مدیریت شانس
آیا گاهی اوقات آرزو نکرده است که آرزویش را داشته باشد که آن عنصر دست نیافتنی زندگی به نام شانس، اقبال، سرنوشت یا سرنوشت را دوست داشته باشد؟ با هر نامی، خوش شانسی، طبق توافق کلی، شرطی است که مردان آرزوی آن را دارند. با دلیل؛ این شانس است که ما را قادر میسازد بدون آسیب در میان خطرات جهان حرکت کنیم، روزهایمان را با رنگ ماجراجویی لمس میکند، ما را در راهروی طولانی فرصت ها راهنمایی میکند و بی سر و صدا به ما میگوید که کدام در را باز کنیم. هر ماهی گیر، خواه ماهی قزل آلا، گنج یا آرامش باشد، باید صید خود را در مقیاس مرموز شانس وزن کند.
مدیریت کاربردی برای کارآفرینی
مفهوم کارآفرین یکی از بحث برانگیزترین و معنی دارترین تحلیل های عملیاتی و استراتژیک است. معانی متفاوتی ارائه شده است ، که بیشتر تفاوتها در ارزیابی ، به ویژه در عملکرد را شامل می شود. علاوه بر این ، باید توضیح روشنی از معنای "روحیه کارآفرینی" یا "کارآفرینی" ارائه داد. این تعاریف باید بحث های مربوط به عملكرد اساسی ، یعنی ایجاد و راه اندازی مشاغل جدید را روشن كند. پیمانکار کسی است که تصمیمات عملیاتی می گیرد. اما این کلمه برای توسعه اقتصاد بازار در سرمایه داری صنعتی و اندیشه اقتصادی دارای معنا بود.
مدیریت و برنامهریزی استراتژیک GIS
ما در شرف ورود به دنیای جدیدی از تجزیه و تحلیلهای فضایی پیشرفته و نوآورانه در دولت محلی هستیم و به همراه آن، در حال ورود به آیندهای هستیم که شامل رابطهای بسیار متفاوت با فناوری مکانی - فضایی است. ما باید روش آموزش و انتقال دانش GIS به یکدیگر را تغییر دهیم. باید بفهمیم چه چیزی مردم را به یادگیری، تفکر و نوآوری سوق میدهد. باید روشهای جدیدی برای ثبت و قدردانی از عملکرد برجسته انسانی بیابیم. همه اینها شامل شیوههای مختلف مدیریت و یادگیری و نسل جدیدی از افسران اطلاعات جغرافیایی (GIO) خواهد بود. هدف شما برنامه ریزی، طراحی و ایجاد GIS پایدار، بادوام و سازمانیاست که ابتدا سوالاتی را مطرح میکند، سوالاتی نظیر این که در حال حاضر سازمان من چقدر سالم است، و چگونه میتوانیم خود را برای آینده آماده کنیم؟ خبر خوب این است که تشخیص سبک سازمانی موفق به روش فرمول این کتاب، نقطه شروع همه دولتهای محلی است. دانستن نقاط قوت و ضعف این امکان را برایتان فراهم میسازد که سرمایه گذاری و منابع را در اولویت قرار دهید.
مدیریت و رهبری زنان در خانواده و سازمانها
در این فصل دو هدف اصلی داریم. هدف اول ما این است که مبنای تجربی محدودی را که بر اساس آن درک ما از رهبری زنان شکل میگیرد، به ویژه نحوه تبدیل شدن آنها به زنان پیشرو را برجسته کنیم. هدف دوم ما این است که نشان دهیم چگونه مفاهیم رهبری و توسعه رهبری از یک پایگاه تحقیقاتی نسبتاً محدود تعریف شده است. این فصل تلاش میکند تا با ارائه مروری بر روندهای اصلی در تحقیقات رهبری و توسعه رهبری، این اهداف را برآورده کند.
فقدان تحقیقات تجربی در مورد رهبری زنان، همراه با تمایل ادبیات رهبری برای استفاده عمدتاً از مطالعات رهبران مرد در ساختارهای سازمانی سنتی، مانند سازمانهای تجاری و ارتش به عنوان مثال کار گرینت (2005) و درک ضمنی رهبری به عنوان یک فعالیت مردانه که در نهادهای سلسله مراتبی انجام میشود، ماندگار است.
مشتریهای اتوماتیک
معادله خوشبختی
موافق مخالفت.با اولین بار خواندن هر نه راز موافق نخواهید بود. اشکالی ندارد. انتظار مخالفت داشته باشید. اما به یاد داشته باشید که شما این قدرت را دارید که هر زمان که دوست دارید به آرامی ایدههای جدید را وارد مغز خود کنید. صد سال قبل از اینکه نوروپلاستیسیته به یک کلمه رایج تبدیل شود، فیلسوف آمریکایی ویلیام جیمز گفت: "پلاستیسیته، به معنای وسیع کلمه، به معنای داشتن ساختاری است که به اندازه کافی ضعیف است که بتواند در برابر تأثیرگذاری تسلیم شود، اما آنقدر قوی است که به یکباره تسلیم نشود."
معجون پژوهشگری :100 اصل ضروری برای تبدیل شدن به یک پژوهشگر حرفهای (کتاب الکترونیک)
قبل از هر چیز باید از خودمان بپرسیم که انسان پژوهشگر کیست؟در رابطه با پژوهشگری تعاریف بسیار زیادی وجود دارد ولی ما پژوهشگری را از دیدگاه واقعی آن تعریف میکنیم. انسان پژوهشگر كسی است كه مدام در حال حركت است و قصد دارد که دیوارهای جهل خویش را بشکند و همیشه در محدودهای تازه قدم برمیدارد و به همین علت است كه یك احساس رضایت درونی نسبت به خویش خواهد داشت، زیرا احساس میكند امروز او از دیروز او برتر است و چنین انسانی است كه میتواند برای جامعه خویش اثرگذار و ثمربخش باشد. انسان پژوهشگر باید به خاطر داشته باشد،كه سرنوشت آدمیان به هم گرهخورده است و هرروز كه میگذرد این وابستگی شدیدتر میشود ، لذا هرگاه در جستوجوی یافتن پاسخ سؤالات و حل مشكل خویش است، هیچگاه راهحلی را برنمیگزیند كه سبب شود مصیبتی بر دیگران تحمیل شود،زیرا با این نیت انسان دوستانه است كه آدمی میتواند با صبر و شكیبایی به جستوجوگری خویش ادامه دهد و بهترین پاسخ را بیابد،زیرا انسانی كه در پی سعادتمندی دیگران است،انگیزهای در او شعلهور میشود كه به روح جستوجوگری او نیرو میبخشد. زیرا انسان در این شرایط،خود درونی خویش را باور دارد و به انسانیت خویش افتخار میكند و همین امر انگیزهای قوی برای به حركت درآوردن انسان است. انسان پژوهشگر كسی است كه رسالت خویش از زندگی كردن را مشخص كرده و بر پایه احساسات دیگران زندگی نمیكند و او برای رسیدن به اهداف خود،در جستوجوی كشف بهترین راههای ممكن است و از پژوهش برای رسیدن به اهداف خود استفاده میكند. انسان پژوهشگر تنها یك دانشمند یا فرد دارای تحصیلات عالیه نیست،همهکس میتواند به این مرحله دست یابد و چهبسا فرد كمسوادی كه بهواسطه ذهن جستوجوگر خود بتواند علم و تجربه خویش را افزایش داده و به نكات مهمی برسد كه یك تحصیلکرده قادر به درك آن نباشد، اما برای رسیدن به این مرحله باید زحمت كشید. باید با علم پژوهش آشنا شد و راههای درست پژوهش كردن را با كمك صاحبنظران این علم و با مطالعات مستمر فراگرفت و در این مرحله است كه فرد درمییابد هر قدمی كه برمیدارد چقدر باید با دقت و فراست همراه باشد. انسان پژوهشگر باید مهارتهای مربوط به خلاقیت و تفكر خلاق را فرابگیرد تا بتواند با نوآوری به نكات تازهای دست یابد و به گفته اقبال لاهوری «وقتی نیروی زاینده خلاق فرد یا جامعهای از بین میرود،زندگی تكراری و بیحاصلی پدید میآید كه سبب میشود این انسانها راه ساده قراردادها و حصر فكری را انتخاب كنند»، كه این خود محدودكننده رشد جامعه است. انسان پژوهشگر باید مهارتهای ارتباطی را فرابگیرد و یاد بگیرد كه بهخوبی با دیگران ارتباطی صادقانه برقرار كند آنچنانکه میان او و دیگر انسانها جریانی از علم و دانش به حركت درآید. به گفته حضرت علی (ع): «اندیشهها را به یكدیگر بزنید تا درستی و حقیقت زاده شود»، با برخورد اندیشهها، دانستههای جدید شكل میگیرد و با انتقال آنها میان انسانها، معماهای پژوهش حل میگردد. انسان پژوهشگر، فوت كوزهگری خود را به دیگران منتقل میكند. امروزه دیگر نمیتوان با یك فوت كوزهگری زندگی كرد، ما نیازمند هزاران فوت كوزهگری برای زندگی كردن هستیم و پنهان نگهداشتن دانستههای ارزشمند در وجود آدمی تنها منجر به دفن كردن آنها میشود. انسانها با هدیه كردن تجربیات گرانقدرشان به یكدیگر، زمینه را برای ایثارگری در علم و دانش پدید میآورند و این مرحله سرآغاز پدید آمدن جرقههای خلاقیت و نوآوری در بین جامعه است و همین امر فرهنگ پژوهشگری را در جامعه گسترش میدهد. انسانهایی كه تفكرات نو و بكر خود را در مغز خویش نگهداری میكنند در اصل به مغز میآموزند كه دیگر نوآوری نكند و به گفته «ارنست دیمنه» از پایهگذاران آموزشوپرورش فرانسه، «زمانی كه فكری نو در مغز باقی میماند و رها نمیشود، گویی همچون دانهای از یك زنجیر است كه از مغز اگر بیرون نیاید، دانههای دیگر زنجیر نیز با آن بیرون نمیآیند و بهعکس هنگامیکه فكری نو به بیرون از مغز هدایت میشود با خود دیگر دانههای زنجیر را نیز به بیرون هدایت میكند و دیگر زنجیره افكار نو در مغز پنهان نمیماند.»
زمانی كه انسان پژوهشگر تصمیم میگیرد با نگاهی دقیق و گوشهایی حساس به وقایع توجه كند، باگذشت زمان، دیدگاههایی كه كسب میكند سبب میشود فاصلهای میان آموختههای این فرد با دیگر انسانها پدید آید و او با دقت بیشتر به پدیدههای اطراف بنگرد. این فاصله، فاصله فكر و اندیشه است و همین امر سبب میشود كه دیگران با نگاه این فرد به رویدادهای اطراف خود نگاه نكنند و به همین علت چهبسا نگاه پژوهشگر و نظرات او در دیدگاه دیگران مسخره و غیرطبیعی جلوه كند و لذا در این مرحله است كه سدهای جهل آدمی شكسته میشود و انسان بهسوی اندیشه و فكر قدم برمیدارد و قدرت تحلیلگری خود را افزایش میدهد و در این زمان است كه پژوهشگر باید صبور و شكیبا باشد و به راه خود ادامه دهد. انسان پژوهشگر باید به خاطر داشته باشد، دانشمندان بزرگ كارهای عظیم خود را درزمانی به ثمر رساندند كه غرق در استهزا و تحقیر دیگران بودند لذا چنین انسانی باید خود را آماده تحقیرها و استهزاها كند و این امری طبیعی است برای كشف راههای نو و یافتن پاسخهای جدید. انسان پژوهشگر باید به خاطر داشته باشد كه همگان به كاستیها و ناتواناییهای او پی خواهند برد و چهبسا ناتواناییهای او را به ریشخند بگیرند، لذا او باید باشهامت به راه خود ادامه دهد و به رفع نواقص خود بپردازد و در جهت حل معماها بكوشد و در برابر انتقادهای دیگران بردبار باشد. انسان پژوهشگر باید با ابزارهای مهمی كه به او در دسترسی به اطلاعات كمك میكنند آشنا بوده و تلاش كند با مهارتهای مربوط به آنها آشنا باشد. یادگیری یکزبان و آشنایی با اینترنت به او كمك میكند كه علاوه بر كسب تجربیات از مردم دیگر ملل، به انتقال افكار خویش به دیگران بكوشد و از این طریق راه جاری شدن اطلاعات را از دیگران بهسوی خود هموار سازد. انسان پژوهشگر همیشه از تنبلی در به دست آوردن اطلاعات به دور است و از تصمیمگیری سریع و عجولانه خودداری میكند زیرا این تصمیمات او را از راهیابی به درك حقایق بازمیدارد و اگر او به اطلاعات محدود خودبسنده كند، چهبسا به پاسخهای گمراهکننده دست یابد كه خود میتواند مشكلات فراوانی در پی داشته باشد. یك انسان پژوهشگر باید رفتاری اخلاقی، متواضعانه و صادقانه داشته باشد تا درنهایت دیگران در ارتباط برقرار كردن با او، علاقهمندی نشان دهند و همچنین او را در دستیابی به اطلاعات درست یاری كنند. چهبسا انسانها زمانی كه از كسی دلخوشی ندارند و یا از او بیزارند، با اطلاعات غلطی كه به او میدهند، او را به بیراهه هدایت میكنند و به گفته ارنست دیمنه «اگر میخواهید چیزی اصیل خلق كنید، خودتان باشید.» انسان پژوهشگر در هر میهمانی و ضیافتی كه شركت میكند آن رامکانی مییابد برای به دست آوردن تجربیات ارزشمند جدید و همچنین انتقال دانستههای خود به دیگران. انسان پژوهشگر باید الفت و انس شدید با كتاب داشته باشد و در فرصتهای مناسب در كتابخانهها و کتابفروشیها و نمایشگاههای كتاب گردش كند و به دنبال کتابهایی باشد كه به حل مشكلات او كمك میكنند. انسان پژوهشگر باید از كلام خویش بهخوبی استفاده كند. او باید به خاطر بسپارد كه گفتوگوها زمینهساز دانستهها و تجربیات هستند و او باید خود را از شر گفتوگوهای بیثمر و بیفایده رها كند. انسان پژوهشگر علاقه فراوانی به ثبت تجربیات خویش دارد و در هر فرصتی مینویسد و سعی میكند از طریق نوشتن تفكر كند و حتی گاهی اوقات پاسخ سؤالات خویش را بیابد. السلی رابینسون میگوید: «بزرگترین بیم بشر از تغییر است، مردم از افكار جدید، عادتهای جدید، محیط جدید و روش جدید میترسند، غافل از آنكه اساس زندگی تغییر و تنوع است وزندگی بدون آن قابلدوام نیست، تنها راه زندگی بهتر و طولانیتر آمادگی شما برای قبول تغییر و عمل كردن برای تحولهای بزرگ است پس خودتان را عوض كنید.» از تغییرات زمانه نمیتوان فرار كرد، بلكه باید به مدد مغز و اندیشه، تغییرات را در جهتی قرارداد كه سبب سعادتمندی انسانها شود و این تغییرات نیازمند انسانهای پژوهشگر است و به گفته سقراط: «جهان بدون تحقیق و تفحص درخور زیستن نیست.» بدون شك اگر انسان پژوهشگر به مرحله تعالی خویش برسد، به گفته «لامارتین» كه میگوید: «افكار افراد متفكر خودبهخود میاندیشد»، انسان پژوهشگر نیز خود به تفكر تبدیل میشود، انسانی كه برای جامعه خویش گوهری است گرانبها.
معجون مقاله نویسی
اهداف اولیه این کتاب کار، کمک کردن به شما در بازنگری یک مقاله کلاسی، مقاله کنفرانس، مقاله منتشر نشده، فصل یا پایان نامه و ارسال آن به سردبیر یک مجله دانشگاهی مناسب میباشد. یعنی اهداف این کتاب، فعال و عملگرا هستند. کتاب کار دستورالعمل ها، تمرین ها، ساختارها و مهلتهای لازم برای انجام یک بازنگری موثر را ارائه میدهد. این به شما کمک میکند تا عادتهای سودمندی را ایجاد کنید که منجر به اعتماد به نفس میشود، نوعی از اعتماد به نفسی که برای ارسال مقاله ژورنالی که نوشته اید، به دنیا لازم است. با کمک به شما در تبدیل مقاله از کیفیت کلاس درس یا کنفرانس به کیفیت مقاله ژورنالی، همچنین به شما کمک میکند بر نگرانی در مورد انتشارات دانشگاهی غلبه کنید.