خشکسالی و حاصلخیزی خاک
در بسیاری از نقاط جهان، رویکردی که به خشکسالی وجود دارد، عموماً انفعالی است و تمایل دارد که بر مدیریت بحران تمرکز نماید. در مقیاس محلی، ملی و منطقهای، پاسخها غالباً بیموقع، با هماهنگی ضعیف و فاقد یکپارچگیهای لازم میباشند. در نتیجه، تأثیرات اقتصادی، اجتماعی و محیطی خشکسالی در بسیاری از مناطق جهان بهطور معنیداری افزایشیافته است. بهسادگی میتوان گفت که ما نمیتوانیم در یک حالت تدریجی این مسیر را ادامه دهیم، که بیشتر توسط بحران هدایت میشود و نه پیشگیری. اکنون با داشتن دانش و تجربه کافی میتوانیم پیامدهای خشکسالی را تا حدودی پیشگیری و کاهش دهیم. آنچه اکنون نیاز داریم، یک چارچوب سیاستی و اقدامات اجرایی میدانی برای کلیهی کشورهایی است که از خشکسالی رنج میبرند. بدون سیاستهای خشکسالی ملی هماهنگ، ملتها همچنان به شیوهی منفعلانهای به خشکسالی پاسخ خواهند داد. آنچه ما نیاز داریم، پایش و سیستمهای هشدار زودهنگام برای انتقال اطلاعات بهموقع به تصمیمگیرندگان است. باید دستورالعملهای کارآمد ارزیابی تأثیر، سنجشهای مدیریت ریسک پیشگستر، و برنامههای آمادگی برای افزایش توانایی مقابله با کاهش تأثیر خشکسالی در اختیار داشته باشیم». در سال 2013، دبیر کل سازمان ملل متحد، بانکیمون اظهار داشت:
«از مهمترین و ناگوارترین پیامدهای خشکسالی میتوان به مسائل عدم امنیت آب و غذا رخداد قحطیهای پیدرپی مشاجره بر سر مسائل آب و زمین مسائل آبوخاک و درمجموع مشکلات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی طبیعی و اکوسیستمها اشاره کرد. مبارزه با خشکسالی کار آسانی نیست، ولی تا حدودی میتوان پیامدهای آن را پیشبینی و چارهسازی نمود. ازآنجاییکه خشکسالی گستره جهانی دارد، نیازمند پاسخ و عکسالعملی جمعی است. جمعیت کنونی مردم جهان 7 میلیارد نفر است و پیشبینی میشود تا پایان سال 2050 به 9 تا 10میلیارد نفر برسد؛ براثر این رشد سریع جمعیت و به دلیل وجود تنشهای غیر زیستی مختلف ازجمله خشکسالی، شوری، دما و غیره تولید غذا کاهش مییابد. رخداد خشکسالی با یکی از مهمترین تنشهای غیر زیستی در یک سوم اراضی دنیا اتفاق میافتد. با افزایش و تداوم پدیده گرم شدن کره زمین، خشکسالی حادتر خواهد شد. طبق گزارش سازمان ملل در سالهای آینده در هر دهه، میانگین دمای جهان بهاندازه 2/0 درجه سلسیوس افزایش خواهد یافت که این تغییرات در دمای جهانی میتواند توزیع جغرافیایی و فصل رشد گیاهان زراعی را تغییر دهد. پیشبینی میشود تا سال 2050 خشکسالی به همراه شوری در بیش از 50 درصد خاکهای زراعی دنیا عامل اصلی محدودکننده تولیدات کشاورزی باشد. طبق آمار مرکز فناوری اطلاعات وزارت جهاد کشاورزی در سال زراعی 91-90، از کل اراضی کشاورزی ایران، 6/7 میلیون هکتار بهصورت آبی و ۶ میلیون هکتار بهصورت دیم کشتشده است که از غالب بودن خشکسالی در بخش بزرگی از اراضی زراعی ایران حکایت دارد.
حیات موجودات، وابسته به لایهنازک خاکهای سطحی کره زمین است. این پیکره طبیعی که محل رشد و نمو گیاهان است تحت تأثیر آبوهوا، موجودات زنده، و پستیوبلندی بر روی سنگبستر در طول زمان به وجود میآید. بدون خاک، گیاهی وجود ندارد و بدون گیاه نیز غذائی ساخته نمیشود و بدیهی است که بدون غذا حیوانات قادر به ادامه حیات و بقا نخواهند بود. بشر همیشه به دنبال خاکهای حاصلخیز و سودآور بوده است و تمدن از مناطقی آغاز شد که خاک خوبی داشتهاند. حاصلخیزی خاک، توانایی خاک در نگهداشت و تأمین عناصر غذایی به مقدار کافی و در توازن مطلوب برای رشد گیاهان در طولانیمدت است، که بشدت تحت تأثیر خشکسالی قرار میگیرد و این مسئله بخصوص در خاکهای مناطق خشک و نیمهخشک مشکلزاتر است.خشکسالی ممکن است در گیاهان، کمبود مواد غذایی ایجاد کند (حتی در خاکهای حاصلخیز) چون تغییر ویژگیهای فیزیکی، زیستی و شیمیایی خاک بر اثر خشکسالی میتواند تحرک عناصر غذایی و جذب آنها بهوسیله گیاهان را کاهش دهد. بهعبارتدیگر، هنگامیکه گیاهان با تنش خشکسالی مواجه میشوند، به دلیل ارتباط نزدیکبین رطوبت و وجود مواد غذایی از تنش کمبود این مواد در تنگنا قرار میگیرد لذا در این کتاب به مسئله خشکسالی و حاصلخیزی خاکها در رابطه با گیاهان پرداخته میشود و شامل هفت فصل است : فصل اول به بیان تشریح مفاهیم کلی نظیر تعاریف خشکسالی، انواع خشکسالی، و عوامل به وجود آورنده خشكسالي اشاره و سپس به ویژگیهای فضايي و زماني خشكسالي پرداخته شده و فصل دوم كتاب خواننده را با حاصل خیزی خاک و عوامل مؤثر بر آن آشنا میکند.فصل سوم به مروری کلی بر تنش خشکسالی در گیاهان میپردازد . در فصل چهارم مدیریت تلفیقی حاصلخیزی خاک و تنش خشکسالی در گیاهان ارائه خواهد شد. و مثالهای کاربردی از شاخصهای خشکسالی بهکاربرده شده است.. فصل پنجم به نقش قارچهای ميکوريز آربسکولار در حاصلخیزی بیولوژیک خاک و حفاظت گیاه از تنش خشکسالی میپردازد .فصل ششم فيزيك خاك و عوامل مؤثر بر آن را بیان کرده و فصل هفتم تأثير خشكسالي بر فرآيندهاي فيزيكي خاك را شرح میدهد.
هیچ کتابی خالی از اشکال نیست لذا از سروران و اندیشمندان محترم انتظار میرود مؤلفان را در هرچه بهتر نمودن مطالب آن یاری نمایند.
خاک بهعنوان بستر اصلی رشد گیاه میبایست از کیفیت و حاصلخیزی مطلوب برخوردار باشد تا امکان کشت و کار و تولید محصول فراهم گردد. باوجودآنکه خاک سرمایهای گرانقدر است و تولید هر سانتیمتر آن به چند سال قرن زمان نیاز دارد، اما متأسفانه در بسیاری از کشورها توجه چندانی به حفظ و صیانت از این سرمایه بیبدیل نمیشود و سالانه میلیونها تن خاک فرسوده شده و سطوح زیادی از اراضی کشاورزی حاصلخیزی خود را از دست میدهند. دو عامل عمده تخریب خاک عبارتاند از: 1) فرسایش خاک و 2) خشکسالی و تغییر اقلیم.
خاک نیز بهعنوان یکی از اساسیترین اجزای اکوسیستم بوده که در طی دوره خشکسالی متحمل خسارات جبرانناپذیری خواهد شد.خشکسالی از جهات مختلف میتواند بر خاکهای مناطق مختلف دنیا و بهویژه مناطق خشک و نیمهخشک تأثیرگذار باشد.. مهمترین تأثیر خشکسالی بر خاک، کاهش شدید رطوبت در آن است که با تأثیر بر واکنشهای جذب عناصر غذایی میتواند قابلیت جذب مواد غذایی برای گیاه و به بیانی حاصلخیزی خاک را تحت تأثیر قرار دهد. بعلاوه با افزایش دما در زمان وقوع خشکسالی فرآیند تبخیر از سطح خاک بیشتر شده و منجر به کاهش ذخیره رطوبتی خاک، تجمع شوری و املاح در آن، کاهش حرکت مواد غذایی به گیاه و درنتیجه کاهش حاصلخیزیاش شود. تشکیل سله در خاک در طی وقوع خشکسالی نیز نفوذپذیری آن را به هوا و آب تحت تأثیر قرار میدهد که میتواند نقش مهمی در کاهش حاصلخیزیاش در زمان وقوع خشکسالی داشته باشد. از بین رفتن مواد آلی خاک در نتیجه کاهش رطوبت و افزایش دما نیز از دیگر تأثیرات خشکسالی بر حاصلخیزی خاک است. فرسایش خاک که از مهمترین تأثیرات تغییر اقلیم و خشکسالی است، در هدر رفت عناصر غذایی از خاک تأثیر گذاشته و میتواند بر حاصلخیزی خاک در مدتزمان خشکسالی تأثیرگذار باشد.
چون خشکسالی پدیدهای است که باعث تخریب و از بین رفتن حاصلخیزی خاک میشود، بنابراین باید برای پیامدهای ناشی از خشکسالی بر حاصلخیزی خاک چارهای اندیشید. در این راستا سؤالات زیر مطرح خواهد شد:
- خشکسالی چرا و چه وقت به وقوع میپیوندد؟
- خشکسالی چه موقع به پایان میرسد؟
- خشکسالی چگونه بر حاصلخیزی خاک اثر میگذارد؟
- مدیریت حاصلخیزی خاک در زمان وقوع خشکسالی چگونه باید باشد؟
- بهبود روابط آبی گیاه- خاک در طی دوران خشکسالی چگونه باید انجام شود؟
- وضعیت کدام عناصر غذایی در خاک در زمان خشکسالی بیشتر دستخوش حوادث میشود که باید برای آنها چارهجویی کرد؟
- چگونه میتوان به محصولات زراعی باکیفیت در طی دوران خشکسالی دستیافت؟
- چگونه میتوان با حداقل تخریب و آلوده کردن محیطزیست، حاصلخیزی خاک را در شرایط خشکسالی بهبود بخشید؟
- دولتها و کشورها چه برنامههایی برای بهبود حاصلخیزی خاک در طی دوران خشکسالی دارند؟
- نقش فناوریهای نوین در بهبود حاصلخیزی خاک در شرایط وقوع خشکسالی چیست؟
- اثرات اجتماعی و اقتصادی ناشی از کاهش حاصلخیزی خاک چیست؟
- معرفی حدود اختیارات دولت
- تبیین روشهای آگاهسازی مردم
- تنظیم و اجرای راهکارهای کاهش کودهای شیمیایی
- نظارت بر نحوه عملیات کشاورزی توسط ارگانهای ذیربط
- استفاده از شیوه های نوین جهت ثابت نگه داشتن وضعیت حاصلخیزی خاک
- استفاده از کودهای سبز
- ترکیب نقاط قوت روشهای سنتی و بومی با فناوریهای نوین در جهت بهبود حاصلخیزی خاک
- ساده کردن نتایج علمی انجامگرفته بر روی حاصلخیزی خاک برای استفاده جامعه کشاورزان.
- تدوین مقررات شفاف و منظم و دستورالعملهای کارشناسی برای مقابله با تخریب خاک در زمان خشکسالی.
- ارتباط مداوم سیاستگذاران، اندیشمندان، و کشاورزان در زمانهای وقوع خشکسالی
- ارائه آموزشهای عمومی و کارساز در زمینه مدیریت مزرعه و حاصلخیزی خاک در شرایط وقوع خشکسالی.
- تهیه و اجرای طرحهای آمایش سرزمین.
- کسب اطلاعاتپایه جدید برای برنامهریزی در جلوگیری از تخریب خاک
- مدیریت مصرف، یکی از راهکارهای اساسی برای مقابله با خشکسالی و از بین رفتن حاصلخیزی خاک.
- جایگزینی مدیریت ریسک بجای مدیریت بحران میتواند یک راهبرد هوشمندانه باشد
- فراگیری دورههای مدیریت ریسک و راههای مقابله با تخریب خاک برای مدیران، کارشناسان و کشاورزان یک ضرورت است.
- استفاده از دانش و تجربه جهانی در زمینه بهبود حاصلخیزی خاک.
خطبههای نورانی در فضایل انسانی – 31 خطابه از آیت الله سيفاله نورانی (رضوان الله)
و همانگونه که در حدیث شریف ثِقْلَین[1] آمده رسول گرامی اسلام فرمودهاند: «اِنّی تارِکٌ فيکم الثِّقْلَين کِتابَ اللهِ وَ عِترتی[2]»
و تمام مسلمین عالم را به تمسک بر دامن قرآن و اهل بیت خود فرمان داده و با تأکید فراوان از امت اسلامی خواسته است که هرگز از این دو امانت گرانقدر جدا نشوند این بدان جهت است که قرآن فراگیر مبانی و احکام اسلام است و اهل بیت ^ مفسر و شارح حقایق آن میباشند و تنها بیان و تفصیل آنچه در قرآن، نسبت به آن سکوت شده بر عهدة اهل بیت ^ است و خوشبختانه احادیث بسیار و روایاتی فراوان ازاهل بیت به دست ما رسیده که ثروتی گران بها است و ما میراث دار این گنج عظیم هستیم.
بر صاحبان دانش و محققان این نکته مخفی و پنهان نیست که در بین تمام شرایع و ادیان الهی شریعتی کاملتر و جامعتر از شریعت غرّاء اسلام نبوده و اساساً تمام مذاهب و مسالک آسمانی مقدمه و پیش تازان این مکتب خدائی بودهاند.
و این سخن در حدّ ادّعا و مجرد ایراد کلام نبوده بلکه مبرهن و مدلّل است، زیرا پیام آور این شریعت افضل از رُسُل شرایع دیگر بوده و هم خلفاء و اوصیائش اشرف خلفاء و اوصیاء ميباشند و شاهد براین ادّعا آن است که هیچ یک از حاملان وحی و اوصیاء آنها همچون نبیّ اکرم | و حضرات ائمه معصومین ^ به شرح اسرار آفرینش و بیان حکمت احکام نپرداخته و پرده از امور نهانی عالم هستی بر نداشتهاند.
منتهی جای تأسف است که در عصر حضور این ذوات مقدّسه و زمانی که به ایشان دسترسی بود ضعف مقتضیات و قوّت موانع به حدّی بود که تشنگان علم و دانش نتوانستند از اقیانوس پهناور اين اعاجيب عالم خلقت سيراب شوند و آنچه از ناحية اين سروران تراوش نموده قطرهای از بحار انوار علوم ایشان بوده که فعلاً در دست ماست و ما به فضل الهی از آن بهرهمند هستیم.
امیدوارم خدای تبارک و تعالی به تمام مسلمین جهان به ویژه به شیعیان حضرت امیرالمؤمنین × توفیق استفاده از قرآن و عترت را عنایت فرماید.
[1]. ثِقْلَین، صحيح است و ثَقَلَيْن غلط مشهور است، اوّلي به معناي دو چيز سنگين و وزين ميباشد ولي دوّمي به معناي جنّ و انس بوده و ربطي به حديث ثِقْلَین ندارد، اين نكتهي مهم از تفسير الفرقان استفاده شد.
[2]. بحارالانوار، ج 2، ص 100.
خود را دوباره بیافرینید
وقتی کلاس چهارم بودم، دستهای از دختران یادداشتی را دور زدند که به مردم میگفت دوست من نباشند، که سالها مورد آزار و اذیت قرار گرفت. منظورم این بود که دوست نداشتم.
در 10 سالگی تشخیص داده شد که مبتلا به افسردگی هستم، پروزاک مصرف کردم و به من گفتند که یک "عدم تعادل شیمیایی" دارم که دقیقاً مانند یک دیابتی که انسولین مصرف میکند، باید دارو مصرف کنم. منظورم این بود که شکسته بودم.
داستان نوآوری
داستان نوآوری و انتخاب مشتری
این کتاب در مورد پیشرفت است.
بله، این کتابی است درباره نوآوری - و چگونگی بهتر شدن در آن اما در اصل، این کتاب در مورد مبارزاتی است که همه ما برای پیشرفت در زندگی خود با آن روبرو هستیم.
اگر مانند بسیاری از کارآفرینان و مدیران هستید، ممکن است کلمه "پیشرفت" زمانی که در تلاش برای نوآوری هستید به ذهنتان خطور نکند. درعوض، وسواس دارید که محصولی عالی را با ترکیبی مناسب از ویژگیها و مزایا برای جذب مشتریان ایجاد کنید. یا سعی میکنید به طور مداوم محصولات موجود خود را تنظیم کنید تا سود بیشتری داشته باشید یا از رقبای شما متمایز شوند. شما فکر میکنید که دقیقاً میدانید مشتریان شما چه چیزی را دوست دارند، اما در واقعیت، ممکن است احساس خوبی داشته باشید یا از دست بدهید. به اندازه کافی شرط بندی کنید و - با کمی شانس - چیزی درست میشود.
داستانهای کوتاه و پندآمیز برای کودکان و نوجوانان
من انرژی زیادی را برای معرفی این راهنمای ارزشمند به معلمان و مربیان که با کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم در ارتباط هستند، به کار گرفتم. " کتاب راهنمای اختلال طیف اوتیسم راهنمایی برای کلاس درس" نشاندهنده همکاری عمیق و مستمر نیازهای این بخش از آموزش ویژه است. همانطور که گزارش گروهی فعالیتهای اخیر دپارتمان در حیطه اوتیسم نشان داد، تعداد کودکانی که تشخیص اوتیسم میگیرند و نیازهای سیستم آموزش رو به افزایش است.
من بهطور صمیمانه امیدوارم که این راهنما بهعنوان منبعی مفید و علمی برای همه افرادی که از آن استفاده میکنند واقع گردد. من از این فرصت استفاده میکنم تا از دکتر جان هانتر مقام بازرس دپارتمان آموزشی و تربیتی و سایر همکاران بابت پشتکار و سختکوشی آنها در تهیه این راهنما تشکر کنم.
دانش و کسب و کار مکاسب
دانشگاه تابآور:چگونه هدف و شمول باعث موفقیت دانشجویان میشود
دانشگاهها و نوآوری اجتماعی (کتاب الکترونیک)
دانشنامه جغرافیای شهری در آینه ادب پارسی
در جهانِ ذهنیِ هر پارسیزبانی، کنجی دنج وجود دارد که ویژهی سخن موزون است. در لحظات گوناگون زندگی و در هنگامههای جوشش احساسات گونهگون، سری به آن کنج میزند و از گنجینهی آن سخنان در بیان حالات روحی خود بهره میبرد. کافی است تنها دستی در انبان پر درّ ادبیات ایران بریم تا در بیان غم و شادی، عشق و نفرت، خشم و بخشش و هر حس دیگری با گوهرهای گرانبهای آن، کلام خود را زینتبخشیم.
در زندگی همیشه به ادبیات اندیشیده و با آن زندگی کردهام. در تمام لحظات زندگی، حضور شیرینش تسلیبخش سختیها و امیدبخش آرزوهایم بوده است. ورود هرچه بیشتر در ادبیات و آشنایی با این جهان، بیکرانه بودن آن را به مخاطبش نشان میدهد و انسان درمییابد که با ادبیات میتوان بیشتر اصولی که در زندگی به کار میآیند را بهتر، زیباتر و دلنشینتر آموخت و آموزاند.
حضور و گستردگی ادبیات در زندگی تنها به اصول بنیادین زندگی خلاصه نمیشود، بلکه ابعاد مختلف زندگی ایرانیان با آن گرهخورده است. از داستانپردازیهای شیرینی که بامهارتی مثالزدنی، نقشبند شبهای ایرانیان بودند، تا حکایتهای نغز و لطیفهها و شاهبیتهایی که در زندگی روزمره و صحبتهای معمولی مردم جا خوش کردهاند.
حضور ادبیات و شعر در جایجای زندگی ایرانیان سبب شده است که در آن از موضوعات مختلف سخن به میان آید. تعدد موضوعاتی که در ادبیات به آن پرداختهشده است، بهاندازهای است که تهیه فهرستی کامل و جامع از آنها اگرنه ناممکن اما بسیار دشوار مینماید. در این مقال به فراخور موضوع، به جغرافیا بهطور عام و شهر و کشور بهطور خاص اشاره میکنیم.
دانش جغرافیا ازجمله دانشهایی است که درگذشتههای دور به آن توجه شده است و به همین دلیل کتابهای بسیاری از قرون گذشته در این زمینه برای ما به یادگار ماندهاند.
قدیمیترین سندی که دراینباره موجود است؛ قسمتهای بازماندهی اوستا است که در پارهای از بخشهای آن اشارههایی به وضع یا نام برخی از سرزمینها، دریاها، کوهها، و رودها شده است. در فَرگَرد یکم کتاب وندیداد، از شانزده کشور آفریدهی اهورامزدا سخن به میان آمده است، ولی به دلیل از بین رفتن قسمتهای علمی اوستا دراینباره بیش از این اطلاعی در دست نیست. پسازآن بر سنگنوشتهی بغستان (بیستون) به نام کشورهایی برمیخوریم که داریوش بر آنها فرمانروایی داشته است. اثر دیگری که در این زمینه برجایمانده؛ کتاب شهرستانهای ایرانشهر است که در آن نام و شرح مختصر شهرهای ایران و برخی از روایات افسانهای دربارهی آنها آمده و به فارسی نیز ترجمهشده است.
توجه به این دانش در سدههای بعد نیز منجر به تدوین کتابهایی شده که در جهان اسلام رواج پیداکردهاند. برخی از این کتابها توسط ایرانیان و برخی نیز توسط دانشمندان دیگری در جهان اسلام -سوریه، عراق، فلسطین و...- به رشته تحریر درآمدهاند و خوشبختانه تعداد قابلتوجهی از آنها از تاراج زمانه در امان ماندهاند. با توجه به اینکه امروزه هنگامیکه سخن از ادبیات به میان میآید، تنها ادبیاتی مدنظر است که به زبان پارسی دری باشد، ما نیز از این سنت پیروی کرده و منابع خود را از میان این دست آثار برمیگزینیم.
در دانش جغرافیا موضوعات مختلفی بررسی میشود و گستردگی این دانش بر همگان آشکار است، اما پژوهش حاضر، بخش کوچکی از آن را موردتوجه قرار میدهد و آن؛ بهرهگیری از بررسیهای بهعملآمده درباره شهرهاست. شهرهایی که درکتابهای ادبی ایران به آنها اشاره شده است. در بسیاری از آثار ادبی کهن ایرانی اسم بسیاری از شهرها آمده که امروزه نیز با همان نام گذشتهی خود وجود دارند. برخی از شهرها نیز اکنون با نامهای دیگری شناخته میشوند و برخی دیگر هم کاملاً از بین رفتهاند؛ هرچند که درگذشته شهرهای پر رونقی بودهاند. همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، کمتر موضوعی وجود دارد که در ادبیات، نشانی از آن یافت نشود. مسئلهی شهر و شهرگانی (تمدن) نیز ازجمله مواردی است که بازتاب زیادی در ادبیات داشته و حتی فراتر از آن به میزان قابلتوجهی به حل پارهای از پرسشهای پیشآمده در این زمینه نیز کمک کرده است. ارتباطی که بین این دو دانش وجود دارد، انگیزهای برای انجام این پژوهش شد.
با توجه به اینکه این پژوهش؛ پژوهشی میانرشتهای است، میتواند بسیار مفید واقع گردد. روش برخورد میانرشتهای فرصت عبور از مرزهای سنتی رشتههای گوناگون دانش را در راه رسیدن به نتیجهی مطلوب فراهم میسازد. بهعبارتدیگر، یک حوزهی میانرشتهای عبارت است از: «تلفیق دانش، روش و تجارب دو یا چند حوزهی علمی و تخصصی برای شناخت و حل یک مسئلهی پیچیده». در یک فعالیت علمی میانرشتهای، متخصصان دو یا چند رشته در ارتباط با شناخت، حل و یا تحلیل یک پدیده، موضوع یا مسئلهی معمولاً پیچیده و واقعی با یکدیگر تعامل و همکاری علمی میکنند. بنابراین، فعالیتهای علمی میانرشتهای زمانی معنا پیدا میکنند که هدف، شناخت علمی مسئلهای پیچیده باشد که از دانش یکرشته خارج است. با دیدی گذرا میتوان تأیید کرد که در آینده جهتگیریهای میانرشتهای در مطالعات علمی، دیگر نه یک انتخاب، که یک الزام خواهد بود. با توجه به نوپا بودن این حوزه، چالشهایی در برابر آن وجود دارد اما چون کفهی سودمندی آن سنگینتر است، ما را بر آن داشته که باوجود تمام مشکلات و سختیها از آن بهره ببریم.
کاربرد اینگونه همکاریهای میانرشتهای در مثالی بسیار ساده نمایان میشود:
شهر گرگان اکنون برای همگان بهعنوان مرکز استان گلستان شناختهشده است اما این شهر و این نام، تاریخچهای دارند که پژوهشگران با مداقّه درکتابهای ادبی به آن دستیافتهاند. این شهر درگذشته استرآباد نام داشت و در سال 1316 نام گرگان برای آن برگزیده شد. این تغییر نام به دو دلیل انجام شد؛ دلیل اول: برداشت نادقیق دستاندرکاران این تغییر نام از نام «استرآباد» و دوم: وجود شهری کهن به نام گرگان در همسایگی استرآباد -گرگان کنونی- بود. این شهر -گرگان کهن- بیشتر از اینکه به استرآباد نزدیک باشد، به شهر گنبدکاووس نزدیک است و هدف از این تغییر نام؛ زنده کردن اسم این شهر کهن و باستانی بوده است. در این واقعه اگر عالِمان علم جغرافیا به دانش ادبی نیز مسلح بودند، پی میبردند که واژهی «استر» نه به معنای چهارپا بلکه به معنای ستاره است و از این شهر در تاریخ بیهقی به استارآباد یادشده و ریشههای این واژه را در نام شهر آستارا نیز میتوان یافت. در زمان زرتشت که ایرانیان ستارهها را مظهر نور مقدس میدانستهاند، این شهر -استارآباد- بناشده و این نام برای آن برگزیده شده است.
از طرفی مطالعه در کتاب اوستا برای ما آشکار میکند که گرگان؛ نهمین سرزمین مقدسی است که اهورامزدا آفریده است. این شهر که از مهمترین مناطق در زمینهی پژوهشها و کاوشهای باستانشناسی است و اکنون همچون مخروبهای در نزدیکی گنبدکاووس قراردارد، در سالهای متمادی حکومت آلزیار، پایتخت ایران بوده است و دانشمندانی همچون فخرالدین اسعد گرگانی، عبدالقادر جرجانی، امیر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن وشمگیر و بسیاری دیگر در آن زیستهاند. در دوران رضاشاه پهلوی، در کنار خرابههای گرگان باستانی، شهری جدید بنا شد و به سپاس از قابوس بن وشمگیر –که برج آجری قابوس که مدفن اوست در این شهر است– نام آن را گنبد قابوس نهادند.
این تغییر نام بیپایه (استرآباد به گرگان) و این نام جعلی و غیر تاریخی (گنبدکاووس) همگی به دلیل بهره نبردن از دانش ادبی و البته تاریخی است. درحالیکه اگر این سه علم –ادبیات، تاریخ و جغرافیا- به کمک هم میآمدند، استرآباد نام خود را حفظ میکرد و گنبدکاووس میتوانست از نام سَلَف خود –گرگان– بهره ببرد.
از دیگر اهداف این پژوهش؛ نشان دادن سیر تغییر شهرها در طول تاریخ، به کمک بازتاب نمودهای این تغییرات در ادبیات است و این نیز بهنوبهی خود نشانگر این است که این مؤلفان شناخت جامعی نسبت به شهرها و کشورها داشتهاند و علم آنها در نوشتارشان منعکسشده است. علوم بسیاری در آثار ادبی کهن موردتوجه بوده است که شارحان امروزین این آثار به این مسئله دقت نظر دارند. ازجملهی این علوم؛ نجوم و طب هستند که تألیفات شاعران و نویسندگان دورههای پیشین به دلیل بهرهگیری این علوم از اصطلاحات تخصصی، دچار تعقید شده است. اما بهرهی نویسندگان و شاعران از اسامی شهرها و توصیف موقعیت آنها چون در فهم اثر ایجاد گره نمیکند، چندان مورد توجه قرار نگرفته و به همین دلیل بُعد مهمی از شخصیت شاعر که همان توجه به شهر و جغرافیاست –که نمودی از توجه به وطن و مرزبندی آن است– مورد بیتوجهی قرار گرفته است که امید است این پژوهش، بازتابی از امعاننظر مؤلفان قرون گذشته به این علم باشد.
علاوه بر این، شیوهی ارائهی این پژوهش –که شرح آن در ادامه خواهد آمد– بهگونهای کاربردی طراحیشده است که مراجعه و بهرهگیری از آن را بسیار ساده میکند و برای کسانی که در تحقیقات و مقالات خود نیاز به ابیاتی داشته باشند که شاعران در آنها از شهری نامبردهاند، مفید خواهد بود.
در این پژوهش که به روش کاملاً کتابخانهای انجامشده است، هشت کتاب از پرارجترین کتابهای ادبیات ایران را برگزیدم که البته انتخاب از میان اینهمه کتب نفیس بهجامانده کار دشواری بود، اما پس از کندوکاو بسیار و با توجه به موضوع تحقیق تصمیم گرفتم که چهار اثر منظوم –شاهنامهی فردوسی، سه منظومه از خمسهی نظامی، مثنوی معنوی مولانا و بوستان سعدی– و چهار اثر منثور –بخش آغازین تاریخ بیهقی، سیاستنامهی خواجه نظامالملک، چهارمقالهی عروضی سمرقندی و گلستان سعدی– را موردبررسی قرار دهم. دو دلیل مرا به انتخاب این هشت اثر برانگیخت؛ اول اینکه این کتب برگزیده از آثار گرانبهای ادب پارسی هستند، و دوم اینکه در جایجای هر یک از این آثار به شهرهای مختلف اشارهشده است.
هرچند با سخنانی که پیشازاین گفته شد، موضوع کتاب تا حد زیادی مشخص است اما اگر از پژوهشگر موضوع کتاب را طلب کنید! پاسخ او چنین خواهد بود:
اشاره بهتمامی ابیاتی که در آن از شهری نامبرده شده است و ارائهی تعریفی مختصر از آن شهر. برخی از ابیات که در آنها واژهی «شهر» بهکاررفته است را نیز ذکر کردهام. همچنین این مجموعه برای خواننده امکان مقایسهی انواع کاربرد این واژه را ممکن میسازد.
این کتاب شامل دو بخش اصلی است: بخش نخست آن به تاریخچهی شهرها اختصاص دارد. در این بخش سعی شده موقعیت گذشتهی شهر طبق گزارشات کتابهای جغرافیای گذشته –که دربارهی آنها سخن گفتیم– ترسیم شود. این منابع از این قرارند: اشکالالعالم از ابوالقاسم ابن احمد جیهانی، حدودالعالم من المشرق الی المغرب (مجهول المؤلف)، نزهةالقلوب از حمدالله مستوفی. البته منابع بیشتری در این زمینه وجود دارند اما تنها منابعی را برگزیدم که از اعتبار بیشتری برخوردارند.
سپس موقعیت امروزین شهر را شرح دادهام و با این کار امکان مقایسهی فضای شهر در طول دوران برای خواننده ممکن میشود. این بخش را به شیوهی دانشنامهها به ترتیب حروف الفبا تنظیم کردهام که دسترسی برای خواننده آسان باشد. لازم به ذکر است که در این آثار به برخی از شهرها اشاره نشده است، بنابراین آنها را در فهرستی جداگانه دستهبندی کردهام.
بخش دوم، خود شامل دو قسمت است: 1– آثار منظوم 2- آثار منثور، که هرکدام از این دو نیز بهتبع تعداد مؤلفان دارای چهار زیرمجموعه هستند. هر زیرمجموعه به یکی از مؤلفان اختصاص دارد و ابیات یا جملاتی از آنان را که اسم شهری در آن قیدشده، ذیل نام هر شهر به تفکیک آوردهام.