گام پنجم (ریاضی و علوم پنجم ابتدایی) (کتاب الکترونیک)
40000 تومان
ناموجود
18
نفر در حال مشاهده محصول هستند
Category: بدون دستهبندی
Tags: انتشارات آکادمیک, ریاضی, ریاضی پایه پنجم, زهرا حیدری لاکه, گام پنجم
توضیحات
گام پنجم
پیش گفتار
دوست خوبم، سلام
راستش را بخواهید زندگی همهاش مسئله است و حل مسئله. کیفیت زندگی و حسی که از آن داریم هم به شکل و محتوای این مسئله ها مربوط است .یکی از دوستان میگفت حل مشکلات زندگی خیلی ساده است، کافی است یک ((میم)) حذف کنید میشود ((شکلات زندگی)) حالا از شوخی بگذریم مهمترین چیزی که لازم است با درس خواندن یاد بگیریم حل مسئلهها و مشکل هاست.
در این کتاب کلی سوال و مسئله درست و حسابی برایتان آماده کردهام و امیدوارم با حل این سوال ها هم ریاضی و علوم را خوب یاد بگیرید و هم حل مسئله را .
شاد و پیروز باشید
زهرا حیدری لاکه
با افتخار آموزگار پنجم ابتدایی
نظرات (0)
امتیاز 0 از 5
0 دیدگاه
امتیاز 5 از 5
0
امتیاز 4 از 5
0
امتیاز 3 از 5
0
امتیاز 2 از 5
0
امتیاز 1 از 5
0
اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “گام پنجم (ریاضی و علوم پنجم ابتدایی) (کتاب الکترونیک)” لغو پاسخ
محصولات مرتبط
ذهن رهبران موفق سازمانها (کتاب الکترونیک)
35000 تومان
کتاب ArcGIS Pro:پرفروش ترین کتاب در ایران 1403
200000 تومان
کتاب یادگیری درمان راه حل محور (کتاب الکترونیک)
27000 تومان
مقدمهای بر درمان راهحل محور
پزشکان و روانپزشکان به طور خاص در یک موقعیت منحصر به فرد و ممتاز قرار دارند که مراجعان را در گفتوگوهایی که قدرت شگفت انگیزی برای بهبود دارند، درگیر کنند. درمان راهحل محور مدلی است که مبتنی بر شایستگی[صلاحیت] فرد است و تاکید بر مشکلات و شکستهای گذشته را به حداقل میرساند. و به جای آن بر نقاط قوت و موفقیتهای مراجع تمرکز میکند. این روش درمان مطابق با روند روانشناسی مثبت است که بر سلامت و عملکرد مطلوب[بهینه] به جای آسیب شناسی و سبب شناسی تاکید دارد. روانشناسی مثبت مطالعه علمی تجربیات مثبت، صفات فردی مثبت و موسساتی است که امکانات آنها را توسعه میدهد. رشتهای است که با سلامتی و عملکرد مطلوب مرتبط است. روانشناسی مثبت از مدل آسیب شناسی و علت شناسی متمركز در زمینه پزشکی متمایز است و در عوض بر منابع و نقاط قوت تمركز میكند. "این ساختار یکی از رویکردهای قوی است که به اصلاح اشتباه کمک میکند" (لی داک ورث و همکاران 2005، ص. 631). درمان راهحل محور بر روی ویژگیهای مثبت و عملگرایی تمرکز دارد.
رویکرد راهحل محور، تکنیکهای مسئله محور آموزش داده شده در پزشکی و مخصوصا روانپزشکی را که انتظار میرود این تغییرات تنها از طریق درک و بررسی مشکلات صورت گیرد، از طریق ابعاد فزاینده ارائه میدهد. درمان راهحل محور مدلی مبتنی بر شایستگی است که به جای مشکلات و نقصهای گذشته (به جای اینکه به دنبال چیزی که اشتباه است بگردد که چگونه آن را حل کند)، به مراجعان نسبت به آینده امید داده و نقاط قوت آنها را هدایت میکند. این رویکرد به دنبال آنچه درست است و چگونگی استفاده از آن میباشد (برگ و میلر[1] 1992). این روش درمان اغلب طولانی تر از درمان است و به همین ترتیب مهارتی اساسی برای روانپزشک کودک به شمار میآید. خدمات آن در منابع بسیار کم ولی با تقاضای بالا روبرو است.
درک جزئیات از نقاط قوت و منابع دارای ارزشمندی است. رویکرد راهحل محور، در حقیقت، در مرکز خانواده درمانی میلواکی ویسکانسین، از طریق کار استیو دی شیزر، اینسو کیم برگ و همکارانش توسعه یافت (برگ و میلر 1992؛ دی جونگ و برگ[2] 1998).
از آنجایی که در مورد ارزیابیهای راهحل محور بسیار زیاد نوشته شده است، تاکید این کتاب بر روی ارزیابیهای متمرکز بر راهحل است. این مجموعه مهارت، ابعاد افزایشی را برای ارزیابی راهحل محور در مواجهه با مسائل که عمدتا در زمینهی پزشکی و مخصوصا در روانپزشکی آموزش داده میشود، فراهم میکند. این کتاب به اصول اساسی درمان مبتنی بر راهحل، مهارتهای اصلی و تکنیکهای مورد نیاز برای عمل به این مدل درمان و «نحوه تبدیل شدن به یک متخصص بالینی» را آموزش خواهد داد.
مردم چگونه مشکلات را حل میکنند و تغییرات را در زندگی خود ایجاد میکنند؟ اغلب پاسخهای مختلفی برای این سوال ظاهر میشود. پاسخها به شناسایی چگونگی مشکل، کشف علت اصلی، صحبت کردن در مورد آن و ایجاد یک برنامه عملیاتی در مورد آن میپردازد. با این حال، برای حل مشکل، در نهایت بایستی کاری انجام شود و به طور کلی بهتر است در راه متفاوتی انجام شود. در حقیقت حل مشکلات در روشی همیشگی و یکنواخت در نظر گرفته میشده است و به همین دلیل است که مراجعان به دنبال کمک هستند.
دی شیزر یکی از پیشگامان این ایده بود. نظر او این است که اتصالی بین مشکل و راهحل وجود ندارد (دی شیزر و برگ[3] 1997). او این ایده را داشت که از نظر بسیاری تکان دهنده به نظر میرسید: "راهحلها نباید به طور مستقیم به مسائل طرح شده مرتبط باشند" (دی شیزر 1988). مشکلات در همهی زمانها اتفاق نمیافتد و الگوهای مشکل نگری هرگز به طور مداوم در طول زمان و در راهحلهای مختلف رفع نمیشوند. واقعیت این است که برای فرد آگاه به مشکل، پیشنهاد میشود که زمان یا موقعیت دیگری که مشکل وجود نداشته را با موقعیت اکنون خویش مقایسه کند. مردم مردم هستند! به طور کلی مردم کارهایشان را با دلایل خوبی از نظر خویش انجام میدهند و به طور معمول کارهایی که انجام میدهند به نظر خودشان مفید است. هنگامیکه مراجعان به دنبال کمک هستند، معنی اش این است که یا کارهایی که انجام دادهاند مفید نبوده یا اینکه به نظرشان کافی نیست. در این شرایط آیا چیزی تغییر کرده است؟ یا اینکه مشکلات بدتر شده است؟ یا خودشان یا افراد اطرافشان با این مشکل بسیار اذیت شدهاند؟ وقتی مشکل حل میشود، درمانگر با مراجع درباره مشکلات و حل مشکلات صحبت میکند. درمانگر راهحل محور، به جای مشکلات و شکایات و مسائل، در مورد تغییراتی صحبت میکند که باعث ایجاد تفاوتهایی در مورد راهحلها میشود (دی شیزر، 1985).
به منظور اینکه راه حلها در نظر گرفته شوند، یکی از این دو حالت باید رخ دهد: [یا این حالت برای فرد باشد که] این مشکل دیگر رخ ندهد یا اینکه مسئلهی مورد نظر، دیگر به عنوان یک مشکل مشاهده نشود. تکنیکها و تمارین راهحل محور به مراجعان کمک میکند به آگاهی بیشتری در مورد خواسته هایشان دست یابند و توسط این تمارین همچنین به کشف آنچه به طور متفاوت انجام میدهند و اینکه چه کاری برای برآورده شدن اهدافشان میتوانند به طور متفاوت انجام دهند، رهنمود میگردند. این درمانگران با توجه و تمرکز بر زمانی که مشکل وجود نداشته و درک آن توسط مراجع به عملکرد دقیق میپردازند و نحوه کسب موفقیت را به مراجع میآموزند. این دستاوردهای موفق، به نام تغییرات مثبت یا استثناها نامیده میشود و شناسایی آنها نیاز به مهارت گوش دادن فعال از طرف درمانگر (دی جانگ[4] و برگ 1998) دارد. هیچ کدام از این زمانها نباید فراموش شود، نادیده گرفته شود یا در نظر گرفته نشود. و با وجود اینکه ممکن است خود مراجع هم مطلع نباشد، ولی بسیاری از موفقیتها از همین دقتها بدست میآید. تشویق مراجعان برای انجام بیشتر این قبیل رفتارها در کمک به آنها برای رسیدن به اهداف خود ضروری است. این کار به عنوان اصلیترین اصول درمان راهحل محوراست. اگر راهکاری درست جواب میدهد، بیشتر آن را انجام دهید. اگر کار نمیکند، راهکار دیگری را امتحان کنید!
توسعه دهندگان درمان راهحل محور بیشتر علاقه مند به این هستند که توجه را به آنچه که در درمان جواب میدهد، معطوف دارند. حال به این پرسش میرسیم که نحوه درمان راهحل محور چگونه است؟ رویکرد درمان راه حل محور به صورت استقرایی طی 30 سال جلسات درمانی با بیماران توسعه یافته است. اینسو کیم برگ و استیو دی شیزر به همراه همکاران خود صدها جلسه با بیماران را تماشا و فیلمبرداری کردند و از نزدیک و به طور دقیق مشاهده کردند که چه چیزی کار میکند، چه سوالاتی مفید است و چه فنون و مهارتهایی باعث ایجاد تغییر مثبت در بیماران میشود (دی شیزر 1988؛ دی شیزر و همکاران 1986). این مدل تحت تاثیر کارهای بسیاری دیگر از جمله میلتون اریکسون، جان واکلند، پل واتزلاویک، ریچارد فیش و کارل راجرز (دی شیزر 1988؛ دی شیزر و همکاران. 1986؛ اریکسون[5] 2009a؛ 2009b؛ راجرز[6] 1986؛ واتلویک[7] و همکاران 1990) انجام دادهاند، میباشد. با استفاده از انواع مختلف مراجعان، از جمله گروهها، زوجها و کودکان، در مراکز توانبخشی، ادارات حفاظت از کودکان، تنظیمات بهداشت روانی جامعه، مدارس، مراکز بستری، خشونت خانگی و مراکز مواد مخدر، تروما و درمان سوء استفاده جنسی، تنظیمات پزشکی، تمرینات پزشکی و خصوصی مورد استفاده قرار گرفته است (برگ 1994؛ برگ و میلر 1992؛ دلان[8] 1991؛ فرانکلین[9] و همکاران . 2008؛ هویت[10] و برگ ؛ 1998؛ ایوسون[11] و همکاران. 2012؛ کلی و بلو استون[12] -میللر 2009؛ متکالف1998؛ نلسون[13] 2011؛ پی چات و اسموک[14] 2009؛ رودن[15] و همکاران . 2009؛ سلکمن[16] 1997؛ 2008؛ سیمون[17] 2010؛ استیث[18] و همکاران . 2011؛ توز- کلاوسکی[19] 2012؛ زیگلر و هیلر[20] 2007). بسیاری از دیگران همچنان به توسعه این مدل درمان ادامه میدهند (فرانکلین و همکاران 2008؛ فورمن[21] و اهولا 1992؛ هولیوک و گلدینگ[22] 2012؛ وسون و همکاران 2012؛ کیم[23] و همکاران 2010؛ فروش[24] 2011؛ شریر[25] و همکاران 2012؛ ترپپر[26]و همکاران 2006).
درمان راهحل محور، تکنیکهای عملی ارائه میکند که باعث تقویت همگرایی درمانی میشود، همچنین تشخیص و تقویت نقاط قوت، منابع و موفقیتهای مراجعان را تقویت میکند. لامبرت نتیجه گرفت که تا 40 درصد پیشرفت در روان درمانگری مربوط به متغیرهای مراجع و اثرات خارج از درمان است، 30 درصد از درمان موثر به علت رابطه درمان با 15 درصد به امید (اثر پلاسبو) و 15 درصد به تکنیک مرتبط است(لامبرت[27] 2001، 2005؛ لامبرت و جو[28] 2001). توجه به این عوامل برای درمان موثر بسیار مهم است. لامبرت همچنین دریافت مراجعانی که در روان درمانی بهتر عمل میکنند و پیشرفت درمان را در بر میگیرند بر این عقیدهاند که تغییرات انجام شده درمانی اساسا به دلیل تلاشهای فرد بوده است (لامبرت 2005). برنز[29] (2005) پیشنهاد میکند که توانایی و[ظرفیت]های اولیه گرایش مرتبط با انسان، تایید، و حداقل حمله و سرزنش، ممکن است در مرکز مداخله روان درمانی موثر باشد. مهارتهای ایجاد شده در تمرین درمان راهحل محور، این ظرفیتهای اساسی را تسهیل میکند: شناسایی و تقویت عوامل مثبت مراجع، اتحاد، درمان، ارتقاء خودکارآمدی، تایید مراجع و مشارکت در عوامل بیرونی را بهبود میبخشد (زمینه اجتماعی مراجع).
درمان راهحل محورمیتواند به عنوان یک مدل تصور شود و زمانی که به خوبی انجام شود میتواند با روشهای درمان دیگر که همه در راستای ارتقای درمان، موثر است و کمکی به مراجعان برای رسیدن به اهدافشان هست، یکپارچه[ادغام] شود. همانطور که اشاره شد، درمان راهحل محور میتواند به عنوان توجه به آنچه جواب میدهد و انجام بیشتر آن و انجام کار به روشی متفاوت در جایی که فعالیتی جواب نداده، خلاصه شود(دی شیزر 1985). به نظر ساده میرسد، و در واقع مفهوم آن ساده است؛ با این حال ساده به معنی آسان نیست و استفاده از این رویکرد به خوبی میتواند به یادگیری زبانی جدید نسبت داده شود؛ نیاز به تمرین، مهارت و پایداری دارد. درمان راه حل محور دارای پشتیبانی تجربی قابل توجهی است و در شواهد تحقیقاتی به طور قوی استوار است (فرانکلین 2012).
اصول پایهای که درمان راهحل محور ارائه میدهد (فرانکلین 2012):
جدول 1-2. درمانگر با استفاده از ذره بین راهحل محور
- بر اساس ساخت راهحل است و تا حل مسئله پیش میرود.
- تمرکز درمانی به جای مشکلات گذشته یا درگیریهای فعلی، بر آینده مطلوب مراجع است،.
- مراجعان تشویق میشوند که تکرار رفتارهای مفید فعلی را افزایش دهند.
- هیچ مشکلی همیشه رخ نمیدهد. استثنا وجود دارد؛ زمانهایی وجود دارد که این مشکل میتواند اتفاق افتاده باشد، اما نمیافتد. این استثناها میتواند توسط مراجع و درمانگر برای راهحلهای سازنده استفاده شود.
- درمانگران به مراجعان کمک میکنند تا جایگزینهایی برای الگوهای رفتاری، شناختی و تعامل به جای الگوهای نامطلوب فعلی پیدا کنند که در داخل مجموعه مراجع قرار داشته باشد یا توسط درمانگر و مراجع ساخته شود.
- با تفکیک ایجاد مهارت و مداخلات رفتاری این مدل فرض میکند که رفتارهای راه حل از قبل برای بیماران وجود دارد و با مکالمه بین درمانگر و بیمار میتوان آنها را کشف کرد.
- تغییرات کوچک باعث بوجود آمدن تغییرات بزرگ میشود.
- راهحلهای مراجع لزوما به هر گونه مشکل شناسایی شده توسط مراجع یا درمانگر مرتبط نیست.
- مهارتهای مکالمه مورد نیاز درمانگر برای دعوت مراجع برای ساختن راهحلها از آنچه مورد نیاز برای تشخیص و درمان مشکلات مراجع است، متفاوت میباشد.
| · علائم را ایجاد و تقویت میکند تا مشکل ریشه را حل کند. · تشخیص بر اساس علائم و پاتولوژی انجام میشود. · تلاش برای حل مشکلات و درمان علائم صورت میگیرد. · مشکلات را دسته بندی میکند و تشخیص میدهد. · تشخیص دهندههای پیش رونده، عوامل مستعد کننده و عوامل مؤثر بر علائم و مشکلات را دارد. · به عنوان متخصص تشخیصی، درمان را تجویز میکند. |
| · به سرنخهایی که تواناییها و منابع پنهان را نشان میدهد، گوش میدهد. · تفاوتهای مثبت و موفقیتهای ناشناخته را شناسایی و تقویت میکند. · پرسشی که مهمترین افراد در زندگی مراجع هستند را مطرح میکند. · کمک به مراجعان در ایجاد و بیان بهترین امید برای آینده مطلوب خود را خواهد داشت. · چگونگی برخورد مراجع و درمان با وجود تروما، مراجعی روانی و مراجعیهای دیگر را بررسی میکند. |
تمرین آموزشی: بررسی موردی راهحل محور
بیایید مطالعه موردی زیر را بخوانیم. چالش این است که این مورد را از طریق یک لنز راهحل محور مورد بررسی قرار دهیم، از نزدیک به سرنخهایی برای راهحلها، نقاط قوت پنهان و منابع آن نگاه کنیم. از خواننده دعوت شده است تا در مورد سؤالات زیر فکر کند:- در این توضیحات چه سرنخ(مدرک/ نشانهای) برای راهحلها وجود دارد؟
- چه سؤالاتی ممکن است برای بررسی این نقاط قوت و منابع پنهان استفاده کنید؟
- چه تعریفهایی میتوانید به این مادر بر اساس اطلاعات ارائه شده بدهید؟
- امیدارای چهار فرزند، یک خانواده نسبتا بزرگ است. این مهارت قابل توجهی را برای والدین چنین خانواده بزرگی فراهم میکند، بهویژه برای یک خانواده متشکل از دو فرزند خوانده. چگونه این[مسائل] را مدیریت کرد؟ چه مهارتهایی برای مبارزه با این چالشها وجود دارد؟ از این مسائل چی یاد گرفته است؟ چه مهارتهایی مفیدتر است؟ چه کسی برای او مفید بوده است؟ او فکر میکند در چه جنبههایی والدین بن خوب عمل میکند؟
- ارجاع فقط به این کودک اشاره میکند. شاید بچههای دیگر او در مدرسه یا در مکانهای دیگر به خوبی کار کنند. ارزش این را دارد که آنچه برای بچههای دیگرش انجام میدهند و آنچه را که به آنها کمک کرده است، انجام دهد. این ممکن است به تشخیص اینکه چه جنبههایی از والدین بودن مفید است، کمک کند. آیا برخی از این مهارتها برای بن میتواند مفید باشد؟
- امی سخت تلاش کرده است تا هزینههای بن را برای مدت طولانی پرداخت کند و مایل است که نظر دوم درمان را بیابد. او درمان بن را پیگیری میکرد و پرداختن به او را قطع کرده بود. چه چیزی به او کمک کرده است تا پشتکار به خرج دهد و به پسرش پول ندهد؟ او این قدرت را برای انجام این کار از کجا به دست آورد؟ این دسترسی آسان به خدمات روانپزشکی کودکان و پیگیری با تمام این قرار ملاقاتها آسان نیست. چگونه او این کارها را انجام داده است؟
- بن دو یا سه بار در هفته معلق میشود. چگونه کنترل و مدیریت میکند تا در روزهای دیگر از مشکلات [دور] بماند؟ اوج هیجان و انفجار او 2 ساعت طول میکشد؛ چگونه در نهایت، آرامش مییابد؟ او گزارش میدهد که به صورت شفاهی مبارزه میکند. اگر او تهاجمی شود چگونه او را متوقف سازد؟ به جای تهاجم فیزیکی چه کند؟ بن بیان میکند که میخواهد خودش را بکشد. چه چیزی او را از اقدام در این زمینه متوقف کرده است؟ دلایل او برای زندگی چیست؟ بن IEP است. اینها برای رسیدن به محل موردنظر دشوار است. چگونه مادرش میتواند از این خدمات برای بن حمایت کند؟ چه چیزی از این خدمات مفیدتر بوده است؟ او در سه موضوع شکست خورده بود. او در چه موضوعاتی قبول شده و در حال بهتر شدن است؟ چگونه او میتواند قادر به انجام این کار باشد؟
- او سال گذشته Abilify و Metadate را مصرف کرده است. چطور این داروها مفید هستند؟ در مقیاس 1-10، 10 قرص جادو و 1 مفید نبودن انهاست، چقدر داروهای او مفید است؟ بن و مادرش چه کارهایی را برای عمل بهتر دارو انجام میدهند؟
- با وجود اینکه پدرش در پناهگاه است، مادرش راهی برای دیدن بن پیدا میکند تا گاهی اوقات به دیدن پدرش برود. این باید بسیار دشوار باشد. چگونه او توانسته است این کار را انجام دهد؟
- امی از چندین سوء استفاده رفتاری از خودش نجات یافته است[دوری کرده است]. چگونه او این کارها را انجام داده است؟ از کجا این قدرت را برای انجام این کار پیدا کرده است؟ آیا کسی به او کمک کرد تا این کار را انجام دهد؟ چگونه او با این مشکلات روبرو شده است و با توجه به پیچیدگی مشکلاتش چطور موفق شده است؟ پاسخهای او میتواند میل خود را به خود و خانواده اش نشان دهد. او باید "دلیل خوبی" داشته باشد تا برگشتن به زندگی با شوهرش همراه با مشکلات او را توضیح دهد. او درباره خودش و شوهرش چه فکری میکند که تصمیم گرفته است او را به خانه برگرداند؟ او میگوید بچههایش متوجه میشوند که اوضاع او در این زمان بهتر است.
- امی مدتهاست با ارائه دهندگان خدمات درمانی ارتباط داشته است. چه چیزی از ارائه دهندگان درمانی را مفید میداند؟ چه چیزی در گذشته از ارائه دهندگان درمان برایش مفید بوده است؟
فرض اصلی درمانگر راهحل محور
همه درمانگران، صرف نظر از رویکرد آنها، نگرشها و فلسفههای خاصی دارند که بر درمان تاثیر میگذارند. هنگامیکه درمانگران در حال صحبت با مراجعان هستند، اعتقادات، نگرشها و مفروضات پزشکان درباره آنچه که آنها معتقدند برای مراجعان تاثیر میگذارد را درنظر میگیرند؛ مثلا چگونه و چه چیزی را گوش میدهند، چه چیزی را انتخاب میکنند که در مورد آنها بپرسند و چه چیزی را نادیده بگیرند. درمانگر راهحل محور فرض میکند که مراجعان صلاحیت دارند خود را اثبات کنند و در غیر این صورت آنها منابع لازم برای یک زندگی رضایت بخش تر خواهند داشت. حفظ نگرش باور در نقاط قوت و توانایی مراجعان، مهارت حیاتی در یادگیری درمان مبتنی بر راهحل محور است. این باور از طریق استفاده از پرسیدن سوالات و مهارتهای کلامی و غیر کلامی انتقال مییابد. یکی از اصول اساسی برای درمانگر راهحل محور، اعتقاد به صلاحیت مراجع است (برگ 2000). گفتوگوها و پرسشها با نگرشی که بر تواناییها و نقاط قوت مراجع تمرکز دارد، ایجاد میشود. سؤالاتی که از آنها پرسیده میشود، با در نظر گرفتن زمان بندی آنها، جنبههای گفتوگوی تقویت شده و انتخابهای خاص کلامی، همه و همه تلاشی برای افزایش توانایی مراجعان است. درمانگر راهحل محور در هنگام گوش دادن به مراجعان برای شناسایی این ویژگیها، تقویت مثبتها و کشف نیروها و منابعی که هنوز کشف نشده، راه را ادامه میدهد. جدول 1-3 فرضیات اصلی متمرکز بر راهحلها را فهرست میکند. زمانی که پزشک در حال یادگیری نحوه ادغام فرضیات اصلی راهحل محور در گفتوگو است, چندین اصول مهم هستند. تشخیص این فرضیهها با صدای بلند با کودکان و والدین، حقیقتهای قانع کنندهای را بیان میکند که به ندرت میشنوند و [این فرضیهها از طرفی هم] بسیار قدرتمند هستند. کودکان بیشتر از والدین خود قدردانی میکنند، در شناسایی و کشف رابطه قدرتمند هستند و استعداد بین فرزند و والدین ارزشمند است. اظهار نظر والدین در مورد اینکه چقدر آنها فرزند خود را دوست دارند، و اینکه سخت است که برای فرزندشان کار کنند، و همچنین چگونه به طور مداوم آنها را از دست نمیدهند، با وجود تمام چالشها، تواناییهای والدین را در فرضیات اصلی برجسته میکند. با توجه به والدین و فرزندان، به اینکه پدر و مادر چقدر از توان بالقوه، نقاط قوت و موفقیت فرزندان، فرزند و والدین افتخار میکنند را تعریف میکند. والدین دوست دارند چیزهای خوب درباره فرزندشان را بشنوند، و بچهها میخواهند والدینشان به آنها افتخار کنند. [1] -Berg and Miller [2] -Jong and Berg [3] -De shazer and berg [4] -De Jong [5] -Ericson [6] -Rogers [7] -Watvilng [8] -Dolan [9] -Franklin [10] -Hoyt [11] -Ivson [12] -Kelly and blue-stone [13] -Nelson [14] -Pchaot and smok [15] -Roden [16] -Selekman [17] -Simon [18] -Stathe [19] -Those-klavoski [20] -Zigler and Hiller [21] -Forman [22] -Golding [23] -Kim [24] -Frosh [25] -Sherier [26] -Tripper [27] -Lambert [28] -Joe [29] -Bernzنوآوریهای اجتماعی در بافت شهری (کتاب الکترونیک)
45000 تومان

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.