نمایش 9 24 36

مدیریت فناوری اطلاعات در هوشمندسازی مدارس

40000 تومان
در مدارس معمولی، طرح درس معلم شامل مجموعه­ای از دستورالعمل­ها، برنامه­های درسی، پرسش‌های تمرینات اضافه، آزمون‌های کلاس و از قبيل آن می­شود. اما در مدارس چند رسانه­ای[1] علاوه­ براین موارد، معلم از مواد آموزشی چند رسانه­ای شامل؛ فیلم، عکس، صدا، اسلاید و مانند آن استفاده می­کند تا بهره‌وری و ماندگاری آموزش را ارتقاء بخشد. این قدم اول در راه حرکت به سمت مدارس هوشمند است.
دربارۀ تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر نظام آموزشی (و به‌ویژه مدارس) دو رویکرد متفاوت وجود دارد؛ برخی معتقدند، اثر فناوری­های جدید تدریجی است و صرفاً انتقال برنامۀ درسی سنتی را کارآمدتر می­سازد و در واقع، دسترسی به اطلاعات سریع­تر می­شود. رویکردی دیگر معتقد است ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات به مدرسه­ها، هدف­ها و ابزارهای تعلیم و تربیت را به طور اساسی تغییر می­دهد. در این دیدگاه، فناوری اطلاعات بر مرزهای ساختاری نظام آموزش سنتی فائق می­آید]1[.
با این­که موارد بالا از دستاوردهای استفاده از فناوری اطلاعات است، با این­حال نباید تصور کنیم که ورود فناوری اطلاعات (در جلوه­های متفاوت اینترنت، رایانه، چندرسانه­ای و امثال آن) به تنهایی باعث انقلاب آموزشی می‌شود؛ اگر فرهنگ یاددهی-یادگیری در نظام آموزشی تحول نپذیرد، ورود فناوری­های اطلاعاتی نه تنها تحولی ایجاد نخواهد کرد؛ بلکه به تقویت سنت­های محافظه‌کارانۀ آموزشی منجر خواهدشد. بنابراین، تغییر در مدرسۀ سنتی به سوی مدرسه هوشمند، نیازمند تغییر در نظام آموزش و پرورش کشور می­باشد و هیچگاه راه­اندازی مدارس هوشمند میسر نخواهد شد؛ مگر اینکه ساختار نظام آموزش و پرورش تغییر یابد. این امر، دستِ‌کم، نیازمند برنامه‌ریزیِ بیست ساله می­باشد. این تغییر می­بایست قدم به قدم و با درایت و تفکر باشد.
قرن ۲۱ به سمتی می‌رود که بیشتر مشاغل به دانش و مهارت­های رایانه‌ای نیاز خواهند داشت. ورود به این عرصه، به نوع تازه‌ای از آموزش نیاز دارد که با آموزش سنتیِ کنونی هم‌خوانی ندارد. مدتی است برخی کشورهای جهان به تأسیس مدارس الکترونیکی یا مدارس هوشمند دست زده‌اند. در مدارس هوشمند، رایانه در چگونگیِ تدریس و ارزشیابی تأثیر می‌گذارد و برنامه‌های درسی را تا حدودی تغییر می‌دهد؛ ولی در عین حال کارکردهای اجتماعی مدارس بر جای خود باقی می‌ماند چون در روابط اجتماعی به دانش‌آموزان یاری می‌رساند. در این مدارس دانش‌آموزان می‌توانند با منابع علمی جهان و معلمان و بچه‌های مدارس دیگر ارتباط برقرار کنند.
مدرسۀ هوشمند، مدرسه‌ای فیزیکی است و کنترل و مدیریت آن، مبتنی­بر فناوری رایانه و شبکه انجام می‌گیرد و محتوای بیشتر دروس آن الکترونیکی و سیستم ارزشیابی و نظارت آن هوشمند است. در چنین مدرسه‌ای یک دانش‌آموز هوشمند، با صرف وقت بر روی موضوعات به شکل مستمر، منابع و قابلیت­های اجرایی خود را توسعه و تغییر می‌دهد و این نکته‌ای است که به مسئولان مدرسه اجازه می‌دهد تا باتوجه به تغییرات به وجود آمده و افزایش سطح اطلاعات دانش‌آموزان، آنها را برای دست‌یابی به اطلاعات جدید آماده نمایند. مدرسۀ هوشمند، مدرسه‌ای است که برای ایجاد محیط یاددهی-یادگیری و بهبود نظام مدیریتی مدرسه و تربیت دانش‌آموزان پژوهنده طراحی شده است]2[.
مدرسۀ هوشمند، مؤسسۀ آموزشی است که برای فرآیند یادگیری و بهبود مدیریت به صورت سیستمی نظام یافته بازسازی شده تا کودکان را برای عصر اطلاعات آماده سازد. دانش‌آموزان در مدرسۀ هوشمند نقش یاددهنده و یادگیرنده را برعهده دارند. در این مدرسه، برنامۀ درسی محدودکننده نیست و به دانش‌آموزان اجازه داده می‌شود تا فراتر از برنامه‌های درسی خود گام بردارند. در این مدرسه روش تدریس، دانش‌آموز محوری است. تأکید بر مهارت فکر کردن و فراهم ساختن محیط یاددهی-یادگیری از راهبردها و خط­مشی­های مدرسه هوشمند است.
آموزش رایج در مدارس کشور، یک آموزش سنتی و یا به عبارت دیگر آموزش فقط شنیداری می­باشد. حداکثر اقدام تصویری در خصوص موضوعات مورد آموزش، نصب بعضی پوسترهای رنگی بر روی تخته سیاه کلاس می­باشد. در روش دیداری-شنیداری سعی می­شود آموزش به کمک فیلم، پویانمایی، نماهنگ و امثال آن ارائه شود. در این روش ماندگاری مطلب، نزدیک به 20 سال می­باشد؛ در حالی که ماندگاری مطلب در روش شنیداری حداکثر 6 ماه است. در ضمن، در روش دیداری - شنیداری مطالب علمی در محیطی جذابتر و در مدت زمان کمتر قابل انتقال است]3[.
شکی نیست که فناوری اطلاعات عامل مهم تغییر است و این پدیدۀ نو ظهور، روند توسعه را پرشتاب کرده است. در غرب، توسعه و فناوری، همگام با یکدیگر رشد یافته‏اند. به همین دلیل، مشکلاتی که دامن­گیر کشورهای جهان سوم است، برای آنها وجود ندارد. فناوری به سرعت متحول می‏شود؛ ولی تغییر در نهادهای اجتماعی به کندی صورت می‏گیرد و نتیجۀ این امر، ایجاد فاصله میان نظام‏های جامعه می‏باشد. در صورت پذیرش فناوری، باید دگرگونی ابعاد جامعه را نیز بپذیریم. البته باید خاطر نشان کرد که این دگرگونی‏ها نیاز به مدیریت دارد؛ یعنی فناوری یک عامل اصلی در تولید و توسعۀ اقتصادی و توسعۀ فناوری یک هدف استراتژیک به شمار می‏آید و این هر دو بر هم اثر گذارند و نیازمند تلاش در ایجاد تناسب میان این دو ویژگی مهم هستند. از این رو، تحول باورهای اجتماعی و فرهنگی در راستای تلاش برای توسعۀ فناوری، ضرورتاً در تناقض با حفظ شئون علمی و عقیدتی یک جامعه نیست.
راه حلی که در استراتژی توسعۀ فناوری می‏توان ارائه نمود، ترکیب فناوری‏های وارداتی و سنتی است؛ یعنی فناوری‏های وارداتی جذب، و با شرایط فناوری ملی تلفیق شوند. بنابراین، توسعۀ فناوری سنتی و در حقیقت جمع کردن مزایای فناوری مدرن به عنوان حاصل دانش پیشرفته‏تر بشری و فناوری سنتی به عنوان تجربیات نسل‏های گذشته، می‏باشد]4[.
محیط یادگیری الکترونیکی، همیشه در دسترس است و می‌توان از هر مکانی بهره برد و این مزیت، مسألۀ زمان و صرف هزینۀ رفت آمد را برای آموزش حل کرده است. چرا که در دنیای اطلاعاتی امروز، زمان، اهمیت فراوانی دارد و فرد باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن به کسب اطلاعات و دانش مورد نیازخود بپردازد؛  بنابراین کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در امر یادگیری، این فرایند را آسان می­کند. به دلیل اینکه در محیط یادگیری الکترونیکی، امکان تبادل اطلاعات و تعامل یادگیرندگان با هم و با یاد دهنده در سطح بسیار بالایی است، یادگیری جذاب‌تر است و فرد ارزش آن چیزی را که یاد می­گیرد می­داند. چرا که منطبق با نیازهای اطلاعاتی اوست.