کتاب کنفرانس و چکیده مقالات اولین کنگره بین المللی و پنجمین کنگره ملی آموزش و سلامت کودکان پیش از دبستان
12
نفر در حال مشاهده محصول هستند
محصولات مرتبط
هوش و استعداد در دوران خردسالی فعالیتهای کاربردی برای کودکان 3 تا 5 ساله
33000 تومان
نمیتوان اهمیت آموزش ابتدایی را ناچیز پنداشت. علاقه به یادگیری و حس هیجان، هدفمندی و خلاقیتی که در سنین پایین شکل میگیرد تأثیر ماندگار و دیرپایی در زندگی جوانان دارد. فرصتهایی که در سنین کودکی ایجاد میشوند میتوانند به اشتیاق مادامالعمری تبدیل گردند که به دنیای ما تنوع و غنا میبخشند که این تنوع و غنا درنهایت زندگی تمامی انسانها را ارتقا میبخشد. بهعنوان کسی که با کودکان کم سن و سال کار میکنید شما بهترین موقعیت را برای فراهم ساختن چنین فرصتهایی دارید. اینیک موقعیت بسیار ممتاز است که در آن قرار داریم ما باید کمک کنیم تا کودکان به نحوی بزرگشده و رشد کنند که بتوانند تمام قابلیتها و استعدادهایشان را پرورش داده و به کار بگیرند. اگر شما این کتاب را مطالعه میکنید پس این احتمال وجود دارد که شما سرپرستی کودکانی را بر عهدهدارید که تواناییهایی فراتر از اقتضای سنشان نشان میدهند. این کودکان که گاهی اوقات به آنان تال پاپی نیز گفته میشود در سنین پایینتر کارهایی انجام میدهند که شما را حیرتزده میکنند؛ مانند کودکی که به قسمت کتابهای داستان کتابفروشی رفته و برای خودش کتاب میخواند. شکی نیست که گاهی اوقات کودکان خردسال بیشتر ازآنچه ما فکر میکنیم توانایی دارند. طرحهای ملی در بریتانیا[1] (مداخلات اولیه، اسکاتلند؛ بنیاد استیج، انگلیس و ولز) به افزایش سطح انتظارات در میان معلمان و مربیان کمک کرده است. شاید کودکانی که عنوان باهوش و بااستعداد را دریافت میکنند کمتر موردتوجه قرارگرفتهاند. کتاب حاضر به بررسی تجربیات آموزشی کودکان باهوش و بااستعداد خواهد پرداخت.
مشاهدهشده است که طرحهای ملی و بینالمللی به شکل روزافزون به سمت آموزش فراگیر حرکت میکنند. مباحثاتی فراوان در مورد معنی این اصطلاح وجود دارد و کتابهای فراوانی در کتابفروشیها وجود دارد که دقیقاً به این موضوع پرداختهاند؛ زیرا هدف این کتابها (که موضوعشان آموزش فراگیر است) این است که کودکان از یکدیگر بیاموزند، از بزرگسالانی که اطراف آنها هستند و از جوامع و خانوادههایشان یاد بگیرند.
کانون توجه این کتاب بررسی و کشف نحوهی برآوردن نیازهای کودکان تالپاپی در چهارچوب آموزش فراگیر است
فصل اول این کتاب به توصیف و تشریح ماهیت هوش میپردازد. این فصل به بررسی عناوین و برچسبهایی میپردازد که برای توصیف کودکان باهوش و بااستعداد به کار میرود و نشان میدهد که چگونه اعتقادات بزرگسالان در مورد هوش، بر رفتار، سخنان و نگاه آنها نسبت به سنین کودکی تأثیر میگذارد. این فصل مربیان و معلمان را به چالش تفکر در مورد ماهیت هوش میکشد.
فصل دوم به حوزهی دشوار شناسایی میپردازد. این فصل روشهایی کاربردی برای تشخیص فراگیران خردسال باهوش و بااستعداد پیشنهاد میکند – سؤالات مصاحبه، برگههای مشاهده و برگههای ردیابی روشهایی هستند که برای ترسیم یک تصویر کلی از کودک و تواناییهایش پیشنهادشدهاند. هنگامیکه این اطلاعات گردآوری شدند. این فصل بررسی میکند که شما چگونه میتوانید این اطلاعات را به مستندات و اطلاعات ملی ارتباط داده تا بتوانید تجارب یادگیری چالش زا ایجاد کنید.
فصل سوم و چهار برنامهی آموزشی را موردبررسی قرار میدهد: رشد حرکتی/ تحریک فیزیکی، موسیقی، زبان و ریاضیات؛ و در مورد اینکه بهتر است چه پاسخهای پیشرفتهای به فعالیتها و توانمندیهای معمول سالهای اولیه در این حوزهها داد، پیشنهادهایی را ارائه میدهد.
چهارفصل بعدی، از فصل چهارم تا فصل هفتم به حوزههای جداگانهی برنامه آموزشی پرداخته و شامل ایدههایی برای فعالیتهای چالشبرانگیز است. برگههای فعالیت را میتوان به شکل اصلی مورداستفاده قرارداد و یا میتوان آن را برای انطباق با شرایط فردی تغییر داد. این فصول بهعنوان یک نیاز ویژه در محدوده برنامه آموزشی خاص مطرح میشود.
فصل پایانی تمام افکار و ایدهها را از سرتاسر کتاب جمعآوری کرده و آنها را یکپارچه میکند. این فصل همچنین تأکید میکند که نیاز داریم فرزندان باهوش و بااستعدادمان را به چالش بکشیم و اطمینان یابیم که فرصتهای یادگیری چالشبرانگیز را برای همه ایجاد خواهیم کرد.
این نکته را باید در نظر داشت که چهار کشوری که بریتانیا (پادشاهی متحده) را تشکیل میدهند اصطلاحشناسی یا ترمینولوژی اندک متفاوتی دارند:
اسکاتلند: دانشآموزان توانمند
ایرلند شمالی: کودکان باهوش
ولز: دانشآموزان توانا و بااستعداد
انگلستان: باهوش و بااستعداد
[1]. بریتانیا شامل کشور انگلیس، اسکاتلند، ولز و شمال ایرلند است
هيچ كس كامل و بي نقص نيست “داستاني براي بچه ها درباره كمال گرايي” (کتاب الکترونیک)
29000 تومان
سالی ساندرز یک کمالگرا است- اگر او نتواند بهترین باشد، احساس میکند که شکست خورده است. او اهمالکاری میکند[یعنی همه چیز را به تعویق میاندازد]، از چیزهای جدید فاصله میگیرد و همواره خود را با دیگران مقایسه میکند و معتقد است به اندازه کافی خوب نیست.
با کمک معلمان و مادرش، سالی یاد میگیرد که چگونه آرام باشد و چیزهای جدید بدون نگرانی از بهترین بودن در آنها، امتحان کند. او میتواند فقط خودش باشد و این همه چیزی است که او نیاز دارد.
خواننده عزیز ...
آیا تاکنون رویای داشتن خانواده و دوستانی عالی، گرفتن نمره الف کلاس، بهترین بازیکن یک تیم یا باهوشترین بودن را داشتهاید یا اینکه بهترین قیافه را داشته باشید و با استعدادترین فرد باشید؟ اکثر ما گاهی دلمان میخواهد که بهترین باشیم. اما چنانچه مثل سالی ساندرز[1] سعی داشتهاید که کامل و بینقص باشید، احتمالاً متوجه شدهاید که چنین چیزی امکانپذیر و یا حداقل به آن سادگی نیست که شما فکر میکنید.
سعی بر بهترین بودن در هر چیزی، سالی ساندرز را تندخو و عصبی میکند. گذشته از همه اینها، وقتی سعی بر آن دارد که خود را کامل و بینقص کند، فشار زیادی را احساس میکند! همزمان انجام یک پروژه دلهرهآور[سنگین] در مدرسه، ایفای نقش اصلی یک نمایشنامه و با استعدادترین موسیقیدان بودن، بسیار خستهکننده است! سالی به قدری مشغول بهترین شدن است و به حدی در جهت جلب نظر مثبت دیگران سخت کار میکند که تفریح کردن از یادش میرود. گاهی وقتها به خاطر ترس از اشتباه، هیچ کاری انجام نمیدهد! او بر این باور است که با همه اینها، دیگران او را آدم خیلی خاصی نمیدانند و ممکن است دوستش نداشته باشند. او با خود احساس راحتی نمیکند.
پس از مدتی، سالی متوجه میشود که اشتباهات آنقدر که او فکر میکرد مایه شرم یا وحشتناک نیستند. هرچند اشتباه کردن چیز جالبی نیست، اما میتوان از آن درس گرفت. شکستن یک لیوان، ریختن نمک زیاد در خمیر کوکی یا یک بازیکن خیلی خوب در بسکتبال نبودن، همگی ناراحتکننده هستند، اما همانطور که معلم نمایش سالی میگوید، «زندگی همین است». گاهی اوقات هدف اشتباهات این است که به ما نشان دهند امور[کارها] را به شکل متفاوتی انجام دهیم و در واقع این به رشد ما کمک میکند و خصوصیات و عادات رفتاری و تغییرات ناگهانی ماست که ما را دوست داشتنیتر میکند. تشکر از دوستی که گوشهایش را میجنباند(که باعث خنده هر کسی میشود) یا موی وزوز شده ما و خندههای بامزه مادرمان که لبخند را به لب همه ما میآورد، همگی چیزی است که از ما، ما میسازد!
با اندکی کمک، سالی متوجه میشود که قرار نیست در همه چیز بهترین باشد، بلکه او تنها در برخی چیزها میتواند بهترین عملکرد را داشته باشد، یعنی چیزهایی که واقعاً دوست دارد. او به این نکته پی میبرد که دلایل بهتری برای انجام کارهایی مثل یافتن دوستان جدید، تفریح و سرگرمی و یادگیری چیزهای جدید وجود دارد.
اگر دریافتید که مانند سالی فکر میکنید، شما نیز میتوانید، ذهنتان را تغییر دهید. به خودتان اجازه انجام کارهای جدید صرفاً برای سرگرمی، اشتباه کردن و ادامه دادن را بدهید. وقتی متوجه میشوید که از چیزی لذت میبرید، با حوصله و تمرین در آن کار بهتر میشوید و البته برایتان جالب خواهد بود. شادکامی به واسطه لذت بردن از خود، نهایت تلاش خود را کردن و آگاهی از این نکته که شما به اندازه کافی خوب هستید، حاصل میشود.
دوست شما الن( که قبلاً تا حدودی کمالگرا بود)
درباره نویسنده
الن فلانگان برنز[2]، روانشناس مدرسه و ماساژدرمانگر[3] داری مجوز، به صورت شخصی و حرفهای با کمالگرایی سر و کار داشته و با بسیاری از کودکان مبتلا به اضطراب کار کرده است. او معتقد است که کتابهای کودکان بهعنوان یک ابزار درمانی قدرتمند میتواند مکملی برای مداخلات کلنگرانه[holistic] و شناختمحور در درمان کودکانی باشد که با مسائل مرتبط با اضطراب دست و پنجه نرم میکنند. خانم برنز در نیوآرک، دلاویر[4] با خانوادهاش زندگی میکند.
درباره تصویرگر [illustrator]
ورود [involvement] اریکا پلتون ویلناو[5] به عرصه ادبیات کودکان در دانشکده هنر انیستیتو مریلند[6] آغاز شد، جاییکه او تصویرگری[illustration] میخواند. نقاشیهای آبرنگ او پر از تصاویر خیالی، رنگهای پر جنب و جوش و جزئیاتی است که میتواند راهنمای کودکان و بزرگسالان در سفرهای شگفتانگیز به هر مکان و زمانی باشد. بازیگران متحرک شخصیتها، انواع تجارب و هیجانات را در زندگی هر کودک، به اشتراک میگذارد. چنین تصاویری، از شخصیتها و موقعیتها، به داستانها جلوههای سمعی و بصری میدهد که هر کودکی میتواند آنها را بخواند و تجربه کند.
[1] Sally Sanders
[2] Ellen Flanagan Burns
[3] Massage therapist
[4] Newark, Delaware
[5] Erica Pelton Villnave
[6] Maryland Institute College of Art
| در کتاب هیچکس کامل و بینقص نیست توضیح داده میشود که کمالگرایی مفرط چگونه میتواند مانع لذت بردن از زندگی شود. من این کتاب را با جدیت به کودکانی که با نیاز به کامل و بینقص بودن دست و پنجه نرم میکنند، پیشنهاد میکنم. مارتین ام. آنتونی، نویسنده کتاب «وقتی کمال کافی نیست: راهبردهای مقابله با کمالگرایی پروفسور روانشناسی، دانشگاه رایرسون، تورنتو الن فلانگان برنز با کمک به کودکانی که از درد کمالگرایی رنج میبرند در جهت درک اینکه اشتباهات بخشی طبیعی از زندگی هستند و هر چیزی که آنها انجام میدهند، لزوماً نباید بینقص باشد، یک هدیه شگفتانگیز به آنها میدهد. |
یکپارچگی سازمانی،خطای فردی و ساختار حقوقی جامعه
تجزیه و تحلیل فساد و سایر موارد سوء رفتار در سازمانها گاهی منجر به بحث در مورد ویژگیهای فرهنگهای مختلف میشود. ادبیات تحقیق زیادی در رابطه با همبستگی بین فرهنگ چینی (Schweitzer 2009)، فرهنگ روسیه (Shulzhenko 2012)، فرهنگ هند (سویم 2012) یا فرهنگ مجارستان و موضوع فساد وجود دارد. البته، فرهنگ سوء رفتار با افرادرا بسیار پیچیده نقد میکند و به نوعی به نظر میرسد که آن را به ویژگیهای خاص مناطق مختلف جهان نسبت میدهد (Hofstede 1991). با این حال، از نظر عملی، این بعد از فرهنگ خیلی مفید نیست. فرهنگ ممکن است قابل توصیف باشد، اما قطعاً تغییر نخواهد کرد. شما میتوانید این وضعیت را در بحث استانداردهای بین المللی و اخلاق در سطح بالاتر در رفتار مدیریت نقد کنید. با این حال، این نوع بحث باعث میشود مشکل تحلیل بدتر شود. اگر ما نمیتوانیم فرهنگ را تغییر دهیم، چگونه میتوانیم با تمرکز بر رفتار اخلاقی، مشکل سوء رفتار مدیران را حل کنیم؟ در حقیقت، در زندگی روزمره همیشه میتوانیم کارکنان را از انجام سوء رفتار حفظ کنیم، و وسوسه میشویم که رفتار بد یا شخصیتهای جنایتکارانه را شناسایی کنیم. اگر چه ممکن است جامعه یا افراد را سرزنش کنیم اما تلاش ما تمرکز بر ارتباط گمشده بین جامعه و فرد است. بنابراین بهتر است سازمان خودمان را بررسی کنیم زیرا نه تنها تجزیه و تحلیل آسانتر میشود، بلکه قابل تغییر است. سازمان چگونه میتواند ارتباط نامشروع بین جامعه و فرد را شناسایی کند؟ ما از این واقعیت آگاهیم که سازمانها تأثیر قابل توجهی در رفتار فردی و در تعامل (داگلاس 1966) دارند. سازمانها افراد را مجبور میکند که رفتار خاصی را دنبال کنند تا به اهداف سازمانی خود برسند (Goffmann 1961). ممکن است بلافاصله این قدرت را در پشت هر اهداف سازمانی به رسمیت نشاند، اما در عین حال تعریف روابط و تعاملات بین افراد در سازمانها (وبر 1922) وجود دارد. هنوز ارتباطاتی بین جامعه، فرهنگ و شخصیت افراد وجود دارد. آنچه وظیفه ماست درک بخشهای سازمانی است. برای انجام این کار، عمل باید به حوزههای تحلیلی مختلف تقسیم شود (Parsons 1964، 1978). بنابراین میتوانیم ارزشهای خاص اما غالباً متناقض را که نمیتوان بدون هیچ گونه تفکیک تحلیلی توصیف کرد، کشف کنیم. در حقیقت بین فرهنگ و جامعه تعادل وجود ندارد، بلکه بین انتظارات درون سازمانی تعادل وجود دارد.

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.