نمایش 9 24 36

‌مشکلات بین فردی در زنان متأهل… براساس ابعاد هوش معنوی و ایمنی هیجانی

38000 تومان
در این دوران بسیاري از رخدادهایی که در دنیاي پدیداري فرد به وقوع می پیوندند، شالوده بسیاري از جنبه­هاي روانی افراد اعم از هیجانی و شناختی را پی­ریزي می­کنند. از این میان، نخستین محیطی که کودك در ابتدا روان سازه­هاي خود را بر اساس آن بنا می­نهد، خانواده و مجموعه تحولات آن است. خانواده به عنوان نخستین و بادوام­ترین بستر رشد، تأثیر عمده­اي بر سلامت روانی افراد از یکسو و آسیب­هاي روانی او از سوي دیگر دارد. بر اساس نظریه نظام­هاي خانواده، مشکلات میان اعضاي خانواده، یکپارچگی آن را به عنوان یک کل تهدید نموده و تأثیرات نامطلوبی بر افراد دارد (بوئن[1]، 1978، به نقل از قرچه داغی، 1385). در نظریه نظام­هاي بوم شناختی برونفن برنر[2] (1995) نیز بر این مسأله تأکید شده است که مدل تعاملات رفتاري میان والدین بر رشد روانی افراد بسیار مؤثر است (به نقل از بشارت، 1388). علاوه براین دو، نظریه یادگیري اجتماعی نشان می­دهد که در مواردي تعارضات و مسایل خانواده از طریق مشاهده آموخته شده و باعث مشکلات روانی افراد می­شود (بندورا[3]، 1973، به نقل از ملایی، 1384). نظریه بافتی- شناختی نیز نشان می­دهد که چگونه تفسیر و فهم تعارض و مشکلات خانوادگی می­تواند سلامت و بهزیستی افراد را پیش­بینی نماید (گریچ و فینچام[4]، 1990). بررسی نظریات یاد شده به ویژه نظریه نظام­هاي بوم­شناختی و نظریه نظام­هاي خانواده نشان می­دهد که کارکرد خانواده می­تواند بر مشکلات رفتاري افراد تأثیر بسزایی داشته باشد. مشکلات رفتاري افراد عبارت است از علایم اختلالات روانپزشکی در افراد که دربرگیرنده نشانه­هاي رفتاري است (گودمن[5]، 1997). کارکرد خانواده به کیفیت خانواده در سطح سیستمی یا روابط دوتایی اشاره دارد و به نمونه­هایی از قبیل سلامت، کفایت، ضعف­ها و قدرت­هاي نظام خانواده و به طور کلی پیوستگی و سازش­پذیري خانواده بر می­گردد (شک[6]، 2002). ایمنی هیجانی[7] به­عنوان معیار ثابت وضعیت هیجانی فرد شناخته می­شود. عدم ایمنی هیجانی موجب احساس تشویش و اضطراب می­باشد که ممکن است ناشی از درک خود به­عنوان یک فرد آسیب­پذیر یا احساس آسیب پذیری یا عدم ثبات باشد که تهدیدی برای تصویر فرد از خود می­باشد. دستیابی به سلامت روانی و جسمانی در طول دوران زندگی بیش از هر مسأله دیگر در گروي رویدادهایی است که در خلال رشد و در حین تحولات کودکی رخ می­دهد (مش و ولف[8]، 2010). عدم ایمنی هیجانی تأثیرات زیادی را بر زندگی فرد می­گذارد. عدم امنیت سطوح مختلفی دارد و همیشه درجات مختلفی از انزوا را به همراه دارد. هر چه میزان اعتماد کمتر باشد میزان انزوا طلبی بیشتر خواهد بود. عدم امنیت ریشه در کودکی فرد است درست مانند بی احترامی و ناخوشایندی در سطوح مختلف اتفاق می­افتد و اغلب تبدیل به یک مانع بزرگ در زندگی فرد می­شود، این عدم اطمینان بتدریج فرد را محدود می­کند. می­توان برای غلبه بر ایمنی هیجانی راه هایی پیدا کرد اما این فرآیند نیاز به صبر، زمان و باور تدریجی فرد دال بر اینکه ارزش فرد برخاسته از نقطه نظر خود وی از خودش می باشد و اینکه عدم اطمینان ناشی از نگرانی­ها در ارتباط با واقعیت است، می­باشد و این فرآیند یک تمایل است تا یک احساس نیاز (آلگری و هال[9]، 2004). اخیراً روان‌شناسان سازه­ای را به عنوان عامل مهم تأثیرگذار بر سلامت روان به نام هوش معنوی معرفی کرده‌اند که توجه و علاقه­ی جهانی را برانگیخته است. هوش معنوی بیانگر مجموعه­ای از توانایی‌ها و ظرفیت‌ها و منابع معنوی است که کار آن­ها موجب افزایش انطباق پذیری و در نتیجه سلامت روان افراد می‌شود (به نقل از کینگ[10]، 2008).   هوش معنوی[11] (SQ) خاص انسان‌هاست، بر خلاف بهره ی هوش[12] (IQ) که کامپیوترها نیز آن را دارند و نه همچون هوش هیجانی[13]) EQ) که در پستانداران رده­های عالی نیز یافت می‌شوند. در واپسین سال­های سده­ی بیست، شواهد روان‌شناسی، عصب شناسی، انسان شناسی و علوم شناختی نشان داد که نوعی هوش وجود دارد که از آن می‌توان به عنوان هوش معنوی یاد کرد. این اصطلاح را زوهار و مارشال، زوجی دانش پژوه و استادان دانشگاه آکسفورد، با درهم‌آمیزی روان‌شناسی، فیزیک، فلسفه و مذهب ساختند و آن را در کتاب هوش معنوی: هوش بنیادی (زوهار و مارشال[14]، 2000) آوردند. توجه به مشکلات افراد در هر قشری و سمتی که باشند از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد، افراد اگر در زندگی و شغل خود دارای مشکلات کمتری باشند، تلاش و کوشش آنان برای رسیدن به اهدافشان در زندگی بیشتر خواهد بود، مشاوران مدارس نیز به دلیل اینکه، با دانش آموزانی که آینده سازان جامعه خواهند بود، سر و کار دارند، می بایست در محیطی عاری از مشکلات به تلاش و کوشش بپردازند تا بتوانند به بهترین نحو ممکن مسایل و مشکلات دانش آموزان را حل و فصل نمایند، مشاورانی که از اعتماد به نفس بالاتری برخوردارند ایمنی هیجانی بالاتری را تجربه خواهند کرد، پس احتمال موفقیت آنها در مدارس بیشتر خواهد بود  (ملایی، 1384). با توجه به مطالب بیان شده پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مشکلات بین فردی براساس هوش معنوی و ایمنی هیجانی در زنان انجام گرفت. در نهایت این کتاب را به پدر و مادر عزیزم تقدیم می کنم چرا که همواره یاوری مهربان و پشتیبانی محکم و مطمئن در زندگی برایم بوده اند و محبت بی دریغشان هرگز فروکش نمی کند و با سپاس فراوان از استاد نازنینم خانم دکتر رفاهی عزیز که از ایشان بسیار آموخته ام...   [1]-Bowen [2]-Brenner [3]-Bandura [4]-Garich and Fyncham [5]-Goodman [6]-Sheek [7]-emotional security [8]-Mesh and Wolf [9]-Allegri and Hull [10]-King [11] spiritual intelligence [12] intelligent quotient [13] emotional intelligence [14] Zohar & Marshall