مدیریت استرس به شیوه ذهن آگاهی و درمانهای موج سوم
13
نفر در حال مشاهده محصول هستند
Categories: روابط بین فردی و خانواده, روانشناسی، سلامت و پزشکی
محصولات مرتبط
بازیهای عزت نفس برای کودکان (کتاب الکترونیک)
عزت نفس اصطلاحی در روانشناسی است که بازتابی از برآورد یا ارزیابی یک فرد از ارزشهای خود میباشد. به عبارت دیگر، عزت نفس، باور یک فرد از ارزش و اهمیت خود میباشد. این باور، همزمان با شناخت هویت خویشتن به وسیلهی کودک در وی ایجاد شده و کودک از اولین روزهایی که خویشتن را درمییابد، مجموعهای از ارزیابیها از خود میکند. نتیجه این ارزیابیها عزت نفس وی را شکل میدهند. چنین دیدگاهی به صورت همیشگی همراه وی بوده و حتی میتواند بر سرنوشت و آینده وی تاثیر بگذارد.
ایجاد و پرورش عزت نفس در کودکان راههای زیادی دارد ولی یکی از موثرترین و در عین حال هیجانانگیزترین روشهای ایجاد عزت نفس در کودکان، استفاده از ابزار بازیها میباشد. در واقع، با استفاده صحیح از بازیهای مناسب میتوان دیدگاه و باور کودک نسبت به خود و ارزش خود در محیط را تغییر داده و به وی کمک کرد که درک بهتری از خود داشته و دیدی واقعبینانه عزت نفس را در خود پرورش دهد.
کتاب حاضر یکی از بهترین نمونهها در زمینهی پرورش و ایجاد عزت نفس در کودکان با استفاده از بازیها میباشد. نویسنده کتاب، دبورا ام. پلامر، یکی از افراد زبده در زمینه عزت نفس کودکان است که تجریه چندین سال کار عملی و علمی خود را در قالب این کتاب عرضه کرده است. در باب اول کتاب، پیشینه نظری و عملی موضوع مورد بررسی قرار میگیرد. در این باب، به این سوال اساسی پاسخ داده میشود که چرا باید از بازیها برای حمایت از عزت نفس سالم در کودکان استفاده کرد. سپس در باب دوم، در 10 بخش مجزا، بازیهای زیادی برای شناخت خود، ایجاد و حفظ عزت نفس در کودکان معرفی شده است. در این بازیها سعی شده است که از بازیهای رقابتی صرفنظر شود تا کودکان با آرامش بیشتری به مفاهیم توجه کنند.
لازم به ذکر است که این کتاب مکملی بر کتاب «کمک به کودکان در ساخت عزت نفس» از همین مولف میباشد که توسط مترجمان حاضر پیشتر ترجمه و چاپ شده است. امید است این کتاب نیز همانند کتاب قبل در مسیر تربیت کودکانی سالم مفید و موثر باشد. همچنین، در ترجمهی این کتاب سعی شده است تا حد امکان سبک و روش نوشتن مولف رعایت شود.
داستانهای کوتاه و پندآمیز برای کودکان و نوجوانان
20000 تومان
من انرژی زیادی را برای معرفی این راهنمای ارزشمند به معلمان و مربیان که با کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم در ارتباط هستند، به کار گرفتم. " کتاب راهنمای اختلال طیف اوتیسم راهنمایی برای کلاس درس" نشاندهنده همکاری عمیق و مستمر نیازهای این بخش از آموزش ویژه است. همانطور که گزارش گروهی فعالیتهای اخیر دپارتمان در حیطه اوتیسم نشان داد، تعداد کودکانی که تشخیص اوتیسم میگیرند و نیازهای سیستم آموزش رو به افزایش است.
من بهطور صمیمانه امیدوارم که این راهنما بهعنوان منبعی مفید و علمی برای همه افرادی که از آن استفاده میکنند واقع گردد. من از این فرصت استفاده میکنم تا از دکتر جان هانتر مقام بازرس دپارتمان آموزشی و تربیتی و سایر همکاران بابت پشتکار و سختکوشی آنها در تهیه این راهنما تشکر کنم.
رفتار مصرف کننده شناخت افكار، احساسات و رفتار مشتريان در بازار
این کتاب از ساختار سادهای برخوردار است: از مباحث خرد شروع و به مباحث کلان ختم میشود. از این منظر، کتاب بهصورت آلبوم عکس رفتار مصرفکننده است: هر فصل تصویری موقتی از مصرفکنندگان ارائه میکند، اما بهتدریج مباحث از دیدگاه گستردهتری موردبررسی قرار میگیرند. کتاب از مباحث مرتبط به مصرفکننده فردی آغاز میشود و تا مباحث تأثیرات گروهی پیش میرود. بخش اول با عنوان "مصرفکنندگان در بازار " مقدمهای بر رفتار مصرفکننده را طرح میکند. اینکه اساساً چرا باید این علم را مطالعه نمود؟ خاستگاه آن کجاست؟ و چه کاربردی در افزایش سودآوری شرکتها دارد؟
بخش دوم با عنوان "مصرفکنندگان بهعنوان افراد" به بررسی مسائل فردی در رفتار مصرفکننده میپردازد. مسائلی مانند ادراک؛ یادگیری و حافظه؛ انگیزش، ارزشها و درگیری؛ نگرشها؛ تغییر نگرش؛ خویشتن، به ترتیب در فصول 2 تا 7 بررسی میشوند. این بخش رفتار مصرفکننده را در سطح خُرد لحاظ میکند. در این بخش بررسی میشود که چگونه فرد اطلاعات را از محیط نزدیکش دریافت میکند و چگونه این مباحث را یاد میگیرد، در حافظهاش ذخیره میکند و چگونه از این اطلاعات برای شکلدهی و تعدیل نگرش، هم درباره محصولات و هم درباره خودش، استفاده میکند
بخش سوم با عنوان "مصرفکنندگان بهعنوان تصمیمگیرنده" به بررسی مسائل گروهی در رفتار مصرفکننده میپردازد. در این بخش مفاهیمی مانند تصمیمگیری فردی؛ خرید، ارزیابی و کنارگذاری؛ تأثیر گروه و رهبری افکار، در فصول 8 و 9 و 10 موردبررسی قرارگرفته است. این بخش روشهایی را توضیح میدهد که طی آن مصرفکنندگان از اطلاعاتی که کسب نمودهاند بهمنظور اتخاذ تصمیماتی درباره فعالیتهای مصرفی، هم بهعنوان شخص و هم بهعنوان عضو گروهها، استفاده میکنند.
اهمیت رفتار مصرف به حدی است که قریب بهاتفاق خبرگان و عالمان علم بازاریابی آنها فراگیرترین مفهوم مدیریت بازاریابی میدانند. در این بین کتاب رفتار مصرفکننده سولومون بیشک برترین مرجع رفتار مصرفکننده در تمام جهان است؛ بنابراین مزیت اصلی این اثر نسبت به سایر کتابهای مشابه استفاده از کتاب سولومون بهعنوان مبنای اصلی برای ترجمه است. علاوه بر آن، تجربه گردآورندگان اثر یادآور این نکته است که معرفی کتابی بالغبر 900 صفحه در یک ترم، عموماً باعث وحشت و دلزدگی دانشجویان میشود. لذا در این اثر سعی شده مطالبی از کتاب سولومون که صرفاً برای اروپا و امریکا کاربردی است حذف شود تا ضمن حفظ انسجام و محتوی علمی، از بیان مواردی که هیچ کاربردی برای دانشجویان ایرانی ندارد پرهیز گردد. این امر موجب صرفهجویی در زمان و هزینه دانشجو این عزیز خواهد شد.
گردآورندگان این اثر هر دو دانشآموخته مدیریت بازاریابی از دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در مقطع دکتری بوده و برای ترجمه و تألیف کتاب وسواس بسیاری به خرج دادهاند. برای مثال در ادبیات لاتین، فعل “To Shop” و فعل “To Buy” معانی متفاوتی دارند. معنای دو فعل “To Buy” و “To Purchase” یکسان است و به این معنی است که شما پول را با چیزی مبادله کرده و مالک آن میشوید. هرچند فعل “To Purchase” از “To Buy” رسمیتر است؛ اما فعل “To Shop” معنی بسیار متفاوتی داشته و به این معنی است که شما در جستجوی چیزی هستید، احتمالاً با قصد خرید آن، ولی قطعی نیست که شما آن را بخرید. ازاینرو برخلاف بسیاری از ترجمههای موجود در بازار، برای تمایز قائل شدن بین این افعال در این کتاب Shopping و Buying به ترتیب «خرید رفتن» و «خریدن» ترجمهشده است که البته تمایز بین این دو خود میتواند دربرگیرنده کل علم رفتار مصرفکننده باشد که بر خبرگان امر پوشیده نیست.
ساکت شُو و خوب گوش کن…
45000 تومان
[real3dflipbook id="5"]
اگر در بازار کسبوکار هستی و میخواهی تجارتی را شروع کنی یا شاید هم از سلسلهمراتب شرکتی بالا بروی، به جای درستی آمدی. حالا ساکت باش و خوب گوش کن تا در مسیر موفقیت کسبوکارت، به بالاترین حد ممکن برسی.
اسم من تیلمن فرتیتا[1] است. طبق فهرست 400 نفره فوربس، من صد و پنجاه و سومین فرد ثروتمند در آمریکا هستم. بهعنوان تنها بنیانگذار فرتیتا اینترتینمنت، تشکیلات من رستورانها، هتلها، شهربازیها و آکواریومهای متعددی دارد و اداره میکند. شاید با بعضی از نشانهای تجاری رستورانهای من آشنا باشی؛ نشانهایی از جمله ماسترو[2]، رستورانهای استیک مورتون[3]، کافه رینفورست[4]، چارت هاوس[5]، شرکت میگو بوبا گامپ[6]، غذاهای دریایی لندری[7]، رستوران استیک سالتگرس[8] و 35 نشان تجاری دیگر. درمجموع من مالک بیش از 600 رستوران هستم. من همچنین صاحب 5 هتل کازینوی گلدن ناگت[9] هستم. اگر اینها برایت کافی نبود، من در برنامهی تلویزیونی خودم نیز در شبکهی CNBC به اسم خریدار میلیارد دلاری[10] هنرنمایی کردم.
آهان راستی، اگر نمیدانستی، تیم هوستون راکتس در NBA نیز متعلق به من است.
موقعیت کنونی من با شروع کارم با یک رستوران در شهر کیتی تگزاس فاصلهی زیادی دارد. در این کتاب، میخواهم برخی از ایدهها و راهبردهای کلیدی را به اشتراک بگذارم که از آنها در ساخت امپراتوری سرگرمیای که سراسر جهان را پوشش داده، استفاده کردم.
برای این کار، دوست دارم با یک هشدار شروع کنم:
دقیقاً شبیه من باش؛ هرگز دست از نگرانی برای کسبوکارت برندار.
میگویی: چرا؟
چون وقتی دربارهی کسبوکار و بیشتر چیزها در زندگی حرف میزنیم، چوب روزگار در کمین همه است و هیچوقت نمیدانی کِی و از کجا ضربه میخوری.
من واقعاً به این موضوع اعتقاد دارم. اصلاً مهم نیست که اوضاع الآن روبهراه است و فکر میکنی همهچیز را میدانی. این نکته را در مغزت خوب فروکن: «چوب روزگار همین الآن در انتظار توست.»
منظورم از چوب روزگار این است که همیشه نیرویی آن بیرون وجود دارد، چیزی که موفقیت و رشد کسبوکارت را هدف قرار داده است. این نیرو ممکن است وجود رقیب یا محصول بهتر، مرافعه و دادخواهی، زیرورو شدن نظام اقتصاد، قوانین جدید حکومتی یا بانکی که روی آن حساب کردهای؛ ولی به تو پول قرض نمیدهد یا حتی این روزها نگرانی دربارهی یک حملهی تروریستی، چه داخلی و چه بینالمللی، دیگر موضوع مسخرهای نیست.
وقتی حادثهای خسارتبار و زیانآور اتفاق میافتد، بهترین امید تو این است که با عکسالعمل سریع، زیان را به حداقل برسانی؛ اما باید چشمهایت را باز کنی. باید شروع کنی به نگران شدن، پیشبینی کردن، برنامهریزی و اقدامات پیشگیرانه انجام دادن. چرا؟ چون چوب روزگار به نقطهضعفی اصابت میکند که هنگام انجام همزمان همهی نقشها و مهارتهای موردنیاز برای داشتن یک کسبوکار موفق، برای خودمان درست میکنیم.
دچار خودخشنودی و اعتمادبهنفس بیشازحد شدن خیلی راحت است؛ ولی منجر به نادیده گرفتن جزئیات بسیار مهمی میشود.
«ممکن است فکر کنی که میدانی چهکار میکنی؛ اما من میخواهم به تو آن چیزی را که نمیدانی، نشان بدهم.»
مردم همیشه از من میپرسند: «از چهچیزی میترسی؟» میگویم: «من از چیزی نمیترسم؛ اما نگران هستم.» این یکی از مهمترین اجزای پیامی است که سعی میکنم در برنامهی تلویزیونی خودم، خریدار میلیارد دلاری، هنگام صحبت با رهبران تجاری، دانشآموزان، کارآفرینان و کارمندانم به مخاطبان منتقل کنم. من باید به کارآفرینان بگویم که حتی وقتی دارند محصول جذابی را به من میفروشند، در یک جایی کوتاهی میکنند که دارد به کسبوکارشان آسیب میزند.
بنابراین، همین طور که عنوان این کتاب میگوید، قدم بعدی خیلی ساده است: ساکت باش و گوش کن.
چیزهای زیادی وجود دارد که دوست دارم با شما به اشتراک بگذارم و بعداً خوشحال خواهی شد که به آنها توجه کردی.
این کتاب پنج بخش دارد و هر بخش دربارهی یک موضوع هستهای و مهم صحبت میکند که اگر درباره آنها اطلاع نداشته باشی، میتوانند هر کسبوکاری را نابود کنند. این بخشها به ترتیب عبارتاند از:
- مهماننوازی (اگر نیمرو میخواهند...)؛
- بهتر است اعداد و ارقام کسب و کار خود را به خوبی را بشناسی؛
- قانون 95:5: «پنج» درصد تو چیست؛
- فرصت را دیدی، آن را غنیمت بشمار؛
- با رهبری خودت زندگی کن.
یکپارچگی سازمانی،خطای فردی و ساختار حقوقی جامعه
تجزیه و تحلیل فساد و سایر موارد سوء رفتار در سازمانها گاهی منجر به بحث در مورد ویژگیهای فرهنگهای مختلف میشود. ادبیات تحقیق زیادی در رابطه با همبستگی بین فرهنگ چینی (Schweitzer 2009)، فرهنگ روسیه (Shulzhenko 2012)، فرهنگ هند (سویم 2012) یا فرهنگ مجارستان و موضوع فساد وجود دارد. البته، فرهنگ سوء رفتار با افرادرا بسیار پیچیده نقد میکند و به نوعی به نظر میرسد که آن را به ویژگیهای خاص مناطق مختلف جهان نسبت میدهد (Hofstede 1991). با این حال، از نظر عملی، این بعد از فرهنگ خیلی مفید نیست. فرهنگ ممکن است قابل توصیف باشد، اما قطعاً تغییر نخواهد کرد. شما میتوانید این وضعیت را در بحث استانداردهای بین المللی و اخلاق در سطح بالاتر در رفتار مدیریت نقد کنید. با این حال، این نوع بحث باعث میشود مشکل تحلیل بدتر شود. اگر ما نمیتوانیم فرهنگ را تغییر دهیم، چگونه میتوانیم با تمرکز بر رفتار اخلاقی، مشکل سوء رفتار مدیران را حل کنیم؟ در حقیقت، در زندگی روزمره همیشه میتوانیم کارکنان را از انجام سوء رفتار حفظ کنیم، و وسوسه میشویم که رفتار بد یا شخصیتهای جنایتکارانه را شناسایی کنیم. اگر چه ممکن است جامعه یا افراد را سرزنش کنیم اما تلاش ما تمرکز بر ارتباط گمشده بین جامعه و فرد است. بنابراین بهتر است سازمان خودمان را بررسی کنیم زیرا نه تنها تجزیه و تحلیل آسانتر میشود، بلکه قابل تغییر است. سازمان چگونه میتواند ارتباط نامشروع بین جامعه و فرد را شناسایی کند؟ ما از این واقعیت آگاهیم که سازمانها تأثیر قابل توجهی در رفتار فردی و در تعامل (داگلاس 1966) دارند. سازمانها افراد را مجبور میکند که رفتار خاصی را دنبال کنند تا به اهداف سازمانی خود برسند (Goffmann 1961). ممکن است بلافاصله این قدرت را در پشت هر اهداف سازمانی به رسمیت نشاند، اما در عین حال تعریف روابط و تعاملات بین افراد در سازمانها (وبر 1922) وجود دارد. هنوز ارتباطاتی بین جامعه، فرهنگ و شخصیت افراد وجود دارد. آنچه وظیفه ماست درک بخشهای سازمانی است. برای انجام این کار، عمل باید به حوزههای تحلیلی مختلف تقسیم شود (Parsons 1964، 1978). بنابراین میتوانیم ارزشهای خاص اما غالباً متناقض را که نمیتوان بدون هیچ گونه تفکیک تحلیلی توصیف کرد، کشف کنیم. در حقیقت بین فرهنگ و جامعه تعادل وجود ندارد، بلکه بین انتظارات درون سازمانی تعادل وجود دارد.

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.