نمایش 9 24 36

بررسی موارد خاص در حسابرسی (کتاب الکترونیک)

40000 تومان
نویسنده                                           هوشمند اسحاقی شربیانی انتشارات                     آکادمیک چاپخانه و صحافی          دانشگاه خوارزمی شابک                         2-49-5697-622-978 نوبت چاپ                            اول/ 1400 شمارگان                               500 نسخه

برنامه ریزی فیزیکی ذخیره‌سازی اقلام ضروری در زمان بحران (جستاری کامل در طراحی انبار بر اساس اصول مدیریت بحران در مقیاس محله)

قیمت اصلی 52000 تومان بود.قیمت فعلی 47000 تومان است.
کتاب پیش رو درباره طراحی انبار و ارزیابی عملکرد آن‌ها به همراه نمونه‌های کاربردی و ابزارهای حمایت‌کننده ‌است که جمع‌آوری جامعی از نتایج تحقیقات دانشگاهی در زمینة دسته‌بندی سیستماتیک ساختاری آنهاست. روند کلی طراحی انبار، واکاوی گشته و در این میان ابزارها و تکنیک‌های مورداستفاده در طراحی آن‌ها بررسی شده است. در این کتاب تلاش شده تا از اصول مدیریت بحران در طراحی انبارهای ذخیره‌سازی اقلام ضروری ازجمله آب، غذا، دارو، پوشاک و سوخت استفاده شود. مساحت، ابعاد، فرم و محل قرارگیری، سرانه فضای موردنیاز انبار و نوع اقلام ذخیره‌شده در شرایط گوناگون، ابعاد طراحی و اجرایی مختلفی را می‌طلبد. تاکنون محققان و صاحب‌نظران با تخصص‌های گوناگون، از زوایای خاصی به طراحی انبار پرداخته‌اند که سعی بر آن شده تا از تمامی ابعاد مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد. در بخش اول کتاب به بیان تعاریف، مضامین، اهداف مدیریت بحران و حوزه‌های آن و اصطلاحات رایج در بحث بحران، مدیریت بحران، اصول برنامه‌ریزی، تعریف شهر، مدیریت شهری، محله و درنهایت به معماری و استحکامات دفاعی پرداخته می‌شود. در این راستا با تأکید بر نحوه طراحی تونل‌های لجستیکی به‌عنوان نمونه‌ای قابل‌پذیرش جهت طراحی سازه‌های زیرزمینی انبارها و پس ‌از آن به معرفی انبار و ملاحظات خاص مکان‌یابی انبار، انواع انبارها، اصول مدیریت بحران در انبارها (مواد غذایی، دارویی و...)، پرداخته شده‌ است. در ادامه به شرح مبسوطی از ملاحظات مرتبط با انبارهای اقلام اساسی؛ ازجمله ملاحظات طبیعی، اقتصادی، امنیتی- سیاسی، انسانی و غیره پرداخته‌ شده ‌است.در انتها نیز اهمیت و ضرورت مدیریت بحران در مدیریت حفظ اقلام ضروری برای هرچه کمتر کردن تلفات ناشی از کمبود نیازهای اولیه برای تداوم حیات، ذکر گردیده است. بخش دوم کتاب به بررسی طراحی ساختمان در سبک‌های مختلف معماری، انواع فرم و ترکیب آن‌ها پرداخته است. تعیین فرم هندسی بنا، موقعیت و ابعاد بازشوها، نحوه دسترسی‌ها و پیش‌بینی فضای امن به‌صورت چند عملکردی برای هر ساختمان بسیار نقش تعیین‌کننده‌ای در شرایط اضطراری دارد و موجب حفظ جان مردم و کاهش آسیب‌پذیری و مدیریت بهینه در شرایط بحران می‌گردد. بخش سوم کتاب به بررسی سند چارچوب و راهنمای طراحی شهری، معماری بیرونی و داخلی انبار، طراحی و اجرای فضاهای داخلی و نحوه ارتباط آن‌ها با یکدیگر و ارتباط ساختمان با اطراف، انواع حجم ساختمان، انواع فرم و سازماندهی، و هر آنچه مربوط به پلان ساخت انبار می‌شود، پرداخته شده که بررسی این عوامل به این علت مهم و حیاتی است که هر انبار باید به‌ضرورت کارکرد خود و محیطی که در آن ساخته می‌شود سازمان‌دهی فضایی، فرم، پلان و دیگر عوامل به‌صورت جداگانه مطالعه شود تا هر یک به‌تنهایی نوعی از انبار بهینه برای کارکرد مخصوص به خود باشد. لذا باید توجه داشت که نمی‌توان فرمی ثابت را به‌عنوان طراحی مخصوص انبار تلقی نمود و در همه شرایط از آن استفاده کرد. در بخش چهارم کتاب پلان داخلی انبار برای تسهیل در انبارداری و حفظ و نگهداری کالا بررسی‌شده و مواردی را که در مواقع بحرانی باید در سریع‌ترین زمان ممکن به دست افراد خسارت‌دیده رسانده شود، موردتوجه قرار گرفته است. در بسیاری از موارد استقرار نامناسب یا عدم پیش‌بینی‌های کارشناسانه در زمینة طراحی پلان انبار اقلام اساسی و ضروری برحسب فرم، شعاع عملکرد، حساسیت، سازگاری، نظام ارتباطات، نفوذپذیری، گردش کار، انبارگردانی و سایر موارد، خسارات و تلفات را مضاعف نموده و ضربات سنگینی بر پیکره جامعه بحران‌زده وارد می­آورد. بخش پنجم به بررسی مساحت انبار و ارتباط مساحت با جمعیت ساکن محله و از طرفی نحوه توزیع کالا در زمان بحران پرداخته است، این مهم از این بابت مورد توجه و مطالعه قرار گرفت که در زمان بحران مردمی که دچار سانحه شده‌اند از لحاظ روحی و روانی به هیچ عنوان شرایط ثابتی ندارند از این رو نباید انتظار داشت که توزیع کالای ضروری که لازمه‌ی تداوم حیات افراد است را با شیوه‌هایی معمولی و طبق روال عادی بدست آنها رساند.

برنامه کاهش آسیب به شیوه‌ی راه حل محور کار اثربخش با افراد سوء مصرف کننده مواد (کتاب الکترونیک)

قیمت اصلی 75000 تومان بود.قیمت فعلی 45000 تومان است.

چکیده

در این فصل، اطلاعاتی در مورداستفاده از SFTB و HR را به‌عنوان یک روش ارائه می‌دهیم. این فصل هم‌چنین اهداف این کتاب را تعیین می‌کند و هم‌چنین توصیفی درباره محتویات هر فصل ارائه می‌دهد. کلیدواژه‌ها: زیان کاهی، درمان کوتاه‌مدت راه‌حل محور، خانه هایی که به بی خانمان ها داده می شود و در آنجا اجازه مصرف الکل دارند (wet service)، اعتیاد، مرکز اعتیاد ملی،دانشگاه ملی ایرلند گالوی (NUIG)، دانشگاه شمال لندن، کالج جزیره استتن. دو موضوع زمینه این کتاب یعنی کاهش آسیب[1] (HR) و درمان کوتاه‌مدت راه‌حل محور[2] (SFBT)، موضوعاتی هستند که تنها چند دهه پیش به نظر می‌رسید، مانند چالش‌های عمدی برای ارتودکسی غالب سوءمصرف مواد درمانی باشند: یک ارتودکسی که پرهیز کلی را اگر تنها هدف صحیح درمان نباشد به‌صورت بهینه در نظر می‌گیرد، و هم‌چنین درمان طولانی‌مدت و با شدت را درجایی که نتایج مثبت موردتوجه قرار می‌گیرند به‌عنوان یک ضرورت در نظر می‌گیرد. بااین‌حال، در دهه‌های اخیر، به دلیل پذیرش بیشتر شواهد پژوهشی و رویکرد عمل‌گرایانه‌تر توسط سیاست‌گذاران، هم HR و هم مداخلات درمانی کوتاه‌مدت برای سوءمصرف مواد، پذیرش گسترده‌ای را به دست آورده‌اند. هدف من در این کتاب، این است که به چگونگی موفقیت HR و مداخلات درمانی کوتاه مدت با ترکیب کار با مسائل پیچیده سوءمصرف مواد در ارباب‌رجوعانی که ممکن است قبلاً مدیریت خدمات بهداشتی و اجتماعی برایشان غیرممکن به نظر می‌رسید بپردازم. من قصد دارم این کار را با استفاده از ادبیات تحقیق و آموزش در مورد این موضوعات انجام دهم و همچنین به‌طور گسترده بر تجارب عملی خود در این زمینه تمرکز کنم. روانشناس بالینی شدن یکی از مهم‌ترین مواردی است که در طول این مسیر تجربه کردم: من در این مسیر نظافتچی، کارگر ساختمانی، نماینده خدمات به مشتری در یک شرکت هواپیمایی، متصدی بار و پیشخدمت بودن را تجربه کردم. من هم‌چنین در یک پارک تفریحی و در یک پیتزافروشی هم کارکردم. در سال 2014، درنهایت به‌عنوان یک روانشناس بالینی شروع به کارکردم. وقتی 17 ساله بودم، برای زندگی به نیویورک رفتم. من در اصل از شهر کوچکی در غرب ایرلند آمده بودم و سفر به نیویورک با یک توقف کوتاه کاری در ساختمان‌های لندن انجام شد. اینکه مستقیم به نیویورک نرفتم و مدتی در ساختمان‌های لندن کارکردم از سر علاقه نبود بلکه می‌خواستم برای سفر به نیویورک پول جمع کنم. من در امتحانات نهایی دبیرستان مردود شدم و شروع به کار در خارج از کشور کردم، در آن زمان (دهه 1980)، در ایرلند به‌سختی کار پیدا می‌شد. منظورم را اشتباه متوجه نشوید، من ایرلند را با اکراه ترک نکردم، خیلی دوست داشتم مسافرت کنم و نیویورک به‌عنوان مقصد، حسی کاملاً بیگانه بود. در مدتی که در نیویورک زندگی می‌کردم شروع به تحصیل در رشته روانشناسی در کالج استتن کردم و برای ادامه راهم کارهای گوناگونی را انجام می‌دادم. وضعیت مالی من در آن زمان به‌گونه‌ای بود که نشان می‌داد نمی‌توان تحصیلاتم را به‌عنوان یک دانشجوی خارجی به اتمام برسانم، بنابراین مجبور شدم نیویورک را ترک کنم و به لندن بازگردم. برگشتم، در ابتدا برای یک ساختمان تجاری حدود یک سال کارکردم. بعدازآن شروع به کار با مردمی ‌کردم که بی‌خانمان بودند و متوجه شدم که واقعاً این کار را دوست دارم. این کار چالش‌برانگیز و سخت بود اما شگفت‌انگیز هم بود. واقعاً از کاری که می‌کردم راضی بودم و احساس می‌کردم کار مثبتی انجام می‌دهم. بسیار عملی بود و شغلی بود که من می‌خواستم. در مدت اقامتم در لندن (تقریباً ده سال) من با خدمات شهروندی بی‌خانمان ها کار می‌کردم و در طول این دوره مدرک تحصیلی اعتیاد (از طریق مرکز اعتیاد ملی) و یک مدرک در کار اجتماعی (دانشگاه شمال لندن) کسب کردم. وقتی در سال 2000 به ایرلند برگشتم، شروع به کار با یک تیم سوءمصرف مواد کردم و 11 سال در آنجا مشغول به کار شدم. در آن دوره مدارک تحصیلی مشاوره و روانشناسی و کارشناسی ارشد در رشته اعتیاد را کسب کردم و درنهایت در رشته روانشناسی مدرک خود را گرفتم. در سال 2011، من برای طرح روانشناسی بالینی در NUI Galway پذیرفته شدم و در سال 2014 این طرح را تکمیل کردم. دلایلی که این‌ها را توضیح می‌دهم این است که خواننده ناامید نشود و به خودش نگوید که «خدای من او واقعاً مرد بزرگی است»، برای من مهم‌تر این است که خواننده خودش را در جای من بگذارد و بداند که من از کجا به کجا رسیدم. من خودم را یک کارشناس نمی‌دانم، چون احساس نمی‌کنم که همه‌چیز را می‌دانم، که البته نمی‌دانم؛ اما تجاربی دارم که امیدوارم بتوانم با شما در این کتاب به اشتراک بگذارم. من همیشه مجذوب افرادی می‌شدم که دارای نگرش مثبت و واقع‌گرایانه هستند. همیشه به داستان لیوان نیمه‌پر/ لیوان نیمه‌خالی فکر می‌کنم. اگر انتخاب کنیم که نیمه‌خالی لیوان را ببینیم، تأثیر بر دید زندگی ما خواهد داشت. اگر نیمه‌پر لیوان را ببینیم، زندگی کمی بهتر می‌شود. واقعیت این است که آب دقیقاً در نیمه لیوان است. چگونه آن را می‌بینیم و راهی را که برای برخورد با آن لیوان انتخاب می‌کنیم می‌تواند آینده ما را رقم بزند. نمی‌گویم که زمان‌هایی وجود ندارد که همه‌چیز دشوار باشد، وجود دارد. اگر یک زندگی را زندگی کرده باشید، با درد مانند لذت روبرو خواهید شد. ما می‌توانیم بر روی درد تمرکز کنیم یا به دانشی که با تجربه درد به دست می‌آوریم نگاه کنیم. می‌توانیم درباره توانایی خود برای مقابله با درد سخن بگوییم. از خودمان بپرسیم «چگونه زنده ماندیم؟» این رویکرد به زندگی همیشه برای من یک نتیجه مثبت با خود داشته است. برای اولین بار که به SFBT معرفی شدم زمانی بود که در مرکز اعتیاد ملی در لندن در اویل دهه 1990 تحصیل می‌کردم. فکر می‌کردم این رویکرد واقعاً رویکرد خوبی باشد اما بلافاصله به ذهنم رسید بر گروه ارباب‌رجوعانی که من با آن‌ها کار می‌کردم جواب نمی‌دهد. در زمان من با افرادی کار می‌کردم که هم الکلی و هم بی‌خانمان بودند. ما افرادی کار می‌کردم که بی‌خانمانی را برای چندین سال تجربه کرده بودند و در تیم‌های توسعه کار کرده بودم و هم‌چنین دسترسی مستقیم به خوابگاه بی‌خانمان‌ها داشتم. دقیقاً در آن لحظه من SFTB را درک کردم، من در یک محیط مسکونی که در آنجا افراد مجاز به استفاده از الکل در محل بودند کار می‌کردم (اغلب به این مکان‌ها Wet House هم گفته می‌شود): در اصل یک واحد مسکونی HR برای افراد وابسته به الکل. کار من در HR در اوایل دهه 1990 شروع شد زمانی که ابتدا شروع به مار با افرادی کردم که بی‌خانمانی را تجربه می‌کردند. در ابتدا، احساس کردم این رویکرد تقریباً خلاف درک یا انتقال مستقیم است، زیرا احساس کردم که بهترین اقدام برای افرادی که به مواد معتاد هستند این است که آن‌ها را متوقف کنیم. این دیدگاه خلاف آن چیزی است که افرادی که با آن‌ها کار می‌کردم می‌خواستند. همیشه احساس می‌کردم به روشی محترمانه با مردم رفتار می‌کنم و همیشه به آرزوهای آن‌ها احترام می‌گذارم، ازجمله ادامه دادن به مصرف مواد مخدر، اما درجایی، حداقل در ابتدا، احساس کردم باید کار دیگری در رابطه با فردی که مواد مخدر استفاده می‌کند انجام دهم. بااین‌حال، این‌زمانی تغییر کرد که من شروع به کار با مواد مخدر فعال و مصرف‌کنندگان الکل و شروع به پذیرش نظریه و شیوه HR برای کارم کردم. متوجه شدم که این رویکرد انسانی است و بر خواسته‌های ارباب‌رجوع تمرکز دارد. و احساس کردم که این رویکرد دارای ارزش است. این رویکرد عملی تا حد زیادی به صلاحیت اولیه من در اعتیاد کمک کرد که من در دهه 1990 شروع کرده بودم. این کاربرد ازنظریه در عمل همواره برای من جذاب بوده است. شاید به این دلیل باشد که من قلباً شخصی اهل عمل هستم. اغلب به خودم می‌گویم اگر راهی وجود داشته باشد که کار کند، اجازه بده که کار کند. ابتدا من شروع به کار با ارباب‌رجوعان وابسته به الکل کردم و شروع به پذیرش برخی از استراتژی‌های HR به کاری کردم که در نظر گرفته بودم. مشاهده کردم که این روشی قابل‌احترام و اثبات‌شده برای کار است. در اماکنی که به بی‌خانمان‌ها جا می‌دهند و مصرف الکل آزاد است کار می‌کردم، تعداد زیادی از ارباب‌رجوعان من مردان و زنان بالای 49 سال بودند که احساس ناامیدی می‌کردند و قادر نبودند مصرف الکل را ترک کنند. اکثر آن‌هایی برای ترک الکل یا کم کردن آن ناموفق بودند و هدف ما این بود که سه وعده در روز به آن‌ها الکل بدهیم، دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی را اطمینان دهیم، افرادی کلیدی کار به‌منظور شناسایی و امیدواری نیازهای منحصربه‌فرد آن‌ها را برآورده می‌ساختند و یک روش HR برای سوءمصرف الکل برای آن‌ها اتخاذ می‌کردند. من فکر کردم SFBT یک ایده بسیار خوب بود اما هیچ راهی برای کار با افرادی که من با آن‌ها کار کرده بودم وجود نداشت. اشتباه می‌کردم. با نگاه به گذشته مطمئن نیستم که چرا فکر می‌کردم نمی‌توانم برای ارباب‌رجوعان خود این شیوه را به‌کارگیرم اما کاملاً مطمئن بودم این SFBT با گروه ارباب‌رجوعان من کار نخواهد کرد. درنهایت، شروع کردم تا از جنبه‌های SFBT در کار خود استفاده کنم و از اینکه چگونه هر دو روش HR و SFBT کاملاً متناسب کار من بودند متعجب شدم. من در ابتدا به SFBT با این نگرش که این رویکرد کار من یا زندگی کسانی که من با آن‌ها کار می‌کردم را تغییر می‌دهد، نگاه نمی‌کردم. با آن مبارزه کردم و فکر کردم «بله، این واقعاً روش ساده کار کردن است اما فقط بر روی افرادی که من با آن‌ها کار کرده بودم تأثیرگذار نبود». من هیجان‌زده شده بودم که روشی است که به نظر می‌رسد ارزش یک‌بار امتحان را دارد. متقاعد شدم که اگر درواقع با هر روشی با گروه ارباب جوعی که من با آن‌ها کار می‌کردم کار کند، شایسته مطالعات بیشتری است. درنهایت، توسط یکی از همکاران در دوره‌ای که برای سؤال معجزه‌آسای یک ارباب‌رجوع که با او کار می‌کردم پرسیده شده بود به چالش کشیده شدم و نتیجه این تعامل منجر به یک کار عاشقانه با این رویکرد در 25 ساله گذشته شده است. امیدوارم بتوانم این تجربه را با شما در سرتاسر کتاب به اشتراک بگذارم و نشان دهم که چگونه هر دو رویکرد باهم در تحویل مداخلات برای افرادی که مشکل مصرف مواد را تجربه می‌کنند ترکیب کرد. مدت‌ها بود که متوجه شدم که این رویکرد ترکیبی با استفاده از SFBT و HR بسیار خوب بود. بااین‌حال، یک‌ لحظه یورکا[3] وجود داشت و از آن به بعد من به منافع بیشتری به ارباب‌رجوعانی که با آن‌ها با روش HR و SFBT کار می‌کردم ارائه دادم. با توجه به شیوع اعتیاد در جامعه و این واقعیت که اعتیاد قابل‌درمان است، بسیاری از درمانگران و دانشجویان ممکن است احساس عدم امنیت و یا عدم آمادگی برای کار با افرادی که مشکلات مربوط به اعتیاددارند حس کنند. این کتاب باهدف کمک به کسانی است که علاقه‌مند به ایده‌ها و تئوری‌های جدید در مورد اعتیاد هستند. همچنین هدف آن اطلاع‌رسانی به دانشجویانی است که قصد دارند عمیق‌تر درک کنند درباره افرادی که با سوءمصرف از مواد مخدر مواجه هستند کار کنند. این کتاب صرفاً برای کارشناسان اعتیاد نیست بلکه به گروه‌های گسترده‌تر متخصصان بهداشت و درمان و است که ممکن است در مواردی که در گروه‌های ارباب‌رجوع قرار می‌گیرند، مسائل مربوط به سوءمصرف مواد مخدر را ارائه دهد. این کتاب به دنبال ارائه یک درک صحیح از SFBT و HR و چگونگی اعمال این نظریه‌ها و شیوه‌ها به موارد شغلی واقعی با سوءمصرف مواد مخدر است. من فصل‌های کتاب را به روشی سازمان‌دهی کرده‌ام که خواننده را هم ازنظر نظری و هم ازنظر عملی SFBT و HR راهنمایی می‌کند. در فصل دوم، درباره ریشه‌های SFBT و مفاهیم اولیه این رویکرد بحث خواهم کرد درحالی‌که یک مرور کلی از مهارت‌های لازم برای تمرین عملی ارائه می‌کنم. این فصل نقش منحصربه‌فرد SFBT برای درمان، اخلاق و فلسفه آن و نحوه‌ای که مفاهیم و ابزارها ساده به نظر برسند ارائه خواهد داد، ولی این‌ها به این معنی نیست که عملی کردن این مفاهیم ساده است. من هم‌چنین تجربه خود با SFBT را ارائه خواهم داد چراکه این روش امری ساده نیست. در فصل سوم، من توضیح HR، از آغاز تاریخ خود تا برنامه‌های فعلی‌اش را در موقعیت‌های مختلف ارائه می‌کنم. این فصل تعاریف HR را ارائه می‌دهد و اصول کلیدی این رویکرد را مشخص می‌کند. نشان می‌دهد که در حال حاضر چگونه از HR استفاده می‌شود، نه‌فقط در خدمات اعتیاد، بلکه در سایر حوزه‌های مراقبت‌های بهداشتی و ارتقاء. این فصل، استدلال‌های مشترک برای و در برابر HR را ارزیابی می‌کند، چگونه اجرا می‌شود و تعدادی از نمونه‌های واقعی زندگی HR در سرویس‌های اعتیاد موردبررسی قرار می‌گیرد. هدف این فصل، معرفی مفهوم HR به خواننده است، درحالی‌که به بررسی شيوع اعتياد و چگونه تعريف اعتياد در حال گسترش است، می‌پردازد. در فصل چهارم، من درباره تحولات در دهه‌های گذشته در مورد نحوه شکل‌گیری و مدیریت مشکلات الکل و مواد مخدر بحث خواهم کرد. نحوه استفاده از برخی مواد مخدر و برخی از مصرف‌کنندگان مواد مخدر در رسانه‌ها و تأثیر آن در رابطه با قانون و سیاست موردبحث قرار خواهد گرفت. این فصل همچنین به خواننده یک مرور کلی از توضیحات روش‌های مختلفی که هنگام کار در اعتیاد در نظر گرفته می‌شود، ارائه می‌دهد. هدف این فصل، ارائه یک گزارش از برخی از روش‌های محبوب‌تر درمان است و همچنین نگاهی به چگونگی SFBT و HR دارد هنگامی‌که یک رویکرد مؤثر هنگام کار با افرادی که مواد مصرف می‌کنند ترکیب می‌کند. در فصل پنجم، من درباره کاربرد SFBT و HR برای افرادی که سوءمصرف مواد دارند (مطالعه موردی) ارائه خواهم داد. این فصل بر اساس فصل‌های قبلی درباره SFBT و HR و روش‌های مختلف برای اعتیاد که وجود دارند سازمان‌دهی می‌شود. مطالعه موردی‌ها در این فصل نمونه‌هایی از مواردی را ارائه می‌دهند که هر دو رویکرد را ترکیب می‌کند و نشان می‌دهد که چرا این ترکیب کار می‌کند. در فصل ششم، فصل آخر، من شباهت‌های HR و SFBT را مشخص خواهم کرد، چگونه آن‌ها یکدیگر را تکمیل می‌کنند و ویژگی‌های مبتنی بر نقاط قوت که هر دو روش فراهم می‌کنند. این فصل نتیجه‌گیری کتاب، ترکیب موضوعات کتاب باهم است و نشان می‌دهد که چگونه درک HR می‌تواند رویکرد SFBT را تقویت کند و بالعکس. سرانجام، در این فصل برای کارشناسان، دانشجویان و محققان، چگونگی استفاده از یک رویکرد مبتنی بر نقاط قوت برای کار با مصرف‌کنندگان مواد مخدر که بر ارباب‌رجوعان تمرکز دارد، تعالی انسانی و روح آن‌ها ارائه می‌دهد. [1] Harm Reduction [2] Solution Focused Brief Therapy [3] جمله ای منتسب به ارشمیدس هنگام کشف طریق سنجش خلوص طلا، به معنای یافتم

برنامه های کاربردی بلاکچین برای سیستم مالی اسلامی

44000 تومان

مفاهیم کلیدی

رمزنگاری رمزنگاری عمل ایجاد کدهایی است که به داده ها اجازه می دهد تا محفوظ بمانند. این عمل داده ها را به فرمتی تبدیل می کند که تنها توسط کاربران مجاز قابل خواندن/رمزگشایی هستند. بنابراین داده ها می توانند بدون نگرانی از رمزگشایی و یا به خطر افتادن توسط افراد غیرمجاز منتقل می شوند. کاربران مجاز رمزگشایی را با استفاده از "کلید" انجام می دهند که اساسا کلید خصوصی است که تنها کاربر مجاز آن را می داند.   گره ها یک گره کامپیوتر یا کاربری روی بستر بلاکچین است که نرم افزار بلاکچین را اجرا می کند. کار اصلی "گره های کامل" ذخیره نسخه کاملی از دفترکل بلاکچین ، دریافت داده از دیگر گره ها، اعتبار داده ها و انتقال آن به دیگر گره های شبکه تا جایی که معتبر هستند، می باشد. "گره های استخراج کننده" این وظایف را انجام می دهند اما بلوک های جدیدی را از طریق فرآیند استخراج به بلاکچین می فرستند، که در ادامه بحث می کنیم. سرانجام "گره های سبک وزن"- روی دستگاه هایی با قدرت پردازشی محدود مثل گوشی های هوشمند و اینترنت اشیا یافت می شوند- گره هایی هستند که کپی کاملی از دفترکل بلاکچین نگه نمی دارند و ترجیح می دهند تا داده های خود را به پردازش و اعتبارسنجی به گره های کامل بفرستند.   فناوری دفترکل توزیع شده تکنولوژی که در آن ثبت تراکنش ها "به گستردگی چندین مکان، کشور یا موسسه هستند و معمولا عمومی است. ثبت تراکنش ها یکی پس از دیگری در دفترکل ثبت می شوند، اما تنها زمانی اضافه می شوند که شرکت کنندگان امکان پذیری و اعتبار تراکنش ها را تایید کنند".   ارز رمزنگاری شده ارز رمزنگاری شده سیستم سکه مجازی است که عملیات آن مشابه ارز استاندارد است و کاربران را برای پرداخت های مجازی برای کالاها و خدمات رایگان از مرکزی قابل اعتماد امکان پذیر می سازد. ارزهای رمزنگاری شده بر انتقال اطلاعات دیجیتال تکیه دارند که به روش های رمزنگاری برای اطمینان از تراکنش های قانونی، منحصر به فرد مجهز شده اند.   توزیع شده همه نسخه های اسناد به طور مداوم و خودکار هماهنگ هستند، از این رو همیشه یکسانند. علاوه بر این "هیچ کپی به عنوان کانون کپی نداریم. همه کپی ها برابر ایجاد شده اند".   اشتراک گذاشته شده اطلاعات کاملی در مورد همه عملیات سیستم وجود دارد. همه اعضای بستر به اطلاعات اعضا دسترسی دارند.   تغییر ناپذیر تغییر ناپذیر بدین معنی است که چیزی در طی زمانی تغییر نکند یا قابل تغییر نباشد. در زمینه بلاکچین به معنی این است که داده ای که در بلاکچین نوشته می شود، هیچ کس، حتی مدیر سیستم نمی تواند آن را تغییر دهد. این قابلیت به فرستنده، گیرنده اجازه می دهد تا اطمینان حاصل کنند که داده ها تغییر پیدا نکرده است.   نام مستعار در بسیاری از بسترهای بلاکچین، هویت کاربر می تواند ناشناس باشد اما حساب های آن ها نه، از آن جایی که همه تراکنش های آن ها قابل رویت برای دیگر کاربران است. در این بسترها، حساب های کاربر بدون مجوز یا شناسایی می تواند ایجاد شود. این امر به کاربران اجازه می دهد تا از نام مستعار- نام جعلی استفاده کنند. با این حال برخی بلاکچین های مجاز ممکن است نیاز به تایید هویت کاربر داشته باشند قبل از اینکه تعامل یا دسترسی به بلاکچین داشته باشند.   هشینگ یا درهم سازی عملیات رمزنگاری است که کد ثابت هشی را با طول ثابت برای هر داده ورودی مثل متن، تصویر یا ویدئو تولید می کند. اگر ورودی خاص تغییر نکند، همیشه همین کد هش تولید می شود. اما اگر هر بخش ورودی (برای مثال یک حرف از کوچک به بزرگ تغییر کرد)، کد هش به طور کامل و منحصر به فرد تغییر پیدا خواهد کرد.     گره های استخراج کننده گره های استخراج کننده عبارتند از زیرمجموعه ای از تمام گره ها- به طور کلی گره ها یا گروهی از گره ها با کامپیوترهای قدرتمند- که مسئول ایجاد بلوک های جدید به بلاکچین هستند. گره های استخراج کننده تایید کننده تراکنش هایی هستند که با رمزنگاری (از طریق استفاده از کلید خصوصی) توسط فرستنده امضا شده اند و تراکنش های معتبر به بلاکچین با انتشار آن ها در بلوک ها افزوده شده اند. در برخی بسترهای بلاکچین مثل بیتکوین، این گره های استخراج کننده به صورت مالی برای انجام کار مازاد موردنیاز برای اعتبار سنجی و نشر بلوک های جدید جبران شده اند.  

برنامه‌ریزی درسی کلاسهای چند پایه (راهنمای عملی ویژه‌ی دانشجو معلمان و معلمان) (کتاب الکترونیک)

22000 تومان
در نیمه دوم قرن بیستم و در آغاز قرن بیست و یکم همه­ی ملل ازجمله ملت ایران آموزش کیفی را یک حق همگانی می­دانند. از اهداف بلند نظام جمهوری اسلامی ایران می­توان به تحقق عدالت آموزشی اشاره کرد. عدالت آموزشی بدون ایجاد فرصت­های برابر یادگیری و آموزش کیفی در همه مدارس قابل وصول نیست؛ بنابراین شعار امروز ما (آموزش کیفی برای همه) بدون در نظر گرفتن شمدارس کنونی ایران حاصل تحولاتی است که در دوران مختلف گذشته در بافت و ساختار مؤسسات آموزشی و پرورشی پدید آمده است. تأسیس دارالفنون در سال 1230 شمسی و توسعه مدارس ایران در برخی از شهرهای بزرگ را می­توان سرآغاز معرفی نظام جدید مدارس و از اقدامات مهم فرهنگی دانست. اولین مدرسه در سال 1251 شمسی با شکل و طرح جدید در تهران به وجود آمد. از اواخر حکومت قاجاریه و اوایل دوران پهلوی مدارس متعددی به‌صورت ملی و خصوصی تأسیس و اداره گردید. در سال 1289 شمسی برنامه مقطع ابتدایی به‌صورت مدون برای اجرا به همه مدارس ابلاغ شد. برای نظام دادن به مدارس و تعیین سیاست­های کلی در کشور، در سال 1290 شمسی قانون اساسی معارف به تصویب رسید که در پی آن، تعلیمات ابتدایی اجباری و همگانی شد. ازآن‌پس تضمین و تأمین حق آموزش، در قلب برنامه‌های آموزش‌وپرورش قرار گرفت. اجرای طرح سپاه دانش در قبل از انقلاب و بهره­گیری از سرباز معلمان در بعد از انقلاب اسلامی و سایر برنامه­های دیگر مثل نهضت سوادآموزی، طرح انسداد بی­سوادی و ...، برای تأمین حق آموزش و تحت پوشش قرار دادن تحصیلی همه­ی کودکان در سراسر کشور اجراشده و بسیاری از آن‌ها هم‌اکنون نیز اجرا می­شوند. تأمین آموزش مستلزم تأمین مدرسه و کلاس در نقاط دوردست، محروم و کم‌جمعیت برای همه است. در این‌گونه مدارس به علت پایین بودن تعداد دانش­آموزان هر پایه­ی تحصیلی، استفاده از کلاس­های تک‌پایه مقرون‌به‌صرفه نیست. تأمین معلم موردنیاز برای همه­ی پایه­ها در چنین شرایطی دشوار و به لحاظ اقتصادی هم مقرون­به­صرفه نیست.رایط جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی- اجتماعی مقدور نیست. امروزه تأسیس مدارس با کلاس­های چندپایه باهدف ترکیبی از چندپایه در یک کلاس واحد و در یک‌زمان، برای تأمین آموزش در مدارس روستایی و عشایری تشکیل‌شده و امکان و دسترسی به ثبت‌نام در مناطق دوردست و محروم را تضمین کرده است به‌طوری‌که در دورافتاده‌ترین مناطق روستایی و عشایری مدرسه و کلاس تشکیل می­شود؛ اما مطلوب این است که برای دریافت آموزش کیفی در این مدارس، معلمان کلاس­های چندپایه آموزش­های خاص ببینند و از آن‌ها در انجام وظایفشان حمایت شود. مجموعه­ی تهیه‌شده شامل راهنمایی­هایی کاربردی برای دانشجو معلمان و معلمان کلاس­های چندپایه است که می­توانند با استفاده از آن‌ها، آموزش در کلاس­های چندپایه را کیفی نموده و در تحقق عدالت آموزشی مؤثر باشند. این راهنما برای «راهبران آموزشی» که طی طرحی از سوی دفتر آموزش‌وپرورش ابتدایی وزارت آموزش‌وپرورش، راهنمایی معلمان این‌گونه مدارس را برعهده‌گرفته‌اند نیز قابل‌استفاده و مفید باشد.

بلاک چین : آینده درخشان عرصه دیجیتال

تابستان گذشته یعنی تابستان سال 2015 پرتو های نور در رودخانه هودسون[1] منعکس شده و بر روی درختان گردشگاه در مسیر اطراف رودخانه می افتاد. من در حال مطالعه مقاله ای در مورد خطرات احتمالی راه انداختن کسب و کاری در جمهوری دموکراتیک کونگو بودم، زیرا به دلیل برده داری، فساد، استثمار و کار در معدن برای استخراج مواد معدنی نادر مثل کولتان که در ساخت گوشی های هوشمند ضروری است راه انداختن تجارت در آنجا با مشکلاتی روبرو می شود. و سپس با واژه دیگری که در جهان بر سر زبانها افتاده بود مواجه شدم: بلاک چین[2]. در مقاله نوشته شده بود که ظاهرا این تکنولوژی جدید به عنوان داربستی عمل می کند که مخزن حامل کولتان استخراج شده از معدن را نگه می دارد. بلاک چین می توان مخزن حمل کولتان استخراج شده را قدم به قدم از داخل جنگلها به سمت تمامی گوشی های هوشمند بکشاند. بدین روش، فردی در آمریکا یا اروپا که گوشی همراه میخرد می تواند مطمئن باشد که برای مثال، خطری از جانب گوریل ها او را تهدید نمی کند! مطمئنا خریدن گوشی همراه حس خوبی به همراه دارد. اما آیا معدن کارانی که کولتان را از معدن استخراج می کنند هم همین حس را دارند؟ همچنین با اندکی تحقیق متوجه شدم که بلاک چین روش های قدرتمندی برای تراز کردن زمین های اطراف معدن پیشنهاد میکند، و بنابراین سهم و همکاری معدن کاران در این حالت بهتر درک می شود. برای مثال، یک معدن کار حرفه ای که یکبار کولتان استخراج شده خود را از دست داده است، حالا با این تکنولوژی می تواند روند حرکتی مخزن کولتان خود را در هر جایی از زنجیره پیگیری کند. این نوع انتقال ممکن است به معدن کار ایده ای در مورد چگونگی بهبود بخشیدن مراحل مختلف در زنجیره عرضه از جمهوری کونگو تا کارخانه های چینی برای ساخت گوشی های همراه، یا حتی تا اپل استور[3] و خیابان وست فورتینس[4]، یعنی جایی نه خیلی دورتر از جایی که من نشسته بوده و در حال تماشای رودخانه بودم، بدهد. چه نوع اقتصادی باید ایجاد شود تا اولین نفر در زنجیره عرضه بتواند به قیمت های نهایی ارائه شده در انتهای زنجیره عرضه دسترسی داشته باشد؟ این موضوع چقدر برای استفاده از کولتان به عنوان ماده معدنی استخراج شده توسط معدن کار، یعنی فردی که از بسیاری جهات با روش های این کار آشنا است، مفید و کمک کننده خواهد بود؟ حداقل می توان داستان مهمی را ایجاد کرد که بتواند به مشتری در درک این فرآیند کمک کند. در واقع می توان گفت که نیاز به وجود و آغاز بلاک چین کاملا محسوس بود. بلاک چین نامی عجیب برای چنین مفهوم ساده ای می باشد. من خیلی زود با این نام سازش کردم و آن را پذیرفتم. این کتاب تمامی اطلاعات و دانسته های من در این حوزه را نشان می دهد. تکنولوژی بلاک چین اساسا به عنوان برنامه و ابزاری برای پول دیجیتال یا همان بیت کوین[5] اختصاص یافت تا از طریق آن بتوان نحوه خرج کردن یا فروختن هر یک از این پولهای دیجیتالی را در هر لحظه پیگیری کرد. این عملکرد به تنهایی کافی بود تا این تکنولوژی به یک اختراع تحولی در جهان تبدیل شود. اندکی پس از معرفی بیت کوین در سال 2008، متخصصان فن آوری اندک اندک دریافتند که بلاک چین در بلند مدت می تواند حتی ارزشی بالاتر از ارزهای مجازی که برای آن ایجاد شده اند داشته باشد. بلاک چین تکنولوژی ساده ای است که اساسا به عنوان یک محافظ دائمی و غیر قابل هک برای هر نوع اطلاعاتی که شما بخواهید ثبت کنید عمل می کند. امروزه می بینیم که این تکنولوژی حفاظتی ساده روشی ایده آل برای ساخت انواع متعددی از برنامه های خلاقانه و جدید ارائه می کند. برای مثال، ثبت آمار فروش زمین ها، و در این شرایط هیچوقت این سوال مطرح نمی شود که چه کسی دفعه بعدی که زمین فروخته می شود آن را صاحب خواهد شد و حتی هیچ موسسه و سازمانی برای تایید خرید و فروش نیاز نخواهد بود. این نرم افزار قبلا در هوندوراس[6] ایجاد شده که در آنجا 80 درصد زمین ها عنوانی نامناسب دارند با اصلا عنوانی ندارند. ثبت نام مالکان زمین ها از طریق بلاک چین می تواند از مالکیت غیر قانونی زمین ها جلوگیری کرده و جنگل را از تصاحب و سکونت غیر قانونی محافظت کند. نوع دیگری از املاک واقعی یعنی املاک دیجیتالی واقعی که فقط در اینترنت وجود دارند، در یک کشور دیجتالی با نام جنسیس سیتی[7] ارائه می شوند. تعداد محدودی از زمین ها با عنوانی ثبت شده در بلاک چین به افرادی که هر وقت که بخواهند می توانند این فضای دیجیتالی را گسترش دهند فروخته شده اند. آیا این کار شبیه فروختن مرداب های فلوریدا[8] به شمالی ها در دهه 1950 نیست؟ و یا آیا مالک بخشی از جهان دیجیتالی بودن که انتظار می رود توسط میلیون ها نفر بازدید شود ارزش دارد؟ شما می توانید یک مغازه، یک بازی، مجله یا هر چیز دیگری را در این فضا بسازید. مزایای بلاک چین خیلی بیشتر از الگو های کسب درآمد ساده است. در آفریقای شرقی، شرکتی با نام والا[9] از بلاک چین به گونه ای استفاده کرده تا مردم بتوانند از طریق گوشی های هوشمند خود به خدمات بانکی دسترسی داشته باشند. این اتفاق موجب شد تا آنها برای بار اول از خدمات اقتصادی نوین و مدرن بهره ببرند. و در نیویورک[10]، هنرمندی با نام کوین ابوش[11] کدهای عددی حروفی بلاک چین را با خون خود ثبت کرد و آنها را برای فروش گذاشت. او همچنین تصویری رمز نگاری شده از عکسی که خودش برای یک میلیون دلار گرفته بود را به فروش گذاشت در حالی که خود عکس مشاهده نمی شد. امروزه تعداد زیادی از تجارت ها و کسب و کارها ایجاد شده اند که دیگر به صورت سنتی اداره نمی شوند و در آنها از بلاک چین برای پخش تراکم مالکیت و کنترل آن به شیوه ای که مردم از یک کاپیتالیسم تساوی نگر سود ببرند استفاده می شود. چیزی در مورد بلاک چین الهام بخش برخی از افراد بود تا این تکنولوژی را در مسیر ها و شیوه های مختلف دنبال کرده و گسترش دهند. از سوی دیگر، همانطور که من در سیر و مطالعه در دنیای بلاک چین فهمیدم، بلاک چین تکنولوژی است که بحث های زیادی را به همراه داشته و دقیقا نمی توان فهمید این تکنولوژی چگونه کار می کند. هرچند من باور دارم لازم است فردی دانش عمیقی در مورد تکنولوژی داشته باشد تا بتواند بلاک چین را درک کند، منظور از درک فهمیدن مفهومی از بلاک چین و نحوه کارکرد آن می باشد چرا که این تکنولوژی بیتشر از آنچه که بتوانیم تصور کنیم پتانسیل دگرگون کننده و تبدیلی در جامعه ما دارد. من آنچه را که یاد گرفته ام را با این امید با شما به اشتراک می گذارم تا الهام بخش این باشد که بتوانید راهی پیدا کنید تا بفهیمد چگونه بلاک چین می تواند اول از همه شروع به ایجاد تغییر در زندگی خود شما کند.

به این می‌گویند بازاریابی! (کتاب الکترونیک)

35000 تومان
نویسنده: ست گادین مترجمین: سعید جوی زاده | علیرضا احمدیان انتشارات: آکادمیک چاپخانه و صحافی: دانشگاه خوارزمی شابک: 1-98-7609-622-978 نوبت چاپ: اول/ 1400 شمارگان :  500 نسخه

به تو افتخار می‌کنم! پنج درس مهم در فرزندپروری و مهارت‌آموزی کودکان به شیوه راه‌حل محوری (ویژه والدین، مربیان و مشاوران کودک و نوجوان) کتاب الکترونیک

قیمت اصلی 42000 تومان بود.قیمت فعلی 29000 تومان است.

بخش اول:

 چگونه کودکان را تشویق کنیم و به آنها انگیزه بدهیم؟

  تشویق کردن کودک بسیار حائز اهمیت است نه تنها به این خاطر که اعتماد به نفس کودک را تقویت می کند بلکه بازخوردادن های مثبت، تأثثرگذارترین ابزاری است که ما به عنوان بزرگتر برای تأثیرگزاری روی رفتار کودکان در اختیار داریم. با تشویق کودکان می‌توانیم بطور مستمر  رفتارهای مطلوب را در آنها تقویت کنیم. حداقل همه ما می دانیم چطور کودکانمان را تشویق کنیم و این عبارات را بکار ببریم : - به تو افتخار می کنم. - تو عزیز منی. - آفرین دختر خوبم . - دوست دارم. - عالی بود پسر مهربانم . - تو خیلی خوبی. کودکان کم سن و سال تمایل دارند که به تشویق بزرگترها پاسخ دهند و مهم نیست چگونه آنها را تشویق کنید، اما هر چه کودکان بزرگتر می شوند تشویق کردن آنها پیچیده تر می شود. کودکان که سن بالاتری دارند ممکن است وقتی بزرگترها تلاش دارند آنها را تشویق کنند عصبانی و ناراحت شوند . کودکان به تشویق های ما پاسخ های متفاوتی می دهند و هر کدام شیوه خودشان را دارند. برخی کودکان با کوچکترین تشویق ها نیز شاد می شوند در حالیکه برخی دیگر از کودکان به شیوه کاملا متفاوتی ازتشویق شدن را می پسندند. اگر شما یک کودک را به دفعات زیاد و اغلب اوقات و وقت و بی وقت تشویق کنید و یا همیشه به یک شیوه تکراری او را تشویق کنید، این ریسک را کردید که تشویق شما خاصیت و تأثیرپذیری خودش را از دست بدهد و دیگر به چشم کودک شما نیاید و تصور کند تشویق شما از سر عادت و حتی برایتان بی معنی است و یا شما تظاهر می کنید که از کار او راضی هستید و یا رفتارش برای شما تحسین برانگیز بوده است . بهترین روش برای حرفه ای شدن در تشویق کودکان، گسترده کردن خزانه شیوه های تشویق کردن هایتان و جستجوی راه های گوناگون تشویق کودکان است.هرچه شیوه های متنوع و بیشتری در اختیار داشته باشید، تشویق کردن کودک برای شما لذت بخش تر خواهد بود و می توانید اطمینان بیشتری داشته  باشید که تشویق شما به هدف زده هست و مؤثر بوده و به منظوری که می خواسته اید رسیده اید. در بخش بعدی من شش روش متفاوت تشویق کودک را برایتان توضیح می دهم.  

1. تشکر کردن

تشکر کردن یک راه طبیعی بازخورد مثبت دادن به کودکان می باشد و پذیرش آن بسیار برای کودکان راحت و آسان است  و جنبه مثبت اش اینست که کودکی که از او تشکر شده است با معنای تشکر کردن آشنا می شود و یاد می گیرد او نیز نسبت به دیگران سپاسگزار و قدردان باشد. تشکر کردن یک مهارت اجتماعی سودمند است که تأثیرات مثبت زیادی بر روی همه روابط ما دارد: * خیلی ممنونم که اتاق ات را جمع و جور کردی. * ممنونمکه به خواهرت در انجام تکالیفش کمک کردی. * ممنونم که به کارهایی که به تو مربوط می شود به سرعت رسیدگی می کنی. * خیلی لطف کردی که در شستن ظرف ها کمک کردی. * مرسی که وقتی داشتم تلفنی صحبت می کردم آروم و بی صدا بودی. * ممنونم که بشقاب غذایت را در ماشین ظرف شویی گذاشتی.   این را امتحان کنید: برای یک هفته  به خاطر هر کارخوبی که کودکانجام تشکر کنید حتی کارهایی که از بصورت عادی و معمولی هم انتظار می رود انجام دهد و برای یک هفته تشکر از او را عادت خودتان قرار دهید و زیر نظرش بگیریدو ببینید  چگونه تشکر کردن شما کودک  و روابط بین شما را تحت تأثیر می گذارد.  

2-تحسین کردن غیر مستقیم

منظور م ازین نوع تشویق اینست که به جای تحسین مستقیم کودک، والدین یا معلم ها بطور غیر مستقیم و خطاب به یک نفر سوم از کودک تعریف و تمجید  کنند، برای مثال مادر خطاب به پدر یا پدر بزرگ و مادر بزرگ و یا معلم خطاب به والدین در حالیکه کودک نیز حضور دارد و متوجه صحبت ها باشد . مادر در صحبت تلفنی با مادر بزرگ می گوید  : "من به مگی خیلی افتخار می کنم "و این در حالی است که مگی صحبت های او را می شنود. "او از برادر کوچکترش مراقبت می کند زمانهایی که من مجبورم کاری با کامپیوتر انجام دهم." پدرخطاب  به کودک: تو امروز به محض اینکه  به خانه برگشتی تکالیف مدرسه ات را خیلی سریع انجام دادی و ؛ آفرین بر تو. ما این را به مادرت می گوئیم وقتی که از سر کارش به خانه برگشت." مربی مهد کودک خطاب به مادر: دان، می تونم خبرهای خوب به مادرت بگویم؟ ( از کودک اجازه می گیریم)، دان امروز برای اولین بار خیلی خوب غذا خورد .  تمام غذای بشقابش را خورد و حتی مقداری هم سالاد خورد. این یک موفقیت دستاورد بزرگ است. معلم زبان انگلیسی خطاب به دانش آموز: معلم ریاضی ات به من گفته است که تو در امتحان جبرات خیلی خوب عمل کرده ای و نمره خوبی گرفته ای  تبریک می گم.   این را امتحان کنید: 1- کودک را در حضور خودش و خطاب به یک بزرگتر دیگر تشویق کنید. 2-به کودک بگوئید که از بزرگسال دیگری درباره او حرف خوبی شنیده اید . 3- به کودک بگوئید که تمایل دارید حرف خوبی درباره او به بزرگسال دیگری بگوئید. حتی این روش تشویق را با بزرگترها تمرین کنید و آن را بکار ببرید. برای مثال همسرتان را پیش مادر شوهرتان تشویق کنید و یا همکارتان را پیش رئیس تان تحسین کنید. شما متوجه خواهید شد که این روش تشویق به همان اندازه که با کودک مؤثر است در مورد بزرگسالان نیز تاثیر گذار است .  

3-تشویق غیر کلامی

بسیاری از کودکان و حتی بسیاری از نوجوانان به تشویق هایغیرکلامی خیلی بهتر از تشویق های کلامی پاسخ می دهند. شما می توانید کودک را به روش های مختلف و بدون استفاده از کلام تشویق کنید:
  • دست زدن برای کودک .
  • زبانتان بند بیاید ( به این معنی که  نمی توانم این را باور کنم )
  • انگشت شستتان را بالا بیاورید ( آفرین).
  • دست کشیدن روی سر و موی کودک ( تو خیلی با حالی).
کف دستتان را به کف دست کودک بزنید  ( آره اینه).   این را امتحان کنید: با اعضاء خانوادتان و یا گروهی از کودکانی که با آنها کار می کنید بر سر یک ژست بدنی و یا یک نشانه به توافق برسید تا از آن برای تشویق و انگیزه دادن به یکدیگر استفاده کنید هر زمان که دلیلی برای تشویق یکدیگر وحتی دیگران داشتید از اینعلامت  استفاده کنید تا آنها نیز از این ژست پیروی کنند و آن را بکار گیرند.  

4-تشویق  از طریق بیان شگفتی و سئوال پرسیدن

هدف نهایی از تشویق کودکان کمک به آنها در احساس غرور و افتخار به آن کاری است که انجام داده اند، یا حرفی که زده اند و یا فکر و ایده ای که داشته اند. این احساس غرور ، انگیزه آنها  برای دوباره رفتارکردن به این شیوه را افزایش می دهد. تشویق از طریق سئوال پرسیدن اغلب خیلی تأثیرگذارتر از تشویقهای مستقیم در ایجاد حس غروردر کودک برای یک دستآورد  می باشد. در این روش بزرگترها  مستقیما کودک را تشویق نمی کنند ودر عوضاز طریق کنجکاو نشان دادن خودشان و سئوال پرسیدن در مورد چگونگی بدست آوردن دستاورد مورد نظر به وی کمک میکنند که نسبت به موفقیتش احساس غرور و افتخار کند. مادرخطاب به کودک: این نقاشی بسیار عالی است، همه نمی تواند اینطوری نقاشی بکشد. چطور توانستی این را بکشی؟ پدرخطاب به کودک : تو از سر تکالیفت تا لحظه آخر که تمامشان کنی بلند نشدی. می دانم که این کار راحتی نیست ، چطور انجام اش دادی؟ معلم پیش دبستانی خطاب به کودک: تو موفق شدی خودت را کنترل کنی حتی زمانیکه جان با تو بد رفتاری می کرد. چطور این کار را کردی؟ چطور توانستی خودت را کنترل کنی؟ به خودت چه چیزی گفتی که توانستی خودت را آرام نگه داری؟ معلم موسیقی خطاب به دانش آموزی که در حال نواختن یک آلت موسیقی است: چطور انجامش دادی؟ چطور توانستی این نت را این بار انقدر خوب بزنی؟ آفرین ! دقیقاً چکار کردی؟   این را امتحان کنید: تشویق کودکان از طریق سؤال پرسیدن را امتحان کنید. حس کنجکاوی تان را نسبت به کاری که کودک انجام داده نشان دهید. به او نشان دهید که علاقه مندید بدانید این کار را به این خوبی چطور انجام داده است؟ و چه چیزی به آنها کمک کرده که این کار به خوبی انجام شود و یا راز موفقیت آنها چه بوده؟ و ببینید که حس کنجکاوی شما و پرسش های شما چطور کودک و روابط بین شما را تحت تأثیر قرار می دهد. همین رویکرد را با بزرگترها مثل همسرتان، همکارتان و حتی خواهر و برادرتان نیز امتحان کنید.  

5-تشویق تلاش های کودک

هنگامیکه کودکان رفتار مطلوب از خودشان نشان می دهند بزرگترها به طور طبیعی وادار به تشویق آنها می شوند. اما گاهی اوقات نیز پیش می آید که کودک دقیقاً رفتار مطلوب را به نحوی که خواسته بزرگترها باشد را نشان نداده ، اما تلاش خود را برای انجام آن به خرج میدهند و یا حتی کاری نزدیک به رفتار مطلوب انجام می دهد ، در این موقعیت ها نیز بزرگترها کودکان را  باید تشویق کنند. والدین خطاب به کودک: تو سعی خودت را کردی ! دفعه بعدی بهتر نتیجه مگیری. والدین خطاب به کودک: ما متوجه شدیم که تو می خواستی بهتر رفتار کنی. کاملاً جواب نداد اما مطمئن هستیم تلاش خوبی بود. والدین خطاب به نوجوان: متوجه شدم که تو به فکر ارتقاء نمراتت در مدرسه هستی واین برایم خیلی قابل تحسین هست واین گام درستی در مسیر درسی ات بود. معلم خطاب به داش آموزان: من متوجه شده ام که شما تلاش کردید که امروز کمی بهتر سر کلاس تمرکز داشته باشید و به همین خاطر بسیار خوشحال هستم.   این را امتحان کنید: برای یک هفته هر گاه متوجه می شوید کودک رفتاری که مورد پسند شما می باشد را سعی می کند انجام دهد او را تشویق کنید و به او دلگرمی دهید و ترغیب اش کنید و ببیند چگونه این ترغیب و تشویق های شما کودک را تحت تأثیر قرار می دهد.  

6-تشویق کردن شاد و مهیج

تشویق کردن کودک بسیار مهم است اما دلیلی ندارد که آن را خیلی خشک و رسمی انجام داد. مادر خطاب به کودکی که نقاشی ای که کشیده  را به او نشان می دهد: خودت این کشیدی؟ واقعاً ! باورم نمیشه؟ ! ( با حالت شوخی ) پدر خطاب به کودکی که به او می گوید در امتحاناتش نمره خوبی گرفته است: داری با من شوخی می کنی ! تو نمی توانی یه نابغه باشی چون منم نبوده ام. مادر خطاب به کودک اش که در مدرسه عملکرد خوبی داشته است: تو ژن من را به ارث برده ای ! به خودم رفتی ! پدر خطاب به کودک: ظاهراً من پدر خیل خوبی هستم (کودک می پرسد: چطور؟) پدر خوبی بوده ام که کودک با استعدادی مثل تو تربیت کرده ام . مادر بزرگ خطاب به مادری که به او گفته نوه اش که از سگ ها می ترسید، یاد گرفته که حداقل یکی از آنها را نوازش کند: واقعاً ! حتماً سگ پلاستیکی / عروسکی بوده ! نبوده ! خاله خطاب به کودک: امیدوارم هیچ کس متوجه نشود که تو آنقدر ماهر وخبره شدی چونکه من که یک بزرگسال هستم با این سن ام هنوز نتوانسته ام این کار را به این خوبی انجام دهم.   این را امتحان کنید: بقیه بزرگسالان را نیز درگیر این تشویق کردنهای همراه با شوخی و مزاح کنید. در این مورد صحبت کنید که چگونه والدین تان و یا پدر بزرگ، مادر بزرگ هایتان و یا دیگر بزرگترها در دوران کودکی تان از شوخی و مزاح کردن برای تشویق شما استفاده می کردندو بهترین خاطرات خودتان را از بازخوردهای مثبت افراد دیگر با یکدیگر سهیم شوید .  

v    بیزاری از تشویق شدن

برخی کودکان نیز از تشویق شدن بیزار هستند و گاهی در مقابل تشویق شدن مقاومت از خود نشان میدهند  مثلاً گوش هایشان را با دست می گیرند و یا اگر والدین شان یا هر بزرگسالی آنها را تشویق کنند عصبانی می شوند. و اگر کودکی تمایل به رد تشویق و بازخوردهای مثبت و مستقیم بزرگترها داشت، شما می توانید از تشویق های غیر مستقیمی که در همین بخش توضیح داده شده بهره ببرید مثل تشویق های غیر کلامی و تشویق از طریق بیان شگفتی و سؤال کردن از کودک و اگر کودک همه این تشویق ها را رد می کند می توانید یک مکالمه اینچنینی با کودک در مورد موضوع داشته باشید: بزرگسال خطاب به کودک: وقتی متوجه شدم که چه کار خوبی انجام دادی دلم می خواست حرفی به تو بزنم و بگویم که من متوجه کار خوب تو شدم اما کاملاً مطمئن نبودم که چطور باید آن را بیان کنم. به نظرت چطور باید بگویم ؟ یا تو مایلی من چطور آن را بیان کنم؟ من چگونه تو را تشویق و تحسین کنم که تو دوست داشته باشی ؟ راه جایگزین دیگر می تواند اجازه گرفتن از کودک برای تشویق او باشد : معلم خطاب به کودک: ممکن کمی تو را تشویق کنم؟ ( ممکن است کودک کمی کنجکاو شود ؟) مطمئنی که می خواهی من تشویق ات کنم؟ مادر خطاب به کودک: حرف های خوبی در مورد تو شنیده ام، کلاغ خبر داده ( کودک کنجکاو می شود). می خواهی بدانی چی شنیده ام؟  با کسب اجازه از کودک برای تشویق کردن او، کودک تمایل بیشتری برای دریافت بازخورد مثبت شما نشان خواهد داد .

بهبودی سوءاستفاده‌های عاطفی شکستن چرخه خشونت روانی (کتاب کار) کتاب الکترونیک

65000 تومان
بر اساس آمار ملی خشونت خانگی، تقریباً نیمی از زنان و مردان ایالات‌متحده در طی زندگی خود سوءاستفاده‌های عاطفی را توسط شریک زندگیشان تجربه یا گزارش کرده‌اند. جودی بلاندو در دانشگاه فونیکس اظهار داشت که تقریباً 75٪ از کارکنان موردبررسی تحت تأثیر قلدری در محل کار به‌عنوان شاهد و هدف قرارگرفته‌اند. من ترزا مشاور رسمی ازدواج و خانواده در کالیفرنیا هستم و به‌طور ویژه مدت ده سال با قربانیان و بازماندگان سوءاستفاده‌های عاطفی همکاری کرده‌ام. یکی از اولین مراجعان من عنوان می‌کرد که یک مددکار اجتماعی به او گفته، اگر از همسر سو ء استفاده گر خود جدا نشود و حادثه‌ی دیگری از خانه‌ی آنها گزارش شود خدمات اجتماعی فرزندانش را از او خواهند گرفت. مطمئنم که مددکار اجتماعی گمان کرده که او به خاطر عشق عمیق به فرزندان از همسرش جدا می‌شود، اما به‌جای این اتفاق مراجع من از گفتن اتفاقاتی که در خانه‌اش در حال رخ دادن بوده صرف‌نظر کرده و حتی در شرایط خشونت‌آمیز هم مانع دخالت دیگران در مورد این موضوع شده است. ما باید بدانیم که دلایل پیچیده‌ی زیادی پشت پرده‌ی باقی ماندن قربانیان در روابط توهین‌آمیز وجود دارد، سرسختی و پایداری مراجعین من این پیچیدگی‌ها را منعکس می‌کند. خوشحالم افراد زیادی را می‌شناسم که از خشونت عاطفی برگشته وزندگی جدیدی از سر گرفته‌اند و به اینکه آن‌ها توانسته‌اند باقدرت بسیار و بی‌پرده داستان‌های خود را با من به اشتراک بگذارند، افتخار می‌کنم. عمیقاً درک می‌کنم که خلاص شدن از دست این افراد و برگشتن به زندگی عادی نیاز به تلاش بسیار زیادی دارد، اما مراجعین من بهبودیافته و به زندگی عادی برگشته‌اند، بنابراین شما هم می‌توانید. هدف کتاب این است که عزت‌نفس بیابید، به خودتان اهمیت دهید و همچنین از آزار و اذیت‌های عاطفی رهایی یابید. اگر این کتاب را می‌خوانید، احتمالاً به این دلیل است که می‌دانید مشکلی پیش‌آمده، حتی اگر نتوانید آن را شرح دهید یا به‌طور مشخص آن را بیان نمایید. اما شما در جستجوی پاسخ یا احتمالاً کمک‌هایی هستید تا بتوانید راه‌حل‌هایی برای خود بیابید. باوجوداینکه به دنبال پاسخ و یافتن راه‌حل هستید نمی‌دانید، چگونه آن را توصیف یا تعریف کنید. بهبودی روندی است که به‌تدریج رخ می‌دهد، شما به‌تنهایی نمی‌توانید این کار را انجام دهید و این مسئله را حل کنید، بهتر است از عزیزان، دوستان، اعضای خانواده و همکاران خود که در دسترستان هستند، کمک بگیرید. می‌توانید از متخصصانی مانند مشاوران، مددکاران اجتماعی درمانگران و گروه‌های حمایتی که تجربیات شمارا درک می‌کنند، کمک بخواهید. می‌توانید از ارائه‌دهندگان خدمات آنلاین و پشتیبانی آن‌ها استفاده کنید، زیرا برای بهبودی شما ضروری است. با کمک این کتاب می‌توانید، پیچیدگی سوءاستفاده‌های عاطفی را به‌طور دقیق تشخیص دهید و با تمرین‌های ساده و ملموسش به شرایط نرمال بازگردید. با کامل کردن تمرین‌های کتاب می‌توانید الگوها و نشانه‌های روابط خود را شناسایی و نقاط قوت و ارزش‌های خود را کشف نمایید. زمانی که تمرین‌های این کتاب را کامل کنید، می‌توانید میزان انعطاف‌پذیری خود را آزموده و استراتژی‌های عملی را یاد بگیرید تا بتوانید چالش‌های روزانه‌ی خود را مدیریت کنید و ارزش خود را ارتقا دهید و احساس خوب بودن وزنده بودن داشته باشید. چگونه از این کتاب استفاده نماییم؟ این کتاب راهنما یک فضای خصوصی درمان بین شما و این صفحه را فراهم می‌کند و شما می‌توانید با آنچه تجربه کرده‌اید آشنا شوید. این کار می‌تواند یک فرایند عاطفی باشد و همان‌طور که در این کتاب پیش می‌روید ممکن است احساسات قوی را تجربه نمایید، صبر پیشه کنید، زمانی که به استراحت نیاز داشتید استراحت کنید، اما تسلیم نشوید. اگر فکر می‌کنید که ممکن است در معرض خطری باشید به دنبال مشاوره و پشتیبانی حرفه‌ای بگردید. آزار فیزیکی همیشه همراه یا قبل از سوءاستفاده‌های عاطفی اتفاق می‌افتد و زمانی که شما سعی در ترک رابطه داشته باشید، این ریسک افزایش می‌یابد. این کتاب در طراحی خود به‌عنوان یک درمان تدریجی، پیشرو است. با ساختن یک بنا و پایه‌ی اطلاعاتی شروع می‌کنیم تا شما این فرصت را داشته باشید که تجربیات خود را در یک چارچوب جمع‌بندی کنید و بعدازآن به بررسی هدایت‌شده‌ی روابط می‌پردازیم؛ که در آن‌من شمارا از طریق تمرین‌ها و ارزشیابی‌های شخصی و درنهایت به سمت ایجاد مهارت‌های سالم‌تر و جدید هدایت می‌کنم، توجه داشته باشید که این کار باعجله صورت نمی‌گیرد. بسیاری از تمرین‌ها از شما می‌خواهد که فکر کنید و این بدان معنا است که ایده‌ها باید به‌صورت دقیق سنجیده شوند و در طی زمان موردبررسی قرار گیرند. اگر به دوستان، خانواده و یا درمانگر خود اعتماد دارید من شمارا تشویق می‌کنم که در مورد بعضی از ایده‌های کتاب با این افراد گفتگو کنید. بهترین راه این است که تمرینات را از ابتدا تا انتها انجام دهید، این‌گونه زمانی که به اول کتاب برمی‌گردید، پیشرفت خود را دیده و تشویق خواهید شد. در نظر داشته باشید که می‌توانید مسائلی که ازدست‌داده‌اید را دوباره به دست آورید و عقب‌ماندگی‌ها را جبران می‌کنید. انتخاب روان‌پزشک اگر فکر می‌کنید درمان ممکن است برای شما سودمند باشد بهتر است هر چه زودتر شروع کنید، زیرا آن به شما کمک می‌کند که بینش و خودآگاهی را افزایش دهید، اهدافتان را به‌روشنی مشخص نمایید و زمانی که در انتخاب‌هایتان دچار مشکل شوید از شما حمایت می‌کند. به دنبال درمانگری باشید که با قربانیان سوءاستفاده کار می‌کند. صحبت کردن با درمانگری که تجربه کار با افراد آسیب‌دیده‌ی عاطفی و افراد مورد تجاوز و بدرفتاری (جسمی و روحی) را دارد، می‌تواند به شما کمک کند تا با افسردگی و اضطرابی که معمولاً با رابطه‌های توهین‌آمیز همراه هستند، مقابله نمایید. درمانگر به شما کمک می‌کند به خاطرات و تجربیات دردناک خود رسیدگی کنید تا بتوانید از آن‌ها عبور کرده و تغییر کنید. او می‌تواند به شما کمک کند تا یاد بگیرید که احساسات قوی و شدید خود را تنظیم نمایید. مهم‌ترین مسئله در مورد پیداکرده درمانگر این است: درمانگری را پیدا کنید که از او خوشتان می‌آید، با او احساس راحتی دارید و درکتان می‌کند. رابطه‌ی شما با درمانگر قوی‌ترین عامل درمان و بهبودی شماست با چند درمانگر ارتباط برقرار کرده، سؤالاتتان را بپرسید، از دوستان و اعضای خانواده و افراد حرفه‌ای اطراف خود در مورد درمانگر تحقیق و پرس‌وجو نمایید اگر متوجه شدید که با درمانگر خود راحت نیستید، در تغییر دادن آن تردید نکنید. چند نکته‌ی مهم که باید در ذهن داشته باشید:
  • معمولاً در هنگام شروع درمان کمی عصبی خواهید شد.
  • اولین و دومین جلسه به جمع‌آوری اطلاعات تمرکز دارد.
  • درمان یک کار مشارکتی است بنابراین تا جایی که می‌توانید با درمانگر خود صادق باشید.
  • سؤالات خود را مطرح کرده و هر نگرانی که در ارتباط با درمانگر هست، مخصوصاً مواردی که مربوط به فرایند درمان و رفتار درمانگر هستند را بیان کنید.
  • قبل از شروع جلسه‌ی درمان هزینه‌ها را پرداخت نمایید.
    شناسایی سوءاستفاده‌های احساسی بخش اول کتاب قصد دارد به شما کمک کند تا از سوءاستفاده‌های عاطفی آگاهی یابید، آن‌ها را تشخیص دهید و فرایند ترمیم، جبران و بهبودی را فرابگیرید. سوءاستفاده‌های عاطفی بسیار خطرناک‌تر از نوع فیزیکی آن هستند، هرچند که تقریباً همیشه باهم همراه می‌باشند. نامحسوس بودن سوءاستفاده‌های عاطفی و عدم درک دقیق آنچه که هست، شناسایی را دشوار می‌کند. سوءاستفاده‌های عاطفی می‌تواند به شکل شوخی، کنایه، آزار و اذیت و یا جوک‌های توهین‌آمیز نمود یابد که عموماً به‌صورت شفاهی، متجاوزانه و تهدیدآمیز هست و همچنین باعث ترس می‌گردد بااین‌حال، همیشه به یک شیوه اتفاق نمی‌افتد. سوءاستفاده عاطفی یک سیستم غیر فیزیکی برای آزار و اذیت و شامل الگوهایی از رفتار است که علیه قربانی استفاده می‌شود تا به وی آسیب برساند و او را تضعیف و کنترل کند. بنابراین مأموریت اولیه سوءاستفاده گر این است که شمارا تحت کنترل خود درآورد. به‌عنوان قربانی سوءاستفاده‌ی عاطفی ممکن است اضطراب، افسردگی، عزت‌نفس پایین، سردرگمی، مشکلات عدم تمرکز، تصمیم‌گیری و نشانه‌های جسمانی دیگر را تجربه نمایید. بهبودی از سوءاستفاده عاطفی امکان‌پذیر است. اولین گام‌ها در بازیابی خودتان شامل مشخص کردن این موارد است: چه اتفاقی برایتان افتاده است؟ و اینکه شما مقصر نیستید و تشخیص دادن مسائلی که باعث شده فرد سوءاستفاده کننده این‌چنین با شما رفتار نماید، درک شخصیت و تاکتیک‌های فرد سوءاستفاده گر می‌تواند باعث روشن شدن ابهامات ناشی از رفتارهای متناقض فرد آسیب‌زننده و ارتباطاتش شود و این مورد شمارا آماده می‌کند تا به شیوه‌ی خاص خود عمل نمایید.  

بی‌شعورِ با احساس

30000 تومان

جدایی

در اندیشه فرو رفتم برایت
نفهمیدم چه دردی بست پایت
اگر دانم دوای درد تو چیست
وگر فهمم من اینک مشکل از کیست
دهم دارو رهایی یابی از درد
تو را از درد و رنجش می‌کنم طرد
اگر دردت منم، درمان نباشد
دوای درد تو آسان نباشد
به درمانت جدایی می‌گزینی
کشم دردی ندانی و نبینی
دلم را از جدایی‌ها شکستی
خودت هم از گرفتاری نرستی
بیادت روز و شب از دیده‌ی خویش
بِگریم در درونم کم‌کم و بیش
سِزَد ما را که با هم یار باشیم
برای درد هم بیمار باشیم
چه نیکو بود اگر تأثیر می‌کرد
سخن‌هایی که گوید قلب یک مرد
حقیری گویدت باعاطفت باش
تهران مردادماه 1376 خورشیدی

کشته‌ی عشق

لحظه‌ای فکر کن و دل بده و با من باش    
زچه باید دل من این همه محزون باشد  
تو نپندار که اینک هذیان می‌گویم  
این بیان نارسای حال اکنون باشد
پُراَم از عشق تو، افسوس نخواهی فهمید
که چه شکلی است کسی‌کاین همه مفتون باشد
نگهی کُن به ورایت به زمین من را بین
که وجودم از درونم تا تو بیرون باشد
بی‌تو بودن نتوانم که برایم مرگ است  
بودن تو به حقیقت گنج قارون باشد
چشمه‌ی عشق تو در عمق دلم می‌جوشد  
این دم عشقت زدم پیش بس افزون باشد  
نهراسم زعذابت که شدم کشته‌ی عشق  
بنگر تا که ببینی حال من چون باشد  
گر کلامی زدهانم به خطا بیرون شد  
بگذر زان که گناه دل مجنون باشد  
گر زمانی ناسزایی زخریت گفتم  
بخششم ده که بدینسان گونه گلگون باشد
حرف دل را به تو گویم بی‌‌دروغ و نیرنگ  
باورم کن که زشک‌ات دل من خون باشد  
  تهران  آذرماه 1376 خورشیدی

بحران دوران نوجوانی

در پارک ملت در حالی که برای نخستین و واپسین بار فرار از مدرسه را تجربه کردم نوشتم با سودای مهاجرت و خستگی از ... تنها، وامانده، از کار و زمان به دست خود جا مانده، می‌اندیشم، شاید مقصدی باشد برای رفتن، رفتن از شهر و دیار رفتن از ایل و تبار رفتن از کنار یار رفتن از پدرم رفتن از مادرخود و جدایی از برادر، عشقم راه‌ها مسدود است جای خالی هم نیست اما رفتن به کجا؟ به کدامین نقطه؟ - به دیار دلها! - نقطه آزادی! باز می‌اندیشم، نکند آزادی مرده‌کرمی باشد که به دست مردم زیرخاک تشنه از دید همه محو شده؟ نکند خواسته‌ی این دلها ز برای بودن بودن مصنوعی و ز ترسِ مردن مردنِ ارزشمند در دهان تاریک کشته شده؟ باز می‌اندیشم، فردا چه می‌شود؟ به کجا خواهم رفت؟ من چه کاره می‌شوم؟ ای خدا وای ای خدا من نمی‌دانم چرا به یاد ندارم که چه روزی به جهان آمده‌ام آری آری آری روز میلاد منم گم شده است عهد می‌بندم که اگر روز میلاد دلم پیدا شد جشن می‌گیرم همه هستند در آن مهمانی از فقیر و مستمند و معتاد تا غنی و بی‌گزند و آزاد باز می‌اندیشم، نکند نطفه‌ی دل وانشود؟ یا اگر که واشد و به دنیا آمد نکند در این جهان جا  نشود هان ای مردم غم هان ای مردم دل هان ای مردم رویاباطل چشم خود را به جهان بازکنید کار و سازندگی آغاز کنید باد شوید، با حال وزان داد شوید، در جریان نهان و آزاد شوید از ظلم جهان دیگرم حرفی نیست، همه حرفم زده شد که در آخر گفتم، «دوست دارم روزی، بگویم هر چه را می‌خواهم و از این دیار غمها بروم و شما را به خدا می‌سپرم» تهران آبان‌ماه  1377 خورشیدی                                  

میکده‌ی بیزار

 
آنشب از دیده‌ی من خون فراوان می‌ریخت  
ناله از سینه و آه از سر مژگان می‌ریخت  
بر در میکده رفتم به سراغ ساقی  
ساقی آنشب مِی خود کم‌کم و پنهان می‌ریخت
هر که عاشق طلب باده فراوان می‌کرد  
َمشک آبی به کنارش به پیاله کمی از آن می‌‌ریخت 
تا مرا دید نگاهی به سرو و رویم کرد
شرم از صورت من شُرشُرِ باران می‌ریخت  
لحظه‌ای بعد به پیش آمد و محکومم کرد  
زدهانش تَشَر  و یاوه و ارزان می‌ریخت  
«ابله ! این حلقه‌ی عشاق نجای چون توست»
گوییا حلق مرا خنده‌ی نالان می‌ریخت  
دل من پیش مِی و میکده از من بیزار  
ساقی آنشب قدحم را زهرماران می‌ریخت  
ناروا شد به دلم عشق و محبت لیکن  
در فراقش زدلم چهره‌ی انسان می‌ریخت  
رفتم از میکده بیرون رو به سوی خانه  
تا سرایم مُرشدی نغمه‌ی نالان می‌ریخت  
عاشقی کو بهر رَستن از لگام عشق‌اش  
هر شبی را باده زد زیره به کرمان می‌ریخت  
زآن زمان دیگر نخوردم مِی نگشتم سرمست
من خدا را پیشه کردم لطف منان می‌ریخت  
بنده گشتم پس به من داد خدای رحمان  
دلبری کو به بَرم نیکی و احسان می‌ریخت
هر زمان هست بُدَم، مست بُدم از دلبر  
چونکه او بر لب من قند فراوان می‌ریخت  
ماه من! دلبر من! خوش قدم خوش رفتار  
از ازل جلوه‌ی تو ناز خرامان می‌ریخت  
هرکه هستی، همه‌ی عُمر جسیم عاشق باش  
این عبارت به دلم زمزمه‌واران می‌ریخت
    تهران فروردین ماه 1379  خورشیدی    

پرواز ابدی

به یاد کشتار مردم بی‌گناه در نیویورک 11 sep2001 20 شهریور 1380 شگفتا که چند صد بی‌گناه را تبدیل به بمب می‌کنند و بر پیکره‌ی ساختمانی می‌کوبند تا چند هزار بی‌گناه دیگر، همگی به یکباره کشته شوند غول سیاه، نعره‌زنان گوشت به دندان بی‌رحمانه به جان بشریت حمله‌‌ور می‌شود این همنوعان من و تواَند که اسیر پنجه‌های او می‌گردند انفجار، انفجار، انفجار حرارت خون را می‌جوشاند و تن را ذوب می‌کند پس عده‌ای چون نمی‌خواهند در آتش ظلم بسوزند به پرواز درمی‌آیند یک پرواز ابدی پرواز، آرزوی بشریت امان از سقوط ، فغان از سقوط بی‌گناهان در واپسین نفس زندانی در آتشین قفس تنها عشق را به خاطر می‌آورند و بس با نفرت کشته شدیم و با عشق مُردیم قربانیان جنایت شدیم و آبروی جانی را بُردیم دریغا که فاجعه پایان ندارد دردا که آسایش و بشر دو خط موازی‌اند   تهران شهریور ماه 1380 خورشیدی    

دلبر

 
دلبرا بوی تو مدهوشم کرد    
خم ابروی تو بیهوشم کرد    
چشم نازات به دهانم جان داد
پیچش موی تو خاموشم کرد  
    تهران اردیبهشت ماه 1379 خورشیدی    

زندگی

زندگی یه بازیه بازی گرگم به هوا نزنی می‌زننت آروم نشین بپرهوا زندگی یه بازیه بازی قایم موشکه نباید ببیننت چاره‌ی کار یک کلکه زندگی یه بازیه بازی خاله بازیه بیشترش تصوره ظاهر و صحنه‌سازیه زندگی یه بازیه بازی با یه توپ قشنگ بُخوره روی زمین می‌ره بالا بی‌درنگ زندگی یه بازیه بازی با اسباب بازیه اون کسی راحته که هر چه داره راضیه زندگی یه بازیه بازی بی‌رحم قُمار لحظه‌ای برگ برنده دستته لحظاتی می‌بازی هزار هزار زندگی یه بازیه بازی پروانه و شمع غرق در آتش عشق محو در شعله شمع کسی که جرأت بازی نداره نباید بازی کنه همه‌رو گول بزنه خودشو راضی کنه راز و رمز زندگی رمز و راز بازیه جنگ این همبازیا برسَرِ لجبازیه غرق در بازی شدن چاه مرگ و نیستی راه آزادی ولی حس با هم‌زیستی تهران مهرماه 1380خورشیدی    

دوگانگی

حتی حسرت کودکی خود را نیز نمی‌خورم که روزگار سختی بوده است جنگ‌های بیرونی و درونی و درونی‌تر حس گم‌گونه‌ای است هست و در همان حال نیست می‌خواهم بروم و در همان حال نمی‌خواهم دوست دارم و در همان حال متنفر آشنایم و در همان حال غریب می‌دانم و در همان حال نادان گرسنه‌ام و در همان حال سیر تشنه‌ام و در همان حال سیراب پرتوانم و در همان حال خسته خسته خسته خسته هر لحظه شادم و در همان لحظه غمگین با تلاش زندگی می‌کنم و در همه حال مرده‌ام مرگ مرگ مرگ آیا راه نجات هست؟ چقدر در آن غوطه‌ورم همان گونه که در زندگی زندگی! زاییده شدن ناخواسته در گنداب یاس مرگ! موسم رهایی‌گونه   تهران  مهرماه 1380 خورشیدی    

بلبل پوسیده

به فریدون فروغی تو به رود خروشانی می‌مانستی که بر آن سد بستند و همانجا خشکید تو بلبل خوشنوایی بودی که در قفس پوسید فریاد برآوردی کردند تو را خاموش لیکن همه می‌خوانند فریاد تو را امروز کالبد سالها جان‌داده‌ات امروز خاک را در آغوش کشید روح زخمی‌ات ترانه‌خوانان پَرِ پرواز گشود «عُمری بود غم تو دلت زندونی بود غم و غصه‌ی دل و کی می‌دونست؟» فریاد برآوردی، کردند تو را خاموش لیکن همه‌ می‌خوانند فریاد تو را امروز «حالا اون قوزک پات یاری رفتن داره اما نمی‌تونه که بره لبای خشکیده‌ات حرفی واسه گفتن داره اما نمی‌تونه که بگه»   تهران مهرماه 1380  خورشیدی    

بازآفرینی

 
من بنده‌ای سرخورده‌ام والاترین    
شوری بده برکن زِمَن حال غمین      
من در همه عالم شدم تنهاترین
یار کسان و بی‌کسان با من نشین  
من در هوای دیدن‌اَت پیداترین
پنهان مشو از دیده‌ام زیباترین  
من حلقه‌ی گمگشته‌ام در این زمین
باشدکه دریابی مرا ای نازنین  
من کوچکم منت بِنِه برمن نشین
انگشتری جای‌اَش بُوَد زیرنگین
من ناتوانی خسته‌ام داراترین
تنها امیدم خواب فردوس برین  
من غرقه‌ی نادانیم داناترین  
ظلمانیم نوری رسان از علم و  دین
من روح نیمی‌مرده‌ام بالاترین  
جان‌آفرین جان مرا باز آفرین  
      تهران مهرماه 1380 خورشیدی    

رهایی

بذارین پربازکنم بذارین پربازکنم سوی خورشید خدا بذارین پرواز کنم آب می‌دین، آب نمی‌خوام دون می‌دین، دون نمی‌خوام من می‌خوام رهایی آغاز کنم هی می‌گین صدای اون گوشو و نوازش می‌کنه یا می‌گین چشای اون جادوگره گاهی که بارش می‌کنه نمی‌گین تنگ قفس غمگین و زارش می‌کنه؟ نمی‌گین بهر نفس هوای بی‌دود می‌خواد؟ نمی‌گین چشمه می‌خواد، برکه می‌خواد، رود می‌خواد؟ دل من یار می‌خواد یار غمخوار می‌خواد دلم آواز می‌خواد نغمه‌ی ساز می‌خواد بذارین پربازکنم بذارین پربازکنم سوی خورشید خدا بذارین پرواز کنم بال پرواز نمی‌خوام جُفتِ پرواز می‌خوام جُفتِ سنگی نمی‌خوام همدم و همراز می‌خوام آسمون آبی و روشن و دلباز می‌خوام بذارین پرباز کنم بذارین پرباز کنم سوی خورشید خدا بذارین پرواز کنم   تهران  بهمن ماه 1380 خورشیدی                                        

خوگرفتگی

خدایا از زخم‌ هم‌ریشه‌گانم شکسته‌ام نه از شکیب خسته‌ام، که از تباهی این بیچارگان به زانو نشسته‌ام افسوس که اینان را شنیدن نتواند، جز اینگونه بود فریاد می‌زدم هم‌میهنم! ای خواهرم! برادرم! تا به کی کالبدت را به دست او می‌سپاری؟ مگر زن روسپی چه می‌کند؟ از بهر دمی خوشی ، تن می‌فروشد هشدار! تو نیز اینگونه‌ای و زشت‌تر که دو چیز را فروخته‌ای هم پیکر و هم فَروَرَت دیروز آرزوهای رنگین و با شکوه کودکی امروز سیاهی تباهی و دریوزگی خو گرفته‌ای به شَرَنگی و تَلخَکی زخودپرستی‌ات نداری سراپا، رگی رگی که داشتی به فرمان‌اَش بگذاشتی تو پنداشتی که سرخوشی زبیهُشی نمی‌انگاشتی که فردا ریگ ریگ هستی‌ات، فسرده می‌شود زمستی‌ات سراپا، رگی نداری زخود پرستی‌ات زان گه که به فرمان خدا، گیتی شده است بنیاد درخور بودنِ زایش را بنهاد و به مادر داد همزاد! او زاد تو را آزاد اینک شده‌ای در بند، اینک شده‌ای بر باد این مایگان سست‌گر را فروگذار و در گذر که درگذشته‌ای با آن و بی‌آن باز، زاده خواهی شد   تهران اسفندماه 1380  خورشیدی

ایرانیم

ایرانیم ایرانیم میهن من خاک ایران جایگاه آریا و زادگاه کوروش و گهواره‌ی فرهنگ و دانش در جهان گرنباشد میهنم من نیستم او بماند پایدار من چیستم؟ دل به میهن داده‌ام جانم برایش هیچ نیست کشته‌ی میهن شدن آزادگی است زندگی در خاک میهن زندگی است دوری خاکش چنان آوارگی است ایرانیم ایرانیم میهنم ایران دل نامردمان را سوخته‌ست گونه‌گون گوهر به خاک پُر زرش اندوخته‌ست دزد زر از چند سو چشمش به میهن دوخته‌ست گرندارم جانبش نیشش به پیکر توخته‌ست رشک این نابخردان گردیده چون دستی دراز این نهادی بوده است از دیرباز روزگاری دَنگَلی و مَنگُلیِ تازیان پُر ز آز روزگاری تُرکِ بخش باختر یا مُغول ننگین و یا یونانی نیرنگ‌باز دست هر ناکس زمیهن دور باد هر چه ناکس جایگاهش گور باد میهنم زآلودگی‌ها پاک باد هرچه دشمن جایگاهش خاک باد جان هم میهن زبند آزاد باد خاک ایران جایگاهش داد باد تهران اسفندماه 1380 خورشیدی

پادکست و کتاب صوتی: مغز شما دشمن شماست!

قیمت اصلی 28000 تومان بود.قیمت فعلی 19000 تومان است.
روزی به این فکر می‌کردم که کدام‌یک از اعضای بدن بیشترین آسیب را به ما می‌زند: مغز، قلب، کلیه، زبان، دندان و…؟ با یک حساب سرانگشتی دریافتم که “مغز” علاوه بر نوع اهمیت، بیشترین نقش را در میزان آسیب‌های واردشده به ما دارد و می‌تواند به‌عنوان «خطرناک‌ترین دشمن ما باشد!». در این کتاب برخلاف همۀ کتاب‌های موفقیت و خودشناسی که تاکنون مطالعه کرده‌اید، می‌خواهم یکی از مهم‌ترین دشمنان دوست‌نما را به شما معرفی کنم. داستان یونانی «اسب تروا» را به یاد دارید؟ در این داستان دشمنان با پنهان کردن خود در قالب یک اسب چوبی زیبا و اغواکننده توانستند بر مردمان دژ تسخیرناپذیری نفوذ کنند و بزرگ‌ترین ضربه را به آن‌ها بزنند و شکستی جبران‌ناپذیر را به آن‌ها تحمیل کنند. این تعبیری برای مغز ما نیز صدق می‌کند؛ زیرا در تحلیل راهبردی وقتی یک سنگر دائماً از سوی دشمنان تخریب می‌شود، نمی‌توان به‌راحتی از کنار آن گذشت و یک عیب تاکتیکی و راهبردی وجود دارد. اگر بخواهیم بر ماندن در یک استراتژی غلط اصرار کنیم، باید منتظر شکست‌های پیچیده‌تر و سهمگین‌تری باشیم که شاید جبران‌ناپذیر باشند. به همین خاطر در این کتاب تلاش شد تا هرچند کوتاه، برای لحظاتی مغزمان را بیرون بیاوریم و به کنش‌ها و واکنش‌های آن نظاره نموده و آن را تحلیل و تفسیر کنیم و با کمک دانش خودمان، تجارت دیگران و سایر متخصصان علوم رفتاری و مشاوران با عیب‌یابی بیشتر، مشکلات مغزمان را به میزان ممکن حل یا در صورت وخامت و حاد بودن مشکلات و پیام‌های اشتباه آن را درمان کنیم. هرچند فرایند آگاهی به این نکته که «من دارم اشتباه می‌کنم و باید استراتژی‌هایم را اصلاح کنم» به‌آسانی دست‌یافتنی نیست و افراد دارای خودآگاهی نسبی می‌توانند به این درک و بینش از خودآگاهی برسد تا قادر شوند از این نگاه سه‌بعدی به کنش‌ها و واکنش‌های عصبی خویش بنگرند. این آگاهی مسیر دشواری است که تعداد قلیلی از افراد جامعه به آن دست پیدا می‌کنند و البته به دلیل وجود ابعاد و ریشه‌های قدیمی ضمیر ناخودآگاه این تسلط و خودآگاهی هیچ‌گاه کامل نمی‌شود. این شناخت از نورولوژی و مدل رفتاری مغز ما درصد ناچیزی از کل آن خواهد بود و درمجموع شناخت عمیق و جامعی نیست. در نهایت ضمن احترام و قدردانی از سایر فعالیت‌های سازندۀ مغز که موجب حیات و آگاهی ما است؛ در اثر پیش رو تلاش شد تا به‌طور نمادین برخی از فعالیت‌های مغز را در استعاره‌ها و کنایه‌های طنزآمیز توأم با واقعیت در قالب دشمنی‌های مغز با ما، تدوین نموده و برای چند لحظۀ کوتاه آن را بیرون از خودمان تصور نماییم، شاید این راهی برای بهتر شدن و موفقیت‌های بیشتر ما باشد.