سنجش از دور کاربردی در ArcMAP (کتاب الکترونیک)
با توجه به رشد فزاينده ي علم و فن آوري در دنيا، به نظر مي رسد نقش پژوهش در زمینه سنجش از دور (RS) روز به روز برجسته تر مي شود. كشور ما هم چند سالي است كه امر پژوهش در سنجش از دور را جدي گرفته است و دولت و مسئولان به تشويق بيشتر پژوهشگران پرداخته اند. در اين ميان، يكي از دغدغه هاي اساسي پژوهشگران، اساتيد و دانشجويان انجام پروژه های سنجش از دور در محیط های سیستم اطلاعات جغرافیایی می باشد. در چند سال تدريسي كه در زمینه نرم افزار های سنجش از دور داشته ایم همواره شاهد کاربرانی بوده ایم كه نمی توانستند با نرم افزار Arc MAP به پردازش تصاویر ماهواره ایی بپردازند.به این دلیل در کتاب حاضر قصد داریم که به آموزش سنجش از دور کاربردی در محیط نرم افزاری ArcMAP از سری نرم افزار های تولیدی شرکت ESRI بپردازیم. اين مجموعه علاوه بر تعاریف و کلیات در زمینه سنجش از دور به معرفي پروژه های کاربردی در این زمینه می پردازد و به نمونه های پروژه های انجام شده در ایران و جهان اشاره می کند.
سنجش از دور و سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (کتاب الکترونیک)
سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه
فصل 1 شامل کلیاتی در مورد سیاست خارجی ایلات متحده است و فصل 2، سیاست خارجی ایالات متحده را در قالب دیدگاه نظری رئالیسم تهاجمی قرار میدهد. این فصل با تحلیل اهمیت نظریه و نظریههای مختلف روابط بینالملل و سیاست خارجی آغاز میشود. در عین اذعان به اینکه هیچ نظریهای نمیتواند و نباید همهچیز را تبیین کند، رئالیسم تهاجمی به عنوان چارچوبی نظری مطرح میشود که منحصراً بر سیاست قدرتهای بزرگ و موضوعات متضمن امنیت ملی و منافع ژئواستراتژیک ایالات متحده تمرکز میکند. رئالیسم تهاجمی به خاطر رفتار تهاجمی ایالات متحده برای حفظ جایگاه به عنوان تنها هژمون منطقهای در نظام بینالملل، برای تبیین سیاست خارجی این کشور مناسب است. این فصل با بحث روششناسی مطالعهی موردی تطبیقی که از طریق آن دادهها گردآوری شده و ادعاهای نظری مورد آزمون قرار خواهند گرفت به پایان میرسد.
فصل 3، تحلیل مطالعهی موردی تطبیقی سیاست خارجی ایالات متحده در قبال خاورمیانه در طول جنگ سرد را با تمرکز بر دکترینهای عمدهی رؤسای جمهور ارائه میکند. موارد دکترین ترومن، آیزنهاور، نیکسون، کارتر و ریگان با موفقیت این ادعا را به آزمون میکشند که ویژگی سیاست خارجی ایالات متحده تداوم بوده است تا تغییر. مقاصد سیاست خارجی ایالات متحده برای حفظ جایگاه هژمونیک منطقهای با پیشگیری از ظهور هژمونی شوروی در سراسر جنگ سرد بیتغییر باقی ماند. فقدان حکومت فوقملی، دسترسی اتحاد شوروی به سلاحهای هستهای، عدم قطعیت در مورد نیات آن، و ضرورت بقا، واکنش تهاجمی ایالات متحده را دیکته کرد. همچنین، با توجه به موقعیت جغرافیایی، ایالات متحده پیوسته بر استراتژی کلان موازنهبخشی فرامرزی برای دستیابی به مقاصدش متکی بود.
فصل 4، تحلیل مطالعهی موردی تطبیقی دکترین بوش را در تلاش برای آزمون این ادعا ارائه میکند که آیا دکترین مذکور نمایندهی تداوم در سیاست خارجی ایالات متحده در قبال خاور میانه است. از این جهت، سیاستی که منجر به جنگ 2003 عراق شد، به خاطر تأثیر کلی آن بر سیاست خارجی ایالت متحده در قبال منطقه تحلیل میشود. این فصل با تمرکز بر جنبهی استراتژیک و نه جنبهی مدیریتی سیاست مذکور، این مسئله را نیز تحلیل میکند که آیا تغییری در مقاصد ژئواستراتژیک ایالات متحده و استراتژیهایی که برای دستیابی به آن مقاصد اجرا کرد رخ داد. یافتهی این بررسی آن است که هیچ تغییری در مقصود ژئواستراتژیک پیشگیری از ظهور قدرت منطقهای رقیب و استراتژی کلان موازنهبخشی فرامرزی مورد استفاده برای دستیابی به این مقصود رخ نداده است.
فصل 5، رویکرد مطالعهی موردی سیاست خارجی ایالات متحده در دوران اوباما را ارائه میکند. این فصل، دکترین واقعی اوباما و اصول آن را نیز معرفی میکند. برای آزمون ادعاها، بررسی حاضر تحلیل مطالعهی موردی تطبیقی سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران، ترکیه، سوریه، و جنگ علیه داعش را ارائه میکند. یافتهی این بررسی آن است که سیاست خارجی ایالات متحده در دوران پرزیدنت اوباما نمایندهی تداوم است و اصول دکترین اوباما همسو با مقاصد ژئواستراتژیک ایالات متحده در خاورمیانه و استراتژیهایی است که برای دستیابی به آن مقاصد اجرا کرده است. آنچه دکترین اوباما را از سایر دکترینها متمایز میکند، تأکید آن بر اصل چماق و هویجِ تکملهی روزولت بر دکترین مونروئه است.
فصل 6، از تحلیل مطالعهی موردی تطبیقی برای تبیین رابطهی ایالات متحده ـ ایران پس از سقوط شاه در سال 1979 بهره میگیرد. این فصل برداشت متعارف را با این استدلال به چالش میکشد که ایران کنشگری عقلانی است و علیرغم تغییر رژیم و خطابههای سیاسی متعاقب، سیاست خارجی ایالات متحده در قبال آن در موضوعات متضمن منافع ژئواستراتژیک بیتغییر مانده است زیرا تغییری در مقاصد ژئواستراتژیک و استراتژیهای دو دولت رخ نداده است. مقاصد ژئواستراتژیک و استراتژیها همانگونه باقی مانده است زیرا تغییری در جغرافیا و مواضع آنها در سیاست منطقهای و جهانی رخ نداده است. ایالات متحده و ایران، در عین محدودیتهای رابطه، منافع ژئواستراتژیک متقابلی دارند و مستعد همکاریاند تا منازعه. ماجرای ایران ـ کنترا، جنگ 2001 افغانستان، جنگ 2003 عراق، و جنگ با داعش شواهد کافی برای حمایت از این ادعا ارائه میکنند.
کتاب با خلاصهای از یافتهها و تحلیل آیندهی سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه و چهارگوشهی جهان به پایان خواهد رسید. یافتهی اصلی این است که ویژگی سیاست خارجی ایالات متحده در قبال خاورمیانه در هفت دههی گذشته، تداوم در مقاصد ژئواستراتژیک سیاست خارجی و استراتژیهای دستیابی به آنهاست. مقصود اصلی، حفظ جایگاه هژمونیک منطقهای و پیشگیری از ظهور هژمون منطقهای دیگر بوده است. به این دلیل، ایالات متحده استراتژی کلان موازنهبخشی فرامرزی برای حفظ موازنهی قدرت در هر منطقه را دنبال کرده است. همچنین، کاربرد یک چارچوب نظری ریشهدار برای تبیین سیاست خارجی ایالات متحده در هفت دههی گذشته، امکان شکلی از پیشبینی مشروط را فراهم میکند. در واقع، یکی از مهمترین مزایای کاربرد چارچوب نظری ریشهدار برای تبیین سیاست خارجی، پیشبینی رویدادهای آیندهای است که در تحت شرایط و عوامل مشابه رخ میدهند. بر اساس یافتههای پیشگفته و اصول رئالیسم تهاجمی، این پیشبینی منطقی است که اگر تغییری در جایگاه هژمونیک و جغرافیای ایالات متحده رخ ندهد، سیاست خارجی آن همچنان اساساً پابرجا خواهد ماند.
سیاستگذاری مسکن در ایران (املاک؛ مستغلات و ساختمان)
مسکن در تمام ابعاد چیزی بیش از یک سرپناه بوده و همۀ خدمات اجتماعی و رفاهی را که یک محله یا اجتماع را به سمت سرزندگی و شادابی محیطی رهنمون میسازد را در برمیگیرد و به یک جز حیاتی در بافت اجتماعی، اقتصادی و سلامت هر ملت تبدیلشده است. تاریخ آن از توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی انسان جداناپذیر است و افزون بر این انعکاسدهنده ارزشهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه است، چنان چه بهترین شاهد فیزیکی و تاریخی تمدن یک کشور و شاخص یا معیار قابلاطمینانی از رشد اقتصادی است.
مسکن يکي از حوزههاي مهم اقتصاد و از عمدهترین داراييها بوده و امور مربوط به آن، اعم از حاکميتي و تصدي، افزون بر بخش خصوصي و تعاوني، در بخش دولتي و عمومي با دستگاههای متعدد، در سراسر کشور پراکنده است. اين پراکندگيها که در طول چندين دهه گذشته پديد آمده، ريشههاي ناکارآمدي سازماني و منشأ اختلافات ميان مردم و سازمانها بشمار ميآيد که ناشی از نبود یک چشمانداز جامع و سیاستگذاری راهبردی میباشد.
سیاست و خطمشی، رویه، اندیشه و تفکری است که در سطوح مختلف یک جامعه بهمنظور حل مسائل و جوامع انسانی به کار میرود. سازمانهای مختلفی که در یک کشور در خدمت نیاز جامعه هستند هرکدام سیاستهایی را جهت رفع انواع نیازهای مردم به کار میبرند.
به نظر میرسد در وضعيت کنوني مديريت زمين و مسکن شهري بهنوعی تابع اصول اقتصاد آزاد بوده و به عبارتي در چارچوب سود براي سود بيشتر عمل میکند؛ و با سازوکار همان بحث داروين مبني بر بقاي اصلح مطرح میشود و در چنين بازاري هرکس داراي توان اقتصادي بالاتري باشد میتواند بهترين موقعیتهای شهر را تحصيل نمايد، بهطوریکه گروههای کمدرآمد نهتنها نمیتوانند زمینهای با موقعيت خوب را در اختيار گيرند بلکه به خارج از محدودههای رسمي شهر جهت تأمين سرپناه پرتاب میشوند و موجبات شکلگیری بازار غیررسمی زمين و سکونتگاههای غیررسمی را فراهم میآورند. علاوه بر اين ديدگاه سود براي سود بهمرور زیستبوم شهري را نيز تخريب خواهد نمود. لذا براي از ميان برداشتن اين سازوکار و انساني نمودن بازار با رهيافت اقتصاد پايدار جهتدهی و اصلاح سیاستگذاری دولت در اين عرصه ضرورت دارد. سیاستگذاری در امر مسکن در طول 70 سال نظام برنامهریزی در ایران و بررسی تجارب جهانی در امر سیاستگذاری موضوع اصلی این کتاب را تشکیل میدهد. اين پژوهش در پي آن است که با تحلیل سیاستگذاری انجامشده در بخش مسکن چارچوبي تعريف نمايد که با مشخص نمودن ميزان مداخله دولت، سیاست راهبردی در طول این دوران را موردنقد و بررسی قرار دهد.
فصل اول به مفهوم مسکن و واژهشناسی آن اختصاص دارد و به تعاریف و مفاهیم و اهمیت مسکن و شاخصهای آن پرداخته و درنهایت حق به مسکن در معاهدات بینالمللی را بازتعریف نموده است.
فصل دوم به برنامهریزی مسکن و عوامل مؤثر بر این برنامهریزی تأکید دارد. در این فصل اهداف مترتب بر برنامهریزی مسکن در ادبیات جهانی موردبررسی قرارگرفته است.
فصل سوم به سیاست در مسکن پرداخته و عوامل تأثیرگذار بر سیاست و استراتژیهای آن را در قالب سیاست اجرایی و لزوم دخالت دولت در مسکن را تحلیل مینماید.
در فصل چهارم دیدگاههای مرتبط و موجود مسکن که مبنای ادبیات نظری میباشد تا حد امکان جمعآوری و ارائه گردیده است؛ دیدگاههای متفاوت در سیاستگذاری از رهاسازی بازار تا تمرکز کامل و انواع سیاستهای تأمین مالی متکی بر ایدئولوژی حاکم در این فصل موردنظر میباشد.
فصل پنجم به بررسی تجارب جهانی در برنامهریزی مسکن در قالب کشورهای مختلف در دو بخش توسعهیافته و کمتر برخوردار پرداخته که درسهای مثبت و منفی میتواند در سیاستگذاری کشور مؤثر باشد.
فصل ششم، شاهبیت کتاب بوده و بخش اصلی آن را تشکیل میدهد و به عبارتی فصول پنجگانه میتواند مقدمهای بر مدخل این فصل قلمداد شود. در این فصل از شکلگیری اولین مجلس مشروطه نگاه مستقیم و غیرمستقیم به سیاستگذاری مسکن تا برنامه ششم موردبررسی و ارزیابی قرارگرفته است.
سیستمهای اطلاعات جغرافیایی برای تصمیمگیری گروهی (کتاب الکترونیک)
شبیهسازی اقلیمی، با تأکید بر مدل اقلیم منطقهای RegCM4
نقش انسان در تغییر محیطزیست تا اواسط سده بیست و یکم، درخور توجه و بسی فراتر از تمام ۱۰ هزار سال گذشته خواهد بود. با وجود ابهامها درباره جزئیات تغییرات آب و هوایی، این نکته مسلم است که فعالیتهای بشر بیتردید از برخی جهتها بر جو زمین موثر است. سوختهای فسیلی که در نیروگاهها و اتومبیلها میسوزند، ذرات و گازهایی را در هوا رها میکنند که به تدریج ترکیب جو را تغییر میدهد. غیر از استفاده از سوختهای فسیلی، فعالیتهای دیگر بشر نیز آثار مخربی بر سیستم آب و هوایی دارد. برای مثال تبدیل جنگلها به زمینهای کشاورزی موجب نابودی درختانی میشود که میتوانست کربن موجود در هوا را جذب کرده و از شدت اثر گلخانهای بکاهد. درک و احساس نقش عوامل تغییردهنده وضعیت آب و هوا یک موضوع، و دانستن چگونگی این تغییرات در سطوح محلی و جهانی موضوع دیگری است. برای این منظور لازم است مدلهای دقیقتری از آب و هوا در اختیار داشته باشیم.
از نظر دانشمندانی که به تهیه مدلهای آب و هوایی میپردازند، باید سر از هزاران کنش و واکنش اقیانوسها، جو و توپوگرافی زمین، به خصوص بیوسفر درآوریم تا بتوانیم متغیرهای بسیار دقیقی را در اختیار مدلها قرار دهیم. اینگونه واکنشها بین اجزای مختلف سیستم اقلیمی طبق قوانین فیزیکی و بر اساس دهها معادله ریاضی صورت میگیرد. مدل سازها برای هر قلمرو معادلاتی را (در یک شبکه سه بعدی دربرگیرنده کل زمین و هر آنچه در آن میگذرد) برای محاسبه در اختیار کامپیوتر قرار میدهند. چون طبیعت در چارچوب و محدوده این قلمروهای جداگانه باقی نمیماند، نه تنها باید فرمولهای مناسبی برای برهمکنش اجزای هر گروه از عوامل آب و هوایی داشته باشیم، بلکه باید بتوانیم چگونگی انتقال انرژی و جرم به داخل و خارج آنها را به نحو مناسبی تشریح و توجیه کنیم. از این رو زمان لازم برای شبیهسازی، خود نوعی عامل محدودکننده این مدل ها به شمار می رود.
اما مهم تر از همه اینکه باید بتوانیم پیش از هر گونه اعتماد و اتکا به مدل های پیشبینی وضعیت آینده، نشان دهیم که مدل های ابداعی ما میتوانند تغییرات آب و هوا در گذشته و حال را دقیقاً شبیهسازی کنند. برای این کار، به سوابق درازمدتی نیاز داریم و شبیهسازی تنها زمانی امکانپذیر است که با ثبت دائمی تغییرات در زمان وقوع آنها همراه باشد. حتی پیچیدهترین مدلهای کنونی ما نمیتوانند مستقیماً شرایطی چون پوشش ابرها و تشکیل باران را شبیهسازی کنند. ابرهای توفان زای بسیار قدرتمند(که میتوانند بارانهای سیلآسا را موجب شوند) اغلب در ابعادی کمتر از ۱۰ کیلومتر عمل میکنند و قطرات باران در مقیاسهای کمتر از میلیمتر فشرده میشود. از آنجا که هر یک از این رویدادها در مناطقی کوچک تر از حجم یک پیکسل شبکه رخ میدهد، خصوصیاتشان را باید با استفاده از تکنیکهای آماری بسیار دقیق و سنجیده استنتاج کرد. موارد وقوع این پدیده ها میتواند از نقطهای به نقطه دیگر متفاوت باشد، ولی بیشتر عواملی که(مانند افزایش غلظت گازهای گلخانهای) بر آب و هوا تأثیر میگذارد، در تمام سطح کره زمین و همه نواحی آن کاملاً یکدست و یکنواخت عمل میکند. اگر بخواهیم نواحی هر چه کوچکتر را در نظر بگیریم، تفاوت و تنوع در آب و هوا، هر چه بیشتر بر فعالیت آب و هوایی کلان پرده خواهد افکند. به طور کلی ویژگیهای آب و هوایی را که در تمام موارد شبیهسازی رخ میدهند، «سيگنال» و آنهایی را که تکرار نمیشوند، اغتشاش نامیده میشود.
نکته دیگری که در باب شبیهسازی آب و هوایی وجود دارد، بحث دادهها میباشد. اما اینگونه شبیهسازیها که فاقد مشاهدات دقیق است، عملاً از حیطه گمانهزنیهای خوب و قابلقبول خارجاند. به عبارت دیگر برای آنکه بر تردیدهای موجود درباره میزان تأثیرگذاری فعالیتهای بشر بر سیستم آب و هوا فائق آییم، لازم است بدانیم در گذشته چه تغییراتی را پشت سر گذاشته است. باید بتوانیم شرایط پیش از انقلاب صنعتی را (به ویژه از زمانی که انسانها تأثیرات بازگشتناپذیری بر ترکیب جو گذاشتند) به حد کافی شبیهسازی کنیم.
برای درک تغییرات آب و هوایی در زمانی که هنوز ماهوارهها و ابزارها و دستگاههای هواشناسی وجود نداشتند، متکی به نشانگرهایی چون هوا و مواد شیمیایی به دام افتاده در عمق قطعات عظیم یخ، حلقههای چوب در بدنه درختان کهنسال، جزایر مرجانی، و رسوبهای نشسته بر کف اقیانوسها و دریاچهها هستیم. اینگونه تصاویر لحظهایی، اطلاعات سودمندی در اختیار ما قرار میدهد. در نهایت میتوان با کنار هم گذاشتن تکههای مختلف دانستهها (همچون قطعات پازل) به یک تصویر کلی از گذشته آب و هوایی زمین دست پیدا کرد. لیکن برای درک حقیقی آب و هوا در شرایط کنونی، لازم است تصاویر لحظهایی بیشتری از صفات و کیفیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی کره زمین در اختیار داشته، یا به چیزی شبیه نوارهای ویدئویی طولانی از تحولات کنونی در آب و هوا نیازمندیم. اندازهگیریهایی که هم اکنون به طور مرتب از یخ دریاها، پوشش برف، رطوبت خاک، پوشش گیاهی و درجه حرارت و نمک موجود در آب اقیانوسها صورت میگیرد، تنها برخی از متغیرها را شامل میشود. درعینحال، چشمانداز کنونی چندان دلگرمکننده نیست. در حال حاضر دانشمندان تنها تفسیرهای خود را از اطلاعات حاصل از شبکههای بزرگی از ماهوارهها و حسگرهای سطح زمین مانند گویهای شناور، کشتیها، رصدخانهها، ایستگاههای هواشناسی و هواپیماهایی که جهت مقاصد دیگری(مثلاً پیشبینی وضع هوا) به پرواز درآمدهاند روی هم انباشته میسازند. نتیجه آنکه تصویر ما از تغییرات آب و هوایی در گذشته، غالباً، مبهم و دارای جاهای خالی بسیاری است.
تغییر آب و هوا هم اکنون در جریان است و تغییرات بیشتری نیز قطعاً در آینده رخ خواهند داد. ضروری است که بشر از شدت این تغییرات کاسته و برنامهریزی معقول و منطقی برای آن داشته باشد؛ ولی در حال حاضر هیچ یک از این دو کار از ما بر نمیآید. دانشمندان برای پیشبینی شکل و شمایل واقعی آب و هوا در آینده، باید بر موانعی که در بالا برشمردیم فائق آیند. رفع مشکل تهیه مدل با قدرت تفکیک بیشتر برای درک پیچیدهتر ظرایف تعاملات در آب و هوا، نسبتاً ساده است. بنابراین میتوان گفت جهت پیشرفت اهداف علوم جوی بایستی این علم نیز در کنار سایر علوم و تکنولوژی، پیشرفت نماید. امروزه جهت پیشبرد این اهداف، فراگیری تکنولوژیهای نوین از جمله سیستمعامل لینوکس بیش از پیش از سوی هواشناسان و اقلیمشناسان احساس میشود. در حال حاضر بسیاری از برنامهها تحت سیستمعامل لینوکس پایهگذاری و ایجاد میشوند، ولی بیشتر دانشجویان اقلیمشناسی به دلیل آشنا نبودن با این سیستمعامل توان فراگیری و استفاده از بسیاری برنامهها و مدلهای سازگار با سیستمعامل لینوکس از جمله RegCM، PRECIS ،GrADS و WRF را پیدا نمیکنند. احساس نیاز به این سیستمعامل که زیرمجموعه لینوکس است ما را بر آن داشت که جهت رفع این نیازها اقدام به نگارش کتاب حاضر نماییم. جهت فهم دقیق تعاریف، دستورات و متغیرهای بکار رفته سعی شده است که تا حد امکان فرامین با زبانی ساده یا به قولی ((خودمانی)) نگاشته شود تا برای مخاطبین قابل درک باشد. در مجموعه پیش رو بیشتر به بخش دستورات، برنامهنویسی و اجرای صحیح مدلRegCM4 به روش سریال، که یکی از مشکلات دانشجویان در برنامهنویسی و اجرای این مدل ارزشمند است پرداخته شد. مباحث این کتاب مشتمل بر 6 فصل است. فصل اول: شرح مختصری از انواع مدلهای آب و هوایی؛ فصل دوم تاریخچهای از سیستمعامل لینوکس؛ فصل سوم شامل طریقه نصب و راهاندازی سیستمعامل لینوکس اوبونتو؛ فصل چهارم: آشنایی کلی با فرامین کاربردی اوبونتو؛ در فصل پنجم نیز تشریح مدل اقلیم منطقهای ارائه میشود؛ و سرانجام در فصل ششم، اجرای صحیح مدل RegCM4 آموزش داده خواهد شد. همچنین در چاپ دوم بخش جدیدی تحت عنوان شبیهسازی اقلیم آینده نیز به کتاب اضافه شده است که جای آن در چاپ اول خالی به نظر میرسید.
نتایج حاصل از فراگیری این مدل به خواننده در فهم پیچیدگی مدل اقلیم منطقهای (RegCM4) کمک شایانی خواهد نمود. همچنین به مخاطبان اجازه میدهد که علاوه بر مدل RegCM4، به دلیل قرابت دستورات و برنامهنویسی با سایر مدل های فیزیکی- دینامیکی نظیر WRF، PRECIS و طیف وسیعی از انواع مدل های اقلیمی، با نحوه راهاندازی آنها آشنا شده و با صرف کمترین زمان و هزینه بتوانند با اطمینان بالا به شبیهسازی آب و هوایی بپردازند. با عنایت به نوع مدلسازی، این کتاب برای دانشجویان مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، طیف وسیعی از رشتههای فیزیک جو، اقیانوسشناسی، جغرافیای طبیعی و اقلیمشناسی، هواشناسی کشاورزی، هیدرولوژی، علوم زیستمحیطی و سایر رشتههایی که با اتمسفر و آب و هوا سروکار دارند مناسب میباشد.
شهر خلاق (کتاب الکترونیکی)
شهر دوچرخه سوار (کتاب الکترونیک)
شهر شما چقدر هوشمند است؟(کتاب الکترونیک)
شهرسازی مبتنی بر دفاع غیرعامل
انسان از ابتدای خلقت و آغاز زندگی خود در این جهان با پدیده تهدید روبرو بوده است و لذا همواره تلاش نموده تا در برابر تهدیدات از خود محافظت نماید. علاوه بر آن وی ناچار گشته بهموازات پیشرفت ماهیت و فناوری تهدیدات، شکل و ماهیت دفاع در برابر تهدیدات را نیز تغییر و ارتقا بخشد. پیشرفت فناوری در حوزه نظامی تهدیدات را به سایر حوزههای زندگی بشر تسری داده و بهاینترتیب واژه تهدید امروزه به یک مفهوم چندوجهی تبدیل گشته است. یکی از مهمترین وجوه تهدیدات جنگهای کنونی، ضربه به مراکز حساس و حیاتی کشورها در بخشهای نظامی و صنعتی است و در مقابل نیز ازجمله مهمترین اقدامات تدافعی، جلوگیری از وارد آمدن آسیب به مراکز یادشده و یا محدود نمودن خسارات ناشی از آن است، زیرا انجام اقدامات دفاعی موجب کاهش قابلتوجه هزینههای مربوط به جبران خسارات احتمالی در این مراکز میگردد. ازجمله اقدامات و تدابیر دفاعی مطرح در برابر تهدیدات مذکور، دفاع یا پدافند غیرعامل و بدون اقدامات تهاجمی و بهکارگیری تسلیحات است که اتخاذ آن در مورد مراکز حساس موجب افزایش ضریب امنیتی و کاستن از میزان خسارات وارده به اینگونه مراکز میگردد. پدافند غیرعامل بهعنوان یکی از مؤثرترین و پایدارترین روشهای دفاع در مقابل تهدیدات از قدمتی به بلندی تاریخ بشر برخوردار است، بهطوریکه قبایل بدوی در هنگام منازعات و درگیریها با پناه جستن به غارها و حفرهها و نیز تمدنهای اولیه با احداث قلعه، بارو و جانپناه در برابر تهاجمات دشمن درواقع به شکلهای ابتدایی دفاع غیرعامل می پرداخته اند. تجارب حاصل از جنگهای بینالمللی بهویژه جنگهای اخیر حاکی از انهدام از مراکز حیاتی و حساس واقع در عمق سرزمینها توسط نیروهای متخاصم و لزوم انجام اقدامات دفاعی در برابر اینگونه تهدیدات را بیشازپیش ضروری مینماید.
بهاینترتیب پدافند غیرعامل شامل مجموعه اقدامات غیرمسلحانهای که موجب افزایش بازدارندگی، کاهش آسیبپذیری، تداوم فعالیتهای ضروری، ارتقای پایداری ملی و تسهیل مدیریت بحران در مقابل تهدیدات و اقدامات نظامی دشمن میگردد، قادر است مدیریت دفاع در برابر تهدیدات مراکز حساس را ارتقا بخشد.