مشکلات بین فردی در زنان متأهل… براساس ابعاد هوش معنوی و ایمنی هیجانی
38000 تومان
در این دوران بسیاري از رخدادهایی که در دنیاي پدیداري فرد به وقوع می پیوندند، شالوده بسیاري از جنبههاي روانی افراد اعم از هیجانی و شناختی را پیریزي میکنند. از این میان، نخستین محیطی که کودك در ابتدا روان سازههاي خود را بر اساس آن بنا مینهد، خانواده و مجموعه تحولات آن است. خانواده به عنوان نخستین و بادوامترین بستر رشد، تأثیر عمدهاي بر سلامت روانی افراد از یکسو و آسیبهاي روانی او از سوي دیگر دارد.
بر اساس نظریه نظامهاي خانواده، مشکلات میان اعضاي خانواده، یکپارچگی آن را به عنوان یک کل تهدید نموده و تأثیرات نامطلوبی بر افراد دارد (بوئن[1]، 1978، به نقل از قرچه داغی، 1385). در نظریه نظامهاي بوم شناختی برونفن برنر[2] (1995) نیز بر این مسأله تأکید شده است که مدل تعاملات رفتاري میان والدین بر رشد روانی افراد بسیار مؤثر است (به نقل از بشارت، 1388). علاوه براین دو، نظریه یادگیري اجتماعی نشان میدهد که در مواردي تعارضات و مسایل خانواده از طریق مشاهده آموخته شده و باعث مشکلات روانی افراد میشود (بندورا[3]، 1973، به نقل از ملایی، 1384).
نظریه بافتی- شناختی نیز نشان میدهد که چگونه تفسیر و فهم تعارض و مشکلات خانوادگی میتواند سلامت و بهزیستی افراد را پیشبینی نماید (گریچ و فینچام[4]، 1990).
بررسی نظریات یاد شده به ویژه نظریه نظامهاي بومشناختی و نظریه نظامهاي خانواده نشان میدهد که کارکرد خانواده میتواند بر مشکلات رفتاري افراد تأثیر بسزایی داشته باشد. مشکلات رفتاري افراد عبارت است از علایم اختلالات روانپزشکی در افراد که دربرگیرنده نشانههاي رفتاري است (گودمن[5]، 1997). کارکرد خانواده به کیفیت خانواده در سطح سیستمی یا روابط دوتایی اشاره دارد و به نمونههایی از قبیل سلامت، کفایت، ضعفها و قدرتهاي نظام خانواده و به طور کلی پیوستگی و سازشپذیري خانواده بر میگردد (شک[6]، 2002).
ایمنی هیجانی[7] بهعنوان معیار ثابت وضعیت هیجانی فرد شناخته میشود. عدم ایمنی هیجانی موجب احساس تشویش و اضطراب میباشد که ممکن است ناشی از درک خود بهعنوان یک فرد آسیبپذیر یا احساس آسیب پذیری یا عدم ثبات باشد که تهدیدی برای تصویر فرد از خود میباشد.
دستیابی به سلامت روانی و جسمانی در طول دوران زندگی بیش از هر مسأله دیگر در گروي رویدادهایی است که در خلال رشد و در حین تحولات کودکی رخ میدهد (مش و ولف[8]، 2010).
عدم ایمنی هیجانی تأثیرات زیادی را بر زندگی فرد میگذارد. عدم امنیت سطوح مختلفی دارد و همیشه درجات مختلفی از انزوا را به همراه دارد. هر چه میزان اعتماد کمتر باشد میزان انزوا طلبی بیشتر خواهد بود. عدم امنیت ریشه در کودکی فرد است درست مانند بی احترامی و ناخوشایندی در سطوح مختلف اتفاق میافتد و اغلب تبدیل به یک مانع بزرگ در زندگی فرد میشود، این عدم اطمینان بتدریج فرد را محدود میکند. میتوان برای غلبه بر ایمنی هیجانی راه هایی پیدا کرد اما این فرآیند نیاز به صبر، زمان و باور تدریجی فرد دال بر اینکه ارزش فرد برخاسته از نقطه نظر خود وی از خودش می باشد و اینکه عدم اطمینان ناشی از نگرانیها در ارتباط با واقعیت است، میباشد و این فرآیند یک تمایل است تا یک احساس نیاز (آلگری و هال[9]، 2004).
اخیراً روانشناسان سازهای را به عنوان عامل مهم تأثیرگذار بر سلامت روان به نام هوش معنوی معرفی کردهاند که توجه و علاقهی جهانی را برانگیخته است. هوش معنوی بیانگر مجموعهای از تواناییها و ظرفیتها و منابع معنوی است که کار آنها موجب افزایش انطباق پذیری و در نتیجه سلامت روان افراد میشود (به نقل از کینگ[10]، 2008).
هوش معنوی[11] (SQ) خاص انسانهاست، بر خلاف بهره ی هوش[12] (IQ) که کامپیوترها نیز آن را دارند و نه همچون هوش هیجانی[13]) EQ) که در پستانداران ردههای عالی نیز یافت میشوند. در واپسین سالهای سدهی بیست، شواهد روانشناسی، عصب شناسی، انسان شناسی و علوم شناختی نشان داد که نوعی هوش وجود دارد که از آن میتوان به عنوان هوش معنوی یاد کرد. این اصطلاح را زوهار و مارشال، زوجی دانش پژوه و استادان دانشگاه آکسفورد، با درهمآمیزی روانشناسی، فیزیک، فلسفه و مذهب ساختند و آن را در کتاب هوش معنوی: هوش بنیادی (زوهار و مارشال[14]، 2000) آوردند.
توجه به مشکلات افراد در هر قشری و سمتی که باشند از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد، افراد اگر در زندگی و شغل خود دارای مشکلات کمتری باشند، تلاش و کوشش آنان برای رسیدن به اهدافشان در زندگی بیشتر خواهد بود، مشاوران مدارس نیز به دلیل اینکه، با دانش آموزانی که آینده سازان جامعه خواهند بود، سر و کار دارند، می بایست در محیطی عاری از مشکلات به تلاش و کوشش بپردازند تا بتوانند به بهترین نحو ممکن مسایل و مشکلات دانش آموزان را حل و فصل نمایند، مشاورانی که از اعتماد به نفس بالاتری برخوردارند ایمنی هیجانی بالاتری را تجربه خواهند کرد، پس احتمال موفقیت آنها در مدارس بیشتر خواهد بود (ملایی، 1384).
با توجه به مطالب بیان شده پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مشکلات بین فردی براساس هوش معنوی و ایمنی هیجانی در زنان انجام گرفت.
در نهایت این کتاب را به پدر و مادر عزیزم تقدیم می کنم چرا که همواره یاوری مهربان و پشتیبانی محکم و مطمئن در زندگی برایم بوده اند و محبت بی دریغشان هرگز فروکش نمی کند و با سپاس فراوان از استاد نازنینم خانم دکتر رفاهی عزیز که از ایشان بسیار آموخته ام…
[1]-Bowen
[2]-Brenner
[3]-Bandura
[4]-Garich and Fyncham
[5]-Goodman
[6]-Sheek
[7]-emotional security
[8]-Mesh and Wolf
[9]-Allegri and Hull
[10]-King
[11] spiritual intelligence
[12] intelligent quotient
[13] emotional intelligence
[14] Zohar & Marshall
ناموجود
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
در این دوران بسیاري از رخدادهایی که در دنیاي پدیداري فرد به وقوع میپیوندند، شالوده بسیاري از جنبههاي روانی افراد اعم از هیجانی و شناختی را پیریزي میکنند. از این میان، نخستین محیطی که کودك در ابتدا روان سازههاي خود را بر اساس آن بنا مینهد، خانواده و مجموعه تحولات آن است. خانواده به عنوان نخستین و بادوامترین بستر رشد، تأثیر عمدهاي بر سلامت روانی افراد از یکسو و آسیبهاي روانی او از سوي دیگر دارد.
بر اساس نظریه نظامهاي خانواده، مشکلات میان اعضاي خانواده، یکپارچگی آن را به عنوان یک کل تهدید نموده و تأثیرات نامطلوبی بر افراد دارد (بوئن[1]، 1978، به نقل از قرچه داغی، 1385). در نظریه نظامهاي بوم شناختی برونفن برنر[2] (1995) نیز بر این مسأله تأکید شده است که مدل تعاملات رفتاري میان والدین بر رشد روانی افراد بسیار مؤثر است (به نقل از بشارت، 1388). علاوه براین دو، نظریه یادگیري اجتماعی نشان میدهد که در مواردي تعارضات و مسایل خانواده از طریق مشاهده آموخته شده و باعث مشکلات روانی افراد میشود (بندورا[3]، 1973، به نقل از ملایی، 1384).
نظریه بافتی- شناختی نیز نشان میدهد که چگونه تفسیر و فهم تعارض و مشکلات خانوادگی میتواند سلامت و بهزیستی افراد را پیشبینی نماید (گریچ و فینچام[4]، 1990).
بررسی نظریات یاد شده به ویژه نظریه نظامهاي بومشناختی و نظریه نظامهاي خانواده نشان میدهد که کارکرد خانواده میتواند بر مشکلات رفتاري افراد تأثیر بسزایی داشته باشد. مشکلات رفتاري افراد عبارت است از علایم اختلالات روانپزشکی در افراد که دربرگیرنده نشانههاي رفتاري است (گودمن[5]، 1997). کارکرد خانواده به کیفیت خانواده در سطح سیستمی یا روابط دوتایی اشاره دارد و به نمونههایی از قبیل سلامت، کفایت، ضعفها و قدرتهاي نظام خانواده و به طور کلی پیوستگی و سازشپذیري خانواده بر
میگردد (شک[6]، 2002).
ایمنی هیجانی[7] بهعنوان معیار ثابت وضعیت هیجانی فرد شناخته میشود. عدم ایمنی هیجانی موجب احساس تشویش و اضطراب میباشد که ممکن است ناشی از درک خود بهعنوان یک فرد آسیبپذیر یا احساس آسیب پذیری یا عدم ثبات باشد که تهدیدی برای تصویر فرد از خود میباشد.
دستیابی به سلامت روانی و جسمانی در طول دوران زندگی بیش از هر مسأله دیگر در گروي رویدادهایی است که در خلال رشد و در حین تحولات کودکی رخ میدهد (مش و ولف[8]، 2010).
عدم ایمنی هیجانی تأثیرات زیادی را بر زندگی فرد میگذارد. عدم امنیت سطوح مختلفی دارد و همیشه درجات مختلفی از انزوا را به همراه دارد. هر چه میزان اعتماد کمتر باشد میزان انزوا طلبی بیشتر خواهد بود. عدم امنیت ریشه در کودکی فرد است درست مانند بی احترامی و ناخوشایندی در سطوح مختلف اتفاق میافتد و اغلب تبدیل به یک مانع بزرگ در زندگی فرد میشود، این عدم اطمینان بتدریج فرد را محدود میکند. میتوان برای غلبه بر ایمنی هیجانی راه هایی پیدا کرد اما این فرآیند نیاز به صبر، زمان و باور تدریجی فرد دال بر اینکه ارزش فرد برخاسته از نقطه نظر خود وی از خودش میباشد و اینکه عدم اطمینان ناشی از نگرانیها در ارتباط با واقعیت است، میباشد و این فرآیند یک تمایل است تا یک احساس نیاز (آلگری و هال[9]، 2004).
اخیراً روانشناسان سازهای را به عنوان عامل مهم تأثیرگذار بر سلامت روان به نام هوش معنوی معرفی کردهاند که توجه و علاقهی جهانی را برانگیخته است. هوش معنوی بیانگر مجموعهای از تواناییها و ظرفیتها و منابع معنوی است که کار آنها موجب افزایش انطباق پذیری و در نتیجه سلامت روان افراد میشود (به نقل از کینگ[10]، 2008).
هوش معنوی[11] (SQ) خاص انسانهاست، بر خلاف بهرهی هوش[12] (IQ) که کامپیوترها نیز آن را دارند و نه همچون هوش هیجانی[13]) EQ) که در پستانداران ردههای عالی نیز یافت میشوند. در واپسین سالهای سدهی بیست، شواهد روانشناسی، عصب شناسی، انسان شناسی و علوم شناختی نشان داد که نوعی هوش وجود دارد که از آن میتوان به عنوان هوش معنوی یاد کرد. این اصطلاح را زوهار و مارشال، زوجی دانش پژوه و استادان دانشگاه آکسفورد، با درهمآمیزی روانشناسی، فیزیک، فلسفه و مذهب ساختند و آن را در کتاب هوش معنوی: هوش بنیادی (زوهار و مارشال[14]، 2000) آوردند.
توجه به مشکلات افراد در هر قشری و سمتی که باشند از اهمیت ویژه ای برخوردار میباشد، افراد اگر در زندگی و شغل خود دارای مشکلات کمتری باشند، تلاش و کوشش آنان برای رسیدن به اهدافشان در زندگی بیشتر خواهد بود، مشاوران مدارس نیز به دلیل اینکه، با دانش آموزانی که آینده سازان جامعه خواهند بود، سر و کار دارند، میبایست در محیطی عاری از مشکلات به تلاش و کوشش بپردازند تا بتوانند به بهترین نحو ممکن مسایل و مشکلات دانش آموزان را حل و فصل نمایند، مشاورانی که از اعتماد به نفس بالاتری برخوردارند ایمنی هیجانی بالاتری را تجربه خواهند کرد، پس احتمال موفقیت آنها در مدارس بیشتر خواهد بود (ملایی، 1384).
با توجه به مطالب بیان شده پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مشکلات بین فردی براساس هوش معنوی و ایمنی هیجانی در زنان انجام گرفت.
بیان مسأله
تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر در رشد و توسعه جوامع پیشرفته بیانگر آن است که همه این کشورها از آموزش و پرورش کارآمد و اثر بخش برخوردار بوده اند. شناخت دقیق نیروی انسانی شاغل در نظام آموزشی از جمله ضروریات برای برنامهریزی در آموزش و پرورش میباشد. شناخت مسئولیت زنان شاغل میتواند شرایط را جهت جذب و نگهداری آنها مطلوب تر نماید و از طرفی سازمانهای آموزشی با اعمال کارکردهای مختلف و مناسب با نوع مسئولیت زنان شاغل عملکرد و اثربخشی آنها را افزایش دهند.
معمولا مشکلات افراد به زندگی و شغل آنها سرایت خواهد کرد و منجر به افزایش مشکلات بیشتری خواهد شد، لذا توجه به کاهش مشکلات زنان شاغل میتواند منجر به افزایش کارایی آنها در جامعه گردد، که این امر نیز به نوبه خود به داشتن شاغلینی با مشکلات کمتر کمک خواهد کرد.
مشکلات بین فردی عبارت است از، آشفتگی یا داشتن مشکلات مشخص در روابط بین فردی و یا به هم خوردن روابط دو یا چند نفر بدون ارتباط با یک اختلال مشخص روانپزشکی (مانند افسردگی، عقب ماندگی ذهنی و…. ) به طوری که مشکل فوق باعث ناراحتی قابل ملاحظهی یکی از افراد یا تخریب عملکرد اجتماعی فرد در یکی از حوزههای روابط با افراد، برقراری ارتباط با همسالان، ارتباط با خواهر و برادر و یا ارتباط با اولیای مدرسه یا وابستگی افراطی به دیگران شود. این مشکلات میتواند منجر به کاهش روابط افراد با یکدیگر شده که این امر در تعاملات افراد نیز تأثیرات بسزایی دارد و در آینده افراد را نیز میتواند به سمت گوشهگیری و انزوا سوق دهد (بگلی، 2000؛ ترجمه سمیعی، 1385).
یکی از عوامل مؤثر در مشکلات بین فردی، هوش معنوی[15] میباشد. هوش معنوي مجموعهاي از تواناييها براي بهرهگيري از منابع ديني و معنوي است (بولقان، غفرانی[16]، 2012). هوش معنوي سازههاي هوش و معنویت را دریک سازه ترکیب نموده است. در حالیکه معنویت جستجو براي یافتن عناصر مقدس، معنایابی، هشیاري بالاو تعالی است، هوش معنوي شامل توانایی براي استفاده از چنین موضوعاتی است که میتواند کارکرد و سازگاري فرد را پیش بینی کند و منجر به تولیدات و نتایج ارزشمندي گردد (ایمونز[17]، 2000؛ به نقل از رجایی، بیاضی و حبیبیپور، 1389). هوش معنوي تركيبي از سازه هوش و معنويت است. چنانچه توانايي براي سود جستن از منابع معنوي را به عنوان يك هوش قلمداد كنيم، پس اين توانايي بايستي در حل مسائل زندگي و رسيدن افراد به اهداف كمك نمايد و منجر به سازگاري بهتر آنان گردد. پژوهشها نشان ميدهد كه بين معنويت با رضايت و هدفمندي زندگي، سلامت و بهزيستي رابطه مثبت وجود دارد (گئورگ، لارسون، کوینینگ، کیولیوق[18]، 2000).
وهان[19](2003؛ به نقل از غباری بناب، سلیمی، سلیانی و نوری، 1386)، معتقد است كه هوش معنوي، يكي از انواع هوشهاي چند گانه است كه به طور مستقل ميتواند رشد و توسعه يابد. هوش معنوي نيازمند شيوههاي مختلف شناخت و وحدت زندگي دروني ذهن و روح با زندگي در دنياي هستي است. هوش معنوي ميتواند به وسيله تلاش، جستجو و تمرين پرورش يابد. انسان براي كسب قدرت تشخيص در تصميمگيري هايي كه به رشد سلامت نفس و روان كمك میكند، نيازمند هوش معنوي است.
یکی دیگر از عوامل مؤثر در مشکلات بین فردی، میتواند ایمنی هیجانی[20] باشد. ایمنی هیجانی، یعنی اینکه آیا پیوندهای خانواده در مواجه با عوامل استرس زا، مثبت و بادوام هستند و اینکه آیا اعضای خانواده، بخصوص در زمانهای وقوع رویداد استرسزا میتوانند از لحاظ هیجانی و عاطفی در دسترس و پاسخده فرد باشند (دیویس، هارولد، گوکی- موری و کیوممینگس[21]، 2007). نظریه ایمنی هیجانی این فرض را که کیفیت نامطلوب روابط والد و فرد میتواند ایمنی هیجانی فرد را کاهش داده یا تضعیف کند و در نهایت کارکرد انطباقی فرد را تحت تأثیر قرار دهد، میپذیرفت (تامپسون[22]، 2000).
خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار میگیرد دارای اهمیت شایان توجهی است، اما آن چه امروز در خانواده مشاهده میکنیم این است که کارکرد خانواده لطمه دیده است و اعضا نمیتوانند مانند سابق از حضور هم بهره ببرند. کیفیت نامطلوب روابط والد با فرزند میتواند ایمنی هیجانی کودکان را کاهش داده یا تضعیف کند و ایمنی ضعیف میتواند منجر به بدبینی، علایمی از تنش، مشاجره، تعارض درونگرایی، احساس گناه، محرومیت، اختلال اعتماد به نفس خودخواهی، خودبینی و…. شود، که باورهای مذهبی و اعتقادات افراد نیز میتواند در این امر دخیل باشد (ملایی، 1384).
زنان فرهنگی به دانش آموزان کمک میکند ویژگیها و استعدادهای خود را بهتر بشناسند و به شرایط و خصوصیاتی که یا توجهی به آنها نداشتهاند و یا میزان توجه به آنها کمتر بوده است با دقت بیشتری نگاه کنند. علاوه بر این اطلاعات آنها را در زمینههای مختلف تحصیلی بالاتر برده و در صورت وجود نواقصی در عملکردشان آنها را شناسایی کرده و راه حلهایی برای رفع نواقص ارائه کنند. به این ترتیب دانش آموزان میتوانند عملکرد بهتری نسبت به قبل در زمینه درسی داشته باشند انتخابهای مفیدی انجام دهند و اشکالات احتمالی را رفع نمایند. لذا توجه به حل مشکلات این افراد از اهمیت ویژهی برخوردار است.
بنابراین از آنجایی که ایمنی هیجانی حاکی از پیوندهای عاطفی دراز مدت در زندگی است که میتواند تأثیر عمیقی بر شکل گیری رفتار فرد داشته باشد. لذا با توجه به ایمنی هیجانی و هوش معنوی و نقش آنها در مشکلات بین فردی، پژوهش حاضر به دنبال پاسخی برای این مسئله میباشد که آیا ایمنی هیجانی و هوش معنوی میتواند مشکلات بین فردی را پیش بینی کند؟
اهمیت و ضرورت پژوهش
یکی از عواملی که میتواند در مشکلات بین فردی مؤثر باشد، هوش معنوی است. پارکر، هوگان، ایستابروک، اکی و وود[23] (2006) عنوان میکند که هوش معنوی میتواند در کاهش اثرات منفی استرسهاي زندگی در افراد مؤثر باشد. در همین مورد در قرآن کریم نیز آمده است” قطعاً همه شما را با اموري همچون ترس، گرسنگی، زیان مالی و جانی، و کمبود میوهها و زراعتها آزمایش میکنیم و بشارت بده به استقامت کنندگان” (سورة بقره، آیه 155). مسلماً كسانی که این باور دینی را دارند که خداوند آنها را در شرایط سخت مورد آزمون قرار میدهد در برابر استرسهاي زندگی نیز تحمل بالاتري دارند.
به عقیده آرگیل[24](2000) پیامدهای هوش معنوی دامنهی بسیار وسیعی دارد و حوزهی وسیعی از رفتار آدمی را تحت پوشش قرار میدهد (به نقل از ملایی، 1384).
یکی دیگر از عواملی که میتواند در مشکلات بین فردی مؤثر باشد، ایمنی هیجانی است. كنش متقابل و رابطه عاطفي بين والد و کودک، به روابط اجتماعي فرد در آينده شكل داده و نحوه برخورد مادر با كودك در چگونگي اجتماعي شدن و كسب مهارتهاي اجتماعي فرزند تأثير ميگذارد؛ پژوهشها به اين امر اشاره دارند كه اگر شيوه فرزندپروري مادر در چند ماه اول زندگي به صورتي باشد كه فرزندش را به صورت «ایمنی هیجانی» پرورش دهد، بسياري از مشكلاتي كه افراد در بزرگسالي مانند ناسازگاري زناشويي، طلاق، برقراري ارتباط با ديگران، عقبافتادگي تحصيلي را تجربه ميكنند؛ نخواهند داشت (ماسن، کیگان، هوسترون، کارول و کانجر،2000؛ ترجمه ياسايي، 1390).
همچنین افرادي كه از ایمنی هیجانی برخوردارند، داراي هوش هيجاني بالايي بوده و ميتوانند به مديريت هيجانها پرداخته و به تصميمگيريهاي مؤثر در زندگي دست زده و توان مقابله با تنيدگيها را به طور اثربخش داشته باشند (هادي نژاد، 1382). به اعتقاد گلمن[25] (2000؛ ترجمه پارسا، 1389) بهره هوش سنتي ميتواند فقط 20 درصد از موفقيت فرد را مشخص كند و 80 درصد مابقي از هوش هيجاني است.
مشکلات بین فردی میتواند منجر به افزایش مشکلات بیشتری از جمله تعارضات زناشویی گردد، اگر به این مشکلات افراد توجهی نشود میتواند بنیان خانوادهها را از هم پاشیده و منجر به ایجاد مشکلات بیشتری گردد، در خانوادههایی که معنویت بالاتری وجود دارد، معمولاً مشکلات بین فردی کمتری وجود خواهد داشت که این امر منجر به تقویت بنیه خانوادههای این افراد خواهد شد، شهر شیراز یکی از شهرهای بزرگ کشور بوده که توجه به خانوادهها در این شهر از اهمیت ویژه ای برخوردار است، لذا توجه به خانوادهها و همچنین مشکلات بین فردی در متأهلان این شهر، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
از آنجایی که رفتارها و عملکرد کنونی و آینده افراد و مخصوصاً زنان تحت تأثیر میزان ایمنی هیجانی آنان است به طوری که زنانی که فاقد ایمنی هیجانی هستند بیشتر مستعد انتخاب واکنشهای منفی و ناسازگانه هستند در حالی که افراد ایمن واکنشهای مثبت و سازگارانهتری دارند (دیویس، هارولد، موری و کامینگز، و همکاران، 2007). لازم است زنان از نظر ایمنی هیجانی مورد بررسی قرار گیرند نا نحوه کارکرد فردی، خانوادگی و اجتماعیشان در زندگی حال و آینده شان مشخص شود.
نتایج پژوهشهای جورتافت و اسمارت[26] (2008) و جالایودین، ایکا، دجیومیلا، سیرچمن[27] (2013) نشان از رابطه معناداری بین مشکلات بین فردی با معنویت داشته است، در واقع هر چه افراد از لحاظ معنوی اعتقادات قوی تری داشته باشند، تلاش و کوشش آنها برای رسیدن به اهداف خود بیشتر خواهد بود، لذا توجه به این امر از اهمیت فراوانی برخوردار میباشد، از طرفی پژوهش پریا[28](2012)، نشان از رابطه معناداری بین ایمنی هیجانی با هوش معنوی میباشد، که این امر نیز نشان میدهد که اعتقادات درونی میتواند منجر به کاهش مشکلات بین افراد نیز گردد، که با توجه به مطالب بیان شده میتوان گفت که توجه به افزایش اعتقادات افراد و همچنین باورهای آنها جهت کاهش مشکلات آنها از اهمیت فراوانی برخوردار میباشد.
با توجه به مطالب بیان شده میتوان گفت کاهش مشکلات فرهنگیان از جمله زنان فرهنگی میتواند در افزایش تلاش و کوشش آنها موثر واقع شود توجه به کاهش مشکلات این افراد آنها را ترغیب خواهد کرد که در مدارس تحت نظر خود فعالیتهای بیشتری از خود نشان دهند، درنتیجه پیشرفت بیشتری در زندگی شغلی خود خواهند داشت و دانش آموزان را با کوشش بیشتری راهنمایی خواهند کرد. از طرفی عدم توجه به آنها میتواند منجر به کم کاری و کاهش عملکرد آنها در مدارس گردد، لذا میبایست به این افراد توجه کافی را داشته تا بتوان زمینه را برای شکوفایی آنها و بالا بردن عملکرد آنها فراهم نمود. با توجه به مطالب فوق و اهمیت ضمنی هر یک از متغیرها میتوان گفت که بررسی پیش بینی مشکلات بین فردی براساس هوش معنوی و ایمنی هیجانی از اهمیت ویژهای برخوردار است و ضرورت را برای گسترش تحقیقات در این زمینه آشکار میسازد، ضروری است که این تحقیق را از اولویتهای پژوهشی و تحقیقاتی قرار داد تا بتوان با نتیجه آن در پرورش نیروی انسانی کارآمد و مؤثر سهم ارزشمندی داشت.
اهداف پژوهش
هدف اصلی
پیش بینی مشکلات بین فردی براساس هوش معنوی و ایمنی هیجانی در زنان.
هدفهای فرعی
1- تبیین رابطه هوش معنوی و ابعاد آن با مشکلات بین فردی و ابعاد آن در زنان.
2- تبیین رابطه ایمنی هیجانی و ابعاد آن با مشکلات بین فردی و ابعاد آن در زنان.
3- پیش بینی مشکلات بین فردی از طریق ابعاد هوش معنوی و ابعاد ایمنی هیجانی.
فرضیههای پژوهش
فرضیه اصلی
هوش معنوی و ایمنی هیجانی میتوانند مشکلات بین فردی را به طور معناداری پیش بینی کنند.
فرضیههای فرعی
1- بین هوش معنوی و ابعاد آن با مشکلات بین فردی و ابعاد آن رابطه معناداری وجود دارد.
2- بین ایمنی هیجانی و ابعاد آن با مشکلات بین فردی و ابعاد آن رابطه معناداری وجود دارد.
3- ابعاد هوشمعنوی و ابعاد ایمنیهیجانی میتوانند مشکلات بین فردی را به طور معناداری پیشبینی کنند.
تعاریف واژهها و اصطلاحات
تعاریف نظری
الف) ایمنی هیجانی: میتوان ایمنی هیجانی را عنوان احساس یک شخص از لحاظ داشتن یک منبع درونی برای مواجهه با موقعیتهای جدید و ترسناک تعریف کرد (فورمن و دیویس،2005).
ابعاد ایمنی هیجانی:
ایمنی: به معنای اعتماد فرد به خانواده و دیگران به عنوان منابع حمایت و امنیت میباشد.
مشغله ذهنی: به معنای نگرانیهای قرد در مورد آینده و بهزیستی خود و خانواده میباشد.
کنارهگیری: به معنای تلاش کودک برای رها شدن از تعارضات خانواده و کوچک شمردن آنها میباشد (فورمن و دیویس،2005).
ب) هوش معنوی: هوش معنوی توانایی فهمیدن عمیق سوُالات معنوی و بینش درونی است که سطحهایی چندگانه از هوش است. هوش معنوی مفهوم آگاهی از معنویت به عنوان زمینهای از وجود یا به عنوان نیروی زندگی خلاق از تکامل است (عبداله زاده، 1387).
مؤلفههای هوش معنوی:
درک و ارتباط با سرچشمه هستی: درك متعادل تر از ارزش ماديات و اعتقاد به بهتر شدن دنيا است.
زندگی معنوی یا اتکا به هستی: به معنی حس معنا و مأموريت به زندگي و ارزشها، حس تقدس در زندگي میباشد (عبدالهزاده، 1387).
ج) مشکلات بین فردی: مشکلاتی هستند که در رابطه با دیگران تجربه میشوند و آشفتگی روانی ایجاد میکنند یا با این دسته از ناراحتیها (آشفتگیهای روانی) در ارتباط قرار میگیرند (بارخام، هاردی و استارتاپ[29]، 1996).
ابعاد پرسشنامه عبارتند از:
صراحت و مردمآميزي: مهارت بیان عواطف و نیازهای فرد است بدون اینکه حقوق دیگران را نقض کند یا خشمگین شود.
گشودگی: به احساس فرد نسبت به توانايی ها، عقل، تدبير و تأثير بر محيط باز مي گردد.
در نظر گرفتن دیگران: به معنای توجه به نظرات دیگران و اهمیت دادن به غیر از خود میباشد.
پرخاشگری: رفتاری است که هدف آن صدمه زدن به خود و یا دیگران میباشد. قصد و نیت در اینجا مشخص کننده رفتار پرخاشگرانه میباشد.
حمایت گری و مشارکت: به معنای شراکت و همکاری در کاری، امری یا فعالیتی و حضور در جمعی، گروهی و سازمانی جهت بحث و تصمیم گیری چه بصورت فعال و چه بصورت غیر فعال است. در مجموع جوهره و هسته اصلی مشارکت را باید در فرایند درگیری، فعالیت و تاثیرپذیری دانست.
وابستگی: وابسته بودن يعني نياز جسمي يا رواني به كسب، نگهداري و داشتن كسي يا چيزي(بارخام، هاردی و استارتاپ،1996).
تعاریف عملیاتی متغیرها:
الف) ایمنی هیجان: در این پژوهش ایمنی هیجان براساس پرسشنامه ایمنی هیجان که توسط فورمن و دیویس (2005) تهیه شده است، میباشد، حداقل نمره در این آزمون 25 و حداکثر نمره 125 میباشد.
ابعاد پرسشنامه عبارتند از:
ایمنی: منظور نمرهای است که آزمودنی از سوالات پرسشنامه ایمنی هیجانی فورمن و دیویس (2005) 1-4-5-12-16-19-20 پرسشنامه ایمنی هیجانی فورمن و دیویس (2005) کسب کرده است.
مشغله ذهنی: منظور نمرهای است که آزمودنی از سؤالات 2-6-7-9-13-14-15-21 پرسشنامه ایمنی هیجانی فورمن و دیویس (2005) کسب کرده است.
کنارهگیری: منظور نمرهای است که آزمودنی از سوالات 3-8-10-11-17-18-22 پرسشنامه ایمنی هیجانی فورمن و دیویس (2005) کسب کرده است.
ب) هوش معنوي: نمرهاي كه فرد در آزمون هوش معنوي كه توسط عبداله زاده (1387) ساخته شده است، ميآورد، حداکثر نمره در این پرسشنامه 145 و حداقل نمره 29 میباشد، افرادی که در این پرسشنامه نمره بالاتر از میانگین داشته باشند، نشان از هوش معنوی بالاتر میباشد.
درک و ارتباط با سرچشمه هستی:
منظور نمرهای است که آزمودنی از سؤالهای 1،4،5،7،8،9،11،15،16،24،27،29 پرسشنامه هوش معنوی عبداللهزاده (1387) کسب میکند.
زندگی معنوی یا اتکا به هستی:
منظور نمرهای است که آزمودنی از سؤالهای 2،3،6،10،12، 13،14، 17، 18،19،20،21،22،2
3،25،26،28 پرسشنامه هوش معنوی عبداللهزاده (1387) کسب میکند.
ج) مشکلات بینفردی: نمرهاي كه فرد در آزمون مشکلات فردی كه توسط بارخام و همکاران (1996) ساخته شده است، ميآورد. حداکثر نمره در این پرسشنامه 160 و حداقل نمره 32 میباشد.
ابعاد پرسشنامه عبارتند از:
صراحت و مردمآميزي: منظور نمرهای است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات 1-2-3-4-7-9-11 پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (1996) کسب کرده است.
گشودگی: منظور نمرهای است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات 10-17-24-29 پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (1996) کسب کرده است.
در نظر گرفتن دیگران: منظور نمرهای است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات 18-25-26-31-32 پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (1996) کسب کرده است.
پرخاشگری: منظور نمرهای است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات 20-21-28-30 پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (1996) کسب کرده است.
حمایت گری و مشارکت: منظور نمرهای است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات 5-8-12-13-14-15-16 پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (1996) کسب کرده است.
وابستگی: منظور نمرهای است که آزمودنی از پاسخ به سوالات 6-19-22-23-27 پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (1996) کسب کرده است.
[1]-Bowen
[2]-Brenner
[3]-Bandura
[4]-Garich and Fyncham
[5]-Goodman
[6]-Sheek
[7]-emotional security
[8]-Mesh and Wolf
[9]-Allegri and Hull
[10]-King
[11] spiritual intelligence
[12] intelligent quotient
[13] emotional intelligence
[14] Zohar & Marshall
[15] spiritual intelligence
[16] Bolghan, Ghofrani
[17] Emonz
[18]- George, Larson, Koening & Mc Cullough
[19]- Vaughan
[20] emotional security
[21] Davies, Harold, Goeke-Morey & Cummings
[22] -Thompson
[23] Parker, Hogan, Eastabrook, Oke, Wood
[24] Argil
[25] -Gelman
[26] – Jortoft, G,Y,. & Smart
[27] – Jalaluddin, Rum , Eka, Afnan Troena, Djumilah, Hadiwidjoyo, Surachman
[28] – Priya
[29] -Barkham, Hardy & Startup
فصل اول…………………………………………………………………………………………………… 9
کلیات پژوهش……………………………………………………………………………………………. 9
مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………… 9
بیان مسأله…………………………………………………………………………………………………………………….. 12
اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………………………………………………… 15
اهداف پژوهش………………………………………………………………………………………………………………. 17
فرضیههای پژوهش……………………………………………………………………………………………………….. 18
تعاریف واژهها و اصطلاحات…………………………………………………………………………………………… 18
فصل دوم………………………………………………………………………………………………… 22
مبانی نظری و پیشینه پژوهش…………………………………………………………………… 22
نگاهی به تعاریف روابط بین فردی…………………………………………………………………………………. 23
مبانی نظری هوش معنوی…………………………………………………………………………………………….. 38
مبانی نظری ایمنی هیجانی…………………………………………………………………………………………… 50
استواری و تغییر…………………………………………………………………………………………………………….. 61
ایمنی هیجانی و رفتار والدین:……………………………………………………………………………………….. 62
پیشینه پژوهش…………………………………………………………………………………………………………….. 65
الف) پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور……………………………………………………….. 65
ب) پژوهشهای انجام شده در داخل کشور…………………………………………………………….. 69
جمعبندی…………………………………………………………………………………………………………………….. 71
فصل سوم……………………………………………………………………………………………….. 72
روش شناسی پژوهش……………………………………………………………………………….. 72
طرح كلي پژوهش…………………………………………………………………………………………………………. 72
جامعه آماری…………………………………………………………………………………………………………………. 72
حجم نمونه و روش نمونه گیری…………………………………………………………………………………….. 72
ابزار پژوهش………………………………………………………………………………………………………………….. 73
روش اجرا………………………………………………………………………………………………………………………. 76
روش تجزیه وتحلیل اطلاعات………………………………………………………………………………………… 76
ملاحظات اخلاقی………………………………………………………………………………………………………….. 76
فصل چهارم…………………………………………………………………………………………….. 77
یافتههای پژوهش…………………………………………………………………………………….. 77
الف) یافتههای توصیفی:………………………………………………………………………………………………… 78
ب) یافتههای استنباطی………………………………………………………………………………………………… 79
فصل پنجم………………………………………………………………………………………………. 84
بحث و نتیجهگیری…………………………………………………………………………………… 84
خلاصه پژوهش……………………………………………………………………………………………………………… 84
بحث و نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………. 85
محدودیتهای تحقیق…………………………………………………………………………………………………… 91
پیشنهادها…………………………………………………………………………………………………………………….. 91
فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………………… 93
پیوستها………………………………………………………………………………………………… 100
پیوست الف) پرسشنامه مشكلات بين فردي(IIP-32)………………………………………………….. 100
پیوست ب) پرسشنامه هوش معنوی…………………………………………………………………………… 103
محصولات مرتبط
درمانگری در شن بازی درمانی (کتاب الکترونیک)
راهنمای کاربری سنجش در مشاوره
ترتیب مطالب کتاب
ما ترتیب مطالب این کتاب را طوری قرار دادیم که طبق یک جریان منطقی ارائه شوند. فصلهای ۱ تا ۵ ، ارزیابی مؤلفههای اصلی سنجش در مشاوره را نشان میدهند. در این بخشها، شما در مورد پیشینه، تاریخچه، و ارتباط سنجش و ویژگیهای ابزارهای مطالبی خواهید آموخت. فصلهای ۶ تا ۸ شامل مسائل عملی مربوط به انتخاب، مدیریت، امتیازدهی و تفسیر ابزارهای سنجش میباشد. فصلهای ۹ تا ۱۳ شامل اطلاعات مربوط به انواع خاصی از ابزارها، به ویژه برای زمینههای تخصصی سازی، اصول در تفسیر و (اعلان نتایج) ارتباط نتایج و مسائل پاسخگویی است. هر فصل با اطلاعات مربوط به استفاده از مطالب ارایهشده به پایان میرسد. ما از مطالعات موردی فصل ۲ برای نشان دادن این که چگونه مطالب ممکن است در یک تنظیمات مشاوره استفاده شود، استفاده میکنیم. فصل ۱ سنجش را به عنوان یک فرآیند پیوسته در مشاوره معرفی میکنیم. مشاوران در خصوص جمعیتهایی که به آنها خدمت میکنند و شیوههایی که به کار میگیرند گزینههایی را در اختیار دارنداما سنجش یک جزء لاینفک همه جمعیتها است. عبارات کلیدی تعریف میشوند و همچنین تاریخچه سنجش را پوشش میدهیم و بر اشتباهات گذشته و ارتباط آنها با اعمال فعلی تاکید میکنیم. موضوعات اخلاقی و حقوقی مشخص میشوند. در فصل ۲ سه مطالعه موردی را معرفی میکنیم که در سراسر متن مورد استفاده قرار خواهند گرفت. ما عناصر اصلی (اجزای اصلی) یک مصاحبه ورودی را روشن میکنیم که به طور مفصل در فصل ۷ به آنها پرداخته میشود. ماهیت تشخیص و مرور کلی اختلالات سلامتی ذهنی در این فصل ارائه شدهاست. ما همچنین اطلاعات مربوط به یادداشت کردن و نگه داشتن نکات پیشرفت را ارائه میکنیم و روشهای رایج یادداشتبرداری را توضیح میدهیم ) روشهای مورد استفاده را فراهم می آوریم. فصل ۳ : این فصل به نظربیشترین تمرکز را بر روی آمار و ارقام دارد. ما مفاهیم پایهای اندازهگیری را ارائه میکنیم و به روشهای محاسبه و مفهومسازی نمرات با ابزارهای سنجش میپردازیم. دانشجویان قادر خواهند بود بین آزمونهای هنجار مرجع و معیار مرجع (تمایز قائل شوند و معیارهای گرایش مرکزی، تغییرپذیری و همبستگی را محاسبه و تفسیر کنند و نمرات را به اطلاعات بامعنا برای انجام مقایسهها تبدیل کنند و یک مفهومسازی از مشتری را تدوین نمایند در فصل 4 ما به روز ترین تعاریف اعتبارسنجی تست را با مقایسه با تکرارهای قبلی اعتبار آزمایش و اینکه چگونه این مفهوم تکاملیافته است ارائه میکنیم. پنج نوع مدرک اعتبار مورد تاکید قرار گرفته و به توسعه ابزارها گره خوردهاست. دانش آموزان یاد خواهند گرفت که چگونه اعتبار را ارزیابی کنند تا مصرفکنندگان آگاه ابزارها باشند. در فصل 5 پایایی را توضیح میدهیم یک نکته مهم این است که قابلیت پایایی را به عنوان یک مشخصه برای امتیازات تست (و نه خود تست یا مقیاسها) درک کنیم. ما بر روی روشهای مختلف پایایی نمرات تمرکز میکنیم مخصوصاً به این خاطر که آنها به نمونه هنجاری ربط دارند این کار را میکنیم. کاربردهای براوردهای پایایی برای این مطالعه موردی را ارائه کردهایم. ) کاربرد تخمین قابلیت اطمینان برای مطالعه موردی فراهم شدهاست. در فصل 6 فرصتی برای بازبینی مفاهیم فصل 1 تا 5 را داریم و این مفاهیم را برای انتخاب ابزارهای مناسب به کار میگیریم.) ما بر تواناییهای لازم برای استفاده از ابزار خاص تاکید میکنیم. همچنین نشان میدهیم که مشاوران چگونه میتوانند اطلاعات آزمونها را با استفاده از نقدهای آزمونها در پایگاههای دادههای مختلف بدست آورند ما به اطلاعات موجود در نقد آزمونها و کلیدهای تفسیر و کاربرد نقد آزمونها میپردازیم تا یک مصرفکننده آگاه از ابزارهای سنجش باشیم ، مورد بررسی قرار میدهیم. در فصل 7 مصاحبه بالینی که ابتدا در فصل ۲ مطرح شد را با جزئیات و تاکید بر ورودی روانی- اجتماعی، و با استفاده از مدل CLISD-PA و امتحان وضعیت ذهنی ارائه می کنیم. ما بر انواع مختلفی از دادههای ورودی تاکید میکنیم و به طور خاص ورودی سؤمصرف مواد را مورد توجه قرار میدهیم. ما همچنین اطلاعات مربوط به استفاده از مهارتهای مشاوره پایه را به عنوان بخش بخش لاینفک مصاحبه ورودی برای مصاحبه فراهم می کنیم. ما از مفاهیم مصاحبه بالینی برای مطالعات موردی استفاده میکنیم. فصل ۸ : این فصل که موضوعات چند فرهنگی در سنجش را مطرح میکند، یک فصل بنیادی و اساسی در بررسی ( موضوعاتی مانند سوداری آزمون در مقابل بیطرفی آزمون، ارزیابی با جمعیتهای خاص، و محدودیتهای تعمیم پذیری از نمونههای هنجاری معمولی است. ما و چگونگی تأثیرگذاری مکان و امکانات بر تفسیر نمرات را بررسی میکنیم را بررسی میکنیم و این که این امکانات چگونه می تواند بر تفسیر امتیازها اثر بگذارد. در نهایت ما نشان میدهیم که چگونه مشاوران میتوانند توانمندی میان-فرهنگی خود را به عنوان متخصصان ارتقاء بهبود دهند و معانی چند فرهنگی را در این مطالعه مورد بررسی قرار دهند. در فصل ۹: در مورد شباهتها و تفاوتهای تست های هوش، دستیابی و استعداد بحث میکنیم و این ساختارها را در زمینه ساختار سنجش توانایی قرار میدهیم. ما نظریههای هوش را معرفی میکنیم و اطلاعات مربوط به ابزارهایی که برای اندازهگیری هوش طراحی شدهاند و همچنین اطلاعات مربوط به میزان مطابقت این ابزارها با تئوریهای هوش را ارائه میکنیم. ما همچنین هوش عاطفی و برخی از انتقادهای وارد بر آن را مطرح میکنیم. ما معیارهای رایج هوش را برجسته مشخص میکنیم و به کاربرد آنها برای مطالعات موردی میپردازیم. به صورت موردی اشاره میکنیم. همچنین درباره توسعه آزمونهای موفقیت، چگونگی گزارش امتیازات و ارتباط موفقیت و استعداد با توانایی شناختی عمومی گفتگو میکنیم به کاربردهای آنها برای مطالعات موردی نیز میپردازیم. در این فصل تمرکز ما بر این است که چگونه سنجش شغلی میتواند اطلاعات ارزشمندی را برای راهنمایی در مشوره شغلی و خشنودی کلی مشتریان در محیطهای گوناگون مانند مدارس، آژانسها، سازمانها و مکانهای فعالیت فرهم سازد. تئوریها و عناصر ارزیابی شغلی، و همچنین مروری بر معیارهای رایج مورد استفاده در سنجش شغلی ارائه میشوند. ما به طور خاص بر روی سیستم O*NET و کاربرد سنجش شغلی برای مطالعات موردی تمرکز میکنیم. فصل ۱۱: این فصل به حوزههای اختصاص دارد از جمله سنجش در ازدواج ، زوجها و مشاوره خانواده؛ مشاوره سؤمصرف مواد و مداخلات ارزیابی خودکشی اختصاص دارد. ما اطلاعات مربوط به مقیاسهای مرتبط با این حوزهها را فراهم میکنیم و آنها را برای مطالعات موردی به کار میبریم. به علاوه، ما مدلی برای ارزیابی خودکشی و بررسی کلی ابزارهایی که ممکن است مورد استفاده قرار گیرند را ارائه میکنیم. فصل ۱۲ : حالا که انواع مختلف سنجش که معمولاً در مشاوره کاربرد دارند را ارائه کردهایم نگاه کلی به چگونگی نوشتن گزارش سنجش ارایه میدهیم. ما هم ساختار و محتوای گزارش سنجش را مورد توجه قرار میدهیم و هم مثالهای روشنی را با استفاده از مطالعات موردی، در مورد این که چگونه گزارشها ممکن است برای مشتریان، عوامل داوری، و سهامداران نوشته شوند، فراهم میکنیم. فصل ۱۳ : ما کتاب را با مروری بر پاسخگویی در مشاوره و نقش سنجش به پایان میبریم. ما معیارهای استاندارد شده و استاندارد نشدهی پاسخگویی را مورد بحث قرار میدهیم و مسایل پاسخگویی را در مطالعات موردی خود به کار میبریم .سوء استفاده عاطفی
کمک به کودکان در ساخت عزت نفس همراه با کتاب کار (کتاب الکترونیک)
هيچ كس كامل و بي نقص نيست “داستاني براي بچه ها درباره كمال گرايي” (کتاب الکترونیک)
| در کتاب هیچکس کامل و بینقص نیست توضیح داده میشود که کمالگرایی مفرط چگونه میتواند مانع لذت بردن از زندگی شود. من این کتاب را با جدیت به کودکانی که با نیاز به کامل و بینقص بودن دست و پنجه نرم میکنند، پیشنهاد میکنم. مارتین ام. آنتونی، نویسنده کتاب «وقتی کمال کافی نیست: راهبردهای مقابله با کمالگرایی پروفسور روانشناسی، دانشگاه رایرسون، تورنتو الن فلانگان برنز با کمک به کودکانی که از درد کمالگرایی رنج میبرند در جهت درک اینکه اشتباهات بخشی طبیعی از زندگی هستند و هر چیزی که آنها انجام میدهند، لزوماً نباید بینقص باشد، یک هدیه شگفتانگیز به آنها میدهد. |

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.