اصول مقاله نویسی علمی ویژه رشتههای حوزه علوم سیاسی و روابط بینالملل (کتاب الکترونیک))
در سرتاسر تاریخ رشد و تکامل انسان، علم نیز تکامل یافته و دانش جدید را تولید کرده است، بطوریکه از ما قبل تاریخ، علم و دانش، نسل به نسل به طور شفاهی انتقال یافته و بعنوان مثال، بومی سازی بسیاری از محصولات کشاورزی، پیشتر از رشد و پیشرفت سیستمهای نوشتاری اتفاق افتاد. با ظهور و توسعه امر نگارش، ذخیره و انتقال دانش بین نسلها و فرهنگها دقیقتر و آسانتر انجام گرفت و پیشرفتهای قابل ملاحظه و سریع در دانش به تغییرات عظیم در زندگی بشر، مخصوصا در 50 سال اخیر منجر شده است. با وجود پیشرفتهای شگرف در علم، ترتیب مراحل تهیه و نگارش مقالات علمی دستخوش تغییرات اساسی نگردیده است. گزارشات مختلف نشان میدهد که نگارشات علمی به زبان انگلیسی آن طور که امروزه آن را میشناسیم از قرن پانزدهم و ارتباطات علمی کمی بیش از 300 سال قبل آغاز شده است. دوره همزمان با شروع جنگ جهانی دوم شاهد افزایش زیاد نشریات علمی چاپ شده و اخیرا نسخههای الکترونیکی بوده است. با پیشرفت و توسعهی فنآوریهای جدید، همچون خودکار، ماشین چاپ و کامپیوتر در طی قرنها، ماهیت و عمل نوشتن دائما تکامل یافته است، و معرفی نسبتاً اخیر فنآوریهای دیجیتال باعث تغییرات سریع در این زمینه شده است. تمام این پیشرفتها، محتوا و همچنین وسیلهی نگارش را تغئیر داده است، با این حال جالب است که ترتیب مراحل در نگارش مقالات علمی در طی این دوره دستخوش تغییرات مهم نشده است. مقالات علمی چه آنهائی که در مجلات چاپ شدهاند و چه آنهائی که به صورت آنلاین وجود دارند، هنوز طبق الگوی IMRAD (اختصاری برای کلمات: مقدمه، مطالب و روشها، نتایج و بحث) نوشته میشوند که سالهای طولانی استفاده میشده است. اگرچه تاکنون شاهد نگارش کتب مختلفی در زمینه نگارش متون علمی در علوم مختلف بودهایم اما عدم وجود یک کتاب راهنما برای مؤلفان و پژوهشگران مبتدی برای شروع نوشتن مقالات علمی مشکلی اساسی در این زمینه است. با توجه به تجربیات چند سال اخیر و ارتباط با اساتید و دانشجویان دانشگاههای مختلف کشور به این نتیجه رسیدیم که نوشتن یک مقاله علمی نه تنها برای ما بلکه برای اکثر نویسندگان یک کار خسته کننده است. اگرچه این امر حتی برای مؤلفان با تجربه هم خسته کننده است، اما برای دانشجویان مقاطع مختلف نوعی کابوس است.
کتاب حاضر در سه فصل تدوین شده است. فصل اول کتاب حاضر که میتوان از آن به عنوان مهمترین و کاربردیترین فصل کتاب اشاره کرد به معرفی و نحوه نگارش اجزای مختلف مقاله پرداخته میشود. در فصل دوم کتاب شیوههای مختلف استناد معرفی شده و شیوه APA به صورت کامل توضیح داده شده است. در فصل سوم دو پایگاه استنادی Scopus و Web of Scienceتوضیح داده شده است.
لازم به ذکر است که دانشجویانی که تمایل به تهیه فیلم های آموزشی از این کتاب را دارند میتوانند با شماره 09382252774تماس حاصل نمایند.
اقتصاد کشاورزی در توسعه شهری
توسعه فیزیکی شهرها فرآیندی است پویا که طی آن محدوده فیزیکی و کالبدی شهرها در جهات عمودی و افقی از حیث کمی و کیفی افزایش مییابد و اگر این روند سریع و بیبرنامه باشد، سیستمهای شهری دچار مشکلات زیادی در آینده خواهد شد. با توجه به مهاجرت روزافزون انسانها از نقاط روستایی اطراف شهرها و یا نقاط دیگر که باعث افزایش تقاضای این افراد برای زمین شهری به منظور سکونت شده است و اگر نظارت بر این ساخت و سازها صورت نگیرد، علاوه بر از بین رفتن زمینهای مرغوب کشاورزی، شهر را با بحرانهای اقتصادی اجتماعی و محیطی مواجه میکند. به بیان دیگر شهرها در گسترش و توسعه فیزیکی خود بر محدوده خود میافزایند و زمین اطراف و پیرامون خود را تصرف میکنند و هرچه قدر این تحولات سریعتر و بدون برنامه باشد، تغییر در میزان کاربریهای اراضی شهری نیز سریع و بدون برنامهتر خواهد بود و مشکلات فراوانی چون ترکیب نامناسب و ناهمگون کاربریها، عدم دسترسی مناسب به خدمات ابتدایی شهری و استفاده نامناسب و غیر اصولی از اراضی و نهایتاً تخریب محیط زیست را به وجود میآورد. کشاورزی یکی از بخشهای مهم اقتصادی در تمام کشورها و به خصوص کشورهای درحال توسعه میباشد. بر اساس آخرین گزارشات سازمان خوار و بار جهانی (فائو) نزدیک به 40 درصد از جمعیت فعال اقتصادی جهان در بخش کشاورزی اشتغال دارند که اغلب این جمعیت در کشورهای در حال توسعه سکونت دارند و معیشت آنان از بخش کشاورزی تأمین میشود. گسترش کالبدی یا فیزیکی روزافزون سکونتگاهها اعم از شهری و روستایی که امروزه در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه شتاب فزایندهای یافتهاند، امری اجتنابناپذیر است.که بعضا بشکل ارگانیک در طول زمان خصوصا در مورد سکونتگاههای روستایی مشاهده میشود.که از جمله پیامدهای آن تغییر کاربری اراضی بخصوص کاربریهای مولد در بخش کشاورزی خواهد بود.
بر اساس نتایج تحقیقاتی که در سال 1977 توسط سـازمان ملـل متحـد منتشـر شـد، 71کشـور از 114 کشور در حال توسعه بر این عقیده بودهاند که توزیع فضایی جمعیت آنها غیر قابل قبول بوده و از ایـن رو به اصلاحات اساسی برای ایجاد تغییرات قابل توجـه در توزیـع فضـایی و جابـه جـایی داخلـی جمعیـت پرداختهاند 24 کشـور یـا در واقـع 20 درصـد ایـن کشورها، براین عقیده بـودهاند کـه نحـوهی توزیـع جمعیت در کشورشان تا حدی غیرقابل قبول بـوده و در خــور مداخلــه و سیاســتگذاری اســت. این روند کماکان وجـود دارد، بهطوریکـه امروزه در ایران، شبکه شهری عملکرد سلسله مراتبـی نداشته و شمار کانونهای زیسـتی، توزیـع فضـایی و حجم جمعیتی آنها از یـک نظـام کـارکردی سلسـلهمراتبی تبعیت نمیکند، و شبکهی شهری هـم چنـان در جهت تمرکزگرایی در حال تحول اسـت. اینک با توجه بـه شـلوغی بـیش از حـد شهرهای بزرگ و مشـکلات ناشـی از آن و هزینـهی گــزاف احــداث شــهرهای جدیــد در ایــران و عــدم موفقیــت کامــل آنهــا و همچنین تقویت شهرهای اقمـاری کـه خود در دراز مـدت منجـر بـه تمرکزگرایـی و فشـار بیشتر بر مادرشهرها میشود؛ یکی از بهترین ایدهها، جهت تمرکززدایی و توسعهی همه منـاطق کشـور و تقویت یک شبکهی منظم شهری - روستایی، ایجـاد شهرهای کوچـک اسـت. زیـرا شهرهای کوچک روستایی با ایجاد فرصتهای شغلی غیر زراعی و ارائـه خـدمات مـورد نیـاز، در کـاهش مهاجرت روستاییان به شهرهای بزرگتر، نقش مـوثری ایفاد نموده و زمینه توزیع متعادل جمعیت، امکانات و سرمایه را فراهم میآورند. چنین رویکردی امروزه در قالـب راهبــــرد کارکردهــــای شــــهری در توســــعه روستایی مطـرح اسـت،که ایجـاد شـهرهای کوچک را در پیوند کارکردی با حوزههای روسـتایی محور قرار میدهد. اصـولاً در صـورت توجـه بـه شـهرهای کوچـک مشکلات کمبود مسکن، بیکاری، ترافیـک و غیـره در شهرهای بزرگ کـه بیشـتر بـه دلیـل عـدم توجـه بـه عملکرد چنین شـهرهایی اسـت تـا حـدودی تعـدیل خواهد شد.
امنیت شهری و توسعة پایدار با نگاهی به جایگاه مدیریت شهری در چشم انداز شهرهای آینده
[real3dflipbook id='4']
در گفتارها و نظریه های اندیشمندان نیز، امنیت جایگاه رفیعی در زندگی بشر دارد و اگر همة کششها و کوششها را در حیات نوع بشر برای رسیدن و تأمین امنیت و آرامش بدانیم سخنی به گزاف نگفتهایم. امنیت بهعنوان یکی از نیازهای مهم و به عبارت دقیقتر اصلیترین نیاز بشر است و از اینرو، انسانها در طی تاریخ برای رهایی از تهدیدات مختلف طبیعی و انسانمحور و رسیدن به احساس امنیت و آرامش تلاشها و اقدامات زیادی انجام دادهاند. اما در قرن حاضر با بروز مسائل زیست محیطی، دغدغة عمده و اصلی همة کشورهای دنیا یافتن راهکارها و تدوین سیاستهایی برای حل این مسائل و رسیدن به توسعة پایدار است. از آنجا که، شهرها بیشترین مصرف کنندة انرژی و تولیدکنندة آلودگی در بین سکونتگاههای انسانی هستند، بیشتر مورد توجه هستند. لذا، تدوین سیاستگذاریها باید بهگونهای باشد که سازوکارهای هماهنگی میان دولتهای ملی و محلی ایجاد کند. از اینرو، برنامة جدید شهری خواستار همکاری جدید و تقویت شده بین «دولتهای مرکزی، محلی وشهروندان» است تا بتوان بحرانهای شهری را سامان داد. امروزه شهرها بهعنوان مکانهای زیست بشر آنچنان جایگاهی یافتهاند که توسط مدیریتی مستقل اداره میشوند. در این راستا، شهرها نیازمند مدیریتی هستند که بتواند زمینة ارتقاء کیفیت زندگی ساکنین شهری را در راستای توسعة پایدار شهری فراهم آورد. بدین ترتیب، شوراهای محلی بهعنوان تنها نهادهای محلی موجود در شهر که ارتباط نزدیکی با زندگی شهروندان شهری دارند، میتوانند نقش بسیار زیادی در توسعة پایدار شهری داشته باشند. از اینرو، شهرداری و شوراهای شهر بهعنوان بارزترین نهادهای محلی و مهمترین جلوههای تمرکززدایی، نماد متبلور حضور جدی مردم برای تعیین سرنوشت خویش هستند که در صورت نهادینه شدن جایگاه آنها در ساختار حاکمیت بهعنوان هماهنگ کنندة دستگاههای اجرایی در این شهرها میتوانند نقش ارزندهای در امنیت اجتماعی شهرها داشته باشند. بر این بنیاد، درک پایداری شهرها به یک فرآیند گفتگو، از طریق ساختن اجماع و تصمیمات آگاهانه، بین مسئولان و بازیگران اجتماعی محلی، منطقهای، ملی و حتی فرامنطقهای، در انتخاب یا تصمیمات مربوط به شهر، نیاز دارد. از اینرو، سهم اصلی این کار در این است که پایداری را بهعنوان یک اصل راهنما در تصمیمگیری در تمام ابعاد مختلف آن با توجه به نیازهای جامعة شهری درک کنیم. در همین راستا، بسیاری از شهرهای جهان برای دستیابی به توسعة پایدار، راهکارها و سیاستهای تحقق شهر پایدار را در دستور کار دارند. با این حال، شهرها اگر به سمت پایداری طراحی شوند، از پتانسیل بالایی برای جلوگیری و برطرف کردن مشکلات آب و هوایی، آلودگی و کمک به رونق زندگی انسانها برخوردار هستند. زیرا، شهرهای پایدار میتوانند به سرعت در اجرای راهحلهای مناسب، مؤفق عمل کنند. بنابراین، شکلگیری شهرهای پایدار در چشمانداز شهرهای آینده «نیازمند دانش جامع، مدیریت یکپارچه شهری و مشارکت شهروندان» است. در این کتاب هدف درک ارتباط بین امنیت شهری با روند توسعة پایدار و لزوم امنیت پایدار شهری، شناخت شاخصهای مناسب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، زیستمحیطی، امنیتی، و ارائه کلیات برنامهریزی برای توسعة امنیت پایدار شهری است. شایان ذکر است، این کتاب یک رویکرد تازه برای اندیشیدن در مورد شهرهای آینده ارائه میدهد و از این نظر که به بیان چالشهای پیش روی شهرهای آینده میپردازد، حائز اهمیت است. بهطوریکه اثر حاضر در پی ارائه برنامههای بهتری برای مدیریت شایسته و مؤثر در شهرها است. بهگونهای که بهترین برنامة نویسندگان برای پایداری شهرها، ترویج توسعة عادلانهتر فضای شهرها است. این نوع توسعه، فرصتی یکسان برای همة شهروندان فراهم میکند. همچنین کتاب حاضر در پی بررسی چالشهای پیچیدة شهری بوده که شهرها را ناپایدار کردهاند و با ارائه سناریوهایی به دنبال ترسیم آیندة پایدار در شهرها است. این کتاب برای دانشجویان مطالعات شهری، برنامهریزی شهری، جغرافیا و همچنین متخصصان برنامهریزی، سیاستگذاران، وزارت کشور، فرمانداری، شورای شهر، شهرداری و طرفداران پایداری در سراسر ایران جذاب خواهد بود. به منظور دستیابی به این مهم، کتاب حاضر در قالب چهار فصل به صورت زیر سامان یافته است: فصل اول: امنیت در فضاهای شهری فصل دوم: توسعة پایدار و پایداری شهری (توسعة عادلانه فضای شهر) فصل سوم: چشمانداز شهرهای آینده فصل چهارم: شهرها چگونه مدیریت شوند (با نگاهی به جایگاه مدیریت شهری)برنامه ریزی فیزیکی ذخیرهسازی اقلام ضروری در زمان بحران (جستاری کامل در طراحی انبار بر اساس اصول مدیریت بحران در مقیاس محله)
کتاب پیش رو درباره طراحی انبار و ارزیابی عملکرد آنها به همراه نمونههای کاربردی و ابزارهای حمایتکننده است که جمعآوری جامعی از نتایج تحقیقات دانشگاهی در زمینة دستهبندی سیستماتیک ساختاری آنهاست. روند کلی طراحی انبار، واکاوی گشته و در این میان ابزارها و تکنیکهای مورداستفاده در طراحی آنها بررسی شده است.
در این کتاب تلاش شده تا از اصول مدیریت بحران در طراحی انبارهای ذخیرهسازی اقلام ضروری ازجمله آب، غذا، دارو، پوشاک و سوخت استفاده شود. مساحت، ابعاد، فرم و محل قرارگیری، سرانه فضای موردنیاز انبار و نوع اقلام ذخیرهشده در شرایط گوناگون، ابعاد طراحی و اجرایی مختلفی را میطلبد. تاکنون محققان و صاحبنظران با تخصصهای گوناگون، از زوایای خاصی به طراحی انبار پرداختهاند که سعی بر آن شده تا از تمامی ابعاد مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.
در بخش اول کتاب به بیان تعاریف، مضامین، اهداف مدیریت بحران و حوزههای آن و اصطلاحات رایج در بحث بحران، مدیریت بحران، اصول برنامهریزی، تعریف شهر، مدیریت شهری، محله و درنهایت به معماری و استحکامات دفاعی پرداخته میشود. در این راستا با تأکید بر نحوه طراحی تونلهای لجستیکی بهعنوان نمونهای قابلپذیرش جهت طراحی سازههای زیرزمینی انبارها و پس از آن به معرفی انبار و ملاحظات خاص مکانیابی انبار، انواع انبارها، اصول مدیریت بحران در انبارها (مواد غذایی، دارویی و...)، پرداخته شده است. در ادامه به شرح مبسوطی از ملاحظات مرتبط با انبارهای اقلام اساسی؛ ازجمله ملاحظات طبیعی، اقتصادی، امنیتی- سیاسی، انسانی و غیره پرداخته شده است.در انتها نیز اهمیت و ضرورت مدیریت بحران در مدیریت حفظ اقلام ضروری برای هرچه کمتر کردن تلفات ناشی از کمبود نیازهای اولیه برای تداوم حیات، ذکر گردیده است.
بخش دوم کتاب به بررسی طراحی ساختمان در سبکهای مختلف معماری، انواع فرم و ترکیب آنها پرداخته است. تعیین فرم هندسی بنا، موقعیت و ابعاد بازشوها، نحوه دسترسیها و پیشبینی فضای امن بهصورت چند عملکردی برای هر ساختمان بسیار نقش تعیینکنندهای در شرایط اضطراری دارد و موجب حفظ جان مردم و کاهش آسیبپذیری و مدیریت بهینه در شرایط بحران میگردد.
بخش سوم کتاب به بررسی سند چارچوب و راهنمای طراحی شهری، معماری بیرونی و داخلی انبار، طراحی و اجرای فضاهای داخلی و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر و ارتباط ساختمان با اطراف، انواع حجم ساختمان، انواع فرم و سازماندهی، و هر آنچه مربوط به پلان ساخت انبار میشود، پرداخته شده که بررسی این عوامل به این علت مهم و حیاتی است که هر انبار باید بهضرورت کارکرد خود و محیطی که در آن ساخته میشود سازماندهی فضایی، فرم، پلان و دیگر عوامل بهصورت جداگانه مطالعه شود تا هر یک بهتنهایی نوعی از انبار بهینه برای کارکرد مخصوص به خود باشد. لذا باید توجه داشت که نمیتوان فرمی ثابت را بهعنوان طراحی مخصوص انبار تلقی نمود و در همه شرایط از آن استفاده کرد.
در بخش چهارم کتاب پلان داخلی انبار برای تسهیل در انبارداری و حفظ و نگهداری کالا بررسیشده و مواردی را که در مواقع بحرانی باید در سریعترین زمان ممکن به دست افراد خسارتدیده رسانده شود، موردتوجه قرار گرفته است. در بسیاری از موارد استقرار نامناسب یا عدم پیشبینیهای کارشناسانه در زمینة طراحی پلان انبار اقلام اساسی و ضروری برحسب فرم، شعاع عملکرد، حساسیت، سازگاری، نظام ارتباطات، نفوذپذیری، گردش کار، انبارگردانی و سایر موارد، خسارات و تلفات را مضاعف نموده و ضربات سنگینی بر پیکره جامعه بحرانزده وارد میآورد.
بخش پنجم به بررسی مساحت انبار و ارتباط مساحت با جمعیت ساکن محله و از طرفی نحوه توزیع کالا در زمان بحران پرداخته است، این مهم از این بابت مورد توجه و مطالعه قرار گرفت که در زمان بحران مردمی که دچار سانحه شدهاند از لحاظ روحی و روانی به هیچ عنوان شرایط ثابتی ندارند از این رو نباید انتظار داشت که توزیع کالای ضروری که لازمهی تداوم حیات افراد است را با شیوههایی معمولی و طبق روال عادی بدست آنها رساند.
پارامترهای مؤثر بر سیلخیزی (به همراه آموزش مدل هیدرولوژیکی HEC-HMS)
شکر و سپاس بیکران خدایی را که خود بود و هیچچیز جز او نبود، اراده فرمود زمین و آسمان را آفرید و انسان را گل سرسبد آفرینش قرارداد به او علم کتابت آموخت و فرستاده خود را به کلمه خواندن مورد خطاب قرارداد، با نازل کردن کتابش چراغ راهنمایی برای هدایت بشر فرستاد تا بتواند در زمینه کسب علم و معرفت و شناخت هستی از آن استفاده کند. یکی از عناصر خلقت که از دیرباز تعیینکننده سبک و رفتار زندگی موجودات بهویژه انسان بوده آب است. کمبود آن باعث خشکسالی، قحطی، فقر، مهاجرت و غیره بوده، بهاندازه باریدن آن نیز برکت و آبادانی را به همراه داشته است. در سالهای اخیر با افزایش جمعیت و صنعتی شدن و افزایش آلایندههای مخرب محیطزیست و همچنین گرم شدن کره زمین، تخریب لایه ازون، ناهنجاریهای جوی از قبیل النینو و لانینا که به همراه خود سیل و خشکسالی را دارند توجهبه سمت آگاهی از این مخاطرات و پیشگیری و کنترل آنها و همچنین شناخت مکان و زمان دقیق وقوع آنها زیادتر شده است. یکی از مهمترین مخاطرات طبیعی سیل است. سیل به شرایطی اطلاق میشود که حجم عظیمی از آب به دلایل مختلفی جاریشده و زمینهایی را که در شرایط عادی زیر نفوذ آب قرار ندارند را در برگیرد. توجه به تغییرات مکانی و زمانی بارش و همچنین پتانسیل سیلخیزی مناطق مختلف، اطلاع از احتمال وقوع و یا دوره بازگشت سیلابها و همچنین اطلاع از محدوده گسترش سیل میتواند برنامه ریزان و متخصصان کشور را در زمینه راهکارهای کنترل سیل یاری نماید. نگرش دقیق و منطقی بیان آنچه در یک مکان به وقوع میپیوندد و مکانی را از مکان دیگر متمایز و مشخص میگرداند تخصص ویژهای لازم دارد. یکی از علومی که میتواند بادید کلی به بررسی و شناخت هرچه بهتر مخاطرات طبیعی ازجمله سیل بپردازد جغرافیا است. جغرافیا به همه پدیدههایی که باهم در داخل یک مکان و تحت شرایط و اصول معینی شکل میگیرند نظم و اعتبار میبخشد و روابط منطقی بین این پدیدهها را برقرار میسازد. لذا با گام برداشتن در تألیف این کتاب به دنبال معرفی کلینگری در مطالعات مخاطرات محیطی همچون سیل بودیم. کلینگری به این معنا که در مطالعات گذشته در ارتباط باسیل متخصصان بیشتر به دنبال بررسی سیل از دیدگاه تخصص خود بوده و کمتر کارهای مشترک برای مطالعه این امر مهم دیده میشود برای مثال یک هیدرولوژیست و یا آبخیزدار سیل را بیشتر با استفاده از پارامترهای فیزیکی سطح حوضه مانند شیب، شکل حوضه، پوشش گیاهی و غیره بررسی میکند و آب و هواشناس سیل را از دیدگاه آنچه در اتمسفر روی میدهد بررسی میکند مانند بررسی سینوپتیکی الگوهای بارانهای فرین و مخرب که منجر به سیل میشوند. عدم هماهنگی بین تخصصهای مختلف عاملی بر عدم آگاهی از زمان و مکان دقیق وقوع سیل و راهکارهای مدیریتی آن شده است. آگاهی از اینکه منشأ بارشهای سیلآسا در یک حوضهای از کجا است این امکان را فراهم میکند تا بتوان زمان و مکان وقوع دقیقتر آن را پیشبینی کرد؛ یعنی زمانی که ما بدانیم بارشهای فرین یک حوضهای عمدتاً حاصل سیکلونهای مهاجر مدیترانه میباشند؛ و بدانیم که این سیکلونها در چه فصل از سال عمدتاً شروع به فعالیت میکنند و در چه شرایط جغرافیایی ناپایداری را به همراه دارند، میتوانیم از چند روز قبل احتمال وقوع یک بارش سنگین و سیلآسا را پیشبینی کنیم؛ و علاوه بر آن با شناخت عوامل اثرگذار بر روی سیل در سطح حوضههای آبخیز به روشهای نوین نرمافزاری و مطالعات میدانی میتوانیم مناطقی که در برابر بارشهای سنگین آسیبپذیر هستند را شناسایی کرده و تدابیر مدیریتی و آبخیزداری ویژهای را اتخاذ نماییم. تاکنون کتابهای مفیدی تحت عناوین مختلف در ارتباط با سیل ترجمه و تألیف شده است، کتاب حاضر تحت عنوان پارامترهای مؤثر بر سیلخیزی است که مشتمل بر هشت فصل میباشد. فصل اول به تشریح مفاهیم کلی، تعریف سیل و دلایل وقوع آنهم در زمینه طبیعی و هم انسانی و متغیرهای اصلی در رابطه با مطالعه سیل و پیشرفتهای رایانهای اشاره دارد. در فصل دوم چرخه هیدرولوژی، اجزای مختلف اتمسفر و ویژگیهای هر یک همچنین چگونگی طبقهبندی کردن الگوهای سینوپتیکی فشار هوا که منجر به سیل و بارشهای فرین میشوند توضیح دادهشده است. فصل سوم بیشتر در رابطه با دادههای هیدرولوژی و آب و هواشناسی و چگونگی بازسازی و بررسی همگنی آنها و همچنین تخمین بارش در سطح حوضه است. فصل چهارم اختصاص به پارامترهای فیزیکی و آب و هواشناسی که در سیلخیزی مؤثر هستند دادهشده است علاوه بر آن به روشهای PMP، DAD، IDF و VDF نیز اشارهشده است. فصل پنجم اختصاص به روشهای محاسبه دبی رواناب و هیدرو گراف سیل دارد، فصل ششم که فصل اصلی این کتاب نیز است به معرفی و آموزش مدل بارش- رواناب HEC-HMS میپردازد. این مدل در حال حاضر مورداستفاده خیلی از طرحهای پژوهشی محققان است. فصل هفتم به روشهای مختلف شبیهسازی با استفاده از مدل و محاسبه پارامترهای لازم برای شبیهسازی و واسنجی میپردازد.
فصل هشتم اختصاص به مدیریت و برنامهریزی سیل دارد علاوه بر این به همراه این کتاب سه نرمافزار HEC-HMS، CN Calculator و نرمافزار NetCDF برای باز کردن فایل دانلود شده دادههای دوباره پردازششده ترازهای مختلف جو در محیط Excel در یک لوح فشرده پیوست شده است.
پردازش تصاویر سنجش از دور در محیط MATLAB
اینک که شما در حال خواندن این عبارات هستید، در واقع از روش سنجش از دور استفاده میکنید. چشمان شما به عنوان سنجندههایی عمل میکند که نسبت به بازتاب نور از این صفحه واکنش نشان میدهند. این اطلاعات توسط کامپیوتر مغزتان تحلیل و تفسیر شده و شما میتوانید با جمعبندی حروف سازنده عبارات توضیحاتی را در مورد خطوط تیره این صفحه بیان کنید. علاوه بر این میتوانید تشخیص دهید که این کلمات جملاتی را تشکیل میدهند و شما به تفسیر اطلاعاتی که توسط این جملات انتقال داده میشوند میپردازید.
در اغلب متون علمی پاسخ سؤالاتی از قبیل: علّت استفاده، مزایا و ویژگیهای دادههای سنجش از دور را به سادگی میتوان یافت. اما این سؤال که آیا سنجش از دور علم، هنر و یا فناوري است، مطرح میشود. چراکه روشهای مرتبط با تحقیق در هرکدام از این سه دیدگاه کاملاً متفاوتاند. در بسیاري از منابع ترجیح داده میشود که سنجشازدور را با صورت" علم و هنر به دست آوردن و تفسیر اطلاعات در مورد اشیاء، نواحی و یا پدیدهها از طریق تجزیه و تحلیل "تعریف نمایند(جنسن ، 2006).
با این حال سنجشازدور ترکیبی کامل از علم، فناوري و هنر است. لیلسند و همکاران( ٢٠٠٧ ) سنجشازدور را " علم،فناوري و هنر به دست آوردن اطلاعات در مورد اشیاء، سطح، یا پدیدهها بهوسیله تحلیل دادههای اخذ شده از وسایلی که در تماس مستقیم با شیء، سطح و پدیده تحت بررسی نباشد" تعریف میکنند. سنجش از دور دانش پردازش و تفسیر تصاویری است که حاصل ثبت تعامل انرژی الکترومغناطیس و اشیاء میباشند (سابینز، 1997). سنجشازدور بر سنجیدن اشیاء از مسافتی خاص، یعنی تشخیص و اندازهگیری ویژگیهای یک جسم بدون تماس بالفعل با آن جسم، دلالت دارد(هارپر و همکاران، 1983). علوي پناه و همکاران( ٢٠١٠ ) نموداري مفهومی از ترکیب علم، هنر و فناوري را در سنجشازدور ارائه داده است.
پردازش تصاویر لیدار (کتاب الکترونیک)
پردازش تصاویر ماهوارهای در ArcMAP (کتاب الکترونیک)
با توجه به رشد فزاينده ي علم و فن آوري در دنيا، به نظر مي رسد نقش پژوهش در زمینه سنجش از دور (RS) روز به روز برجسته تر مي شود. كشور ما هم چند سالي است كه امر پژوهش در سنجش از دور را جدي گرفته است و دولت و مسئولان به تشويق بيشتر پژوهشگران پرداخته اند. در اين ميان، يكي از دغدغه هاي اساسي پژوهشگران، اساتيد و دانشجويان انجام پروژه های سنجش از دور در محیط های سیستم اطلاعات جغرافیایی می باشد .در چند سال تدريسي كه در زمینه نرم افزار های سنجش از دور داشته ایم همواره شاهد کاربرانی بوده ایم كه نمی توانستند با نرم افزار Arc MAP به پردازش تصاویر ماهواره ایی بپردازند.به این دلیل در کتاب حاضر قصد داریم که به آموزش پردازش تصاویر ماهواره ایی در محیط نرم افزاری ArcMAP از سری نرم افزار های تولیدی شرکت ESRI بپردازیم. اين مجموعه علاوه بر تعاریف و کلیات در زمینه سنجش از دور به معرفي پروژه های کاربردی در این زمینه می پردازد و به نمونه های پروژه های انجام شده در ایران و جهان اشاره می کند.
این مجموعه می تواند برای رشته های علوم زمین مانند جغرافیا،کشاورزی،زمین شناسی،محیط زیست،برنامه ریزی شهری و شهر سازی ،عمران ،نقشه برداری ،برنامه ریزی روستایی و...کاربرد داشته باشد.
پردازش تصاویر ماهوارهای در زمینشناسی و معدن (کتاب الکترونیک)
این کتاب به عنوان منبع جامع و کاملی برای فراگیری سنجش از دور و تحلیل دادههای مکانی و همچنین به عنوان یک مرجع برای رشته های مرتبط با علوم زمین شناسی و معدن (زمین شناسی- ژئومورفولوژی- معدن و...) مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این کتابها به عنوان یک منبع ارزشمند برای افرادی خواهد بود که با جمعآوری و تحلیل دادههای مکانی بخصوص تصاویر ماهواره ایی سر و کار دارند فصل اول کتاب به مقدمه ای بر کاربرد سنجش از دور در زمین شناسی اشاره دارد. در فصل دوم به بررسی و بارزسازی دگرسانی ها با استفاده از تصاویر ASTER پرداخته شده است. در فصل سوم به بارزسازی اتوماتیک خطوارهها با استفاده از تصاویر ماهوارهای پرداخته شده است.
تحلیلی بر مقررات ملی ساختمان مبحث 21 (پدافند غیر عامل)
مدیریت بحران علم پیشگیری، بازدارندگی، تطبیق، تلفیق و کنترل سیر انواع بحرانها میباشد. پدافند غیرعامل یکی از شاخههای مدیریت بحران و سازوکاری برای کنترل مخاطرات میباشد.
پدافند غيرعامل به سبب افزايش توان بازدارندگي، و بالا بردن قدرت ملی و قدرتسازی، نقش ممتازي در کاهش احتمالي مخاطرات و آغاز درگيريهاي نظامي داشته و در صورت پيادهسازي صحيح، خواهد توانست آثار مخرب مخاطرات و جنگهاي پيشرو، را تقليل دهد.
بحث پدافند غيرعامل مخصوصاً بكارگيري ملاحظات پدافند غيرعامل در ساخت فضاهاي شهري و همچنين ساختمانهاي عمومي و مدیریت ساخت تاريخچهاي طولاني دارد. اما با توجه به پيشرفت تكنولوژي و تاثير آن در پيشرفت سلاحهاي كشتار جمعي و در حالي كه هم اكنون شاهد جنگهاي نسل ششم هستيم، نياز به پيشرفت در ملاحظات پدافند غيرعامل در كاهش تلفات جنگها بيش از پيش احساس ميگردد. در ملاحظات پدافند غيرعامل در خلق فضاهاي شهري و ساختمانها از مكانيابي و استقرار فضايي اين فضاها ميتوان بهعنوان مهمترين عوامل نام برد. ضوابط و استانداردهاي مشخص و تعریف شده در هر تخصصی، اولین و مهمترین عامل جهت نیل به سوي رشد و تعالی بوده و اجراي کامل و دقیق آنها در قالب مقرراتی تأیید شده توسط سازمانهاي ذیربط، امکان شناسایی نواقص و تلاش در جهت رفع موانع و مشکلات پیش رو را میسر خواهد نمود. در حال حاضر در صنعت ساختمان کشورمان، مقررات ملی ساختمان به عنوان بالاترین معیار تشخیص ضوابط ساختوساز مطرح میباشد و میتوان مساعی تمام دستاندرکاران در این صنعت را اعتلاي مقررات ملی ساختمان و ارایه راهکارهاي لازم در اجرایی شدن تمامیت این مهم دانست. آثار شعلهای برافروختهای پدافند غیرعامل، با تدوین مبحث 21 مقررات ملی ساختمان، در کنار 20 مبحث لازم الاجرا از ضوابط و استانداردهاي ساختوساز کشورمان، در حالی احساس میگردد که پیشبینی میشود باتوجه به اهمیت جایگاه این موضوع، سایر مباحث این مجموعه مقررات نیز از تغییرات ناشی از این مبحث بینصیب نمانده و به میزان توسعه و اجراي مبحث 21، الگوهایی براي ویرایش کلی هر ضوابط و معیارها نیز در نظر گرفته شده و به مرور معرفی گردند.
به منظور آشنایی جامعهای مهندسان کشور با پدافند غیرعامل در صنعت ساختمان و فراهم نمودن بستري مناسب جهت پذیرش و آمادگی هرچه بهتر ضوابط جدید با هدف طراحی سازههاي امن، در این کتاب سعی گردیده بخشی از توصیههاي ارائه شده در مبحث 21، باتوجه به برخی تأکیدات مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در حوزههاي معماري و سازه به صورت مفهومی تبیین گردد.
تسلیحات هستهای تاکتیکی و ناتو
سؤالاتی که باید مورد بحث قرار گیرد ازاینقرار است: تسلیحات هستهای تاکتیکی[1] و دکترینهای مربوط به آن چرا و چگونه توسعه یافتند؟ تسلیحات و نیز استراتژیهای مربوط به آن بهعنوان بازدارنده و بازدارندگی گسترشیافته چگونه توسعهیافتهاند؟ این موضوع در آینده چه معنایی خواهد داشت؟
دکتر تام نیکولز از کالج جنگ نیروی دریایی ایالاتمتحده در مقدمهای متذکر شده است که درعینحال که در خود تسلیحات تغییری حاصل نشده است، اما معانی، اهمیت، اهداف و پیامدهای تسلیحات هستهای در طی زمان و برحسب زمینه تغییر کردهاند. او چنین استدلال میکند که چون سلاحهای هستهای تا قبل از سال 1945 هرگز مورداستفاده قرار نگرفته بودند، مهمترین سؤال این است که کارکردهای آنها در دوران صلح چیست؟ بخشهای مختلف و استقرار تسلیحات هستهای تاکتیکی چه تأثیری بر روانشناسی و سیاست دوستان و دشمنان بالقوه دارد؟ تسلیحات هستهای تاکتیکی بخش فرعی از داراییهای نظامی هستند که قرار است اعتمادبهنفس نظامی دشمن را کاهش داده و اطمینان ثانویه دوستان را بالا ببرد و قرار نیست بهمنظور حمله بهکاربرده شوند.
نیکولز نقاط ضعف دکترین مربوط بهکل رسته تسلیحات هستهای تاکتیکی را تشریح میکند. او چنین استدلال میکند که اثرات تسلیحات- چه نظامی و چه سیاسی- مهمترین ویژگی آنها محسوب میشود و به همین جهت است که غرب و شوروی تمایزات مختلفی را بین آنها قائل شدهاند. نیکولز میگوید ویژگیهای خاص آنها هر چه که باشد، بمبهای افکندنی[2] هستهای که از یک بمبافکن یا جنگنده بمبافکن از هزاران مایل دورتر افکنده میشوند اغلب یک سیستم استراتژیک تهاجمی هستند تا یک سلاح «تاکتیکی». بسیاری استدلال میکنند که انفجار هستهای صرفنظر از عملکرد یا ابزارهای ارائه آن، به لحاظ سیاسی و نظامی، رویدادی استراتژیکی است. تسلیحات هستهای صرفنظر از اینکه حاصل یک مگا تن یا 20 کیلوتن بمب باشند، پتانسیل ذاتی برای تخریب، شوک و مرگ سریع و چشمگیر دارند. در این مفهوم، تفکیک میان «استراتژیکی» و «تاکتیکی» کموبیش علمی محسوب میشود. همچنان که توماس شلینگ درجایی اظهار کرده است، ارزش بالای این سلاحها در خشونت صرفی است که به نمایش میگذارند.
هم سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و هم شوروی دکترینهایی را برای جنگ هستهای محدود یا تدریجی ارائه کردهاند. قصد آنها این بود که جنگ هستهای آنقدر پرهزینه باشد که ارزش تجاوز موضعی را نداشته باشد، اما نه اینکه خودکار آنقدر وحشتناک باشد که هر کشور تهدیدکننده یا همپیمانی برای دفاع از خود از بکار بردن سلاحهای اتمی سر باز زند. ناتو به سلاحهای هستهای همزمان بهعنوان ابزار بازدارنده، دفاعی و انکار مینگرد. طراحان ناتو بهزودی شور و شوق نسبت به سناریوهایی که حاوی استفاده از تسلیحات هستهای محدود بودند را از دست دادند، اما طراحان شوروی به آنها دقیقاً بهعنوان سلاح دیگری نگاه میکردند که میتوانست عملیات نظامی شوروی را تسهیل کند. تمرینهای نظامی شوروی و اخیراً روسیه معمولاً استفاده از برخی تسلیحات هستهای را نیز در برمیگرفته است.
پاول شولت از کالج کینگز و «بنیاد کارنگی» با تمرکز بر تکامل سیاستهای عملیاتی ناتو و شوروی، تاریخچه سلاحهای هستهای تاکتیکی را در اروپا بررسی کرده است. او معتقد است اهمیت و معنای استراتژیک تسلیحات هستهای تاکتیکی در طی زمان تغییر کرده است. از سال 1953 به بعد، رشد تسلیحات هستهای تاکتیکی ایالاتمتحده در اروپا سرعت گرفت. در دسامبر 1957، شورای آتلانتیک شمالی با انباشت کلاهکهای هستهای در اروپا موافقت کرد و یک دهه بعد تعداد آنها به 7000 کلاهک رسید. تلاشهای سنجیدهای برای شناخت عمومی نسبت به تسلیحات هستهای همچون سایر انواع گزینههای نظامی جنگ صورت گرفت؛ اما علیرغم گفتگوهای بسیار درباره «اقدامات تلافیجویانه گسترده» در دهه 50 میلادی، سیاست عملی، گرایش بسیار انعطافپذیری را منعکس ساخته است. در این میان، هنری کیسینجر، هرمان کان و سایر استراتژیستها سناریوهای ماهرانهای را برای استفاده از تسلیحات هستهای محدود به منظور انهدام قطعی متقابل ارائه کردهاند. به تسلیحات هستهای تاکتیکی زمینی مبتنی بر حرکت رو به جلو به عنوان عامل افزایش بازدارندگی از طریق معادله «استفاده یا زیان» نگاه میشد؛ اما در اکثر موارد، تسلیحات هستهای تاکتیکی تبدیل به جایگزینی برای استراتژی شدهاند، چون به دلیل هزینه کم، تهیه کردن آنها آسانتر بود.
در طی دهه 60 میلادی، این طرح پیشنهادی رو به افول رفت. مقامات دولت و استراتژیستهای غیرنظامی به صورت فزایندهای قابلیت استفاده از تسلیحات هستهای تاکتیکی و دکترین جنگ هستهای محدود را زیر سؤال بردند. در سال 1957، پس از رزمایشهایی همچون ساگبروش[3]، ارتش ایالاتمتحده به این نتیجه رسید که این سلاحها برای دفاع کردن مفید نیستند. علاوه بر این، رزمایشهای ناتو آشکار کرد که آلمان از اثرات انفجار و عواقب پس از آن، حتی بکارگیری محدود تسلیحات هستهای، آسیب خواهد دید. دولتهای عضو ناتو، نگرانیهای استراتژیک متفاوتی را در خصوص شرایط ژئواستراتژیک مختلف خود تجربه میکردند که بر سر زمان و چگونگی استفاده از این تسلیحات- یا تهدید به استفاده از آن- اختلاف نظر وجود داشت، مقامات ایالاتمتحده عموماً خواهان چندین گزینه، آتشبس و زمان چانهزنی بودند و آلمان با پافشاری بر تهدید ناتو به استفاده اولیه از تسلیحات هستهای، به دنبال اجتناب از هر گونه افزایش احتمال وقوع جنگ بر علیه قلمرو خود بود. در حالی که تسلیحات هستهای تاکتیکی به عنوان ابزارهایی برای اطمینان دولتها طراحی شده بودند، اما تبدیل به نمادی از اضطراب برای بخشهای بزرگی از جوامع خود گردیدند.
در سال 1960، کیسینجر و سایر تحلیلگران به شکست خدمات انجام شده برای ارائه دکترین منسجمی برای تسلیحات هستهای تاکتیکی، عدم توافق اساسی در ناتو بر سر آنها و مشکلات استراتژی ناتو ناشی از هستهای ساختن شوروی اشاره کردند. در واقع، شوروی معرفی تسلیحات هستهای تاکتیکی خود را آغاز کرد. رهبران شوروی بر این باور بودند که این تسلیحات همبستگی کلی نیروهای شرق- غرب را بالا میبرند که عدم تعادل منافع آنها میتوانست باعث اعمال فشار، تهدیدات و حتی باجگیری شود. بیشتر استراتژیستهای شوروی گرفتار «رمانتیسم هستهای» بودند، شکلی از تفکر واهی و خیالی که اکنون نیز شاهدیم که چگونه تسلیحات هستهای پیروزی قاطع در جنگ با ناتو را امکانپذیر میسازند.
اما آن ها هنوز هم به این موارد به عنوان سلاحهای کشتار جمعی و منابع احتمالی تشدید هر گونه مبادله ممکن نگاه میکنند که نمیتوان آنها را دقیقاً در برابر اهداف نظامی و به دور از جمعیت غیر نظامی بکار برد. متخصصان شوروی به جای کاهش نیاز به نیروی انسانی، معتقد بودند که چشماندازهای مبادلات هستهای بیشتر نیازمند نیروهای متعارف چه بسا بزرگتری به عنوان جایگزین و ذخیره به جای کشتهشدگان یا معلولان نیز هستند. آنها به میزان تمایل به پیشدستی نیز اشاره کردهاند اما به دلیل تعداد زیاد هدفهای تسلیحات هستهای تاکتیکی متعلق به ناتو، تقریباً هرگز مطمئن نیستند که نیروهای شوروی بتوانند موفق به انجام چنین کاری شوند.
دکترین «واکنش انعطافپذیر» ارائه شده در دوره جان کندی/ رابرت مک نامارا روشی برای کاهش اتکا به تسلیحات هستهای با به میدان بردن سطوح معتبر نیروهای متعارف بود. طرح جدید ام. سی 3/14[4] مربوطه ناتو مایل به بالا بردن آستانه جنگ هستهای با عدم تأکید بر تسلیحات هستهای و افزایش اتکا به نیروهای متعارف و عملیتر ساختن دفاع متعارف بود. واکنش انعطافپذیر به تسلیحات هستهای اساساً به دو نقش منحصر میشد: بازداشتن شوروی از آغاز جنگ هستهای و در صورت ناموفق بودن دفاع متعارف و نیز این تسلیحات برای ترغیب متجاوز به خاتمه دادن درگیری در شرایط قابل قبول و به عنوان آخرین تسلیحاتی که به آنها متوسل خواهند شد، بکار میروند؛ اما واکنش انعطافپذیر ذاتاً مبهم به نظر میرسید: بدون آن، کشورهای همپیمان احتمالاً بر سر نقش و زمانبندی استفاده از تسلیحات هستهای تاکتیکی به توافق نخواهند رسید. انصراف فرانسه از ساختار نظامی یکپارچه ناتو، تأسیس گروه برنامهریزی هستهای[5] و تلفیق جنگافزارهای هدایت شده دقیق در برنامههای ناتو توافق بین کشورهای همپیمان را نیز تسهیل میکرد.
در این میان، مخالفت عمومی باعث الغاء «کلاهکهای تابشی پیشرفته پیشنهادی ایالاتمتحده» («بمبهای نوترونی») شد که میتوانست کاربرد تسلیحات هستهای تاکتیکی را در برابر نیروهای مسلح شوروی افزایش دهد. تنشزدایی میان شوروی و ناتو در دهه 70 کاهش متقابل تسلیحات هستهای را امکانپذیر ساخت و کشورهای عضو ناتو به منظور تسهیل چشماندازهای مدرنسازی نیروهای هستهای سطح متوسط[6] خود در واکنش به تلاشهای مدرنسازی نیروهای هستهای سطح متوسط متناظر شوروی، ترجیح دادند از بسیاری از ظرفیتهای تسلیحات هستهای تاکتیکی چشم پوشیده و بعدها روابط خود را با روسیهای که به سرعت در حال تغییر بود ارتقاء بخشند. در دسامبر 1979 در حالی که پارهای مذاکرات در خصوص کنترل تسلیحات با اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی[7] انجام میشد، در نشست وزرای دفاع و امور خارجه تصمیم به استقرار 572 موشک کروز زمین پایه[8] آمریکایی و موشکهای میانبرد «پرشینگ 2» گرفته شد؛ و ناتو به صورت یکجانبه 1000 سلاح هستهای تاکتیکی متعلق به ایالاتمتحده را از اروپا خارج کرد و در نشست اکتبر 1983 در مونت بلو، گروه برنامهریزی هستهای اعلام کرد که بدون دستیابی به موفقیت در گفتگوهای نیروهای هستهای سطح متوسط، استقرار «پرشینگ 2» و موشکهای کروز زمین پایه ادامه پیدا خواهد کرد، اما در ضمن اعلام کرد که 1400 مورد تسلیحات تاکتیکی آمریکایی دیگر نیز از اروپا خارج خواهد شد.
معاهده نیروهای هستهای سطح متوسط در دسامبر 1987 تمام موشکهای کروز و بالستیک زمین پایه ایالاتمتحده و شوروی را با برد 500 تا 5500 کیلومتر ممنوع کرد. ژنرال برنارد راجرز، فرمانده عالی کشورهای همپیمان در اروپا[9] توصیه کرد که ناتو بخش دوم تصمیم سال 1983 مونت بلو را پیادهسازی کرده و نیروهای هستهای کوتاه برد[10] باقی مانده خود را مدرنسازی نماید. این امر عمدتاً به دلیل مخالفت آلمان و غرب هیچ گاه محقق نشد. در این میان برنامه موشکی «ادامه ضربه»[11] و موشک هوا به زمین ضد کشتی توماهاک[12] ایالاتمتحده و بریتانیا نیز لغو گردید.
ایالاتمتحده و روسیه پس از پایان جنگ سرد به صورت یکجانبه بسیاری از تسلیحات هستهای تاکتیکی را از بین بردند، اما گسستهای ناتو بسیار عمیقتر از این موارد بود. مدت کمی پس از آن نیروهای شوروی و تمام سیستمهای هستهای از روسیه خارج شدند، ناتو بیشتر 4000 کلاهک هستهای باقیمانده خود را از بین برد و تنها «چند صد» بمب افکندنی ب 61[13] نوع دو را باقی گذارد. اکنون مدتهاست که عدم تقارن تسلیحات هستهای تاکتیکی حاصل به نفع مسکو برقرار شده و به سختی میتوان آن را از بین برد. عدم تقارن دیگری در دیدگاههای طراحان ناتو و روسیه نسبت به تسلیحات هستهای تاکتیکی باقیمانده آنها وجود دارد. رهبران ناتو تسلیحات هستهای تاکتیکی را به عنوان سلاحهایی معرفی میکنند که «حقیقتاً آخرین ملجأ و دستآویز» هستند و باید به صورت ایدهآل از طریق مذاکره با روسیه و به واسطه نظر برخی تحلیلگران، از جمله نیکولز که خواهان چشمپوشی از این تسلیحات به صورت یک جانبه است حذف شوند؛ اما به نظر میرسد سیاستگذاران روسی شاهد کاربردهای سیاسی و نظامی مستمری از تسلیحات هستهای تاکتیکی خود هستند.
از نظر شولتی، امروزه دکترین و بیانیههای ناتو دلایل احتمالی بسیاری را برای حفظ تسلیحات هستهای تاکتیکی ارائه میکند، اما تمام این استدلالها قابل مناقشه هستند:
- مکانیزمهایی برای به اشتراکگذاری کارکردها و مسئولیتهای هستهای (البته با کشورهایی که به صورت فزاینده به ناخوشایند بودن تسلیحات هستهای پی میبرند)؛
- دستگاههای ارسال سیگنال به هنگام بحران (البته استفاده از دستگاههایی که به روندها و فرآیندهای فعلی ناتو اختصاص یافته دشوار است)؛
- تأکید مجدد بر روابط کشورهای حاشیه اقیانوس اطلس در زمانی که ایالاتمتحده توجه استراتژیک خود را به اقیانوس آرام معطوف کرده است (اما هر گاه مسایل مربوط به تسلیحات هستهای تاکتیکی غلبه پیدا میکند، اختلافات بین متحدین این معاهده را تضعیف میکند)؛
- تأمین هزینه برگزاری گفتگوهای کنترل تسلیحات آتی (که در مقابل برگزاری آن مقاومت میکنند)؛
- گروه تسلیحات (که میتواند سرمایهگذاریهای ناتو را در قابلیتهای کاربردیتر پایهگذاری کرده و نمیتواند بدون تجدید تعهد برای مدرنسازی هواپیمای دو منظوره[14] پایدار بماند)؛
- اطمینان دوباره نسبت به کشورهای اروپای شرقی عضو ناتو (البته تسلیحات هستهای تاکتیکی پیمان ناتو در این کشورها واقع نشدهاند و بدون برانگیختن آتش یک بحران بزرگ با روسیه نمیتوان آنها را به این مناطق منتقل کرد)؛
- نشانههای تعهد هستهای مستمر ایالاتمتحده با شرکای آن در ناتو (تشبیه حلقه عروسی از پروفسور بون: مهم نیست حلقه عروسی را به دست کنید یا خیر، بلکه مسئله مهم این است که آن را به دست کنید و بعد کنار بگذارید)؛ و
- ابزار بازدارنده ایران (البته به لحاظ عملیاتی امکانات هستهای بسیار قابل قبولتری برای این کار وجود دارد و دفاع موشکی بالستیک در سطح کشورهای ناتو[15] تبدیل به واکنش ترجیحی شده است).