چگونه در ۳۳ روز کتاب بنویسیم؟-دانلودی

کتاب های مرتبط

چگونه در 33 روز کتاب بنویسیم؟

اگر از 100 نفر بخواهید رویاها و آرزوهای خود را فهرست کنند، احتمالاً ویژگی‌های «نوشتن کتاب» را در جایی از آن لیست خواهید یافت. بر اساس نظرسنجی انجام شده توسط گروه جنکینز، 81 درصد از بزرگسالان آمریکایی می‌خواهند کتاب بنویسند! چند میلیون بده یا بگیر که فقط در آمریکا حدود 250 میلیون است. این تعداد به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد، زمانی که شما همه افراد دیگری را در سراسر جهان که خود را به عنوان یک نویسنده تصور می‌کنند، در نظر بگیرید.

چگونه در 33 روز کتاب بنویسیم

کسانی هستند که استدلال می‌کنند که با کاهش ارتباط کتاب‌ها در جامعه ما، این تعداد کاهش می‌یابد. سال‌هاست که مردم پایان کتاب فروتن را پیش‌بینی می‌کنند، زیرا ما برای استقبال از فناوری جدید عجله داریم که به ما دسترسی فوری به تمام اطلاعاتی را که می‌توانیم نیاز داشته باشیم یا بخواهیم می‌دهد. بنابراین فرض بر این بود که مردم به سادگی خرید کتاب را متوقف کنند و در عوض از طریق اینترنت از طریق انبوهی از ابزارها و ابزارها به همان اطلاعات دسترسی داشته باشند. حداقل مردم مطمئناً خرید کتاب‌های چاپی را متوقف می‌کنند و در عوض به دانش یا رمان به صورت الکترونیکی دسترسی خواهند داشت. مطمئناً، زمانی که اولین ویرایش این کتاب را نوشتم، کتاب‌های الکترونیکی «چیز جدید» جدید بودند. اگرچه آنها چندین دهه بود که وجود داشتند، اما راه خود را به جریان اصلی باز کردند. پیامبران عذاب به عنوان شاهدی بر این که کتاب فیزیکی برای این جهان طولانی نبود به آمارهای نوظهور اشاره کردند. در سال 2011 آمازون گزارش داد که برای اولین بار کتاب‌های الکترونیکی از کتاب‌های چاپی پیشی گرفتند و زمانی که انجمن ناشران آمریکایی (APP) ارقام فروش خود را برای همان سال منتشر کرد، کتاب‌های الکترونیکی در هر گروه تجاری از چاپ پیشی گرفتند. و با این حال، تعداد کتاب‌های خرید و فروش شده ثابت است. این آمارها ثابت نمی‌کند که کتاب مرده یا حتی در حال مرگ است، بلکه فقط نشان می‌دهد که مصرف کنندگان کتاب هایشان را متفاوت می‌خرند و می‌خوانند. اگر فناوری جدیدی روح تازه‌ای به انتشارات قدیمی خفه می‌کند، چه بخواهیم کتاب‌هایمان را به روش قدیمی بخوانیم یا از طریق Kindle، Sony Reader، Kobo، Nook یا iPad. فقط به این دلیل که رسانه در حال تغییر است، میل به کتاب نیست.

بنابراین، اگر کتاب‌ها به سمت انقراض پیش نمی‌روند، بلکه فقط به شکل‌های جدیدی در می‌آیند، این سوال بزرگ باقی می‌ماند: «آیا نوشتن یک کتاب واقعاً تمام مزایای میلیون‌ها نویسنده مشتاق را ارائه می‌دهد؟» ممکن است درست باشد که هر کسی حداقل یک کتاب در خود دارد، اما آیا واقعاً ارزش خون، عرق و اشکی که اغلب برای حفاری آن لازم است را دارد؟

پاسخ به این سوال بسیار بستگی به این دارد که می‌خواهید چه بنویسید و چرا و این کتاب صرفاً بر خلق کتاب‌های غیرداستانی نوشته شده توسط متخصصان در زمینه خود متمرکز شده است.

سال‌هاست که به رسمیت شناخته شده است که شاید نوشتن کتاب دارای مزایایی است که بسیار فراتر از درآمد بالقوه حق امتیاز است. با این حال، بسیاری از شواهد حکایتی و پراکنده در منابع متعدد بود. RainToday.com و Wellesley Hills Group با انجام یک نظرسنجی بسیار مورد نیاز، با انتشار گزارشی به نام تأثیر تجاری نوشتن یک کتاب، آن را اصلاح کردند.

چگوه در 33 روز کتاب بنویسیم؟

mockups-design.com

از بین نویسندگان کتاب‌های تجاری مورد بررسی، 96 درصد قابل توجه گزارش کردند که انتشار یک کتاب با تأثیر مثبت (49 درصد) یا بسیار مثبت (47 درصد) بر تجارت آنها سود واقعی به همراه دارد. این گزارش همچنین به توضیح دقیق مزایای نویسندگانی می‌پردازد که این فرآیند را تجربه کرده‌اند - زگیل و همه. همه ما می‌دانیم که نظرسنجی‌ها گاهی اوقات می‌توانند بسیار ناامیدکننده باشند و آمار می‌تواند تقریباً به معنای هر چیزی باشد، بنابراین اجازه دهید جزئیاتی را روشن کنیم…

  • 94 درصد گزارش کردند که کتابشان برندشان را بهبود بخشیده است.
  • 95 درصد گزارش کردند که کتاب آنها درگیر صحبت کردن بیشتری ایجاد کرده است.
  • 94 درصد گزارش کردند که کتاب آنها سرنخ بیشتری ایجاد کرده است.
  • 87 درصد گزارش کردند که کتاب آنها به آنها اجازه می‌دهد هزینه‌های بیشتری را دریافت کنند.
  • 87 درصد گزارش کردند که کتاب آنها به آنها اجازه می‌دهد تا پایگاه مشتری مطلوب تری ایجاد کنند.
  • 76 درصد گزارش کردند که کتابشان به آنها اجازه داد معاملات بیشتری را ببندند.

نتیجه مهم این تحقیق این بود: «با فرض اینکه در یک کتاب چیزی ارزشمند برای گفتن دارید، یکی بنویسید!»

به‌عنوان یک نویسنده و ارواح‌نویس حرفه‌ای از سال 2000، این یافته‌ها منعکس‌کننده تجربیات من هستند. بارها و بارها شاهد تبدیل شدن از یک کارآموز به یک شخصیت معتبر بوده‌ام، صرفاً از طریق انتشار یک کتاب خوب و غنی از محتوا. این ارتقاء آنی و خودکار در وضعیت همیشه با توسعه و رشد قابل توجه تجارت همزمان بوده است.

بیایید با آن روبرو شویم، ما با بازاریابی و تبلیغات بمباران شده‌ایم - همه توجه ما را می‌خواهند. همه می‌خواهند چیزی به ما بفروشند. پس چگونه از بین جمعیت متمایز می‌شوید؟ چگونه به طور موثر خود را از رقبای خود متمایز می‌کنید؟ چگونه می‌توانید دید و اعتماد به نفس را بدون شکستن بانک ایجاد کنید؟ چگونه با خریدارانی که به طور فزاینده ای باهوش هستند اعتماد ایجاد می‌کنید؟

اگر بودجه بازاریابی و برندسازی کوکاکولا را ندارید، یکی از مؤثرترین راه‌ها برای دستیابی به این اهداف، نوشتن یک کتاب عالی است. تبلیغات برندسازی یا تبلیغات چاپی پرهزینه را فراموش کنید. کمپین‌های بازاریابی پرهزینه را که تلاش می‌کنند برای کسب جایگاه برتر در یک بازار به هم ریخته رقابت کنند، فراموش کنید. از زمان، پول و انرژی خود برای نوشتن کتابی ارزشمند، روشنگر و آموزنده استفاده کنید که واقعاً به خواننده شما ارزش می‌بخشد. محصول جانبی خوشحال کننده انجام این کار این است که شما همچنین خود را به عنوان یک رهبر فکری در صنعت خود قرار می‌دهید در حالی که سریعتر از هر چیز دیگری که برای بشر شناخته شده است خود را به قله‌های رفیع "متخصص" ارتقا می‌دهید. با افزودن "نویسنده" به رزومه خود، نه تنها هجوم دیدن نام خود را روی جلد کتاب خود تجربه خواهید کرد، بلکه در بازار خود اعتبار کسب خواهید کرد و خود و کسب و کار خود را بالاتر از رقبای خود قرار خواهید داد.

اگر در دنیای خدمات حرفه ای کار می‌کنید، اگر مشاور، متخصص، مدیر عامل، سخنران، مربی، پزشک سلامت، کارآفرین یا صاحب کسب و کار هستید یا می‌خواهید کسب و کار و خدمات خود را از سایر افراد در حوزه کاری خود متمایز کنید. ، سپس یک کتاب بنویسید.

به عنوان یک کارت ویزیت انحصاری، هیچ جایگزینی وجود ندارد. به عنوان یک ابزار جدید توسعه کسب و کار، هیچ جایگزینی وجود ندارد. اگر می‌خواهید حرفه خود را به سطح بالاتری ببرید و درآمد خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهید، هیچ جایگزینی وجود ندارد.

چگونه در 33 روز کتاب بنویسیم

اگرچه مشخص نیست که چرا نوشتن یک کتاب چنین قدرتی دارد، اما این واقعیت باقی می‌ماند که نویسنده بودن مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد! و این بدون توجه به تکنولوژی، امروزه نیز صادق است. در واقع، احتمالاً به دلیل فناوری هنوز هم به همان اندازه چشمگیر است.

رشد رسانه‌های اجتماعی اکنون به این معنی است که هر کسی می‌تواند نظر خود را منتشر کند و آن را از طریق یک وبلاگ، پست توییتر یا به‌روزرسانی وضعیت فیس‌بوک به جهان ارسال کند. این ابزارها می‌توانند در تقویت و ایجاد یک جامعه، ارائه پیشنهادات به موقع و حفظ ارتباط با مشتری