مقدمه ای بر اقلیم آسایش حرارتی و شاخصهای آن
10
نفر در حال مشاهده محصول هستند
محصولات مرتبط
اقتصاد کشاورزی در توسعه شهری
30000 تومان
توسعه فیزیکی شهرها فرآیندی است پویا که طی آن محدوده فیزیکی و کالبدی شهرها در جهات عمودی و افقی از حیث کمی و کیفی افزایش مییابد و اگر این روند سریع و بیبرنامه باشد، سیستمهای شهری دچار مشکلات زیادی در آینده خواهد شد. با توجه به مهاجرت روزافزون انسانها از نقاط روستایی اطراف شهرها و یا نقاط دیگر که باعث افزایش تقاضای این افراد برای زمین شهری به منظور سکونت شده است و اگر نظارت بر این ساخت و سازها صورت نگیرد، علاوه بر از بین رفتن زمینهای مرغوب کشاورزی، شهر را با بحرانهای اقتصادی اجتماعی و محیطی مواجه میکند. به بیان دیگر شهرها در گسترش و توسعه فیزیکی خود بر محدوده خود میافزایند و زمین اطراف و پیرامون خود را تصرف میکنند و هرچه قدر این تحولات سریعتر و بدون برنامه باشد، تغییر در میزان کاربریهای اراضی شهری نیز سریع و بدون برنامهتر خواهد بود و مشکلات فراوانی چون ترکیب نامناسب و ناهمگون کاربریها، عدم دسترسی مناسب به خدمات ابتدایی شهری و استفاده نامناسب و غیر اصولی از اراضی و نهایتاً تخریب محیط زیست را به وجود میآورد. کشاورزی یکی از بخشهای مهم اقتصادی در تمام کشورها و به خصوص کشورهای درحال توسعه میباشد. بر اساس آخرین گزارشات سازمان خوار و بار جهانی (فائو) نزدیک به 40 درصد از جمعیت فعال اقتصادی جهان در بخش کشاورزی اشتغال دارند که اغلب این جمعیت در کشورهای در حال توسعه سکونت دارند و معیشت آنان از بخش کشاورزی تأمین میشود. گسترش کالبدی یا فیزیکی روزافزون سکونتگاهها اعم از شهری و روستایی که امروزه در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه شتاب فزایندهای یافتهاند، امری اجتنابناپذیر است.که بعضا بشکل ارگانیک در طول زمان خصوصا در مورد سکونتگاههای روستایی مشاهده میشود.که از جمله پیامدهای آن تغییر کاربری اراضی بخصوص کاربریهای مولد در بخش کشاورزی خواهد بود.
بر اساس نتایج تحقیقاتی که در سال 1977 توسط سـازمان ملـل متحـد منتشـر شـد، 71کشـور از 114 کشور در حال توسعه بر این عقیده بودهاند که توزیع فضایی جمعیت آنها غیر قابل قبول بوده و از ایـن رو به اصلاحات اساسی برای ایجاد تغییرات قابل توجـه در توزیـع فضـایی و جابـه جـایی داخلـی جمعیـت پرداختهاند 24 کشـور یـا در واقـع 20 درصـد ایـن کشورها، براین عقیده بـودهاند کـه نحـوهی توزیـع جمعیت در کشورشان تا حدی غیرقابل قبول بـوده و در خــور مداخلــه و سیاســتگذاری اســت. این روند کماکان وجـود دارد، بهطوریکـه امروزه در ایران، شبکه شهری عملکرد سلسله مراتبـی نداشته و شمار کانونهای زیسـتی، توزیـع فضـایی و حجم جمعیتی آنها از یـک نظـام کـارکردی سلسـلهمراتبی تبعیت نمیکند، و شبکهی شهری هـم چنـان در جهت تمرکزگرایی در حال تحول اسـت. اینک با توجه بـه شـلوغی بـیش از حـد شهرهای بزرگ و مشـکلات ناشـی از آن و هزینـهی گــزاف احــداث شــهرهای جدیــد در ایــران و عــدم موفقیــت کامــل آنهــا و همچنین تقویت شهرهای اقمـاری کـه خود در دراز مـدت منجـر بـه تمرکزگرایـی و فشـار بیشتر بر مادرشهرها میشود؛ یکی از بهترین ایدهها، جهت تمرکززدایی و توسعهی همه منـاطق کشـور و تقویت یک شبکهی منظم شهری - روستایی، ایجـاد شهرهای کوچـک اسـت. زیـرا شهرهای کوچک روستایی با ایجاد فرصتهای شغلی غیر زراعی و ارائـه خـدمات مـورد نیـاز، در کـاهش مهاجرت روستاییان به شهرهای بزرگتر، نقش مـوثری ایفاد نموده و زمینه توزیع متعادل جمعیت، امکانات و سرمایه را فراهم میآورند. چنین رویکردی امروزه در قالـب راهبــــرد کارکردهــــای شــــهری در توســــعه روستایی مطـرح اسـت،که ایجـاد شـهرهای کوچک را در پیوند کارکردی با حوزههای روسـتایی محور قرار میدهد. اصـولاً در صـورت توجـه بـه شـهرهای کوچـک مشکلات کمبود مسکن، بیکاری، ترافیـک و غیـره در شهرهای بزرگ کـه بیشـتر بـه دلیـل عـدم توجـه بـه عملکرد چنین شـهرهایی اسـت تـا حـدودی تعـدیل خواهد شد.
تحلیلی بر مقررات ملی ساختمان مبحث 21 (پدافند غیر عامل)
35000 تومان
مدیریت بحران علم پیشگیری، بازدارندگی، تطبیق، تلفیق و کنترل سیر انواع بحرانها میباشد. پدافند غیرعامل یکی از شاخههای مدیریت بحران و سازوکاری برای کنترل مخاطرات میباشد.
پدافند غيرعامل به سبب افزايش توان بازدارندگي، و بالا بردن قدرت ملی و قدرتسازی، نقش ممتازي در کاهش احتمالي مخاطرات و آغاز درگيريهاي نظامي داشته و در صورت پيادهسازي صحيح، خواهد توانست آثار مخرب مخاطرات و جنگهاي پيشرو، را تقليل دهد.
بحث پدافند غيرعامل مخصوصاً بكارگيري ملاحظات پدافند غيرعامل در ساخت فضاهاي شهري و همچنين ساختمانهاي عمومي و مدیریت ساخت تاريخچهاي طولاني دارد. اما با توجه به پيشرفت تكنولوژي و تاثير آن در پيشرفت سلاحهاي كشتار جمعي و در حالي كه هم اكنون شاهد جنگهاي نسل ششم هستيم، نياز به پيشرفت در ملاحظات پدافند غيرعامل در كاهش تلفات جنگها بيش از پيش احساس ميگردد. در ملاحظات پدافند غيرعامل در خلق فضاهاي شهري و ساختمانها از مكانيابي و استقرار فضايي اين فضاها ميتوان بهعنوان مهمترين عوامل نام برد. ضوابط و استانداردهاي مشخص و تعریف شده در هر تخصصی، اولین و مهمترین عامل جهت نیل به سوي رشد و تعالی بوده و اجراي کامل و دقیق آنها در قالب مقرراتی تأیید شده توسط سازمانهاي ذیربط، امکان شناسایی نواقص و تلاش در جهت رفع موانع و مشکلات پیش رو را میسر خواهد نمود. در حال حاضر در صنعت ساختمان کشورمان، مقررات ملی ساختمان به عنوان بالاترین معیار تشخیص ضوابط ساختوساز مطرح میباشد و میتوان مساعی تمام دستاندرکاران در این صنعت را اعتلاي مقررات ملی ساختمان و ارایه راهکارهاي لازم در اجرایی شدن تمامیت این مهم دانست. آثار شعلهای برافروختهای پدافند غیرعامل، با تدوین مبحث 21 مقررات ملی ساختمان، در کنار 20 مبحث لازم الاجرا از ضوابط و استانداردهاي ساختوساز کشورمان، در حالی احساس میگردد که پیشبینی میشود باتوجه به اهمیت جایگاه این موضوع، سایر مباحث این مجموعه مقررات نیز از تغییرات ناشی از این مبحث بینصیب نمانده و به میزان توسعه و اجراي مبحث 21، الگوهایی براي ویرایش کلی هر ضوابط و معیارها نیز در نظر گرفته شده و به مرور معرفی گردند.
به منظور آشنایی جامعهای مهندسان کشور با پدافند غیرعامل در صنعت ساختمان و فراهم نمودن بستري مناسب جهت پذیرش و آمادگی هرچه بهتر ضوابط جدید با هدف طراحی سازههاي امن، در این کتاب سعی گردیده بخشی از توصیههاي ارائه شده در مبحث 21، باتوجه به برخی تأکیدات مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در حوزههاي معماري و سازه به صورت مفهومی تبیین گردد.
راهکارهای سازگاری با تغییرات اقلیمی در شهرها
35000 تومان
شهرها بخشی از مشکلات تغییر آبوهوا هستند. بااینحال شهرها بخش اصلی برنامههای کنترلی بهشمار میروند. این گزارش، تحلیلی بر نقش شهرها و نواحی پایتخت در کشورها در حل مشکل تغییر آبوهوا ارائه میدهد. شهرها بخش عمدهای از انرژی جهان را مصرف میکنند؛ درنتیجه از تولیدکنندههای اصلی گازهای گلخانهای هستند. اراضی ساحلی و زیرساختهای شهری در معرض تأثیرات تغییر آبوهوا؛ ازجمله افزایش سطح آب و طوفانهای عظیم هستند. این گزارش نشان میدهد که چگونه از طریق برنامهریزی و مدیریت هوشمند آبوهوای شهری میتوان به اهداف ملی آبوهوا و حداقل سیاستهای اقتصادی به سیاستهای محیطزیست دستیافت.
شش فصل اول ارتباط بین شهرسازی، مصرف انرژی و میزان CO2 آزادشده را تحلیل میکند. ظرفیت سیاستهای محلی را در کاهش نیاز جهانی به انرژی و ارجحیت بین اهداف اقتصادی و محیطزیستی در مقیاس محلی تخمین میزند و سیاستهای متمم و متقابل مانند ترکیب سیاستهای رشد و ارزیابی و تعداد ابزار؛ ازجمله مدیریت سبز، سیاستهای مالی موجود با استفاده از تأمین مالی جلسات و ابداعات محیطزیستی را علیه تغییر آبوهوا در سطوح محلی تخمین میزند.
یکی از مهمترین پیامهای این کتاب آن است که سیاستهای شهری با استفاده از کاهش نیاز جهانی آبوهوا (مانند مالیات کربن) امکانپذیر است. این گزارش جهت اطلاع عموم از برنامههای تغییر آبوهوا، فعالیتهای مهم کشورهای عضو OECD و ممالک غیرعضو است.
دکتر شفقتی - بهار 1397
مقدمه
تغییر آبوهوا به یکی از مهمترین مسائل قرن حاضر تبدیل شده است. انتشار گازهای گلخانهای جهان تقریباً از سال 1970 دو برابر شده و به حدود معادل 74 گیگا تن دیاکسید کربن در سال 2005 رسیده است. بر اساس پروژههای سازمان توسعهای و همکاری (OECD[1]) ادامه این روند منجر به افزایش 50 درصدی میزان گازهای گلخانهای تا اواسط قرن بوده و دمای جهانی به حدود 4/2 – 7/1 درجه سانتیگراد قبل از دوره صنعتی در سال 2050 افزایش مییابد و در بلندمدت به میزان 4 تا 6 درجه سانتیگراد افزایش دما خواهیم داشت. حتی بدتر از آن سیستم طبیعی جذب کربن در سیاره تا اواسط قرن، بالا رفته و بهاحتمالزیاد تغییر آبوهوا بسیار حادتر خواهد شد. درحالیکه بهطور قابلتوجهی مسائل عدماطمینان در هزینهها وجود دارد و بهطورکلی به دلایل عدممقابله با تغییرات اقلیم توافقهای بسیار مهمی برای اقتصاد جهانی صورت گرفته است. استرن[2] در سال 2007 ادعا نمود که کل هزینههای اقتصادی و رفاه ناشی از سیاستهای اجرایی در حدود 4/14 درصد متوسط سرانه مصرف در جهان است. متوسط سرانه در اثرات بازار و غیربازار حتی نگرانکننده است. افزایش انتشار گازهای گلخانهای بهاحتمالزیاد منجر به تحولات عظیم؛ مانند سیل و خشکسالی، طوفانهای مرگبار، موجهای عظیم و افزایش درگیری بر سر مواد غذایی و آب و منابع میشود. برخورد با تغییرات آبوهوایی به مجموعهی گستردهای از ابزار نیاز دارد. اگر بخواهیم میزان انتشار را به حداقل 30% تا سال 2050 برسانیم؛ بهعبارتدیگر برای جلوگیری از تداخل انسانی و به حداقل رساندن هزینههای مربوطه موافقت شد شماری از ابزارهای سیاست در محل قرار گیرد تا بهعنوان ایجاد انگیزههای مناسب برای اطمینان از کاهش تولید گازهای گلخانهای به کار رود. OECD تأکید میکند که سازوکار مبتنی بر بازار مانند شیوههای تجاری مالیات بر کربن یا هر دو باید عناصر اصلی از ترکیب سیاست برای کمک به ایجاد یک بازار جهانی کربن (OECD2009A) باشد. با این کار نیاز به حذف یارانه انرژی سوخت فسیلی و تخصیص مجدد منابع مالی را بر افزایش سرمایهگذاری در انرژی پاک تکمیل میکند. شهرها نقش مهمی در دستور کار جهانی برای پرداختن به چالش تغییر آبوهوا دارند. امروز حدود نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی میکند؛ تا سال 2050، این نسبت احتمالاً به دوسوم افزایش مییابد. شهرها مسئول بخش عمدهای از تولید ملی، نوآوری و اشتغال هستند و آنها دروازههای کلیدی جریان شهرها، سرمایهی فراملی و زنجیرهی عرضه جهانی هستند، همانطور که موتورهای کلیدی اقتصاد جهانی را تشکیل میدهند؛ بنابراین تعجبآور نیست که شهرها مصرف اکثریت انرژی تولیدی در سراسر جهان را شامل میگردند و سهم تقریباً مساوی از انتشار گازهای گلخانهای در سطح جهان - بین 60 تا 80 درصد- را به عهده دارند. همه پیشبینیها نشان میدهد که این روند به دلیل رشد جمعیت شهری ادامه خواهد داشت. رشد شهرنشینی به افزایش انتشار گاز CO2کمک میکند، همچنین بسیاری از شهرها نیز بهاحتمالزیاد به تغییر آبوهوا کمک مینمایند. تعداد زیادی از شهرها و مناطق تلاش میکنند تا مصرف انرژی و انتشار CO2 را کاهش دهند. در ارتباط دوسویه بین تغییر اقلیم و توسعهی شهری، شهرها و مناطق در برخی از کشورهای OECD مسئولیتهایی اساسی در بخشهای شهری داشتند که میتواند راهبردهای باارزشی را برای سازگاری با تغییر اقلیم فراهم نماید و شامل سیاستهایی میشوند که ترابری و محیط ساختهشدهی شهرها را تحت تأثیر قرار میدهد. بدون تردید شیوهنامهی جهانی در مورد تغییر اقلیم وجود دارد. شهرها با چالش تعیین دامنهی واکنشهای محلی روبهرو هستند که کاهش انتشار گازهای گلخانهای[3]، محافظت در برابر تغییر اقلیم و رشد اقتصادی از نتایج آن خواهند بود. اثربخشی اجرای سیاستهای محلی بستگی به ظرفیت سیاستها در زمینهی کاهش اثرات اقلیمی و اهداف سازگارپذیر دارد، درحالیکه رشد اقتصادی و پایداری محلی را دنبال میکند. بر اساس دادههای آماری پایگاهها، دادههای ما در شهر OECD، مطالعات تجربی OECD و نتایج پرسشنامههای مختلف، گزارشی تهیه شده است که در آن ارتباط بین شهرها و تغییر اقلیم، کارایی راهبردهای محلی در شناسایی موضوع تغییر اقلیم، سرمایهگذاری محلی و فرصتهای رشد اقتصادی و اشتغال در اقتصاد سبز را موردبحث و بررسی قرار میدهد. در بخشی از این گزارش ارتباط بین شهرها و تغییر اقلیم تحلیل شده است. این بخش نشان میدهد که تراکم جمعیت ارتباط آشکاری با مقدار انرژی مصرفی دارد و یکی از عوامل مهم انتشار CO2 است. درحالیکه هیچ شهری نیست که در انتشار گازهای گلخانهای سهیم نباشد؛ روشهای حملونقل مردم در شهر، نوع شیوههایی که برای استفاده از انرژی استفاده میکنند و چگونگی گرم کردن ساختمانها، شهرها را به بزرگترین مصرفکنندهی انرژی و بزرگترین تولیدکنندهی آلودگی تبدیل میکند. میزان انتشار در شهرها میتواند تا حدود زیادی تحت تأثیر شیوهی زندگی مردم، شکل مکانی آن، دسترسی به ترابری عمومی و منابع شهری باشد. به علت ماهیت پیچیده و ثابت زیربناهای شهری، تمامی شهرها بهخصوص آنها که در نواحی ساحلی قرار گرفتهاند، بر روی درجهی حرارت جهانی تأثیر دارند. این پدیده هم در کشورهای توسعهیافته و نیز در کشورهای درحالتوسعه شناخته شده است؛ لیکن سیاستهای سازگارپذیر در سطح محلی توجه کمتری را به خود معطوف داشتهاند. اثرات اقلیمی شهرها در بخش دیگر بحث شده است. تعدیل تغییر اقلیم، نیاز به سرمایهگذاریهای عمومی دارد تا افزایش سیلابها، طوفانها، موجهای گرمایی، خشکسالی و کمبود آب را مشخص کند. این فعالیتها میتواند بیش از گذشته میزان خسارت تغییر اقلیم را افزایش دهد. اختلال در نظامهای زیربنایی ممکن است بهطور آشکاری باعث کندشدن پیشرفت اقتصادی شده و خسارات فزونتری را به اقتصاد محلی و ملی وارد نماید. فواید اجرای سیاستهای شهری در جهت کاهش اثر تغییر اقلیم در ادامه اثبات شده است. ارتباط سنتی بین رشد اقتصادی و موضوعات محیطی در سطح کوچکمقیاس مشاهده شد که اشاره به هزینههای کمتر برای سیاستهای تغییر اقلیم دارد. این مسئله از یک مدل تعادلی عمومی که یک مدل شهری را تولید میکند، به دست میآید. بر اساس سناریو جهانی با هدف کاهش انتشارات کیوتو، هزینههای اقتصادی کلی را میتوان با استفاده از مجموعهای از کارها در سطح محلی در طول زمان کاهش داد. این موضوع سلسله اهداف دیگری مانند آلودگی محلی کمتر و افزایش جذابیت شهری را فراهم میسازد. این بخش همچنین سایر فواید مربوط به کاهش اثرات تغییر اقلیم؛ مانند بهبود شرایط سلامت و کیفیت زندگی، کاهش هزینهها و افزایش کارایی، امنیت انرژی و بهبود زیربناهای اقتصادی را بحث و بررسی مینماید. با کمک ابزار برنامهریزی استراتژیک، سیاست در سطح محلی بر بسته سیاستهای مکمل متمرکزشده و استراتژیهای ارضی و سیاستهای بخشی را با هم مطرح مینماید. ابزارهای سیاست در سطح محلی؛ مانند استفاده از زمین منطقهبندی، منابع طبیعی، حملونقل، ساختمان، زباله و سیاستهای آبی را بررسی میکند. درحالیکه بستههای سیاست باید در خصوصیات مناطق شهری منحصربهفرد مؤثر و الگوهای مصرف انرژی محلی طراحی شده باشد؛ لذا باید شناسایی تأثیر منابع بر روی هر یک از اقدامات عمومی ضروری انجام شود. سؤال اصلی سیاستهای مؤثر متقاطع با مفهوم تراکم شهری بوده و در این بخش ویژگیهای مختلف سیاستهای تراکم و اثر آن در دستیابی به اهداف زیستمحیطی در درازمدت ارزیابی میگردد. اقدامات لازم برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و انطباق با اثرات تغییرات آبوهوا فشار بالایی بر بودجههای شهری داشته و نیاز به منابع اضافی را افزایش میدهد. در بخش دیگر اشکال مختلف فشار رو به بالا بر بودجه شهری که میتواند در پیشبینی پاسخ به مسائل مربوط به تغییرات آبوهوا مؤثر باشد را موردبحث قرار داده است. اگرچه سرمایهگذاری در تغییرات آبوهوا و سیاست پایداری شهری میتواند فواید مشترک؛ مانند افزایش قابلیت دسترسی و جذابیت شهری در تولید بالا، افزایش بار اضافی در سرمایهگذاریهای شهری داشته باشد. در حال حاضر تعدادی از ابزارهای موجود مالی در اختیار شهرها قرار دارد که میتواند بهعنوان ابزاری برای دستیابی به تغییرات آبوهوا و اهداف پایداری شهری در نظر گرفته شود. بازارهای کربن و دسترسی به سرمایههای مالی ممکن بهعنوان منابع مالی جدید امیدوارکننده هستند. در انتها نقش شهرها در کمک به طرح مدل جدید رشد سبز جهانی در زمانی که دولتها بایستی ردپای کربن را کاهش دهند تا از بحرانهای اقتصادی خارج شوند، مطرح میکند. بخش مهمی در سیاست اصلی شهرها و دولتهای منطقهای است که میتواند به اهداف رشد سبز؛ ازجمله توسعه و نگهداری زیرساختهای عمومی سبز، بهبود سازگار با محیطزیست، بهرهوری تولید، تقاضا از طریق ایجاد تنظیمات در مصرف سبز و تسهیل در نوآوری سبز کمک نماید. این توضیحات بهعنوان ابزاری برای ارزیابی اثربخشی این سیاستها در رسیدن به اهداف توسعهیافته و ارائه چارچوب تحلیلی جهت کمک به تحقیقات آینده این موضوع محسوب میگردد.[1] .Organisation for Economic Co-operation and Development.
[2] .Estern. [3] .Green house gas.ژئوپلیتیک ناتو (تعامل سیاست، جغرافیا و قدرت در راهبردهای نوین سازمان پیمان آتلانتیک شمالی)
[real3dflipbook id='6']
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی که با هدف اولیه حفظ و تقویت امنیت منطقه ژئوپلیتیکی یوروآتلانتیک در مقابل اتحاد جماهیر شوروی در سال 1949 شکل گرفت، با سقوط پیمان ورشو بهعنوان فلسفهوجودیاش، نهتنها از بین نرفت بلکه با بهروز کردن راهبردها، با اخذ بهموقع تصمیمات سیاسی، سطح جغرافیایی و مقیاس ژئوپلیتکی فعالیتهایش در راستای بازآرایی قدرت خود در قرن بیستم را افزایش داد. بررسی تاریخ روابط بینالملل نشان میدهد خطر کمونیسم در قالب اتحاد جماهیر شوروی و پیمان ورشو اولین نقطه عطف تاریخ ناتو بود که منجر بهظهور پیمان واشنگتن بهعنوان سنگبنای ناتو و پیدایش نسل اول ناتو شد. دومین نقطه عطف، مربوطبه پایان جنگ سرد و تصمیم سران ناتو برای اصلاح مفهومی و ساختاری پیمان برای بقا در نبود فلسفهوجودیاش بود که منجر به تدوین مفهوم نوین راهبردی در پنجاهمین سالگرد تشکیل پیمان در سال 1999 و رونمایی از نسل دوم ناتو شد. اما حادثه تروریستی یازده سپتامبر در سال 2001 مفهوم نوین راهبردی مذکور را بهسرعت ناکارآمد کرد و زمینههای لازم برای ظهور نسل سوم ناتو پدیدار شد و درنهایت این سازمان در سال 2010 سومین مفهوم نوین راهبردی خود پس از جنگ سرد را معرفی و از نسل سوم ناتو رونمایی نمود. نسل سوم ناتو، موسعترین راهبردهای فعالیت را برای اتحادیه یوروآتلانتیک فراهم کرده که سبب تاریخیترین حضورهای فراجغرافیایی ناتو در اقصی نقاط جهان شدهاست.
اینکه روند تحول در تاریخ ناتو از زمان تاسیس تا امروز چگونه رقم خورده و چگونه ناتو مفهوم جغرافیا را در راستای کسب قدرت و در تعامل با سیاست بازتعریف کردهاست موضوع کتاب حاضر است. در این کتاب تلاش شده با استفاده از معتبرترین تالیفات روز جهان با موضوع ناتو، با نگاهی انتقادی به روند پیشرفت و توسعه همهجانبه فعالیتها و اقدامات ناتو پرداخته شود. در این زمینه، مهمترین دغدغه نگارنده پر کردن خلا تالیفات در ارتباط با سازمان ناتو است چراکه علیرغم حضور این سازمان در تمامی مرزهای آبی و خاکی کشورمان و همکاری گسترده با تمامی همسایگان کشور که امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را متاثر مینماید اما آنچنان که شایستهاست در داخل کشور سازمان ناتو مورد شناسایی و توجه قرار نگرفته است. فقر ادبیات مرتبط با شناسایی ناتویِ امروزی و بررسی تغییر و تحولات آن و همچنین، فقدان بررسی این سازمان از منظر ژئوپلیتیک و تبیین ژئوپلیتیکیِ یکی از مهمترین سازمانهای فرامنطقهای، مهمترین ضروریات تالیف این کتاب بهشمار میآیند که نگارنده درصدد رفع آنهاست. بیشک ضرورت دارد بهطور عام مراکز علمی و دانشگاهی و بهطور خاص مراکز امنیتی و نظامی کشور توجه به این سازمان، رویکردهای نوین آن و همچنین تحولات ساختاری و مفهومی آن را بیشازپیش مورد توجه قرار دهند.
کتاب حاضر در راستای اهداف فوق در سه فصل تدوین شدهاست. در فصل اول نویسنده به بررسی تاریخ تحولات ناتو، معرفی نسلهای اول و دوم و همچنین تشریح مبسوط نشستهای سران ناتو از سال 2001 میلادی تاکنون و معرفی مشروح نسل سوم ناتو پرداختهاست. در فصل دوم، نسل سوم سازمان پیمان آتلانتیک شمالی با نگاهی ژئوپلیتیکی تبیین و فرآیندها، کارکردها و اهداف ژئوپلیتیکی آن استخراج و معرفی شدهاست. در فصل سوم نیز به تفصیل به معرفی ساختار مدنی بهعنوان مهمترین تحول نسل سوم ناتو و همچنین شناسایی ساختار نظامی این سازمان پرداخته شدهاست.
اهمیت این کتاب علاوه بر تلاش برای جبران کمبود منابع فارسی درباره معرفی رویکردهای نوین ناتو، نیاز محیطهای دانشگاهی و آموزشی کشور است تا شناسایی یکیاز مهمترین کنشگران بینالمللی با رویکرد ژئوپلیتیکی، برای اساتید، دانشجویان و پژوهشگران، عملیاتی، محسوس و عینی شود. این کتاب میتواند بهعنوان یک منبع آموزشی برای رشتههای جغرافیای سیاسی، علوم سیاسی، روابط بینالملل، علوم نظامی و امنیت بینالملل، مورد توجه دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری قرار بگیرد.
نظریه های اشاعه ی هسته ای (مطالعه ی موردی: کره ی شمالی)
31000 تومان
اشاعه ی هسته ای، از زمانی که ایالات متحده برای نخستین بار سلاح های هسته ای را تولید کرده و در اوت ۱۹۴۵ بر ضد ژاپن به کار برد، از موضوعات کلیدی امنیت بین الملل بوده است. ویژگی دوران جنگ سرد، هراس از وقوع جنگ هسته ای میان ابرقدرت ها بود، ولی این نگرانی هم وجود داشت که شمار فزاینده ای از دولت ها به تسلیحات هسته ای دست یابند. اتحاد جماهیر شوروی، نخستین سلاح هسته ای خود را در ۱۹۴۹، انگلستان در ۱۹۵۲، فرانسه در ۱۹۶۰، و چین در ۱۹۶۴ آزمایش کرد. این ها به پنج دولت «شناخته شده» ی دارنده ی سلاح هسته ای معروف اند.1
همگام با اولین تحقیقات مربوط به امکان به کارگیری انرژی هسته ای در جهت ساخت سلاح، تلاش برای جلوگیری از اشاعه ی سلاح های هسته ای نیز وجود داشته است. مهمترین دستاورد این تلاش را می توان معاهده ی عدم اشاعه ی هسته ای (NPT) دانست. این معاهده که در سال 1968 منعقد شد و در سال ۱۹۷۰ قدرت اجرایی یافت، به بخش اصلی «رژیم بین المللی عدم اشاعه» تبدیل شده و با موفقیت هایی هم همراه بوده است. اما، با وجود موفقیت کلی، رژیم عدم اشاعه از همان ابتدا با فشارها و نگرانی هایی مواجه بود؛ ازجمله اینکه، هند در سال ۱۹۷۴ یک انفجار هسته ای«صلح آمیز» انجام داد؛ آرژانتین، برزیل، رومانی، تایوان، کره ی جنوبی، عراق و آفریقای جنوبی و برخی کشورهای دیگر هم گام هایی در جهت دستیابی به سلاح های هسته ای برداشتند.
پایان جنگ سرد، گرچه از هراس وقوع جنگ هسته ای بین قدرت های بزرگ کاست، اما موجب توقف روند تلاش برای اشاعه ی سلاح های هسته ای نشده و همچنان شاهد تلاش در جهت کسب تسلیحات هسته ای بودیم. از میان مهمترین مواردی که در این برهه اعتبار رژیم عدم اشاعه را به چالش کشیدند، می توان به بحران های هسته ای اول و دوم کره ی شمالی در سال های اوایل دهه ی 1990 و سال های آغازین هزاره ی جدید و آزمایش های تسلیحاتی هند و پاکستان در ماه می ۱۹۹۸ اشاره کرد.
در پاسخ به چنین معضلاتی، محققان و فعالان عرصه ی عدم اشاعه ی هسته ای به ارائه ی راهکارهایی در جهت تقویت رژیم و معاهده ی عدم اشاعه ی هسته ای پرداختند. اما، انتقادی که به برخی از این راهکارها وارد است، عدم توجه به پیوند مسئله ی «چگونگی توقف اشاعه ی تسلیحات هسته ای» با «چرایی روی آوردن کشورها به ساخت سلاح هسته ای» است؛ به عبارت دیگر، محققان و فعالان عرصه ی مذکور، دچار تعصب در رابطه با بعد عرضه بوده و همواره سعی داشته اند رفتارها، فعالیت ها و انتقال فناوری و موادی که می توانند به کسب تسلیحات هسته ای بینجامند را مد نظر قرار دهند. این تعصب موجب غفلت از انگیزه ها و محرک های اشاعه ی هسته ای (یعنی، بعد تقاضا) شده است. بر این اساس، به نظر رسید که پاسخ به مسئله ی چگونگی توقف اشاعه ی تسلیحات هسته ای مستلزم پاسخ به مسئله ای اساسی تر است و آن اینکه: «چرا کشورها سلاح هسته ای می سازند؟».
در پاسخ به این مسئله ی اساسی تر، اندیشمندان و محققان حوزه های مختلف علوم انسانی و اجتماعی دست به پردازش نظریه هایی زدند که هر یک از آنها از منظری متفاوت در پی پاسخ به سئوال مذکور برآمدند. چالشی که اکنون پیش روی هر دانش پژوه امنیت بین الملل و اشاعه ی هسته ای وجود دارد، انتخاب کارآمدترین و مناسب ترین نظریه در جهت فهم مسئله ی مهم اشاعه ی هسته ای است. این امر مستلزم مقایسه ی بین نظریه های اشاعه ی هسته ای است که یکی از مهمترین زمینه های آن، کاربست نظریه ها برای تحلیل موارد واقعی اشاعه ی هسته ای است. از این رو، در این پژوهش تلاش می شود تا با تشریح مبانی، پیشفرض ها و مفاهیم بنیادین برخی از مهمترین نظریه های اشاعه ی هسته ای، و به آزمون گذاردن آنها در برابر یک مورد اشاعه ی هسته ای، یعنی کره ی شمالی، ارزیابی خود را از مناسبت و کارآمدی این نظریه ها ارائه دهیم.

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.