مقدمه
نام آن بازیگری که در تمام فیلمهای وودی آلن بازی میکرد چه بود؟ میدانی؟ همانکه موهای فرفری قهوهای داشت.
وقتی نام شخص، عنوان فیلم یا نشست مهمی را که باید بدانید فراموش کردهاید، احتمالاً فقط به شوخی میگویید: «یادم رفت! مغزم را کرمخورده.» پیامها و تصاویر انبوه رسانههای جمعی باعث میشوند فراموشی خفیف را با مراحل اولیهی تسریع ناتوانی روانی اشتباه بگیرید.
«در نمایش برادوی بازی کرده بود، با چیز بود، اسمش چی بود. وای خدا، میدانی که را میگویم.»
و شاید طرف مقابل شما یادش بیاید که آن شخص تونی رابرتز بوده است اما اگر یادش نیاید، شما کلافه میشوید و شدیداً به خود فشار میآورید تا آن نام گمشده را به یادآورید. معمولاً در دههی چهل یا پنجاه یا حتی دههی سی این افت حافظهها اتفاق میافتند: یادتان نمیآید سوئیچ ماشین را کجا گذاشتید یا در فهرست خریدی که در خانه جا گذاشتید چه چیزهایی بوده... یا نمیتوانید دستورالعمل راهاندازی دستگاه پخش دیویدی یا کامپیوتر را درک کنید... یا چون از درب دیگر پاساژ خارج شدید، شاید یادتان برود ماشین را کجا پارک کرده بودید.
هرچند این افت حافظههای کوچک زندگی روزمره شما را تحت تأثیر چندانی قرار نمیدهند، اما اضطراب ناشی از آنها ممکن است بر زندگیتان اثرگذارند. میترسید مثل خاله هریت بشوید که تمام جزئیات دوران رکود بزرگ را به یاد میآورد اما یادش نمیآید دیروز چهکار کرده است. تجربهی ارتباط با افرادی که با بالا رفتن سنشان در درک و حافظه دچار مشکل شدهاند باعث میشود وقتی چیز کوچکی را فراموش میکنید نگران شوید. بیشک خیلی سریع نتیجه میگیرید که پیری ناگزیر شمارا بهسوی فراموشی، سردرگمی و یا حتی مراحل اولیهی آلزایمر سوق میدهد.
خبر خوب این است که فراموشی خفیف، شبیه بیماری آلزایمر نیست و میتوان با آن مقابله کرد. تحقیقات اخیر مغزی به رویکردهای جدیدی اشاره میکنند که میتوانند با فعالیتهای روزمره ادغام شوند و ارتباط مغزی را حفظ کنند. از طریق اتخاذ چنین راهبردهایی، میتوانید توان مغزی خود را بالا ببرید تا با افت چالاکی ذهنتان مبارزه کنید.
باورهای زیادی درباره پیری مغز وجود دارد که علم عصبشناسی مدام آنها را زیر سؤال میبرد. به کمک فناوریهای جدید، نظر قدیمی در خصوص روند پیری مغز، بهسرعت در حال اصلاح است. شواهد بهوضوح نشان میدهند که با پیر شدن ما، توان مغز افول نمیکند. در واقع، در سال 1998، تیمی از دانشمندان آمریکایی و سوئدی برای اولین بار نشان دادند که سلولهای مغزی جدید در افراد بالغ تولید میشوند.
همچنین خلاف نظر عمومی، افت مغزی که اکثر افراد تجربه میکنند به خاطر مرگ متداوم سلولهای عصبی نیست. بلکه، این امر نتیجهی کاهش تعداد و پیچیدگی دندریتها است؛ دندریتها شاخههایی هستند که زیر سلولهای عصبی قرارگرفتهاند و مستقیماً اطلاعات حاصل از دیگر سلولهای عصبی را که اساس حافظه میباشند، دریافت و پردازش میکنند. دندریتها اطلاعات را از طریق اتصالاتی بنام سیناپس دریافت میکنند. اگر اتصالات بهطور مرتب عمل نکنند، دندریتها بهآرامی ضعیف میشوند. این امر توان مغز را در خصوص جایگذاری اطلاعات جدید در حافظه و همچنین بازیابی اطلاعات قدیمی تضعیف میکند. مدتهای مدیدی گمان میرفت رشد دندریت تنها در مغز کودکان امکانپذیر است؛ اما تحقیقات اخیر، نشان دادهاند که نورونهای قدیمی میتوانند برای جبران کمبودها، دندریت پرورش دهند.
آزمایشات دیگری نشان دادهاند که جریانات عصبی در مغز بزرگسالان قابلیت تحمل تغییر را دارند- این قابلیتی است که دانشمندان تصور میکردند بعد از سپری شدن دوران کودکی از دست میرود. با این حال، مغز سالخوردگان، همچنان توانایی قابلتوجهی برای رشد، انطباق و تغییر الگوهای ارتباطی دارد.
کشفیات اینچنینی، اساس نظریهی جدید ورزش مغز هستند. درست همانطور که ورزش آمادگی جسمانی به شما کمک میکند تا سلامت جسمی خود را حفظ کنید، نوروبیک نیز به شما کمک میکند تا آمادگی ذهنی خود را حفظ کنید.
هدف نوربیک حفظ سطح آمادگی ذهنی، قدرت و انعطافپذیری شما همزمان با بالا رفتن سنتان است. این برنامهی تمرینی متشکل از ارائهی تجربیات غیرمعمول یا غیرمنتظره به مغز است که با استفاده از ترکیبات حسی مختلف جسمی بینایی، بویایی، لامسه، چشایی و شنوایی - و همچنین "عواطف" انجام میگیرد. این تمرینات، الگوی فعالیتهای عصبی را تحریک میکنند و باعث ایجاد ارتباط بیشتر بین مناطق مختلف مغز میشوند و همچنین سلولهای عصبی را وادار به تولید مواد مغذی مغزی به نام نوروتروفین میکنند؛ نوروتروفینها میتوانند بهطور چشمگیری اندازه و پیچیدگی دندریتهای سلول عصبی را افزایش دهند.
5 نوروتروفینها سلولهای اطرافشان را نسبت به اثرات پیری، قویتر و مقاومتر میکنند. نوروبیک با دیگر تمرینات مغزی متفاوت است؛ سایر تمرینات دربرگیرندهی حل پازلهای منطقی، تمرینات حفظی و جلسات تمرینی انفرادی هستند که بیشتر به امتحان شباهت دارند. در عوض، تمرینات نوروبیک از حواس پنجگانه استفاده میکنند تا محرکهای طبیعی مغز را افزایش دهند و بدین طریق ارتباطی بین انواع مختلف اطلاعات ایجاد کنند. این ارتباطات (برای مثال یادآوری نام کسی به کمک چهرهاش، یا نام غذایی با بوی آن) بلوکهای سازندهی حافظه و اساس یادگیری ما هستند. عمدتاً، ایجاد الگوهای ارتباطی جدید، مهمترین بخش در برنامهی نوروبیک است. به کمک یافتههای علم عصبشناختی (صفحات 6 و 7) و یافتههای فعلی دانشمندان در خصوص حواس، مستقیماً توانستیم به مفهوم استفاده از نیروی ارتباطی حواس پنچگانه برسیم تا از این راه مغز را واداریم از تواناییاش برای خلق مواد مغذی خود استفاده کند. خلاصه اینکه از طریق نوروبیک شما قادر خواهید بود تا مغز خود را پرورش دهید – بدون دارو یا رژیم.
واژهی نوروبیک اشارهای عمدی به تمرینات جسمانی دارد. همانطور که تمرینات ورزشی ایدهآل بر استفاده از گروههای مختلف عضلانی برای تقویت هماهنگی و انعطافپذیری تأکیددارند، تمرینات مغزی ایدهآل نیز مناطق مختلف مغز را به روشهای نوینی فعال میکنند تا دامنهی حرکت ذهنی تقویت شود. برای مثال، ورزشی مثل شنا باعث میشود بدن در کل متناسبتر شود و قادر باشد از عهدهی هر ورزشی بربیاید. نوروبیک نیز همین کار را برای مغز انجام میدهد.
مبنای علمی نوروبیک
پیشینهی علمی نوروبیک شامل یافتههای پیچیدهی بسیاری است. نوروبیک ترکیبی از اطلاعات مهم جدید در خصوص نهاد مغز و چگونگی دستیابی و ذخیره اطلاعات است، همچنین نوروبیک در پی یافتن این است که فعالیتهای مغزی تا چه حد میتوانند مواد مغذی طبیعی تولید کنند. این یافتهها شامل موارد زیر هستند:
- قشر مغزی، محل مربوط به آموزشهای ردهبالای مغزی است و شامل تعداد زیادی از مناطق مختلف است که تخصص آنها دریافت، تفسیر و ذخیرهی اطلاعات ناشی از حواس است. آنچه شما از حواستان درمییابید فقط در یک قسمت از مغز ذخیره نمیشود.
- اتصال مناطق قشر مغزی بر عهدهی صدها مسیر مختلف عصبی است، این مسیرها میتوانند خاطرات را به همراه ترکیبات نامحدودی از اطلاعات ذخیره کنند. ازآنجاکه این سیستم خیلی پیچیده است و تعداد ترکیبات احتمالی در مسیرهای مغزی بسیار زیاد است، ما کسر کوچکی از ترکیبات احتمالی را در نظر میگیریم.
- مغز غنی از مولکولهایی ویژه است- نوروتروفینها- این مولکولها توسط سلولهای عصبی تولید و ترشح میشوند و به عنوان نوعی ماده مغذی مغز عمل میکنند که در واقع باعث سلامت این سلولهای عصبی و همچنین سلامت سلولهای مجاور و سیناپس بین آنها میشوند. 6
- مقدار نوروتروفینهای تولید شده توسط سلولهای عصبی و اینکه چگونه سلولهای عصبی به نوتوفینهای سایر سلولهای عصبی پاسخ میدهند، بستگی به میزان فعال بودن این سلولهای عصبی دارد؛ به عبارت دیگر، هرچه سلولهای مغزی فعالتر باشند، مولکولهای تحریککنندهی رشد بیشتری تولید میکنند و پاسخ بهتری میدهند. 7
- انواع ویژهای از این تحریکات، مخصوصا در مواردی که روتین نباشند و الگوهای فعالیتی نوینی را در جریان سلولی بوجود آورند، میتوانند مقدار بیشتری از این سلولهای تحریککنندهی رشد را تولید نمایند. 8
نوروبیک باعث میشود مغز چالاکتر و منعطف تر عمل کند و بتواند هر چالش ذهنی را پشت سر بگذارد، خواه این چالش مربوط به حافظه باشد، یا انجام وظیفه و یا خلاقیت. به همین دلیل، رویکرد نوروبیک بر مبنای این است که مغز چگونه کار میکند، نه این که چگونه از مغز کار بکشیم.