نمایش 9 24 36

توسعه روستایی (اصول، سیاستها و برنامه ریزی)

45000 تومان
با وجود اهداف بلند پروازانه تعیین شده توسط کشورهای مختلف در زمینه توسعه روستایی، مخصوصا کشورهای در حال توسعه و تلاش­های آنها در این زمینه هنوز هم اکثر این کشورها درگیر مسئله توسعه نیافتگی در مناطق روستایی هستند و اکثر جوامع توسعه نیافته با این معضل دست و پنجه نرم می­کنند. هر چند کشورهای توسعه یافته از نظر توسعه روستایی وضعیت مناسب­تری دارند؛ ولی برنامه­های توسعه روستایی فقط خاص کشورهای توسعه نیافته نمی­باشد و کشورهای پیشرفته نیز اصلاحات و سیاست­هایی با هدف توسعه نواحی روستایی انجام داده و یا انجام می­دهند. به عنوان مثال در دهه 1990، بازسازی روستایی موضوع مهمی برای مطالعات روستایی در این کشورها بوده است. بیشتر کشورهای توسعه یافته از جمله ایالات متحده، کانادا، ژاپن، کره­جنوبی و برخی از کشورهای اروپایی که بیشتر مسائل و مشکلات نواحی روستایی را درک کرده­اند به بازسازی سریع روستاها پرداختند. بند چهاردهم اعلامیه مقررات توسعه روستایی اروپا (1999) نیز مربوط به حاکمیت توسعه روستایی و تأکید بر اهمیت هماهنگی همه بازیگران محلی و ملی برای اجرای برنامه­ها و سیاست­گذاری روستایی بوده است. در این بند هماهنگی با همکاری چندسطحی شامل بازیگران دولتی و غیردولتی انجام شد که تصمیمات غیرمتمرکز را در بر می­گرفت و رویکردهای پایین به بالا را تشویق نمود. در کشورهای در حال توسعه نیز با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی خود، سیاست­ها و رویکردهایی را برای توسعه روستایی به کار گرفته­اند. در ایران نیز با وجود تدوین و اجرای سیاست­ها و برنامه­های مختلف توسعه­ای مانند برنامه­های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پنج­ساله قبل و بعد انقلاب، هنوز هم توسعه نیافتگی روستاها نسب به نواحی شهری کشور به قوت خود باقی مانده است. از جمله مواردی که در طول سال­های پس از انقلاب مورد غفلت قرار گرفته، توجه نکردن به توانمندی بالقوه موجود در روستاها و عدم بکارگیری ظرفیت­ها در راستای توسعه مناطق روستایی، استفاده نکردن از تجربیات و الگوهای توسعه روستایی جهانی به منظور ایجاد شرایطی نوین در ساماندهی مدرن عوامل تولید در حوزه روستاها و فقدان قوانین جامع حمایتی و برنامه­ریزی مشخص برای توسعه روستایی است. به همین خاطر، توسعه نیافتگی روستاها منجر به افزایش فقر، محرومیت و نابرابری بین مناطق شهری و روستایی شده که این امر به صورت مستقیم و غیرمستقیم اثرات منفی ناخواسته­ای، مانند کاهش جمعیت روستاها (مهاجرت)، تخلیه روستاها، افزایش شهرنشینی و افزایش حاشیه­نشینی در شهرها را در­پی داشته است. با توجه به این مسائل و برای پیشبرد توسعه ملی، توسعه روستایی به عنوان یک اصل برای سیاست­گذاران باید در اولویت قرار گیرد. از سویی دیگر پس از چند دهه تجربه ناموفق در رسیدن به توسعه روستایی، این مسئله روشن است که لازمه رسیدن به توسعه، توجه به روستاها و نواحی روستایی به عنوان نیروی محرکه توسعه کل کشور است. علاوه بر این بررسی نظریات، دیدگاه­ها، عوامل مهم در توسعه روستایی، سیاست­های توسعه روستایی، برنامه­ریزی روستایی، و آشنایی با نقاط قوت و ضعف هر یک از آنها می­تواند نقش مهمی در برنامه­ریزی، انتخاب استراتژی، و انتخاب برنامه­ها و سیاست­های مناسب توسعه روستایی داشته باشد. هدف از تدوین این کتاب بیان ضرورت، اهمیت، معیارها و شاخص­ها، پارادایم­ها، عوامل، سیاست­ها، ابزارها و بازیگران توسعه روستایی و بررسی برنامه­ها و برنامه­ریزی توسعه روستایی در یک مجموعه برای محققان و دانشجویان جغرافیا، توسعه روستایی، برنامه­ریزی روستایی و علوم اجتماعی است و نویسنده تلاش نموده که دانشجویان و محققان مرتبط با کتاب حاضر به برداشتی پیوسته و منسجم از موضوع دست پیدا کنند. در راستای هدف مذکور، مطالب این کتاب در هفت فصل تنظیم شده است. در فصل اول ابتدا تعریف و مفاهیم اولیه توسعه و توسعه روستایی آورده شده، سپس تفاوت­های بین توسعه و رشد اقتصادی، و توسعه و تغییر، ضرورت توسعه روستایی، اهداف توسعه روستایی و عناصر پایه توسعه روستایی بررسی شده است. چنانچه در فصل اول و برای تعاریف و مفاهیم روستا سعی شده که در قالب وجه تمایز شهر و روستا تعاریف مختلف روستا ارائه شود. در فصل دوم کتاب مفاهیم شاخص و اهیمت کاربرد شاخص­ها در برنامه­ریزی توسعه روستایی، ضرورت سنجش توسعه روستایی برای سیاست­گذاران و مدیران توسعه روستایی، اقدامات و شاخص­های سنجش توسعه روستایی و مفاهیم فقر و شاخص­های اندازه­گیری فقر در مناطق روستایی به عنوان یکی از معیارهای مهم سنجش سطح توسعه روستایی آورده شده است. در این فصل سعی شده که شاخص­های اندازه­گیری سطح توسعه روستایی بررسی شود تا خوانند بتواند نسبت به سنجش برنامه­های توسطه روستایی و موفقیت آنها اطلاعاتی کسب نماید. در فصل سوم کتاب دیدگاه­های توسعه و توسعه روستایی و ویژگی­های اصلی نظریه­های توسعه و توسعه روستایی آورده شده است. در این فصل به بررسی سه مکتب کلی وابستگی، نوسازی و جهانی شدن و ارتباط آنها با توسعه روستایی پرداخته شده است. همچنین نظریات رشد اقتصادی فشار بزرگ روزن­اشتاين، نظریه حداقل تلاش لیبن­اشتاین، مدل سرمایه انسانی، مدل توسعه روستایی گاندی، مدل توسعه اقتصادی و  مفاهیم اساسی دوگانگی و نیاز به دستیابی به موفقیت و نقش یک از آنها در توسعه و توسعه روستایی به صورت مروری گذرا و به صورت انتقادی بررسی شده است. در فصل چهارم عوامل موثر و تعیین­کننده توسعه و توسعه روستایی بیان شده است. در این فصل ابتدا نقش هر یک از منابع طبیعی، منابع انسانی، سرمایه، فناوری و عامل ساختاری- نهادی در توسعه روستایی بیان شده است. سپس مشکلات مفهومی و روش شناختی در اندازه­گیری و تعیین رابطه بین توسعه روستایی و عوامل تعیین­کننده آن توصیف شده است. در فصل پنجم مفاهیم و تعاریف سیاست و سیاست­های توسعه روستایی آورده شده است. سپس اهداف، و سلسه مراتب اهداف سیاست­های توسعه روستایی و در قالب رویکردهای قدیم و جدید سیاست­های توسعه روستایی توضیح داده شده است. در آخر، دلایل اصلی نیاز روستاهای ایران به سیاست­های توسعه روستایی و مهم­ترین سیاست­های توسعه روستایی ایران در قالب برنامه­های توسعه و ویژگی­های برجسته آن بررسی شده است. در فصل ششم کتاب، از مفهوم سیستم عملکردی و اجزای مهم آن سخن به میان آمده است. مفاهیم ابزارهای سیاست توسعه و انوع ابزارهای سیاست توسعه روستایی توضیح داده شده است. در ادامه بازیگران توسعه روستایی و انواع بازیگران در فرایند توسعه روستایی در ایران، روش­های تحلیل بازیگران در ساماندهی نظام مدیریت و برنامه­ریزی توسعه روستایی به همراه نقش آنها در فرایند توسعه روستایی ایران بیان شده است. در فصل هفتم کتاب ضمن تعریف اصطلاحات برنامه و برنامه­ریزی، انواع برنامه­ها از نظر سطوح و عملکرد، مدت اجرا و نحوه اجرا، مفاهم برنامه­ریزی روستایی و اهداف برنامه­ریزی روستایی توضیح داده شد. در نهایت مراحل برنامه­ریزی در برنامه­های توسعه روستایی ایران، نظام برنامه­ریزی توسعه روستایی در ایران و آسیب­شناسی نظام برنامه­ریزی توسعه روستایی توضیح داده شد. با عنایت به اینکه نویسنده خود بر این موضوع واقف است که شاید این مجموعه نیز دارای کاستی­هایی باشد و در زمینه مطالب این کتاب ممکن است دیدگاه­هایی متفاوتی وجود داشته باشد؛ بنابراین ضمن پذیرش تمامی کاستی­ها، نویسنده قدردان تمام کسانی است که یادآورد اشکالات خواهند بود و تلاش خواهد شد که کاستی­ها برطرف شود. لازم به ذکر است که علیرغم تدوین و قالب­بندی اولیه در خصوص تدوین و تکمیل مباحث کتاب، شاکله فصول کتاب را مطالعات پژوهشی و گزارش­های مرتبط در سطح جهانی و داخلی و همچنین معلومات و اطلاعات نویسنده تشکیل داده است.

جغرافیای محاسباتی (کتاب الکترونیک)

68000 تومان
مباحث آماری غیر مکانی و مکانی در جغرافیا   مقدمه در این بخش از کتاب با دو دیدگاه به محاسبات آماری توجه می­شود. این بخش از کتاب شامل هفت فصل می­باشد. در فصل یک به تعریف جغرافیا و اهداف آن پرداخته شده و نقش آمار و ریاضی در جغرافیا در این فصل مطرح شده است. در فصل دوم به ماهیت داده در بخش الف با دیدگاه غیر مکانی و در بخش دوم با دیدگاه مکانی پرداخته شده است. در فصل سوم به نمونه­برداری و روش­های رایج آن در بخش الف به دیدگاه غیر مکانی و در بخش ب به دیدگاه مکانی پرداخته شده است. برخی از این روش­ها در هر دو روش مشاهده می­شود. در فصل چهارم به طبقه­بندی داده­ها به روش آماری (غیر مکانی) در بخش الف پرداخته شده است. در قسمت ب به یکی از روش­های طبقه­بندی مکانی، یعنی درونیابی که از مهمترین روش­های زمین آمار (تحلیل فضایی) است پرداخته شده است. در فصل پنجم به توصیف داده­ها به کمک شاخص­های آماری از دیدگاه غیر مکانی و مکانی پرداخته شده است که به ترتیب در بخش الف و ب این فصل قرار گرفته است. در بخش ششم به نمودارهای کاربردی غیرمکانی و مکانی پرداخته شده است. در فصل آخر این بخش، به موضوعاتی مهمی چون همبستگی و رگرسیون پرداخته شده و دیدگاه مکانی آن­ها با عنوان خودهمبستگی و رگرسیون موزون جغرافیایی در این فصل قرار گرفته است. .                

فصل اول

  علم جغرافیا

1-1 مقدمه

علم به معنای آگاهی و دانایی و به معنای عام کلمه تلاش انسان برای رسیدن به دانایی و آگاهی می­باشد. جیمز[1] (1977)، فرآیند "علم" را به عنوان تلاش انسان براي كشف حقيقت و نظم جهان آفرينش تعريف کرده است. به عبارت دیگر، علم مجموعه­ای فراگیر از فعالیت­های علمی، آزمایش­های مختلف و پروژه­هایی است که به انسان کمک می­کنند تا در شگفتی­های جهان پیرامون خود کندوکاو کند. حس کنجکاوی، انسان را بر آن می­دارد تا همواره به دنبال کشف علت پدیده­ها و یافتن رابطۀ موجود میان آن­ها باشد (دلاور، 1387). این تفکر در آغاز در مورد توضیح علل پدیده­های طبیعی بود. برای نمونه پیدایش شب و روز، علت صاعقه، وجود جنگل­ها، تولید مثل در بین موجودات زنده و ... ولی کم­کم وارد مسائلی شد که به طور مستقیم بر زندگی روزمره و بقای او اثر داشت برای نمونه درمان بیماری، مقابله با خشکسالی، کاهش ترافیک، تولید محصولات داخلی و ... از آن جا که موضوع هر كدام از شاخه هاي علم تبیین قسمتي و یا جنبه­ای از جهان آفرينش است. جغرافيا نيز به عنوان يكي از شاخه­هاي علم سعي دارد پراكندگي پديده­ها و ویژگی­ها را بر روي زمین تحلیل كند. در این فصل به اختصار به موضوع علم جغرافیا و اهداف آن اشاره می­شود.

1-2 تعاریفی از جغرافیا

همان طور که گفته شد، موضوع هر كدام از شاخه­هاي علم تبیین قسمتي و یا جنبه­ای از جهان آفرينش است. برای نمونه، علم فيزيك حركت را مطالعه مي­كند. و يا مطالعه ساختار ماده موضوع علم شيمي است. جغرافيا نيز به عنوان يكي از شاخه­هاي علم سعي دارد پراكندگي پديده­ها و ویژگی­ها را بر روي زمین تحلیل كند (هاگت[2]، 2001). آراتستون حدود 2400 سال قبل جغرافيا را علم مطالعه زمين به عنوان محل زندگي انسان تعریف کرده است (شكويي، 1375). کانت فیلسوف آلمانی (1724-1803) با تقسیم علم به سه مقولۀ اصلی، جایگاه علم جغرافیا را محکم نمود. به نظر ایشان حقیقت سه نوع است: زمان، مکان و پدیده. ایشان در سخنرانی­های خود در دانشگاه کوینسبرگ آلمان ضمن تعیین جایگاهی محکم برای جغرافیا آن را به عنوان علم مطالعه مکان یا فضا[3] معرفی نمود. مطالعه مکان یا فضا در ابتدا عمدتاً سیاهه­برداری از ویژگی­های مکان و به عبارت دیگر تهیه فرهنگ مکان­ها بود (الیوت[4]، 2000) این نوع تفکر و نگرش تا زمان هامبولدت (1769-1859) ادامه داشت. اما هامبولدت با مطرح کردن رابطۀ بین پراکندگی­ها از مرحله سیاهه­برداری یک قدم بالاتر رفت و جغرافیای تبیینی را پایه­گذاری نمود. در واقع تحلیل جغرافیایی مکان با هامبولدت آغاز شد. هدف از تحلیل[5] شرح[6] و تبیین[7] یا توجیه یک پدیده می­باشد. هامبولدت معتقد بود که پراکندگی پدیده­ها بر روی مکان در عین نمایش تنوع ظاهری از یک وحدت درونی برخوردار است و جغرافیا سعی دارد این وحدت درونی یا همان نظام فضایی[8] را آشکار نماید. هامبولدت با مطرح نمودن این وحدت درونی و تعیین تحلیل فضایی[9] به عنوان وظیفه جفرافیا علاوه بر تعمیق علم جغرافیا پایه فلسفی محمکی هم برای این علم ایجاد نمود. بعد از آن تعريف­هاي متعددي براي جغرافيا بيان شده است. هارتشورن[10] (1959)، بیان می­دارد که "جغرافیا توصیف و تفسیر دقیق، مرتب، و مستدل از ویژگی متغیر سطح زمین ارایه می­نماید". آبلر[11] و همکارانش (1992) با کلماتی دیگر کانون اصلی جغرافیا را بررسی ویژگی­های طبیعی و انسانی مکان­ها و ناحیه­ها و تعامل­های فضایی بین آن­ها می­داند. هاگت (2001) در مقدمه­ای که منجر به طرح سه نگرش می­شود، اشاره می­کند که اولاً جغرافیدانان سطح زمین را به عنوان محیط انسانی مطالعه می­کنند و ثانیاً در چهارچوب روابط اکولوژیکی جوامع انسانی با محیط طبیعی تأثیرات متقابل آن­ها را بررسی می­کنند. با این مقدمه ایشان سه نگرش فضایی، اکولوژیکی و ناحیه­ای را برای جغرافیا مطرح می­کند. متیو و هربرت[12] (2004) در کتابی تحت عنوان جغرافیای واحد، برای جغرافیا سه مفهوم بنیادی فضا، مکان و محیط را مطرح می­کنند و پس از بحث دربارۀ اهمیت این مفاهیم فضا را به عنوان هسته اصلی جغرافیا تلقی می­کنند و با کمک از نظرات افراد دیگری مانند کنت[13]  (2003) و تریفت[14] (2003) بیان می­دارند که توصیف و تبیین جغرافیایی عمدتاً درباره توزیع فضایی، تغییرات فضایی، سازمان فضایی، و روابط فضایی است. به سخن ساده­تر از نظر آن­ها جغرافیا عبارت است از تحلیل فضایی. چون همه مفاهیم بالا در مفهوم تحلیل فضایی جمع هستند. مقايسه همۀ تعریف­ها نشان مي­دهد كه هركس براساس برداشت خودش و بر اساس نیازهای روز موضوع آن را در جملات و عباراتي خاص بيان نموده است و در مجموع همۀ آن­ها به نوعي تعريف آراتستون را تداعي كرده معتقدند كه جغرافيا زمين را مطالعه مي­كند. برداشت جغرافيا از زمين با برداشت علوم ديگر مثلاً زمين شناسي فرق دارد. زمين مورد مطالعه جغرافيا شامل خود زمين و تمام عوارض و پديده­هاي موجود در آن مانند درختان، جانوران، شهرها، مزارع و… مي­باشد. از نظر جغرافيدانان زمين بدون عارضه­ها مفهوم و معني ندارد. هركدام از عوارض بر روي زمين جايي معين دارد يا اينكه بعضي از قسـمت­هاي زمين مكان فعاليـت پديده­هاي خاصي است كه با قسمت­هاي مجاور فرق دارد. چنين پهنه­هاي ويژه از نظر جغرافيا ناحيه ناميده مي­شود. بنابراين جغرافيا از مفاهيمي چون مكان و ناحيه بحث مي­كند. از طرف ديگر عوارض و پديده­هاي مورد مطالعه جغرافيا در مكان در جهت عمودي نيز گسترش دارند مانند شهرها، درختان و يا پديده­هاي اقليمي و…  . بنابراين مـكان جغرافيايـي يك مكان سه بـعدي است كه اصطلاحاً فضا[15] ناميده مي­شود. عوارض بوسيله موقعيت[16] آن­ها بر روي زمين شناسایی مي­شوند. از این نظر هر عارضه جغرافیایی با سه مختصات عرض و طول و ارتفاع تعریف می­شود. علاوه بر عوارض پراکندگی ویژگی­ها هم برای جغرافیا مهم است. پراکندگی دما یا بارش به اندازه پراکندگی درختان و روستاها مهم است. پراکنش هر عارضه و یا ویژگی بر روی مکان آرایش خاصی را ایجاد می­کند که به آن الگو[17] گویند. مفاهيمي چون فضا، مكان، ناحيه، محیط، و الگوی فضایی[18] از مفاهيم بنيادي جغرافيا هستند. مفهوم مكان در تحليل جغرافيايي اهميت بسزايي دارد و توجه زياد به اين مساله سبب ايجاد نظريه مكان و یا تحلیل مکانی شد (هاگت، 1966). هاگت در این کتاب سعی کرده است تمام ویژگی­های مکان را با استفاده از مدل­های کمی و ریاضی و آماری توصیف و تبیین کند. بر اساس نظريه تئوری مکان، جغرافيدان سعي دارد كه براي تعيين مكان استقرار هر نوع فعاليت انساني جايي را انتخاب نمايد كه همه ناخواسته­ها به كمترين برسند. مکان و یا فضاي جغرافيايي به همراه محتواي آن ارزش دارد. جغرافيا علم فضا است. يعني ويژگي­ها و هندسه فضا را تحليل مي­كند؛ محل ، فاصله و شکل عارضه­ها را اندازه مي­گيرد. بدين جهت بررسي­هاي مهندسي مكان اولين و مهمترين قسمت جغرافيا است. بويژه اندازه­گيري­هاي طول، عرض و ارتفاع و هندسه اقليدسي (هاروی[19]، 1976). البته علم هندسه امروز خيلي فراتر از اين مفاهيم است ولي اين مفاهيم در تحليل فضايي جغرافيا كه از دهۀ 1960 آغاز شده است بسيار اهميت دارد. جغرافيا سعي دارد آرایش عارضه­ها و ویژگی­ها را اعم از طبيعي يا انساني بر روي زمين بررسي نموده و الگوهاي موجود را شناسايي كرده و فرآيند­هاي[20] مسؤل آن­ها را هم تبیین كند. يعني اينكه جغرافيا الگوها و فرآيندهاي فضايي را تحلیل مي­كند. در بيشتر موارد محدوده مطالعه جغرافيا در روي زمين براساس سليقه جغرافيدان و يا عوامل طبیعی اولیه تعيين مي­شود. براي نمونه جغرافيدان مي­تواند كل ايران را به عنوان منطقه مطالعه انتخاب كند يا فقط شهر تهران يا دّره­اي كوچك در دامنه جنوبي البرز را. در هر مقياس مطالعه، جغرافيدان سعي دارد الگوهاي خاص پراكندگي فضايي عوارض و یا ویژگی­های آن­ها را شناسايي كند. مثلاً نقشه پراكندگي بارش ايران به صورت فصلي يا توزيع مكاني آلودگي تهران در يك روز معين هر كدام يك الگو محسوب مي­شوند. بنابراين مي­توان انتظار داشت كه الگوي توزيع آلودگي تهران در روزهاي مختلف سال فرق داشته باشد. مثلاً يك روز شرق تهران آلوده­تر باشد و روز ديگر مركز تهران. مسلماً تفاوت اين الگو­ها بر اثر عوامل يا فرآيندهاي حاكم است. بر اثر وزش بادهاي غربي آلاينده­ها به شرق تهران حركت كرده در آنجا متمركز شده­اند و يا در روز آرام آنتي سيكلوني آلاينده­ها در محل توليد باقي مانده مركز تهران آلوده­تر شده است. پس از روي الگوها مي­توان فرآيندهاي بوجود آورنده مانند باد و يا آنتي سيكلون را شناسايي كرد. الگوي توزيع جمعيت فعلي ايران شهرهاي پرجمعيت و روستاهاي كم جمعيت فراوان دارد. براي اينكه فرآيند مهاجرت در شرايط فعلي از روستاها به شهرهاي كوچك و از آن­ها به شهرهاي بزرگ است. یعنی از روی الگوی فضایی جمعیت می توان به فرآیند موجد آن پی برد. با توجه به بحث­های بالا می­توان جغرافیا را به عنوان علم مطالعه پراکندگی پدیده­ها و ویژگی­ها بر روی زمین تعریف کرد. پس موضوع اصلی جغرافیا مطالعه پراکندگی ها است (علیجانی، 1390).

1-3 اهداف جغرافیا

هدف جغرافيا به عنوان شاخه­اي از علوم جدا از ساير شاخه­هاي علم نيست. هدف علم به معني عام كلمه شناخت حقیقت آفرینش است. انسان با شناخت حقیقت­های آفرینش اولاً حس کنجکاوی خود را ارضا می­کند و ثانیاً زمینه­های زندگی درست و منطقی خود را از طریق مطابقت و هماهنگی با طبیعت فراهم می­کند. البته شناخت ناصحیح علم تلقی نمی­شود. داشتن آگاهی درست از آفرینش برای انسان یک مزیت بزرگی می­باشد و جمله معروف "بالاترین فضیلت همانا معرفت است" را تداعی می­کند. شناخت مراحل متعددی دارد. برای نمونه زمانی که دمای روزانه شهر تهران را برای چند روز متوالی مطالعه می­کنیم به وضعیت دمای شهر تهران آگاه می­شویم. اما این شناخت هیچ کمکی به ما نمی­کند. در ذهن ما آگاهی تازه­ای که بتوان براساس آن اقدامی کرد ایجاد نشده است. این نوع آگاهی شنیدن جزئیات می­باشد و خردی ایجاد نمی­کند. شناخت درست و جامع زمانی است که ما بر اساس این مشاهدات جزئی چند ساله به یک مفهوم جامع و ساده­ای از دمای شهر تهران برسیم. اگر ما بتوانیم بگوییم که هوای تهران در تابستانها گرم و در زمستان ها سرد است، به یک شناخت عملی و قابل فهم رسیده­ایم. چنین جمله­ای بیان یک ویژگی نسبتاً دایمی است که می­توان به نظم موجود تعبیر کرد. به عبارت دیگر شناخت عبارت از شناسایی نظام و قانونمندی موجود در یک مکان و یا سیستم است. شرح جزئیات نمی­تواند شناخت جامع باشد بلکه تعمیم آن­ها به صورت گزارهای ساده و جامع شناخت کامل را فراهم می­کند. چنین گزاره­های ساده و جامع معمولاً تحت عنوان نظریه و یا قانون بیان می­شوند. بنابراین هدف جغرافیا شناخت پراکندگی­ها و بیان ساختار آن­ها با زبانی بسیار ساده و جامع. یعنی شناخت نظام و هماهنگی­های موجود در پراکندگی­ها. البته این شناخت کامل نیست. شناخت کامل علاوه بیان نظام ساختاری پراکندگی­ها تبیین این ساختار نظام­وار را هم شامل می­شود. یعنی اینکه جغرافیا علاوه بر شناخت نظام موجود در پراکندگی یک پدیده دلایل و علل ایجاد این الگوی پراکندگی را هم شناسایی می­کند. به عبارت دیگر هدف جغرافیا تحلیل پراکندگی­ها است. اول ساختار پراکندگی را با استفاده از نظام و هماهگی موجود شرح می­دهد و الگوهای پراکندگی را شناسایی می­کند و سپس با شناسایی دلایل و عوامل مؤثر بر این پراکندگی آن را تبیین می­کند. پس هدف جغرافیا به دو مؤلفه تقسیم می­شود که شامل شناسایی نظم فضایی پراکندگی­ها شناسایی عوامل و یا فرآیند­های موجد و مولد این پراکندگی­ها است. به عبارت دیگر هدف جغرافیا پاسخ دو سوال چگونه و چرا می­باشد. تلاش برای کشف نظام و هماهنگی موجود در پراکندگی یک پدیده بیانـگر این است که پراکندگی­های جغرافیایی تصادفی نیستند و دلیلی یا عاملی سبب ایجاد آن­ها شده است. شناسایی عوامل ایجاد کننده یک پراکندگی تبیین و یا استدلال نامیده می­شود. تبیین جغرافیایی بر اساس روابط فضایی یا تحلیل فضایی انجام می­گیرد. این گزاره یکی از اصول بنیادی جغرافیا است. برای تبیین پراکندگی باران در ایران از پراکندگی­های دیگری مانند پراکندگی بادهای مرطوب و یا پراکندگی ارتفاع استفاده می­شود. مجموع دو فرآیند تشریح[21] و تبیین[22] پراکندگی­ها تحلیل[23] نامیده می­شود. چون این تحلیل بر روی مکان یا فضا انجام می­شود می­توان گفت که هدف جغرافیا تحلیل فضایی[24] پراکندگی­ها است. کشف این نظام و قانونمندی موجود در چگونگی و چرایی پراکندگی­ها کشف همان وحدت درونی است که وان هامبولدت در اولين سخنراني خود در انجمن جغرافيدانان آلمان مطرح كرد (جیمز[25]، 1977). به نظر هامبولدت جهان در عين تنوع ظاهري از وحدت دروني برخوردار است و جغرافيا دنبال كشف اين وحدت دروني است. براي مثال در نگاه اول وضعيت رفت و آمد وسايل نقليه در شهر تهران بسيار بي­نظم و شلوغ به نظر مي­رسد. در صورتي كه از نظر جغرافيدان اين الگوهاي ترافيك تهران از يك نظم كافي برخوردار است كه در صورت كشف آن مشكل ترافيك را هم مي­توان حل كرد. نظم مکانی مورد نظر جغرافیا عبارت است از شناسایی نقاط کمینه و بیشینه، شناسایی شیب موجود بین این نقاط بیشینه و کمینه و در مجموع شناسایی وضعیت تغییر بر روی مکان و در نهایت شناسایی نواحی متمایز. عامل و یا فرآیند مؤثر در الگوی پراکندگی موجود از طریق روابط فضایی و به معنی اخص هماهنگی­های فضایی تعیین می­شود (علیجانی، 1390).

1-4 روش کار جغرافیا

همه علوم به دنبال کشف حقیقت و رابطه بین پدیده­ها هستند. جغرافیا نیز به عنوان شاخه­ای از علم همین هدف را دنبال می­کند. همه علوم برای رسیدن به حقیقت و پیدا کردن پاسخ برای سؤالات خود از روش علمی استفاده می­کنند. این روش مشتمل بر سه رکن اصلی جمع­آوری داده، پردازش داده و تصمیم­گیری است. برای انجام یک تحقیق علاوه بر این سه رکن، مراحل مقدماتی مانند بیان مسئله، تعریف فرضیه و ... نیاز است. پس لازمست همه این مراحل برای انجام یک کار تحقیقی انجام شود. همه این مراحل روش علمی را تشکیل می­دهند. به سخن کوتاه، جغرافيدانان داده­هاي مورد نياز را از طريق مشاهده جمع­آوري مي­كنند، آن­ها را پردازش می­کنند، و بر اساس نتیجۀ پردازش به آگاهی تازه می­رسند.

1-4-1 جمع­آوری داده­ها

مشاهده یک روش جمع­آوری داده­ها در آمار فضایی است. عکس­های هوایی، سالنامه­های آماری، تصاویر ماهواره­ای، کتب مرجع و ... مشاهده تلقی می­شود. پژوهشگر در مشاهده به دنبال این هدف است که اولاً بتواند گزارش دقیق موقعیت مکانی (طول، عرض، ارتفاع) تهیه کند و ثانیاً ویژگی­های عوارض (مانند بارش، دما، تعداد بیماری­ها و ...) را ثبت کند (فیشر[26] و همکاران، 2016). در بیشتر موارد جمعیت یا منطقه مورد مطالعه بسیار بزرگ است و مشاهده همه جمعیت نیاز به نیرو، زمان و سرمایه زیاد دارد. در این موارد واحدهای مشاهده از طریق نمونه­برداری تعیین می­شود و اندازه­گیری یا شمارش آن در واحدهای انتخاب شده انجام می­گیرد. به قسمی که می­توان از نمونه، استنباط­هایی درباره کل جامعه به دست آورد (عمیدی، 1384).

1-4-2 پردازش داده­ها

مشخص کردن مکان یک پدیده و یا ویژگی­ها بر اساس مؤلفه­های طول، عرض و ارتفاع، اصطلاحاً زمین مرجع کرده نامیده می­شود. گام اول در پردازش داده­های آمار فضایی اینست که بتوان داده­ها را بر روی مکان نمایش دارد. گام دوم تحلیل داده­ها است. منظور از تحلیل شرح وضعیت پراکندگی (چگونگی) و استدلال یا تبین الگوی پراکندگی (چرایی) موجود است. تبین پراکندگی­ها به این معنی است که چه عواملی یا دلایلی سبب شده­اند که الگوی بخصوص پراکندگی به وجود آمده­اند. برای نمونه: چگونگی: موقعيت قرارگيري روستاها در مناطق کويري در امتداد قنات­ها مي­باشد. چرایی: چرا روستاهاي مناطق کويري در امتداد قنات­ها سوگيري دارند؟

1-4-3 تصمیم­گیری یا رسیدن به نتایج تازه

این مرحله آخرین مرحله روش علمی است. نتایج حاصل از پردازش زمانی که به طریقی منطقی معنی­داری آن­ها تأیید شود به عنوان نتایج جدید محسوب می­شوند. بنابراین با استدلال علمی می­توان مرزهای دانش را گسترش و جایگاه یافته جدید در دانش را مشخص کرد. آزمون­های آماری یکی از متداول­ترین روش استدلال آماری است. روش مقایسه یافته­های خود با یافته­ها و نظریات دیگران روش دیگری برای استدلال است. با این مقایسه به پایه­های علمی و ارتباط منطقی یافته خود، می­توان پی برد (جوی­زاده، 1396).

1-5 نقش آمار و ریاضی در جغرافیا

پس از جنگ جهانی دوم جغرافیا به عنوان یک رشته صرفاً توصیفی و ناتوان از تبیین و توجیه منطقی و علمی الگوهای پراکندگی­ها تلقی می­شد. اکثر دانشمندان هنوز نمی­توانستند جایگاه مشخصی برای جغرافیا در جامعه علمی تعریف کنند. و عمدتاً آن را به صورت یک رشته آموزشی می­دانستند تا یک زمینه پژوهشی برای حل مسایل جامعه. نگرش غالب جغرافیا یعنی نگرش ناحیه­ای فقط به شرح نواحی می­پرداخت و هر ناحیه به عنوان یک واحد متمایز شناسایی می­شد. بدین ترتیب راه برای تعمیم و قانون­سازی بسته شده بود. بطوری که فریمن[27] (1961) مطالعات ناحیه­ای را در سطح پایین ارزیابی کرده و ادامه آن را به ضرر دانش جغرافیا تلقی کرد. شیفر[28] (1953) هم با حمله به جغرافیای ناحیه­ای گفت که با ادامه این نگرش جغرافیا نمی­تواند به کشف قوانین و نظام پراکندگی­ها برسد و از مطالعات علمی جهان دانش عقب می­ماند. از طرف دیگر به جهت اینکه جغرافیا در اکثر دانشگاه­ها با گروه زمین شناسی یک گروه دانشگاهی را تشکیل می­داد، همیشه جغرافیدانان به عنوان زمین شناسان درجه دوم تلقی می­ شدند. تمام این مسایل باعث شد که جغرافیدانان به فکر تحدید و تبیین توانایی علم جغرافیا بیافتند. در اولین مرحله از گروه­های زمین­شناسی جدا شدند. در این زمان در جامعه بعد از جنگ به تکنیک اهمیت بیشتری داده می­شد و اکثر رشته های علمی سعی می­کردند به سوی یک رشته قانون­مدار و قانون آفرین بروند. جغرافیا نیز از این تغییر مسیر مستثنی نبود. در نتیجه نگرش یا رویکرد توصیفی جغرافیای ناحیه­ای در آمریکا بتدریج به سوی جغرافیای علمی­تر و قانون ساز­تر هدایت شد که نتیجه آن روی آوردن به روش­های کمی و تکنیک شد که نهایتاً به انقلاب کمی معروف گردید. توسعه انقلاب کمی در آمریکا توسط جغرافیدانان معروفی در چهار دانشگاه عملی شد. شیفر در دانشگاه آیوا، رابینسون و برایسون در دانشگاه ویسکانسین، گاریسون و اولمن و بانگه و دیگران در دانشگاه واشنگتن در سیاتل، و استوارت در دانشگاه پرینستون افرادی بودند که با کاربرد روش های ریاضی و آمار راه را برای جغرافیا به عنوان علم تحلیل فضایی هموار کردند. اکرمن[29] (1958) در یک بیان خیلی جدی اصرار داشت که جغرافیا همانند علوم دیگر باید قوانین و تعمیم­های دقیق ارایه نماید. چنین کاری عملی نیست مگر با استفاده از ریاضیات و آمار. با توجه به اینکه کار جغرافیا خلاصه و ساده­سازی داده­های زمین به منظور کشف قوانین و نظم نهفته در آن­ها می­باشد، عمدتاً از روش­های آماری و مدل­های ریاضی استفاده می­کند. برای پیدا کردن رابطه فضایی بین دو پراکندگی از ضریب همبستگی فضایی استفاده می­کند. برای پیش­بینی آینده توسعه شهر باید از ساده­ترین مدل رگرسیون استفاده شود. همانطور که در پیش گفته شد، جغرافیا برای مطالعه جمعیت در اکثر موارد از نمونه استفاده می­کند. در چنین مواردی برای برآورد پارامتر­های جمعیت از روی آماره­های نمونه باید از روش­های آماری استفاده شود. خلاصه­سازی داده­ها، تنظیم داده­ها، اثبات نظریه، برآورد جمعیت از روی نمونه، تعیین اندازه مناسب نمونه، مطالعه رابطه فضایی بین پراکندگی­ها و پیش­بینی آینده، انجام ناحیه­بندی جغرافیایی و صد­ها کار دیگر جغرافیایی همه به روش­های آماری و ریاضی نیاز دارند. بدون آشنایی و کاربرد روش­های آماری و ریاضی نمی­توان در جغرافیا کار علمی انجام داد مگر اینکه فقط بخواهیم با کلمات بازی کنیم. برای استفاده از کامپیوتر و ایجاد ارتباط با آن باید زبان ریاضی بدانیم. برای اینکه یافته­های ما را حتی جغرافیدانان دیگر و یا دانشمندان رشته­های دیگر بفهمند باید به زبان ریاضی بنویسیم. در استفاده از روش­های آماری و ریاضیات باید به دو نکته زیر توجه کرد: 1- استفاده از روش­های آماری و ریاضیات فقط در ساده­کردن داده­ها و بیان یافته­های ما به صورتی ساده و تفهیم آن­ها برای دانشمندان رشته­های دیگر کمک می­کند و هیچ دخالتی در تصمیم­گیری علمی ما ندارند. در مرحله تصمیم­گیری معلومات جغرافیدان است که نقش اصلی و عمده دارد. برای نمونه اگر با استفاده از روش آماری در طبقه­بندی اقلیمی ایران شهر گنبد کاوس با خرم آباد یکی شد باید محقق باسواد و آشنا به منطقه بداند که این کار منطقی و طبیعی نیست و حتماً اشکالی وجود دارد. یعنی اینکه فرد قاضی و متخصص در استفاده از روش­های آماری و سنجش دقت نتایج آن­ها توان علمی خود جغرافیدان است. 2- در اکثر موارد برای تشخیص رابطه بین دو پراکندگی از روش آماری مانند ضریب همبستگی استفاده می­شود. برای نمونه اگر ضریب همبستگی بین پراکندگی باران و ارتفاع   باشد و در سطح بحرانی  هم معنی دار باشد، از نظر آماری می­توانیم بگوییم که در منطقه مورد مطالعه بین بارندگی و ارتفاع رابطه مثبت وجود دارد. اما هنوز استدلال علمی مانده است. سوالی که از جغرافیدان پرسیده می­شود اینست که چرا بین بارندگی و ارتفاع رابطه دارد. باید ایشان با استفاده از معلومات خود به این سوال جواب دهد. و به طریق علمی این یافته آماری را اثبات و تحلیل کند. در بیشتر موارد محققین اثبات آماری را پایان کار می­دانند. در صورتی که همانطور که بیان شد روش­های آماری کار را ساده­تر و آماده می­کنند. با روش آماری فهمیدیم که بین این دو رابطه وجود دارد یافته­ای که ما به صورت دستی نمی­توانستیم بدست بیاوریم. حالا که فهمیدیم رابطه وجود دارد و از نظر آماری هم معنی دار است باید از نظر علمی اثبات کنیم تا به عنوان یک یافته علمی پذیرفته شود (علیجانی، 1390).

1-6 جغرافیا در آمار کلاسیک و آمار فضایی

در آمار کلاسیک (غیر مکانی) فرض بر این است که مشاهدات جغرافیایی در شرایط یکسان و به صورت مستقل از هم جمع­آوری شده­اند. به عبارتی هر آزمایش از آزمایش­های قبلی و بعدی مستقل است. استقلال يک فرض راحت و مناسب است و بسياري از تئوري­هاي آماري - رياضي را قابل فهم مي­کند (بهبودیان، 1384). فرض استقلال کمک زیادی به تسهیل مبانی نظری می­کند؛ اما در عمل ممکن است این فرض ما را از واقعیت دور کرده و موجب از بین رفتن اطلاعات زیادی شود. با اين وجود مدل­هايی که وابستگی آماری را شامل می­شوند، اغلب واقعی­تر هستند. آمار فضایی شاخه­ای از آمار است که درباره پدیده­های وابسته به مکان بحث می­کند. در آمار فضایی معمولاً انتظار می­رود بین پدیده­های مجاور رابطه نسبتاً قابل توجهی وجود داشته باشد (مارتينز[30] و همکاران، 2016). این شاخه از آمار می­کوشد تا بین مقادیر مختلف یک متغیر، فاصله و جهت­گیري آن­ها ارتباط برقرار کند. این ارتباط فضایی، ساختار فضایی[31] نام دارد. موقعیت مکانی، تأثیرپذیری مکانی و به کارگیری نقشه از موضوعات مهم در آمار فضایی محسوب می­شود. در فصل-های بعدی این بخش کتاب، مباحث مهم مطرح شده جغرافیا از دید کلاسیک (غیر مکانی) و فضایی (مکانی) مورد بررسی قرار گرفته­اند. مقایسه بین آمار کلاسیک و آمار فضایی در جدول 1-2 نشان داده شده است.     در حقیقت فکر جغرافیایی، توانایی شناخت علل این نظم و وابستگی چهره­های طبیعی و انسانی به یکدیگر و دریافت نتایج حاصل از آن است.                 جدول 1-2: مقايسه کلي آمار کلاسيک و آمار فضايي
آمار کلاسیک آمار فضایی
- متداول دانستن موقعیت مکانی داده­ها ضروری نیست؛ - فرض بر این است که مشاهدات مستقل از یکدیگرند؛ - برای عارضه مورد بررسی یک برآورد نقطه­ای نشان می­دهد.       - موقعیت مکانی (مختصات جغرافیایی) داده­ها اهمیت دارد؛ - با توجه به وضعیت قرار گرفتن عارضه­ در فضا، داده­ها دارای وابستگی هستند (وابستگی داده­ها تابعی از فاصله قرارگیری آن­ها از یکدیگر است). - سطح مورد مطالعه شبکه­بندی شده و سلول به سلول عارضه موردنظر مورد بررسی قرار می­گیرد و برای هر سلول یک برآورد جداگانه محاسبه می­شود. - سعی می­شود بین مقادیر مختلف یک متغیر، از نظر فاصله و جهت قرار گرفتن آن­ها نسبت به هم، ارتباط برقرار شود. - بررسی ویژگی عارضه مورد نظر و موقعیت آن بر روی نقشه و پیدا کردن دید چشمی بهتر و انجام تصمیمات با دقت علمی بیشتر، از ویژگی­های آمار فضایی محسوب می­شود.
  خلاصه فصل اول - علم مجموعه­ای فراگیر از فعالیت­های علمی، آزمایش­های مختلف و پروژه­هایی است که به انسان کمک می­کنند تا در شگفتی­های جهان پیرامون خود کندوکاو کند. - کانت فیلسوف آلمانی (1724-1803 ) با تقسیم علم به سه مقوله اصلی، جایگاه علم جغرافیا را محکم نمود. به نظر ایشان حقیقت سه نوع است: زمان، مکان و پدیده. - آراتستون حدود 2400 سال قبل جغرافيا را علم مطالعه زمين به عنوان محل زندگي انسان تعریف کرده است. - هارتشورن (1959)، بیان می­دارد که "جغرافیا توصیف و تفسیر دقیق، مرتب، و مستدل از ویژگی متغیر سطح زمین ارایه می­نماید". - آبلر و همکارانش (1992) با کلماتی دیگر کانون اصلی جغرافیا را بررسی ویژگی­های طبیعی و انسانی مکان­ها و ناحیه­ها و تعامل­های فضایی بین آن­ها می­داند. - موضوع اصلی جغرافیا مطالعه پراکندگی ها است. - پراکنش هر عارضه و یا ویژگی بر روی مکان آرایش خاصی را ایجاد می­کند که به آن الگو گویند. - جغرافيا سعي دارد آرایش عارضه­ها و ویژگی­ها را اعم از طبيعي يا انساني بر روي زمين بررسي نموده و الگوهاي موجود را شناسايي كرده و فرآیند­هاي مسؤل آن­ها را هم تبیین كند. يعني اينكه جغرافيا الگوها و فرآيندهاي فضايي را تحلیل مي­كند. - هدف جغرافیا به دو مؤلفه تقسیم می­شود که شامل شناسایی نظم فضایی پراکندگی­ها شناسایی عوامل و یا فرآیند­های موجد و مولد این پراکندگی­ها است. - هدف جغرافیا پاسخ دو سوال چگونه و چرا می­باشد. [1] James [2] Hagget [3] space [4] Elliot [5] Analysis [6] Description [7] Explanation [8] Spatial Organization [9] Spatial Analysis [10] Hartshorne [11] Abler [12] Mathews and Herbert [13] Kent [14] Thrift [15] Space [16] Location [17] pattern [18] spatial pattern [19] Harvey [20] processes [21] Description [22] Explanation [23] Analysis [24] Spatial Analysis [25] James [26] Fisher [27] Freeman [28] Schaefer [29] Ackerman [30] Martinez [31] Spatial Structure

جغرافیای نوآوری (کتاب الکترونیک)

50000 تومان

 جغرافیای نوآوری

نویسندگان                                  تان ییگیتکانلار | تومی اینکینن مترجمین                                    ایرج تیموری | سعید جوی زاده انتشارات                                                                                 آکادمیک چاپخانه و صحافی                                                       دانشگاه خوارزمی شابک                                                               3-97-5697-622-978 نوبت چاپ                                                                              اول/ 1401 شمارگان                                                                                500 نسخه قیمت                                                                             130.000 تومان

خشکسالی و حاصلخیزی خاک

قیمت اصلی 37000 تومان بود.قیمت فعلی 31000 تومان است.
در بسیاری از نقاط جهان، رویکردی که به خشکسالی وجود دارد، عموماً انفعالی است و تمایل دارد که بر مدیریت بحران تمرکز نماید. در مقیاس محلی، ملی و منطقهای، پاسخها غالباً بیموقع، با هماهنگی ضعیف و فاقد یکپارچگیهای لازم میباشند. در نتیجه، تأثیرات اقتصادی، اجتماعی و محیطی خشکسالی در بسیاری از مناطق جهان به‌طور معنیداری افزایش‌یافته است. به‌سادگی میتوان گفت که ما نمیتوانیم در یک حالت تدریجی این مسیر را ادامه دهیم، که بیشتر توسط بحران هدایت میشود و نه پیشگیری. اکنون با داشتن دانش و تجربه کافی می­توانیم پیامدهای خشکسالی را تا حدودی پیشگیری و کاهش دهیم. آنچه اکنون نیاز داریم، یک چارچوب سیاستی و اقدامات اجرایی میدانی برای کلیهی کشورهایی است که از خشکسالی رنج میبرند. بدون سیاستهای خشکسالی ملی هماهنگ، ملتها همچنان به شیوهی منفعلانهای به خشکسالی پاسخ خواهند داد. آنچه ما نیاز داریم، پایش و سیستمهای هشدار زودهنگام برای انتقال اطلاعات بهموقع به تصمیمگیرندگان است. باید دستورالعملهای کارآمد ارزیابی تأثیر، سنجشهای مدیریت ریسک پیشگستر، و برنامههای آمادگی برای افزایش توانایی مقابله با کاهش تأثیر خشکسالی در اختیار داشته باشیم». در سال 2013، دبیر کل سازمان ملل متحد، بانکیمون اظهار داشت: «از مهم­ترین و ناگوارترین پیامدهای خشکسالی می­توان به مسائل عدم امنیت آب و غذا رخداد قحطی­های پی‌درپی مشاجره بر سر مسائل آب و زمین مسائل آب‌وخاک و درمجموع مشکلات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی طبیعی و اکوسیستم­ها اشاره کرد. مبارزه با خشکسالی کار آسانی نیست، ولی تا حدودی می­توان پیامدهای آن را پیش­بینی و چاره­سازی نمود. ازآنجایی‌که خشکسالی گستره جهانی دارد، نیازمند پاسخ و عکس‌العملی جمعی است. جمعیت کنونی مردم جهان 7 میلیارد نفر است و پیشبینی میشود تا پایان سال 2050 به 9 تا 10میلیارد نفر برسد؛ براثر این رشد سریع جمعیت و به دلیل وجود تنشهای غیر زیستی مختلف ازجمله خشکسالی، شوری، دما و غیره تولید غذا کاهش مییابد. رخداد خشکسالی با یکی از مهمترین تنشهای غیر زیستی در یک سوم اراضی دنیا اتفاق می­افتد. با افزایش و تداوم پدیده گرم شدن کره زمین، خشکسالی حادتر خواهد شد. طبق گزارش سازمان ملل در سالهای آینده در هر دهه، میانگین دمای جهان به‌اندازه 2/0 درجه سلسیوس افزایش خواهد یافت که این تغییرات در دمای جهانی میتواند توزیع جغرافیایی و فصل رشد گیاهان زراعی را تغییر دهد. پیشبینی میشود تا سال 2050 خشکسالی به همراه شوری در بیش از 50 درصد خاکهای زراعی دنیا عامل اصلی محدودکننده تولیدات کشاورزی باشد. طبق آمار مرکز فناوری اطلاعات وزارت جهاد کشاورزی در سال زراعی 91-90، از کل اراضی کشاورزی ایران، 6/7 میلیون هکتار بهصورت آبی و ۶ میلیون هکتار بهصورت دیم کشت‌شده است که از غالب بودن خشکسالی در بخش بزرگی از اراضی زراعی ایران حکایت دارد. حیات موجودات، وابسته به لایه‌نازک خاک­های سطحی کره زمین است. این پیکره طبیعی که محل رشد و نمو گیاهان است تحت تأثیر آب‌وهوا، موجودات زنده، و پستی‌وبلندی بر روی سنگ‌بستر در طول زمان به وجود می‌آید. بدون خاک، گیاهی وجود ندارد و بدون گیاه نیز غذائی ساخته نمی‌شود و بدیهی است که بدون غذا حیوانات قادر به ادامه حیات و بقا نخواهند بود. بشر همیشه به دنبال خاک‌های حاصلخیز و سودآور بوده است و تمدن از مناطقی آغاز شد که خاک خوبی داشته‌اند. حاصلخیزی خاک، توانایی خاک در نگهداشت و تأمین عناصر غذایی به مقدار کافی و در توازن مطلوب برای رشد گیاهان در طولانیمدت است، که بشدت تحت تأثیر خشکسالی قرار می‌گیرد و این مسئله بخصوص در خاک‌های مناطق خشک و نیمه‌خشک مشکل‌زاتر است.خشکسالی ممکن است در گیاهان، کمبود مواد غذایی ایجاد کند (حتی در خاکهای حاصلخیز) چون تغییر ویژگیهای فیزیکی، زیستی و شیمیایی خاک بر اثر خشکسالی میتواند تحرک عناصر غذایی و جذب آن‌ها بهوسیله گیاهان را کاهش دهد. به‌عبارت‌دیگر، هنگامی‌که گیاهان با تنش خشکسالی مواجه میشوند، به دلیل ارتباط نزدیک‌بین رطوبت و وجود مواد غذایی از تنش کمبود این مواد در تنگنا قرار می­گیرد لذا در این کتاب به مسئله خشکسالی و حاصلخیزی خاک­ها در رابطه با گیاهان پرداخته می­شود و شامل هفت فصل است :  فصل اول به بیان تشریح مفاهیم کلی نظیر تعاریف خشکسالی، انواع خشکسالی، و عوامل به وجود آورنده خشكسالي اشاره و سپس به ویژگی‌های فضايي و زماني خشكسالي  پرداخته شده و فصل دوم كتاب خواننده را با حاصل خیزی خاک و عوامل مؤثر بر آن آشنا می‌کند.فصل سوم به مروری کلی بر تنش خشکسالی در گیاهان می‌پردازد . در فصل چهارم مدیریت تلفیقی حاصلخیزی خاک و تنش خشکسالی در گیاهان ارائه خواهد شد. و مثال‌های کاربردی از شاخص‌های خشکسالی به‌کاربرده شده است.. فصل پنجم به نقش قارچ‌های ميکوريز آربسکولار در حاصلخیزی بیولوژیک خاک و حفاظت گیاه از تنش خشکسالی می‌پردازد .فصل ششم فيزيك خاك و عوامل مؤثر بر آن را بیان کرده و فصل هفتم تأثير خشكسالي بر فرآيندهاي فيزيكي خاك را شرح می‌دهد. هیچ کتابی خالی از اشکال نیست لذا از سروران و اندیشمندان محترم انتظار می­رود مؤلفان را در هرچه بهتر نمودن مطالب آن یاری نمایند. خاک به‌عنوان بستر اصلی رشد گیاه می‌بایست از کیفیت و حاصلخیزی مطلوب برخوردار باشد تا امکان کشت و کار و تولید محصول فراهم گردد. باوجودآنکه خاک سرمایه‌ای گرانقدر است و تولید هر سانتیمتر آن به چند سال قرن زمان نیاز دارد، اما متأسفانه در بسیاری از کشورها توجه چندانی به حفظ و صیانت از این سرمایه بی‌بدیل نمی‌شود و سالانه میلیون‌ها تن خاک فرسوده شده و سطوح زیادی از اراضی کشاورزی حاصلخیزی خود را از دست می‌دهند. دو عامل عمده تخریب خاک عبارت‌اند از: 1) فرسایش خاک و 2) خشک‌سالی و تغییر اقلیم. خاک نیز به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین اجزای اکوسیستم بوده که در طی دوره خشکسالی متحمل خسارات جبران‌ناپذیری خواهد شد.خشکسالی از جهات مختلف می‌تواند بر خاک‌های مناطق مختلف دنیا و به‌ویژه مناطق خشک و نیمه‌خشک تأثیرگذار باشد.. مهمترین تأثیر خشکسالی بر خاک، کاهش شدید رطوبت در آن است که با تأثیر بر واکنش‌های جذب عناصر غذایی می‌تواند قابلیت جذب مواد غذایی برای گیاه و به بیانی حاصلخیزی خاک را تحت تأثیر قرار دهد. بعلاوه با افزایش دما در زمان وقوع خشک‌سالی فرآیند تبخیر از سطح خاک بیشتر شده و منجر به کاهش ذخیره رطوبتی خاک، تجمع شوری و املاح در آن، کاهش حرکت مواد غذایی به گیاه و درنتیجه کاهش حاصلخیزی­اش شود. تشکیل سله در خاک در طی وقوع خشکسالی نیز نفوذپذیری آن را به هوا و آب تحت تأثیر قرار می‌دهد که می‌تواند نقش مهمی در کاهش حاصلخیزی­اش در زمان وقوع خشکسالی داشته باشد. از بین رفتن مواد آلی خاک در نتیجه کاهش رطوبت و افزایش دما نیز از دیگر تأثیرات خشکسالی بر حاصلخیزی خاک است. فرسایش خاک که از مهمترین تأثیرات تغییر اقلیم و خشکسالی است، در هدر رفت عناصر غذایی از خاک تأثیر گذاشته و می‌تواند بر حاصلخیزی خاک در مدت‌زمان خشکسالی تأثیرگذار باشد. چون خشکسالی پدیده‌ای است که باعث تخریب و از بین رفتن حاصلخیزی خاک می‌شود، بنابراین باید برای پیامدهای ناشی از خشکسالی بر حاصلخیزی خاک چاره‌ای اندیشید. در این راستا سؤالات زیر مطرح خواهد شد:
  • خشکسالی چرا و چه وقت به وقوع می‌پیوندد؟
  • خشکسالی چه موقع به پایان می‌رسد؟
  • خشکسالی چگونه بر حاصلخیزی خاک اثر می‌گذارد؟
  • مدیریت حاصلخیزی خاک در زمان وقوع خشکسالی چگونه باید باشد؟
  • بهبود روابط آبی گیاه- خاک در طی دوران خشکسالی چگونه باید انجام شود؟
  • وضعیت کدام عناصر غذایی در خاک در زمان خشکسالی بیشتر دستخوش حوادث می‌شود که باید برای آن‌ها چاره‌جویی کرد؟
  • چگونه می‌توان به محصولات زراعی باکیفیت در طی دوران خشکسالی دست‌یافت؟
  • چگونه می‌توان با حداقل تخریب و آلوده کردن محیط‌زیست، حاصلخیزی خاک را در شرایط خشکسالی بهبود بخشید؟
  • دولت‌ها و کشورها چه برنامه‌هایی برای بهبود حاصلخیزی خاک در طی دوران خشکسالی دارند؟
  • نقش فناوری‌های نوین در بهبود حاصلخیزی خاک در شرایط وقوع خشکسالی چیست؟
  • اثرات اجتماعی و اقتصادی ناشی از کاهش حاصلخیزی خاک چیست؟
این سؤالات زمینه‌ای برای برنامه‌ریزی اصولی جهت مقابله با تخریب خاک در اثر خشکسالی است که پاسخ آن­ها عبارت‌اند از:
  • معرفی حدود اختیارات دولت
  • تبیین روش‌های آگاه‌سازی مردم
  • تنظیم و اجرای راهکارهای کاهش کودهای شیمیایی
  • نظارت بر نحوه عملیات کشاورزی توسط ارگانهای ذیربط
  • استفاده از شیوه های نوین جهت ثابت نگه داشتن وضعیت حاصلخیزی خاک
  • استفاده از کودهای سبز
  • ترکیب نقاط قوت روش‌های سنتی و بومی با فناوری‌های نوین در جهت بهبود حاصلخیزی خاک
  • ساده کردن نتایج علمی انجام‌گرفته بر روی حاصلخیزی خاک برای استفاده جامعه کشاورزان.
  • تدوین مقررات شفاف و منظم و دستورالعمل‌های کارشناسی برای مقابله با تخریب خاک در زمان خشکسالی.
  • ارتباط مداوم سیاستگذاران، اندیشمندان، و کشاورزان در زمان‌های وقوع خشکسالی
  • ارائه آموزش‌های عمومی و کارساز در زمینه مدیریت مزرعه و حاصلخیزی خاک در شرایط وقوع خشکسالی.
  • تهیه و اجرای طرح­های آمایش سرزمین.
  • کسب اطلاعات‌پایه جدید برای برنامه‌ریزی در جلوگیری از تخریب خاک
  • مدیریت مصرف، یکی از راهکارهای اساسی برای مقابله با خشکسالی و از بین رفتن حاصلخیزی خاک.
  • جایگزینی مدیریت ریسک بجای مدیریت بحران می‌تواند یک راهبرد هوشمندانه باشد
  • فراگیری دوره‌های مدیریت ریسک و راه‌های مقابله با تخریب خاک برای مدیران، کارشناسان و کشاورزان یک ضرورت است.
  • استفاده از دانش و تجربه جهانی در زمینه بهبود حاصلخیزی خاک.

درک جغرافیای فرهنگی مکان‌ها و آثار (ویرایش دوم) (کتاب الکترونیک)

85000 تومان
این کتاب، مقدمه‌‌ایی مفصل است بر شاید یکی از جالب‌‌ترین و چالش برانگیزترین گرایش‌‌های علمی جغرافیای انسانی. این کتاب با تمرکز بر «مکان» به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی که فرهنگ و هویت از طریق آن تثبیت می‌‌شود، محدوده گسترده نظریات، رویه‌‌ها و رویکنشانهای مورد استفاده در درون این رشته را نمایش می‌‌دهد. کتاب حاضر نه تنها خواننده را با تاریخ غنی و پیچیده جغرافیای فرهنگی آشنا می‌‌کند، بلکه شرایط کلیدی را که این رشته بر اساس آن ساخته شده‌‌است نیز ارائه می‌‌کند. کتاب بر اساس چنین دیدگاه‌‌هایی به جایگاهی به عنوان «ترکیب پویایی از نشانه‌‌‌‌گذاری و نشانها» می‌‌رسد، و در آن ذات پویا و همواره در حال تغییر جهان اطراف ما را پر رنگ می‌‌کند. نسخه دوم برای همراستایی با تحقیقات اخیر و مطالعات به روز مورد بازبینی و به روز رسانی کامل قرار گرفته است. در ضمن یک ساختار جدید هفت بخشی نیز پیدا کرده و دو فصل جدید به آن اضافه شده است: مکان و قابلیت حمل و نقل، و مکان و زبان. این کتاب از طریق پوشش گسترده مسائلی نظیر سن، نژاد، مقیاس، طبیعت، سرمایه‌‌داری و بدن دیدگاه‌‌های باارزشی در زمینه روابط فرهنگی بین مردم و مکان‌‌ها ارائه می‌‌کند. اندرسون دیدگاه‌‌های سازنده‌‌ایی در مورد این مسائل مهم ارائه نموده و به ما در درک و درگیر شدن با مکان‌‌های مختلفی که زندگی ما را می‌‌سازند، یاری می‌‌رساند. «درک جغرافیای فرهنگی» متنی ایده­آل برای دانشجویانی است که از طریق دوره‌های آموزشی تحصیلی یا تکمیلی با این رشته آشنا می‌‌شوند. کتاب نشان می‌‌دهد که چگونه ایده‌‌های نظری، اطلاعات تجربی و روش‌‌های متدولوژیک جغرافیای فرهنگی منجر به روشن شدن و معنا پیدا کردن مکان‌‌هایی می‌‌شوند که در آنها زندگی کرده و رفت و آمد می‌‌کنیم. این به روزرسانی به موقع یک متن بسیار موفق است که بنیان گسترده دانش را در خود نهفته دارد؛ کتابی با ارزش برای اساتید و دانشجویان. جان اندرسون یکی از محققین جغرافیای انسانی در دانشکده برنامه‌‌ریزی و جغرافیا در دانشگاه کاردیف بریتانیا است. تحقیقات او بر روابط بین هویت، فرهنگ، مکان و به ویژه رویه‌‌ها، رویکرد­ها، نشانها و سیاست‌‌هایی که چنین روابطی ایجاد می‌‌کنند، تمرکز دارد.

دیپلماسی فرهنگی و منافع ملی (کتاب الکترونیک)

32000 تومان
جمهوری اسلامی ایران، با داشتن فرهنگی کهن و پویا و نیز تمدنی متعالی که تأثیرات عمیق و گسترده‌ای در مناطق پیرامونی خود گذاشته است، امروزه می‌تواند با بهره‌گیری از دیپلماسی فرهنگی به نحوی مطلوب نفوذ فرهنگی خود را در بسیاری از کشورهای جهان به‌ویژه مناطقی که در آن دارای تاریخ و پیشینه‌ای مشترک با حوزه تمدنی خود را دارد، افزایش دهد. همچنین این کشور می‌تواند به‌مانند بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته جهان با تکیه‌بر فناوری‌های نوین ارتباط‌جمعی و رسانه‌های قدرتمند به گسترش فرهنگ خود در میان ملل دیگر اقدام نماید. در صورت چنین اقدامی، به چنان قدرتی می‌رسد که امروزه معروف به قدرت نرم است. این کشور با استفاده از قدرت نرم خود، ملت‌های منطقه خاورمیانه و جهان را به پیروی از فرهنگ و اهدافش متقاعد کرده و در نتیجه به خواست نهایی خود یعنی همراه کردن دولت‌ها باسیاست‌های خویش دست می‌یابد. ازاین‌رو، جمهوری اسلامی ایران با تکیه‌بر ظرفیت‌ها و عناصر فرهنگی، از قدرت بالفعل به بالقوه در زمینه دیپلماسی فرهنگی و در نهایت قدرت نرم خواهد رسید. برای اجرای آن، تاکتیک‌ها و راهبردهای فراوانی در این خصوص فراهم است؛ اما آنچه در این کتاب اهمیت دارد، آن است که دیپلماسی فرهنگی چه تأثیری بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ جایگاه دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی آن تا چه حد جدی و مهم است؟ سازوکارهای کنونی دیپلماسی فرهنگی آن تا چه اندازه در خاورمیانه و جهان اثربخش است؟ آیا الگوی مدون و مشخصی وجود دارد؟ و مؤلفه‌های دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی آن کدام­اند و چه ارتباطی میان قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی وجود دارد؟ کتاب حاضر سعی کرده است با تجزیه‌وتحلیل ضمن پاسخ به سؤالات فوق، به اهمیت دیپلماسی فرهنگی در روابط بین‌الملل جهان باهدف ارزیابی دیپلماسی فرهنگی بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران بپردازد؛ چون‌که دیپلماسی فرهنگی نقش بنیادین در حفظ منافع ملی جمهوری اسلامی ایران دارد. میان ارزیابی اقدامات و سازوکارهای فعلی دیپلماسی فرهنگی و خلق فرصت‌های جدید در سیاست خارجی آن، ارتباط وجود دارد. در سیاست خارجی آن در خاورمیانه الگو و مدل علمی و پیش رو در حوزه دیپلماسی فرهنگی که بتواند در خور شأن و جایگاهش باشد، دیده نمی‌شود. برای ارزیابی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نیاز به الگوی مطلوب است. با توجه به اهمیت دیپلماسی فرهنگی در برنامه‌ریزی استراتژیک و افزایش درک و آگاهی آن در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها و عرصه فرهنگ یک ملت به ملت‌ها و نهادها و سازمان‌های دیگر کشورها با عنایت به تجارب گذشته و نفرت افکار عمومی از جنگ و خونریزی، دولت‌ها ترجیح می‌دهند به‌جای هزینه بسیار سنگین نظامی برای پیشبرد روزافزون تکنولوژی و فضای مجازی اقدام نمایند. امروزه عامل فرهنگی نسبت به سایر ابعاد اقتصادی، سیاسی، نظامی از قدرت پایدارتر و تأثیرگذارتر برخوردار است. ازاین‌رو کشورها با به‌کارگیری سرمایه فرهنگی، از ظرفیت ملی در جهت رسیدن به اهداف و منافع ملی دلخواه خود می‌رسند. از طرفی تکثر در ارتباطات و تعاملات بین‌الملل بیشتر از طریق دیپلماسی صورت می‌گیرد، به‌نوعی هویت انسان‌ها و ملت‌ها دچار تزلزل گردیده است، لذا ضرورت نگاه جدید به دیپلماسی فرهنگی امری اجتناب‌ناپذیر است. از طرفی با ناکارآمدی راهکارهای قدرت محور در حل چالش‌ها و مناقشات جهانی و برقراری امنیت بین‌المللی ضرورت استفاده از دیپلماسی فرهنگی در میان دولت‌ها را دوچندان کرده است.

راهکارهای سازگاری با تغییرات اقلیمی در شهرها

35000 تومان
شهرها بخشی از مشکلات تغییر آب‌وهوا هستند. بااین‌حال شهرها بخش اصلی برنامه‌های کنترلی به‌شمار می‌روند. این گزارش، تحلیلی بر نقش شهرها و نواحی پایتخت در کشورها در حل مشکل تغییر آب‌وهوا ارائه می‌دهد. شهرها بخش عمده‌ای از انرژی جهان را مصرف می‌کنند؛ درنتیجه از تولیدکننده‌های اصلی گازهای گلخانه‌ای هستند. اراضی ساحلی و زیرساخت‌های شهری در معرض تأثیرات تغییر آب‌وهوا؛ ازجمله افزایش سطح آب و طوفان‌های عظیم هستند. این گزارش نشان می‌دهد که چگونه از طریق برنامه‌ریزی و مدیریت هوشمند آب‌وهوای شهری می‌توان به اهداف ملی آب‌وهوا و حداقل سیاست‌های اقتصادی به سیاست‌های محیط‌زیست دست‌یافت. شش فصل اول ارتباط بین شهرسازی، مصرف انرژی و میزان CO2 آزادشده را تحلیل می‌کند. ظرفیت سیاست‌های محلی را در کاهش نیاز جهانی به انرژی و ارجحیت بین اهداف اقتصادی و محیط‌زیستی در مقیاس محلی تخمین می‌زند و سیاست‌های متمم و متقابل مانند ترکیب سیاست‌های رشد و ارزیابی و تعداد ابزار؛ ازجمله مدیریت سبز، سیاست‌های مالی موجود با استفاده از تأمین مالی جلسات و ابداعات محیط‌زیستی را علیه تغییر آب‌وهوا در سطوح محلی تخمین می‌زند. یکی از مهم‌ترین پیام‌های این کتاب آن است که سیاست‌های شهری با استفاده از کاهش نیاز جهانی آب‌وهوا (مانند مالیات کربن) امکان‌پذیر است. این گزارش جهت اطلاع عموم از برنامه‌های تغییر آب‌وهوا، فعالیت‌های مهم کشورهای عضو OECD و ممالک غیرعضو است. دکتر شفقتی - بهار 1397                                  

مقدمه

تغییر آب‌وهوا به یکی از مهم‌ترین مسائل قرن حاضر تبدیل ‌شده است. انتشار گازهای گلخانه‌ای جهان تقریباً از سال 1970 دو برابر شده و به حدود معادل 74 گیگا تن دی‌اکسید کربن در سال 2005 رسیده است. بر اساس پروژه‌های سازمان توسعه‌ای و همکاری (OECD[1]) ادامه این روند منجر به افزایش 50 درصدی میزان گازهای گلخانه‌ای تا اواسط قرن بوده و دمای جهانی به حدود 4/2 – 7/1 درجه سانتی‌گراد قبل از دوره صنعتی در سال 2050 افزایش می‌یابد و در بلندمدت به میزان 4 تا 6 درجه سانتی‌گراد افزایش دما خواهیم داشت. حتی بدتر از آن سیستم طبیعی جذب کربن در سیاره تا اواسط قرن، بالا رفته و به‌احتمال‌زیاد تغییر آب‌وهوا بسیار حادتر خواهد شد. درحالی‌که به‌طور قابل‌توجهی مسائل عدم‌اطمینان در هزینه‌ها وجود دارد و به‌طورکلی به دلایل عدم‌مقابله با تغییرات اقلیم توافق‌های بسیار مهمی برای اقتصاد جهانی صورت گرفته است. استرن[2] در سال 2007 ادعا نمود که کل هزینه‌های اقتصادی و رفاه ناشی از سیاست‌های اجرایی در حدود 4/14 درصد متوسط سرانه مصرف در جهان است. متوسط سرانه در اثرات بازار و غیربازار حتی نگران‌کننده است. افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای به‌احتمال‌زیاد منجر به تحولات عظیم؛ مانند سیل و خشک‌سالی، طوفان‌های مرگبار، موج‌های عظیم و افزایش درگیری بر سر مواد غذایی و آب و منابع می‌شود. برخورد با تغییرات آب‌وهوایی به مجموعه‌ی گسترده‌ای از ابزار نیاز دارد. اگر بخواهیم میزان انتشار را به حداقل 30% تا سال 2050 برسانیم؛ به‌عبارت‌دیگر برای جلوگیری از تداخل انسانی و به حداقل رساندن هزینه‌های مربوطه موافقت شد شماری از ابزارهای سیاست در محل قرار گیرد تا به‌عنوان ایجاد انگیزه‌های مناسب برای اطمینان از کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای به کار رود. OECD تأکید می‌کند که سازوکار مبتنی بر بازار مانند شیوه‌های تجاری مالیات بر کربن یا هر دو باید عناصر اصلی از ترکیب سیاست برای کمک به ایجاد یک بازار جهانی کربن (OECD2009A) باشد. با این کار نیاز به حذف یارانه انرژی سوخت فسیلی و تخصیص مجدد منابع مالی را بر افزایش سرمایه‌گذاری در انرژی پاک تکمیل می‌کند. شهرها نقش مهمی در دستور کار جهانی برای پرداختن به چالش تغییر آب‌وهوا دارند. امروز حدود نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کند؛ تا سال 2050، این نسبت احتمالاً به دوسوم افزایش می‌یابد. شهرها مسئول بخش عمده‌ای از تولید ملی، نوآوری و اشتغال هستند و آن‌ها دروازه‌های کلیدی جریان شهرها، سرمایه‌ی فراملی و زنجیره‌ی عرضه جهانی هستند، همان‌طور که موتورهای کلیدی اقتصاد جهانی را تشکیل می‌دهند؛ بنابراین تعجب‌آور نیست که شهرها مصرف اکثریت انرژی تولیدی در سراسر جهان را شامل می‌گردند و سهم تقریباً مساوی از انتشار گازهای گلخانه‌ای در سطح جهان - بین 60 تا 80 درصد- را به عهده دارند. همه پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که این روند به دلیل رشد جمعیت شهری ادامه خواهد داشت. رشد شهرنشینی به افزایش انتشار گاز  CO2کمک می‌کند، همچنین بسیاری از شهرها نیز به‌احتمال‌زیاد به تغییر آب‌وهوا کمک می‌نمایند. تعداد زیادی از شهرها و مناطق تلاش می‌کنند تا مصرف انرژی و انتشار CO2 را کاهش دهند. در ارتباط دوسویه بین تغییر اقلیم و توسعه‌ی شهری، شهرها و مناطق در برخی از کشورهای OECD مسئولیت‌هایی اساسی در بخش‌های شهری داشتند که می‌تواند راهبردهای باارزشی را برای سازگاری با تغییر اقلیم فراهم نماید و شامل سیاست‌هایی می‌شوند که ترابری و محیط ساخته‌شده‌ی شهرها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بدون تردید شیوه‌نامه‌ی جهانی در مورد تغییر اقلیم وجود دارد. شهرها با چالش تعیین دامنه‌ی واکنش‌های محلی روبه‌رو هستند که کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای[3]، محافظت در برابر تغییر اقلیم و رشد اقتصادی از نتایج آن خواهند بود. اثربخشی اجرای سیاست‌های محلی بستگی به ظرفیت سیاست‌ها در زمینه‌ی کاهش اثرات اقلیمی و اهداف سازگارپذیر دارد، درحالی‌که رشد اقتصادی و پایداری محلی را دنبال می‌کند. بر اساس داده‌های آماری پایگاه‌ها، داده‌های ما در شهر OECD، مطالعات تجربی OECD و نتایج پرسش‌نامه‌های مختلف، گزارشی تهیه ‌شده است که در آن ارتباط بین شهرها و تغییر اقلیم، کارایی راهبردهای محلی در شناسایی موضوع تغییر اقلیم، سرمایه‌گذاری محلی و فرصت‌های رشد اقتصادی و اشتغال در اقتصاد سبز را موردبحث و بررسی قرار می‌دهد. در بخشی از این گزارش ارتباط بین شهرها و تغییر اقلیم تحلیل شده است. این بخش نشان می‌دهد که تراکم جمعیت ارتباط آشکاری با مقدار انرژی مصرفی دارد و یکی از عوامل مهم انتشار CO2 است. درحالی‌که هیچ شهری نیست که در انتشار گازهای گلخانه‌ای سهیم نباشد؛ روش‌های حمل‌ونقل مردم در شهر، نوع شیوه‌هایی که برای استفاده از انرژی استفاده می‌کنند و چگونگی گرم کردن ساختمان‌ها، شهرها را به بزرگ‌ترین مصرف‌کننده‌ی انرژی و بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی آلودگی تبدیل می‌کند. میزان انتشار در شهرها می‌تواند تا حدود زیادی تحت تأثیر شیوه‌ی زندگی مردم، شکل مکانی آن، دسترسی به ترابری عمومی و منابع شهری باشد. به علت ماهیت پیچیده و ثابت زیربناهای شهری، تمامی شهرها به‌خصوص آن‌ها که در نواحی ساحلی قرار گرفته‌اند، بر روی درجه‌ی حرارت جهانی تأثیر دارند. این پدیده هم در کشورهای توسعه‌یافته و نیز در کشورهای درحال‌توسعه شناخته‌ شده است؛ لیکن سیاست‌های سازگارپذیر در سطح محلی توجه کم‌تری را به خود معطوف داشته‌اند. اثرات اقلیمی شهرها در بخش دیگر بحث شده است. تعدیل تغییر اقلیم، نیاز به سرمایه‌گذاری‌های عمومی دارد تا افزایش سیلاب‌ها، طوفان‌ها، موج‌های گرمایی، خشک‌سالی و کمبود آب را مشخص کند. این فعالیت‌ها می‌تواند بیش از گذشته میزان خسارت تغییر اقلیم را افزایش دهد. اختلال در نظام‌های زیربنایی ممکن است به‌طور آشکاری باعث کندشدن پیشرفت اقتصادی شده و خسارات فزون‌تری را به اقتصاد محلی و ملی وارد نماید. فواید اجرای سیاست‌های شهری در جهت کاهش اثر تغییر اقلیم در ادامه اثبات شده است. ارتباط سنتی بین رشد اقتصادی و موضوعات محیطی در سطح کوچک‌مقیاس مشاهده شد که اشاره به هزینه‌های کم‌تر برای سیاست‌های تغییر اقلیم دارد. این مسئله از یک مدل تعادلی عمومی که یک مدل شهری را تولید می‌کند، به دست می‌آید. بر اساس سناریو جهانی با هدف کاهش انتشارات کیوتو، هزینه‌های اقتصادی کلی را می‌توان با استفاده از مجموعه‌ای از کارها در سطح محلی در طول زمان کاهش داد. این موضوع سلسله اهداف دیگری مانند آلودگی محلی کم‌تر و افزایش جذابیت شهری را فراهم می‌سازد. این بخش هم‌چنین سایر فواید مربوط به کاهش اثرات تغییر اقلیم؛ مانند بهبود شرایط سلامت و کیفیت زندگی، کاهش هزینه‌ها و افزایش کارایی، امنیت انرژی و بهبود زیربناهای اقتصادی را بحث و بررسی می‌نماید. با کمک ابزار برنامه‌ریزی استراتژیک، سیاست در سطح محلی بر بسته سیاست‌های مکمل متمرکزشده و استراتژی‌های ارضی و سیاست‌های بخشی را با هم مطرح می‌نماید. ابزارهای سیاست در سطح محلی؛ مانند استفاده از زمین منطقه‌بندی، منابع طبیعی، حمل‌ونقل، ساختمان، زباله و سیاست‌های آبی را بررسی می‌کند. درحالی‌که بسته‌های سیاست باید در خصوصیات مناطق شهری منحصربه‌فرد مؤثر و الگوهای مصرف انرژی محلی طراحی شده باشد؛ لذا باید شناسایی تأثیر منابع بر روی هر یک از اقدامات عمومی ضروری انجام شود. سؤال اصلی سیاست‌های مؤثر متقاطع با مفهوم تراکم شهری بوده و در این بخش ویژگی‌های مختلف سیاست‌های تراکم و اثر آن در دستیابی به اهداف زیست‌محیطی در درازمدت ارزیابی می‌گردد. اقدامات لازم برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و انطباق با اثرات تغییرات آب‌وهوا فشار بالایی بر بودجه‌های شهری داشته و نیاز به منابع اضافی را افزایش می‌دهد. در بخش دیگر اشکال مختلف فشار رو به بالا بر بودجه شهری که می‌تواند در پیش‌بینی پاسخ به مسائل مربوط به تغییرات آب‌وهوا مؤثر باشد را موردبحث قرار داده است. اگرچه سرمایه‌گذاری در تغییرات آب‌وهوا و سیاست پایداری شهری می‌تواند فواید مشترک؛ مانند افزایش قابلیت دسترسی و جذابیت شهری در تولید بالا، افزایش بار اضافی در سرمایه‌گذاری‌های شهری داشته باشد. در حال حاضر تعدادی از ابزارهای موجود مالی در اختیار شهرها قرار دارد که می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای دستیابی به تغییرات آب‌وهوا و اهداف پایداری شهری در نظر گرفته شود. بازارهای کربن و دسترسی به سرمایه‌های مالی ممکن به‌عنوان منابع مالی جدید امیدوارکننده هستند. در انتها نقش شهرها در کمک به طرح مدل جدید رشد سبز جهانی در زمانی که دولت‌ها بایستی ردپای کربن را کاهش دهند تا از بحران‌های اقتصادی خارج شوند، مطرح می‌کند. بخش مهمی در سیاست اصلی شهرها و دولت‌های منطقه‌ای است که می‌تواند به اهداف رشد سبز؛ ازجمله توسعه و نگهداری زیرساخت‌های عمومی سبز، بهبود سازگار با محیط‌زیست، بهره‌وری تولید، تقاضا از طریق ایجاد تنظیمات در مصرف سبز و تسهیل در نوآوری سبز کمک نماید. این توضیحات به‌عنوان ابزاری برای ارزیابی اثربخشی این سیاست‌ها در رسیدن به اهداف توسعه‌یافته و ارائه چارچوب تحلیلی جهت کمک به تحقیقات آینده این موضوع محسوب می‌گردد.          

[1] .Organisation for Economic Co-operation and Development.

[2] .Estern. [3] .Green house gas.

زمین‌شناسی پزشکی (کتاب الکترونیک)

33000 تومان
بر اساس تعریف، می توان چنین عنوان کرد که زمین شناسی پزشکی دانشی است که ارتباط بین مصالح زمین شناختی، فرآیندهای زمین شناسی و عوامل آن بر سلامتی انسان و حیوان را برقرار می سازد (Centeno 2011).به اعتقادFiona Fordyce  زمین شناسی پزشکی مطالعه عوامل زمین شناسی زیست محیطی بر انسان، حیوان، سلامت گیاهان و کشاورزی است.زمین شناسی پزشکی به عنوان دانش بررسی کننده رابطه میان عناصر و کانی ها، مهاجرت، انتقال، تغییر شکل، میزان ترکیبات آلی و معدنی و پیامدهای مثبت و منفی که بر سلامت انسان، جانوران و گیاهان دارد شناخته شده است. دانش مذکور را می توان یک تخصص بین رشته ای دانست که به مطالعه عوامل طبیعی زمین شناختی که با پراکندگی جغرافیایی خاص خود بر سلامت موجودات زنده تأثیرگذار است. (Charlotte et al 2013)  زمین شناسی پزشکی را دانشی بین رشته ای می داند که  درک بهتر رابطه بین سلامت بشر و محیط زیست می اندیشد. (Silverman 1997) سلامت زیست محیطی را چنین تعریف می کند که عامل تنزل زیست محیطی بر جمعیت بشری است.به اعتقادFinkelman و همکارانش، زمین شناسی پزشکی به سرعت در حال رشد و توسعه بوده و توانایی مساعدت به جامعه پزشکی را در تمام مناطق دارد.زمین شناسی پزشکی دقیقاً رابطه بین مصالح زمین شناختی از قبیل: سنگ ها، مواد معدنی و سلامت بشری را مورد مطالعه قرار می دهد.دانش مذکور پیشگام موضوع بین علوم زمین و علوم پزشکی است. (Bencko and Vosta, 1999)  (Cronin and Sharp 2002) (Centeno et al 2002). تحقيقات زمين شناسي پزشكي در نتيجه كار علمي تيمي است. عضو اصلي اين تيم رشته زمين شناسي است. علم نوپاي زمين شناسي پزشكي كه برپايه اثبات علمي ارتباط بسياري از بيماري ها با زمين بنيانگذاري شده است، به بررسي ارتباط بين عوامل زمين شناسي با سلامت انسانها و جانوران و تأثير عوامل زيست محيطي بر پراكندگي جغرافيايي بيماري هاي مرتبط مي پردازد. زمین شناسی پزشکی، به عنوان دانش بررسی کننده رابطه بین عناصر و کانی ها، مهاجرت، انتقال، تغییر شکل، میزان ترکیب های معدنی و آلی و تأثیرات مثبت و منفی که بر سلامت انسان، جانوران و گیاهان دارند شناخته شده است. به علاوه این دانش به عنوان یک تخصص بین رشته ای، به بررسی عوامل طبیعی زمین شناسی که با پراکندگی جغرافیایی خاص خود بر سلامتی موجودات تأثیر می گذارد می پردازد. از نقطه نظر تاریخچه باید اذعان داشت که واژه زمین پزشکی یا زمین شناسی پزشکی برای اولین بار توسط Ziess مورد استفاده قرار گرفت که در آن زمان معادل پزشکی جغرافیایی بود اما امروزه آن را معادل روش های ژئوگرافیکی در اخذ نتایج بهداشتی و پزشکی می پندارند. علت مرگ ناپلئون بناپارت در سال 1821 میلادی ریشه در زمین شناسی پزشکی دارد نامبرده مدت مديدي در معرض آرسنيك بوده و براثر سرطان معده ،جان خود را از دست داده است؛ طبق نظر متخصصان علوم قضايي فرانسه ، سطح آرسنيك يافت شده در موهاي ناپلئون 38 بار بيشتر از مقا دير طبيعي اين ماده است و يك علامت واضح مسموميت به شمار مي رود. در سال های اخیر ارتباط میان محیط و سلامتی، مورد مباحثه بسیاری از رسانه ها و مجلات علمی پژوهشی بوده است. واژه هایی همچون فلزات سنگین و مواد آلاینده، موضوع بحث داغ محافل علمی سراسر جهان را تشکیل می دهد. ابتدا در این زمینه اصطلاح جغرافیای پزشکی مطرح شد سپس این اصطلاح به زمین شناسی پزشکی تغییر نام یافت و اکنون با تمام توان و به پشتوانه محققین مختلف در اقصی نقاط جهان در حال توسعه مفاهیم و محتوای علمی خود است.   1-2 تاریخچه اولین کسی که به وضوح نقش عوامل درونی را بر زمین و ایجاد تغییرات آن مطرح ساخت فیلسوف یونانی Empedocles  اهل آگرگنتوم بود که در 450 سال قبل از میلاد مسیح در این زمینه به فعالیت پرداخته است.نکته جالب آن است که این فیلسوف به علت علاقه فراوانی که به زمین شناسی و فرآیندهای آن داشت در هنگام انجام تحقیقات و مشاهده آتشفشان Etna  در آن سقوط کرد و جان باخت(Shengur 2005). در یونان باستان، ارسطوی استادگرایی شاگرد افلاطون، با الهام گرفتن از تئوری ها و نظریات استاد خود و بسط آرای وی، کتاب مشهور خود را با عنوانMeteorologica  نگاشت(Shengur 2005). این نوشته یکی از اولین آثار مبتنی بر تجربه و مشاهدات علمی در حوزه علوم طبیعی و زمین شناسی در دوران باستان بود که در آن ارسطو نظریاتی راجع به اثرات عوامل طبیعی بر رخداد حوادثی مثل بیماری، تعیین جنسیت جنین و امثال آن را مطرح ساخته است . به علاوه ارسطو برای اولین بار در تاریخ، به معضلاتی که از نظر سلامتی برای کارگران شاغل در معادن سنگ به وجود می آید اشاره کرده است(et al 2003 Bowman).موضوع ارتباط میان زمین شناسی و سلامت موجودات زنده مخصوصاً انسان، از مدت ها پیش شناخته شده بود. فیزیکدان ها، متخصصین علوم طبیعی و فلاسفه عهد باستان در کشورهایی مثل یونان، چین، ایران، مصر و هندوستان و سرخپوستان و مایاها از زمان های بسیار قدیم اهمیت این نکته که پدیده های رخ داده در روی زمین بر سلامتی انسان مؤثر هستند را درک کرده بودند، هر چند که این ارتباط تا قرن نوزدهم میلادی مبتنی بر منطق و علم نبود و تنها خرافات آن را بسط داده بودند. به هر حال به نظر می رسد که اولین نظریات رسمی در حوزه زمین شناسی پزشکی توسط حکیم یونانی Hippocrates ارائه شده که سیصدسال قبل از میلاد مسیح زندگی کرده است.او نشان داد که عوامل محیطی بر نحوه پراکندگی آسیب های جسمانی مؤثر هستد(Lag 1990)(Foster 2002).تمرکز اصلی حکیم هیپوکراتوس بر آب و هوا و مکان جغرافیایی بود. وی در قسمت هفتم رساله خود چنین می نگارد که : آبی که از خاک بر می خیزد آب هایی حاوی آهن، مس، نقره، طلا، قیر و نیترات هستند که برای هر مصرفی مضر بوده و عامل بیماری های متعددی هستند. مثال دیگر مربوط به ویتروویاس معمار رومی است که برای اولین بار نشان داد که آب های موجود در نزدیکی معادن و صنایع معدنی دارای اثرات نامطلوبی بر سلامتی انسان و حیوان هستند(Neriago 1985). فیزیکدان یونانی، گالن در دست نوشته های خود خطر فعالیت های معدنی از نقطه نظر وجود اسید و دیگر مواد مضر در آب های زیرزمینی نزدیک معادن فلزی را خاطر نشان کرد(Lindberg 1992).دانشمندان ایرانی نیز همچون ابوعلی سینا، ایوریحان بیرونی، زکریای رازی و جابربن حیان نظریات متعددی در رابطه با سلامتی انسان و مواد معدنی داشته اند. یکی از مهم ترین تحولات در تاریخ علم زمین شناسی پزشکی، تألیف کتاب بهار خاموش توسط (Carson 1961) بود که در رابطه با سم DDT  و انقراض نسل پرندگان مطالب تکان دهنده ای را عنوان کرد (Singh 2005).در سال 1996 میلادی در اجلاس اتحادیه جهانی زمین شناسی IUGS  با توجه به اهمیت عوامل زمین شناختی بر سلامت انسان و درک او از این موضوع، کمیته ای برای پژوهش های بین المللی در حوزه زمین شناسی پزشکی در کمیسیون برنامه ریزی برای زمین شناسی زیست محیطی تشکیل شد اما در سال 2000 میلادی یونسکو در قالب پروژه ای یا شماره 454 و با عنوان زمین شناسی پزشکی کار خود را در زمینه حاضر زودتر از IUGS  آغاز کرد.به هر حال در تخصص زمین شناسی پزشکی مشاهیر متعددی وجود دارند که از آن ها می توان به پرفسور چاندرا دیسانایاکه استاد دانشگاه پرادنیای سری لانکا اشاره کرد که حدود سی سال در حوزه زمین شناسی پزشکی و زمین شناسی زیست محیطی به انجام تحقیقات وسیع و جامع پرداخته و در گسترش علوم مذکور سهم بسزایی داشته است.علاوه بر وی می توان هاروانت سینگ از دانشگاه ساراواک مالزی و اوله سلینوس از سوئد را نام برد.پرفسور سلینوس بیش از 40 عنوان اثر علمی و پژوهشی در حوزه زمین شناسی پزشکی منتشر کرده است که یکی از مهم ترین آن ها کتاب زمین شناسی پزشکی است که توسط انتشارات معتبر Elsevier در سال 2005 منتشر شذه است. در ایران، اولین نظریات علمی و عقلی در باب زمین شناسی پزشکی را حکمایی چون ابن سینا، ابوریحان بیرونی و سایرین نگاشته اند. شاید بتوان به جرأت گفت که اولین نظریات علمی در حوزه زمین شناسی پزشکی در دنیا توسط حکمای ایرانی ارائه شده است. ابوعلی حسین بن عبد الله ابن سینا دانشمند مشهور و بزرگ ایرانی در کتاب معروف خود که با نام شفا تألیف شده بود مواد را در دسته های سنگريال ذابیات، کباریات و املاح طبقه بندی نمود. محمد بن ذکریای رازی، فیلسوف، طبیب و کیمیاگر برجسته ایرانی که در قرون وسطی می زیسته است مواد را به سه نوع معدنی، گیاهی و حیوانی تقسیم بندی کرده است. به هر حال دانشمندان ایرانی از دوران باستان به مباحث زمین شناسی و کانی شناسی توجه داشته اند و این توجه قابل بررسی و مطالعه بیشتر است. اکنون نیز با توجه به اهیمیت زمین شناسی پزشکی، سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در سال 1383 واحد پژوهش های زمین شناسی پزشکی را ایجاد کرد که شامل کمیته های، بررسی ژئوشیمی، هیدروژئوشیمی، رادیونوکلوئیدهای طبیعی، ژئوبوتانی و پزشکی می باشد. امروز به علت آنکه کشور ما یکی از بالاترین نرخ های ابتلا به سرطان مری، معده و ریه را دارد و سایر بیناری ها می توانند از منشأ زمین شناختی به وجود آمده باشند، توجه بیش از پیش به مفاهیم و محتوای علمی زمین شناسی پزشکی در کشور امری غیر قابل انکار به نظر می رسد و باید در این زمینه بیشتر تلاش کرد و استراتژی های مدون تری را برای انجام تحقیقات زمین شناسی پزشکی تدوین کرد. زمین شناسی پزشکی با این هدف مورد توجه قرار گرفت که بتواند ضمن ایجاد درکی واضح، صحیح و منطقی از تأثیر مواد طبیعی بر حسم انسان، حیوان و گیاه، خطر آن ها را کاهش دهد. در کشورهای درحال توسعه بیشترین تمرکز مطالعات زمین شناسی پزشکی روی استفاده بهینه از زمین انجام می پذیرد که علاوه مطالعاتی نیز روی تأثیرات مخرب زغال سنگ و عناصری چون آرسنیک محلول در آب و نظایر آن انجام شده است.   1-3 حوزه مطالعاتی زمین شناسی پزشکی آنچه مسلم است آن است که زمین شناسی پزشکی تنها شامل مباحث مربوط به آلودگی نیست و در واقع بررسی کننده و ایجاد کننده ارتباط گسترده میان محیط و سلامتی یا رخداد آسیب ها در انسان، حیوان و گیاهانی است که در آن محیط زندگی می کنند. البته بسط این مسأله نیز حائز اهمیت می باشد. زمین شناسی پزشکی می تواند در دو عنوان اساسی عنصر و محیط تعریف شود. در عنوان اول ارتباط عناصر و رفتار موجودات زنده در مقابل عناصر و ترکیب های شیمیایی مورد بحث قرار می گیرد. در عنوان دوم، واکنشی که موجودات زنده در برابر حوادثی مانند سیل، آتشفشان، زلزله و نظایر آن دارند مورد توجه هستند. حوزه مطالعاتی زمین شناسی پزشکی در پنج بخش مطالعات کتابخانه ای، مطالعات میدانی، بررسی های آزمایشگاهی، تفسیر و نتیجه گیری و مطالعات پیشرفته خلاصه می شود. در مطالعات کتابخانه ای از نقشه های توپوگرافی، نقشه های زمین شناسی، جغرافیا، هیدرولوژی و خاک شناسی، عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ای استفاده می شود لذا در این خصوص از نقشه های زمین شناسی با مقیاس 1:250000، 1:100000 و 1:25000 استفاده می شود. در مراحل بعدی از نقشه های ژئوشیمی آب و خاک و داده های ژئوفیزیک استفاده می شود. به علاوه در صورت امکان می توان از نقشه های زیست محیطی نیز استفاده کرد که غالباً در مقیاس 1:25000 تهیه می شوند. مطالعات میدانی یا به اصطلاح عملیات صحرایی در حوزه زمین شناسی پزشکی به بخش های، نمونه بردای ژئوشیمیایی، مطالعات هیدرولوژی و هیدروژئولوژی، مطالعات بهداشتی، ژئوبوتانی، میکروبیولوژی و قارچ شناسی، پزشکی، آمار، جامعه شناسی، روانشناسی، مردم شناسی و قوم نگاری، رادیومتری و مطالعه پرتوزایی در محیط، دانپزشکی و سنجش از دور تقسیم می شود. در برررسی های آزمایشگاهی، مطالعه کانی های سنگین، آنالیز شیمیایی به روش های مختلف تجزیه(به روش های XRF ، XRD وICP) و آرمایشات مربوط به مواد رادیواکتیو از اهمیت ویژه ای برخوردار است ضمناً نمونه برداری از خون، ادرار و در برخی اوقات نمونه بردای موضعی از بدن نیز کارگشا خواهد بود. در قسمت تفسیر و نتیجه گیری، تهیه نقشه نهایی و تهیه نقشه های ژئوشیمی منطقه مورد مطالعه و به علاوه تهیه نقشه های زمین شناسی پزشکی اهمیت ویژه ای دارد. نقشه های زمین شناسی پزشکی می توانند نشانگر آلودگی ها و نقاط پرخطر باشند. نفشه های زمین شناسی پزشکی نوعی از نقشه های ژئوشیمیایی هستند که در آن علاوه بر توزیع طبیعی مواد و عناصر، می توان تمرکزهای غیرعادی مانند فلزات سنگین و رادیواکتیو ناشی از فعالیت صنایع را نیز یاده کرد. نقشه های زمین شناسی پزشکی، اسناد مهم و معتبری هیتند که در پژوهش های بهداشتی و اپیدمولوژی1 می توان از آن ها بهره برد. مطالعات پیشرفته در حوره مطالعاتی زمین شناسی پزشکی، اغلب پس از انجام مراحل فوق و در موارد خاصی صورت می پذیرد. اگر مطالعات پیشین نتایج قابل قبولی را ارئه ندهند، در این قسمت مشکلات مهمی بروز خواهد کرد. به هر حال زمین شناسی پزشکی حوزه ضروری از علم است که برخی از مؤلفین با استفاده از آن ارتباط بین زمین شناسی زیست محیطی و مشکلات سلامت در انسان، حیوان و گیاهان را بررسی می کنند (Gomes and Silva 2007).عناصر شیمیایی، کانی ها و مواد معدنی، خاک ها و آب و هوا اجزای ضروری محیط زمین شناختی هستند.  

فصل دوم

عناصر و کانی ها   2-1 مقدمه عناصر مواد خالصی هستند که نمی‌توان آن ها را به دو ماده یا مواد بیشتر طوری تفکیک کرد که خاصیت مواد به دست آمده از ماده اصلی متفاوت باشد. بنابراین عنصر ماده‌ای است که به مواد خالص ساده‌تر از خود تجزیه نمی‌شود. طبیعت در جهان پیرامون ما از مواد گوناگونی ساخته شده است. این مواد دارای حالتهای فیزیکی مختلف می‌باشند، سنگها و کوهها جامدند، رودها و دریاها از آب مایع تشکیل شده‌اند و هوای اطراف به صورت گاز می‌باشد. پوسته زمین از ترکیبات مختلفی تشکیل شده است. کانی های مختلفی وجود دارند که با تجزیه آن ها عناصر سازنده آنها به دست می‌آید و انسان با یافتن شیوه‌های مختلف عناصر فراوانی را از پوسته زمین استخراج کرده و برای رفع نیازهای خود از آنها استفاده می‌کند. عناصر مختلف از لحاظ خواص فیزیکی و شیمیایی با یکدیگر متفاوت می‌باشند، اما در یک خاصیت مهم باهم مشترک هستند و آن عدم تجزیه آن ها به مواد ساده‌تر می‌باشد. از 90 عنصری که در طبیعت وجود دارد شش تای آنها  N2) و O2 و چهار گاز نجیب Ye ، kr، (Ar  به صورت عنصر در اتمسفر یافت می‌شوند. این شش عنصر را می‌توان با تقطیر جز به جز هوای مایع از یکدیگر جدا کرد. چهار عنصر دیگرNa) ، Mg ، Cl2 ، (Br2 را می‌توان از آب اقیانوس ها که در آن جا به صورت یون های تک اتمی وجود دارند، استخراج کرد و سپس با واکنشهای الکتروشیمیایی در سلول های الکتریکی به عناصر مربوطه تبدیل کرد. تقریباً تمام عناصر دیگر را می‌توان از ذخایر معدنی روی زمین یا زیر زمین بدست آورد. اما اکثر این معادن را نمی‌توان به عنوان منابع تهیه عنصر در نظر گرفت زیرا بسیاری ناخالص هستند. مواد معدنی نسبتا کمی وجود دارد که استخراج عناصر از آنها مقرون به صرفه است و اصطلاحاً آنها را کانه می‌نامند. فلزاتی مانند طلا و پلاتین را که به حالت عنصر وجود دارند، می‌توان با روشهای جداسازی فیزیکی ساده بصورت خالص بدست آورد. معمولا طلا را از طریق انحلال در جیوه جدا می‌کنند. گوگرد تنها جامد غیر فلزی است که بصورت ذخایر عظیم زیرزمینی با خلوص 99% یافت می‌شود. در سال 1864 جی نیولندز و درسال 1867 دیمتر مندلیف تدوین عناصر را در قالب جدولی شروع کردند. جدول نیولندز تا عنصر کلسیم کارایی داشت و بعد از آن اشکالات عمده‌ای داشت که در جدول مندلیف این اشکالات تا حدی بر طرف شده بود. مندلیف عناصر را برحسب افزایش وزن اتمی مرتب می‌کرد. شکل جدید این جدول امروزه برحسب افزایش عدد اتمی عناصر مرتب شده است و هر عنصر با نشانه اتمی که شامل یک یا دو حرف بوده و از اسم عنصر یا اسم لاتین آن عنصر و یا از اتم یکی از ترکیبات آن مشتق شده است، نمایش داده می‌شود. عناصر با خواص شیمیایی مشابه در زیر یکدیگر در یک گروه قرار می‌گیرند و هر دوره تناوب با یک فلز قلیایی آغاز و به یک گاز نجیب ختم می‌شود. به جز گروه یک که با هیدروژن آغاز می‌شود. جدول تناوبی، وسیله با ارزشی است که از روی آن می‌توان خواص عناصر مختلف را پیش بینی کرد. تصویر 2-1 جدول تناوبی عناصر شیمیایی 2-2 فلزات از 106 عنصر شناخته شده تقریبا 81 عنصر را می‌توان جزء فلزات طبقه بندی کرد. همه فلزات کم و بیش دارای خوص فیزیکی زیر هستند. رسانایی الکتریکی زیاد، رسانایی گرمایی زیاد، جلاپذیری و قابلیت مفتول شدن و چکش خواری و بارزترین خاصیت فلزات که آنها را از سایر عناصر متمایز می‌سازد، تمایل به از دست دادن الکترون می‌باشد. خصلت فلزی در جدول تناوبی از چپ به راست کاهش و از بالا به پایین افزایش می‌یابد. عناصری که معمولا فلز نامیده می‌شوند، شامل گروههای زیر هستند : تمام عناصر گروه های (A1 و A2) ، عناصر سنگین در گروه های A3 )Tl و In و Ga) و Al ) A4 ، ( Sn و A5 (Pb و  ( Bi ، تمام عناصر واسطه از زیر گروه های B ، تمام آکتنیدها و لانتانیدها.   2-3 غیر فلزات در گوشه راست بالای جدول تناوبی مجموعه 17، عنصری وجود دارد که معمولا غیرفلزات نام دارند. به جز سلنیوم و شکل گرافیت کربن بقیه آنها نارسانای الکتریکی می‌باشند. بلورهای غیرفلزات به جز چند استثناء از جمله الماس از نظر ظاهری کدر هستند و تمام جامدات غیرفلزی با چکش خوردن یا کشیده شدن ، خرد می‌شوند. از دیدگاه شیمیایی مهمترین خاصیت غیرفلزات تمایل آنها در بدست آوردن الکترون در واکنشهای شیمیایی است. به جز گازهای نجیب که برعکس سایر غیرفلزات تمایل کمتری به ترکیب با سایر عناصر نشان می‌دهند و برعکس سایر غیرفلزات که در حالت گازی مولکولهای چند اتمی تشکیل می‌دهند (مثل N2 و O2 و S8 و غیره) این گازها تک اتمی هستند.   2-4 شبه فلزات عناصری مانند بور ، سیلیسیم ، ژرمانیوم ، آرسنیک ، آنتیموان و تلوریوم که خواص آنها حد واسط فلزات و غیرفلزات می‌باشد، شبه فلز نامیده می‌شوند. همه آن ها جلای فلزی دارند ولی هیچ‌یک در واکنشهای شیمیایی یون مثبت تشکیل نمی‌دهند. شبه فلزات نیم رسانا هستند. اگرچه رسانایی الکتریکی آنتیموان و آرسنیک به فلزات نزدیک است. سیلیسیم و ژرمانیوم در ساخت ترانزیستورها کاربرد دارند. خاصیت بارز شبه فلزات این است که برعکس فلزات ، رسانایی الکتریکی آنها به دما بستگی دارد و با بالا رفتن دما رسانایی الکتریکی آنها بهتر می‌شود. دو عنصر بسیار سنگین پولونیوم و استاتین که هیچ یک در طبیعت وجود ندارند به طور قراردادی در گروه شبه فلزات طبقه‌بندی می‌شوند. در این قسمت به بررسی عناصر، کانی ها و خطرات آن ها از دیدگاه زمین شناسی پزشکی می پردازیم.   2-5 میکا ميکا اصطلاحي عمومي است که به گروهي از کاني هاي آلومينوسيليکات گفته مي شود. اين کاني ها ساختار ورقه اي شکل دارند و از ترکيبات فيزيکي و شيميايي مختلف تشکيل شده اند. كاني هاي خانواده ميكا از سيليكات هاي صفحه اي هستند كه شامل موسكوويت، بيوتيت، فلوگوپيت، لپيدوليت و ناترونيت مي گردند. موسكوويت، مهمترين و فراوانترين كاني صفحه اي به شمار مي رود. موسكوويت ورقه اي در پگماتيت ها و نوع پولكي در گرانيت، پگماتيت ها و شيست ها پيدا مي شود. ليپدوليت در پگماتيت هاي غني از ليتيوم تشكيل مي شود. فلوگوپيت به صورت رگه اي و توده اي در پيروكسنيت ها و اسكارن هاي منيزيم دار گزارش شده است. کاني هاي گروه ميکا که از نظر اقتصادي داراي اهميت هستند به صورت زير طبقه بندي مي گردند:
  • موسكوويت یا پتاسيم ميکا
  • بيوتيت یا منيزيم آهن ميکا
  • فلوگوپيت یا منيزيم ميکا
  • ليپيدوليت یا ليتيوم ميکا
سيستم بلوري اين کاني ها منوکلينيک است. اين گروه از کاني ها داراي ترکيبات مختلفي از سيليکات آلومينيم آهن، منيزيم و ميکا هستند. حضور فلوئورين، باريم، منگنز، واناديم نيز در اين کاني ها گزارش شده است. از بين اين کاني ها، موسکوويت به خاطر خواص فيزيکي، شيميايي، حرارتي و مکانيکي استثنايي که دارد، در صنعت کاربرد فراوان دارد. ورميکوليت و فلوگوپيت هم مانند ميکا از اهميت برخوردار هستند. از بيوتيت به ندرت در مصارف صنعتي استفاده مي شود. موسكوويت ورقه اي در پگماتيت ها و نوع پولكي در گرانيت، پگماتيت ها و شيست ها پيدا مي شود. ليپدوليت در پگماتيت هاي غني از ليتيوم تشكيل مي شود. فلوگوپيت به صورت رگه اي و توده اي در پيروكسنيت ها و اسكارن هاي منيزيم دار گزارش شده است. 2-6 سدیم سديم در گذشته در مواد مركب زيادي شناسايي شده بود اما تا سال 1807 استحصال نشده است. در اين سال Sir Humphry Davy‌ از طريق الكتروليز نمك خورنده اقدام به استحصال سديم نمود.  در اروپاي قرون وسطايي مواد مركب سديم دار با نام لاتين قرون وسطايي سديم براي درمان سردرد استفاده مي شد. در ايران قديم سولفات سديم را با نام مهره افسون يا حجرالسلوان مي‌شناخته‌اند. در كتاب جامع المفردات، ابن‌بيطار در مورد اين ماده معدني نوشته است كه: ابوالعباس ابن نباتي گفته است، سولفات سديم سنگ سفيدي است كه در آب حل مي‌شود و سپس رنگ شيري پيدا مي‌كند و به دو شكل است: يكي شبيه بلور و دومي داراي خاصيت سمي است، همچنين در ساير كتب ادويه آمده است كه حجرالسلوان شبيه بلور است و فرق آن با بلور در اين است كه اين ماده معدني در آب حل مي‌شود ولي بلور حل نمي‌شود. در فرهنگ ناظم اطبا اشاره شده است كه حجرالسلوان يا مهره افسون يك نوع داروي طبي است و خوردن آن اندوه را دور مي‌كند و آنرا مفرح هم مي‌خوانند، لذا مطابق مشخصاتي كه داده شده است اين كاني بايد تنارديت[1] باشد كه شكل متبلور آن يعني ميرابليت[2] شباهت به بلور كوارتز دارد و خوردن نوعي از آن به نام كاني گلابريت[3] به دليل همراه بودن با سولفات كلسيم، كشنده مي‌باشد. سولفات سديم طبيعي بدون هيچ دليل موجهي تا ابتداي قرن شانزدهم به عنوان يك ماده داروئي مورد استفاده قرار مي‌گفت و اغلب منابع شناخته شده، آشنايي با خواص اين ماده معدني و كاربرد و موارد مصرف آن در صنعت را حدوداً در سال 1650 ميلادي گزارش نموده‌اند. براي اولين بار در سال 1665 ميلادي دانشمندي به نام جي آر گلابر سولفات سديم را در ضايعات و پسمانده‌هاي حاصل از كارخانه‌‌هاي توليد اسيد كلريدريك كه در نتيجه اثر اسيدسولفوريك بر نمك طعام حاصل شده بودند، مورد شناسائي قرار داد و سپس آنرا به طور اصولي و دقيق شرح داد و با توجه به ماهيت داروئي آن (ملين) آنرا به نام ميرابل نامگذاري نمود و پس از آن در سال 1667 ميلادي اين نمك سولفاته از آب درياچه استخراج شد و با نام ملح فريدريك به بازارهاي مصرف جهاني ارائه گرديد وبه خاطر مطالعه و شناسايي اين ماده معدني توسط گلابر به افتخار وي، بلور هيدراته شده سولفات سديم، نمك گلابر ناميده شد و چنانچه آنرا از آب چشمه‌هاي معدني بدست آورند، مي‌جوشد و به همين علت به آن بلورهاي جوشان نيز مي‌گويند. در 50 سال اخير با پيشرفت دانش بشري و همچنين تكنولوژي، سولفات سديم در توليد فرآورده‌هاي شيميايي و كاربرد آن در صنايع مختلف و به ويژه درصنايع شيشه‌‌سازي، پودرهاي شوينده، كاغذ و نساجي اهميت روز افزوني پيدا كرده است، به طوري كه امروزه ميزان توليد جهاني سولفات سديم طبيعي به حدود 4 ميليون تن و سولفات سديم مصنوعي به بيش از 5/1 ميليون تن در (سال 1998) رسيده است و تقريباً 67% از سولفات سديم توليدي جهان از منابع طبيعي بدست مي‌آيد و ذخاير گزارش شده جهاني آن به بيش از 3/3 ميليارد تن مي‌رسد. سديم فلزي است ضعيف، نرم و موم مانند به رنگ سفيد- نقره اي با نماد Na، عدد اتمي 11، وزن اتمي 989/22، وزن مخصوص 971/0 گرم بر سانتي متر مکعب، سختي 5/0 در مقياس موس، نرم، نقطه جوش 883 درجه سانتي گراد و نقطه ذوب 72/97 درجه سانتي گراد. سديم در گروه يک جدول تناوبي به عنوان فلزات قليايي (آلكالي) خاكي بوده و در دوره 3 قرار دارد. سديم ششمين عنصر فراوان در زمين بوده و 85/2% پوسته زمين را مي سازد.سديم چهارمين عنصر فراوان در كل پوسته و فراوانترين فلز آلكالي مي باشد. اين عنصر واكنش پذير و سبك وزن هرگز درطبيعت به صورت خالص يافت نمي شود زيرا واكنش پذيري بالايي دارد و سريع در مجاورت آب يا هوا واكنش مي دهد. اين عنصر در مواد مركب طبيعي فراوان يافت مي شود (بخصوص در هاليت NaCl و آب شور). بعلاوه سديم در هوا اكسيد مي شود، در شعله به رنگ زرد مي سوزد و به طور ناگهاني با آب واكنش مي دهد و به علت خاصيت واكنش پذيري بالا، آن را در زير نفت نگهداري مي كنند. سديم به وسيله الكتروليز كاملاً خشك كلريد سديم به دست مي آيد (كلريد سديم يك نمك معمولي بوده و از مهمترين مواد غذايي جانوران مي باشد). اين روش ارزانتر از روش الكتروليز هيدروكسيد سديم (الكتروليز كلريد سديم مذاب، بوراكس و كريوليت) انجام مي شود. سديم در آب شناور مي شود و آن را به هيدروژن آزاد تجزيه مي كند و تشكيل هيدروكسيد را مي دهد. يكي از ويژگي هاي از بين بردن سختي آب[4] ، جايگزيني كلسيم و منيزيم توسط سديم است كه از طريق تبادل يوني و فرآيند آهك و سودا انجام مي شود. دريافت روزانه سديم در بين جوامع مختلف بشدت متغير است و در بعضي تا حدود کمتر از يک گرم در روز مي رسد، در حالي که در بعضي ديگر اين ميزان حدود 10 تا 12 گرم در روز است. ميزان دريافتي سديم از آب آشاميدني در اجتماعات مختلف تفاوت چنداني ندارد.سديم عنصري بسيار ضروري براي انسان است. اين فلز به طور معمول در هوا در زير دماي 388 درجه كلوين برافروخته نمي شود. سديم در ستاره ها و خطوط طيف D اين عنصر به فراواني وجود دارد و بيشترين مقداررا در نور ستاره ها دارد. سديم به مقدار زياد در كاني هاي  آمفيبوليت، كريوليت، نيترسودا، زئوليت و... يافت مي شود. مهمترين مواد مركب سديم دار در صنعت عبارتند از: نمك طعام (هاليت) NaCl، خاكستر سودا (Na2CO3) Soda Ash، baking Soda (NaHCO3)، سوداي خورنده NaOH ، نيترات سديم (NaNO3) Chile Saltpeter‌، فسفاتهاي سديم 2 و 3 ظرفيتي، تيوسولفات سديم (Na2S2O3. 5 H2O) و بوراكس (Na2B4O7. 10 H2O). كلريد سديم معمولي ترين نمک و معمولي ترين ماده مركب سديم دار كه از مهمترين مواد غذايي جانوران با نام معدني هاليت و فرمول شيميايي (NaCl) از کاني هاي طبيعي گروه هاليدها مي باشد. هاليت در طبيعت به صورت بلور يا محلول در آب درياچه ها، بركه ها و درياها پيدا مي شود. نمك فراوان‌ترين و ارزانترين منبع سودا (Na2O) و كلر است و به همراه كرومات سديم و هيدروكسيد سديم مهمترين تركيبات رايج سديم را شامل مي‌شوند. چگالي نمک 165/2 گرم بر سانتي متر مکعب و سختي آن 5/2 در مقياس موس است. نقطه ذوب نمک 806 و نقطه جوش آن 1465 درجه سانتيگراد مي باشد. بلور نمک داراي جلاي شفاف تا نيمه شفاف و رنگ سفيد تا بي رنگ است، در سيستم كوبيك متبلور مي شود و عناصر اصلي تشکيل دهنده آن سديم و کلر است. البته عناصر ديگري چون آلومينيوم، آهن، کلسيم و... به صورت ناخالصي ديده مي شوند. کلرايد سديم در آب، آب جوش و گليسرول محلول است ولي در الکل کمي محلول بوده و در الکل بدون آب غير محلول است. نمک در صورت قرار گرفتن در مسير اشعه ماوراء بنفش از خود حالت فلورسانس نشان مي دهد و با اشعه X ابتدا به رنگ آبي و سپس قهوه اي و با اشعه هاي راديواکتيو طبيعي رنگ ارغواني به خود مي گيرد. از 39 ميليون تن هاليت توليدي ايالات متحده امريكا در حدود 58 درصد آن به مصرف تهيه فرآورده هاي شيميايي از جمله كلر، اسيد كلريدريك، كربنات سديم، فلز سديم و... مي رسد. در كشورهاي پيشرفته سنگ نمك را به طريقه محلول استخراج مي نمايند. فضاهاي خالي ايجاد شده محل مناسبي براي ذخيره سازي تركيبات نفتي و مواد زائد راديواكتيو است. نیترات سدیم با فرمول شيميايي (NaNO3) در سيستم رمبوئدريک متبلور مي شود. نيترات سديم به صورت توده اي يا لايه اي همراه با آهک يافت مي شود. وزن مخصوص اين کاني 29/2 گرم بر سانتيمتر مکعب بوده و به آساني در آب حل مي شود. نيترات ها به علت محلول بودن در آب، بيشتر در مناطق خشک و کويري يافت مي شوند و از معروف ترين تمرکز هاي آن ها در جهان، کشور شيلي مي باشد. سولفات سديم نوعي تركيب شيميايي رايج است كه در طبيعت به فراواني يافت مي‌شود، كانسارهاي سولفات سديم معمولاً از تبخير آب‌هاي سطحي اشباع شده از نمك در درياچه‌هاي قليائي و پلاياها تشكيل مي‌شوند و در نتيجه تبخير آب‌هاي سطحي مقداري سولفات سديم همراه با ساير نمك‌ها در اينگونه از درياچه‌ها به اشباع مي‌رسد به طوري كه بخش عمده‌اي از سولفات سديم طبيعي از شورابه‌هاي غير دريايي و رسوبات تبخيري به دست مي‌آيد كه در درياچه‌هاي كويري وجود دارد و بر اين اساس بيشتر كانسارهاي تجارتي سولفات سديم داراي خاستگاه تبخيري هستند و بيشتر در مناطق خشك و نيمه‌خشك يافت مي‌شوند و بدين سبب اين كانسارها در رده سري‌هاي تبخيري قرار گرفته و افزون بر آن در سنگ‌هاي رسوبي نيز ذخاير آن ها ديده شده است. تمام نهشته‌هاي اقتصادي سولفات سديم از تبخير آب‌هاي سطحي در حوضه‌هايي كه نقاط پست حوضه آبريز را تشكيل مي دهد (پلايا) و بويژه در نواحي خشك و نيمه خشك بوجود مي آيند و لذا داراي خاستگاه تبخيري هستند ذخاير طبيعي سولفات سديم شامل دو رده بندي كلي مي‌باشد: گروه اول: شامل آن دسته از دخايري است كه به صورت چينه‌ها و لايه‌هاي بلورين ميرابليت و گلوبريت بوجود آمده و خاستگاه آنها شورابه‌هاي زيرين درياچه‌هاي پلايا است كه به صورت لايه‌هاي رسوبي كف درياچه‌هاي شور مي باشد. از اين نوع ذخاير مي‌توان به ذخاير Alberta و Saskatchwan در غرب كانادا، Great Salt  Lake  در ايالت يوتاي آمريكا، نهشته‌هاي بزرگ ميرابليت ـ گلوبريت در خليج Bogaz Gol در ساحل شرقي درياي خزر و ذخاير شورابه اي در غرب آمريكا و مكزيك اشاره نمود، لازم به ذكر است كه اين نوع ذخاير براي استخراج نياز به انباشته‌شدن داشته و استخراج به روش‌هاي پمپاژ و لايروبي كردن صورت مي‌گيرد. ب: گروه دوم: ذخاير سولفات سديم شامل لايه‌هاي پنهان تنارديت و گلوبريت همراه با كاني‌هاي ديگر است كه در زير ساير طبقات قرار گرفته و كاملترين و بزرگترين كانسارهاي اصلي سولفات سديم دنيا را تشكيل مي‌دهند كه به عنوان مثال مي‌توان كانسارهاي موجود در استان Borgos كشور اسپانيا را نام برد كه در آنجا روش‌هاي بهره‌برداري كلاسيك به كار گرفته مي‌شود. البته منابع سولفات سديم از نظر خاستگاه ممكن است به صورت‌هاي ديگري نيز در طبيعت قرار گيرد، بر اساس گزارش هاي موجود (احمد نبيان، 1378) كانسارهاي سولفات سديم در ايران را مي‌توان در گروههاي زير طبقه‌بندي كرد: الف: ذخاير سولفات سديم محلول در شورابه‌هاي لب شور حاشيه پلاياها و شورابه‌هاي بين‌ كريستالي موجود در خلل و فرج پوسته‌ها و لايه‌هاي نمكي. رسوبات درياچه‌اي پلاياها: اغلب آبخوان های  آب زيرزميني لب شور حاشيه پلاياهاي سولفات سديم در ايران، در زون سولفات سديم حاشيه آن داراي سولفات سديم با عيار نسبتاً كم مي‌باشند. مانند شورابه‌هاي زيرزميني لب شور حاشيه پلاياهاي ابرقو، قم، حوض سلطان و ميغان اراك كه به دليل عيار كم (چند گرم بر ليتر) و نياز به احداث حوضچه‌هاي استحصال مصنوعي جهت‌ بهره‌برداري از آنها، تا كنون مورد بهره‌برداري قرار نگرفته‌اند. شورابه‌هاي اشباع از سولفات سديم در گروه معدودي از پلاياهاي ايران وجود دارد كه تيپيك‌ترين اين ذخاير، شورابه‌هاي بين كريستالي پوسته نمكي پلاياي ميغان اراك است كه اشباع از سولفات سديم بوده و مي‌تواند منبع مناسبي جهت بهره‌برداري سولفات سديم باشد، از شورابه‌هاي اشباع از سولفات سديم، مي‌توان به پلاياهاي كوچك چمبورك در جنوب تهران كه در حال حاضر در حال بهره‌برداري است اشاره نمود. ب:  پهنه خاك سولفاته قشري از زون سولفات سديم حاشيه پلاياها و پائين دست دشت‌ها ذخاير شناخته شده از اين گروه در ايران شامل مواد زير است:
  • ذخاير سولفات سديم زون سولفاته حاشيه شمال‌غربي پلاياي قم و حاشيه جنوبي آن در شمال مرنجاب
  • ذخاير سولفات سديم زون سولفاته حاشيه جنوبي حوض سلطان
  • ذخاير سولفات سديم پلاياي كوير سگزي در 40 کيلومتري جنوب شرقي اصفهان
  • ذخاير سولفات سديم پهنه‌هاي رسي پائين دست دشت‌هاي جنوبي البرز كه مي‌توان ذخاير شناخته شده، كفه‌هاي رسي حاوي سولفات سديم غرب، جنوب غرب و جنوب شرق ورامين، كفه‌هاي سولفات‌دار جنوب‌غربي ايوانكي (گرمسار)، پلاياي كوچك منطقه چمبورك در دامنه شمالي كوه اراد (در اين منطقه علاوه بر اراضي سولفات‌دار يك درياچه نمك نيز وجود دارد)، اراضي سولفات‌دار منطقه ده نمك گرمسار، اراضي سولفات‌دار جنوب منظريه قم، پهنه‌هاي سولفات‌دار منطقه نجم‌آباد و محمدآباد در غرب كرج و پهنه‌هاي سولفات‌دار اراضي زرين آباد در جنوب جاده دامغان ـ شاهرود را نام برد.
پ: لايه‌هاي سولفات سديم جامد در پوسته نمكي پلاياهاهستند.از تيپيك‌ترين اين نوع ذخاير مي‌توان به پلاياي توزلوگل (ميغان اراك) در 19 كيلومتري شمال شرقي اراك اشاره نمود. اين ذخيره به صورت يك قشر كريستاله سولفات سديم، در پوسته نمكي اين پلايا و به صورت بين انگشتي با آن قرار گرفته است ت: لايه‌هاي سولفات به صورت واحدهاي بين لايه‌اي درسازندهاي تبخيري قديمي‌تر از كواترنر. ذخاير سولفات سديم تيپ چهارم تاكنون در ايران شناسائي نشده بود اما بررسي‌هاي انجام شده بر روي كانسار سولفات سديم گرماب (احمد نبيان، 1378) نشان داد كه اين آثار معدني از تيپ چهارم است كه به صورت لايه‌هاي نازكي متناوب و هم شيب با لايه‌هاي ژيپس در واحدهاي تبخيري سازند قم (ميوسن) قرار دارد. سديم يك جزء سازنده كلريد سديم NaCl مي باشد كه براي حيات بسيار ضروري است. سديم از عناصر پرمقدار روزانه در حد گرم مي باشد که غالباً به صورت املاح همراه با مواد غذايي وارد دستگاه گوارش مي شوند و پس از ورود به گردش خون و گذر از منافذ نسبتاً گشاد مويرگي وارد آب بين سلولي مي شوند و در مجاورت سلولها قرار مي گيرند. اين مواد معدني در آب به صورت يون در مي آيند. نمك طعام در آب بدن به صورت مولكول بدون بار NaCl كمتر يافت مي شود. سديم در شكل پودري در آب قابل انفجار است و توليد سم مي كند و با عناصر ديگر به مقدار زياد تلفيق نمي شود. اين فلز بايد با احتياط حمل شود. سديم در اتمسفر ساكن (بي اثر) حفظ مي شود و در تماس با آب و نمونه هاي ديگر، واكنش مي دهد كه بايد از اين تماس جلوگيري نمود. هر چند كربنات سديم به عنوان ماده سمي شناخته نشده ولي تماس آن با چشم و تماس طولاني آن با پوست مي‌تواند خطرناك باشد. در صورت بلعيده شدن، كربنات سديم باعث زخم معده مي‌شود. از مواجهه هم زمان با كربنات سديم و آهك مي‌بايست جلوگيري كرد چرا كه تماس آنها سود سوزآور توليد مي‌كند كه بسيار خطر ناك است. در دفع كلريد كلسيم مي بايست دقت كرد وآن را از كارخانجات دور كرد. بيشتر روندهاي منفي بازار سولفات سديم به دليل محدوديت‌هاي زيست محيطي است (كاهش زباله براي پاك‌كننده‌هاي جامد و مايع) مسبب تقويت بهينه‌سازي و بازيافت شده است (خميركاغذ و شيشه) و پراكنش گوگرد را كاسته است. بعلاوه سبب كاهش محصولات جانبي مانند زباله‌ها شده است.   2-7 کائولن واژه كائولن از سلسله جبال بلند كائولينگ به معني قله مرتفع در ناحيه جيان كسي در كشور چين گرفته شده است كه از خاك چيني سفيد رنگ تشكيل شده است. در اواسط دوران تانگ، قبل از ميلاد مسيح، صنعتگران چيني قدمهاي نخستين را در تصفيه و پاك نمودن مواد اوليه جهت توليد كالاهايي برتر و عاري از نقص برداشته بودند. اين تحولات ابتدا منجر به ساخت برخي ظروف سفالين با سنگ‌نما به رنگ سفيد شد كه در تهيه آنها از خاك كائولن استفاده مي‌گرديد. آميختن فلاسپاتها با كائولن منجر به تهيه ظروف مزبور گرديد. كه نوع بدنه آنها از استحكام، سفيدي متمايل به زرد و شفافيت متوسطي برخوردار بوده است. بعلت استقبال فراوان از اين ظروف، عرضه آنها در بازارهاي جهاني افزايش پيدا كرد. اولين كارخانجات صنعتي ظروف پرسيلن يا چيني در چينگ ته چن تأسيس شد كه صدها سال در اين زمينه فعاليت مي‌كردند. يكي از كشفيات قابل توجهي كه در آن زمان حاصل گرديد و بعدها مورد تقليد و دوباره سازي ساير صنعتگران قرار گرفت. استفاده از كبالت بخاطر رنگ آبي حاصل از آن در ترسيم نقوش بر روي ظروف مزبور بود. كبالت قبلاً بوسيله ايرانيان بر روي ظروف سفالين مورد استفاده قرار گرفته و از طريق آنها نيز به صنعتگران چين منتقل شده بود. بطور كلي تمام مراحل ساخت، اصول اوليه و فرمول چگونگي تهيه چيني آلات هميشه نزد چينيان مخفي نگهداشته مي‌شد و آن ها همواره اين اسرار را بصورت گنجي پاسداري مي‌كردند. كشور ژاپن را نيز از دير زمان مي‌توان جزء يكي از اولين و بزرگترين توليد كنندگان كالاهاي پرسيلن (چيني‌آلات) محسوب نمود. محصولات اين كشور هميشه به تعداد فراوان و با مرغوبيتي متوسط در سطح جهان عرضه مي‌شده است. فرآورده‌هاي ژاپن اغلب از نقوش و فرمهاي تقليدي برخوردار بودند و گرچه از جهات تكنيكي در سطح عالي قرار داشتند ولي به لحاظ عدم ابتكار توليدات نامحدود، محصولات چيني اين كشور به لحاظ اهميت در دوره دوم جهاني قرار دارد. در چين سفرهاي ماركوپلوو ديگران قطعاتي از چيني‌هاي ساخت وارد اروپا گرديد. در آن زمان اروپائيان ظروفي خشن و ابتدائي توليد مي‌كردند كه پس از مشاهده قطعات چيني كوشش فراواني در ساختن ظروف چيني بكار بردند. صنعتگران اروپائي با اضافه كردن گرد شيشه به خاكهاي سفيد رنگ سعي نمودند كه محصولات چيني مشابه محصولات كشور چين را توليد نمايند ولي اين كشف تا سال 1709 كه مقارن با شروع تحولات صنعتي در اروپا مي‌باشد، به وقوع پيوست. در آن زمان يعني اواخر قرن 18 ميلادي سفالگران با تجربه پي مي‌بردند كه تمام رازها در تركيب كائولن، سيليس و فلدسپات نهفته است و گفته مي‌شود كه اين كشف براي اولين بار توسط بانگر كه شاگرد يك دوافروش آلماني بود انجام گرفته است، ولي امروزه اين كشف را به گرافونت شرينهاس نسبت مي‌دهند. در برخي نوشته‌ها به چگونگي روش ساخت چيني و ورود آن بصورت مخفيانه به اروپا توسط ميسيونرهاي مذهبي اروپائي اشاره شده است. اين كشف به سرعت در تمام اروپا اشاعه پيدا كرد و كارخانجات چيني سازي در سرتاسر اين قاره احداث گرديد. در انگلستان خاك سفيدي كه از منطقه كورنوال استخراج مي‌شود پرسيلن ادت به معني خاك چيني مي‌نامند. در طي سالهاي اخير همراه با گسترش دانش و كشف خواص گوناگون كائولن، اين ماده جايگاه خاصي در صنعت كسب كرده و امروزه بعنوان ماده اوليه اصلي يا جنبي و كاتاليزور در بسياري از صنايع استفاده مي‌گردد. كائولن در ايران نيز از دير باز مورد توجه بوده و آثار حفريات قديمي از قبيل تونل و گودالهاي متعدد، حكايت بر شناخت آن نزد پيشينيان ايران زمين دارد. تاريخ معدنكاري بر روي كائولن در ايران به درستي معلوم نيست. در قرن نهم اين اشياء در بين ايرانيان بسيار رايج بوده و سفالگران سلاجقه و صفويه سعي فراوان در بازسازي آنها كردند. در عصر صفويان تعدادي از صنعتگران چيني نيز جهت تعليم و آموزش به ايران آمدند ولي از اين آموزش نتايج مطلوبي حاصل نشد. بجز آنكه ايرانيان بشدت تحت تأثير نقوش و رنگهاي هنرمندان چيني قرار گرفتند. از آن به بعد بتدريج پي به اهميت و خواص كائولن بردند و در صنايع مختلف از آن استفاده كردند. كائولن يك اصطلاح اقتصادي است كه براي كانسارهاي رسي تقريباً سفيد به كار مي رود و از نظر صنعتي به رسي هايي كه داراي مقدار قابل توجهي كائولينيت باشند،اطلاق مي‌شود. اين كانسارها اغلب شامل كاني كائولينيت و يا فرآورده هاي بدست آمده از آن مي باشند. در گذشته اصطلاح خاك چيني به عنوان مترادف كائولن استفاده مي شد. نام كائولن از كلمه كائولينگ چيني به معناي تپه سفيد مشتق شده است که از آن خاك كائولن استخراج مي شده است. كائولن از مجموعه كاني هاي رسي بوده و فرمول شيميايي آن H4Al2Si2O9  مي باشد.كاني هاي كائولن شامل كائولينيت، ديكيت، ناكريت و هالوزيت مي باشد. فراوان ترين كاني اين گروه كائولينيت مي باشد. همه اين كاني ها جزء كاني هاي آلومينو- سيليكات مي باشند كه در سيستم مونوكلينيك و يا تري كلينيك متبلور مي شوند. از مهم ترين خصوصيات كاني شناسي رس هاي كائولن نرمي و عدم سايندگي آنها مي باشد. سختي كائولن در مقياس موهر در حدود 2-5/2 مي باشد. اين نرمي در كاربردهاي صنعتي آن يك مزيت محسوب مي شود. رس هاي كائولن اكثراً از آلتراسيون كاني هاي آلومينيوم سيليكات در نواحي گرم و مرطوب بوجود مي آيند. فلدسپات ها از جمله كاني هاي عمومي منشاء پيدايش آنها مي باشد. پلاژيوكلاز فلدسپارها (سديم يا پتاسيم) معمولاً در ابتدا كائولينه مي شوند. فلدسپارهاي پتاسيك به كندي آلتره شده و توليد كائولن هاي مخلوط با سريسيت دانه ريز، ايليت يا هيدروموسكويت مي كند. كائولن يا خاك چيني به رنگ سفيد بيشترين كاربرد را در توليد چيني و سراميك دارد. آمريكا، روسيه، جمهوري چك و برزيل بزرگ ترين توليد كنندگان كائولن مي باشند. به طور خلاصه خصوصيات مهم كائولن، كه مصارف متعدد آن را سبب شده است مي توان به صورت زير نام برد :
  • از نظر شيميايي در گستره وسيعي از تغييرات PH بدون تغيير مي ماند.
  • داشتن رنگ سفيد كه آن را به صورت ماده رنگي قابل استفاده مي سازد.
  • دارا بودن خاصيت پوششي بسيار خوب
  • نرمي و غير سايشي بودن آن
  • قابليت اندك هدايت جريان الكتريسيته و گرما
  • قيمت ارزان
از نظر بلورشناسی، كائولن ماده‌اي نيمه بلوري و تا حدي بي‌شكل است. خمير آن با آب شكل‌پذير مي‌شود و در اثر پخته شدن شكل و رنگ آن تغيير نمي‌كند. ذرات كائولينيت معمولاً‌بصورت ورقه‌هاي شبه هگزاگونال است كه ابعاد آن از 5/0 تا 15 ميكرون تغيير مي‌كند و قطر متوسط آن5/0 ميكرون است. سيستم تبلور كائولن مونوكلينيك و سيستم تبلور كائولينيت تري‌كلينيك است. اجتماع بلوري آن غالباً‌ پودري تا پولكي است و يا متراكم ريزدانه و در حالت خلوص سفيد ولي اغلب خاكستري و متمايل به زرد تا بي‌رنگ با علامت نوري دو محوره منفي مي‌باشد. كليواژ آن در سطح (001) كامل است و در يك جهت رخ كامل دارد و رليف آن كم و بي‌‌رفرنژانس آن ضعيف مي‌باشد. سطح كليواژ آن داراي علامت مثبت مي‌باشد. واحد ساختاري گروه كائولن از انطباق صفحه وجهي بر روي صفحه هشت وجهي بوجود مي‌آيد. به چنين كانيهايي سيليكات هاي I : I لايه نام نهاده‌اند. اكسيژن رأس صفحه چهار وجهي با صفحه هشت وجهي مشاركت مي‌كند و در داخل واحد ساختاري تشكيل صفحه مشتركي از يون‌هاي اكسيژن مي‌دهد و در صفحه مشترك دو سوم يون‌هاي اكسيژن بين Si و Al شركت كرده‌اند و يك سوم بقيه يون‌هاي اكسژن بارهاي الكتريكي خود را به وسيله H+ در جهت تشكيل H خنثي و آن را تكميل مي‌كنند. سطح فوقاني كائولن يك ورقه از گروههاي OH- نزديك بهم است، اما سطح زيرين از اكسيژنهاي دو از هم و گروههاي OH- تشكيل شده است. كائولينيت يك كاني سيليكاته ورقه‌اي و معرفي از كائولنهاست. ظاهراً‌سيلسيوم تنها كاتيون موجود در صفحه چهار وجهي كائولينيت است. اما ممكن است +3Al و يا +2Mg مكان هاي هشت وجهي را اشغال كنند هنگامي كه +3Al در هم آرايي هشت وجهي باشد، آنگاه نوع كاني، كائولينيت يا يكي از پلي مورف هاي با درجه پايين تبلوري نظير ويكيت يا ناكريت است. اما اگر +2Mg درهم آرايي هشت وجهي باشد، كاني آنتي گوريت است. هالويزيت نوعي كائولينيت است كه بين واحدهاي ساختماني پايه‌اي آن آب قرار دارد و هنگامي كه كاملاً‌ هيدراته شده باشد، اندازه فضاي C برابر 10 است. اغلب واحدهاي ساختاري كائولن، درصفحه پايه‌اي و توسط پيوند ئيدوژني بين يونهاي اكسيژن صفحات چهار وجهي و بين يونهاي هيدوركسيد صفحات هشت وجهي به يكديگر متصل شده‌اند. خصوصيات نوري كائولن بسيار حائز اهم

ژئوپلیتیک ناتو (تعامل سیاست، جغرافیا و قدرت در راهبردهای نوین سازمان پیمان آتلانتیک شمالی)

قیمت اصلی 55000 تومان بود.قیمت فعلی 51000 تومان است.
[real3dflipbook id='6'] سازمان پیمان آتلانتیک شمالی که با هدف اولیه حفظ و تقویت امنیت منطقه ژئوپلیتیکی یوروآتلانتیک در مقابل اتحاد جماهیر شوروی در سال 1949 شکل گرفت، با سقوط پیمان ورشو به­عنوان فلسفه­وجودی­اش­، نه­تنها از بین نرفت بلکه با به­روز کردن راهبردها، با اخذ به­موقع تصمیمات سیاسی، سطح جغرافیایی و مقیاس ژئوپلیتکی فعالیت­هایش در راستای بازآرایی قدرت خود در قرن بیستم را افزایش داد. بررسی تاریخ روابط ­بین­الملل نشان می­دهد خطر کمونیسم در قالب اتحاد جماهیر شوروی و پیمان ورشو اولین نقطه عطف تاریخ ناتو بود که منجر به­ظهور پیمان واشنگتن به­عنوان سنگ­بنای ناتو و پیدایش نسل اول ناتو شد. دومین نقطه عطف، مربوط­به پایان جنگ سرد و تصمیم سران ناتو برای اصلاح مفهومی و ساختاری پیمان برای بقا در نبود فلسفه­وجودی­اش بود که منجر ­به تدوین مفهوم نوین راهبردی در پنجاهمین سالگرد تشکیل پیمان در سال 1999 و رونمایی از نسل دوم ناتو شد. اما حادثه تروریستی یازده سپتامبر در سال 2001 مفهوم نوین راهبردی مذکور را به­سرعت ناکارآمد کرد و زمینه­های لازم برای ظهور نسل سوم ناتو پدیدار شد و درنهایت این سازمان در سال 2010 سومین مفهوم نوین راهبردی خود پس از جنگ سرد را معرفی و از نسل سوم ناتو رونمایی نمود. نسل سوم ناتو، موسع­ترین راهبردهای فعالیت را برای اتحادیه یوروآتلانتیک فراهم کرده که سبب تاریخی­ترین حضورهای فراجغرافیایی ناتو در اقصی نقاط جهان شده­است. این­که روند تحول در تاریخ ناتو از زمان تاسیس تا امروز چگونه رقم خورده­ و چگونه ناتو مفهوم جغرافیا را در راستای کسب قدرت و در تعامل با سیاست بازتعریف کرده­است موضوع کتاب حاضر است. در این کتاب تلاش شده با استفاده از معتبرترین تالیفات روز جهان با موضوع ناتو، با نگاهی انتقادی به روند پیشرفت و توسعه همه­جانبه فعالیت­ها و اقدامات ناتو پرداخته شود. در این زمینه، مهم­ترین دغدغه نگارنده پر کردن خلا تالیفات در ارتباط با سازمان ناتو است چرا­که علی­رغم حضور این سازمان در تمامی مرزهای آبی و خاکی کشورمان و همکاری گسترده با تمامی همسایگان کشور که امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را متاثر می­نماید اما آن­چنان که شایسته­است در داخل کشور سازمان ناتو مورد شناسایی و توجه قرار نگرفته است. فقر ادبیات مرتبط با شناسایی ناتویِ امروزی و بررسی تغییر و تحولات آن و هم­چنین، فقدان بررسی این سازمان از منظر ژئوپلیتیک و تبیین ژئوپلیتیکیِ یکی از مهم­ترین سازمان­های فرامنطقه­ای، مهم­ترین ضروریات تالیف این کتاب به­شمار می­آیند که نگارنده درصدد رفع آن­هاست. بی­شک ضرورت دارد به­طور عام مراکز علمی و دانشگاهی و به­طور خاص مراکز امنیتی و نظامی کشور توجه به این سازمان، رویکردهای نوین آن و هم­چنین تحولات ساختاری و مفهومی آن را بیش­ازپیش مورد توجه قرار دهند. کتاب حاضر در راستای اهداف فوق در سه فصل تدوین شده­است. در فصل اول نویسنده به بررسی تاریخ تحولات ناتو، معرفی نسلهای اول و دوم و هم­چنین تشریح مبسوط نشست­های سران ناتو از سال 2001 میلادی تاکنون و معرفی مشروح نسل سوم ناتو پرداخته­است. در فصل دوم، نسل سوم سازمان پیمان آتلانتیک شمالی با نگاهی ژئوپلیتیکی تبیین و فرآیندها، کارکردها و اهداف ژئوپلیتیکی آن استخراج و معرفی شده­است. در فصل سوم نیز به تفصیل به معرفی ساختار مدنی به­عنوان مهم­ترین تحول نسل سوم ناتو و هم­چنین شناسایی ساختار نظامی این سازمان پرداخته شده­است. اهمیت این کتاب علاوه ­بر تلاش برای جبران کمبود منابع فارسی درباره معرفی رویکردهای نوین ناتو، نیاز محیط­های دانشگاهی و آموزشی کشور است تا شناسایی یکی­از مهم­ترین کنش­گران بین­المللی با رویکرد ژئوپلیتیکی، برای اساتید، دانشجویان و پژوهش­گران، عملیاتی، محسوس و عینی شود. این کتاب می­تواند به­عنوان یک منبع آموزشی برای رشته­های جغرافیای سیاسی، علوم سیاسی، روابط بین­الملل، علوم نظامی و امنیت بین­الملل، مورد توجه دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری قرار بگیرد.  

ژئومورفوتوریسم (کتاب الکترونیک)

قیمت اصلی 42000 تومان بود.قیمت فعلی 39000 تومان است.
ژئومورفوتوریسم یکی از اشکال گردشگری مبتنی بر طبیعت است که از دو واژه ژئومورفولوژی و توریسم تشکیل شده و عبارت است از جاذبه­های گردشگری مبتنی بر عملکرد سیستم­های شکل زا در سطح زمین که با خلق اشکال جذاب و دارای ارزش زیبا شناختی توانایی خارق العاده­ای در جذب گردشگر دارد. باید توجه داشت که مکان­های مختلف دارای توان­های بالقوه در زمینه­های گوناگون از جمله گردشگری می­باشند. اما لازمه بکارگیری این توان­ها تبدیل توانمندی به بهره مندی با چنین فضایی مناسب می­باشد که این هنر خاصی است که در بسیاری از موارد دانش ژئومورفولوگ­ها قادر به آماده سازی و کشف آن است. به عبارت دیگر فهم و ارائه ارتباط بین فرم و فرآیند تاثیر بسزایی در واکنش احساسی و زیبایی شناختی آن دارد که این هنر ژئومورفولوژی در صنعت گردشگری است (رامشت و شاهزیدی، 1390). به عبارت دیگر ژئومورفوتوریسم ازحوزه­هاي مطالعات علوم زمین و مطالعات گردشگري است، که بر شناخت ژئومورفوسایت­ها یا چشم اندازهاي ویژه ژئومورفولوژي تاکید دارد. این حوزه با ترکیب نمودن میراث­هاي فرهنگی، تاریخی و اکولوژیکی پتانسیل­هاي بالایی را در راستاي برنامه ریزي گردشگري پایدار عرضه می­کند (فخری و همکاران، 1392). 3-2- ژئومورفولوژی و توریسم طرح رابطه مسائل جغرافیایی و بویژه مسائل ژئومورفولوژیک با توریسم به سالها قبل باز می­گردد زمانی که لئوپولد (Leopold, 1949) به عنوان یکی از پیشگامان ژئومورفولوژی، اخلاق زمینی (Land ethic) را زمینه ساز و لازمه اخلاق خدمات توریسم (Tourism services ethic) مطرح نمود. این رابطه در واقع درک و شناخت درست از محیط، هم به عنوان منبعی برای گردشگری و هم از نظر اثرگذاری گردشگری بر آن را شامل می­شود. این رابطه در سال­های اخیر به شکلی دیگر و در قالب بررسی عملکرد ویژگی­های جغرافیایی یک ناحیه در ارتباط با توریسم، مورد اقبال محققین بوده است. به عنوان مثال، طرح مکانهای توریستی ژئومورفولوژیکی[1] از جمله این موارد است. این مکان­ها یا به قول پرالونگ(Pralong, 2005) سرمایه­های ژئومورفولوژیکی[2] به صورت اشکال و فرآیندهای ژئومورفولوژیکی تعریف می­شوند که بنابر درک انسان از عوامل تأثیر گذار زمین شناسی، ژئومورفولوژیکی، تاریخی و اجتماعی این مکان­ها، دارای ارزش زیبایی شناختی، علمی، فرهنگی- تاریخی و یا اجتماعی- اقتصادی هستند. ژئومورفولوژی و گردشگری دارای اثرات متقابل بر روی همدیگر هستند و هویت ژئومورفولوژیکی یک منطقه می­تواند در ایجاد یا تقویت جاذبه­های گردشگری آن مؤثر [1]- Geomorphosites [2]- Geomorphological assets