در مدارس معمولی، طرح درس معلم شامل مجموعهای از دستورالعملها، برنامههای درسی، پرسشهای تمرینات اضافه، آزمونهای کلاس و از قبيل آن میشود. اما در مدارس چند رسانهای[1] علاوه براین موارد، معلم از مواد آموزشی چند رسانهای شامل؛ فیلم، عکس، صدا، اسلاید و مانند آن استفاده میکند تا بهرهوری و ماندگاری آموزش را ارتقاء بخشد. این قدم اول در راه حرکت به سمت مدارس هوشمند است.
دربارۀ تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر نظام آموزشی (و بهویژه مدارس) دو رویکرد متفاوت وجود دارد؛ برخی معتقدند، اثر فناوریهای جدید تدریجی است و صرفاً انتقال برنامۀ درسی سنتی را کارآمدتر میسازد و در واقع، دسترسی به اطلاعات سریعتر میشود. رویکردی دیگر معتقد است ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات به مدرسهها، هدفها و ابزارهای تعلیم و تربیت را به طور اساسی تغییر میدهد. در این دیدگاه، فناوری اطلاعات بر مرزهای ساختاری نظام آموزش سنتی فائق میآید]1[.
با اینکه موارد بالا از دستاوردهای استفاده از فناوری اطلاعات است، با اینحال نباید تصور کنیم که ورود فناوری اطلاعات (در جلوههای متفاوت اینترنت، رایانه، چندرسانهای و امثال آن) به تنهایی باعث انقلاب آموزشی میشود؛ اگر فرهنگ یاددهی-یادگیری در نظام آموزشی تحول نپذیرد، ورود فناوریهای اطلاعاتی نه تنها تحولی ایجاد نخواهد کرد؛ بلکه به تقویت سنتهای محافظهکارانۀ آموزشی منجر خواهدشد. بنابراین، تغییر در مدرسۀ سنتی به سوی مدرسه هوشمند، نیازمند تغییر در نظام آموزش و پرورش کشور میباشد و هیچگاه راهاندازی مدارس هوشمند میسر نخواهد شد؛ مگر اینکه ساختار نظام آموزش و پرورش تغییر یابد. این امر، دستِکم، نیازمند برنامهریزیِ بیست ساله میباشد. این تغییر میبایست قدم به قدم و با درایت و تفکر باشد.
قرن ۲۱ به سمتی میرود که بیشتر مشاغل به دانش و مهارتهای رایانهای نیاز خواهند داشت. ورود به این عرصه، به نوع تازهای از آموزش نیاز دارد که با آموزش سنتیِ کنونی همخوانی ندارد. مدتی است برخی کشورهای جهان به تأسیس مدارس الکترونیکی یا مدارس هوشمند دست زدهاند. در مدارس هوشمند، رایانه در چگونگیِ تدریس و ارزشیابی تأثیر میگذارد و برنامههای درسی را تا حدودی تغییر میدهد؛ ولی در عین حال کارکردهای اجتماعی مدارس بر جای خود باقی میماند چون در روابط اجتماعی به دانشآموزان یاری میرساند. در این مدارس دانشآموزان میتوانند با منابع علمی جهان و معلمان و بچههای مدارس دیگر ارتباط برقرار کنند.
مدرسۀ هوشمند، مدرسهای فیزیکی است و کنترل و مدیریت آن، مبتنیبر فناوری رایانه و شبکه انجام میگیرد و محتوای بیشتر دروس آن الکترونیکی و سیستم ارزشیابی و نظارت آن هوشمند است. در چنین مدرسهای یک دانشآموز هوشمند، با صرف وقت بر روی موضوعات به شکل مستمر، منابع و قابلیتهای اجرایی خود را توسعه و تغییر میدهد و این نکتهای است که به مسئولان مدرسه اجازه میدهد تا باتوجه به تغییرات به وجود آمده و افزایش سطح اطلاعات دانشآموزان، آنها را برای دستیابی به اطلاعات جدید آماده نمایند. مدرسۀ هوشمند، مدرسهای است که برای ایجاد محیط یاددهی-یادگیری و بهبود نظام مدیریتی مدرسه و تربیت دانشآموزان پژوهنده طراحی شده است]2[.
مدرسۀ هوشمند، مؤسسۀ آموزشی است که برای فرآیند یادگیری و بهبود مدیریت به صورت سیستمی نظام یافته بازسازی شده تا کودکان را برای عصر اطلاعات آماده سازد. دانشآموزان در مدرسۀ هوشمند نقش یاددهنده و یادگیرنده را برعهده دارند. در این مدرسه، برنامۀ درسی محدودکننده نیست و به دانشآموزان اجازه داده میشود تا فراتر از برنامههای درسی خود گام بردارند. در این مدرسه روش تدریس، دانشآموز محوری است. تأکید بر مهارت فکر کردن و فراهم ساختن محیط یاددهی-یادگیری از راهبردها و خطمشیهای مدرسه هوشمند است.
آموزش رایج در مدارس کشور، یک آموزش سنتی و یا به عبارت دیگر آموزش فقط شنیداری میباشد. حداکثر اقدام تصویری در خصوص موضوعات مورد آموزش، نصب بعضی پوسترهای رنگی بر روی تخته سیاه کلاس میباشد. در روش دیداری-شنیداری سعی میشود آموزش به کمک فیلم، پویانمایی، نماهنگ و امثال آن ارائه شود. در این روش ماندگاری مطلب، نزدیک به 20 سال میباشد؛ در حالی که ماندگاری مطلب در روش شنیداری حداکثر 6 ماه است. در ضمن، در روش دیداری - شنیداری مطالب علمی در محیطی جذابتر و در مدت زمان کمتر قابل انتقال است]3[.
شکی نیست که فناوری اطلاعات عامل مهم تغییر است و این پدیدۀ نو ظهور، روند توسعه را پرشتاب کرده است. در غرب، توسعه و فناوری، همگام با یکدیگر رشد یافتهاند. به همین دلیل، مشکلاتی که دامنگیر کشورهای جهان سوم است، برای آنها وجود ندارد. فناوری به سرعت متحول میشود؛ ولی تغییر در نهادهای اجتماعی به کندی صورت میگیرد و نتیجۀ این امر، ایجاد فاصله میان نظامهای جامعه میباشد. در صورت پذیرش فناوری، باید دگرگونی ابعاد جامعه را نیز بپذیریم. البته باید خاطر نشان کرد که این دگرگونیها نیاز به مدیریت دارد؛ یعنی فناوری یک عامل اصلی در تولید و توسعۀ اقتصادی و توسعۀ فناوری یک هدف استراتژیک به شمار میآید و این هر دو بر هم اثر گذارند و نیازمند تلاش در ایجاد تناسب میان این دو ویژگی مهم هستند. از این رو، تحول باورهای اجتماعی و فرهنگی در راستای تلاش برای توسعۀ فناوری، ضرورتاً در تناقض با حفظ شئون علمی و عقیدتی یک جامعه نیست.
راه حلی که در استراتژی توسعۀ فناوری میتوان ارائه نمود، ترکیب فناوریهای وارداتی و سنتی است؛ یعنی فناوریهای وارداتی جذب، و با شرایط فناوری ملی تلفیق شوند. بنابراین، توسعۀ فناوری سنتی و در حقیقت جمع کردن مزایای فناوری مدرن به عنوان حاصل دانش پیشرفتهتر بشری و فناوری سنتی به عنوان تجربیات نسلهای گذشته، میباشد]4[.
محیط یادگیری الکترونیکی، همیشه در دسترس است و میتوان از هر مکانی بهره برد و این مزیت، مسألۀ زمان و صرف هزینۀ رفت آمد را برای آموزش حل کرده است. چرا که در دنیای اطلاعاتی امروز، زمان، اهمیت فراوانی دارد و فرد باید در کوتاهترین زمان ممکن به کسب اطلاعات و دانش مورد نیازخود بپردازد؛ بنابراین کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در امر یادگیری، این فرایند را آسان میکند. به دلیل اینکه در محیط یادگیری الکترونیکی، امکان تبادل اطلاعات و تعامل یادگیرندگان با هم و با یاد دهنده در سطح بسیار بالایی است، یادگیری جذابتر است و فرد ارزش آن چیزی را که یاد میگیرد میداند. چرا که منطبق با نیازهای اطلاعاتی اوست.