فناوری اطلاعات سبز: رویکردمدیریتی (کتاب کاغذی)
از جمله این مفاهیم میتوان به فناوری اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی، مفهوم سبز بودن، مدیریت سبز، توسعه پایدار و سایر مطالب پیرامون مفهوم سازگاری با محیطزیست و عوامل تخریبکننده آن اشاره نمود. در ادامه هر یک از این مفاهیم شرح داده خواهند شد.
فناوری اطلاعات سبز (که فناوری اطلاعات و ارتباطات سبز یا رایانش سبز نیز نامیده میشود) توسط منابع مختلفی از جمله Murugesan (2008)، Lamb (2009)، Unhelkar (2010a و 2010c، 2011) تعریف یا توصیف شده است. تعریف فناوری اطلاعات سبز در در سال 2010 در ویکی پدیا نیز ذکر شده است. اما Murugesan (2008) جامعترین تعریف را ارائه دادهاند که Lamb آن را بدین صورت نقل میکند: «مطالعه و اجرای طراحی، ساخت، استفاده و انهدام رایانهها، سرورها و سیستمهای فرعی مرتبط مانند نمایشگر، چاپگر، انبار ذخیرهسازی و یکپارچهسازی ارتباطات، به طور مؤثر و با حداقل تاثیر و یا بدون تاثیر بر محیط زیست». این تعریف را میتوان بهعنوان تلاش سازمان برای دستیابی به حیات اقتصادی، بهبود عملکرد و استفاده از سیستم، با توجه به مسئولیتهای اجتماعی و اخلاقی تفسیر نمود. بنابراین، فناوری اطلاعات سبز شامل ابعاد پایداری محیطی، اقتصادی، بهرهوری انرژی و هزینه کل مالکیت است که شامل هزینههای دفع و بازیابی نیز میشود.
به دلیل تمرکز همزمان بر مسائل کسبوکار و محیط زیست و تعامل این دو حوزه با یکدیگر، نیاز به بحث در مورد علت واقعی تغییرات اقلیمی نیز برطرف میشود. فشار کمتری نسبت به تغییرات اقلیمی و آزادی بیشتری برای شروع یکپارچهسازی استراتژیهای کسبوکار قابل قبول با استراتژیهای زیستمحیطی وجود دارد.
به این ترتیب، آنچه یک کسبوکار را برجسته جلوه میدهد، تلاش برای بهبود کارآیی و اثربخشی کسبوکار است. یک کسبوکار کارآمد اغلب باعث کاهش کربن در محیط میشود. برای مثال، یک مرکز داده کارآمد، نه تنها هزینههای عملیاتی بخش فناوری اطلاعات را کاهش میدهد، بلکه مسئولیت زیستمحیطی نیز خواهد داشت. یک مثال دیگر میتواند فرایند مدیریت کارآمد خطوط هواپیمایی باشد. بررسی سریع و دقیق مسافران و یا حذف مراحل خاص اداری در طی فروش بلیط، کربن تولید شده توسط این فرایندها را کاهش میدهد. این اثرات ممکن است در نتیجه ورود اطلاعات بهینه با استفاده از دستگاههای تلفن همراه، حذف نیاز به چاپ تمامی اوراق و یا صرفاً فرآیندهای خودکار و تأیید هویت دیجیتال باشد. علاوه بر کارایی عملیاتی که اثرات کربن را نیز از بین میبرد، استدلالهای مشابهی نیز برای داراییها و زیرساختهای بلندمدت استراتژیک سازمان شامل ساختوساز و تأسیسات، مبلمان و تجهیزات، ناوگان حملونقل، موجودی، زنجیره تأمین، منابع انسانی و مدیریت کسبوکار وجود دارد. استانداردها، فرآیندها، حاکمیت، هوش، راهکارهای کسبوکار، برنامههای کاربردی، انبار داده و بسیاری فناوریهای دیگر و عناصر کسبوکار به بهرهوری کسب وکار می انجامند.