نمایش 9 24 36

بلاک چین : آینده درخشان عرصه دیجیتال

تابستان گذشته یعنی تابستان سال 2015 پرتو های نور در رودخانه هودسون[1] منعکس شده و بر روی درختان گردشگاه در مسیر اطراف رودخانه می افتاد. من در حال مطالعه مقاله ای در مورد خطرات احتمالی راه انداختن کسب و کاری در جمهوری دموکراتیک کونگو بودم، زیرا به دلیل برده داری، فساد، استثمار و کار در معدن برای استخراج مواد معدنی نادر مثل کولتان که در ساخت گوشی های هوشمند ضروری است راه انداختن تجارت در آنجا با مشکلاتی روبرو می شود. و سپس با واژه دیگری که در جهان بر سر زبانها افتاده بود مواجه شدم: بلاک چین[2]. در مقاله نوشته شده بود که ظاهرا این تکنولوژی جدید به عنوان داربستی عمل می کند که مخزن حامل کولتان استخراج شده از معدن را نگه می دارد. بلاک چین می توان مخزن حمل کولتان استخراج شده را قدم به قدم از داخل جنگلها به سمت تمامی گوشی های هوشمند بکشاند. بدین روش، فردی در آمریکا یا اروپا که گوشی همراه میخرد می تواند مطمئن باشد که برای مثال، خطری از جانب گوریل ها او را تهدید نمی کند! مطمئنا خریدن گوشی همراه حس خوبی به همراه دارد. اما آیا معدن کارانی که کولتان را از معدن استخراج می کنند هم همین حس را دارند؟ همچنین با اندکی تحقیق متوجه شدم که بلاک چین روش های قدرتمندی برای تراز کردن زمین های اطراف معدن پیشنهاد میکند، و بنابراین سهم و همکاری معدن کاران در این حالت بهتر درک می شود. برای مثال، یک معدن کار حرفه ای که یکبار کولتان استخراج شده خود را از دست داده است، حالا با این تکنولوژی می تواند روند حرکتی مخزن کولتان خود را در هر جایی از زنجیره پیگیری کند. این نوع انتقال ممکن است به معدن کار ایده ای در مورد چگونگی بهبود بخشیدن مراحل مختلف در زنجیره عرضه از جمهوری کونگو تا کارخانه های چینی برای ساخت گوشی های همراه، یا حتی تا اپل استور[3] و خیابان وست فورتینس[4]، یعنی جایی نه خیلی دورتر از جایی که من نشسته بوده و در حال تماشای رودخانه بودم، بدهد. چه نوع اقتصادی باید ایجاد شود تا اولین نفر در زنجیره عرضه بتواند به قیمت های نهایی ارائه شده در انتهای زنجیره عرضه دسترسی داشته باشد؟ این موضوع چقدر برای استفاده از کولتان به عنوان ماده معدنی استخراج شده توسط معدن کار، یعنی فردی که از بسیاری جهات با روش های این کار آشنا است، مفید و کمک کننده خواهد بود؟ حداقل می توان داستان مهمی را ایجاد کرد که بتواند به مشتری در درک این فرآیند کمک کند. در واقع می توان گفت که نیاز به وجود و آغاز بلاک چین کاملا محسوس بود. بلاک چین نامی عجیب برای چنین مفهوم ساده ای می باشد. من خیلی زود با این نام سازش کردم و آن را پذیرفتم. این کتاب تمامی اطلاعات و دانسته های من در این حوزه را نشان می دهد. تکنولوژی بلاک چین اساسا به عنوان برنامه و ابزاری برای پول دیجیتال یا همان بیت کوین[5] اختصاص یافت تا از طریق آن بتوان نحوه خرج کردن یا فروختن هر یک از این پولهای دیجیتالی را در هر لحظه پیگیری کرد. این عملکرد به تنهایی کافی بود تا این تکنولوژی به یک اختراع تحولی در جهان تبدیل شود. اندکی پس از معرفی بیت کوین در سال 2008، متخصصان فن آوری اندک اندک دریافتند که بلاک چین در بلند مدت می تواند حتی ارزشی بالاتر از ارزهای مجازی که برای آن ایجاد شده اند داشته باشد. بلاک چین تکنولوژی ساده ای است که اساسا به عنوان یک محافظ دائمی و غیر قابل هک برای هر نوع اطلاعاتی که شما بخواهید ثبت کنید عمل می کند. امروزه می بینیم که این تکنولوژی حفاظتی ساده روشی ایده آل برای ساخت انواع متعددی از برنامه های خلاقانه و جدید ارائه می کند. برای مثال، ثبت آمار فروش زمین ها، و در این شرایط هیچوقت این سوال مطرح نمی شود که چه کسی دفعه بعدی که زمین فروخته می شود آن را صاحب خواهد شد و حتی هیچ موسسه و سازمانی برای تایید خرید و فروش نیاز نخواهد بود. این نرم افزار قبلا در هوندوراس[6] ایجاد شده که در آنجا 80 درصد زمین ها عنوانی نامناسب دارند با اصلا عنوانی ندارند. ثبت نام مالکان زمین ها از طریق بلاک چین می تواند از مالکیت غیر قانونی زمین ها جلوگیری کرده و جنگل را از تصاحب و سکونت غیر قانونی محافظت کند. نوع دیگری از املاک واقعی یعنی املاک دیجیتالی واقعی که فقط در اینترنت وجود دارند، در یک کشور دیجتالی با نام جنسیس سیتی[7] ارائه می شوند. تعداد محدودی از زمین ها با عنوانی ثبت شده در بلاک چین به افرادی که هر وقت که بخواهند می توانند این فضای دیجیتالی را گسترش دهند فروخته شده اند. آیا این کار شبیه فروختن مرداب های فلوریدا[8] به شمالی ها در دهه 1950 نیست؟ و یا آیا مالک بخشی از جهان دیجیتالی بودن که انتظار می رود توسط میلیون ها نفر بازدید شود ارزش دارد؟ شما می توانید یک مغازه، یک بازی، مجله یا هر چیز دیگری را در این فضا بسازید. مزایای بلاک چین خیلی بیشتر از الگو های کسب درآمد ساده است. در آفریقای شرقی، شرکتی با نام والا[9] از بلاک چین به گونه ای استفاده کرده تا مردم بتوانند از طریق گوشی های هوشمند خود به خدمات بانکی دسترسی داشته باشند. این اتفاق موجب شد تا آنها برای بار اول از خدمات اقتصادی نوین و مدرن بهره ببرند. و در نیویورک[10]، هنرمندی با نام کوین ابوش[11] کدهای عددی حروفی بلاک چین را با خون خود ثبت کرد و آنها را برای فروش گذاشت. او همچنین تصویری رمز نگاری شده از عکسی که خودش برای یک میلیون دلار گرفته بود را به فروش گذاشت در حالی که خود عکس مشاهده نمی شد. امروزه تعداد زیادی از تجارت ها و کسب و کارها ایجاد شده اند که دیگر به صورت سنتی اداره نمی شوند و در آنها از بلاک چین برای پخش تراکم مالکیت و کنترل آن به شیوه ای که مردم از یک کاپیتالیسم تساوی نگر سود ببرند استفاده می شود. چیزی در مورد بلاک چین الهام بخش برخی از افراد بود تا این تکنولوژی را در مسیر ها و شیوه های مختلف دنبال کرده و گسترش دهند. از سوی دیگر، همانطور که من در سیر و مطالعه در دنیای بلاک چین فهمیدم، بلاک چین تکنولوژی است که بحث های زیادی را به همراه داشته و دقیقا نمی توان فهمید این تکنولوژی چگونه کار می کند. هرچند من باور دارم لازم است فردی دانش عمیقی در مورد تکنولوژی داشته باشد تا بتواند بلاک چین را درک کند، منظور از درک فهمیدن مفهومی از بلاک چین و نحوه کارکرد آن می باشد چرا که این تکنولوژی بیتشر از آنچه که بتوانیم تصور کنیم پتانسیل دگرگون کننده و تبدیلی در جامعه ما دارد. من آنچه را که یاد گرفته ام را با این امید با شما به اشتراک می گذارم تا الهام بخش این باشد که بتوانید راهی پیدا کنید تا بفهیمد چگونه بلاک چین می تواند اول از همه شروع به ایجاد تغییر در زندگی خود شما کند.