کشتی را بچرخانید! (کتاب الکترونیک)
کمپانی خلاقیت (کتاب الکترونیک)
متفاوت فکر کنید (کتاب الکترونیک)
مثل یک استاد فکر کنید:نکات کلیدی برای پیشرفت در دوران دکتری و کسب مهارتهای لازم
کتاب حاضر به دانشجویان دکتری و اساتید، مهارتهای ارتباطی و سازمانی مؤثر را خارج از حوزه دانشگاهی آموزش میدهد.نکات کلیدی برای پیشرفت در دوران دکتری و کسب مهارتهای لازم را به شما آموزش می دهد.اغلب راهنمایان پایاننامه متمرکز بر محتوای پژوهشی هستند و مسائل دیگر مانند سازماندهی کار، ارائه سخنرانی، همکاری در تیم، مدیریت رابطه با استاد راهنما و بهرهگیری موثر از زمان، کمتر توجه میشوند. اما برخی دانشجویان سابق دکتری معتقدند که تجربیاتی که در دوره دکتری به دست میآورند، از جمله یادگیری نحوه حل مسائل پیچیده و همکاری مؤثر با دیگران، برای حرفهی آیندهشان ارزشمندتر از محتوای پایاننامهشان هستند. این کتاب به دانشجویان دکتری کمک میکند تا بر مهارتهای غیرعلمی خود، مانند ارتباط با دیگران و سازماندهی کار، کار کنند.
مدیریت استراتژیک منابع انسانی (کتاب الکترونیک)
مدیریت شانس (کتاب الکترونیک)
مدیریت شانس و اقبال در زندگی (کتاب الکترونیک)
مدیریت فروش به زبان ساده (کتاب الکترونیک)
مراقب باشید! … مغز شما دشمن شماست (رمزگشایی جدیدی از فرمانهای مخرب مغز) – کتاب الکترونیک
روزی به این فکر میکردم که کدامیک از اعضای بدن بیشترین آسیب را به ما میزند: مغز، قلب، کلیه، زبان، دندان و...؟ با یک حساب سرانگشتی دریافتم که "مغز" علاوه بر نوع اهمیت، بیشترین نقش را در میزان آسیبهای واردشده به ما دارد و میتواند بهعنوان «خطرناکترین دشمن ما باشد!».
در این کتاب برخلاف همۀ کتابهای موفقیت و خودشناسی که تاکنون مطالعه کردهاید، میخواهم یکی از مهمترین دشمنان دوستنما را به شما معرفی کنم. داستان یونانی «اسب تروا» را به یاد دارید؟ در این داستان دشمنان با پنهان کردن خود در قالب یک اسب چوبی زیبا و اغواکننده توانستند بر مردمان دژ تسخیرناپذیری نفوذ کنند و بزرگترین ضربه را به آنها بزنند و شکستی جبرانناپذیر را به آنها تحمیل کنند. این تعبیری برای مغز ما نیز صدق میکند؛ زیرا در تحلیل راهبردی وقتی یک سنگر دائماً از سوی دشمنان تخریب میشود، نمیتوان بهراحتی از کنار آن گذشت و یک عیب تاکتیکی و راهبردی وجود دارد. اگر بخواهیم بر ماندن در یک استراتژی غلط اصرار کنیم، باید منتظر شکستهای پیچیدهتر و سهمگینتری باشیم که شاید جبرانناپذیر باشند.
به همین خاطر در این کتاب تلاش شد تا هرچند کوتاه، برای لحظاتی مغزمان را بیرون بیاوریم و به کنشها و واکنشهای آن نظاره نموده و آن را تحلیل و تفسیر کنیم و با کمک دانش خودمان، تجارت دیگران و سایر متخصصان علوم رفتاری و مشاوران با عیبیابی بیشتر، مشکلات مغزمان را به میزان ممکن حل یا در صورت وخامت و حاد بودن مشکلات و پیامهای اشتباه آن را درمان کنیم.
هرچند فرایند آگاهی به این نکته که «من دارم اشتباه میکنم و باید استراتژیهایم را اصلاح کنم» بهآسانی دستیافتنی نیست و افراد دارای خودآگاهی نسبی میتوانند به این درک و بینش از خودآگاهی برسد تا قادر شوند از این نگاه سهبعدی به کنشها و واکنشهای عصبی خویش بنگرند. این آگاهی مسیر دشواری است که تعداد قلیلی از افراد جامعه به آن دست پیدا میکنند و البته به دلیل وجود ابعاد و ریشههای قدیمی ضمیر ناخودآگاه این تسلط و خودآگاهی هیچگاه کامل نمیشود. این شناخت از نورولوژی و مدل رفتاری مغز ما درصد ناچیزی از کل آن خواهد بود و درمجموع شناخت عمیق و جامعی نیست.
در نهایت ضمن احترام و قدردانی از سایر فعالیتهای سازندۀ مغز که موجب حیات و آگاهی ما است؛ در اثر پیش رو تلاش شد تا بهطور نمادین برخی از فعالیتهای مغز را در استعارهها و کنایههای طنزآمیز توأم با واقعیت در قالب دشمنیهای مغز با ما، تدوین نموده و برای چند لحظۀ کوتاه آن را بیرون از خودمان تصور نماییم، شاید این راهی برای بهتر شدن و موفقیتهای بیشتر ما باشد.
مشتریهای اتوماتیک (کتاب الکترونیک)
معادله خوشبختی (کتاب الکترونیک)
معجون پژوهشگری :100 اصل ضروری برای تبدیل شدن به یک پژوهشگر حرفهای (کتاب الکترونیک)
قبل از هر چیز باید از خودمان بپرسیم که انسان پژوهشگر کیست؟در رابطه با پژوهشگری تعاریف بسیار زیادی وجود دارد ولی ما پژوهشگری را از دیدگاه واقعی آن تعریف میکنیم. انسان پژوهشگر كسی است كه مدام در حال حركت است و قصد دارد که دیوارهای جهل خویش را بشکند و همیشه در محدودهای تازه قدم برمیدارد و به همین علت است كه یك احساس رضایت درونی نسبت به خویش خواهد داشت، زیرا احساس میكند امروز او از دیروز او برتر است و چنین انسانی است كه میتواند برای جامعه خویش اثرگذار و ثمربخش باشد. انسان پژوهشگر باید به خاطر داشته باشد،كه سرنوشت آدمیان به هم گرهخورده است و هرروز كه میگذرد این وابستگی شدیدتر میشود ، لذا هرگاه در جستوجوی یافتن پاسخ سؤالات و حل مشكل خویش است، هیچگاه راهحلی را برنمیگزیند كه سبب شود مصیبتی بر دیگران تحمیل شود،زیرا با این نیت انسان دوستانه است كه آدمی میتواند با صبر و شكیبایی به جستوجوگری خویش ادامه دهد و بهترین پاسخ را بیابد،زیرا انسانی كه در پی سعادتمندی دیگران است،انگیزهای در او شعلهور میشود كه به روح جستوجوگری او نیرو میبخشد. زیرا انسان در این شرایط،خود درونی خویش را باور دارد و به انسانیت خویش افتخار میكند و همین امر انگیزهای قوی برای به حركت درآوردن انسان است. انسان پژوهشگر كسی است كه رسالت خویش از زندگی كردن را مشخص كرده و بر پایه احساسات دیگران زندگی نمیكند و او برای رسیدن به اهداف خود،در جستوجوی كشف بهترین راههای ممكن است و از پژوهش برای رسیدن به اهداف خود استفاده میكند. انسان پژوهشگر تنها یك دانشمند یا فرد دارای تحصیلات عالیه نیست،همهکس میتواند به این مرحله دست یابد و چهبسا فرد كمسوادی كه بهواسطه ذهن جستوجوگر خود بتواند علم و تجربه خویش را افزایش داده و به نكات مهمی برسد كه یك تحصیلکرده قادر به درك آن نباشد، اما برای رسیدن به این مرحله باید زحمت كشید. باید با علم پژوهش آشنا شد و راههای درست پژوهش كردن را با كمك صاحبنظران این علم و با مطالعات مستمر فراگرفت و در این مرحله است كه فرد درمییابد هر قدمی كه برمیدارد چقدر باید با دقت و فراست همراه باشد. انسان پژوهشگر باید مهارتهای مربوط به خلاقیت و تفكر خلاق را فرابگیرد تا بتواند با نوآوری به نكات تازهای دست یابد و به گفته اقبال لاهوری «وقتی نیروی زاینده خلاق فرد یا جامعهای از بین میرود،زندگی تكراری و بیحاصلی پدید میآید كه سبب میشود این انسانها راه ساده قراردادها و حصر فكری را انتخاب كنند»، كه این خود محدودكننده رشد جامعه است. انسان پژوهشگر باید مهارتهای ارتباطی را فرابگیرد و یاد بگیرد كه بهخوبی با دیگران ارتباطی صادقانه برقرار كند آنچنانکه میان او و دیگر انسانها جریانی از علم و دانش به حركت درآید. به گفته حضرت علی (ع): «اندیشهها را به یكدیگر بزنید تا درستی و حقیقت زاده شود»، با برخورد اندیشهها، دانستههای جدید شكل میگیرد و با انتقال آنها میان انسانها، معماهای پژوهش حل میگردد. انسان پژوهشگر، فوت كوزهگری خود را به دیگران منتقل میكند. امروزه دیگر نمیتوان با یك فوت كوزهگری زندگی كرد، ما نیازمند هزاران فوت كوزهگری برای زندگی كردن هستیم و پنهان نگهداشتن دانستههای ارزشمند در وجود آدمی تنها منجر به دفن كردن آنها میشود. انسانها با هدیه كردن تجربیات گرانقدرشان به یكدیگر، زمینه را برای ایثارگری در علم و دانش پدید میآورند و این مرحله سرآغاز پدید آمدن جرقههای خلاقیت و نوآوری در بین جامعه است و همین امر فرهنگ پژوهشگری را در جامعه گسترش میدهد. انسانهایی كه تفكرات نو و بكر خود را در مغز خویش نگهداری میكنند در اصل به مغز میآموزند كه دیگر نوآوری نكند و به گفته «ارنست دیمنه» از پایهگذاران آموزشوپرورش فرانسه، «زمانی كه فكری نو در مغز باقی میماند و رها نمیشود، گویی همچون دانهای از یك زنجیر است كه از مغز اگر بیرون نیاید، دانههای دیگر زنجیر نیز با آن بیرون نمیآیند و بهعکس هنگامیکه فكری نو به بیرون از مغز هدایت میشود با خود دیگر دانههای زنجیر را نیز به بیرون هدایت میكند و دیگر زنجیره افكار نو در مغز پنهان نمیماند.»
زمانی كه انسان پژوهشگر تصمیم میگیرد با نگاهی دقیق و گوشهایی حساس به وقایع توجه كند، باگذشت زمان، دیدگاههایی كه كسب میكند سبب میشود فاصلهای میان آموختههای این فرد با دیگر انسانها پدید آید و او با دقت بیشتر به پدیدههای اطراف بنگرد. این فاصله، فاصله فكر و اندیشه است و همین امر سبب میشود كه دیگران با نگاه این فرد به رویدادهای اطراف خود نگاه نكنند و به همین علت چهبسا نگاه پژوهشگر و نظرات او در دیدگاه دیگران مسخره و غیرطبیعی جلوه كند و لذا در این مرحله است كه سدهای جهل آدمی شكسته میشود و انسان بهسوی اندیشه و فكر قدم برمیدارد و قدرت تحلیلگری خود را افزایش میدهد و در این زمان است كه پژوهشگر باید صبور و شكیبا باشد و به راه خود ادامه دهد. انسان پژوهشگر باید به خاطر داشته باشد، دانشمندان بزرگ كارهای عظیم خود را درزمانی به ثمر رساندند كه غرق در استهزا و تحقیر دیگران بودند لذا چنین انسانی باید خود را آماده تحقیرها و استهزاها كند و این امری طبیعی است برای كشف راههای نو و یافتن پاسخهای جدید. انسان پژوهشگر باید به خاطر داشته باشد كه همگان به كاستیها و ناتواناییهای او پی خواهند برد و چهبسا ناتواناییهای او را به ریشخند بگیرند، لذا او باید باشهامت به راه خود ادامه دهد و به رفع نواقص خود بپردازد و در جهت حل معماها بكوشد و در برابر انتقادهای دیگران بردبار باشد. انسان پژوهشگر باید با ابزارهای مهمی كه به او در دسترسی به اطلاعات كمك میكنند آشنا بوده و تلاش كند با مهارتهای مربوط به آنها آشنا باشد. یادگیری یکزبان و آشنایی با اینترنت به او كمك میكند كه علاوه بر كسب تجربیات از مردم دیگر ملل، به انتقال افكار خویش به دیگران بكوشد و از این طریق راه جاری شدن اطلاعات را از دیگران بهسوی خود هموار سازد. انسان پژوهشگر همیشه از تنبلی در به دست آوردن اطلاعات به دور است و از تصمیمگیری سریع و عجولانه خودداری میكند زیرا این تصمیمات او را از راهیابی به درك حقایق بازمیدارد و اگر او به اطلاعات محدود خودبسنده كند، چهبسا به پاسخهای گمراهکننده دست یابد كه خود میتواند مشكلات فراوانی در پی داشته باشد. یك انسان پژوهشگر باید رفتاری اخلاقی، متواضعانه و صادقانه داشته باشد تا درنهایت دیگران در ارتباط برقرار كردن با او، علاقهمندی نشان دهند و همچنین او را در دستیابی به اطلاعات درست یاری كنند. چهبسا انسانها زمانی كه از كسی دلخوشی ندارند و یا از او بیزارند، با اطلاعات غلطی كه به او میدهند، او را به بیراهه هدایت میكنند و به گفته ارنست دیمنه «اگر میخواهید چیزی اصیل خلق كنید، خودتان باشید.» انسان پژوهشگر در هر میهمانی و ضیافتی كه شركت میكند آن رامکانی مییابد برای به دست آوردن تجربیات ارزشمند جدید و همچنین انتقال دانستههای خود به دیگران. انسان پژوهشگر باید الفت و انس شدید با كتاب داشته باشد و در فرصتهای مناسب در كتابخانهها و کتابفروشیها و نمایشگاههای كتاب گردش كند و به دنبال کتابهایی باشد كه به حل مشكلات او كمك میكنند. انسان پژوهشگر باید از كلام خویش بهخوبی استفاده كند. او باید به خاطر بسپارد كه گفتوگوها زمینهساز دانستهها و تجربیات هستند و او باید خود را از شر گفتوگوهای بیثمر و بیفایده رها كند. انسان پژوهشگر علاقه فراوانی به ثبت تجربیات خویش دارد و در هر فرصتی مینویسد و سعی میكند از طریق نوشتن تفكر كند و حتی گاهی اوقات پاسخ سؤالات خویش را بیابد. السلی رابینسون میگوید: «بزرگترین بیم بشر از تغییر است، مردم از افكار جدید، عادتهای جدید، محیط جدید و روش جدید میترسند، غافل از آنكه اساس زندگی تغییر و تنوع است وزندگی بدون آن قابلدوام نیست، تنها راه زندگی بهتر و طولانیتر آمادگی شما برای قبول تغییر و عمل كردن برای تحولهای بزرگ است پس خودتان را عوض كنید.» از تغییرات زمانه نمیتوان فرار كرد، بلكه باید به مدد مغز و اندیشه، تغییرات را در جهتی قرارداد كه سبب سعادتمندی انسانها شود و این تغییرات نیازمند انسانهای پژوهشگر است و به گفته سقراط: «جهان بدون تحقیق و تفحص درخور زیستن نیست.» بدون شك اگر انسان پژوهشگر به مرحله تعالی خویش برسد، به گفته «لامارتین» كه میگوید: «افكار افراد متفكر خودبهخود میاندیشد»، انسان پژوهشگر نیز خود به تفكر تبدیل میشود، انسانی كه برای جامعه خویش گوهری است گرانبها.