توسعه روستایی (اصول، سیاستها و برنامه ریزی)
با وجود اهداف بلند پروازانه تعیین شده توسط کشورهای مختلف در زمینه توسعه روستایی، مخصوصا کشورهای در حال توسعه و تلاشهای آنها در این زمینه هنوز هم اکثر این کشورها درگیر مسئله توسعه نیافتگی در مناطق روستایی هستند و اکثر جوامع توسعه نیافته با این معضل دست و پنجه نرم میکنند. هر چند کشورهای توسعه یافته از نظر توسعه روستایی وضعیت مناسبتری دارند؛ ولی برنامههای توسعه روستایی فقط خاص کشورهای توسعه نیافته نمیباشد و کشورهای پیشرفته نیز اصلاحات و سیاستهایی با هدف توسعه نواحی روستایی انجام داده و یا انجام میدهند. به عنوان مثال در دهه 1990، بازسازی روستایی موضوع مهمی برای مطالعات روستایی در این کشورها بوده است. بیشتر کشورهای توسعه یافته از جمله ایالات متحده، کانادا، ژاپن، کرهجنوبی و برخی از کشورهای اروپایی که بیشتر مسائل و مشکلات نواحی روستایی را درک کردهاند به بازسازی سریع روستاها پرداختند. بند چهاردهم اعلامیه مقررات توسعه روستایی اروپا (1999) نیز مربوط به حاکمیت توسعه روستایی و تأکید بر اهمیت هماهنگی همه بازیگران محلی و ملی برای اجرای برنامهها و سیاستگذاری روستایی بوده است. در این بند هماهنگی با همکاری چندسطحی شامل بازیگران دولتی و غیردولتی انجام شد که تصمیمات غیرمتمرکز را در بر میگرفت و رویکردهای پایین به بالا را تشویق نمود. در کشورهای در حال توسعه نیز با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی خود، سیاستها و رویکردهایی را برای توسعه روستایی به کار گرفتهاند. در ایران نیز با وجود تدوین و اجرای سیاستها و برنامههای مختلف توسعهای مانند برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پنجساله قبل و بعد انقلاب، هنوز هم توسعه نیافتگی روستاها نسب به نواحی شهری کشور به قوت خود باقی مانده است. از جمله مواردی که در طول سالهای پس از انقلاب مورد غفلت قرار گرفته، توجه نکردن به توانمندی بالقوه موجود در روستاها و عدم بکارگیری ظرفیتها در راستای توسعه مناطق روستایی، استفاده نکردن از تجربیات و الگوهای توسعه روستایی جهانی به منظور ایجاد شرایطی نوین در ساماندهی مدرن عوامل تولید در حوزه روستاها و فقدان قوانین جامع حمایتی و برنامهریزی مشخص برای توسعه روستایی است. به همین خاطر، توسعه نیافتگی روستاها منجر به افزایش فقر، محرومیت و نابرابری بین مناطق شهری و روستایی شده که این امر به صورت مستقیم و غیرمستقیم اثرات منفی ناخواستهای، مانند کاهش جمعیت روستاها (مهاجرت)، تخلیه روستاها، افزایش شهرنشینی و افزایش حاشیهنشینی در شهرها را درپی داشته است. با توجه به این مسائل و برای پیشبرد توسعه ملی، توسعه روستایی به عنوان یک اصل برای سیاستگذاران باید در اولویت قرار گیرد. از سویی دیگر پس از چند دهه تجربه ناموفق در رسیدن به توسعه روستایی، این مسئله روشن است که لازمه رسیدن به توسعه، توجه به روستاها و نواحی روستایی به عنوان نیروی محرکه توسعه کل کشور است. علاوه بر این بررسی نظریات، دیدگاهها، عوامل مهم در توسعه روستایی، سیاستهای توسعه روستایی، برنامهریزی روستایی، و آشنایی با نقاط قوت و ضعف هر یک از آنها میتواند نقش مهمی در برنامهریزی، انتخاب استراتژی، و انتخاب برنامهها و سیاستهای مناسب توسعه روستایی داشته باشد. هدف از تدوین این کتاب بیان ضرورت، اهمیت، معیارها و شاخصها، پارادایمها، عوامل، سیاستها، ابزارها و بازیگران توسعه روستایی و بررسی برنامهها و برنامهریزی توسعه روستایی در یک مجموعه برای محققان و دانشجویان جغرافیا، توسعه روستایی، برنامهریزی روستایی و علوم اجتماعی است و نویسنده تلاش نموده که دانشجویان و محققان مرتبط با کتاب حاضر به برداشتی پیوسته و منسجم از موضوع دست پیدا کنند. در راستای هدف مذکور، مطالب این کتاب در هفت فصل تنظیم شده است.
در فصل اول ابتدا تعریف و مفاهیم اولیه توسعه و توسعه روستایی آورده شده، سپس تفاوتهای بین توسعه و رشد اقتصادی، و توسعه و تغییر، ضرورت توسعه روستایی، اهداف توسعه روستایی و عناصر پایه توسعه روستایی بررسی شده است. چنانچه در فصل اول و برای تعاریف و مفاهیم روستا سعی شده که در قالب وجه تمایز شهر و روستا تعاریف مختلف روستا ارائه شود. در فصل دوم کتاب مفاهیم شاخص و اهیمت کاربرد شاخصها در برنامهریزی توسعه روستایی، ضرورت سنجش توسعه روستایی برای سیاستگذاران و مدیران توسعه روستایی، اقدامات و شاخصهای سنجش توسعه روستایی و مفاهیم فقر و شاخصهای اندازهگیری فقر در مناطق روستایی به عنوان یکی از معیارهای مهم سنجش سطح توسعه روستایی آورده شده است. در این فصل سعی شده که شاخصهای اندازهگیری سطح توسعه روستایی بررسی شود تا خوانند بتواند نسبت به سنجش برنامههای توسطه روستایی و موفقیت آنها اطلاعاتی کسب نماید. در فصل سوم کتاب دیدگاههای توسعه و توسعه روستایی و ویژگیهای اصلی نظریههای توسعه و توسعه روستایی آورده شده است. در این فصل به بررسی سه مکتب کلی وابستگی، نوسازی و جهانی شدن و ارتباط آنها با توسعه روستایی پرداخته شده است. همچنین نظریات رشد اقتصادی فشار بزرگ روزناشتاين، نظریه حداقل تلاش لیبناشتاین، مدل سرمایه انسانی، مدل توسعه روستایی گاندی، مدل توسعه اقتصادی و مفاهیم اساسی دوگانگی و نیاز به دستیابی به موفقیت و نقش یک از آنها در توسعه و توسعه روستایی به صورت مروری گذرا و به صورت انتقادی بررسی شده است. در فصل چهارم عوامل موثر و تعیینکننده توسعه و توسعه روستایی بیان شده است. در این فصل ابتدا نقش هر یک از منابع طبیعی، منابع انسانی، سرمایه، فناوری و عامل ساختاری- نهادی در توسعه روستایی بیان شده است. سپس مشکلات مفهومی و روش شناختی در اندازهگیری و تعیین رابطه بین توسعه روستایی و عوامل تعیینکننده آن توصیف شده است. در فصل پنجم مفاهیم و تعاریف سیاست و سیاستهای توسعه روستایی آورده شده است. سپس اهداف، و سلسه مراتب اهداف سیاستهای توسعه روستایی و در قالب رویکردهای قدیم و جدید سیاستهای توسعه روستایی توضیح داده شده است. در آخر، دلایل اصلی نیاز روستاهای ایران به سیاستهای توسعه روستایی و مهمترین سیاستهای توسعه روستایی ایران در قالب برنامههای توسعه و ویژگیهای برجسته آن بررسی شده است. در فصل ششم کتاب، از مفهوم سیستم عملکردی و اجزای مهم آن سخن به میان آمده است. مفاهیم ابزارهای سیاست توسعه و انوع ابزارهای سیاست توسعه روستایی توضیح داده شده است. در ادامه بازیگران توسعه روستایی و انواع بازیگران در فرایند توسعه روستایی در ایران، روشهای تحلیل بازیگران در ساماندهی نظام مدیریت و برنامهریزی توسعه روستایی به همراه نقش آنها در فرایند توسعه روستایی ایران بیان شده است. در فصل هفتم کتاب ضمن تعریف اصطلاحات برنامه و برنامهریزی، انواع برنامهها از نظر سطوح و عملکرد، مدت اجرا و نحوه اجرا، مفاهم برنامهریزی روستایی و اهداف برنامهریزی روستایی توضیح داده شد. در نهایت مراحل برنامهریزی در برنامههای توسعه روستایی ایران، نظام برنامهریزی توسعه روستایی در ایران و آسیبشناسی نظام برنامهریزی توسعه روستایی توضیح داده شد.
با عنایت به اینکه نویسنده خود بر این موضوع واقف است که شاید این مجموعه نیز دارای کاستیهایی باشد و در زمینه مطالب این کتاب ممکن است دیدگاههایی متفاوتی وجود داشته باشد؛ بنابراین ضمن پذیرش تمامی کاستیها، نویسنده قدردان تمام کسانی است که یادآورد اشکالات خواهند بود و تلاش خواهد شد که کاستیها برطرف شود. لازم به ذکر است که علیرغم تدوین و قالببندی اولیه در خصوص تدوین و تکمیل مباحث کتاب، شاکله فصول کتاب را مطالعات پژوهشی و گزارشهای مرتبط در سطح جهانی و داخلی و همچنین معلومات و اطلاعات نویسنده تشکیل داده است.
تولید و طراحی اپلیکیشنهای Web GIS و Mobile GIS با استفاده از ArcGIS API for JavaScript
جغرافیای محاسباتی (کتاب الکترونیک)
مباحث آماری غیر مکانی و مکانی در جغرافیا
مقدمه
در این بخش از کتاب با دو دیدگاه به محاسبات آماری توجه میشود. این بخش از کتاب شامل هفت فصل میباشد. در فصل یک به تعریف جغرافیا و اهداف آن پرداخته شده و نقش آمار و ریاضی در جغرافیا در این فصل مطرح شده است. در فصل دوم به ماهیت داده در بخش الف با دیدگاه غیر مکانی و در بخش دوم با دیدگاه مکانی پرداخته شده است. در فصل سوم به نمونهبرداری و روشهای رایج آن در بخش الف به دیدگاه غیر مکانی و در بخش ب به دیدگاه مکانی پرداخته شده است. برخی از این روشها در هر دو روش مشاهده میشود. در فصل چهارم به طبقهبندی دادهها به روش آماری (غیر مکانی) در بخش الف پرداخته شده است. در قسمت ب به یکی از روشهای طبقهبندی مکانی، یعنی درونیابی که از مهمترین روشهای زمین آمار (تحلیل فضایی) است پرداخته شده است. در فصل پنجم به توصیف دادهها به کمک شاخصهای آماری از دیدگاه غیر مکانی و مکانی پرداخته شده است که به ترتیب در بخش الف و ب این فصل قرار گرفته است. در بخش ششم به نمودارهای کاربردی غیرمکانی و مکانی پرداخته شده است. در فصل آخر این بخش، به موضوعاتی مهمی چون همبستگی و رگرسیون پرداخته شده و دیدگاه مکانی آنها با عنوان خودهمبستگی و رگرسیون موزون جغرافیایی در این فصل قرار گرفته است. .
خلاصه فصل اول
- علم مجموعهای فراگیر از فعالیتهای علمی، آزمایشهای مختلف و پروژههایی است که به انسان کمک میکنند تا در شگفتیهای جهان پیرامون خود کندوکاو کند.
- کانت فیلسوف آلمانی (1724-1803 ) با تقسیم علم به سه مقوله اصلی، جایگاه علم جغرافیا را محکم نمود. به نظر ایشان حقیقت سه نوع است: زمان، مکان و پدیده.
- آراتستون حدود 2400 سال قبل جغرافيا را علم مطالعه زمين به عنوان محل زندگي انسان تعریف کرده است.
- هارتشورن (1959)، بیان میدارد که "جغرافیا توصیف و تفسیر دقیق، مرتب، و مستدل از ویژگی متغیر سطح زمین ارایه مینماید".
- آبلر و همکارانش (1992) با کلماتی دیگر کانون اصلی جغرافیا را بررسی ویژگیهای طبیعی و انسانی مکانها و ناحیهها و تعاملهای فضایی بین آنها میداند.
- موضوع اصلی جغرافیا مطالعه پراکندگی ها است.
- پراکنش هر عارضه و یا ویژگی بر روی مکان آرایش خاصی را ایجاد میکند که به آن الگو گویند.
- جغرافيا سعي دارد آرایش عارضهها و ویژگیها را اعم از طبيعي يا انساني بر روي زمين بررسي نموده و الگوهاي موجود را شناسايي كرده و فرآیندهاي مسؤل آنها را هم تبیین كند. يعني اينكه جغرافيا الگوها و فرآيندهاي فضايي را تحلیل ميكند.
- هدف جغرافیا به دو مؤلفه تقسیم میشود که شامل شناسایی نظم فضایی پراکندگیها شناسایی عوامل و یا فرآیندهای موجد و مولد این پراکندگیها است.
- هدف جغرافیا پاسخ دو سوال چگونه و چرا میباشد.
[1] James
[2] Hagget
[3] space
[4] Elliot
[5] Analysis
[6] Description
[7] Explanation
[8] Spatial Organization
[9] Spatial Analysis
[10] Hartshorne
[11] Abler
[12] Mathews and Herbert
[13] Kent
[14] Thrift
[15] Space
[16] Location
[17] pattern
[18] spatial pattern
[19] Harvey
[20] processes
[21] Description
[22] Explanation
[23] Analysis
[24] Spatial Analysis
[25] James
[26] Fisher
[27] Freeman
[28] Schaefer
[29] Ackerman
[30] Martinez
[31] Spatial Structure
فصل اول
علم جغرافیا1-1 مقدمه
علم به معنای آگاهی و دانایی و به معنای عام کلمه تلاش انسان برای رسیدن به دانایی و آگاهی میباشد. جیمز[1] (1977)، فرآیند "علم" را به عنوان تلاش انسان براي كشف حقيقت و نظم جهان آفرينش تعريف کرده است. به عبارت دیگر، علم مجموعهای فراگیر از فعالیتهای علمی، آزمایشهای مختلف و پروژههایی است که به انسان کمک میکنند تا در شگفتیهای جهان پیرامون خود کندوکاو کند. حس کنجکاوی، انسان را بر آن میدارد تا همواره به دنبال کشف علت پدیدهها و یافتن رابطۀ موجود میان آنها باشد (دلاور، 1387). این تفکر در آغاز در مورد توضیح علل پدیدههای طبیعی بود. برای نمونه پیدایش شب و روز، علت صاعقه، وجود جنگلها، تولید مثل در بین موجودات زنده و ... ولی کمکم وارد مسائلی شد که به طور مستقیم بر زندگی روزمره و بقای او اثر داشت برای نمونه درمان بیماری، مقابله با خشکسالی، کاهش ترافیک، تولید محصولات داخلی و ... از آن جا که موضوع هر كدام از شاخه هاي علم تبیین قسمتي و یا جنبهای از جهان آفرينش است. جغرافيا نيز به عنوان يكي از شاخههاي علم سعي دارد پراكندگي پديدهها و ویژگیها را بر روي زمین تحلیل كند. در این فصل به اختصار به موضوع علم جغرافیا و اهداف آن اشاره میشود.1-2 تعاریفی از جغرافیا
همان طور که گفته شد، موضوع هر كدام از شاخههاي علم تبیین قسمتي و یا جنبهای از جهان آفرينش است. برای نمونه، علم فيزيك حركت را مطالعه ميكند. و يا مطالعه ساختار ماده موضوع علم شيمي است. جغرافيا نيز به عنوان يكي از شاخههاي علم سعي دارد پراكندگي پديدهها و ویژگیها را بر روي زمین تحلیل كند (هاگت[2]، 2001). آراتستون حدود 2400 سال قبل جغرافيا را علم مطالعه زمين به عنوان محل زندگي انسان تعریف کرده است (شكويي، 1375). کانت فیلسوف آلمانی (1724-1803) با تقسیم علم به سه مقولۀ اصلی، جایگاه علم جغرافیا را محکم نمود. به نظر ایشان حقیقت سه نوع است: زمان، مکان و پدیده. ایشان در سخنرانیهای خود در دانشگاه کوینسبرگ آلمان ضمن تعیین جایگاهی محکم برای جغرافیا آن را به عنوان علم مطالعه مکان یا فضا[3] معرفی نمود. مطالعه مکان یا فضا در ابتدا عمدتاً سیاههبرداری از ویژگیهای مکان و به عبارت دیگر تهیه فرهنگ مکانها بود (الیوت[4]، 2000) این نوع تفکر و نگرش تا زمان هامبولدت (1769-1859) ادامه داشت. اما هامبولدت با مطرح کردن رابطۀ بین پراکندگیها از مرحله سیاههبرداری یک قدم بالاتر رفت و جغرافیای تبیینی را پایهگذاری نمود. در واقع تحلیل جغرافیایی مکان با هامبولدت آغاز شد. هدف از تحلیل[5] شرح[6] و تبیین[7] یا توجیه یک پدیده میباشد. هامبولدت معتقد بود که پراکندگی پدیدهها بر روی مکان در عین نمایش تنوع ظاهری از یک وحدت درونی برخوردار است و جغرافیا سعی دارد این وحدت درونی یا همان نظام فضایی[8] را آشکار نماید. هامبولدت با مطرح نمودن این وحدت درونی و تعیین تحلیل فضایی[9] به عنوان وظیفه جفرافیا علاوه بر تعمیق علم جغرافیا پایه فلسفی محمکی هم برای این علم ایجاد نمود. بعد از آن تعريفهاي متعددي براي جغرافيا بيان شده است. هارتشورن[10] (1959)، بیان میدارد که "جغرافیا توصیف و تفسیر دقیق، مرتب، و مستدل از ویژگی متغیر سطح زمین ارایه مینماید". آبلر[11] و همکارانش (1992) با کلماتی دیگر کانون اصلی جغرافیا را بررسی ویژگیهای طبیعی و انسانی مکانها و ناحیهها و تعاملهای فضایی بین آنها میداند. هاگت (2001) در مقدمهای که منجر به طرح سه نگرش میشود، اشاره میکند که اولاً جغرافیدانان سطح زمین را به عنوان محیط انسانی مطالعه میکنند و ثانیاً در چهارچوب روابط اکولوژیکی جوامع انسانی با محیط طبیعی تأثیرات متقابل آنها را بررسی میکنند. با این مقدمه ایشان سه نگرش فضایی، اکولوژیکی و ناحیهای را برای جغرافیا مطرح میکند. متیو و هربرت[12] (2004) در کتابی تحت عنوان جغرافیای واحد، برای جغرافیا سه مفهوم بنیادی فضا، مکان و محیط را مطرح میکنند و پس از بحث دربارۀ اهمیت این مفاهیم فضا را به عنوان هسته اصلی جغرافیا تلقی میکنند و با کمک از نظرات افراد دیگری مانند کنت[13] (2003) و تریفت[14] (2003) بیان میدارند که توصیف و تبیین جغرافیایی عمدتاً درباره توزیع فضایی، تغییرات فضایی، سازمان فضایی، و روابط فضایی است. به سخن سادهتر از نظر آنها جغرافیا عبارت است از تحلیل فضایی. چون همه مفاهیم بالا در مفهوم تحلیل فضایی جمع هستند. مقايسه همۀ تعریفها نشان ميدهد كه هركس براساس برداشت خودش و بر اساس نیازهای روز موضوع آن را در جملات و عباراتي خاص بيان نموده است و در مجموع همۀ آنها به نوعي تعريف آراتستون را تداعي كرده معتقدند كه جغرافيا زمين را مطالعه ميكند. برداشت جغرافيا از زمين با برداشت علوم ديگر مثلاً زمين شناسي فرق دارد. زمين مورد مطالعه جغرافيا شامل خود زمين و تمام عوارض و پديدههاي موجود در آن مانند درختان، جانوران، شهرها، مزارع و… ميباشد. از نظر جغرافيدانان زمين بدون عارضهها مفهوم و معني ندارد. هركدام از عوارض بر روي زمين جايي معين دارد يا اينكه بعضي از قسـمتهاي زمين مكان فعاليـت پديدههاي خاصي است كه با قسمتهاي مجاور فرق دارد. چنين پهنههاي ويژه از نظر جغرافيا ناحيه ناميده ميشود. بنابراين جغرافيا از مفاهيمي چون مكان و ناحيه بحث ميكند. از طرف ديگر عوارض و پديدههاي مورد مطالعه جغرافيا در مكان در جهت عمودي نيز گسترش دارند مانند شهرها، درختان و يا پديدههاي اقليمي و… . بنابراين مـكان جغرافيايـي يك مكان سه بـعدي است كه اصطلاحاً فضا[15] ناميده ميشود. عوارض بوسيله موقعيت[16] آنها بر روي زمين شناسایی ميشوند. از این نظر هر عارضه جغرافیایی با سه مختصات عرض و طول و ارتفاع تعریف میشود. علاوه بر عوارض پراکندگی ویژگیها هم برای جغرافیا مهم است. پراکندگی دما یا بارش به اندازه پراکندگی درختان و روستاها مهم است. پراکنش هر عارضه و یا ویژگی بر روی مکان آرایش خاصی را ایجاد میکند که به آن الگو[17] گویند. مفاهيمي چون فضا، مكان، ناحيه، محیط، و الگوی فضایی[18] از مفاهيم بنيادي جغرافيا هستند. مفهوم مكان در تحليل جغرافيايي اهميت بسزايي دارد و توجه زياد به اين مساله سبب ايجاد نظريه مكان و یا تحلیل مکانی شد (هاگت، 1966). هاگت در این کتاب سعی کرده است تمام ویژگیهای مکان را با استفاده از مدلهای کمی و ریاضی و آماری توصیف و تبیین کند. بر اساس نظريه تئوری مکان، جغرافيدان سعي دارد كه براي تعيين مكان استقرار هر نوع فعاليت انساني جايي را انتخاب نمايد كه همه ناخواستهها به كمترين برسند. مکان و یا فضاي جغرافيايي به همراه محتواي آن ارزش دارد. جغرافيا علم فضا است. يعني ويژگيها و هندسه فضا را تحليل ميكند؛ محل ، فاصله و شکل عارضهها را اندازه ميگيرد. بدين جهت بررسيهاي مهندسي مكان اولين و مهمترين قسمت جغرافيا است. بويژه اندازهگيريهاي طول، عرض و ارتفاع و هندسه اقليدسي (هاروی[19]، 1976). البته علم هندسه امروز خيلي فراتر از اين مفاهيم است ولي اين مفاهيم در تحليل فضايي جغرافيا كه از دهۀ 1960 آغاز شده است بسيار اهميت دارد. جغرافيا سعي دارد آرایش عارضهها و ویژگیها را اعم از طبيعي يا انساني بر روي زمين بررسي نموده و الگوهاي موجود را شناسايي كرده و فرآيندهاي[20] مسؤل آنها را هم تبیین كند. يعني اينكه جغرافيا الگوها و فرآيندهاي فضايي را تحلیل ميكند. در بيشتر موارد محدوده مطالعه جغرافيا در روي زمين براساس سليقه جغرافيدان و يا عوامل طبیعی اولیه تعيين ميشود. براي نمونه جغرافيدان ميتواند كل ايران را به عنوان منطقه مطالعه انتخاب كند يا فقط شهر تهران يا دّرهاي كوچك در دامنه جنوبي البرز را. در هر مقياس مطالعه، جغرافيدان سعي دارد الگوهاي خاص پراكندگي فضايي عوارض و یا ویژگیهای آنها را شناسايي كند. مثلاً نقشه پراكندگي بارش ايران به صورت فصلي يا توزيع مكاني آلودگي تهران در يك روز معين هر كدام يك الگو محسوب ميشوند. بنابراين ميتوان انتظار داشت كه الگوي توزيع آلودگي تهران در روزهاي مختلف سال فرق داشته باشد. مثلاً يك روز شرق تهران آلودهتر باشد و روز ديگر مركز تهران. مسلماً تفاوت اين الگوها بر اثر عوامل يا فرآيندهاي حاكم است. بر اثر وزش بادهاي غربي آلايندهها به شرق تهران حركت كرده در آنجا متمركز شدهاند و يا در روز آرام آنتي سيكلوني آلايندهها در محل توليد باقي مانده مركز تهران آلودهتر شده است. پس از روي الگوها ميتوان فرآيندهاي بوجود آورنده مانند باد و يا آنتي سيكلون را شناسايي كرد. الگوي توزيع جمعيت فعلي ايران شهرهاي پرجمعيت و روستاهاي كم جمعيت فراوان دارد. براي اينكه فرآيند مهاجرت در شرايط فعلي از روستاها به شهرهاي كوچك و از آنها به شهرهاي بزرگ است. یعنی از روی الگوی فضایی جمعیت می توان به فرآیند موجد آن پی برد. با توجه به بحثهای بالا میتوان جغرافیا را به عنوان علم مطالعه پراکندگی پدیدهها و ویژگیها بر روی زمین تعریف کرد. پس موضوع اصلی جغرافیا مطالعه پراکندگی ها است (علیجانی، 1390).1-3 اهداف جغرافیا
هدف جغرافيا به عنوان شاخهاي از علوم جدا از ساير شاخههاي علم نيست. هدف علم به معني عام كلمه شناخت حقیقت آفرینش است. انسان با شناخت حقیقتهای آفرینش اولاً حس کنجکاوی خود را ارضا میکند و ثانیاً زمینههای زندگی درست و منطقی خود را از طریق مطابقت و هماهنگی با طبیعت فراهم میکند. البته شناخت ناصحیح علم تلقی نمیشود. داشتن آگاهی درست از آفرینش برای انسان یک مزیت بزرگی میباشد و جمله معروف "بالاترین فضیلت همانا معرفت است" را تداعی میکند. شناخت مراحل متعددی دارد. برای نمونه زمانی که دمای روزانه شهر تهران را برای چند روز متوالی مطالعه میکنیم به وضعیت دمای شهر تهران آگاه میشویم. اما این شناخت هیچ کمکی به ما نمیکند. در ذهن ما آگاهی تازهای که بتوان براساس آن اقدامی کرد ایجاد نشده است. این نوع آگاهی شنیدن جزئیات میباشد و خردی ایجاد نمیکند. شناخت درست و جامع زمانی است که ما بر اساس این مشاهدات جزئی چند ساله به یک مفهوم جامع و سادهای از دمای شهر تهران برسیم. اگر ما بتوانیم بگوییم که هوای تهران در تابستانها گرم و در زمستان ها سرد است، به یک شناخت عملی و قابل فهم رسیدهایم. چنین جملهای بیان یک ویژگی نسبتاً دایمی است که میتوان به نظم موجود تعبیر کرد. به عبارت دیگر شناخت عبارت از شناسایی نظام و قانونمندی موجود در یک مکان و یا سیستم است. شرح جزئیات نمیتواند شناخت جامع باشد بلکه تعمیم آنها به صورت گزارهای ساده و جامع شناخت کامل را فراهم میکند. چنین گزارههای ساده و جامع معمولاً تحت عنوان نظریه و یا قانون بیان میشوند. بنابراین هدف جغرافیا شناخت پراکندگیها و بیان ساختار آنها با زبانی بسیار ساده و جامع. یعنی شناخت نظام و هماهنگیهای موجود در پراکندگیها. البته این شناخت کامل نیست. شناخت کامل علاوه بیان نظام ساختاری پراکندگیها تبیین این ساختار نظاموار را هم شامل میشود. یعنی اینکه جغرافیا علاوه بر شناخت نظام موجود در پراکندگی یک پدیده دلایل و علل ایجاد این الگوی پراکندگی را هم شناسایی میکند. به عبارت دیگر هدف جغرافیا تحلیل پراکندگیها است. اول ساختار پراکندگی را با استفاده از نظام و هماهگی موجود شرح میدهد و الگوهای پراکندگی را شناسایی میکند و سپس با شناسایی دلایل و عوامل مؤثر بر این پراکندگی آن را تبیین میکند. پس هدف جغرافیا به دو مؤلفه تقسیم میشود که شامل شناسایی نظم فضایی پراکندگیها شناسایی عوامل و یا فرآیندهای موجد و مولد این پراکندگیها است. به عبارت دیگر هدف جغرافیا پاسخ دو سوال چگونه و چرا میباشد. تلاش برای کشف نظام و هماهنگی موجود در پراکندگی یک پدیده بیانـگر این است که پراکندگیهای جغرافیایی تصادفی نیستند و دلیلی یا عاملی سبب ایجاد آنها شده است. شناسایی عوامل ایجاد کننده یک پراکندگی تبیین و یا استدلال نامیده میشود. تبیین جغرافیایی بر اساس روابط فضایی یا تحلیل فضایی انجام میگیرد. این گزاره یکی از اصول بنیادی جغرافیا است. برای تبیین پراکندگی باران در ایران از پراکندگیهای دیگری مانند پراکندگی بادهای مرطوب و یا پراکندگی ارتفاع استفاده میشود. مجموع دو فرآیند تشریح[21] و تبیین[22] پراکندگیها تحلیل[23] نامیده میشود. چون این تحلیل بر روی مکان یا فضا انجام میشود میتوان گفت که هدف جغرافیا تحلیل فضایی[24] پراکندگیها است. کشف این نظام و قانونمندی موجود در چگونگی و چرایی پراکندگیها کشف همان وحدت درونی است که وان هامبولدت در اولين سخنراني خود در انجمن جغرافيدانان آلمان مطرح كرد (جیمز[25]، 1977). به نظر هامبولدت جهان در عين تنوع ظاهري از وحدت دروني برخوردار است و جغرافيا دنبال كشف اين وحدت دروني است. براي مثال در نگاه اول وضعيت رفت و آمد وسايل نقليه در شهر تهران بسيار بينظم و شلوغ به نظر ميرسد. در صورتي كه از نظر جغرافيدان اين الگوهاي ترافيك تهران از يك نظم كافي برخوردار است كه در صورت كشف آن مشكل ترافيك را هم ميتوان حل كرد. نظم مکانی مورد نظر جغرافیا عبارت است از شناسایی نقاط کمینه و بیشینه، شناسایی شیب موجود بین این نقاط بیشینه و کمینه و در مجموع شناسایی وضعیت تغییر بر روی مکان و در نهایت شناسایی نواحی متمایز. عامل و یا فرآیند مؤثر در الگوی پراکندگی موجود از طریق روابط فضایی و به معنی اخص هماهنگیهای فضایی تعیین میشود (علیجانی، 1390).1-4 روش کار جغرافیا
همه علوم به دنبال کشف حقیقت و رابطه بین پدیدهها هستند. جغرافیا نیز به عنوان شاخهای از علم همین هدف را دنبال میکند. همه علوم برای رسیدن به حقیقت و پیدا کردن پاسخ برای سؤالات خود از روش علمی استفاده میکنند. این روش مشتمل بر سه رکن اصلی جمعآوری داده، پردازش داده و تصمیمگیری است. برای انجام یک تحقیق علاوه بر این سه رکن، مراحل مقدماتی مانند بیان مسئله، تعریف فرضیه و ... نیاز است. پس لازمست همه این مراحل برای انجام یک کار تحقیقی انجام شود. همه این مراحل روش علمی را تشکیل میدهند. به سخن کوتاه، جغرافيدانان دادههاي مورد نياز را از طريق مشاهده جمعآوري ميكنند، آنها را پردازش میکنند، و بر اساس نتیجۀ پردازش به آگاهی تازه میرسند.1-4-1 جمعآوری دادهها
مشاهده یک روش جمعآوری دادهها در آمار فضایی است. عکسهای هوایی، سالنامههای آماری، تصاویر ماهوارهای، کتب مرجع و ... مشاهده تلقی میشود. پژوهشگر در مشاهده به دنبال این هدف است که اولاً بتواند گزارش دقیق موقعیت مکانی (طول، عرض، ارتفاع) تهیه کند و ثانیاً ویژگیهای عوارض (مانند بارش، دما، تعداد بیماریها و ...) را ثبت کند (فیشر[26] و همکاران، 2016). در بیشتر موارد جمعیت یا منطقه مورد مطالعه بسیار بزرگ است و مشاهده همه جمعیت نیاز به نیرو، زمان و سرمایه زیاد دارد. در این موارد واحدهای مشاهده از طریق نمونهبرداری تعیین میشود و اندازهگیری یا شمارش آن در واحدهای انتخاب شده انجام میگیرد. به قسمی که میتوان از نمونه، استنباطهایی درباره کل جامعه به دست آورد (عمیدی، 1384).1-4-2 پردازش دادهها
مشخص کردن مکان یک پدیده و یا ویژگیها بر اساس مؤلفههای طول، عرض و ارتفاع، اصطلاحاً زمین مرجع کرده نامیده میشود. گام اول در پردازش دادههای آمار فضایی اینست که بتوان دادهها را بر روی مکان نمایش دارد. گام دوم تحلیل دادهها است. منظور از تحلیل شرح وضعیت پراکندگی (چگونگی) و استدلال یا تبین الگوی پراکندگی (چرایی) موجود است. تبین پراکندگیها به این معنی است که چه عواملی یا دلایلی سبب شدهاند که الگوی بخصوص پراکندگی به وجود آمدهاند. برای نمونه: چگونگی: موقعيت قرارگيري روستاها در مناطق کويري در امتداد قناتها ميباشد. چرایی: چرا روستاهاي مناطق کويري در امتداد قناتها سوگيري دارند؟1-4-3 تصمیمگیری یا رسیدن به نتایج تازه
این مرحله آخرین مرحله روش علمی است. نتایج حاصل از پردازش زمانی که به طریقی منطقی معنیداری آنها تأیید شود به عنوان نتایج جدید محسوب میشوند. بنابراین با استدلال علمی میتوان مرزهای دانش را گسترش و جایگاه یافته جدید در دانش را مشخص کرد. آزمونهای آماری یکی از متداولترین روش استدلال آماری است. روش مقایسه یافتههای خود با یافتهها و نظریات دیگران روش دیگری برای استدلال است. با این مقایسه به پایههای علمی و ارتباط منطقی یافته خود، میتوان پی برد (جویزاده، 1396).1-5 نقش آمار و ریاضی در جغرافیا
پس از جنگ جهانی دوم جغرافیا به عنوان یک رشته صرفاً توصیفی و ناتوان از تبیین و توجیه منطقی و علمی الگوهای پراکندگیها تلقی میشد. اکثر دانشمندان هنوز نمیتوانستند جایگاه مشخصی برای جغرافیا در جامعه علمی تعریف کنند. و عمدتاً آن را به صورت یک رشته آموزشی میدانستند تا یک زمینه پژوهشی برای حل مسایل جامعه. نگرش غالب جغرافیا یعنی نگرش ناحیهای فقط به شرح نواحی میپرداخت و هر ناحیه به عنوان یک واحد متمایز شناسایی میشد. بدین ترتیب راه برای تعمیم و قانونسازی بسته شده بود. بطوری که فریمن[27] (1961) مطالعات ناحیهای را در سطح پایین ارزیابی کرده و ادامه آن را به ضرر دانش جغرافیا تلقی کرد. شیفر[28] (1953) هم با حمله به جغرافیای ناحیهای گفت که با ادامه این نگرش جغرافیا نمیتواند به کشف قوانین و نظام پراکندگیها برسد و از مطالعات علمی جهان دانش عقب میماند. از طرف دیگر به جهت اینکه جغرافیا در اکثر دانشگاهها با گروه زمین شناسی یک گروه دانشگاهی را تشکیل میداد، همیشه جغرافیدانان به عنوان زمین شناسان درجه دوم تلقی می شدند. تمام این مسایل باعث شد که جغرافیدانان به فکر تحدید و تبیین توانایی علم جغرافیا بیافتند. در اولین مرحله از گروههای زمینشناسی جدا شدند. در این زمان در جامعه بعد از جنگ به تکنیک اهمیت بیشتری داده میشد و اکثر رشته های علمی سعی میکردند به سوی یک رشته قانونمدار و قانون آفرین بروند. جغرافیا نیز از این تغییر مسیر مستثنی نبود. در نتیجه نگرش یا رویکرد توصیفی جغرافیای ناحیهای در آمریکا بتدریج به سوی جغرافیای علمیتر و قانون سازتر هدایت شد که نتیجه آن روی آوردن به روشهای کمی و تکنیک شد که نهایتاً به انقلاب کمی معروف گردید. توسعه انقلاب کمی در آمریکا توسط جغرافیدانان معروفی در چهار دانشگاه عملی شد. شیفر در دانشگاه آیوا، رابینسون و برایسون در دانشگاه ویسکانسین، گاریسون و اولمن و بانگه و دیگران در دانشگاه واشنگتن در سیاتل، و استوارت در دانشگاه پرینستون افرادی بودند که با کاربرد روش های ریاضی و آمار راه را برای جغرافیا به عنوان علم تحلیل فضایی هموار کردند. اکرمن[29] (1958) در یک بیان خیلی جدی اصرار داشت که جغرافیا همانند علوم دیگر باید قوانین و تعمیمهای دقیق ارایه نماید. چنین کاری عملی نیست مگر با استفاده از ریاضیات و آمار. با توجه به اینکه کار جغرافیا خلاصه و سادهسازی دادههای زمین به منظور کشف قوانین و نظم نهفته در آنها میباشد، عمدتاً از روشهای آماری و مدلهای ریاضی استفاده میکند. برای پیدا کردن رابطه فضایی بین دو پراکندگی از ضریب همبستگی فضایی استفاده میکند. برای پیشبینی آینده توسعه شهر باید از سادهترین مدل رگرسیون استفاده شود. همانطور که در پیش گفته شد، جغرافیا برای مطالعه جمعیت در اکثر موارد از نمونه استفاده میکند. در چنین مواردی برای برآورد پارامترهای جمعیت از روی آمارههای نمونه باید از روشهای آماری استفاده شود. خلاصهسازی دادهها، تنظیم دادهها، اثبات نظریه، برآورد جمعیت از روی نمونه، تعیین اندازه مناسب نمونه، مطالعه رابطه فضایی بین پراکندگیها و پیشبینی آینده، انجام ناحیهبندی جغرافیایی و صدها کار دیگر جغرافیایی همه به روشهای آماری و ریاضی نیاز دارند. بدون آشنایی و کاربرد روشهای آماری و ریاضی نمیتوان در جغرافیا کار علمی انجام داد مگر اینکه فقط بخواهیم با کلمات بازی کنیم. برای استفاده از کامپیوتر و ایجاد ارتباط با آن باید زبان ریاضی بدانیم. برای اینکه یافتههای ما را حتی جغرافیدانان دیگر و یا دانشمندان رشتههای دیگر بفهمند باید به زبان ریاضی بنویسیم. در استفاده از روشهای آماری و ریاضیات باید به دو نکته زیر توجه کرد: 1- استفاده از روشهای آماری و ریاضیات فقط در سادهکردن دادهها و بیان یافتههای ما به صورتی ساده و تفهیم آنها برای دانشمندان رشتههای دیگر کمک میکند و هیچ دخالتی در تصمیمگیری علمی ما ندارند. در مرحله تصمیمگیری معلومات جغرافیدان است که نقش اصلی و عمده دارد. برای نمونه اگر با استفاده از روش آماری در طبقهبندی اقلیمی ایران شهر گنبد کاوس با خرم آباد یکی شد باید محقق باسواد و آشنا به منطقه بداند که این کار منطقی و طبیعی نیست و حتماً اشکالی وجود دارد. یعنی اینکه فرد قاضی و متخصص در استفاده از روشهای آماری و سنجش دقت نتایج آنها توان علمی خود جغرافیدان است. 2- در اکثر موارد برای تشخیص رابطه بین دو پراکندگی از روش آماری مانند ضریب همبستگی استفاده میشود. برای نمونه اگر ضریب همبستگی بین پراکندگی باران و ارتفاع باشد و در سطح بحرانی هم معنی دار باشد، از نظر آماری میتوانیم بگوییم که در منطقه مورد مطالعه بین بارندگی و ارتفاع رابطه مثبت وجود دارد. اما هنوز استدلال علمی مانده است. سوالی که از جغرافیدان پرسیده میشود اینست که چرا بین بارندگی و ارتفاع رابطه دارد. باید ایشان با استفاده از معلومات خود به این سوال جواب دهد. و به طریق علمی این یافته آماری را اثبات و تحلیل کند. در بیشتر موارد محققین اثبات آماری را پایان کار میدانند. در صورتی که همانطور که بیان شد روشهای آماری کار را سادهتر و آماده میکنند. با روش آماری فهمیدیم که بین این دو رابطه وجود دارد یافتهای که ما به صورت دستی نمیتوانستیم بدست بیاوریم. حالا که فهمیدیم رابطه وجود دارد و از نظر آماری هم معنی دار است باید از نظر علمی اثبات کنیم تا به عنوان یک یافته علمی پذیرفته شود (علیجانی، 1390).1-6 جغرافیا در آمار کلاسیک و آمار فضایی
در آمار کلاسیک (غیر مکانی) فرض بر این است که مشاهدات جغرافیایی در شرایط یکسان و به صورت مستقل از هم جمعآوری شدهاند. به عبارتی هر آزمایش از آزمایشهای قبلی و بعدی مستقل است. استقلال يک فرض راحت و مناسب است و بسياري از تئوريهاي آماري - رياضي را قابل فهم ميکند (بهبودیان، 1384). فرض استقلال کمک زیادی به تسهیل مبانی نظری میکند؛ اما در عمل ممکن است این فرض ما را از واقعیت دور کرده و موجب از بین رفتن اطلاعات زیادی شود. با اين وجود مدلهايی که وابستگی آماری را شامل میشوند، اغلب واقعیتر هستند. آمار فضایی شاخهای از آمار است که درباره پدیدههای وابسته به مکان بحث میکند. در آمار فضایی معمولاً انتظار میرود بین پدیدههای مجاور رابطه نسبتاً قابل توجهی وجود داشته باشد (مارتينز[30] و همکاران، 2016). این شاخه از آمار میکوشد تا بین مقادیر مختلف یک متغیر، فاصله و جهتگیري آنها ارتباط برقرار کند. این ارتباط فضایی، ساختار فضایی[31] نام دارد. موقعیت مکانی، تأثیرپذیری مکانی و به کارگیری نقشه از موضوعات مهم در آمار فضایی محسوب میشود. در فصل-های بعدی این بخش کتاب، مباحث مهم مطرح شده جغرافیا از دید کلاسیک (غیر مکانی) و فضایی (مکانی) مورد بررسی قرار گرفتهاند. مقایسه بین آمار کلاسیک و آمار فضایی در جدول 1-2 نشان داده شده است. در حقیقت فکر جغرافیایی، توانایی شناخت علل این نظم و وابستگی چهرههای طبیعی و انسانی به یکدیگر و دریافت نتایج حاصل از آن است. جدول 1-2: مقايسه کلي آمار کلاسيک و آمار فضايي| آمار کلاسیک | آمار فضایی |
| - متداول دانستن موقعیت مکانی دادهها ضروری نیست؛ - فرض بر این است که مشاهدات مستقل از یکدیگرند؛ - برای عارضه مورد بررسی یک برآورد نقطهای نشان میدهد. | - موقعیت مکانی (مختصات جغرافیایی) دادهها اهمیت دارد؛ - با توجه به وضعیت قرار گرفتن عارضه در فضا، دادهها دارای وابستگی هستند (وابستگی دادهها تابعی از فاصله قرارگیری آنها از یکدیگر است). - سطح مورد مطالعه شبکهبندی شده و سلول به سلول عارضه موردنظر مورد بررسی قرار میگیرد و برای هر سلول یک برآورد جداگانه محاسبه میشود. - سعی میشود بین مقادیر مختلف یک متغیر، از نظر فاصله و جهت قرار گرفتن آنها نسبت به هم، ارتباط برقرار شود. - بررسی ویژگی عارضه مورد نظر و موقعیت آن بر روی نقشه و پیدا کردن دید چشمی بهتر و انجام تصمیمات با دقت علمی بیشتر، از ویژگیهای آمار فضایی محسوب میشود. |
جغرافیای نوآوری (کتاب الکترونیک)
خشکسالی و حاصلخیزی خاک
در بسیاری از نقاط جهان، رویکردی که به خشکسالی وجود دارد، عموماً انفعالی است و تمایل دارد که بر مدیریت بحران تمرکز نماید. در مقیاس محلی، ملی و منطقهای، پاسخها غالباً بیموقع، با هماهنگی ضعیف و فاقد یکپارچگیهای لازم میباشند. در نتیجه، تأثیرات اقتصادی، اجتماعی و محیطی خشکسالی در بسیاری از مناطق جهان بهطور معنیداری افزایشیافته است. بهسادگی میتوان گفت که ما نمیتوانیم در یک حالت تدریجی این مسیر را ادامه دهیم، که بیشتر توسط بحران هدایت میشود و نه پیشگیری. اکنون با داشتن دانش و تجربه کافی میتوانیم پیامدهای خشکسالی را تا حدودی پیشگیری و کاهش دهیم. آنچه اکنون نیاز داریم، یک چارچوب سیاستی و اقدامات اجرایی میدانی برای کلیهی کشورهایی است که از خشکسالی رنج میبرند. بدون سیاستهای خشکسالی ملی هماهنگ، ملتها همچنان به شیوهی منفعلانهای به خشکسالی پاسخ خواهند داد. آنچه ما نیاز داریم، پایش و سیستمهای هشدار زودهنگام برای انتقال اطلاعات بهموقع به تصمیمگیرندگان است. باید دستورالعملهای کارآمد ارزیابی تأثیر، سنجشهای مدیریت ریسک پیشگستر، و برنامههای آمادگی برای افزایش توانایی مقابله با کاهش تأثیر خشکسالی در اختیار داشته باشیم». در سال 2013، دبیر کل سازمان ملل متحد، بانکیمون اظهار داشت:
«از مهمترین و ناگوارترین پیامدهای خشکسالی میتوان به مسائل عدم امنیت آب و غذا رخداد قحطیهای پیدرپی مشاجره بر سر مسائل آب و زمین مسائل آبوخاک و درمجموع مشکلات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی طبیعی و اکوسیستمها اشاره کرد. مبارزه با خشکسالی کار آسانی نیست، ولی تا حدودی میتوان پیامدهای آن را پیشبینی و چارهسازی نمود. ازآنجاییکه خشکسالی گستره جهانی دارد، نیازمند پاسخ و عکسالعملی جمعی است. جمعیت کنونی مردم جهان 7 میلیارد نفر است و پیشبینی میشود تا پایان سال 2050 به 9 تا 10میلیارد نفر برسد؛ براثر این رشد سریع جمعیت و به دلیل وجود تنشهای غیر زیستی مختلف ازجمله خشکسالی، شوری، دما و غیره تولید غذا کاهش مییابد. رخداد خشکسالی با یکی از مهمترین تنشهای غیر زیستی در یک سوم اراضی دنیا اتفاق میافتد. با افزایش و تداوم پدیده گرم شدن کره زمین، خشکسالی حادتر خواهد شد. طبق گزارش سازمان ملل در سالهای آینده در هر دهه، میانگین دمای جهان بهاندازه 2/0 درجه سلسیوس افزایش خواهد یافت که این تغییرات در دمای جهانی میتواند توزیع جغرافیایی و فصل رشد گیاهان زراعی را تغییر دهد. پیشبینی میشود تا سال 2050 خشکسالی به همراه شوری در بیش از 50 درصد خاکهای زراعی دنیا عامل اصلی محدودکننده تولیدات کشاورزی باشد. طبق آمار مرکز فناوری اطلاعات وزارت جهاد کشاورزی در سال زراعی 91-90، از کل اراضی کشاورزی ایران، 6/7 میلیون هکتار بهصورت آبی و ۶ میلیون هکتار بهصورت دیم کشتشده است که از غالب بودن خشکسالی در بخش بزرگی از اراضی زراعی ایران حکایت دارد.
حیات موجودات، وابسته به لایهنازک خاکهای سطحی کره زمین است. این پیکره طبیعی که محل رشد و نمو گیاهان است تحت تأثیر آبوهوا، موجودات زنده، و پستیوبلندی بر روی سنگبستر در طول زمان به وجود میآید. بدون خاک، گیاهی وجود ندارد و بدون گیاه نیز غذائی ساخته نمیشود و بدیهی است که بدون غذا حیوانات قادر به ادامه حیات و بقا نخواهند بود. بشر همیشه به دنبال خاکهای حاصلخیز و سودآور بوده است و تمدن از مناطقی آغاز شد که خاک خوبی داشتهاند. حاصلخیزی خاک، توانایی خاک در نگهداشت و تأمین عناصر غذایی به مقدار کافی و در توازن مطلوب برای رشد گیاهان در طولانیمدت است، که بشدت تحت تأثیر خشکسالی قرار میگیرد و این مسئله بخصوص در خاکهای مناطق خشک و نیمهخشک مشکلزاتر است.خشکسالی ممکن است در گیاهان، کمبود مواد غذایی ایجاد کند (حتی در خاکهای حاصلخیز) چون تغییر ویژگیهای فیزیکی، زیستی و شیمیایی خاک بر اثر خشکسالی میتواند تحرک عناصر غذایی و جذب آنها بهوسیله گیاهان را کاهش دهد. بهعبارتدیگر، هنگامیکه گیاهان با تنش خشکسالی مواجه میشوند، به دلیل ارتباط نزدیکبین رطوبت و وجود مواد غذایی از تنش کمبود این مواد در تنگنا قرار میگیرد لذا در این کتاب به مسئله خشکسالی و حاصلخیزی خاکها در رابطه با گیاهان پرداخته میشود و شامل هفت فصل است : فصل اول به بیان تشریح مفاهیم کلی نظیر تعاریف خشکسالی، انواع خشکسالی، و عوامل به وجود آورنده خشكسالي اشاره و سپس به ویژگیهای فضايي و زماني خشكسالي پرداخته شده و فصل دوم كتاب خواننده را با حاصل خیزی خاک و عوامل مؤثر بر آن آشنا میکند.فصل سوم به مروری کلی بر تنش خشکسالی در گیاهان میپردازد . در فصل چهارم مدیریت تلفیقی حاصلخیزی خاک و تنش خشکسالی در گیاهان ارائه خواهد شد. و مثالهای کاربردی از شاخصهای خشکسالی بهکاربرده شده است.. فصل پنجم به نقش قارچهای ميکوريز آربسکولار در حاصلخیزی بیولوژیک خاک و حفاظت گیاه از تنش خشکسالی میپردازد .فصل ششم فيزيك خاك و عوامل مؤثر بر آن را بیان کرده و فصل هفتم تأثير خشكسالي بر فرآيندهاي فيزيكي خاك را شرح میدهد.
هیچ کتابی خالی از اشکال نیست لذا از سروران و اندیشمندان محترم انتظار میرود مؤلفان را در هرچه بهتر نمودن مطالب آن یاری نمایند.
خاک بهعنوان بستر اصلی رشد گیاه میبایست از کیفیت و حاصلخیزی مطلوب برخوردار باشد تا امکان کشت و کار و تولید محصول فراهم گردد. باوجودآنکه خاک سرمایهای گرانقدر است و تولید هر سانتیمتر آن به چند سال قرن زمان نیاز دارد، اما متأسفانه در بسیاری از کشورها توجه چندانی به حفظ و صیانت از این سرمایه بیبدیل نمیشود و سالانه میلیونها تن خاک فرسوده شده و سطوح زیادی از اراضی کشاورزی حاصلخیزی خود را از دست میدهند. دو عامل عمده تخریب خاک عبارتاند از: 1) فرسایش خاک و 2) خشکسالی و تغییر اقلیم.
خاک نیز بهعنوان یکی از اساسیترین اجزای اکوسیستم بوده که در طی دوره خشکسالی متحمل خسارات جبرانناپذیری خواهد شد.خشکسالی از جهات مختلف میتواند بر خاکهای مناطق مختلف دنیا و بهویژه مناطق خشک و نیمهخشک تأثیرگذار باشد.. مهمترین تأثیر خشکسالی بر خاک، کاهش شدید رطوبت در آن است که با تأثیر بر واکنشهای جذب عناصر غذایی میتواند قابلیت جذب مواد غذایی برای گیاه و به بیانی حاصلخیزی خاک را تحت تأثیر قرار دهد. بعلاوه با افزایش دما در زمان وقوع خشکسالی فرآیند تبخیر از سطح خاک بیشتر شده و منجر به کاهش ذخیره رطوبتی خاک، تجمع شوری و املاح در آن، کاهش حرکت مواد غذایی به گیاه و درنتیجه کاهش حاصلخیزیاش شود. تشکیل سله در خاک در طی وقوع خشکسالی نیز نفوذپذیری آن را به هوا و آب تحت تأثیر قرار میدهد که میتواند نقش مهمی در کاهش حاصلخیزیاش در زمان وقوع خشکسالی داشته باشد. از بین رفتن مواد آلی خاک در نتیجه کاهش رطوبت و افزایش دما نیز از دیگر تأثیرات خشکسالی بر حاصلخیزی خاک است. فرسایش خاک که از مهمترین تأثیرات تغییر اقلیم و خشکسالی است، در هدر رفت عناصر غذایی از خاک تأثیر گذاشته و میتواند بر حاصلخیزی خاک در مدتزمان خشکسالی تأثیرگذار باشد.
چون خشکسالی پدیدهای است که باعث تخریب و از بین رفتن حاصلخیزی خاک میشود، بنابراین باید برای پیامدهای ناشی از خشکسالی بر حاصلخیزی خاک چارهای اندیشید. در این راستا سؤالات زیر مطرح خواهد شد:
- خشکسالی چرا و چه وقت به وقوع میپیوندد؟
- خشکسالی چه موقع به پایان میرسد؟
- خشکسالی چگونه بر حاصلخیزی خاک اثر میگذارد؟
- مدیریت حاصلخیزی خاک در زمان وقوع خشکسالی چگونه باید باشد؟
- بهبود روابط آبی گیاه- خاک در طی دوران خشکسالی چگونه باید انجام شود؟
- وضعیت کدام عناصر غذایی در خاک در زمان خشکسالی بیشتر دستخوش حوادث میشود که باید برای آنها چارهجویی کرد؟
- چگونه میتوان به محصولات زراعی باکیفیت در طی دوران خشکسالی دستیافت؟
- چگونه میتوان با حداقل تخریب و آلوده کردن محیطزیست، حاصلخیزی خاک را در شرایط خشکسالی بهبود بخشید؟
- دولتها و کشورها چه برنامههایی برای بهبود حاصلخیزی خاک در طی دوران خشکسالی دارند؟
- نقش فناوریهای نوین در بهبود حاصلخیزی خاک در شرایط وقوع خشکسالی چیست؟
- اثرات اجتماعی و اقتصادی ناشی از کاهش حاصلخیزی خاک چیست؟
- معرفی حدود اختیارات دولت
- تبیین روشهای آگاهسازی مردم
- تنظیم و اجرای راهکارهای کاهش کودهای شیمیایی
- نظارت بر نحوه عملیات کشاورزی توسط ارگانهای ذیربط
- استفاده از شیوه های نوین جهت ثابت نگه داشتن وضعیت حاصلخیزی خاک
- استفاده از کودهای سبز
- ترکیب نقاط قوت روشهای سنتی و بومی با فناوریهای نوین در جهت بهبود حاصلخیزی خاک
- ساده کردن نتایج علمی انجامگرفته بر روی حاصلخیزی خاک برای استفاده جامعه کشاورزان.
- تدوین مقررات شفاف و منظم و دستورالعملهای کارشناسی برای مقابله با تخریب خاک در زمان خشکسالی.
- ارتباط مداوم سیاستگذاران، اندیشمندان، و کشاورزان در زمانهای وقوع خشکسالی
- ارائه آموزشهای عمومی و کارساز در زمینه مدیریت مزرعه و حاصلخیزی خاک در شرایط وقوع خشکسالی.
- تهیه و اجرای طرحهای آمایش سرزمین.
- کسب اطلاعاتپایه جدید برای برنامهریزی در جلوگیری از تخریب خاک
- مدیریت مصرف، یکی از راهکارهای اساسی برای مقابله با خشکسالی و از بین رفتن حاصلخیزی خاک.
- جایگزینی مدیریت ریسک بجای مدیریت بحران میتواند یک راهبرد هوشمندانه باشد
- فراگیری دورههای مدیریت ریسک و راههای مقابله با تخریب خاک برای مدیران، کارشناسان و کشاورزان یک ضرورت است.
- استفاده از دانش و تجربه جهانی در زمینه بهبود حاصلخیزی خاک.
درک جغرافیای فرهنگی مکانها و آثار (ویرایش دوم) (کتاب الکترونیک)
این کتاب، مقدمهایی مفصل است بر شاید یکی از جالبترین و چالش برانگیزترین گرایشهای علمی جغرافیای انسانی. این کتاب با تمرکز بر «مکان» به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی که فرهنگ و هویت از طریق آن تثبیت میشود، محدوده گسترده نظریات، رویهها و رویکنشانهای مورد استفاده در درون این رشته را نمایش میدهد. کتاب حاضر نه تنها خواننده را با تاریخ غنی و پیچیده جغرافیای فرهنگی آشنا میکند، بلکه شرایط کلیدی را که این رشته بر اساس آن ساخته شدهاست نیز ارائه میکند. کتاب بر اساس چنین دیدگاههایی به جایگاهی به عنوان «ترکیب پویایی از نشانهگذاری و نشانها» میرسد، و در آن ذات پویا و همواره در حال تغییر جهان اطراف ما را پر رنگ میکند.
نسخه دوم برای همراستایی با تحقیقات اخیر و مطالعات به روز مورد بازبینی و به روز رسانی کامل قرار گرفته است. در ضمن یک ساختار جدید هفت بخشی نیز پیدا کرده و دو فصل جدید به آن اضافه شده است: مکان و قابلیت حمل و نقل، و مکان و زبان. این کتاب از طریق پوشش گسترده مسائلی نظیر سن، نژاد، مقیاس، طبیعت، سرمایهداری و بدن دیدگاههای باارزشی در زمینه روابط فرهنگی بین مردم و مکانها ارائه میکند. اندرسون دیدگاههای سازندهایی در مورد این مسائل مهم ارائه نموده و به ما در درک و درگیر شدن با مکانهای مختلفی که زندگی ما را میسازند، یاری میرساند.
«درک جغرافیای فرهنگی» متنی ایدهآل برای دانشجویانی است که از طریق دورههای آموزشی تحصیلی یا تکمیلی با این رشته آشنا میشوند. کتاب نشان میدهد که چگونه ایدههای نظری، اطلاعات تجربی و روشهای متدولوژیک جغرافیای فرهنگی منجر به روشن شدن و معنا پیدا کردن مکانهایی میشوند که در آنها زندگی کرده و رفت و آمد میکنیم. این به روزرسانی به موقع یک متن بسیار موفق است که بنیان گسترده دانش را در خود نهفته دارد؛ کتابی با ارزش برای اساتید و دانشجویان.
جان اندرسون یکی از محققین جغرافیای انسانی در دانشکده برنامهریزی و جغرافیا در دانشگاه کاردیف بریتانیا است. تحقیقات او بر روابط بین هویت، فرهنگ، مکان و به ویژه رویهها، رویکردها، نشانها و سیاستهایی که چنین روابطی ایجاد میکنند، تمرکز دارد.
دیپلماسی فرهنگی و منافع ملی (کتاب الکترونیک)
جمهوری اسلامی ایران، با داشتن فرهنگی کهن و پویا و نیز تمدنی متعالی که تأثیرات عمیق و گستردهای در مناطق پیرامونی خود گذاشته است، امروزه میتواند با بهرهگیری از دیپلماسی فرهنگی به نحوی مطلوب نفوذ فرهنگی خود را در بسیاری از کشورهای جهان بهویژه مناطقی که در آن دارای تاریخ و پیشینهای مشترک با حوزه تمدنی خود را دارد، افزایش دهد. همچنین این کشور میتواند بهمانند بسیاری از کشورهای توسعهیافته جهان با تکیهبر فناوریهای نوین ارتباطجمعی و رسانههای قدرتمند به گسترش فرهنگ خود در میان ملل دیگر اقدام نماید. در صورت چنین اقدامی، به چنان قدرتی میرسد که امروزه معروف به قدرت نرم است. این کشور با استفاده از قدرت نرم خود، ملتهای منطقه خاورمیانه و جهان را به پیروی از فرهنگ و اهدافش متقاعد کرده و در نتیجه به خواست نهایی خود یعنی همراه کردن دولتها باسیاستهای خویش دست مییابد. ازاینرو، جمهوری اسلامی ایران با تکیهبر ظرفیتها و عناصر فرهنگی، از قدرت بالفعل به بالقوه در زمینه دیپلماسی فرهنگی و در نهایت قدرت نرم خواهد رسید. برای اجرای آن، تاکتیکها و راهبردهای فراوانی در این خصوص فراهم است؛ اما آنچه در این کتاب اهمیت دارد، آن است که دیپلماسی فرهنگی چه تأثیری بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ جایگاه دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی آن تا چه حد جدی و مهم است؟ سازوکارهای کنونی دیپلماسی فرهنگی آن تا چه اندازه در خاورمیانه و جهان اثربخش است؟ آیا الگوی مدون و مشخصی وجود دارد؟ و مؤلفههای دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی آن کداماند و چه ارتباطی میان قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی وجود دارد؟
کتاب حاضر سعی کرده است با تجزیهوتحلیل ضمن پاسخ به سؤالات فوق، به اهمیت دیپلماسی فرهنگی در روابط بینالملل جهان باهدف ارزیابی دیپلماسی فرهنگی بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران بپردازد؛ چونکه دیپلماسی فرهنگی نقش بنیادین در حفظ منافع ملی جمهوری اسلامی ایران دارد. میان ارزیابی اقدامات و سازوکارهای فعلی دیپلماسی فرهنگی و خلق فرصتهای جدید در سیاست خارجی آن، ارتباط وجود دارد. در سیاست خارجی آن در خاورمیانه الگو و مدل علمی و پیش رو در حوزه دیپلماسی فرهنگی که بتواند در خور شأن و جایگاهش باشد، دیده نمیشود. برای ارزیابی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نیاز به الگوی مطلوب است.
با توجه به اهمیت دیپلماسی فرهنگی در برنامهریزی استراتژیک و افزایش درک و آگاهی آن در افکار عمومی ملتها و دولتها و عرصه فرهنگ یک ملت به ملتها و نهادها و سازمانهای دیگر کشورها با عنایت به تجارب گذشته و نفرت افکار عمومی از جنگ و خونریزی، دولتها ترجیح میدهند بهجای هزینه بسیار سنگین نظامی برای پیشبرد روزافزون تکنولوژی و فضای مجازی اقدام نمایند. امروزه عامل فرهنگی نسبت به سایر ابعاد اقتصادی، سیاسی، نظامی از قدرت پایدارتر و تأثیرگذارتر برخوردار است. ازاینرو کشورها با بهکارگیری سرمایه فرهنگی، از ظرفیت ملی در جهت رسیدن به اهداف و منافع ملی دلخواه خود میرسند. از طرفی تکثر در ارتباطات و تعاملات بینالملل بیشتر از طریق دیپلماسی صورت میگیرد، بهنوعی هویت انسانها و ملتها دچار تزلزل گردیده است، لذا ضرورت نگاه جدید به دیپلماسی فرهنگی امری اجتنابناپذیر است. از طرفی با ناکارآمدی راهکارهای قدرت محور در حل چالشها و مناقشات جهانی و برقراری امنیت بینالمللی ضرورت استفاده از دیپلماسی فرهنگی در میان دولتها را دوچندان کرده است.
راهکارهای سازگاری با تغییرات اقلیمی در شهرها
شهرها بخشی از مشکلات تغییر آبوهوا هستند. بااینحال شهرها بخش اصلی برنامههای کنترلی بهشمار میروند. این گزارش، تحلیلی بر نقش شهرها و نواحی پایتخت در کشورها در حل مشکل تغییر آبوهوا ارائه میدهد. شهرها بخش عمدهای از انرژی جهان را مصرف میکنند؛ درنتیجه از تولیدکنندههای اصلی گازهای گلخانهای هستند. اراضی ساحلی و زیرساختهای شهری در معرض تأثیرات تغییر آبوهوا؛ ازجمله افزایش سطح آب و طوفانهای عظیم هستند. این گزارش نشان میدهد که چگونه از طریق برنامهریزی و مدیریت هوشمند آبوهوای شهری میتوان به اهداف ملی آبوهوا و حداقل سیاستهای اقتصادی به سیاستهای محیطزیست دستیافت.
شش فصل اول ارتباط بین شهرسازی، مصرف انرژی و میزان CO2 آزادشده را تحلیل میکند. ظرفیت سیاستهای محلی را در کاهش نیاز جهانی به انرژی و ارجحیت بین اهداف اقتصادی و محیطزیستی در مقیاس محلی تخمین میزند و سیاستهای متمم و متقابل مانند ترکیب سیاستهای رشد و ارزیابی و تعداد ابزار؛ ازجمله مدیریت سبز، سیاستهای مالی موجود با استفاده از تأمین مالی جلسات و ابداعات محیطزیستی را علیه تغییر آبوهوا در سطوح محلی تخمین میزند.
یکی از مهمترین پیامهای این کتاب آن است که سیاستهای شهری با استفاده از کاهش نیاز جهانی آبوهوا (مانند مالیات کربن) امکانپذیر است. این گزارش جهت اطلاع عموم از برنامههای تغییر آبوهوا، فعالیتهای مهم کشورهای عضو OECD و ممالک غیرعضو است.
دکتر شفقتی - بهار 1397
مقدمه
تغییر آبوهوا به یکی از مهمترین مسائل قرن حاضر تبدیل شده است. انتشار گازهای گلخانهای جهان تقریباً از سال 1970 دو برابر شده و به حدود معادل 74 گیگا تن دیاکسید کربن در سال 2005 رسیده است. بر اساس پروژههای سازمان توسعهای و همکاری (OECD[1]) ادامه این روند منجر به افزایش 50 درصدی میزان گازهای گلخانهای تا اواسط قرن بوده و دمای جهانی به حدود 4/2 – 7/1 درجه سانتیگراد قبل از دوره صنعتی در سال 2050 افزایش مییابد و در بلندمدت به میزان 4 تا 6 درجه سانتیگراد افزایش دما خواهیم داشت. حتی بدتر از آن سیستم طبیعی جذب کربن در سیاره تا اواسط قرن، بالا رفته و بهاحتمالزیاد تغییر آبوهوا بسیار حادتر خواهد شد. درحالیکه بهطور قابلتوجهی مسائل عدماطمینان در هزینهها وجود دارد و بهطورکلی به دلایل عدممقابله با تغییرات اقلیم توافقهای بسیار مهمی برای اقتصاد جهانی صورت گرفته است. استرن[2] در سال 2007 ادعا نمود که کل هزینههای اقتصادی و رفاه ناشی از سیاستهای اجرایی در حدود 4/14 درصد متوسط سرانه مصرف در جهان است. متوسط سرانه در اثرات بازار و غیربازار حتی نگرانکننده است. افزایش انتشار گازهای گلخانهای بهاحتمالزیاد منجر به تحولات عظیم؛ مانند سیل و خشکسالی، طوفانهای مرگبار، موجهای عظیم و افزایش درگیری بر سر مواد غذایی و آب و منابع میشود. برخورد با تغییرات آبوهوایی به مجموعهی گستردهای از ابزار نیاز دارد. اگر بخواهیم میزان انتشار را به حداقل 30% تا سال 2050 برسانیم؛ بهعبارتدیگر برای جلوگیری از تداخل انسانی و به حداقل رساندن هزینههای مربوطه موافقت شد شماری از ابزارهای سیاست در محل قرار گیرد تا بهعنوان ایجاد انگیزههای مناسب برای اطمینان از کاهش تولید گازهای گلخانهای به کار رود. OECD تأکید میکند که سازوکار مبتنی بر بازار مانند شیوههای تجاری مالیات بر کربن یا هر دو باید عناصر اصلی از ترکیب سیاست برای کمک به ایجاد یک بازار جهانی کربن (OECD2009A) باشد. با این کار نیاز به حذف یارانه انرژی سوخت فسیلی و تخصیص مجدد منابع مالی را بر افزایش سرمایهگذاری در انرژی پاک تکمیل میکند. شهرها نقش مهمی در دستور کار جهانی برای پرداختن به چالش تغییر آبوهوا دارند. امروز حدود نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی میکند؛ تا سال 2050، این نسبت احتمالاً به دوسوم افزایش مییابد. شهرها مسئول بخش عمدهای از تولید ملی، نوآوری و اشتغال هستند و آنها دروازههای کلیدی جریان شهرها، سرمایهی فراملی و زنجیرهی عرضه جهانی هستند، همانطور که موتورهای کلیدی اقتصاد جهانی را تشکیل میدهند؛ بنابراین تعجبآور نیست که شهرها مصرف اکثریت انرژی تولیدی در سراسر جهان را شامل میگردند و سهم تقریباً مساوی از انتشار گازهای گلخانهای در سطح جهان - بین 60 تا 80 درصد- را به عهده دارند. همه پیشبینیها نشان میدهد که این روند به دلیل رشد جمعیت شهری ادامه خواهد داشت. رشد شهرنشینی به افزایش انتشار گاز CO2کمک میکند، همچنین بسیاری از شهرها نیز بهاحتمالزیاد به تغییر آبوهوا کمک مینمایند. تعداد زیادی از شهرها و مناطق تلاش میکنند تا مصرف انرژی و انتشار CO2 را کاهش دهند. در ارتباط دوسویه بین تغییر اقلیم و توسعهی شهری، شهرها و مناطق در برخی از کشورهای OECD مسئولیتهایی اساسی در بخشهای شهری داشتند که میتواند راهبردهای باارزشی را برای سازگاری با تغییر اقلیم فراهم نماید و شامل سیاستهایی میشوند که ترابری و محیط ساختهشدهی شهرها را تحت تأثیر قرار میدهد. بدون تردید شیوهنامهی جهانی در مورد تغییر اقلیم وجود دارد. شهرها با چالش تعیین دامنهی واکنشهای محلی روبهرو هستند که کاهش انتشار گازهای گلخانهای[3]، محافظت در برابر تغییر اقلیم و رشد اقتصادی از نتایج آن خواهند بود. اثربخشی اجرای سیاستهای محلی بستگی به ظرفیت سیاستها در زمینهی کاهش اثرات اقلیمی و اهداف سازگارپذیر دارد، درحالیکه رشد اقتصادی و پایداری محلی را دنبال میکند. بر اساس دادههای آماری پایگاهها، دادههای ما در شهر OECD، مطالعات تجربی OECD و نتایج پرسشنامههای مختلف، گزارشی تهیه شده است که در آن ارتباط بین شهرها و تغییر اقلیم، کارایی راهبردهای محلی در شناسایی موضوع تغییر اقلیم، سرمایهگذاری محلی و فرصتهای رشد اقتصادی و اشتغال در اقتصاد سبز را موردبحث و بررسی قرار میدهد. در بخشی از این گزارش ارتباط بین شهرها و تغییر اقلیم تحلیل شده است. این بخش نشان میدهد که تراکم جمعیت ارتباط آشکاری با مقدار انرژی مصرفی دارد و یکی از عوامل مهم انتشار CO2 است. درحالیکه هیچ شهری نیست که در انتشار گازهای گلخانهای سهیم نباشد؛ روشهای حملونقل مردم در شهر، نوع شیوههایی که برای استفاده از انرژی استفاده میکنند و چگونگی گرم کردن ساختمانها، شهرها را به بزرگترین مصرفکنندهی انرژی و بزرگترین تولیدکنندهی آلودگی تبدیل میکند. میزان انتشار در شهرها میتواند تا حدود زیادی تحت تأثیر شیوهی زندگی مردم، شکل مکانی آن، دسترسی به ترابری عمومی و منابع شهری باشد. به علت ماهیت پیچیده و ثابت زیربناهای شهری، تمامی شهرها بهخصوص آنها که در نواحی ساحلی قرار گرفتهاند، بر روی درجهی حرارت جهانی تأثیر دارند. این پدیده هم در کشورهای توسعهیافته و نیز در کشورهای درحالتوسعه شناخته شده است؛ لیکن سیاستهای سازگارپذیر در سطح محلی توجه کمتری را به خود معطوف داشتهاند. اثرات اقلیمی شهرها در بخش دیگر بحث شده است. تعدیل تغییر اقلیم، نیاز به سرمایهگذاریهای عمومی دارد تا افزایش سیلابها، طوفانها، موجهای گرمایی، خشکسالی و کمبود آب را مشخص کند. این فعالیتها میتواند بیش از گذشته میزان خسارت تغییر اقلیم را افزایش دهد. اختلال در نظامهای زیربنایی ممکن است بهطور آشکاری باعث کندشدن پیشرفت اقتصادی شده و خسارات فزونتری را به اقتصاد محلی و ملی وارد نماید. فواید اجرای سیاستهای شهری در جهت کاهش اثر تغییر اقلیم در ادامه اثبات شده است. ارتباط سنتی بین رشد اقتصادی و موضوعات محیطی در سطح کوچکمقیاس مشاهده شد که اشاره به هزینههای کمتر برای سیاستهای تغییر اقلیم دارد. این مسئله از یک مدل تعادلی عمومی که یک مدل شهری را تولید میکند، به دست میآید. بر اساس سناریو جهانی با هدف کاهش انتشارات کیوتو، هزینههای اقتصادی کلی را میتوان با استفاده از مجموعهای از کارها در سطح محلی در طول زمان کاهش داد. این موضوع سلسله اهداف دیگری مانند آلودگی محلی کمتر و افزایش جذابیت شهری را فراهم میسازد. این بخش همچنین سایر فواید مربوط به کاهش اثرات تغییر اقلیم؛ مانند بهبود شرایط سلامت و کیفیت زندگی، کاهش هزینهها و افزایش کارایی، امنیت انرژی و بهبود زیربناهای اقتصادی را بحث و بررسی مینماید. با کمک ابزار برنامهریزی استراتژیک، سیاست در سطح محلی بر بسته سیاستهای مکمل متمرکزشده و استراتژیهای ارضی و سیاستهای بخشی را با هم مطرح مینماید. ابزارهای سیاست در سطح محلی؛ مانند استفاده از زمین منطقهبندی، منابع طبیعی، حملونقل، ساختمان، زباله و سیاستهای آبی را بررسی میکند. درحالیکه بستههای سیاست باید در خصوصیات مناطق شهری منحصربهفرد مؤثر و الگوهای مصرف انرژی محلی طراحی شده باشد؛ لذا باید شناسایی تأثیر منابع بر روی هر یک از اقدامات عمومی ضروری انجام شود. سؤال اصلی سیاستهای مؤثر متقاطع با مفهوم تراکم شهری بوده و در این بخش ویژگیهای مختلف سیاستهای تراکم و اثر آن در دستیابی به اهداف زیستمحیطی در درازمدت ارزیابی میگردد. اقدامات لازم برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و انطباق با اثرات تغییرات آبوهوا فشار بالایی بر بودجههای شهری داشته و نیاز به منابع اضافی را افزایش میدهد. در بخش دیگر اشکال مختلف فشار رو به بالا بر بودجه شهری که میتواند در پیشبینی پاسخ به مسائل مربوط به تغییرات آبوهوا مؤثر باشد را موردبحث قرار داده است. اگرچه سرمایهگذاری در تغییرات آبوهوا و سیاست پایداری شهری میتواند فواید مشترک؛ مانند افزایش قابلیت دسترسی و جذابیت شهری در تولید بالا، افزایش بار اضافی در سرمایهگذاریهای شهری داشته باشد. در حال حاضر تعدادی از ابزارهای موجود مالی در اختیار شهرها قرار دارد که میتواند بهعنوان ابزاری برای دستیابی به تغییرات آبوهوا و اهداف پایداری شهری در نظر گرفته شود. بازارهای کربن و دسترسی به سرمایههای مالی ممکن بهعنوان منابع مالی جدید امیدوارکننده هستند. در انتها نقش شهرها در کمک به طرح مدل جدید رشد سبز جهانی در زمانی که دولتها بایستی ردپای کربن را کاهش دهند تا از بحرانهای اقتصادی خارج شوند، مطرح میکند. بخش مهمی در سیاست اصلی شهرها و دولتهای منطقهای است که میتواند به اهداف رشد سبز؛ ازجمله توسعه و نگهداری زیرساختهای عمومی سبز، بهبود سازگار با محیطزیست، بهرهوری تولید، تقاضا از طریق ایجاد تنظیمات در مصرف سبز و تسهیل در نوآوری سبز کمک نماید. این توضیحات بهعنوان ابزاری برای ارزیابی اثربخشی این سیاستها در رسیدن به اهداف توسعهیافته و ارائه چارچوب تحلیلی جهت کمک به تحقیقات آینده این موضوع محسوب میگردد.[1] .Organisation for Economic Co-operation and Development.
[2] .Estern. [3] .Green house gas.زمینشناسی پزشکی (کتاب الکترونیک)
بر اساس تعریف، می توان چنین عنوان کرد که زمین شناسی پزشکی دانشی است که ارتباط بین مصالح زمین شناختی، فرآیندهای زمین شناسی و عوامل آن بر سلامتی انسان و حیوان را برقرار می سازد (Centeno 2011).به اعتقادFiona Fordyce زمین شناسی پزشکی مطالعه عوامل زمین شناسی زیست محیطی بر انسان، حیوان، سلامت گیاهان و کشاورزی است.زمین شناسی پزشکی به عنوان دانش بررسی کننده رابطه میان عناصر و کانی ها، مهاجرت، انتقال، تغییر شکل، میزان ترکیبات آلی و معدنی و پیامدهای مثبت و منفی که بر سلامت انسان، جانوران و گیاهان دارد شناخته شده است. دانش مذکور را می توان یک تخصص بین رشته ای دانست که به مطالعه عوامل طبیعی زمین شناختی که با پراکندگی جغرافیایی خاص خود بر سلامت موجودات زنده تأثیرگذار است. (Charlotte et al 2013) زمین شناسی پزشکی را دانشی بین رشته ای می داند که درک بهتر رابطه بین سلامت بشر و محیط زیست می اندیشد.
(Silverman 1997) سلامت زیست محیطی را چنین تعریف می کند که عامل تنزل زیست محیطی بر جمعیت بشری است.به اعتقادFinkelman و همکارانش، زمین شناسی پزشکی به سرعت در حال رشد و توسعه بوده و توانایی مساعدت به جامعه پزشکی را در تمام مناطق دارد.زمین شناسی پزشکی دقیقاً رابطه بین مصالح زمین شناختی از قبیل: سنگ ها، مواد معدنی و سلامت بشری را مورد مطالعه قرار می دهد.دانش مذکور پیشگام موضوع بین علوم زمین و علوم پزشکی است. (Bencko and Vosta, 1999) (Cronin and Sharp 2002) (Centeno et al 2002). تحقيقات زمين شناسي پزشكي در نتيجه كار علمي تيمي است. عضو اصلي اين تيم رشته زمين شناسي است. علم نوپاي زمين شناسي پزشكي كه برپايه اثبات علمي ارتباط بسياري از بيماري ها با زمين بنيانگذاري شده است، به بررسي ارتباط بين عوامل زمين شناسي با سلامت انسانها و جانوران و تأثير عوامل زيست محيطي بر پراكندگي جغرافيايي بيماري هاي مرتبط مي پردازد.
زمین شناسی پزشکی، به عنوان دانش بررسی کننده رابطه بین عناصر و کانی ها، مهاجرت، انتقال، تغییر شکل، میزان ترکیب های معدنی و آلی و تأثیرات مثبت و منفی که بر سلامت انسان، جانوران و گیاهان دارند شناخته شده است. به علاوه این دانش به عنوان یک تخصص بین رشته ای، به بررسی عوامل طبیعی زمین شناسی که با پراکندگی جغرافیایی خاص خود بر سلامتی موجودات تأثیر می گذارد می پردازد.
از نقطه نظر تاریخچه باید اذعان داشت که واژه زمین پزشکی یا زمین شناسی پزشکی برای اولین بار توسط Ziess مورد استفاده قرار گرفت که در آن زمان معادل پزشکی جغرافیایی بود اما امروزه آن را معادل روش های ژئوگرافیکی در اخذ نتایج بهداشتی و پزشکی می پندارند. علت مرگ ناپلئون بناپارت در سال 1821 میلادی ریشه در زمین شناسی پزشکی دارد
نامبرده مدت مديدي در معرض آرسنيك بوده و براثر سرطان معده ،جان خود را از دست داده است؛ طبق نظر متخصصان علوم قضايي فرانسه ، سطح آرسنيك يافت شده در موهاي ناپلئون 38 بار بيشتر از مقا دير طبيعي اين ماده است و يك علامت واضح مسموميت به شمار مي رود.
در سال های اخیر ارتباط میان محیط و سلامتی، مورد مباحثه بسیاری از رسانه ها و مجلات علمی پژوهشی بوده است. واژه هایی همچون فلزات سنگین و مواد آلاینده، موضوع بحث داغ محافل علمی سراسر جهان را تشکیل می دهد. ابتدا در این زمینه اصطلاح جغرافیای پزشکی مطرح شد سپس این اصطلاح به زمین شناسی پزشکی تغییر نام یافت و اکنون با تمام توان و به پشتوانه محققین مختلف در اقصی نقاط جهان در حال توسعه مفاهیم و محتوای علمی خود است.
1-2 تاریخچه
اولین کسی که به وضوح نقش عوامل درونی را بر زمین و ایجاد تغییرات آن مطرح ساخت فیلسوف یونانی Empedocles اهل آگرگنتوم بود که در 450 سال قبل از میلاد مسیح در این زمینه به فعالیت پرداخته است.نکته جالب آن است که این فیلسوف به علت علاقه فراوانی که به زمین شناسی و فرآیندهای آن داشت در هنگام انجام تحقیقات و مشاهده آتشفشان Etna در آن سقوط کرد و جان باخت(Shengur 2005). در یونان باستان، ارسطوی استادگرایی شاگرد افلاطون، با الهام گرفتن از تئوری ها و نظریات استاد خود و بسط آرای وی، کتاب مشهور خود را با عنوانMeteorologica نگاشت(Shengur 2005). این نوشته یکی از اولین آثار مبتنی بر تجربه و مشاهدات علمی در حوزه علوم طبیعی و زمین شناسی در دوران باستان بود که در آن ارسطو نظریاتی راجع به اثرات عوامل طبیعی بر رخداد حوادثی مثل بیماری، تعیین جنسیت جنین و امثال آن را مطرح ساخته است . به علاوه ارسطو برای اولین بار در تاریخ، به معضلاتی که از نظر سلامتی برای کارگران شاغل در معادن سنگ به وجود می آید اشاره کرده است(et al 2003 Bowman).موضوع ارتباط میان زمین شناسی و سلامت موجودات زنده مخصوصاً انسان، از مدت ها پیش شناخته شده بود. فیزیکدان ها، متخصصین علوم طبیعی و فلاسفه عهد باستان در کشورهایی مثل یونان، چین، ایران، مصر و هندوستان و سرخپوستان و مایاها از زمان های بسیار قدیم اهمیت این نکته که پدیده های رخ داده در روی زمین بر سلامتی انسان مؤثر هستند را درک کرده بودند، هر چند که این ارتباط تا قرن نوزدهم میلادی مبتنی بر منطق و علم نبود و تنها خرافات آن را بسط داده بودند.
به هر حال به نظر می رسد که اولین نظریات رسمی در حوزه زمین شناسی پزشکی توسط حکیم یونانی Hippocrates ارائه شده که سیصدسال قبل از میلاد مسیح زندگی کرده است.او نشان داد که عوامل محیطی بر نحوه پراکندگی آسیب های جسمانی مؤثر هستد(Lag 1990)(Foster 2002).تمرکز اصلی حکیم هیپوکراتوس بر آب و هوا و مکان جغرافیایی بود. وی در قسمت هفتم رساله خود چنین می نگارد که : آبی که از خاک بر می خیزد آب هایی حاوی آهن، مس، نقره، طلا، قیر و نیترات هستند که برای هر مصرفی مضر بوده و عامل بیماری های متعددی هستند.
مثال دیگر مربوط به ویتروویاس معمار رومی است که برای اولین بار نشان داد که آب های موجود در نزدیکی معادن و صنایع معدنی دارای اثرات نامطلوبی بر سلامتی انسان و حیوان هستند(Neriago 1985). فیزیکدان یونانی، گالن در دست نوشته های خود خطر فعالیت های معدنی از نقطه نظر وجود اسید و دیگر مواد مضر در آب های زیرزمینی نزدیک معادن فلزی را خاطر نشان کرد(Lindberg 1992).دانشمندان ایرانی نیز همچون ابوعلی سینا، ایوریحان بیرونی، زکریای رازی و جابربن حیان نظریات متعددی در رابطه با سلامتی انسان و مواد معدنی داشته اند.
یکی از مهم ترین تحولات در تاریخ علم زمین شناسی پزشکی، تألیف کتاب بهار خاموش توسط (Carson 1961) بود که در رابطه با سم DDT و انقراض نسل پرندگان مطالب تکان دهنده ای را عنوان کرد (Singh 2005).در سال 1996 میلادی در اجلاس اتحادیه جهانی زمین شناسی IUGS با توجه به اهمیت عوامل زمین شناختی بر سلامت انسان و درک او از این موضوع، کمیته ای برای پژوهش های بین المللی در حوزه زمین شناسی پزشکی در کمیسیون برنامه ریزی برای زمین شناسی زیست محیطی تشکیل شد اما در سال 2000 میلادی یونسکو در قالب پروژه ای یا شماره 454 و با عنوان زمین شناسی پزشکی کار خود را در زمینه حاضر زودتر از IUGS آغاز کرد.به هر حال در تخصص زمین شناسی پزشکی مشاهیر متعددی وجود دارند که از آن ها می توان به پرفسور چاندرا دیسانایاکه استاد دانشگاه پرادنیای سری لانکا اشاره کرد که حدود سی سال در حوزه زمین شناسی پزشکی و زمین شناسی زیست محیطی به انجام تحقیقات وسیع و جامع پرداخته و در گسترش علوم مذکور سهم بسزایی داشته است.علاوه بر وی می توان هاروانت سینگ از دانشگاه ساراواک مالزی و اوله سلینوس از سوئد را نام برد.پرفسور سلینوس بیش از 40 عنوان اثر علمی و پژوهشی در حوزه زمین شناسی پزشکی منتشر کرده است که یکی از مهم ترین آن ها کتاب زمین شناسی پزشکی است که توسط انتشارات معتبر Elsevier در سال 2005 منتشر شذه است.
در ایران، اولین نظریات علمی و عقلی در باب زمین شناسی پزشکی را حکمایی چون ابن سینا، ابوریحان بیرونی و سایرین نگاشته اند. شاید بتوان به جرأت گفت که اولین نظریات علمی در حوزه زمین شناسی پزشکی در دنیا توسط حکمای ایرانی ارائه شده است. ابوعلی حسین بن عبد الله ابن سینا دانشمند مشهور و بزرگ ایرانی در کتاب معروف خود که با نام شفا تألیف شده بود مواد را در دسته های سنگريال ذابیات، کباریات و املاح طبقه بندی نمود.
محمد بن ذکریای رازی، فیلسوف، طبیب و کیمیاگر برجسته ایرانی که در قرون وسطی می زیسته است مواد را به سه نوع معدنی، گیاهی و حیوانی تقسیم بندی کرده است.
به هر حال دانشمندان ایرانی از دوران باستان به مباحث زمین شناسی و کانی شناسی توجه داشته اند و این توجه قابل بررسی و مطالعه بیشتر است.
اکنون نیز با توجه به اهیمیت زمین شناسی پزشکی، سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در سال 1383 واحد پژوهش های زمین شناسی پزشکی را ایجاد کرد که شامل کمیته های، بررسی ژئوشیمی، هیدروژئوشیمی، رادیونوکلوئیدهای طبیعی، ژئوبوتانی و پزشکی می باشد.
امروز به علت آنکه کشور ما یکی از بالاترین نرخ های ابتلا به سرطان مری، معده و ریه را دارد و سایر بیناری ها می توانند از منشأ زمین شناختی به وجود آمده باشند، توجه بیش از پیش به مفاهیم و محتوای علمی زمین شناسی پزشکی در کشور امری غیر قابل انکار به نظر می رسد و باید در این زمینه بیشتر تلاش کرد و استراتژی های مدون تری را برای انجام تحقیقات زمین شناسی پزشکی تدوین کرد.
زمین شناسی پزشکی با این هدف مورد توجه قرار گرفت که بتواند ضمن ایجاد درکی واضح، صحیح و منطقی از تأثیر مواد طبیعی بر حسم انسان، حیوان و گیاه، خطر آن ها را کاهش دهد. در کشورهای درحال توسعه بیشترین تمرکز مطالعات زمین شناسی پزشکی روی استفاده بهینه از زمین انجام می پذیرد که علاوه مطالعاتی نیز روی تأثیرات مخرب زغال سنگ و عناصری چون آرسنیک محلول در آب و نظایر آن انجام شده است.
1-3 حوزه مطالعاتی زمین شناسی پزشکی
آنچه مسلم است آن است که زمین شناسی پزشکی تنها شامل مباحث مربوط به آلودگی نیست و در واقع بررسی کننده و ایجاد کننده ارتباط گسترده میان محیط و سلامتی یا رخداد آسیب ها در انسان، حیوان و گیاهانی است که در آن محیط زندگی می کنند. البته بسط این مسأله نیز حائز اهمیت می باشد. زمین شناسی پزشکی می تواند در دو عنوان اساسی عنصر و محیط تعریف شود. در عنوان اول ارتباط عناصر و رفتار موجودات زنده در مقابل عناصر و ترکیب های شیمیایی مورد بحث قرار می گیرد. در عنوان دوم، واکنشی که موجودات زنده در برابر حوادثی مانند سیل، آتشفشان، زلزله و نظایر آن دارند مورد توجه هستند. حوزه مطالعاتی زمین شناسی پزشکی در پنج بخش مطالعات کتابخانه ای، مطالعات میدانی، بررسی های آزمایشگاهی، تفسیر و نتیجه گیری و مطالعات پیشرفته خلاصه می شود. در مطالعات کتابخانه ای از نقشه های توپوگرافی، نقشه های زمین شناسی، جغرافیا، هیدرولوژی و خاک شناسی، عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ای استفاده می شود لذا در این خصوص از نقشه های زمین شناسی با مقیاس 1:250000، 1:100000 و 1:25000 استفاده می شود. در مراحل بعدی از نقشه های ژئوشیمی آب و خاک و داده های ژئوفیزیک استفاده می شود. به علاوه در صورت امکان می توان از نقشه های زیست محیطی نیز استفاده کرد که غالباً در مقیاس 1:25000 تهیه می شوند.
مطالعات میدانی یا به اصطلاح عملیات صحرایی در حوزه زمین شناسی پزشکی به بخش های، نمونه بردای ژئوشیمیایی، مطالعات هیدرولوژی و هیدروژئولوژی، مطالعات بهداشتی، ژئوبوتانی، میکروبیولوژی و قارچ شناسی، پزشکی، آمار، جامعه شناسی، روانشناسی، مردم شناسی و قوم نگاری، رادیومتری و مطالعه پرتوزایی در محیط، دانپزشکی و سنجش از دور تقسیم می شود.
در برررسی های آزمایشگاهی، مطالعه کانی های سنگین، آنالیز شیمیایی به روش های مختلف تجزیه(به روش های XRF ، XRD وICP) و آرمایشات مربوط به مواد رادیواکتیو از اهمیت ویژه ای برخوردار است ضمناً نمونه برداری از خون، ادرار و در برخی اوقات نمونه بردای موضعی از بدن نیز کارگشا خواهد بود.
در قسمت تفسیر و نتیجه گیری، تهیه نقشه نهایی و تهیه نقشه های ژئوشیمی منطقه مورد مطالعه و به علاوه تهیه نقشه های زمین شناسی پزشکی اهمیت ویژه ای دارد. نقشه های زمین شناسی پزشکی می توانند نشانگر آلودگی ها و نقاط پرخطر باشند. نفشه های زمین شناسی پزشکی نوعی از نقشه های ژئوشیمیایی هستند که در آن علاوه بر توزیع طبیعی مواد و عناصر، می توان تمرکزهای غیرعادی مانند فلزات سنگین و رادیواکتیو ناشی از فعالیت صنایع را نیز یاده کرد. نقشه های زمین شناسی پزشکی، اسناد مهم و معتبری هیتند که در پژوهش های بهداشتی و اپیدمولوژی1 می توان از آن ها بهره برد.
مطالعات پیشرفته در حوره مطالعاتی زمین شناسی پزشکی، اغلب پس از انجام مراحل فوق و در موارد خاصی صورت می پذیرد. اگر مطالعات پیشین نتایج قابل قبولی را ارئه ندهند، در این قسمت مشکلات مهمی بروز خواهد کرد.
به هر حال زمین شناسی پزشکی حوزه ضروری از علم است که برخی از مؤلفین با استفاده از آن ارتباط بین زمین شناسی زیست محیطی و مشکلات سلامت در انسان، حیوان و گیاهان را بررسی می کنند (Gomes and Silva 2007).عناصر شیمیایی، کانی ها و مواد معدنی، خاک ها و آب و هوا اجزای ضروری محیط زمین شناختی هستند.
فصل دوم
عناصر و کانی ها 2-1 مقدمه عناصر مواد خالصی هستند که نمیتوان آن ها را به دو ماده یا مواد بیشتر طوری تفکیک کرد که خاصیت مواد به دست آمده از ماده اصلی متفاوت باشد. بنابراین عنصر مادهای است که به مواد خالص سادهتر از خود تجزیه نمیشود. طبیعت در جهان پیرامون ما از مواد گوناگونی ساخته شده است. این مواد دارای حالتهای فیزیکی مختلف میباشند، سنگها و کوهها جامدند، رودها و دریاها از آب مایع تشکیل شدهاند و هوای اطراف به صورت گاز میباشد. پوسته زمین از ترکیبات مختلفی تشکیل شده است. کانی های مختلفی وجود دارند که با تجزیه آن ها عناصر سازنده آنها به دست میآید و انسان با یافتن شیوههای مختلف عناصر فراوانی را از پوسته زمین استخراج کرده و برای رفع نیازهای خود از آنها استفاده میکند. عناصر مختلف از لحاظ خواص فیزیکی و شیمیایی با یکدیگر متفاوت میباشند، اما در یک خاصیت مهم باهم مشترک هستند و آن عدم تجزیه آن ها به مواد سادهتر میباشد. از 90 عنصری که در طبیعت وجود دارد شش تای آنها N2) و O2 و چهار گاز نجیب Ye ، kr، (Ar به صورت عنصر در اتمسفر یافت میشوند. این شش عنصر را میتوان با تقطیر جز به جز هوای مایع از یکدیگر جدا کرد. چهار عنصر دیگرNa) ، Mg ، Cl2 ، (Br2 را میتوان از آب اقیانوس ها که در آن جا به صورت یون های تک اتمی وجود دارند، استخراج کرد و سپس با واکنشهای الکتروشیمیایی در سلول های الکتریکی به عناصر مربوطه تبدیل کرد. تقریباً تمام عناصر دیگر را میتوان از ذخایر معدنی روی زمین یا زیر زمین بدست آورد. اما اکثر این معادن را نمیتوان به عنوان منابع تهیه عنصر در نظر گرفت زیرا بسیاری ناخالص هستند. مواد معدنی نسبتا کمی وجود دارد که استخراج عناصر از آنها مقرون به صرفه است و اصطلاحاً آنها را کانه مینامند. فلزاتی مانند طلا و پلاتین را که به حالت عنصر وجود دارند، میتوان با روشهای جداسازی فیزیکی ساده بصورت خالص بدست آورد. معمولا طلا را از طریق انحلال در جیوه جدا میکنند. گوگرد تنها جامد غیر فلزی است که بصورت ذخایر عظیم زیرزمینی با خلوص 99% یافت میشود. در سال 1864 جی نیولندز و درسال 1867 دیمتر مندلیف تدوین عناصر را در قالب جدولی شروع کردند. جدول نیولندز تا عنصر کلسیم کارایی داشت و بعد از آن اشکالات عمدهای داشت که در جدول مندلیف این اشکالات تا حدی بر طرف شده بود. مندلیف عناصر را برحسب افزایش وزن اتمی مرتب میکرد. شکل جدید این جدول امروزه برحسب افزایش عدد اتمی عناصر مرتب شده است و هر عنصر با نشانه اتمی که شامل یک یا دو حرف بوده و از اسم عنصر یا اسم لاتین آن عنصر و یا از اتم یکی از ترکیبات آن مشتق شده است، نمایش داده میشود. عناصر با خواص شیمیایی مشابه در زیر یکدیگر در یک گروه قرار میگیرند و هر دوره تناوب با یک فلز قلیایی آغاز و به یک گاز نجیب ختم میشود. به جز گروه یک که با هیدروژن آغاز میشود. جدول تناوبی، وسیله با ارزشی است که از روی آن میتوان خواص عناصر مختلف را پیش بینی کرد. تصویر 2-1 جدول تناوبی عناصر شیمیایی 2-2 فلزات از 106 عنصر شناخته شده تقریبا 81 عنصر را میتوان جزء فلزات طبقه بندی کرد. همه فلزات کم و بیش دارای خوص فیزیکی زیر هستند. رسانایی الکتریکی زیاد، رسانایی گرمایی زیاد، جلاپذیری و قابلیت مفتول شدن و چکش خواری و بارزترین خاصیت فلزات که آنها را از سایر عناصر متمایز میسازد، تمایل به از دست دادن الکترون میباشد. خصلت فلزی در جدول تناوبی از چپ به راست کاهش و از بالا به پایین افزایش مییابد. عناصری که معمولا فلز نامیده میشوند، شامل گروههای زیر هستند : تمام عناصر گروه های (A1 و A2) ، عناصر سنگین در گروه های A3 )Tl و In و Ga) و Al ) A4 ، ( Sn و A5 (Pb و ( Bi ، تمام عناصر واسطه از زیر گروه های B ، تمام آکتنیدها و لانتانیدها. 2-3 غیر فلزات در گوشه راست بالای جدول تناوبی مجموعه 17، عنصری وجود دارد که معمولا غیرفلزات نام دارند. به جز سلنیوم و شکل گرافیت کربن بقیه آنها نارسانای الکتریکی میباشند. بلورهای غیرفلزات به جز چند استثناء از جمله الماس از نظر ظاهری کدر هستند و تمام جامدات غیرفلزی با چکش خوردن یا کشیده شدن ، خرد میشوند. از دیدگاه شیمیایی مهمترین خاصیت غیرفلزات تمایل آنها در بدست آوردن الکترون در واکنشهای شیمیایی است. به جز گازهای نجیب که برعکس سایر غیرفلزات تمایل کمتری به ترکیب با سایر عناصر نشان میدهند و برعکس سایر غیرفلزات که در حالت گازی مولکولهای چند اتمی تشکیل میدهند (مثل N2 و O2 و S8 و غیره) این گازها تک اتمی هستند. 2-4 شبه فلزات عناصری مانند بور ، سیلیسیم ، ژرمانیوم ، آرسنیک ، آنتیموان و تلوریوم که خواص آنها حد واسط فلزات و غیرفلزات میباشد، شبه فلز نامیده میشوند. همه آن ها جلای فلزی دارند ولی هیچیک در واکنشهای شیمیایی یون مثبت تشکیل نمیدهند. شبه فلزات نیم رسانا هستند. اگرچه رسانایی الکتریکی آنتیموان و آرسنیک به فلزات نزدیک است. سیلیسیم و ژرمانیوم در ساخت ترانزیستورها کاربرد دارند. خاصیت بارز شبه فلزات این است که برعکس فلزات ، رسانایی الکتریکی آنها به دما بستگی دارد و با بالا رفتن دما رسانایی الکتریکی آنها بهتر میشود. دو عنصر بسیار سنگین پولونیوم و استاتین که هیچ یک در طبیعت وجود ندارند به طور قراردادی در گروه شبه فلزات طبقهبندی میشوند. در این قسمت به بررسی عناصر، کانی ها و خطرات آن ها از دیدگاه زمین شناسی پزشکی می پردازیم. 2-5 میکا ميکا اصطلاحي عمومي است که به گروهي از کاني هاي آلومينوسيليکات گفته مي شود. اين کاني ها ساختار ورقه اي شکل دارند و از ترکيبات فيزيکي و شيميايي مختلف تشکيل شده اند. كاني هاي خانواده ميكا از سيليكات هاي صفحه اي هستند كه شامل موسكوويت، بيوتيت، فلوگوپيت، لپيدوليت و ناترونيت مي گردند. موسكوويت، مهمترين و فراوانترين كاني صفحه اي به شمار مي رود. موسكوويت ورقه اي در پگماتيت ها و نوع پولكي در گرانيت، پگماتيت ها و شيست ها پيدا مي شود. ليپدوليت در پگماتيت هاي غني از ليتيوم تشكيل مي شود. فلوگوپيت به صورت رگه اي و توده اي در پيروكسنيت ها و اسكارن هاي منيزيم دار گزارش شده است. کاني هاي گروه ميکا که از نظر اقتصادي داراي اهميت هستند به صورت زير طبقه بندي مي گردند:- موسكوويت یا پتاسيم ميکا
- بيوتيت یا منيزيم آهن ميکا
- فلوگوپيت یا منيزيم ميکا
- ليپيدوليت یا ليتيوم ميکا
- ذخاير سولفات سديم زون سولفاته حاشيه شمالغربي پلاياي قم و حاشيه جنوبي آن در شمال مرنجاب
- ذخاير سولفات سديم زون سولفاته حاشيه جنوبي حوض سلطان
- ذخاير سولفات سديم پلاياي كوير سگزي در 40 کيلومتري جنوب شرقي اصفهان
- ذخاير سولفات سديم پهنههاي رسي پائين دست دشتهاي جنوبي البرز كه ميتوان ذخاير شناخته شده، كفههاي رسي حاوي سولفات سديم غرب، جنوب غرب و جنوب شرق ورامين، كفههاي سولفاتدار جنوبغربي ايوانكي (گرمسار)، پلاياي كوچك منطقه چمبورك در دامنه شمالي كوه اراد (در اين منطقه علاوه بر اراضي سولفاتدار يك درياچه نمك نيز وجود دارد)، اراضي سولفاتدار منطقه ده نمك گرمسار، اراضي سولفاتدار جنوب منظريه قم، پهنههاي سولفاتدار منطقه نجمآباد و محمدآباد در غرب كرج و پهنههاي سولفاتدار اراضي زرين آباد در جنوب جاده دامغان ـ شاهرود را نام برد.
- از نظر شيميايي در گستره وسيعي از تغييرات PH بدون تغيير مي ماند.
- داشتن رنگ سفيد كه آن را به صورت ماده رنگي قابل استفاده مي سازد.
- دارا بودن خاصيت پوششي بسيار خوب
- نرمي و غير سايشي بودن آن
- قابليت اندك هدايت جريان الكتريسيته و گرما
- قيمت ارزان
ژئوپلیتیک ناتو (تعامل سیاست، جغرافیا و قدرت در راهبردهای نوین سازمان پیمان آتلانتیک شمالی)
[real3dflipbook id='6']
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی که با هدف اولیه حفظ و تقویت امنیت منطقه ژئوپلیتیکی یوروآتلانتیک در مقابل اتحاد جماهیر شوروی در سال 1949 شکل گرفت، با سقوط پیمان ورشو بهعنوان فلسفهوجودیاش، نهتنها از بین نرفت بلکه با بهروز کردن راهبردها، با اخذ بهموقع تصمیمات سیاسی، سطح جغرافیایی و مقیاس ژئوپلیتکی فعالیتهایش در راستای بازآرایی قدرت خود در قرن بیستم را افزایش داد. بررسی تاریخ روابط بینالملل نشان میدهد خطر کمونیسم در قالب اتحاد جماهیر شوروی و پیمان ورشو اولین نقطه عطف تاریخ ناتو بود که منجر بهظهور پیمان واشنگتن بهعنوان سنگبنای ناتو و پیدایش نسل اول ناتو شد. دومین نقطه عطف، مربوطبه پایان جنگ سرد و تصمیم سران ناتو برای اصلاح مفهومی و ساختاری پیمان برای بقا در نبود فلسفهوجودیاش بود که منجر به تدوین مفهوم نوین راهبردی در پنجاهمین سالگرد تشکیل پیمان در سال 1999 و رونمایی از نسل دوم ناتو شد. اما حادثه تروریستی یازده سپتامبر در سال 2001 مفهوم نوین راهبردی مذکور را بهسرعت ناکارآمد کرد و زمینههای لازم برای ظهور نسل سوم ناتو پدیدار شد و درنهایت این سازمان در سال 2010 سومین مفهوم نوین راهبردی خود پس از جنگ سرد را معرفی و از نسل سوم ناتو رونمایی نمود. نسل سوم ناتو، موسعترین راهبردهای فعالیت را برای اتحادیه یوروآتلانتیک فراهم کرده که سبب تاریخیترین حضورهای فراجغرافیایی ناتو در اقصی نقاط جهان شدهاست.
اینکه روند تحول در تاریخ ناتو از زمان تاسیس تا امروز چگونه رقم خورده و چگونه ناتو مفهوم جغرافیا را در راستای کسب قدرت و در تعامل با سیاست بازتعریف کردهاست موضوع کتاب حاضر است. در این کتاب تلاش شده با استفاده از معتبرترین تالیفات روز جهان با موضوع ناتو، با نگاهی انتقادی به روند پیشرفت و توسعه همهجانبه فعالیتها و اقدامات ناتو پرداخته شود. در این زمینه، مهمترین دغدغه نگارنده پر کردن خلا تالیفات در ارتباط با سازمان ناتو است چراکه علیرغم حضور این سازمان در تمامی مرزهای آبی و خاکی کشورمان و همکاری گسترده با تمامی همسایگان کشور که امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را متاثر مینماید اما آنچنان که شایستهاست در داخل کشور سازمان ناتو مورد شناسایی و توجه قرار نگرفته است. فقر ادبیات مرتبط با شناسایی ناتویِ امروزی و بررسی تغییر و تحولات آن و همچنین، فقدان بررسی این سازمان از منظر ژئوپلیتیک و تبیین ژئوپلیتیکیِ یکی از مهمترین سازمانهای فرامنطقهای، مهمترین ضروریات تالیف این کتاب بهشمار میآیند که نگارنده درصدد رفع آنهاست. بیشک ضرورت دارد بهطور عام مراکز علمی و دانشگاهی و بهطور خاص مراکز امنیتی و نظامی کشور توجه به این سازمان، رویکردهای نوین آن و همچنین تحولات ساختاری و مفهومی آن را بیشازپیش مورد توجه قرار دهند.
کتاب حاضر در راستای اهداف فوق در سه فصل تدوین شدهاست. در فصل اول نویسنده به بررسی تاریخ تحولات ناتو، معرفی نسلهای اول و دوم و همچنین تشریح مبسوط نشستهای سران ناتو از سال 2001 میلادی تاکنون و معرفی مشروح نسل سوم ناتو پرداختهاست. در فصل دوم، نسل سوم سازمان پیمان آتلانتیک شمالی با نگاهی ژئوپلیتیکی تبیین و فرآیندها، کارکردها و اهداف ژئوپلیتیکی آن استخراج و معرفی شدهاست. در فصل سوم نیز به تفصیل به معرفی ساختار مدنی بهعنوان مهمترین تحول نسل سوم ناتو و همچنین شناسایی ساختار نظامی این سازمان پرداخته شدهاست.
اهمیت این کتاب علاوه بر تلاش برای جبران کمبود منابع فارسی درباره معرفی رویکردهای نوین ناتو، نیاز محیطهای دانشگاهی و آموزشی کشور است تا شناسایی یکیاز مهمترین کنشگران بینالمللی با رویکرد ژئوپلیتیکی، برای اساتید، دانشجویان و پژوهشگران، عملیاتی، محسوس و عینی شود. این کتاب میتواند بهعنوان یک منبع آموزشی برای رشتههای جغرافیای سیاسی، علوم سیاسی، روابط بینالملل، علوم نظامی و امنیت بینالملل، مورد توجه دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری قرار بگیرد.
ژئومورفوتوریسم (کتاب الکترونیک)
ژئومورفوتوریسم یکی از اشکال گردشگری مبتنی بر طبیعت است که از دو واژه ژئومورفولوژی و توریسم تشکیل شده و عبارت است از جاذبههای گردشگری مبتنی بر عملکرد سیستمهای شکل زا در سطح زمین که با خلق اشکال جذاب و دارای ارزش زیبا شناختی توانایی خارق العادهای در جذب گردشگر دارد. باید توجه داشت که مکانهای مختلف دارای توانهای بالقوه در زمینههای گوناگون از جمله گردشگری میباشند. اما لازمه بکارگیری این توانها تبدیل توانمندی به بهره مندی با چنین فضایی مناسب میباشد که این هنر خاصی است که در بسیاری از موارد دانش ژئومورفولوگها قادر به آماده سازی و کشف آن است. به عبارت دیگر فهم و ارائه ارتباط بین فرم و فرآیند تاثیر بسزایی در واکنش احساسی و زیبایی شناختی آن دارد که این هنر ژئومورفولوژی در صنعت گردشگری است (رامشت و شاهزیدی، 1390). به عبارت دیگر ژئومورفوتوریسم ازحوزههاي مطالعات علوم زمین و مطالعات گردشگري است، که بر شناخت ژئومورفوسایتها یا چشم اندازهاي ویژه ژئومورفولوژي تاکید دارد. این حوزه با ترکیب نمودن میراثهاي فرهنگی، تاریخی و اکولوژیکی پتانسیلهاي بالایی را در راستاي برنامه ریزي گردشگري پایدار عرضه میکند (فخری و همکاران، 1392).
3-2- ژئومورفولوژی و توریسم
طرح رابطه مسائل جغرافیایی و بویژه مسائل ژئومورفولوژیک با توریسم به سالها قبل باز میگردد زمانی که لئوپولد (Leopold, 1949) به عنوان یکی از پیشگامان ژئومورفولوژی، اخلاق زمینی (Land ethic) را زمینه ساز و لازمه اخلاق خدمات توریسم (Tourism services ethic) مطرح نمود. این رابطه در واقع درک و شناخت درست از محیط، هم به عنوان منبعی برای گردشگری و هم از نظر اثرگذاری گردشگری بر آن را شامل میشود. این رابطه در سالهای اخیر به شکلی دیگر و در قالب بررسی عملکرد ویژگیهای جغرافیایی یک ناحیه در ارتباط با توریسم، مورد اقبال محققین بوده است. به عنوان مثال، طرح مکانهای توریستی ژئومورفولوژیکی[1] از جمله این موارد است. این مکانها یا به قول پرالونگ(Pralong, 2005) سرمایههای ژئومورفولوژیکی[2] به صورت اشکال و فرآیندهای ژئومورفولوژیکی تعریف میشوند که بنابر درک انسان از عوامل تأثیر گذار زمین شناسی، ژئومورفولوژیکی، تاریخی و اجتماعی این مکانها، دارای ارزش زیبایی شناختی، علمی، فرهنگی- تاریخی و یا اجتماعی- اقتصادی هستند.
ژئومورفولوژی و گردشگری دارای اثرات متقابل بر روی همدیگر هستند و هویت ژئومورفولوژیکی یک منطقه میتواند در ایجاد یا تقویت جاذبههای گردشگری آن مؤثر
[1]- Geomorphosites
[2]- Geomorphological assets