیم آن مورد توجهند ، دارای اهمیت است. نمونة دیگر برای نشان دادن تطبیق ارتباطات کلامی و غیر کلامی به همدیگر ، موضوع داستانهای مصّور است. کتاب هائی که داستانهای آن بصورت تصاویر گرافیکی طراحی شده اند، جائیکه کلمات و تصاویر بطور تلفیقی و هماهنگ می توانند مفاهیم را انتقال دهند. مانطوریکه ملاحظه می کنید، مفاهیم ارتباطات بیشتر در بخش ارتباطات بیرونی و حسهای خارجی مورد بحث قرار گرفت. مواردی که بیشتر ، برای ارتباطات کلامی و غیرکلامی از آنها استفاده می کنیم. اما حسّهای دونی دیگری نیز وجود دارند. حس هائی که درونی هستند و مابهنگام ارتباط باخودمان از آنها استفاده میکنیم. در اینجا منظور این نیست که به فضاهای ماوراءطبیعی وارد شویم چراکه هنوزدردنیای علوم انسانی همانند یک ذره ای در مقابل عظمت جهان هستیم.2-5- تاریخچه ارتباطات
2-5-1- تاریخچه ارتباطات انسانی و تغییر انتظارات انسانها از مهارت ارتباطی
تاریخچه زندگی بشر و تاریخچه ارتباطات انسانی تقریباً از یک نقطه آغاز میشوند: از زمانی که ما روی این کرهی خاکی زندگی کردن را آغاز کردیم، عملاً ارتباط ما با یکدیگر آغاز شد. انسان (به شکلی که ما امروز میشناسیم و میتوانیم آن را بخشی از تاریخ و تمدن انسانی بدانیم) حدود دویست هزار سال است که بر روی کره زمین زندگی میکند . اما قدمت کلمات و زبان کمتر از این مقدار است. نخستین ابزار ارتباطی ما، استفاده از زبان بدن و ارتباطات غیرکلامی بود. ارتباطات غیرکلامی نسل اول ارتباطات انسانی بود. ما با باز کردن دستهای خود، به طرف مقابل نشان میدادیم که سلاحی نداریم. دستهایمان را به کمر میزدیم تا قدرتمان را نشان دهیم و به طرف مقابل بگوییم که بزرگتر از آنی هستم که تو میپنداری. دستهایمان را مشت میکردیم تا برای حمله کردن به طرف مقابل آماده باشیم. قلبمان هم، در مسیر زندگی و تکامل بر روی زمین، آموخت که در این شرایط سریعتر کار کند و خون را با فشار بیشتری به مغز و صورت و دستها بفرستد، تا در نبرد با طرف مقابل شانس پیروزیمان بیشتر باشد.چهره برافروخته و مشتهای گره کرده، از قدیمیترین علائم غیرکلامی در ارتباط ما انسانهاست. همچنین بدن ما آموخته بود که در هنگام ترس، بهتر است بخش عمدهی خون به سمت پاهایمان برود تا بتوانیم سریعتر فرار کنیم. چنین بود که رنگ صورتمان میپرید و دستهایمان سرد میشد و در یک جمله، علائم چهره و زبان بدن ما، پیام ترس و خشم و خواستهها و انتظارات ما را به طرف مقابل منتقل میکرد. نفوذ و چانهزنی و تاثیرگذاری: نسل دوم ارتباطات انسانی بود. تاریخچه ارتباطات با ظهور عصر کشاورزی، مرحله تازه ای را ثبت کرده است. در این مرحله، ما مفهوم مرز را بیشتر و بهتر از گذشته یاد گرفتیم و لازم بود مرزهای خودمان را از دیگران جدا کنیم. زمین من با زمین تو فرق داشت و زمین بیشتر به معنای غذای بیشتر و ثروت بیشتر بود. ارتباطات در این مرحله چیزی فراتر از علائم غیرکلامی اولیه بود. حالا علاوه بر پیام های غیرکلامی و نشانههایی که برای ابراز قدرت به کار گرفته میشد، قدرت کلمات هم به تدریج کاربرد پیدا کرد و توسعه یافت. انسان هزار راه و روش یاد گرفت تا به همسایهی خود اثبات کند که این زمین که تو میبینی، متعلق به تو نیست و از گذشتههای دور، متعلق به خاندان ما بوده است! در نوشتههای کهن – هزار تا سه هزارسال پیش- عمدهی آنچه از مهارت ارتباطی و تسلط کلامی میبینیم، یا در رجزخوانی جنگها بوده است و یا در دادگاهها برای ادعای حق یا احقاق حق. بنابراین چندان دور از واقعیت نیست اگر بگوییم که در این دوران، مهارت کلامی با متقاعدسازی و تاثیرگذاری، همسو و تا حد زیادی هم معنا بوده است. حتی داستانگویی را هم به نوعی میتوان زیرمجموعهی همین مهارتها در نظر گرفت. در نوشتههای قدیمی فارسی – مانند شاهنامه – اوج سخنوری را در رجزخوانیهای حماسی میبینیم. از سوی دیگر معروف است که دموستن – که از خطیبان بزرگ یونان باستان محسوب میشود- نخستین سخنرانیهای مهم خود را برای باز پس گرفتن میراث پدری انجام داد و هنر سیسرو – که از خطیبان معروف روم باستان است – انجام سخنرانیهای هیجان انگیز و آتشین و جابجایی آراء قبل از انتخابات سنا بوده است. تعدد نقشها: نسل سوم چالشهای ارتباطاتی انسانی. عصر صنعت ماجرا را پیچیدهتر کرد. یکی از مهمترین اثرات عصر صنعت بر ارتباطات انسانی، تعدد نقشها بود. حالا، انسان باید برای یکی نقش پدر را ایفا میکرد و برای دیگری مدیر. برای یک نفر کارمند بود و برای دیگری همکار. برای یک نفر فرصت بود و برای دیگری تهدید. تعدد نقشها ارتباط را از قبل هم پیچیده تر کرد. حرفهای ساده به تدریج به به معادلاتی پیچیده تبدیل شدند و هر کس، باید نقابهای متعددی را با خود حمل میکرد تا به تناسب هر محل و مجلس از آنها استفاده کند. جدا شدن گوینده از کلام: نسل چهارم ارتباطات انسانی. دوران جدید، از زمان ترویج کتابهای چاپی تا امروز که دوران رواج گستردهی شبکه های اجتماعی است، از منظر ارتباطات، با یک ویژگی مهم شناخته میشود: در دوران جدید، کلام از صاحب کلام جدا شده است. در دوران جدید، حرفها توانستند مستقل از نویسندگان و گویندگان آنها از مرزهای زمانی و مرزهای جغرافیایی عبور کنند. تکنولوژی حتی امکان عبور از مرزهای هویت را هم امکانپذیر کرد. انسان امروزی مجبور نیست مسئولیت حرفهایش را بپذیرد. او به سادگی میتواند یک پروفایل در یکی از شبکههای اجتماعی درست کند و مشخصاتی کاملاً غیرواقعی را در آن ثبت کند. او میتواند با این هویت جدید عشق بورزد یا متنفر شود. میتواند احترام بگذارد یا توهین کند. میتواند حقوق بگیرد تا از محصولی که ندیده تعریف کند و یا اینکه پول بگیرد تا از محصولی که استفاده نکرده شکایت کند. بسیاری از خشونتهای امروزی در جوامع، خشونتهای فیزیکی نیستند. بلکه خشونتهایی هستند که در کلمات و زبان خود به کار میبریم. امیدواریم با استفاده از درس مهارتهای ارتباطی، بتوانیم گفتگوهای و ارتباطها و تعاملات روزمره را از یک وظیفهی ناگزیر به یک فعالیت لذتبخش تبدیل کنیم.2-6- عصر ارتباطات
نسيم تغييرات كه اكنون سراسر دنيا را درمينوردد، نويد بخش دنيايي آزاد خواهد بود. امروز، پيشرفت بشر در حوزة فنآوري ارتباطات چنان دگرگوني بنيادي در زندگي پديد آورده است كه بسياري از جامعهشناسان سخن از طلوع عصري نوين ميگويند: "عصر ارتباطات" . امروزه، رسانهها از اعتباري بيسابقه برخوردارند. رسانهها به عنوان رويكردي نهادينه براي ايجاد آگاهي و اطلاعرساني به تودة مردم پايهگذاري شدند و حال، مبدل به ابزاري براي تسلط بر زندگي ما شدهاند. به جاي اينكه شكلي از بيان فرهنگي باشد، خود تبديل به يك فرهنگ شده است. قرار بود گزارشي از نحوة زندگي مردم تهيه كند، اما خودش مبدل به نحوة زندگي شده است. علاوه بر اين، يكي از مهمترين صنايع دوران ما بهشمار ميرود. در حال حاضر، جوامع بسياري در حال گذار از جوامع پيشرفته صنعتي به "جوامع اطلاعاتي" برخوردار از فنآوري رايانهاي، شبكههاي ارتباطي و ساير اشكال ارتباطي پيشرفته بين فردي و سازماني هستند. برخي از كشورهاي غربي وارد عصر اطلاعات شدهاند. در ايالات متحد، بيش از 46 درصد نيروي كار درگير فعاليتهاي اطلاعاتي هستند و بيش از 55 درصد درآمد كارگري را به خود اختصاص دادهاند. كمپانيهاي چند مليتي اطلاعاتی در جريان ايجاد وب گسترده شبكههاي الكترونيكي ـ "شاهراههاي اطلاعاتي" ـ متشكل از رشتههاي اپتيكي و رايانهاي هستند. اين شبكه، كالاها و خدمات فراواني را در دفتر يا منزل شما ارائه ميدهد، خدماتي چون تصاوير ويديويي، مكالمات تلفني، اطلاعات انبوه در حوزههاي گوناگون مورد استفاده كاربران يا مشتريان. بدينترتيب، دگرگوني شيوة كار، زندگي و تفريح مردم را نويد ميدهد. به دليل سقوط شديد قيمتها، تصور گسترش همه جانبة ارتباطات امكانپذير است. پيشگامان عرصة فنآوريهاي نوين ارتباطي، ظهور انقلابي فراگير را در زمينة فراواني و تنوع اطلاعات پيشبيني كردهاند. در عصر حاضر فناوری اطلاعات در تعریف قدرت وتمدن جوامع نقش کلیدی پیدا کرده است. از این رو در دوهه گذشته کشور های پیشرفته و صاحب فناوری، به فناوری اطلاعات به عنوان محور بنیادین توسعه توجه کرده اند. رشد سریع ارتباطات و فناوری اطلاعات و ورود آن به سازمان ها و جامعه بدون آمموزش و انباشت های قبلی است. رویکردی که سازمان را دستخوش تحولات ناباورانه کرده است و این تحولات هر چند که موجب خلق روش های نوینی برای پیشبرد هرچه سریعتر و یهتر کارها شده است، اما بدون شناخت کامل، جامعه و سازمان ها ی موجود در آن را از هدف اصلی خود تا حدودی منصرف کرده است. عصر ارتباطات و اطلاعات پیچیدگی های روز افزونی را بر زندگی فردی و سازمانی انسان امروزی تحمیل کرده است. امروز، راه شرکت ها و سازمان ها در راستای کسب مزیت ها رقابتی وحفظ و توسعه آن ها، یاد گیری زود تر و سریع تر از رقبا و بر طرف کردن چالش های موجود بر سر راه آن مزیت هاست. چرا که سرعت حول این انقلاب آنقدر زیاد است که حتی نمی توان برای آن برنامه ریزی کرد.این فناوری به زندگی فردی و سازمانی ما وارد شد و هر روز نگاه افراد جامعه را بیشتر به سوی خود جلب کرد. مدیران جامعه و سازمان ها بدون شناخت کافی از توانایی های این فناوری، همچنان نگاهی نه از روی تعمق و تفکر بلکه در حد استفاده از حداقل توانایی های آن دارند. امروزه با گسترش فناوری اطلاعات امکان بهره گیری از منافع دیگران به سرعت و بدون نیاز به طی مسافتی، امکان همکاری و مشارکت گروهی از افراد و یا سازمان ها در قالب یک سازمان مجازی فراهم شده است. این تغییر در کسب و کار و بومی نمودن خلاقانه آن مستلزم بهره گیری توأمان از هنر وعلم مدیریت به همراه تسهیلات ارتباطات و فناوری اطلاعات و همچنین نیاز های محیطی جامعه پیرامونمان است. و برای کشف و شکار فرصت ها از بصیرت و شناخت شهودی بیشتر از شناخت منطقی و فرایندی بهره گیری باید کرد. فناوری اطلاعات در زمره زیر بنای حرکت جوامع و نسل آینده در کلیه زمینه هاست و به عنوان بستر وابزاری مهم برای رشد سایر بخش های مهم می باشد.تأثیر فناوری اطلاعات بسیار عمیق است و نادیده گرفتن آن منجر به نداشتن جایگاهی در عصر جدید خواهد بود از این رو نگرش به آینده و حرکت های ایجاد می کند و در واقع نوعیتکنولوژی فراگیر است و دامنه تغییرات آن بسیار متنوع می باشد و از جانشینی اطلاعات به جای انرژی یا نیروی کار انسانی در بخش تولید صنعتی یا تغییر در بخش درونی خدمات، از خدمات پرسنلی تا خدمات اجتماعی و سیتم های توزیعی را در بر می گیرد و اطلاعات برای سییستم آنقدر مهم است که مانند خونی است که در شریان های سیستم در جریان است.2-7- انقلاب اطلاعات
انقلاب ارتباطات و اطلاعات به سرعت اقتصاد، فرهنگ و سياست جهان را دستخوش دگرگوني ميكند و جهان را عملا" به يك "دهكدة جهاني" تبديل ميكند. رخدادهايي كه در هر گوشة اين سياره رخ ميدهد، در كمترين زمان به سراسر جهان مخابره ميشود. تصميمات و كارهاي اقتصادي، بيش از پيش از پيامدهاي جهاني برخوردار شدهاند. اطلاعات و ارتباطات چنان به سرعت درون اقتصاد و جامعه انسجام مييابند كه جهاني شدن و ظهور جوامع اطلاعاتي، واقعيتي اجتنابناپذير جلوه ميكند. با اين حال، همة ملتها، گروهها و افراد بهطور هماهنگ و برابر در مزاياي جهاني شدن و فنآوريهاي اطلاعاتي سهيم نيستند. از اينرو، در سراسر جهان دربارة اميد به ايجاد طبيعتي آرماني و بيم از افزايش شكاف ديجيتالي بحثهاي داغي درگرفته است كه نويد دنيايي موفق و آرام را ميدهد و هراس از برخوردهاي مدني و فرهنگي را برميانگيزد. به نظر من، واقعيت در همين نهفته است. بيشك، فنآوري اطلاعاتي نيروي قدرتمندي بهشمار ميآيد، اما معتقدم كه قوة ابتكار انسان قويتر است و شيوة بهكارگيري فنآوري اطلاعاتي در حل مشكلات و مسائل از اهميت بسزايي برخوردار است. دانش، قدرت محسوب ميشود. هميشه همينطور بوده است، چه در دوران ما قبل تاريخ كه از آتش و سنگ به عنوان ابزار استفاده ميشد و چه در عصر مدرن علوم هستهاي و فضايي و فنآوريهاي مربوط. با وجود اين، ويژگي مثالهاي فوق در قدرت يا دانش نهفته نيست، بلكه ريشه در اين واقعيت دارد كه چون تعداد نسبتا" معدودي از مردم از دانش برخوردار بودند، پس به توانايي و اختيار دست مييافتند. انسان به تنهايي قادر به توليد دانش، تفكر مجرد و انتزاعي و ساخت ابزار و فنآوري هست. دانش از طريق ارتباطات و اطلاعات با ديگران تقسيم ميشود. بنابراين، توانايي نظارت بر اطلاعات و ارتباطات، رمز قدرت به شمار ميآيد. بشر در طول تاريخ، از اين ظرفيت براي توليد دانش و تقسيم مزاياي آن براي دفع دشمن، جستوجوي غذا، كسب ثروت، تنظيم روابط انساني و غيره بهره برده است. در ضمن، تاريخ بيانگر كوشش بشر براي كنترل دانش وحتي ارتباطات و فنآوري بهمنظور برتري جويي بر سايرين ـ به عبارتي ، "ما" در تقابل با "ديگران" ـ است. مردم در برابر محدوديت، واكنش نشان ميدهند. پيشرفتهاي اخير ارتباطات و فنآوري اطلاعاتي نيز نظارت را ـ اگرنه غيرممكن ـ بسيار دشوار كرده است. ظهور اينترنت، شاهراههاي اطلاعاتي و همگرايي فنآوريهاي اطلاعات و ارتباطات، پيشرفتي انقلابي بهشمار ميآيد. بدين ترتيب، كنترل دانش به سختي صورت ميپذيرد و مردم سراسر جهان به شرطي توانا خواهند شد كه فنآوري "نوين" را به شكلي مبتكرانه بهكار بندند.2-8- جریان اطلاعات
ابزارها و وسایلی که به هر طریق موجب تولید، انباشت، پردازش و اشاعه اطلاعات شوند، تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی نامیده میشوند. در واقع، تکنولوژی اطلاعاتی عبارت است از: «مجموعه ابزارها، ماشینها و دانش و روش و مهارت استفاده از آنها در تولید، انتقال و جابه جایی، پردازش، آماده سازی و مصرف اطلاعات». بنابراین تمام ابزارها و وسایلی را که در تولید، آماده سازی، و انتقال اطلاعات نقش دارند، اعم از وسایل دستی ساده یک کتابخانه تا وسایل پیچیده و پیشرفته یک مرکز اطلاع رسانی، تکنولوژی اطلاع رسانی می خوانند. بر این مبنا هر رسانه ای که قابلیت انتقال و جابه جایی اطلاعات از یک نقطه به نقطه دیگر را داشته باشد و هدف آن برقراری ارتباط باشد، در قلمرو تکنولوژی ارتباطات قرار میگیرد. بدین ترتیب تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی به گونه ای با هم در آمیخته اند که مجزا کردن آنها بسیار دشوار است. در حقیقت هر دو، هدف مشترکی را دنبال می کنند که همان اشاعه اطلاعات در میان مردم است. دستاوردهای انسانی در جریان اختراعات و نوآوری های جدید به طور پیوسته برگستره و دامنه تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات افزوده اند.2-9- آموزش
امروزه، تقریباً تمام کسانی که بهدنبال توسعه و اصلاحات هستند در همه جای دنیا از آموزش و پرورش شروع میکنند و رویکردهای برآمده از عصر جدید ارتباطات و فناوریها در تعلیم و تربیت از جمله دیدگاه حداکثری مبتنیبر خود یادگیری و چگونگی یادگیری (فراشناخت)، یادگیری فرایند مدار و مستقل موجب حرکت تدریجی در باز تعریف مفاهیم اساسی تعلیم و تربیت شده است. علم، تدریس، معلم، شاگرد، محتوای درسی و مدرسه در حال احراز تعاریف جدید هستند. جهانیشدن موجب شده تا در بسیاری از موارد مرزهای سنتی آموزش و فناوریها از بین رفته و نیازمند آن است که دوباره تعریف شود. برای مثال از بین رفتن مرز بین دولتهای ملی و جامعة جهانی، بین فرهنگ ملی و خرده فرهنگهای تشکیل دهندة آن، بین مدرسه و جامعة محلی، بین خانه و مدرسه، بین آموزش و کار، بین دنیای کار و مؤسسات یادگیری، بین آموزش رسمی و غیررسمی، بین برنامة درسی از قبل تنظیم شده و انتخابهای افراد، بین شاگرد و معلم، بین والدین و فرزندان آنها، بین انسان و ماشین و حتی بین رشتههای مختلف، موجب شده تا چالشهای عمدهای در آموزش ایجاد شود که بهمنظور برخورد با آنها و انطباق با تغییرات پیشآمده، برنامهریزان و مربیان آموزشی بایستی گامهایی فوری و متهورانه برای تجدیدسازمان آموزشی در تمامی جنبهها و ابعاد بردارند و بدیهی است که غفلت از این کار بهمعنی سلب مسؤولیت به نفع جهانیسازی و جریان متولی آن است. از مطالعه وضعیت موجود در آموزش و پرورش کشورمان میتوان دریافت که در طول سالیان گذشته، تلاش موفقیتآمیزی برای شناسایی این چالشها و مقابله با آنها به عمل نیامده و اگر هم کاری صورت گرفته جامع و کامل نبوده و نظام آموزشی کشور کماکان به روش سنتی خود اداره میگردد. چالشهای جهانی آموزش و پرورش در قرن بیستویکم را میتوان ناشی از دیدگاههای نو به کارکردهای آموزشی و پرورشی دانست. این دیدگاهها قطعاً رویکردهای متفاوتی را به مشکلات آموزش و پرورش ایران و توانمندیهای آن اضافه و موضوعات گوناگونی را مطرح میسازند. مباحثی که هم در میان پژوهشگران و اندیشمندان آموزش و پرورش در سطح دانشگاهها و مراکز پژوهشی مطرح میباشد و هم نظر کارشناسان آموزش و پرورش، معلمان، والدین و جامعه را به خود معطوف ساخته است. این گروه معتقدند که جهانیشدن باعث نزدیکی بیشتر کشورها از نظر مبادلات اقتصادی و فرهنگی میگردد و در نتیجه موجب همکاری و رقابت جهانی در زمینههای علمی، فرهنگی، ورزشی و هنری نیز خواهد شد. بر اساس نظر این گروه، در دیدگاه جهانی، آموزش و پرورش به عنوان وسیلهای برای شرکت در فعالیتهای جهانی است و افراد باید آموزش ببینند تا بتوانند در عرصههای بینالمللی موفق باشند و این اهداف، امری فراتر از موفقیت اقتصادی قلمداد میگردد. از نظر این گروه، جهانیشدن میتواند منجر به نوعی ترکیب فرهنگها گردد که در درون مرزهای ملی صورت میپذیرد. توانایی زندگی کردن، فهمیدن و ارزش گذاردن بر تفاوتهای فرهنگی یکی از ارزشمندترین درسهای آموزش و پرورش است که در دیدگاه جهانی میتوان آن را برآورده ساخت. یکی دیگر از اشکال جهانیشدن میتواند به صورت ملحق شدن به یک سیستم آموزشی بینالمللی باشد که در آن مدارس کشورهای مختلف دنیا میتوانند از یک برنامة آموزشی هماهنگ برخوردار باشند. بطوریکه در این سیستم مشترکاً معتقدند که این امر یعنی تبدیل برنامههای آموزشی ملی به برنامههای بینالمللی باعث غنیسازی برنامههای آموزشی کشور می شود. با این وجود بسیاری از کشورها چندان تمایلی به وارد ساختن آموزش و پرورش خود در حیطه جهانی ندارند؛ چرا که آن را ابزاری برای اعمال سیاستهای ملی و قومی خود نمیدانند.2-10- چالش های عصر ارتباطات
عمده ترین چالش های عصر ارتباطات در سال های گذشته و پیش رو عبارتاند از :- امنیت
- ثبات
- روابط انسانی
- سرعت تحولات
- تغییر اصول و تعارف پایه مدیریت

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.