نمایش 9 24 36

راهکارهای سازگاری با تغییرات اقلیمی در شهرها

35000 تومان
شهرها بخشی از مشکلات تغییر آب‌وهوا هستند. بااین‌حال شهرها بخش اصلی برنامه‌های کنترلی به‌شمار می‌روند. این گزارش، تحلیلی بر نقش شهرها و نواحی پایتخت در کشورها در حل مشکل تغییر آب‌وهوا ارائه می‌دهد. شهرها بخش عمده‌ای از انرژی جهان را مصرف می‌کنند؛ درنتیجه از تولیدکننده‌های اصلی گازهای گلخانه‌ای هستند. اراضی ساحلی و زیرساخت‌های شهری در معرض تأثیرات تغییر آب‌وهوا؛ ازجمله افزایش سطح آب و طوفان‌های عظیم هستند. این گزارش نشان می‌دهد که چگونه از طریق برنامه‌ریزی و مدیریت هوشمند آب‌وهوای شهری می‌توان به اهداف ملی آب‌وهوا و حداقل سیاست‌های اقتصادی به سیاست‌های محیط‌زیست دست‌یافت. شش فصل اول ارتباط بین شهرسازی، مصرف انرژی و میزان CO2 آزادشده را تحلیل می‌کند. ظرفیت سیاست‌های محلی را در کاهش نیاز جهانی به انرژی و ارجحیت بین اهداف اقتصادی و محیط‌زیستی در مقیاس محلی تخمین می‌زند و سیاست‌های متمم و متقابل مانند ترکیب سیاست‌های رشد و ارزیابی و تعداد ابزار؛ ازجمله مدیریت سبز، سیاست‌های مالی موجود با استفاده از تأمین مالی جلسات و ابداعات محیط‌زیستی را علیه تغییر آب‌وهوا در سطوح محلی تخمین می‌زند. یکی از مهم‌ترین پیام‌های این کتاب آن است که سیاست‌های شهری با استفاده از کاهش نیاز جهانی آب‌وهوا (مانند مالیات کربن) امکان‌پذیر است. این گزارش جهت اطلاع عموم از برنامه‌های تغییر آب‌وهوا، فعالیت‌های مهم کشورهای عضو OECD و ممالک غیرعضو است. دکتر شفقتی - بهار 1397                                  

مقدمه

تغییر آب‌وهوا به یکی از مهم‌ترین مسائل قرن حاضر تبدیل ‌شده است. انتشار گازهای گلخانه‌ای جهان تقریباً از سال 1970 دو برابر شده و به حدود معادل 74 گیگا تن دی‌اکسید کربن در سال 2005 رسیده است. بر اساس پروژه‌های سازمان توسعه‌ای و همکاری (OECD[1]) ادامه این روند منجر به افزایش 50 درصدی میزان گازهای گلخانه‌ای تا اواسط قرن بوده و دمای جهانی به حدود 4/2 – 7/1 درجه سانتی‌گراد قبل از دوره صنعتی در سال 2050 افزایش می‌یابد و در بلندمدت به میزان 4 تا 6 درجه سانتی‌گراد افزایش دما خواهیم داشت. حتی بدتر از آن سیستم طبیعی جذب کربن در سیاره تا اواسط قرن، بالا رفته و به‌احتمال‌زیاد تغییر آب‌وهوا بسیار حادتر خواهد شد. درحالی‌که به‌طور قابل‌توجهی مسائل عدم‌اطمینان در هزینه‌ها وجود دارد و به‌طورکلی به دلایل عدم‌مقابله با تغییرات اقلیم توافق‌های بسیار مهمی برای اقتصاد جهانی صورت گرفته است. استرن[2] در سال 2007 ادعا نمود که کل هزینه‌های اقتصادی و رفاه ناشی از سیاست‌های اجرایی در حدود 4/14 درصد متوسط سرانه مصرف در جهان است. متوسط سرانه در اثرات بازار و غیربازار حتی نگران‌کننده است. افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای به‌احتمال‌زیاد منجر به تحولات عظیم؛ مانند سیل و خشک‌سالی، طوفان‌های مرگبار، موج‌های عظیم و افزایش درگیری بر سر مواد غذایی و آب و منابع می‌شود. برخورد با تغییرات آب‌وهوایی به مجموعه‌ی گسترده‌ای از ابزار نیاز دارد. اگر بخواهیم میزان انتشار را به حداقل 30% تا سال 2050 برسانیم؛ به‌عبارت‌دیگر برای جلوگیری از تداخل انسانی و به حداقل رساندن هزینه‌های مربوطه موافقت شد شماری از ابزارهای سیاست در محل قرار گیرد تا به‌عنوان ایجاد انگیزه‌های مناسب برای اطمینان از کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای به کار رود. OECD تأکید می‌کند که سازوکار مبتنی بر بازار مانند شیوه‌های تجاری مالیات بر کربن یا هر دو باید عناصر اصلی از ترکیب سیاست برای کمک به ایجاد یک بازار جهانی کربن (OECD2009A) باشد. با این کار نیاز به حذف یارانه انرژی سوخت فسیلی و تخصیص مجدد منابع مالی را بر افزایش سرمایه‌گذاری در انرژی پاک تکمیل می‌کند. شهرها نقش مهمی در دستور کار جهانی برای پرداختن به چالش تغییر آب‌وهوا دارند. امروز حدود نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کند؛ تا سال 2050، این نسبت احتمالاً به دوسوم افزایش می‌یابد. شهرها مسئول بخش عمده‌ای از تولید ملی، نوآوری و اشتغال هستند و آن‌ها دروازه‌های کلیدی جریان شهرها، سرمایه‌ی فراملی و زنجیره‌ی عرضه جهانی هستند، همان‌طور که موتورهای کلیدی اقتصاد جهانی را تشکیل می‌دهند؛ بنابراین تعجب‌آور نیست که شهرها مصرف اکثریت انرژی تولیدی در سراسر جهان را شامل می‌گردند و سهم تقریباً مساوی از انتشار گازهای گلخانه‌ای در سطح جهان - بین 60 تا 80 درصد- را به عهده دارند. همه پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که این روند به دلیل رشد جمعیت شهری ادامه خواهد داشت. رشد شهرنشینی به افزایش انتشار گاز  CO2کمک می‌کند، همچنین بسیاری از شهرها نیز به‌احتمال‌زیاد به تغییر آب‌وهوا کمک می‌نمایند. تعداد زیادی از شهرها و مناطق تلاش می‌کنند تا مصرف انرژی و انتشار CO2 را کاهش دهند. در ارتباط دوسویه بین تغییر اقلیم و توسعه‌ی شهری، شهرها و مناطق در برخی از کشورهای OECD مسئولیت‌هایی اساسی در بخش‌های شهری داشتند که می‌تواند راهبردهای باارزشی را برای سازگاری با تغییر اقلیم فراهم نماید و شامل سیاست‌هایی می‌شوند که ترابری و محیط ساخته‌شده‌ی شهرها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بدون تردید شیوه‌نامه‌ی جهانی در مورد تغییر اقلیم وجود دارد. شهرها با چالش تعیین دامنه‌ی واکنش‌های محلی روبه‌رو هستند که کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای[3]، محافظت در برابر تغییر اقلیم و رشد اقتصادی از نتایج آن خواهند بود. اثربخشی اجرای سیاست‌های محلی بستگی به ظرفیت سیاست‌ها در زمینه‌ی کاهش اثرات اقلیمی و اهداف سازگارپذیر دارد، درحالی‌که رشد اقتصادی و پایداری محلی را دنبال می‌کند. بر اساس داده‌های آماری پایگاه‌ها، داده‌های ما در شهر OECD، مطالعات تجربی OECD و نتایج پرسش‌نامه‌های مختلف، گزارشی تهیه ‌شده است که در آن ارتباط بین شهرها و تغییر اقلیم، کارایی راهبردهای محلی در شناسایی موضوع تغییر اقلیم، سرمایه‌گذاری محلی و فرصت‌های رشد اقتصادی و اشتغال در اقتصاد سبز را موردبحث و بررسی قرار می‌دهد. در بخشی از این گزارش ارتباط بین شهرها و تغییر اقلیم تحلیل شده است. این بخش نشان می‌دهد که تراکم جمعیت ارتباط آشکاری با مقدار انرژی مصرفی دارد و یکی از عوامل مهم انتشار CO2 است. درحالی‌که هیچ شهری نیست که در انتشار گازهای گلخانه‌ای سهیم نباشد؛ روش‌های حمل‌ونقل مردم در شهر، نوع شیوه‌هایی که برای استفاده از انرژی استفاده می‌کنند و چگونگی گرم کردن ساختمان‌ها، شهرها را به بزرگ‌ترین مصرف‌کننده‌ی انرژی و بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی آلودگی تبدیل می‌کند. میزان انتشار در شهرها می‌تواند تا حدود زیادی تحت تأثیر شیوه‌ی زندگی مردم، شکل مکانی آن، دسترسی به ترابری عمومی و منابع شهری باشد. به علت ماهیت پیچیده و ثابت زیربناهای شهری، تمامی شهرها به‌خصوص آن‌ها که در نواحی ساحلی قرار گرفته‌اند، بر روی درجه‌ی حرارت جهانی تأثیر دارند. این پدیده هم در کشورهای توسعه‌یافته و نیز در کشورهای درحال‌توسعه شناخته‌ شده است؛ لیکن سیاست‌های سازگارپذیر در سطح محلی توجه کم‌تری را به خود معطوف داشته‌اند. اثرات اقلیمی شهرها در بخش دیگر بحث شده است. تعدیل تغییر اقلیم، نیاز به سرمایه‌گذاری‌های عمومی دارد تا افزایش سیلاب‌ها، طوفان‌ها، موج‌های گرمایی، خشک‌سالی و کمبود آب را مشخص کند. این فعالیت‌ها می‌تواند بیش از گذشته میزان خسارت تغییر اقلیم را افزایش دهد. اختلال در نظام‌های زیربنایی ممکن است به‌طور آشکاری باعث کندشدن پیشرفت اقتصادی شده و خسارات فزون‌تری را به اقتصاد محلی و ملی وارد نماید. فواید اجرای سیاست‌های شهری در جهت کاهش اثر تغییر اقلیم در ادامه اثبات شده است. ارتباط سنتی بین رشد اقتصادی و موضوعات محیطی در سطح کوچک‌مقیاس مشاهده شد که اشاره به هزینه‌های کم‌تر برای سیاست‌های تغییر اقلیم دارد. این مسئله از یک مدل تعادلی عمومی که یک مدل شهری را تولید می‌کند، به دست می‌آید. بر اساس سناریو جهانی با هدف کاهش انتشارات کیوتو، هزینه‌های اقتصادی کلی را می‌توان با استفاده از مجموعه‌ای از کارها در سطح محلی در طول زمان کاهش داد. این موضوع سلسله اهداف دیگری مانند آلودگی محلی کم‌تر و افزایش جذابیت شهری را فراهم می‌سازد. این بخش هم‌چنین سایر فواید مربوط به کاهش اثرات تغییر اقلیم؛ مانند بهبود شرایط سلامت و کیفیت زندگی، کاهش هزینه‌ها و افزایش کارایی، امنیت انرژی و بهبود زیربناهای اقتصادی را بحث و بررسی می‌نماید. با کمک ابزار برنامه‌ریزی استراتژیک، سیاست در سطح محلی بر بسته سیاست‌های مکمل متمرکزشده و استراتژی‌های ارضی و سیاست‌های بخشی را با هم مطرح می‌نماید. ابزارهای سیاست در سطح محلی؛ مانند استفاده از زمین منطقه‌بندی، منابع طبیعی، حمل‌ونقل، ساختمان، زباله و سیاست‌های آبی را بررسی می‌کند. درحالی‌که بسته‌های سیاست باید در خصوصیات مناطق شهری منحصربه‌فرد مؤثر و الگوهای مصرف انرژی محلی طراحی شده باشد؛ لذا باید شناسایی تأثیر منابع بر روی هر یک از اقدامات عمومی ضروری انجام شود. سؤال اصلی سیاست‌های مؤثر متقاطع با مفهوم تراکم شهری بوده و در این بخش ویژگی‌های مختلف سیاست‌های تراکم و اثر آن در دستیابی به اهداف زیست‌محیطی در درازمدت ارزیابی می‌گردد. اقدامات لازم برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و انطباق با اثرات تغییرات آب‌وهوا فشار بالایی بر بودجه‌های شهری داشته و نیاز به منابع اضافی را افزایش می‌دهد. در بخش دیگر اشکال مختلف فشار رو به بالا بر بودجه شهری که می‌تواند در پیش‌بینی پاسخ به مسائل مربوط به تغییرات آب‌وهوا مؤثر باشد را موردبحث قرار داده است. اگرچه سرمایه‌گذاری در تغییرات آب‌وهوا و سیاست پایداری شهری می‌تواند فواید مشترک؛ مانند افزایش قابلیت دسترسی و جذابیت شهری در تولید بالا، افزایش بار اضافی در سرمایه‌گذاری‌های شهری داشته باشد. در حال حاضر تعدادی از ابزارهای موجود مالی در اختیار شهرها قرار دارد که می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای دستیابی به تغییرات آب‌وهوا و اهداف پایداری شهری در نظر گرفته شود. بازارهای کربن و دسترسی به سرمایه‌های مالی ممکن به‌عنوان منابع مالی جدید امیدوارکننده هستند. در انتها نقش شهرها در کمک به طرح مدل جدید رشد سبز جهانی در زمانی که دولت‌ها بایستی ردپای کربن را کاهش دهند تا از بحران‌های اقتصادی خارج شوند، مطرح می‌کند. بخش مهمی در سیاست اصلی شهرها و دولت‌های منطقه‌ای است که می‌تواند به اهداف رشد سبز؛ ازجمله توسعه و نگهداری زیرساخت‌های عمومی سبز، بهبود سازگار با محیط‌زیست، بهره‌وری تولید، تقاضا از طریق ایجاد تنظیمات در مصرف سبز و تسهیل در نوآوری سبز کمک نماید. این توضیحات به‌عنوان ابزاری برای ارزیابی اثربخشی این سیاست‌ها در رسیدن به اهداف توسعه‌یافته و ارائه چارچوب تحلیلی جهت کمک به تحقیقات آینده این موضوع محسوب می‌گردد.          

[1] .Organisation for Economic Co-operation and Development.

[2] .Estern. [3] .Green house gas.