نفت؛ موهبت یا نفرین الهی؟ بازاندیشی در سیاست های اقتصاد کلانِ کشورهای غنی از منابع طبیعی
علاقه به مطالعه و پیگیری مطالب مرتبط با حوزه سیاست های اقتصادی مرتبط با نفت به طور خاص زمانی در من ایجاد شد که در تاریخ 18 تیر ماه 1387 برای کار وارد منطقه نفت خیز دشت عباس شدم. دشت عباس یک منطقه بزرگ در میان استانها ی ایلام و خوزستان است که یکی از بزرگترین ذخایر انرژی جهان به شمار می آید. وقتی روزهای متوالی کارم که مرتبط با حوزه منابع نفتی بود در دمای نزدیک به 50 درجه سانتیگراد در بیابانهای منطقه در رفت و آمد بودم مدام این سوال ملکهی ذهنم می شد که چرا با این عظمت و ظرفیت بی نظیر منابع خدادادی، آنطور که شایسته و بایسته است توسعه و پیشرفت اقتصادی عاید کشورم نشده است؟ آیا فشارهای خارجی و تحریم های بین المللی ناجوانمردانه علیه مردم سرزمینم، دلیل محکمی برای اثربخش نبودن این موهبت های الهی است؟ یا آیا آنچنان که برخی معتقدند، منابع نفتی نه موهبت الهی بلکه یک نفرین الهی در مسیر توسعه و آبادانی کشور است؟ به تقریب در حضور چهار سالهام در میان منابع عظیم نفت و گاز منطقه دشت عباس، به طور مداوم این دغدغه با من بود... .
جمهوری اسلامی ایران بدون اغراق ویژهترین کشور جهان است و تنها یک دلیل برای این ادعا نیز کافی است؛ چرا که علارغم نیاز تاریخی کشور به درآمدهای حاصل فروش نفت و گاز به خارجی ها اما بیشترین تقابل را نیز با آنها داریم؛ رقابتی که هرچند اذعان دارم در آرمان بسیار مقدس است اما اگر نتواند بهرهوری از علم و تخصص را در استفاده از این ظرفیت الهی به کار برد، شاید در ادامه در آرمان مان منحرف شود.
اینکه جدای از انتقادهای همیشگی به مدیران کشور به ویژه در حوزه دغدغههای مرتبط با استفاده از منابع نفت و گاز در مدیریت کشور، چه پیشنهادها و راهکارهایی می توان ارائه کرد، دغدغه اثر حاضر است؛ این اثر مجموعهای است از سخنرانیهای مهمترین متخصصان حوزه اقتصاد سیاسی انرژی که در کنفرانسی در همین رابطه در کشور الجزایر برگزار شده و مختصری از مهمترین ارائهها در این مجلد توسط مرکز تحقیقات سیاست اقتصادی انگلستان گردآوری شده و به اهتمام و دغدغه حقیر در یک کار گروهی، برای بهره برداری مدیران کشور ترجمه شده است.
در اهمیت و ضرورت این اهتمام همین کافی است که مدیران کشور و به ویژه مدیران مرتبط با صنعت نفت کشور باید این فرضیه را که می بایست گزینههای متعددی برای استفاده بهینه از منابع خدادادی کشورمان را مورد آزمایش قرار دهیم تنها به این دلیل واقعی کنار بگذارند که منابع موجود در کشور مادامالعمر نیست و دیر یا زود نهتنها به پایان خواهدرسید بلکه رشد و توسعه جهان، از آنها عبور خواهد کرد. لذا استفاده بهینه از این منابع در اندک زمان موجود نباید فرصت آزمون و خطا قرار گیرد و قطعا میتوان با بررسی الگوهای موفق جهانی، آنها را بومی کرده و ضررهای متعدد آزمون و خطا را به حداقل ممکن رساند.
در این اثر الگوهای متنوع مدیریت صحیح منابع نفتی مورد اشاره و واکاوی قرار گرفته است و به کشورهای دارای این منابع این نکته را به طور ویژه گوشزد میکند که موافقتنامه تاریخی کنفرانس تغییر اقلیم ملل متحد که در پاریس در سال ۲۰۱۵ برگزار شد، تعهد حفظ افزایش متوسط دمای سطح زمین در زیر ۲ درجه سلسیوس را از کشورها گرفت؛ این یعنی تنها میتوان ۳۰۰ تا ۴۰۰ گیگاتن کربن دیگر را سوزاند، اما ذخایر عمده نفت و گاز به تنهایی حداقل سه برابر این مقدار است. به عبارتی دیگر، یک سوم از ذخایر نفت، نیمی از ذخایر گاز و ۸۰ درصد از ذخایر زغال سنگ باید برای ابد در زیر زمین باقی بمانند. این به معنای نسوزاندن یکسوم از ذخایر نفت موجود در کانادا و قطب شمال، ۵۰ درصد از ذخایر گاز و ۸۰ درصد از ذخایر زغال سنگ(عمدتا در چین، روسیه و آمریکا) است. در خاورمیانه، این ذخایر سه برابر بیش از «بودجه کربن» منطقهاند که حاکی از آن است که ۲۶۰ میلیارد بشکه از نفت خاورمیانه را نمیتوان سوزاند. علاوه بر موارد فوق که از آنها با عنوان «ذخایر به گلنشسته» یاد میشود، ساختارها و سرمایه به کار گرفته شده در استخراج و بهرهگیری از سوختهای فسیلی هم میتوانند به گل بنشینند. با این داراییهای به گلنشسته چه میتوان کرد؟ پرواضح است که صادرکنندگان سوختهای فسیلی نگران نیاز به تنوعبخشی به اقتصادهای خود هستند و از ضروریات اداره بهتر یک کشور غنی از منابع همچون ایران است تا چشم انداز در حال تغییر در بازارهای نفت را که وابسته به شرایط جهانی است، مورد مطالعه، شناسایی و ارائهی راهکار قرار دهد. این اثر نیز در یک تلاش جمعی و در پاسخ به دغدغه فوق برای بهره برداری مدیران، کارشناسان، متخصصان و دانشجویان محترم مرتبط با منابع طبیعی مهیا شده است.