عارفان امین
55000 تومان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّالْعَالَمِنَ وَالصَّلوةُ عَلی خاتَمِالنّبیّنَ وَ آلهِالطّیبینَ الطّاهِرینَ.
با حمد و سپاس از الطاف بيكران الهي و با تحيّت بر انبياء عِظام بِالاَخصْ پيامبر مكرّم اسلام حضرت محمّدJ و خاندان پاك و مطهرش و سلام بر علماء و صلحاء و شهداي راه اسلام و قرآن.
در قرآن كريم و روايات معصومينC اجمعين، شهادت در راه خدا منزلت و جايگاه بسيار رفيعي دارد، در قرآن كريم سوره مباركه بقره آيهي 154 خداوند ميفرمايد:
«وَلَا تَقُولُوا لِمَن يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ، بَلْ أَحْيَاءٌ وَلكِن لَّا تَشْعُرُونَ.»
كسانيكه در راهِ دينِ خدا كشته ميشوند مرده نگوييد (زيرا شهيدان نمردهاند) بلكه آنها زندهاند ولي شما (با حواس ظاهري و ديدگاهِ مادّي) درك نميكنيد.
ناموجود
«مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا.»[1]
در قسمتی از آیه 251 سوره بقره آمده است: و اگر خداوند (فساد) بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نکند، قطعاً زمین را فساد میگرفت ولی خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد.
و در یکی از فرمایشات امام باقرA آمده است که اساس اسلام بر پنج پایه قرار دارد[2]:
1- نماز 2- روزه 3- حج 4- جهاد 5- ولایت
ایضاً در فروع دین اسلام اصولی به عنوان تولّی و تبری آمده که به معنی دوستی با دوستان خدا، دشمنی با دشمنان خداست.
با این مقدّمات درمییابیم که حراست و نگهبانی از از درختِ اسلام نیاز به جانفشانی دارد و در این میان در مصاف با دشمنانِ اسلام و قرآن و نظام برآمده از آن (جمهوری اسلامی) میباید در مقابل آنها ایستاد و خواسته نامشروع و تجاوزشان را که ناشی از زیادهخواهی و افزونطلبی آنهاست غیرعملی و ناممکن نمود.
در این مبارزه با دشمن به طور طبیعی عدّهای از مجاهدینِ اسلام به شهادت میرسند، و به قول امامw: انقلاب ما، نقطهی شروع جهانی شدنِ اسلام است[3]. در اینجا براساس تکلیف بر دیگران و بازماندگان از مجاهدین و سایر مؤمین فرض و وظیفه است که:
اولاً؛ حُرمَتِ شهداء، جانبازان، آزادگان و اسراء و خانوادههایشان را به بهترین وضع حفظ نمایند.
ثانیاً؛ با آماده نمودن جوانان در ادامه جهاد و سایرین در حمایت از آنها عامل تقویت جبهه خودی و شکست دشمن گردند.
ثالثاً؛ نیازهای تجهیزاتی و دفاعی را طبق فرموده پروردگار در قرآن فراهم نمایند.[4]
رابعاً؛ با گوش به فرمان رهبری و ولایت فقیه در همه حال دوستان را امیدوار و دشمنان را مأیوس و ناامید گردانند.
در این ارتباط در سالهای بعد از جنگ و دفاع مقدّس 8 ساله، برای معرّفی راه و هدفِ شهداء کارهایی انجام گرفته و میگیرد و در همین ارتباط مقام معظم رهبریK فرمودند: هشت سال دفاع مقدّس گنجینهی عظیمی است که تا مدّتهای طولانی ملّت ما میتواند از آن استفاده کند، آن را استخراج کند و مصرف کند و سرمایهگذاری کند[5].
ولیکن باز جا دارد متناسب با اقتضای زمان و حوصلهی کمِ مردم، میباید روش و تاکتیکِ جدیدی در معرّفی شهداء بهکارگیری شود.
به نظر میرسد به جای پرداختن به مشخصات شناسنامهای و جغرافیایی و تحصیلی و… که البتّه آن هم در جاهایی لازم است و اهمیّت خود را دارد، به زوایای رفتاری و کرداری آنها اشاره شود که به عنوان درس و عِبرتِ خوانندگان و تأثیرگذاری در سبکِ زندگی آیندگان بسیار مؤثر و مفید خواهد بود و این روش در نوشتههای کتابهای سیره شهداء نمود کمتری دارد.
از طرف دیگر، برای فرهنگ سازی در نسلی که امروز دشمن با همهی قدرت و توانِ خود به صحنه آمده تا هویّت جوانان و سایر اقشار مسلمان جامعه را که نشأت گرفته از اسلام و قرآن و عِترت است به یَغما ببرد، نباید دست روی دست بگذاریم و در کار فرهنگی و معرّفی شهداء که متعلّق به همه امّتِ اسلام هستند، از یک روش جدیدی استفاده نماییم و این کتاب سعی کرده که قدمی هرچند کوچک در این مسیر بردارد. کلمه «پیام»، در پایان هر خاطره که تأکید مؤلّف است با دقّت مطالعه شود»
جا دارد که همه با آرمانهای شهداء عهد و میثاق ببندیم و از خدای شهداء بخواهیم ما را در این عهد وفادار قرار دهد، انشاءالله.
و از پروردگار بزرگ میخواهم که در این کار فرهنگی مهمّ که ولی امر مسلمین فرمودند:
«امروز زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهداء کمتر از شهادت نیست[6].»
مددرسانِ ما بوده و خود بتوانیم با عمل به راه و هدف شهداء مسیر حاکمیّت جهانی اسلام را برای آخرین حُجّت خدا (امام عصرf) با یاری امّت اسلام فراهم نماییم.
در ضمن بر خود فرض و لازم میدانم از همهی عزیزانی که در جهت کمالِ این اثر اهتمام ورزیدهاند قدردانی نموده و دست نیاز خود را به سوی همهی راویان دفاع مقدّس جهت کسب ارشاد و هدایت بلند کرده و طالب دعای خیر دنیا و آخرت همه آنها هستم.
حقیر در اینجا لازم میدانم با عنایت به شیوه تأثیرگذاری هنر تئاتر و فیلم و سریال تلویزیون به جاست عدّهای از همکاران، بُرشی از زندگینامه و سبک زندگی رَفتاری و عملی شهداء که گوشههایی از آن در این نوشتار به آنها اشاره شده است در قالب فیلمهای تصویری منعکس شود تا اثری عمیق و ماندگار در دل و ذهن شنوندگان و بینندگان به ویژه قشر نوجوان و جوان جامعه بگذارد.
در اینجا، ادامه سخن را به جملاتی زیبا و حکیمانه از ولی امر مسلمین مقام معظم رهبریK زینت میدهم تا باشد عزیزانی دیگر در این عرصه قدم گذاشته و اجر دنیا و آخرتِ ناشی از این نوع کارِ فرهنگی را عاید خود بنمایند.
…گاهی رنج و زحمت نگه داشتنِ خونِ شهید از خود شهید کمتر نیست، رنج سیسالهی امام سجّادA و رنج چند سالهی زینب کبریB از این قبیل است[7]. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند، بعد از آن هم، همهی ائمهC تا دوران غیبت این رنج را متحمّل شدند، امروز ما چنین وظیفهای داریم.
امید است با عنایات و توجّهاتِ ویژه حقتعالی و مددرسانی خون شهداء و توسّل به ائمهC بتوانیم راویان صالح برای انتقال این فرهنگ به نسلهای حال و آینده باشیم.
لازم است از همسر فهیم و فرزندانِ عزیزم که مشوّق من برای نگارش این اثر بودهاند قدردانی نمایم و نیز از دوست مؤمن و همکار فرزانه جناب آقای استاد مظفر اعظمینسب که مقدّمهای فاخر بر کتاب نگاشتهاند، سپاسگزار باشم. و از استاد عزیزم جناب آقای دکتر جهانگیری استاد محترم دانشگاه بهره وافر بردم نیز قدردانم. و همچنین از استاد محترم دانشگاه و نویسنده سیره شهداء جناب آقای استاد منصور هرنجی که از راهنماییهای ایشان بهرهمند گردیدم متشکّر باشم و نیز از دوستِ نویسنده سیره شهداء و دبیر محترم ادبیات جناب آقای محمدعلی رضوینیا هم قدردانی نمایم. همچنین از ستاد مکرّم حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدّس بهواسطهی همکاری در تکمیل و نشر این اثر اهتمام ویژه داشتهاند، قدردانی ویژه میشود. و از مشورت هیأت قرآنی رهپویان نور چالوس منتفع گردیدم ممنونم و از دریافت و راهنمایی و همیاری بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان چالوس و مرکز استان ممنونم و برای همهی عزیزان از باریتعالی توفیق آرزو دارم.
والسّلام عَلَی مَنِالتَّبعَالهُدی
چالوس: مازندران
راوی دفاع مقدّس
منصور میارعباسی
آغاز نهم دیماه سال هزارو سیصدو نودو پنجم هجری شمسی
09/10/1397
[1] – احزاب / 23.
[2] – کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۸.
[3] – سید روحاللّه موسوی خمینی (ره)، صحیفه نور، ج ۱6، ص 88.
[4] – انفال / 60.
[5] – مقام معظم رهبری، بیانات در جمع فعالان عرصه هنر دفاع مقدس، مورخه 24/06/1388
[6] – مقام معظم رهبری، بیانات در جمع فرهیختگان استان خراسان جنوبی، آذرماه 1397
[7] – مقام معظم رهبری، بیانات در جمع خانواده محترم شهدا، مورخه 17/03/1376
فهرست مطالب
پيشگفتار………………………………………………………………………………………………… 10
مقدّمه………………………………………………………………………………………………………. 15
فصل اوّل: حُبّ و علاقهي خاصّ رزمندگان به اهلبیتC…………….. 18
رزمندگان عاشق اهلبیتC بودند………………………………………………………… 19
شهدا عاشق امام رضاA بودند……………………………………………………………….. 20
محدوديّت در دنيا بهتر است يا محروميّت در آخرت…………………………………. 21
توسّل به حضرت زهراB كليد حلّ مشكلات…………………………………………. 22
نتيجه معامله با خدا………………………………………………………………………………….. 22
آرزويي كه براي شهيد برآورده شد «زيارت امام رضاA»……………………….. 23
چه مرگي بهتر از شهادت؟!………………………………………………………………………. 23
كودكان محروم………………………………………………………………………………………… 24
به دنبال پيشانيبند يازهراB ميگردم………………………………………………….. 24
اسلام بيشتر از من نياز به كمك دارد………………………………………………………… 25
فصل دوم: شهدا و اطاعت از ولايت فقيه و رهبري……………………….. 26
مصداقي ديگر از پيروي از ولي امر و رهبري در جنگ……………………………….. 27
انگیزه رفتن به جبهه از نگاه یک شهید «مهدی رجببیگی»…………………….. 28
آخرين لحظه قبل از شهادت يك افسر ارتشي چه زيبا گفت:…………………….. 29
سنگرساز بيسنگر جهاد سازندگي……………………………………………………………. 29
حقّالنّاس يعني اين………………………………………………………………………………….. 30
پيروي واقعي شهيد ان از رهبري………………………………………………………………. 30
زندگي با يك آيه قرآن……………………………………………………………………………… 30
در وضعيّت اضطراري هم حافظ بيتالمال بود…………………………………………… 31
فصل سوم: شهداء مدافع حرم…………………………………………………… 32
گفتگوي زيبايي بين شهيد مدافع حرم، رحيم كابلي و همسرش………………. 33
توصيههاي عارفانه شهيد مدافع حرم سجّاد زبرجدي………………………………… 34
شهادت از زبان آيةالله مصباح يزدي………………………………………………………….. 34
شهيد سيدمرتضي آويني: ما بيوفايي كوفيان را جبران كرديم…………………. 35
حرف دلِ يك مادر شهيد مدافع حرم «شهيد محمود رادمهر»………………….. 36
شهيد متعلق به همه است………………………………………………………………………… 36
نور بالا زدن رزمندگان……………………………………………………………………………… 37
فصل چهارم: شهداء و نماز اوّل وقت………………………………………….. 38
کار کردن وقت نماز………………………………………………………………………………….. 39
پیدا شدن حلقه مفقوده به عنایت امام رضاA……………………………………….. 39
سردار عاشورايي……………………………………………………………………………………….. 40
اهتمام به نماز اوّل وقت…………………………………………………………………………….. 41
فصل پنجم: شهداء غوّاص در لحظه نياز آمدند…………………………….. 42
خاطرهاي از شهداء غوّاص «آنها در لحظهي نياز آمدند»……………………………. 43
فصل ششم: قرآن و شهداء……………………………………………………….. 45
فقط یک جلد قرآن برایم بیاورید………………………………………………………………. 46
ما صاحب داریم………………………………………………………………………………………… 47
شما اگر جایی آتش باشد بنزین داخلش میریزید؟…………………………………… 47
جای قرآن روی زمین نیست…………………………………………………………………….. 48
فصل هفتم: جانباز شهید………………………………………………………….. 49
بابا رجب، (حاج رجب محمدزاده) جانباز 30 ساله دفاع مقدّس………………… 50
فصل هشتم: گروه تفحّص…………………………………………………………. 52
گفتگوی دو نفر از گروه تفحّص شهداء ایرانی و کشتههای عراقی………………. 53
فصل نهم: خشونت دشمن………………………………………………………… 55
خشونت سربازان صدامی در خرمشهر!………………………………………………………. 56
فصل دهم: پای درس شهداء جوان…………………………………………….. 58
دلنوشته شهیدی که با رتبه یک کنکور به دانشگاه جبهه رفت………………… 59
با یک شهید قهرمان ورزش آشنا بشویم……………………………………………………. 60
فرازی از نامههایی که شهید 19 ساله، مصطفی انجمافروز به خودش مینوشت……. 61
چند درس از يك فرمانده شهيد «عبدالحميد صالحنژاد» فرمانده گردان حمزه سيدالشهداءA………………………………………………………………………………………….. 62
غرور موجب شكست…………………………………………………………………………………. 63
اصغريوار عمل كنيد………………………………………………………………………………… 64
شهداء الگوي اخلاق بودند………………………………………………………………………… 64
براي تشخيص شهيد ايراني و كشته عراقي……………………………………………….. 65
فصل يازدهم: سرداران شهيد……………………………………………………. 66
رمز موفقيّت سردار……………………………………………………………………………………. 67
توجّه و احترام به همسر……………………………………………………………………………. 68
به سفارش امام مطالعه گوشهاي از وصيتنامه يك پاسدار شهيد………………. 68
شهيد رجايي و اصلاح شكنجهگر در زندان!……………………………………………….. 68
حكايت نخستين دانشمند شهيد هستهاي «شهيد دكتر مسعود عليمحمدي».. 69
معرّقي مختصر از شهيد آيةالله سعيدي……………………………………………………… 71
قطعنامه شهداي مؤتلفه……………………………………………………………………………. 71
توصيه شهيد حسين رحيمي حسيني به صبر و استقامت در دفاع مقدّس… 72
رمز زندگي……………………………………………………………………………………………….. 74
شباهت شهداء دفاع مقدّس با شهداء کربلا……………………………………………….. 74
سفارشات سیّدمجتبی علمدار به دوستانش………………………………………………. 75
معرّفی کوتاهی از شهید سیّدعلی اندرزگو…………………………………………………. 75
علمدار: ذاکر اهلبیتC………………………………………………………………………… 76
همسفر شهداء………………………………………………………………………………………….. 77
خاطرهای از سردار رحیم صفوی……………………………………………………………….. 78
خاطرهای از سردار رحیم صفوی……………………………………………………………….. 78
رزمنده ساده یا فرمانده بودن برایم فرق نمیکند!……………………………………… 79
چکی که بعد از عملیّات خیبر صادر شد……………………………………………………. 80
ما برای خاک نمیجنگیم، برای اسلام میجنگیم……………………………………… 82
سفارش شهید………………………………………………………………………………………….. 82
راز و نیاز یک شهید 14 ساله……………………………………………………………………. 82
من برای بچّهها ارزش قائلم………………………………………………………………………. 83
هشدار تکاندهنده……………………………………………………………………………………. 83
توجّه به حلال و حرام……………………………………………………………………………….. 84
معجون شفابخش……………………………………………………………………………………… 84
من امتیاز بده به کسی نیستم…………………………………………………………………… 85
جلسه آلوده و ناپاك………………………………………………………………………………….. 85
لحظههاي آخر………………………………………………………………………………………….. 86
مخلِص باش و پرتلاش………………………………………………………………………………. 86
به خاطر خدا بمانيد نه به خاطر من………………………………………………………….. 87
ما براي اين چادر داريم ميرويم!………………………………………………………………. 87
سبك زندگي علماء و بزرگان……………………………………………………………………. 88
بايد جريمه بدهيد تا گناه تكرار نَشِه!………………………………………………………… 88
تأثير اخلاق اسلامي………………………………………………………………………………….. 89
شهيد بهشتي و تشخيص وظيفه و عمل به قانون………………………………………. 90
دستي كه به مادرش خدمت كند مقدّس است………………………………………….. 90
سختكوشي در انجام وظيفه تا آخرين لحظه…………………………………………… 91
مقام معظّم رهبريK در معرّفي شهيد چمران………………………………………. 91
توصيه شهيدي كه در عراق به شهادت رسيد به خانوادهاش………………………. 92
فرازي از وصيتنامه شهيد حاج حسين خرازي…………………………………………. 92
توجّه به زيردستان……………………………………………………………………………………. 93
حقّالنّاس از نگاه شهيد خرازي…………………………………………………………………. 94
شهيد مهدي باكري و كفاره گناهان………………………………………………………….. 94
توجّه به ديگران و احساس همدردي با مستمندان……………………………………. 95
چمران و تقدّم ديگران بر خود………………………………………………………………….. 95
ارتباط فرمانده با فرمانبر در سپاه اسلام…………………………………………………….. 95
شهيد باكري؛ از من بهتر بسيجيها هستند………………………………………………. 96
پاي درس شهيد رجايي……………………………………………………………………………. 96
شهيد چمران؛ دنيا را سه طلاقه كردم………………………………………………………. 97
قسمتي از ويژگيهاي اخلاقي سردار شهيد محمدحسن طوسي، قائم مقام لشكر 25 كربلا……………………………………………………………………………………………………………………. 98
آهنگري كه فرمانده لشكر شد [حاج حسين بصير]…………………………………… 99
مواظب باشيد دلهايتان سقوط نكند……………………………………………………. 100
فصل دوازدهم: پاي درس شهداء روحاني……………………………………. 101
مسير سعادت، معرفت و شهادت…………………………………………………………….. 102
علماء و روحانيون به نسبت ساير اقشار در دفاع مقدّس بيشترين شهيد را تقديم كردهاند………………………………………………………………………………………………………………….. 104
علّت تغيير زماني مدرسه روزانه به شبانه………………………………………………… 104
ريشه بجا باد اگر، برگ و پري ميرود……………………………………………………… 105
نكته:………………………………………………………………………………………………………. 106
فصل سیزدهم: پاي درس معلّمين شهيد……………………………………. 107
چهل ماه داوطلبانه در جنگ بود…………………………………………………………….. 108
معلّمي فداكار…………………………………………………………………………………………. 109
دلسوزي معلّم شهيد براي شاگردانش بهترين درس بود…………………………. 110
ايثار به زباني ديگر از يك شهيد معلّم از سوادكوه…………………………………… 111
فداكاري يك سربازمعلّم…………………………………………………………………………. 112
ايجاد سلماني صلواتي با ذكر صلوات………………………………………………………. 112
فصل چهاردهم: ضمایم و مستندات…………………………………………… 114
دو نمونه از نوشتههاي مؤلّف در جرايد و رسانههاي كشور………………………. 115
مسئولیت (مدیر راویان دفاع مقدّس استان مازندران)…………………………….. 115
آسیبهای فرهنگی در انقلاب اسلامی ایران و راهکار مناسب آن……………. 118
فهرست منابع………………………………………………………………………………………… 127
محصولات مرتبط
Academic writing in Humanities – نگارش متنون علمی در علوم انسانی
Read by Strategy
- يحاكي الكتاب مستويات المتوسطة للطلاب ، وفي نهاية الكتاب فانه من المتوقع أن يحقق الطلاب تقدما" ملحوظا".
- يمكن لهذا الكتاب ان يكون مرجعا" مناسبا" في اللغة الإنجليزية العامة في معاهد الدراسات الإسلامية ودورات تعليم اللغة الإنكليزية الرئيسية في الدول الإسلامية.
- في الكتاب ، يتم سرد قصص مفيدة للغاية من حياة الإمام علي المثمرة من مصادر إسلامية أصيلة.
- يتم ذكر جميع الآيات والأحاديث بالرجوع إلى المصدر.
- يتكون الكتاب من 12 درسًا مستقلًا ويمكن للأساتذة الاختيار والتغيير في ترتيب الفصول من حيث العرض ، على الرغم من أن الدروس قد جربت لترتيب السرد وفقًا لوقت حدوثه.
- حاولنا وضع النصوص بلغة إنكليزية مبسطة .
- في كل درس ، يتم تقديم إحدى استراتيجيات مهارات القراءة ويتم تصميم التمارين على أساس استخدام هذه الاستراتيجيات وممارستها.
- في نهاية الدرس ، يكون الدرس مصحوبًا بترجمة للنص ذي الصلة.
- في كل درس ، يتم توفير مهارة المفردات (مهارة المفردات) لتعلم المفردات مع التمارين المرتبطة بها.
- يحتوي الكتاب على أكثر من 500 المفردات الدينية المتخصصة.
- تم تصميم التمارين لإنشاء مجموعات عمل وعلاقات تفاعلية وتفكير نقدي.
- تستند تمارين المفردات والمهارات المعجمية إلى مبدأ الحلزوني المتمثل في التعلم والتكرار والتذكر ، لأن المجمعين يؤمنون بالتفاعل التفاعلي طويل الأجل ويعتقدون أن تعلم اللغة غير ممكن في جلسة واحدة وفي وقت واحد. كما ان حلول التمارين متوفرة في نهاية الكتاب.
- في جميع الدروس ، يتم استخدام صور ملونة وجذابة ومسافات مناسبة في النص لابعاد عنصر الملل عن المتعلمين.
- تستخدم الصور لتقليل الحمل المعرفي للمتعلم وتستخدم في الممارسة العملية ، وهو أمر مهم لفهم أفضل للنصوص والمفردات.
- قصص عن المولد ، والفائدة ، والتضحية ، والزواج ، والكرم ، والشجاعة ، والحكم ، والسلوك ، واستشهاد الإمام علي (عليه السلام) هي خليفة للنبي.
- تحتوي النصوص على 450 كلمة في المتوسط.
- يتضمن كل درس مجموعة متنوعة من التمارين والأقسام.
اخلاق حرفهای در سازمانها (ابعاد، مؤلفهها، نظریهها و مدلها) (کتاب الکترونیک)
بیشعورِ با احساس
جدایی
| در اندیشه فرو رفتم برایت |
| نفهمیدم چه دردی بست پایت |
| اگر دانم دوای درد تو چیست |
| وگر فهمم من اینک مشکل از کیست |
| دهم دارو رهایی یابی از درد |
| تو را از درد و رنجش میکنم طرد |
| اگر دردت منم، درمان نباشد |
| دوای درد تو آسان نباشد |
| به درمانت جدایی میگزینی |
| کشم دردی ندانی و نبینی |
| دلم را از جداییها شکستی |
| خودت هم از گرفتاری نرستی |
| بیادت روز و شب از دیدهی خویش |
| بِگریم در درونم کمکم و بیش |
| سِزَد ما را که با هم یار باشیم |
| برای درد هم بیمار باشیم |
| چه نیکو بود اگر تأثیر میکرد |
| سخنهایی که گوید قلب یک مرد |
| حقیری گویدت باعاطفت باش |
کشتهی عشق
| لحظهای فکر کن و دل بده و با من باش |
| زچه باید دل من این همه محزون باشد |
| تو نپندار که اینک هذیان میگویم |
| این بیان نارسای حال اکنون باشد |
| پُراَم از عشق تو، افسوس نخواهی فهمید |
| که چه شکلی است کسیکاین همه مفتون باشد |
| نگهی کُن به ورایت به زمین من را بین |
| که وجودم از درونم تا تو بیرون باشد |
| بیتو بودن نتوانم که برایم مرگ است |
| بودن تو به حقیقت گنج قارون باشد |
| چشمهی عشق تو در عمق دلم میجوشد |
| این دم عشقت زدم پیش بس افزون باشد |
| نهراسم زعذابت که شدم کشتهی عشق |
| بنگر تا که ببینی حال من چون باشد |
| گر کلامی زدهانم به خطا بیرون شد |
| بگذر زان که گناه دل مجنون باشد |
| گر زمانی ناسزایی زخریت گفتم |
| بخششم ده که بدینسان گونه گلگون باشد |
| حرف دل را به تو گویم بیدروغ و نیرنگ |
| باورم کن که زشکات دل من خون باشد |
بحران دوران نوجوانی
در پارک ملت در حالی که برای نخستین و واپسین بار فرار از مدرسه را تجربه کردم نوشتم با سودای مهاجرت و خستگی از ... تنها، وامانده، از کار و زمان به دست خود جا مانده، میاندیشم، شاید مقصدی باشد برای رفتن، رفتن از شهر و دیار رفتن از ایل و تبار رفتن از کنار یار رفتن از پدرم رفتن از مادرخود و جدایی از برادر، عشقم راهها مسدود است جای خالی هم نیست اما رفتن به کجا؟ به کدامین نقطه؟ - به دیار دلها! - نقطه آزادی! باز میاندیشم، نکند آزادی مردهکرمی باشد که به دست مردم زیرخاک تشنه از دید همه محو شده؟ نکند خواستهی این دلها ز برای بودن بودن مصنوعی و ز ترسِ مردن مردنِ ارزشمند در دهان تاریک کشته شده؟ باز میاندیشم، فردا چه میشود؟ به کجا خواهم رفت؟ من چه کاره میشوم؟ ای خدا وای ای خدا من نمیدانم چرا به یاد ندارم که چه روزی به جهان آمدهام آری آری آری روز میلاد منم گم شده است عهد میبندم که اگر روز میلاد دلم پیدا شد جشن میگیرم همه هستند در آن مهمانی از فقیر و مستمند و معتاد تا غنی و بیگزند و آزاد باز میاندیشم، نکند نطفهی دل وانشود؟ یا اگر که واشد و به دنیا آمد نکند در این جهان جا نشود هان ای مردم غم هان ای مردم دل هان ای مردم رویاباطل چشم خود را به جهان بازکنید کار و سازندگی آغاز کنید باد شوید، با حال وزان داد شوید، در جریان نهان و آزاد شوید از ظلم جهان دیگرم حرفی نیست، همه حرفم زده شد که در آخر گفتم، «دوست دارم روزی، بگویم هر چه را میخواهم و از این دیار غمها بروم و شما را به خدا میسپرم» تهران آبانماه 1377 خورشیدیمیکدهی بیزار
| آنشب از دیدهی من خون فراوان میریخت |
| ناله از سینه و آه از سر مژگان میریخت |
| بر در میکده رفتم به سراغ ساقی |
| ساقی آنشب مِی خود کمکم و پنهان میریخت |
| هر که عاشق طلب باده فراوان میکرد |
| َمشک آبی به کنارش به پیاله کمی از آن میریخت |
| تا مرا دید نگاهی به سرو و رویم کرد |
| شرم از صورت من شُرشُرِ باران میریخت |
| لحظهای بعد به پیش آمد و محکومم کرد |
| زدهانش تَشَر و یاوه و ارزان میریخت |
| «ابله ! این حلقهی عشاق نجای چون توست» |
| گوییا حلق مرا خندهی نالان میریخت |
| دل من پیش مِی و میکده از من بیزار |
| ساقی آنشب قدحم را زهرماران میریخت |
| ناروا شد به دلم عشق و محبت لیکن |
| در فراقش زدلم چهرهی انسان میریخت |
| رفتم از میکده بیرون رو به سوی خانه |
| تا سرایم مُرشدی نغمهی نالان میریخت |
| عاشقی کو بهر رَستن از لگام عشقاش |
| هر شبی را باده زد زیره به کرمان میریخت |
| زآن زمان دیگر نخوردم مِی نگشتم سرمست |
| من خدا را پیشه کردم لطف منان میریخت |
| بنده گشتم پس به من داد خدای رحمان |
| دلبری کو به بَرم نیکی و احسان میریخت |
| هر زمان هست بُدَم، مست بُدم از دلبر |
| چونکه او بر لب من قند فراوان میریخت |
| ماه من! دلبر من! خوش قدم خوش رفتار |
| از ازل جلوهی تو ناز خرامان میریخت |
| هرکه هستی، همهی عُمر جسیم عاشق باش |
| این عبارت به دلم زمزمهواران میریخت |
پرواز ابدی
به یاد کشتار مردم بیگناه در نیویورک 11 sep2001 – 20 شهریور 1380 شگفتا که چند صد بیگناه را تبدیل به بمب میکنند و بر پیکرهی ساختمانی میکوبند تا چند هزار بیگناه دیگر، همگی به یکباره کشته شوند غول سیاه، نعرهزنان گوشت به دندان بیرحمانه به جان بشریت حملهور میشود این همنوعان من و تواَند که اسیر پنجههای او میگردند انفجار، انفجار، انفجار حرارت خون را میجوشاند و تن را ذوب میکند پس عدهای چون نمیخواهند در آتش ظلم بسوزند به پرواز درمیآیند یک پرواز ابدی پرواز، آرزوی بشریت امان از سقوط ، فغان از سقوط بیگناهان در واپسین نفس زندانی در آتشین قفس تنها عشق را به خاطر میآورند و بس با نفرت کشته شدیم و با عشق مُردیم قربانیان جنایت شدیم و آبروی جانی را بُردیم دریغا که فاجعه پایان ندارد دردا که آسایش و بشر دو خط موازیاند تهران شهریور ماه 1380 خورشیدیدلبر
| دلبرا بوی تو مدهوشم کرد |
| خم ابروی تو بیهوشم کرد |
| چشم نازات به دهانم جان داد |
| پیچش موی تو خاموشم کرد |
زندگی
زندگی یه بازیه بازی گرگم به هوا نزنی میزننت آروم نشین بپرهوا زندگی یه بازیه بازی قایم موشکه نباید ببیننت چارهی کار یک کلکه زندگی یه بازیه بازی خاله بازیه بیشترش تصوره ظاهر و صحنهسازیه زندگی یه بازیه بازی با یه توپ قشنگ بُخوره روی زمین میره بالا بیدرنگ زندگی یه بازیه بازی با اسباب بازیه اون کسی راحته که هر چه داره راضیه زندگی یه بازیه بازی بیرحم قُمار لحظهای برگ برنده دستته لحظاتی میبازی هزار هزار زندگی یه بازیه بازی پروانه و شمع غرق در آتش عشق محو در شعله شمع کسی که جرأت بازی نداره نباید بازی کنه همهرو گول بزنه خودشو راضی کنه راز و رمز زندگی رمز و راز بازیه جنگ این همبازیا برسَرِ لجبازیه غرق در بازی شدن چاه مرگ و نیستی راه آزادی ولی حس با همزیستی تهران مهرماه 1380خورشیدیدوگانگی
حتی حسرت کودکی خود را نیز نمیخورم که روزگار سختی بوده است جنگهای بیرونی و درونی و درونیتر حس گمگونهای است هست و در همان حال نیست میخواهم بروم و در همان حال نمیخواهم دوست دارم و در همان حال متنفر آشنایم و در همان حال غریب میدانم و در همان حال نادان گرسنهام و در همان حال سیر تشنهام و در همان حال سیراب پرتوانم و در همان حال خسته خسته خسته خسته هر لحظه شادم و در همان لحظه غمگین با تلاش زندگی میکنم و در همه حال مردهام مرگ مرگ مرگ آیا راه نجات هست؟ چقدر در آن غوطهورم همان گونه که در زندگی زندگی! زاییده شدن ناخواسته در گنداب یاس مرگ! موسم رهاییگونه تهران مهرماه 1380 خورشیدیبلبل پوسیده
به فریدون فروغی تو به رود خروشانی میمانستی که بر آن سد بستند و همانجا خشکید تو بلبل خوشنوایی بودی که در قفس پوسید فریاد برآوردی کردند تو را خاموش لیکن همه میخوانند فریاد تو را امروز کالبد سالها جاندادهات امروز خاک را در آغوش کشید روح زخمیات ترانهخوانان پَرِ پرواز گشود «عُمری بود غم تو دلت زندونی بود غم و غصهی دل و کی میدونست؟» فریاد برآوردی، کردند تو را خاموش لیکن همه میخوانند فریاد تو را امروز «حالا اون قوزک پات یاری رفتن داره اما نمیتونه که بره لبای خشکیدهات حرفی واسه گفتن داره اما نمیتونه که بگه» تهران مهرماه 1380 خورشیدیبازآفرینی
| من بندهای سرخوردهام والاترین |
| شوری بده برکن زِمَن حال غمین |
| من در همه عالم شدم تنهاترین |
| یار کسان و بیکسان با من نشین |
| من در هوای دیدناَت پیداترین |
| پنهان مشو از دیدهام زیباترین |
| من حلقهی گمگشتهام در این زمین |
| باشدکه دریابی مرا ای نازنین |
| من کوچکم منت بِنِه برمن نشین |
| انگشتری جایاَش بُوَد زیرنگین |
| من ناتوانی خستهام داراترین |
| تنها امیدم خواب فردوس برین |
| من غرقهی نادانیم داناترین |
| ظلمانیم نوری رسان از علم و دین |
| من روح نیمیمردهام بالاترین |
| جانآفرین جان مرا باز آفرین |

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.