نمایش 9 24 36

الگوی جامع شایستگی، توسعۀ حرفه‌ای و توانمندسازی اعضای هیئت‌علمی

50000 تومان
در سال‌های اخیر تکامل دیدگاه آموزش به یادگیری، تأکید بر دانش‌آفرینی، توسعۀ فنّاوری، جهت‌گیری به‌سوی تحقق دانشگاه کارآفرین، مسئولیت‌پذیر و اخلاق‌گرا سبب تغییر نقش استاد از عنصر آموزش‌دهنده مباحث نظری به مربی متعهد به یادگیری، توسعه‌دهنده مرزهای دانش و ارائه‌دهنده راه‌حل برای مسائل جامعه، آگاه به مسئولیت‌های اجتماعی و اخلاقی و نیز ارتقادهنده مسئولیت‌پذیری و تعالی اخلاقی دانشجویان شده است. پیامد مدبرانه این تحولات، تغییر در برخی نگرش‌ها، ارزش‌ها‌، مهارت‌های اجتماعی و تخصصی اعضای هیئت‌علمی است که درنتیجه، تغییر در رفتار فردی، گروهی و اجتماعی را در پی خواهد داشت. از سوی دیگر مراکز آموزش عالی با موضوع  تعامل با جامعه داخلی و نیازها و مسائل آن و مؤسسات علمی و تخصصی بین‌المللی، تناسب با نیازهای متحول و انتظارات نوپدید و مقوله مهم ارتقای کیفیت در همه ابعاد آموزشی،پژوهشی، مدیریتی روبرو هستند. به همین دلیل، برنامه‌ریزی و توسعه مستمر حرفه‌ای اعضای هیئت‌علمی، به‌عنوان بخشی از مدیریت منابع انسانی در سطح دانشگاه‌ها، جایگاه ویژه‌ای در ارتقای کیفیت و بهبود عملکرد دانشگاه‌ها دارد. جهت‌گیری دانشگاه‌ها برای پرورش دانشجویان توانمندی که از شایستگی‌های علمی-تخصصی و معنوی- اخلاقی برخوردار باشند و مسئولیت‌پذیری دانشگاه برای بهسازی و ارتقای کیفیت  پرورش‌یافتگان دانشگاهی مؤثر در توسعۀ پایدار کشور، ضرورت تغییر در فهم نقش اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌ها ،روزآمدی مستمر و ارتقای توانمندی‌های آنان را بیش‌ازپیش نمایان می‌سازد. در این راستا معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه با درک اهمیت موضوع، انجام طرح پژوهشی «طراحی الگوی جامع شایستگی‌های حرفه‌ای و توانمندسازی اعضای هیئت‌علمی دانشگاه تهران»  را با رویکردی علمی-فرهنگی -بر مبنای  راهبردهای برنامه سوم دانشگاه تهران- در دستور کار قرار داد.  پس از تدوین و ارائه آن‌ که شامل بررسی یافته های پژوهش‌های داخلی و خارجی، آموزه‌های مرتبط با موضوع در قرآن مجید و روایات اسلامی، اسناد بالادستی و برنامه‌های راهبردی، تجربیات عملی موجود در سطح ملی ، دانشگاه‌های پیشگام دیگر کشورها در این عرصه و نیز مؤسسات معتبر تخصصی بین‌المللی در این حوزه بود؛  بر آن  شدیم که نتیجه پژوهش را به‌صورت کتاب منتشر نماییم تا ضمن ایفای مسئولیت دانشگاه تهران  به عنوان نماد  و پیشگام آموزش عالی کشور، دستاورد این کوشش برای گفتمان‌سازی گسترده‌تر، بهره‌برداری سیاست‌گذاران و برنامه ریزان نظام آموزش عالی در سطح کشور و نیز مدیران ارجمند دانشگاه‌ها و دیگر مخاطبان، به همگان تقدیم شود. خدای بزرگ و مهربان را به خاطر توفیق انجام این خدمت شکرگزاری نموده و حسب وظیفه اخلاقی از اداره کل فرهنگی و اجتماعی، که انجام این مهم را بر عهده داشته است و نیز همکار خوبمان و  پژوهشگر محترم جناب آقای  بهزاد هدهدی که تلاش‌های گسترده‌ای را به عنوان مجری طرح و نیز برای تدوین کتاب مبذول داشته‌اند صمیمانه تشکر می‌نمایم. امید دارم که با یاری و همفکری اعضای محترم هیئت‌علمی  و صاحب‌نظران ارجمند  این کار قوام و کمال بیشتری بیابد و شیوه‌نامه اجرایی پیشنهادی این الگو با بهره گرفتن از ژرف‌نگری آنان کامل‌تر و با تصویب آن در قالب  آیین نامه اجرایی، شاهد برنامه ها و اقدامات لازم برای توسعه مستمر شایستگی های حرفه ای  اعضای محترم هیئت علمی دانشگاه باشیم.

تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی و ناتو

55000 تومان
سؤالاتی که باید مورد بحث قرار گیرد ازاین‌قرار است: تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی[1] و دکترین­های مربوط به آن چرا و چگونه توسعه یافتند؟ تسلیحات و نیز استراتژی­های مربوط به آن به‌عنوان بازدارنده و بازدارندگی گسترش‌یافته چگونه توسعه‌یافته‌اند؟ این موضوع در آینده چه معنایی خواهد داشت؟ دکتر تام نیکولز از کالج جنگ نیروی دریایی ایالات‌متحده در مقدمه­ای متذکر شده است که درعین‌حال که در خود تسلیحات تغییری حاصل نشده است، اما معانی، اهمیت، اهداف و پیامدهای تسلیحات هسته‌ای در طی زمان و برحسب زمینه تغییر کرده­اند. او چنین استدلال می­کند که چون سلاح­های هسته‌ای تا قبل از سال 1945 هرگز مورداستفاده قرار نگرفته بودند، مهمترین سؤال این است که کارکردهای آن‌ها در دوران صلح چیست؟ بخش­های مختلف و استقرار تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی چه تأثیری بر روانشناسی و سیاست دوستان و دشمنان بالقوه دارد؟ تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی بخش فرعی از دارایی­های نظامی هستند که قرار است اعتمادبه‌نفس نظامی دشمن را کاهش داده و اطمینان ثانویه دوستان را بالا ببرد و قرار نیست به‌منظور حمله به‌کاربرده شوند. نیکولز نقاط ضعف دکترین مربوط به‌کل رسته تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی را تشریح می­کند. او چنین استدلال می­کند که اثرات تسلیحات- چه نظامی و چه سیاسی- مهمترین ویژگی آن‌ها محسوب می­شود و به همین جهت است که غرب و شوروی تمایزات مختلفی را بین آن‌ها قائل شده­اند. نیکولز می­گوید ویژگی­های خاص آن‌ها هر چه که باشد، بمب­های افکندنی[2] هسته‌ای که از یک بمب­افکن یا جنگنده بمب­افکن از هزاران مایل دورتر افکنده می­شوند اغلب یک سیستم­ استراتژیک تهاجمی هستند تا یک سلاح «تاکتیکی». بسیاری استدلال می­کنند که انفجار هسته‌ای صرف‌نظر از عملکرد یا ابزارهای ارائه آن، به لحاظ سیاسی و نظامی، رویدادی استراتژیکی است. تسلیحات هسته‌ای صرف‌نظر از اینکه حاصل یک مگا تن یا 20 کیلوتن بمب باشند، پتانسیل ذاتی برای تخریب، شوک و مرگ سریع و چشمگیر دارند. در این مفهوم، تفکیک میان «استراتژیکی» و «تاکتیکی» کم‌وبیش علمی محسوب می­شود. همچنان که توماس شلینگ درجایی اظهار کرده است، ارزش بالای این سلاح­ها در خشونت صرفی است که به نمایش می­گذارند. هم سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و هم شوروی دکترین­هایی را برای جنگ هسته‌ای محدود یا تدریجی ارائه کرده­اند. قصد آن‌ها این بود که جنگ هسته‌ای آن‌قدر پرهزینه باشد که ارزش تجاوز موضعی را نداشته باشد، اما نه اینکه خودکار آن‌قدر وحشتناک باشد که هر کشور تهدیدکننده یا هم­پیمانی برای دفاع از خود از بکار بردن سلاح­های اتمی سر باز زند. ناتو به سلاح­های هسته‌ای همزمان به‌عنوان ابزار بازدارنده، دفاعی و انکار می­نگرد. طراحان ناتو به‌زودی شور و شوق نسبت به سناریوهایی که حاوی استفاده از تسلیحات هسته‌ای محدود بودند را از دست دادند، اما طراحان شوروی به آن‌ها دقیقاً به‌عنوان سلاح دیگری نگاه می­کردند که می­توانست عملیات نظامی شوروی را تسهیل کند. تمرین­های نظامی شوروی و اخیراً روسیه معمولاً استفاده از برخی تسلیحات هسته‌ای را نیز در برمی‌گرفته است. پاول شولت از کالج کینگز و «بنیاد کارنگی» با تمرکز بر تکامل سیاست­های عملیاتی ناتو و شوروی، تاریخچه سلاح­های هسته‌ای تاکتیکی را در اروپا بررسی کرده ­است. او معتقد است اهمیت و معنای استراتژیک تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی در طی زمان تغییر کرده است. از سال 1953 به بعد، رشد تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی ایالات‌متحده در اروپا سرعت گرفت. در دسامبر 1957، شورای آتلانتیک شمالی با انباشت کلاهک­های هسته‌ای در اروپا موافقت کرد و یک دهه بعد تعداد آنها به 7000 کلاهک رسید. تلاش­های سنجیده­ای برای شناخت عمومی نسبت به تسلیحات هسته‌ای همچون سایر انواع گزینه­های نظامی جنگ صورت گرفت؛ اما علیرغم گفتگوهای بسیار درباره «اقدامات تلافی­جویانه گسترده» در دهه 50 میلادی، سیاست عملی، گرایش بسیار انعطاف­پذیری را منعکس ساخته است. در این میان، هنری کیسینجر، هرمان کان و سایر استراتژیست­ها سناریوهای ماهرانه­ای را برای استفاده از تسلیحات هسته‌ای محدود به منظور انهدام قطعی متقابل ارائه کرده­اند. به تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی زمینی مبتنی بر حرکت رو به جلو به عنوان عامل افزایش بازدارندگی از طریق معادله «استفاده یا زیان» نگاه می­شد؛ اما در اکثر موارد، تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی تبدیل به جایگزینی برای استراتژی شده­اند، چون به دلیل هزینه کم­، تهیه کردن آنها آسانتر بود. در طی دهه 60 میلادی، این طرح پیشنهادی رو به افول رفت. مقامات دولت و استراتژیست­های غیرنظامی به صورت فزاینده­ای قابلیت استفاده از تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی و دکترین جنگ هسته‌ای محدود را زیر سؤال بردند. در سال 1957، پس از رزمایش­هایی همچون ساگبروش[3]، ارتش ایالات‌متحده به این نتیجه رسید که این سلاح‌ها برای دفاع کردن مفید نیستند. علاوه بر این، رزمایش­های ناتو آشکار کرد که آلمان از اثرات انفجار و عواقب پس از آن، حتی بکارگیری محدود تسلیحات هسته‌ای، آسیب خواهد دید. دولت­های عضو ناتو، نگرانی­های استراتژیک متفاوتی را در خصوص شرایط ژئواستراتژیک مختلف خود تجربه می­کردند که بر سر زمان و چگونگی استفاده از این تسلیحات- یا تهدید به استفاده از آن- اختلاف نظر وجود داشت، مقامات ایالات‌متحده عموماً خواهان چندین گزینه، آتش­بس­ و زمان چانه­زنی بودند و آلمان با پافشاری بر تهدید ناتو به استفاده اولیه از تسلیحات هسته‌ای، به دنبال اجتناب از هر گونه افزایش احتمال وقوع جنگ بر علیه قلمرو خود بود. در حالی که تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی به عنوان ابزارهایی برای اطمینان دولتها طراحی شده بودند، اما تبدیل به نمادی از اضطراب برای بخش­های بزرگی از جوامع خود گردیدند. در سال 1960، کیسینجر و سایر تحلیل­گران به شکست خدمات انجام شده برای ارائه دکترین منسجمی برای تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی، عدم توافق اساسی در ناتو بر سر آنها و مشکلات استراتژی ناتو ناشی از هسته‌ای ساختن شوروی اشاره کردند. در واقع، شوروی معرفی تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی خود را آغاز کرد. رهبران شوروی بر این باور بودند که این تسلیحات همبستگی کلی نیروهای شرق- غرب را بالا می­برند که عدم تعادل منافع آنها می­توانست باعث اعمال فشار، تهدیدات و حتی باج­گیری شود. بیشتر استراتژیست­های شوروی گرفتار «رمانتیسم هسته‌ای» بودند، شکلی از تفکر واهی و خیالی که اکنون نیز شاهدیم که چگونه تسلیحات هسته‌ای پیروزی قاطع در جنگ با ناتو را امکان­پذیر می­سازند. اما آن ها هنوز هم به این موارد به عنوان سلاح­های کشتار جمعی و منابع احتمالی تشدید هر گونه مبادله ممکن نگاه می‌کنند که نمی­توان آنها را دقیقاً در برابر اهداف نظامی و به دور از جمعیت غیر نظامی بکار برد. متخصصان شوروی به جای کاهش نیاز به نیروی انسانی، معتقد بودند که چشم­اندازهای مبادلات هسته‌ای بیشتر نیازمند نیروهای متعارف چه بسا بزرگتری به عنوان جایگزین­ و ذخیره به جای کشته­شدگان یا معلولان نیز هستند. آنها به میزان تمایل به پیشدستی نیز اشاره کرده­اند اما به دلیل تعداد زیاد هدف­های تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی متعلق به ناتو، تقریباً هرگز مطمئن نیستند که نیروهای شوروی بتوانند موفق به انجام چنین کاری شوند. دکترین «واکنش انعطاف­پذیر» ارائه شده در دوره جان کندی/ رابرت مک نامارا روشی برای کاهش اتکا به تسلیحات هسته‌ای با به میدان بردن سطوح معتبر نیروهای متعارف بود. طرح جدید ام. سی 3/14[4] مربوطه ناتو مایل به بالا بردن آستانه جنگ هسته‌ای با عدم تأکید بر تسلیحات هسته‌ای و افزایش اتکا به نیروهای متعارف و عملی­تر ساختن دفاع متعارف بود. واکنش انعطاف­پذیر به تسلیحات هسته‌ای اساساً به دو نقش منحصر می­شد: بازداشتن شوروی از آغاز جنگ هسته‌ای و در صورت ناموفق بودن دفاع متعارف و نیز این تسلیحات برای ترغیب متجاوز به خاتمه دادن درگیری در شرایط قابل قبول و به عنوان آخرین تسلیحاتی که به آنها متوسل خواهند شد، بکار می­روند؛ اما واکنش انعطاف­پذیر ذاتاً مبهم به نظر می­رسید: بدون آن، کشورهای هم­پیمان احتمالاً بر سر نقش و زمان­بندی استفاده از تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی به توافق نخواهند رسید. انصراف فرانسه از ساختار نظامی یکپارچه ناتو، تأسیس گروه برنامه­ریزی هسته‌ای[5] و تلفیق جنگ­افزارهای هدایت شده دقیق در برنامه­های ناتو توافق بین کشور­های هم­پیمان را نیز تسهیل می‌کرد. در این میان، مخالفت عمومی باعث الغاء «کلاهک­های تابشی پیشرفته پیشنهادی ایالات‌متحده» («بمب­های نوترونی») شد که می­توانست کاربرد تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی را در برابر نیروهای مسلح شوروی افزایش دهد. تنش­زدایی میان شوروی و ناتو در دهه 70 کاهش متقابل تسلیحات هسته‌ای را امکان­پذیر ساخت و کشورهای عضو ناتو به منظور تسهیل چشم­اندازهای مدرن­سازی نیروهای هسته‌ای سطح متوسط[6] خود در واکنش به تلاش­های مدرن­سازی نیروهای هسته‌ای سطح متوسط متناظر شوروی، ترجیح دادند از بسیاری از ظرفیت­های تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی چشم پوشیده و بعدها روابط خود را با روسیه­ای که به سرعت در حال تغییر بود ارتقاء بخشند. در دسامبر 1979 در حالی که پاره­ای مذاکرات در خصوص کنترل تسلیحات با اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی[7] انجام می­شد، در نشست وزرای دفاع و امور خارجه تصمیم به استقرار 572 موشک کروز زمین پایه[8] آمریکایی و موشک­های میانبرد «پرشینگ 2» گرفته شد؛ و ناتو به صورت یکجانبه 1000 سلاح هسته‌ای تاکتیکی متعلق به ایالات‌متحده را از اروپا خارج کرد و در نشست اکتبر 1983 در مونت بلو، گروه برنامه­ریزی هسته‌ای اعلام کرد که بدون دستیابی به موفقیت در گفتگوهای نیروهای هسته‌ای سطح متوسط، استقرار «پرشینگ 2» و موشک­های کروز زمین پایه ادامه پیدا خواهد کرد، اما در ضمن اعلام کرد که 1400 مورد تسلیحات تاکتیکی آمریکایی دیگر نیز از اروپا خارج خواهد شد. معاهده نیروهای هسته‌ای سطح متوسط در دسامبر 1987 تمام موشک­های کروز و بالستیک زمین پایه ایالات‌متحده و شوروی را با برد 500 تا 5500 کیلومتر ممنوع کرد. ژنرال برنارد راجرز، فرمانده عالی کشورهای هم­پیمان در اروپا[9] توصیه کرد که ناتو بخش دوم تصمیم سال 1983 مونت بلو را پیاده­سازی کرده و نیروهای هسته‌ای کوتاه برد[10] باقی مانده خود را مدرن­سازی نماید. این امر عمدتاً به دلیل مخالفت آلمان و غرب هیچ گاه محقق نشد. در این میان برنامه موشکی «ادامه ضربه»[11] و موشک هوا به زمین ضد کشتی توماهاک[12] ایالات‌متحده و بریتانیا نیز لغو گردید. ایالات‌متحده و روسیه پس از پایان جنگ سرد به صورت یکجانبه بسیاری از تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی را از بین بردند، اما گسست­های ناتو بسیار عمیق­تر از این موارد بود. مدت کمی پس از آن نیروهای شوروی و تمام سیستم­های هسته‌ای از روسیه خارج شدند، ناتو بیشتر 4000 کلاهک هسته‌ای باقیمانده خود را از بین برد و تنها «چند صد» بمب افکندنی ب 61[13] نوع دو را باقی گذارد. اکنون مدتهاست که عدم تقارن تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی حاصل به نفع مسکو برقرار شده و به سختی می­توان آن را از بین برد. عدم تقارن دیگری در دیدگاه­های طراحان ناتو و روسیه نسبت به تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی باقیمانده آنها وجود دارد. رهبران ناتو تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی را به عنوان سلاح­هایی معرفی می‌کنند که «حقیقتاً آخرین ملجأ و دست­آویز» هستند و باید به صورت ایده­آل از طریق مذاکره با روسیه و به واسطه نظر برخی تحلیلگران، از جمله نیکولز که خواهان چشم­پوشی از این تسلیحات به صورت یک جانبه است حذف شوند؛ اما به نظر می­رسد سیاست­گذاران روسی شاهد کاربردهای سیاسی و نظامی مستمری از تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی خود هستند. از نظر شولتی، امروزه دکترین و بیانیه­های ناتو دلایل احتمالی بسیاری را برای حفظ تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی ارائه می­کند، اما تمام این استدلال­ها قابل مناقشه هستند:
  • مکانیزم­هایی برای به اشتراک­گذاری کارکردها و مسئولیت­های هسته‌ای (البته با کشورهایی که به صورت فزاینده به ناخوشایند بودن تسلیحات هسته‌ای پی می­برند)؛
  • دستگاه­های ارسال سیگنال به هنگام بحران (البته استفاده از دستگاه­هایی که به روندها و فرآیندهای فعلی ناتو اختصاص یافته دشوار است)؛
  • تأکید مجدد بر روابط کشورهای حاشیه اقیانوس اطلس در زمانی که ایالات‌متحده توجه استراتژیک خود را به اقیانوس آرام معطوف کرده است (اما هر گاه مسایل مربوط به تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی غلبه پیدا می­کند، اختلافات بین متحدین این معاهده را تضعیف می­کند)؛
  • تأمین هزینه برگزاری گفتگوهای کنترل تسلیحات آتی (که در مقابل برگزاری آن مقاومت می­کنند)؛
  • گروه تسلیحات (که می­تواند سرمایه­گذاری­های ناتو را در قابلیت­های کاربردی­تر پایه­گذاری کرده و نمی­تواند بدون تجدید تعهد برای مدرن­سازی هواپیمای دو منظوره[14] پایدار بماند)؛
  • اطمینان دوباره نسبت به کشورهای اروپای شرقی عضو ناتو (البته تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی پیمان ناتو در این کشورها واقع نشده­اند و بدون برانگیختن آتش یک بحران بزرگ با روسیه نمی­توان آنها را به این مناطق منتقل کرد)؛
  • نشانه­های تعهد هسته‌ای مستمر ایالات‌متحده با شرکای آن در ناتو (تشبیه حلقه عروسی از پروفسور بون: مهم نیست حلقه عروسی را به دست کنید یا خیر، بلکه مسئله مهم این است که آن را به دست کنید و بعد کنار بگذارید)؛ و
  • ابزار بازدارنده ایران (البته به لحاظ عملیاتی امکانات هسته‌ای بسیار قابل قبول­تری برای این کار وجود دارد و دفاع موشکی بالستیک در سطح کشورهای ناتو[15] تبدیل به واکنش ترجیحی شده است).
شولتی معتقد است هر چند مجتمع­های تسلیحات هسته‌ای برای ایالات‌متحده و اتحاد جماهیر شوروی چندین میلیارد دلار هزینه­ در بر دارد، اما تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی به طور خاص کشورهای ناتو را از هزینه­های سرسام­آور حفظ و نگهداری ارتش­های دائمی متعارف در امان نگه داشته است. اثرات اقتصادی مرکب این مجتمع­ها، در استانداردهای برتر زندگی در اروپای غربی یک عامل محسوب می­شود. با اینحال برای کمک به حل معضل امنیتی در سراسر جنگ سرد، تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی به خودی خود دلیل مهمی در ناپایداری اوضاع به حساب نمی­آمدند: بلکه همبستگی نیروها از چشم­انداز ناتو را بهبود بخشیده و خود را وقف «سناریوی غافلگیرسازی» نمی­کردند، چون در میان نیروهای متعارفی قرار گرفته بودند که نظارت بر آنها کار آسانی بود. البریج کالبی در استراتژی ایالات‌متحده در قبال آسیا بر تاریخچه تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی متمرکز شده است. در ابتدا، پنتاگون این سلاح­ها را به عنوان یک ابزار ارزان با دسترس­پذیری آسان برای افزایش قدرت نظامی منطقه­ای ایالات‌متحده در جنگ­های احتمالی در آسیا در نظر می­گرفت. انسجام تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی در نیروهای ایالات‌متحده در آسیا به اندازه انسجام آنها در اروپا بود. این نیروها در هیچ دوره زمانی بدون استفاده از تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی قادر به مبارزه در یک جنگ متعارف نبودند. این تسلیحات به عنوان مزیت ایالات‌متحده بر بلوک شوروی و کمک به بازدارندگی یا شکست تجاوز شوروی و اجتناب از سایر تجربیات ناخوشایند همچون جنگ طولانی مدت کره در نظر گرفته می­شدند. به طور مثال، برای مقابله با جمهوری خلق چین[16] سعی در اشغال تایوان بود. پنتاگون به دلیل کمبود موشک­های دور برد، تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی را در زمین و نیز بر روی کشتی­ها و بمب افکن­های مبتنی بر حرکت رو به جلو[17] قرار داد و شبکه­ای از پایگاه­های نظامی ایالات‌متحده را در سراسر جهان ایجاد کرد. با این حال، کِنِدی و مقامات ایالات‌متحده پس از او از استفاده از آنها در جنگ ویتنام خودداری کردند. در آن زمان، دقت و اثربخشی ارتقاء تسلیحات متعارف ایالات‌متحده، به همراه زرادخانه­های هسته‌ای رو به رشد اتحاد جماهیر شوروی و چین، زرادخانه تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی ایالات‌متحده را کمتر کرد. امروزه، بر خلاف اروپا، تسلیحات هسته‌ای ایالات‌متحده در آسیا دیگر بر اهداف نظامی جدی متکی نیستند و به عنوان ابزاری برای اطمینان از هم­پیمانان کلیدی ایالات‌متحده در آسیا و به عنوان عامل بازدارنده­ای در برابر تهدیدات چین و کره شمالی طراحی می­شوند و در عین حال مانع از گسترش سلاح­های هسته‌ای بیشتر در سایر کشورهای آسیایی هستند. کالبی چندین فرضیه ارائه می­کند، مانند اینکه چرا گرایش ایالات‌متحده نسبت به تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی در اروپا در مقایسه با آسیا متفاوت است. نخست اینکه، فضای امنیتی منطقه به هم شبیه نیست. در حالی که در اروپا پیمان واحد چند ملیتی ناتو وجود دارد، ایالات‌متحده ناچار به مدیریت یک سیستم معاهده­ای پراکنده به صورت قطب و شعاعی[18] در آسیا است که ادغام نیروهای نظامی کشورهای مجزا را در یک مجموعه امکانات مجتمع یکپارچه دشوارتر می­سازد. دوم اینکه، نقش رسمی ناتو در شکل­دهی سیاست تسلیحات هسته‌ای ایالات‌متحده، اعم از ترتیبات کلیدی دوگانه آن برای تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی مشترک مبتنی بر حرکت رو به جلو و گروه برنامه­ریزی هسته‌ای، به صورت قابل ملاحظه­ای محدود به سیاست­های هسته‌ای واشنگتن است. در مقابل، نبود چنین پیمانی در منطقه اقیانوس آرام آسیا به ایالات‌متحده اجازه احتیاط بیشتری را در تعیین سیاست تسلیحات هسته‌ای مستقر در اقیانوس آرام می­دهد. ژاپنی­ها و سایر متحدان با بهره­گیری از حداقل تضمین­های بازدارندگی هسته‌ای ایالات‌متحده، بررسی بیش از حد این ترتیبات را کاهش می­دهند تا از برجسته کردن بعد هسته‌ای در مقابل حساسیت­های عموم مردم نسبت به امور هسته‌ای بکاهند. سوم، جغرافیای منطقه­ای نیز متفاوت است. عرصه اقیانوس آرام آسیا وسیعتر است و متحدان ایالات‌متحده در اطراف آن واقع شده­اند و نه سرزمین اصلی آسیا، بنابراین امکان دفاع از سوی نیروهای هوایی و دریایی ایالات‌متحده وجود دارد. در مقابل، ایالات‌متحده در اروپای مرکزی نیازمند نیروهای متعارف عظیمی برای دفاع از متحدان خود در ناتو در برابر ترس از حمله زمینی از سوی پیمان ورشو بود. شبکه پایگاه­های ایالات‌متحده در اقیانوس آرام همچنین استراتژی مبتنی بر حرکت رو به جلو را ایجاد کرد که متکی بر توان هوایی و دریایی آماده برای فعالیت مؤثر در دفاع از آنها بود. چهارم، ایالات‌متحده از تعادل متعارف سودمندتری در آسیا نسبت به اروپا برخوردار بود. برتری دریایی ایالات‌متحده به معنای این بود که ایالات‌متحده نیازی به اتکاء بر تسلیحات هسته‌ای برای حفاظت از بیشتر کشورهای اقیانوس آرام آسیا، به استثناء کره جنوبی در طی دوره جنگ سرد، نداشت. در مقابل، ایالات‌متحده در طی جنگ سرد، از برتری متعارف در اروپا برخوردار نبود، بنابراین گزینه­های متعارف معتبر کمی در اختیار داشت و باید بر حداقل ضمانت­های بازدارندگی گسترش تسلیحات هسته‌ای اتکا می­کرد. پنجم، چشم­اندازهای گسترش بیشتر سلاح­های هسته‌ای در آسیا بسیار وسیع­تر از اروپا است. هند، پاکستان و کره شمالی کشورهایی بوده­اند که به تازگی به تسلیحات هسته‌ای دست یافته­اند و به روسیه، چین و ایالات‌متحده پیوسته­اند. ژاپن، کره جنوبی و تایوان نیز ابزارهایی برای کسب سلاح­های هسته‌ای به صورت نسبتاً آسان در صورت اراده برای دستیابی به آن دارند. حتی تا این اواخر نگرانی­هایی نیز در قبال برمه وجود داشت که مبادا گزینه دستیابی به تسلیحات هسته‌ای را مد نظر قرار دهد. کالبی به این نکته اشاره می­کند که چگونه تغییرات در صحنه­های آسیایی این قاره را به الگوی اروپایی نزدیک می­کند. اخیراً تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی اهمیت تازه­ای در مذاکرات دفاعی در کره جنوبی و ژاپن یافته­اند. تلاش برای متعادل ساختن اقدامات تحریک­آمیز کره شمالی مجهز به سلاح­های هسته‌ای و توان نظامی رو به رشد چین، استراتژیست­های کره جنوبی و ژاپن را به بحث آشکار درباره این موضوع واداشته است که آیا تسلیحات هسته‌ای، خواه ایالات‌متحده یا احتمالاً قدرت­های هسته‌ای بومی، در موارد خطرناک می­تواند به آنها در مدیریت تهدیدات کمک کند یا خیر. ایالات‌متحده با تأکید بر اینکه این کشور از آنها در برابر تجاوزات خارجی دفاع می­کند، از جمله با استفاده از تسلیحات هسته‌ای در صورت نیاز، کسب اطمینان هر دوی این کشورها (ژاپن و کره جنوبی) را دنبال می­کند. هر چند تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی ایالات‌متحده دیگر نقش کلیدی را که در دهه 50 در برنامه­ریزی نظامی آسیا داشتند بازی نمی­کنند، اما کالبی چنین استدلال می­کند که آنها نقش مهم و احتمالاً رو به رشدی در قوت قلب دادن به متحدان و جلوگیری از تجاوز دشمن بر عهده دارند. او همچنین نگران این مسئله است که اگر کشورهای مخالف آمریکا آمادگی استفاده از تسلیحات هسته‌ای را داشته باشند و آمریکا چنین آمادگی را نداشته باشد، ایالات‌متحده در درگیری­های منطقه­ای متضرر خواهد شد.                                     [1] TNWs [2] Gravity bomb [3] Sagebrush [4] MC 14/3 [5] NPG [6] INF [7] USSR [8] Ground-based, GLCMs [9] SACEUR [10] SNF [11] Follow on To Lance, (FOTL) [12] TASM [13] B-61 [14] DCA [15] BMD [16] PRC [17] Forward- based [18] - hub-and-spoke

سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه

فصل 1 شامل کلیاتی در مورد سیاست خارجی ایلات متحده است و فصل 2، سیاست خارجی ایالات متحده را در قالب دیدگاه نظری رئالیسم تهاجمی قرار می­دهد. این فصل با تحلیل اهمیت نظریه و نظریه­های مختلف روابط بین­الملل و سیاست خارجی آغاز می­شود. در عین اذعان به اینکه هیچ نظریه­ای نمی­تواند و نباید همه­چیز را تبیین کند، رئالیسم تهاجمی به عنوان چارچوبی نظری مطرح می­شود که منحصراً بر سیاست قدرت­های بزرگ و موضوعات متضمن امنیت ملی و منافع ژئواستراتژیک ایالات متحده تمرکز می­کند. رئالیسم تهاجمی به خاطر رفتار تهاجمی ایالات متحده برای حفظ جایگاه به عنوان تنها هژمون منطقه­ای در نظام بین­الملل، برای تبیین سیاست خارجی این کشور مناسب است. این فصل با بحث روش­شناسی مطالعه­ی موردی تطبیقی که از طریق آن داده­ها گردآوری شده و ادعاهای نظری مورد آزمون قرار خواهند گرفت به پایان می­رسد. فصل 3، تحلیل مطالعه­ی موردی تطبیقی سیاست خارجی ایالات متحده در قبال خاورمیانه در طول جنگ سرد را با تمرکز بر دکترین­های عمده­ی رؤسای جمهور ارائه می­کند. موارد دکترین ترومن، آیزنهاور، نیکسون، کارتر و ریگان با موفقیت این ادعا را به آزمون می­کشند که ویژگی سیاست خارجی ایالات متحده تداوم بوده است تا تغییر. مقاصد سیاست خارجی ایالات متحده برای حفظ جایگاه هژمونیک منطقه­ای با پیشگیری از ظهور هژمونی شوروی در سراسر جنگ سرد بی­تغییر باقی ماند. فقدان حکومت فوق­ملی، دسترسی اتحاد شوروی به سلاح­های هسته­ای، عدم قطعیت در مورد نیات آن، و ضرورت بقا، واکنش تهاجمی ایالات متحده را دیکته کرد. همچنین، با توجه به موقعیت جغرافیایی، ایالات متحده پیوسته بر استراتژی کلان موازنه­بخشی فرامرزی برای دستیابی به مقاصدش متکی بود. فصل 4، تحلیل مطالعه­ی موردی تطبیقی دکترین بوش را در تلاش برای آزمون این ادعا ارائه می­کند که آیا دکترین مذکور نماینده­ی تداوم در سیاست خارجی ایالات متحده در قبال خاور میانه است. از این جهت، سیاستی که منجر به جنگ 2003 عراق شد، به خاطر تأثیر کلی آن بر سیاست خارجی ایالت متحده در قبال منطقه تحلیل می­شود. این فصل با تمرکز بر جنبه­ی استراتژیک و نه جنبه­ی مدیریتی سیاست مذکور، این مسئله را نیز تحلیل می­کند که آیا تغییری در مقاصد ژئواستراتژیک ایالات متحده و استراتژی­هایی که برای دستیابی به آن مقاصد اجرا کرد رخ داد. یافته­ی این بررسی آن است که هیچ تغییری در مقصود ژئواستراتژیک پیشگیری از ظهور قدرت منطقه­ای رقیب و استراتژی کلان موازنه­بخشی فرامرزی مورد استفاده برای دستیابی به این مقصود رخ نداده است. فصل 5، رویکرد مطالعه­ی موردی سیاست خارجی ایالات متحده در دوران اوباما را ارائه می­کند. این فصل، دکترین واقعی اوباما و اصول آن را نیز معرفی می­کند. برای آزمون ادعاها، بررسی حاضر تحلیل مطالعه­ی موردی تطبیقی سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران، ترکیه، سوریه، و جنگ علیه داعش را ارائه می­کند. یافته­ی این بررسی آن است که سیاست خارجی ایالات متحده در دوران پرزیدنت اوباما نماینده­ی تداوم است و اصول دکترین اوباما همسو با مقاصد ژئواستراتژیک ایالات متحده در خاورمیانه و استراتژی­هایی است که برای دستیابی به آن مقاصد اجرا کرده است. آنچه دکترین اوباما را از سایر دکترین­ها متمایز می­کند، تأکید آن بر اصل چماق و هویجِ تکمله­ی روزولت بر دکترین مونروئه است. فصل 6، از تحلیل مطالعه­ی موردی تطبیقی برای تبیین رابطه­ی ایالات متحده ـ ایران پس از سقوط شاه در سال 1979 بهره می­گیرد. این فصل برداشت متعارف را با این استدلال به چالش می­کشد که ایران کنشگری عقلانی است و علیرغم تغییر رژیم و خطابه­های سیاسی متعاقب، سیاست خارجی ایالات متحده در قبال آن در موضوعات متضمن منافع ژئواستراتژیک بی­تغییر مانده است زیرا تغییری در مقاصد ژئواستراتژیک و استراتژی­های دو دولت رخ نداده است. مقاصد ژئواستراتژیک و استراتژی­ها همانگونه باقی مانده است زیرا تغییری در جغرافیا و مواضع آنها در سیاست منطقه­ای و جهانی رخ نداده است. ایالات متحده و ایران، در عین محدودیت­های رابطه، منافع ژئواستراتژیک متقابلی دارند و مستعد همکاری­اند تا منازعه. ماجرای ایران ـ کنترا، جنگ 2001 افغانستان، جنگ 2003 عراق، و جنگ با داعش شواهد کافی برای حمایت از این ادعا ارائه می­کنند. کتاب با خلاصه­ای از یافته­ها و تحلیل آینده­ی سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه و چهارگوشه­ی جهان به پایان خواهد رسید. یافته­ی اصلی این است که ویژگی سیاست خارجی ایالات متحده در قبال خاورمیانه در هفت دهه­ی گذشته، تداوم در مقاصد ژئواستراتژیک سیاست خارجی و استراتژی­های دستیابی به آنهاست. مقصود اصلی، حفظ جایگاه هژمونیک منطقه­ای و پیشگیری از ظهور هژمون منطقه­ای دیگر بوده است. به این دلیل، ایالات متحده استراتژی کلان موازنه­بخشی فرامرزی برای حفظ موازنه­ی قدرت در هر منطقه را دنبال کرده است. همچنین، کاربرد یک چارچوب نظری ریشه­دار برای تبیین سیاست خارجی ایالات متحده در هفت دهه­ی گذشته، امکان شکلی از پیش­بینی مشروط را فراهم می­کند. در واقع، یکی از مهمترین مزایای کاربرد چارچوب نظری ریشه­دار برای تبیین سیاست خارجی، پیش­بینی رویدادهای آینده­ای است که در تحت شرایط و عوامل مشابه رخ می­دهند. بر اساس یافته­های پیش­گفته و اصول رئالیسم تهاجمی، این پیش­بینی منطقی است که اگر تغییری در جایگاه هژمونیک و جغرافیای ایالات متحده رخ ندهد، سیاست خارجی آن همچنان اساساً پابرجا خواهد ماند.

دیپلماسی فرهنگی و منافع ملی (کتاب الکترونیک)

32000 تومان
جمهوری اسلامی ایران، با داشتن فرهنگی کهن و پویا و نیز تمدنی متعالی که تأثیرات عمیق و گسترده‌ای در مناطق پیرامونی خود گذاشته است، امروزه می‌تواند با بهره‌گیری از دیپلماسی فرهنگی به نحوی مطلوب نفوذ فرهنگی خود را در بسیاری از کشورهای جهان به‌ویژه مناطقی که در آن دارای تاریخ و پیشینه‌ای مشترک با حوزه تمدنی خود را دارد، افزایش دهد. همچنین این کشور می‌تواند به‌مانند بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته جهان با تکیه‌بر فناوری‌های نوین ارتباط‌جمعی و رسانه‌های قدرتمند به گسترش فرهنگ خود در میان ملل دیگر اقدام نماید. در صورت چنین اقدامی، به چنان قدرتی می‌رسد که امروزه معروف به قدرت نرم است. این کشور با استفاده از قدرت نرم خود، ملت‌های منطقه خاورمیانه و جهان را به پیروی از فرهنگ و اهدافش متقاعد کرده و در نتیجه به خواست نهایی خود یعنی همراه کردن دولت‌ها باسیاست‌های خویش دست می‌یابد. ازاین‌رو، جمهوری اسلامی ایران با تکیه‌بر ظرفیت‌ها و عناصر فرهنگی، از قدرت بالفعل به بالقوه در زمینه دیپلماسی فرهنگی و در نهایت قدرت نرم خواهد رسید. برای اجرای آن، تاکتیک‌ها و راهبردهای فراوانی در این خصوص فراهم است؛ اما آنچه در این کتاب اهمیت دارد، آن است که دیپلماسی فرهنگی چه تأثیری بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ جایگاه دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی آن تا چه حد جدی و مهم است؟ سازوکارهای کنونی دیپلماسی فرهنگی آن تا چه اندازه در خاورمیانه و جهان اثربخش است؟ آیا الگوی مدون و مشخصی وجود دارد؟ و مؤلفه‌های دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی آن کدام­اند و چه ارتباطی میان قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی وجود دارد؟ کتاب حاضر سعی کرده است با تجزیه‌وتحلیل ضمن پاسخ به سؤالات فوق، به اهمیت دیپلماسی فرهنگی در روابط بین‌الملل جهان باهدف ارزیابی دیپلماسی فرهنگی بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران بپردازد؛ چون‌که دیپلماسی فرهنگی نقش بنیادین در حفظ منافع ملی جمهوری اسلامی ایران دارد. میان ارزیابی اقدامات و سازوکارهای فعلی دیپلماسی فرهنگی و خلق فرصت‌های جدید در سیاست خارجی آن، ارتباط وجود دارد. در سیاست خارجی آن در خاورمیانه الگو و مدل علمی و پیش رو در حوزه دیپلماسی فرهنگی که بتواند در خور شأن و جایگاهش باشد، دیده نمی‌شود. برای ارزیابی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نیاز به الگوی مطلوب است. با توجه به اهمیت دیپلماسی فرهنگی در برنامه‌ریزی استراتژیک و افزایش درک و آگاهی آن در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها و عرصه فرهنگ یک ملت به ملت‌ها و نهادها و سازمان‌های دیگر کشورها با عنایت به تجارب گذشته و نفرت افکار عمومی از جنگ و خونریزی، دولت‌ها ترجیح می‌دهند به‌جای هزینه بسیار سنگین نظامی برای پیشبرد روزافزون تکنولوژی و فضای مجازی اقدام نمایند. امروزه عامل فرهنگی نسبت به سایر ابعاد اقتصادی، سیاسی، نظامی از قدرت پایدارتر و تأثیرگذارتر برخوردار است. ازاین‌رو کشورها با به‌کارگیری سرمایه فرهنگی، از ظرفیت ملی در جهت رسیدن به اهداف و منافع ملی دلخواه خود می‌رسند. از طرفی تکثر در ارتباطات و تعاملات بین‌الملل بیشتر از طریق دیپلماسی صورت می‌گیرد، به‌نوعی هویت انسان‌ها و ملت‌ها دچار تزلزل گردیده است، لذا ضرورت نگاه جدید به دیپلماسی فرهنگی امری اجتناب‌ناپذیر است. از طرفی با ناکارآمدی راهکارهای قدرت محور در حل چالش‌ها و مناقشات جهانی و برقراری امنیت بین‌المللی ضرورت استفاده از دیپلماسی فرهنگی در میان دولت‌ها را دوچندان کرده است.

نظریه های اشاعه ی هسته ای (مطالعه ی موردی: کره ی شمالی)

31000 تومان
اشاعه ی هسته ای، از زمانی که ایالات متحده برای نخستین بار سلاح های هسته ای را تولید کرده و در اوت ۱۹۴۵ بر ضد ژاپن به کار برد، از موضوعات کلیدی امنیت بین الملل بوده است. ویژگی دوران جنگ سرد، هراس از وقوع جنگ هسته ای میان ابرقدرت ها بود، ولی این نگرانی هم وجود داشت که شمار فزاینده ای از دولت ها به تسلیحات هسته ای دست یابند. اتحاد جماهیر شوروی، نخستین سلاح هسته ای خود را در ۱۹۴۹، انگلستان در ۱۹۵۲، فرانسه در ۱۹۶۰، و چین در ۱۹۶۴ آزمایش کرد. این ها به پنج دولت «شناخته شده» ی دارنده ی سلاح هسته ای معروف اند.1 همگام با اولین تحقیقات مربوط به امکان به کارگیری انرژی هسته ای در جهت ساخت سلاح، تلاش برای جلوگیری از اشاعه ی سلاح های هسته ای نیز وجود داشته است. مهمترین دستاورد این تلاش را می توان معاهده ی عدم اشاعه ی هسته ای (NPT) دانست. این معاهده که در سال 1968 منعقد شد و در سال ۱۹۷۰ قدرت اجرایی یافت، به بخش اصلی «رژیم بین المللی عدم اشاعه» تبدیل شده و با موفقیت هایی هم همراه بوده است. اما، با وجود موفقیت کلی، رژیم عدم اشاعه از همان ابتدا با فشارها و نگرانی هایی مواجه بود؛ ازجمله اینکه، هند در سال ۱۹۷۴ یک انفجار هسته ای«صلح آمیز» انجام داد؛ آرژانتین، برزیل، رومانی، تایوان، کره ی جنوبی، عراق و آفریقای جنوبی و برخی کشورهای دیگر هم گام هایی در جهت دستیابی به سلاح های هسته ای برداشتند. پایان جنگ سرد، گرچه از هراس وقوع جنگ هسته ای بین قدرت های بزرگ کاست، اما موجب توقف روند تلاش برای اشاعه ی سلاح های هسته ای نشده و همچنان شاهد تلاش در جهت کسب تسلیحات هسته ای بودیم. از میان مهمترین مواردی که در این برهه اعتبار رژیم عدم اشاعه را به چالش کشیدند، می توان به بحران های هسته ای اول و دوم کره ی شمالی در سال های  اوایل دهه ی 1990  و سال های آغازین هزاره ی جدید و آزمایش های تسلیحاتی هند و پاکستان در ماه می ۱۹۹۸ اشاره کرد. در پاسخ به چنین معضلاتی، محققان و فعالان عرصه ی عدم اشاعه ی هسته ای به ارائه ی راهکارهایی در جهت تقویت رژیم و معاهده ی عدم اشاعه ی هسته ای پرداختند. اما، انتقادی که به برخی از این راهکارها وارد است، عدم توجه به پیوند مسئله ی «چگونگی توقف اشاعه ی تسلیحات هسته ای» با «چرایی روی آوردن کشورها به ساخت سلاح هسته ای» است؛ به عبارت دیگر، محققان و فعالان عرصه ی مذکور، دچار تعصب در رابطه با بعد عرضه بوده و همواره سعی داشته اند رفتارها، فعالیت ها و انتقال فناوری و موادی که می توانند به کسب تسلیحات هسته ای بینجامند را مد نظر قرار دهند. این تعصب موجب غفلت از انگیزه ها و محرک های اشاعه ی هسته ای (یعنی، بعد تقاضا) شده است. بر این اساس، به نظر رسید که پاسخ به مسئله ی چگونگی توقف اشاعه ی تسلیحات هسته ای مستلزم پاسخ به مسئله ای اساسی تر است و آن اینکه: «چرا کشورها سلاح هسته ای می سازند؟». در پاسخ به این مسئله ی اساسی تر، اندیشمندان و محققان حوزه های مختلف علوم انسانی و اجتماعی دست به پردازش نظریه هایی زدند که هر یک از آنها از منظری متفاوت در پی پاسخ به سئوال مذکور برآمدند. چالشی که اکنون پیش روی هر دانش پژوه امنیت بین الملل و اشاعه ی هسته ای وجود دارد، انتخاب کارآمدترین و مناسب ترین نظریه در جهت فهم مسئله ی مهم اشاعه ی هسته ای است. این امر مستلزم مقایسه ی بین نظریه های اشاعه ی هسته ای است که یکی از مهمترین زمینه های آن، کاربست نظریه ها برای تحلیل موارد واقعی اشاعه ی هسته ای است. از این رو، در این پژوهش تلاش می شود تا با تشریح مبانی، پیشفرض ها و مفاهیم بنیادین برخی از مهمترین نظریه های اشاعه ی هسته ای، و به آزمون گذاردن آنها در برابر یک مورد اشاعه ی هسته ای، یعنی کره ی شمالی، ارزیابی خود را از مناسبت و کارآمدی این نظریه ها ارائه دهیم.  

چکیده و ارزیابی ادبیات علمی پیرامون پژوهش

منابع موجود در زمینه ی موضوع پژوهش حاضر را می توان به سه بخش زیر تقسیم کرد:

الف) آثار نظری در زمینه ی اشاعه ی هسته ای:

«آیا نظریه ی اشاعه ی هسته ای وجود دارد؟ تحلیل مناظره ی معاصر»؛ مقاله ای است که توسط تانیا آگیلوی ـ وایت به رشته ی تحریر در آمده است. در این مقاله، نویسنده می کوشد محدودیت های مناظره ی موجود بر سر اینکه اشاعه ی هسته ای چگونه باید تبیین شود و اینکه آیا اشاعه ی هسته ای آینده قابل پیش بینی است یا خیر را نشان داده و در ضمن، حوزه های نیازمند پژوهش بیشتر را برجسته نماید. بر این اساس، وی در ابتدا به سردرگمی نظری در زمینه ی اشاعه ی هسته ای پرداخته و ریشه های آن را مورد بررسی قرار می دهد و سپس به معرفی چند نظریه و رویکرد در زمینه ی اشاعه ی هسته ای می پردازد که عبارتند از: نظریه های رئالیسم کلاسیک و نورئالیسم، نظریه های سازمانی، رویکرد های شناختی و روان شناختی و در نهایت، جامعه شناسی تاریخی به عنوان رویکردی بدیل. مقاله ی مذکور را می توان در زمره ی بهترین و مفیدترین آثار نظری در زمینه ی اشاعه ی هسته ای قلمداد کرد.2 «چرا کشورها سلاح هسته ای می سازند؟»؛ عنوان مقاله ای است از اسکات سیگن که در نشریه ی امنیت بین المللی به چاپ رسید. در این مقاله، نویسنده، که خود از محققان برجسته ی حوزه ی اشاعه ی هسته ای است، به معرفی سه چارچوب نظری یا «مدل» در زمینه ی علل اشاعه ی هسته ای می پردازد که عبارتند از: «مدل امنیتی»، «مدل سیاست داخلی» و «مدل هنجاری». مطابق مدل امنیتی، دولت ها برای افزایش امنیت ملی در برابر تهدیدات خارجی و بویژه تهدیدات هسته ای، دست به ساخت سلاح هسته ای می زنند. مدل سیاست داخلی، سلاح هسته ای را ابزاری سیاسی تلقی می کند که در جهت رسیدن به اهداف و منافع بوروکراتیک و جناحی داخلی مورد استفاده قرار می گیرد. در نهایت، مدل هنجاری، سلاح هسته ای را نماد هنجاری مهم مدرنیته و هویت دولت می داند. علاوه بر این، مقاله ی مذکور، چند مورد اشاعه ی هسته ای را جهت سنجش مدل های سه گانه، مورد بررسی قرار می دهد. ضمن اعتراف به سهم کلیدی این مقاله در ادبیات اشاعه ی هسته ای، تذکر این نکته مهم است که از مقاله ی مذکور تنها می توان به عنوان «مقدمه ای مفید» برای ورود به عرصه ی نظریه های اشاعه ی هسته ای بهره برد.3 «نظریه های اشاعه ی هسته ای: وضعیت حوزه»؛ عنوان مقاله ای است به قلم ژاکوئز هیمانز. در این مقاله، نویسنده به معرفی و نقد دو اردوگاه نظری کلی در مورد مسئله ی علل اشاعه ی هسته ای می پردازد. اردوگاه اول، اردوگاه رئالیستی است که معتقد است کشورها به دلایل امنیتی به دنبال کسب سلاح هسته ای هستند؛ این همان تفکری است که بطور سنتی بر محققان و فعالان آمریکایی عرصه ی اشاعه ی هسته ای مسلط بوده است. اما، نویسنده بر آن است که حدس های رئالیستی، راهنمایی ناچیزی در رابطه با واقعیت های تاریخی اشاعه ی هسته ای ارائه می دهند. اردوگاه دوم، اردوگاه ایدئالیستی است که تحلیل های خود را در سطوح سه گانه ی فردی، داخلی و بین المللی ارائه می دهد. این سطوح سه گانه به ترتیب بر انگیزه های رهبران، پیچیدگی سیاسی درونی دولت ها و هنجارهای بین المللی تمرکز می کنند. روی هم رفته، نویسنده، دیدگاههای مختلف ایدئالیستی را بسیار بیشتر از رئالیسم با سابقه ی تاریخی اشاعه ی هسته ای هماهنگ می بیند. در ارزیابی این مقاله باید گفت هرچند معرفی و نقد مفیدی از دو اردوگاه نظری ارائه می دهد، اما این نوع گونه شناسی نظریه های اشاعه ی هسته ای، بسیار کلی و ساده سازی شده است.4 «سلاح های هسته ای در نظریه ی نورئالیستی»؛ مقاله ای است به قلم آریل ایلان راث که در نشریه ی مرور مطالعات بین المللی به چاپ رسید. نویسنده، هدف مقاله را توضیح نقش کلیدی می داند که سلاح های هسته ای در تبیین اختلاف استدلال های نظری در درون پارادایم بسیار متنفذ نورئالیسم ساختاری ایفا می کنند. از این رو، در این مقاله به نقاط اشتراک و افتراق دو نظریه پرداز کلیدی نورئالیسم، یعنی کنت والتز و جان مرشایمر، در رابطه با نقش سلاح های هسته ای پرداخته می شود. در نهایت، نویسنده به ارزیابی اعتبار تجربی هر دو نظریه و مناسبت نظریه ی نورئالیست برای سیاستگذاری آینده مبادرت می ورزد. تبیین مقاله ی مذکور از جایگاه سلاح هسته ای در نظریه ی نورئالیسم، مفید ارزیابی می شود.5 «گسترش سلاح های هسته ای: یک مناظره»؛ در این کتاب، مناظره ی بین دو تن از برجسته ترین محققان، یعنی اسکات سیگن و کنت والتز، بر سر اشاعه ی سلاح های هسته ای منعکس شده است. کنت والتز، از منظر نظریه ی نورئالیستی خود به دفاع از اشاعه ی سلاح های هسته ای در قالب عبارت «هرچه بیشتر، بهتر» می پردازد. اسکات سیگن نیز با استفاده از نظریه ی سازمانی، در قالب عبارت «هرچه بیشتر، بدتر» به مخالفت با اشاعه ی سلاح های هسته ای مبادرت می ورزد. کتاب، شامل مطالعه ی موردی سلاح های هسته ای هند و پاکستان و نیز پاسخ دو محقق به نقدهای یکدیگر نیز می باشد. گرچه کتاب مذکور عمدتاً در پی پاسخ به این سئوال است که نتایج احتمالی گسترش سلاح های هسته ای چه هستند، اما به علل اشاعه ی هسته ای نیز پرداخته است.6 «سلاح های هسته ای به مثابه نماد: نقش هنجارها در سیاستگذاری هسته ای»؛ در این مقاله، نویسنده، کارستن فری، در پاسخ به این سئوال که چرا برخی کشورها به ساخت سلاح هسته ای روی می آورند و برخی دیگر خیر، توجه را به نقش مهمی جلب می کند که عوامل معنایی ازجمله پرستیژ، هویت، هنجارها و نمادها در تصمیم گیری هسته ای ایفا می کنند. این مقاله را می توان یکی از آثار مفیدی دانست که از منظر سازه انگاری به مسئله ی اشاعه ی هسته ای پرداخته است.7

ب) آثار مربوط به بحران کره ی شمالی

«برنامه ی هسته ای کره ی شمالی: امنیت، راهبرد، و دیدگاههای جدید روسیه»؛ کتابی است ویراسته ی جیمز کلی مولتز و الکساندر منصورف که شامل یک مقدمه و پنج بخش است. بخش اول کتاب به تاریخ برنامه ی هسته ای کره ی شمالی می پردازد و مواردی از جمله تاریخ فنی روابط هسته ای کره ی شمالی ـ شوروی و تاریخ سیاسی همکاری هسته ای این دو کشور را مورد بررسی قرار می دهد. بستر اقتصادی برنامه ی هسته ای کره ی شمالی، موضوع بخش دوم کتاب است. در این بخش، نویسندگان به جنبه های اقتصادی برنامه ی هسته ای، بخش انرژی کره ی شمالی، و فجایع طبیعی میانه ی دهه ی 1990 می پردازند. بخش سوم، تأثیر عوامل سیاسی، نظامی و استراتژیک بر برنامه ی هسته ای کره ی شمالی را مورد بررسی قرار می دهد. بخش چهارم کتاب شامل مقالاتی در رابطه با بستر بین المللی برنامه ی هسته ای کره ی شمالی و از جمله رابطه ی کره ی شمالی و رژیم عدم اشاعه ی هسته ای می باشد. در نهایت، در بخش پنجم به مشکلات حل نشده و موضوعات آینده در برنامه ی هسته ای کره ی شمالی توجه می شود. از آنجایی که این کتاب ترکیبی از عوامل داخلی و بین المللی را در رابطه با برنامه ی هسته ای کره ی شمالی مد نظر قرار می دهد، نقش مهمی در فهم بحران کره ی شمالی ایفا می کند.8 کتاب «خروج ممنوع: کره ی شمالی، سلاح های هسته ای و امنیت بین المللی» نوشته ی جاناتان پولاک، از جمله آثار مفیدی است که در زمینه ی بحران کره ی شمالی به رشته ی تحریر در آمده است. این کتاب دارای شش فصل می باشد که در فصل اول با عنوان«یک نظام بی مانند»، به ظهور کیم ایل ـ سونگ، نگاه وی به جهان و ساخت نظام کره ی شمالی توجه می شود. فصل دوم با عنوان «خاطرات و تصورات هسته ای» به روند شکل گیری تفکر هسته ای، نگاه کره به اتم صلح آمیز و رابطه ی فناوری هسته ای با سیاست اتحاد می پردازد. فصول سوم و چهارم کتاب به هسته ای شدن استراتژی کره ی شمالی و تغییر در رهبری این کشور اختصاص دارد. موضوع فصل پنجم، فروپاشی«چارچوب توافقی» و خروج کره ی شمالی از معاهده ی عدم اشاعه ی هسته ای است. در نهایت، فصل ششم با عنوان«پافشاری هسته ای»، به اصرار کره ی شمالی بر تملک سلاح هسته ای خارج از معاهده ی عدم اشاعه هسته ای و مسئله ی آزمایش هسته ای اختصاص دارد. در مجموع، تأکید اصلی نویسنده بر رهبری کره ی شمالی است و بر همین اساس است که موضوع هسته ای کره ی شمالی را نامی بی مسما تلقی می کند.9 «وضعیت داخلی کره ی شمالی و تأثیر آن بر بحران هسته ای»؛ مقاله ای است از جین ووک چوی. هدف این مقاله، بررسی بحران هسته ای کره ی شمالی از دیدگاه کره ی شمالی است. نویسنده معتقد است بعد داخلی کره ی شمالی مورد غفلت واقع شده و اغلب از دیدگاه امنیت جهانی و منطقه ای و روابط بین المللی به بحران هسته ای این کشور نگریسته شده است. وی بر آنست که کره ی شمالی، برنامه ی هسته ای خود را بهترین اهرم برای دریافت کمک از جهان خارج، کاهش هزینه ی نظامی و تضمین امنیتی برای رژیم حاکم می داند. بر این اساس، نویسنده توجه خود را به مشکلات اقتصادی و بی ثباتی های سیاسی و اجتماعی معطوف می کند. به نظر او، سلاح هسته ای یکی از راهبردهای کره ی شمالی برای مقابله با این مشکلات است.10 مقاله ی «ریشه ها، تحول و آینده ی برنامه ی هسته ای کره ی شمالی» نیز از آثار مفید در زمینه ی برنامه ی هسته ای کره ی شمالی است که توسط الکساندر منصورف نگاشته شده است. از جمله موضوعاتی که این مقاله به آن می پردازد عبارت است از توانمندی ها و نیات هسته ای کره ی شمالی. نویسنده معتقد است برای تجزیه و تحلیل نیات هسته ای کره ی شمالی باید ریشه ها، ماهیت و میزان نهادینه شدن آنها را بررسی کرد. منظور از ریشه های نیات این است که چرا و چه وقت رهبران کره ی شمالی از بلندپروازی هسته ای برخوردار شدند. منظور از ماهیت نیات این است که آیا این نیات، تهاجمی، تدافعی یا بازدارنده هستند. در نهایت، مفهوم نهادینه شدن به این معنی است که آیا نیات هسته ای، رسماً در استراتژی و دکترین نظامی کره ی شمالی گنجانده شده اند یا خیر. منصورف، پس از تطبیق این مفاهیم بر کره ی شمالی، به بررسی سیاست هسته ای در دوران رهبری کیم ایل ـ سونگ و کیم جونگ ـ ایل می پردازد.11

ج) تحلیل بحران کره ی شمالی در چارچوب نظریه ها و مدل های خاص

پایان نامه ی کارشناسی ارشد بن کالیسنیک تحت عنوان «محدودیت های نظریه های موجود اشاعه ی هسته ای برای تبیین مورد کره ی شمالی»، از مفیدترین آثاری است که بحران کره ی شمالی را در چارچوب چند نظریه مورد بررسی قرار می دهد. نویسنده، انگیزه های اشاعه ی هسته ای را به سه بخش انگیزه های امنیتی، متغیرهای سطح داخلی، و پرستیژ، هویت و هنجارها تقسیم کرده و با نقد و بررسی هر یک، در پی رویکردی چندعلتی برای تبیین بحران کره ی شمالی است. در نهایت، کالیسنیک محرک های هسته ای را به دو نوع محرک های کافی و لازم و دو دوره ی جنگ سرد و پس از جنگ سرد تقسیم کرده و به پوشش نقایص نظریه های موجود می پردازد.12 «دومین آزمایش هسته ای کره ی شمالی: دیدگاه های رئالیسم نوکلاسیک»؛ مقاله ای است که توسط ساچیو ناکاتو به رشته ی تحریر درآمده است. در این مقاله، نویسنده، تبیین های متعارف در باب اشاعه ی هسته ای را به دو نوع تبیین عوامل داخلی و تبیین عوامل بین المللی تقسیم کرده و آنها را با بحران کره ی شمالی تطبیق می دهد. سپس، وی به نارسایی های تبیین های یکسویه پرداخته و رئالیسم نوکلاسیک را به عنوان ابزار تحلیلی مناسب برای تبیین بحران کره ی شمالی بر می گزیند. رئالیسم نوکلاسیک، محرک های سطح نظام را به عنوان متغیر مستقل و عوامل داخلی را به عنوان متغیر مداخله گر در نظر می گیرد. بر همین اساس، نویسنده، دومین آزمایش هسته ای کره ی شمالی را ناشی از ترکیب عوامل سطح نظام (از جمله رفتار شورای امنیت سازمان ملل متحد، کره ی جنوبی، ژاپن) و برداشت های سیاسی و نظامی داخلی می داند.13 «علت ریشه ای برنامه ی هسته ای کره ی شمالی چیست؟»؛ عنوان مقاله ای است از مون سوک آن. نویسنده معتقد است که موارد اشاعه ی هسته ای عمدتاً با استفاده از سه چارچوب نظری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند که عبارتند از: مدل امنیتی، مدل سیاست داخلی، و مدل هنجارها یا نمادها. مدل اول، سلاح هسته ای را عامل تقویت امنیت ملی در برابر تهدیدات خارجی تلقی می کند و نقص آن، عدم درک کاربرد سلاح هسته ای برای اهدافی غیر از امنیت ملی است. مدل دوم، سلاح هسته ای را ابزاری برای  ارتقاء جایگاه و منافع کنشگران سیاسی داخلی می داند. در نهایت، مدل سوم، سلاح هسته ای را به عنوان نماد مدرنیته و هویت دولت تلقی می کند. البته، علاوه بر این سه مدل، اشاره ای هم به مدل اهرم می شود که سلاح هسته ای را ابزاری برای افزایش نفوذ بین المللی دولت ها تلقی می کند. مون سوک آن، هیچ یک از این مدل ها را قادر به تبیین کامل برنامه ی هسته ای کره ی شمالی نمی داند و با اشاره به مشکلات اقتصادی و تغییر در رهبری این کشور، از مدل بقای رژیم برای تبیین علت ریشه ای این برنامه بهره می برد.14 مقاله ی دیگری که در این زمینه می توان به آن اشاره کرد، مقاله ی «آزمایش هسته ای کره ی شمالی: علل و پیامدها» اثر نوذر شفیعی است. در این مقاله، نویسنده در پی پاسخ به دو سئوال زیر است: چه عواملی باعث شد کره ی شمالی دست به آزمایش هسته ای بزند؟ و آزمایش هسته ای کره ی شمالی چه پیامدهایی داشت؟. وی برای پاسخ به این سئوال ها، و بویژه سئوال اول، از نظریه ی رئالیسم به عنوان ابزاری تحلیلی بهره می گیرد؛ چرا که معمای امنیت و تلاش برای بقاء به عنوان دو مفهوم کلیدی در نظریه ی رئالیسم، نقش مهمی در آزمایش هسته ای کره ی شمالی به عنوان جلوه ای از سیاست خودیاری (که آن هم یکی از مفاهیم اصلی نظریه ی رئالیسم است) داشته اند.15

نوآوری های پژوهش

نوآوری های پژوهش حاضر را می توان به دو بخش زیر تقسیم کرد: الف) از لحاظ نظری: از آنجایی که حوزه ی نظریه های اشاعه ی هسته ای، حوزه ای نسبتاً جدید به نظر می رسد، پژوهش حاضر علاوه بر کمک به توسعه ی بیشتر این حوزه، از لحاظ جامعیت در تبیین و تفهیم نظریه های مذکور، اثری بدیع قلمداد می شود. بر همین اساس، بخش نظری پژوهش حاضر می تواند به عنوان چارچوبی برای بررسی سایر موارد اشاعه ی هسته ای(غیر از کره ی شمالی)، مورد استفاده ی محققان قرار گیرد. ب) از لحاظ مطالعه ی موردی: با توجه به اینکه منابع موجود در زبان فارسی در مورد بحران هسته ای کره ی شمالی ناچیز هستند، و بسیاری از منابع موجود نیز از لحاظ توجه جامع به همه ی ابعاد مادی و معنایی داخلی، منطقه ای و بین المللی، دچار نقص هستند، پژوهش حاضر را می توان در بین آثار فارسی مربوط به بحران کره ی شمالی، متمایز تلقی کرد.

پرسش های پژوهش

پرسش اصلی «چرا کشورها (کره ی شمالی) سلاح هسته ای می سازند؟»

پرسش های فرعی

الف) چگونه تهدیدات امنیتی منطقه ای و بین المللی بر تصمیمات هسته ای دولت ها (کره ی شمالی) تأثیر می گذارند؟   ب) تأثیر عوامل سطح واحد بر رویکرد دولت ها (کره ی شمالی) به سلاح هسته ای چگونه است؟   ج) چگونه عوامل معنایی نظیر هویت، فرهنگ و هنجارها بر تصمیم دولت ها (کره شمالی) به کسب سلاح هسته ای تأثیر می گذارند؟

فرضیه

«علت اصلی روی آوردن کشورها (کره ی شمالی) به سلاح هسته ای، تهدیدات امنیتی خارجی (منطقه ای و بین المللی) است»

تعریف مفاهیم

الف) نظریه های اشاعه ی هسته ای: مناظره ی نظری بر سر چگونگی تبیین اشاعه ی هسته ای و اینکه آیا اشاعه ی هسته ای آینده قابل پیش بینی است یا نه، از پایان جنگ سرد، تحرک تازه ای پیدا کرده است. مناظره مذکور به این دلیل دارای حرارت ویژه ای بوده است که محیط جدید بین المللی، چالشهای جدیدی را در مقابل دیدگاه متعارف در مورد گسترش سلاح های هسته ای مطرح کرده است. گرچه مساهمت های بسیار مهمی صورت گرفته است، اما، پویش اشاعه ی هسته ای تا حد زیادی یک راز باقی مانده است. طرف های این مناظره، تمرکز خود را بر تلاش برای یافتن راه حل ها برای چیزی گذاشته اند که «معمای اشاعه» نامیده شده است. اما اینکه معنای دقیق این اصطلاح چیست، همواره روشن نیست، و این فقدان دقت آکادمیک منجر به سوءتفسیر مساهمت های کلیدی و در نهایت منجر به سردرگمی نظری شده است. ریشه ی این سردرگمی در سه مشکل است. اول اینکه، مفهوم اشاعه ی هسته ای به اندازه کافی تعریف نشده است و این امر طرح یک رویکرد دقیق را مشکل تر کرده است. دوم اینکه، واژه ی «معما» برای اشاره به جنبه های مختلف اشاعه ی هسته ای، نظیر علت ها و معلول های آن، مورد استفاده قرار گرفته است و همواره روشن نیست که کدام جنبه در حال بررسی است. آنچه موضوعات را پیچیده تر می کند، مناظره های نظری هستند که در درون مناظره ی اشاعه ی هسته ای جریان دارند، برای مثال دو مسئله ی سطوح تحلیل و ساختار ـ کارگزار (که خودشان موضوع مناظره هستند) در مرکز مناظره ی مربوط به اشاعه نیز قرار دارند. علاوه بر این ها، دشواری های تجربی مربوط به گردآوری داده ها را نیز نباید از ذهن دور داشت.16 تا همین اواخر، دو گونه ی کلی از فرضیات بر تحقیقات مربوط به علل اشاعه ی هسته ای مسلط بودند. گونه ی اول، که به عنوان فرضیات تعیّن گرایی فنّاورانه معروف است، فرض را بر این می گذارد که خود فناوری هسته ای نیروی محرک اصلی اشاعه ی هسته ای است و بنابراین به محض اینکه تولید سلاح های هسته ای از لحاظ فناوری ممکن شود، اشاعه صورت خواهد گرفت. این امر به برخی پیش بینی های بدبینانه در مورد گسترش سلاح های هسته ای در آینده منجر شده است، از جمله پیش بینی مشهور جان. اف. کندی در سال 1962، که ممکن است ایالات متحده تا دهه ی 1970 با تهدید 15 تا 25 قدرت هسته ای روبرو شود. گونه ی دوم فرضیات، فرض را بر این می گذارند که پویش اشاعه ی هسته ای درک نمی شود مگر اینکه به این سئوال دشوار پرداخته شود که چه محرک هایی دولت ها را به سمت کسب سلاح هسته ای سوق می دهند.17. «مدل»، «رویکرد»، «چارچوب تحلیل» و . . . عناوینی هستند که ممکن است پژوهشگران برای پاسخ های منسجم و نظام مند به این پرسش اساسی برگزینند؛ اما، پژوهش حاضر به سه دلیل با تسامح، عنوان «نظریه» را برای این پاسخ ها برگزیده است. اول اینکه، هنوز در میان دانشگاهیان، اجماعی بر سر معنا و تعریف این واژگان شکل نگرفته است. دوم اینکه، به نظر می رسد عنوانی که برای آنها انتخاب می شود، کم اهمیت تر از پاسخی است که به پرسش مذکور داده می شود؛ و سوم اینکه، با وجود این سردرگمی و اغتشاش بر سر تعریف مفاهیم فوق، به نظر می رسد معقول آن باشد تا اصطلاحاتی چون «مدل»، «رویکرد» و . . . را به عنوان شاخه هایی از نظریه که همیشه هم به آسانی از یکدیگر متمایز نمی شوند، به حساب آوریم نه بدیل هایی برای آن.18 ب)مناسبت و کارآمدی: یکی از مسائل اساسی پیش روی هر دانش پژوه جدی روابط و امنیت بین الملل، انتخاب یک نظریه ی خوب است. اندیشمندان معیارهای مختلفی را برای یک نظریه ی خوب مطرح کرده اند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: الف) نظریه ی خوب باید از لحاظ منطقی، یکپارچه بوده و سازگاری درونی داشته باشد. ب) نظریه ی خوب باید کامل باشد؛ به این معنی که ما را در مورد روابط علّی دخیل، متحیّر نگذارد. ج) نیاز سوم، قدرت تبیینی است؛ به این معنی که توانایی توضیح پدیده هایی را داشته باشد که در غیر این صورت مبهم به نظر می رسند. د) پدیده های مهمی را تبیین کند که احتمال می رود بر سرنوشت بسیاری از انسان ها تأثیر گذارند. و) نظریه، وقتی ارزشمندتر است که به روشنی بیان شود و دارای زبان گنگ و مبهم نباشد.19 ه) معیار مهم دیگری که برای ارزیابی و مقایسه ی نظریه ها مطرح می شود، مناسبت با سیاستگذاری است؛ به این معنی که ژرف کاوی های محققانه باید بتواند چنان با سیاست ربط داشته باشد که کارگزار اجرایی را قادر سازد تا مسائل پیش رویش را درک کند.20 یکی از ابزارهای سنجش این معیار در نظریه های روابط و امنیت بین الملل، مطالعات موردی در دنیای واقعی است. از این رو، در این پژوهش سعی می شود با ارزیابی نظریه های اشاعه ی هسته ای در برابر مورد کره ی شمالی، مناسبت و کارآمدی آنها مورد سنجش قرار گیرد. ج) اولین بحران هسته ای کره ی شمالی: کره ی شمالی با برخورداری از ذخایر معادن اورانیوم که میزان آن را بالغ بر 26 میلیون تن تخمین زده اند، برنامه ی هسته ای با سابقه ای پنجاه ساله دارد. این کشور، فعالیت های اتمی خود را در سال 1956 با انعقاد قرارداد همکاری اتمی با شوروی سابق آغاز کرد. براساس این قرارداد، تعداد زیادی از دانشمندان و متخصصان کره ای جهت آموزش به یک مؤسسه ی اتمی در مسکو اعزام شدند و سرانجام، مجتمع اتمی «یانگ بیون»، واقع در 110 کیلومتری «پیونگ یانگ»، در سال 1962 تأسیس گردید. سه سال بعد، یعنی در سال 1965، کره ی شمالی رآکتور کوچک تحقیقاتی2000IRT را از مسکو دریافت و در مجتمع یانگ بیون مستقر ساخت. در اواسط دهه ی 1970، تکنیسین های کره ی شمالی که از توانمندی بیشتری درباره ی آن رآکتور برخوردار شده بودند، به ساخت رآکتور مشابهی پرداختند. در سال1977، پیونگ یانگ با بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی از رآکتور اول موافقت کرد. برنامه ی هسته ای کره ی شمالی، با مساعدت شوروی و مشروط به پیوستن آن کشور به معاهده ی عدم اشاعه ی هسته ای، در دهه ی 1980، با یک رآکتور هسته ای با ظرفیت پنج مگاوات برق در «یانگ بیون»، روند رو به رشدی در پیش گرفت. گفته می شود، این رآکتور که بین سال های 1978 تا 1980 ساخته شده بود، می توانست سوخت سالانه ی کافی برای تولید هفت کیلوگرم پلوتونیوم را تولید کند؛ میزانی که حدوداً برای ساخت یک بمب هسته ای در سال کافی بود. در سال 1985، اطلاعات آمریکا از کشف رآکتور پنهان سومی در کره ی شمالی خبر داد. در همین سال، کره ی شمالی به معاهده ی عدم اشاعه ی هسته ای پیوست و در دسامبر 1985 نیز، قرارداد یک مرکز تولید برق اتمی پنجاه مگاواتی را با مسکو امضا کرد. با ساخت تأسیسات فرآوری سوخت تا درجه ی خلوص کاربرد در تسلیحات هسته ای و آزمایش انفجارات شیمیایی شدید، رشد قابل توجهی نمود و سرانجام یک نیروگاه 30 مگاواتی را در یانگ بیون تأسیس نمود.21 با پایان جنگ سرد، در سال 1989 و در پی سقوط اتحاد جماهیر شوروی، کره ی شمالی حمایت های چهل و پنج ساله ی آن کشور را از دست داد. در همین سال، کره ی شمالی به مدت 70 روز رآکتور هسته ای خود را تعطیل کرد. آژانس اطلاعاتی امریکا معتقد بود که کره ی شمالی سوخت این مؤسسه را به منظور بازیافت و برای تولید پلوتونیوم مورد نیاز در ساخت بمب هسته ای از این رآکتور خارج کرده است. در آغاز دهه ی 1990، دستگاه جاسوسی آمریکا مدعی شد که از طریق عکس های ماهواره ای به ایجاد تأسیساتی که جداسازی پلوتونیوم از میله ی سوخت را ممکن می سازد دست یافته است. به اضافه، یک مرکز بازیافت هسته ای نیز در دست ساخت دارد. در سال های 1990 تا 1993، فعالیت های هسته ای کره ی شمالی چنان گسترده شد که برای آمریکا و کشورهای غربی این ظن بوجود آمد که احتمالاً این کشور توانسته پلوتونیوم لازم را برای ساخت چند بمب اتمی تهیه کند. در 30 ژانویه 1992، کره ی شمالی مطابق تعهد قبلی اش در هنگام پیوستن به معاهده ی عدم اشاعه در سال 1985، توافق پادمانی با آژانس را امضا نمود.22 در فوریه ی سال 1993، آژانس از کره ی شمالی خواست تا دو سایت را که گفته می شد، محل انبار زباله های هسته ای است، بازرسی کند. این درخواست بر این اساس مطرح شد که کره ی شمالی درباره ی تعهدات خود بر اساس معاهده ی عدم اشاعه، فریبکاری کرده است. در 12 مارس همان سال، کره ی شمالی در جریان درخواست برای بازرسی ویژه از این کشور، با استناد به ماده ی 10 معاهده که به کشورها اجازه می دهد به دلیل ملاحظات شدید امنیت ملی از معاهده خارج شوند، اعلام کرد قصد دارد ظرف سه ماه، از معاهده ی عدم اشاعه خارج شود.23 از این زمان، طرف مذاکره ی کره ی شمالی از آژانس به ایالات متحده تغییر کرد و پیونگ یانگ با دریافت وعده ی گفتگوی سطح بالا برای حل این رویارویی هسته ای، اعلام کرد خروج از معاهده را به تعویق خواهد انداخت. پس از یک سال، به دلیل تقاضاهای استراتژیک کاملاً ناسازگار دو طرف از یکدیگر، مذاکرات به بن بست رسید. در ژوئن 1994، جیمی کارتر، رئیس جمهور سابق آمریکا، به عنوان شهروندی عادی، با کیم ایل سونگ رهبر کبیر کره ی شمالی ملاقات کرد که نتیجه ی آن، چارچوب توافقی بین کره ی شمالی و ایالات متحده به عنوان راه حل موقت برای پایان بحران اول بود.24 بر مبنای این چارچوب توافقی، آمریکا متعهد شد که در برابر توقف و در نهایت برچیده شدن برنامه ی سلاح هسته ای کره ی شمالی نسبت به تأمین سوخت مورد نیاز آن کشور اقدام و دو رآکتور آب سبک 2000 مگاواتی غیر برخوردار از ظرفیت تولید سوخت تسلیحاتی در کره ی شمالی احداث نماید. احداث این دو نیروگاه را «سازمان توسعه ی انرژی شبه جزیره ی کره» (KEDO)با مشارکت کره ی جنوبی و ژاپن عهده دار گردید.25 د) دومین بحران هسته ای کره ی شمالی: مهمترین تحول در روابط آمریکا و کره ی شمالی پس از سال2001، حرکت دو کشور به سمت موضعی خصومت آمیز علیه یکدیگر بود؛ یعنی دیپلماسی به بن بست رسید و دو طرف به سمت رویارویی نظامی حرکت کردند. علت اصلی این تحول، عدم اجرای توافقنامه ی 1994 و تصریح کره ی شمالی به حرکت در مسیر سلاح های هسته ای بود. آمریکا مدعی شد اطلاعاتی در دست دارد که کره ی شمالی به رغم موافقتنامه ی 1994 به سمت هسته ای شدن حرکت می کند. در مقابل، کره ی شمالی مدعی شد که به دلیل خودداری آمریکا از اجرای موافقتنامه ی 1994، فعالیت های هسته ای خود را از سر می گیرد.26 به دنبال بحرانی شدن وضعیت، کره ی شمالی توافقنامه ی خود را با ژاپن فسخ نمود و خط تولید موشک های دوربردش را فعال نمود و موشک «تائپو دونگ 1» را در سال 2001 در آب های اقیانوس آرام آزمایش نمود. با تیره شدن روابط آمریکا و کره ی شمالی، بوش در 29 ژانویه 2002 با تهدید کره ی شمالی، آن کشور را به عنوان یکی از سه عضو محور شرارت قلمداد نمود که با توسعه ی برنامه های مخفی سلاح هسته ای، صلح و امنیت بین المللی را تهدید می کنند. توقف ساخت رآکتورهای قدرت هسته ای از سوی آمریکا، کره ی جنوبی، ژاپن و اتحادیه ی اروپا به مدت یک سال، به تشدید بحران، افزایش اختلافات میان آمریکا و دولت پیونگ یانگ، خروج یکجانبه ی کره ی شمالی از قرارداد پادمان در تاریخ 10 دسامبر 2002، خاموش کردن دوربین های نظارت و کنترل و اخراج بازرسان آژانس از خاک این کشور منجر شد. با اوج گیری بحران، دولت کره ی شمالی در تاریخ 10 ژانویه ی 2003، خروج خود را از معاهده ی عدم اشاعه بر اساس ماده ی 10 این معاهده اعلام نمود و بلافاصله کارخانه های قدرت هسته ای خود را فعال کرد. این اقدام کره ی شمالی، با واکنش اعضای شورای حکام آژانس روبه رو گردید و آنها خواهان ارجاع پرونده ی این کشور به شورای امنیت سازمان ملل شدند.27 آغاز کار رآکتور هسته ای 5 مگاواتی پیونگ یانگ، پرتاب موشک آزمایشی ضدکشتی زمین به دریا و علاوه بر آن حمایت های سیاسی چین، رفتار حمایتی  و ابهام آمیز روسیه، وحشت ژاپن و ترس وضعیت بحرانی در منطقه ی آسیای جنوب شرقی، آمریکا و کشورهای منطقه را به انجام مذاکرات شش جانبه ترغیب نمود که اولین دور آن در اوت 2003 برگزار گردید. در اوت 2004، کره ی شمالی اعلام کرد که برنامه های هسته ای خود را در ازای افزایش کمک های بین المللی و خارج نمودن اسم کشورش از فهرست حامیان تروریسم متوقف خواهد نمود اما همچنان بر جلوگیری از ورود بازرسان آژانس که به زعم آنها جاسوسان آمریکایی بودند، اصرار داشت. در سپتامبر همین سال، مذاکرات شش جانبه نتوانست کره ی شمالی را از ادامه ی فعالیت های هسته ای خود منصرف نماید و به بن بست انجامید.28 در همین ماه، کره ی شمالی اعلام کرد بطور موفقیت آمیز پلوتونیوم پردازش شده در رآکتور یانگ بیون را برای ساخت بمب اتم آماده کرده است. از آن زمان به بعد، برنامه های هسته ای کره ی شمالی در وضعیت ابهام آمیزی قرار گرفت تا اینکه در نهم اکتبر 2006 دست به آزمایش هسته ای زد.29

روش پژوهش

در این پژوهش، در ابتدا سعی می شود توصیفی حتی الامکان دقیق و کامل از مبانی، اصول، پیشفرض ها و مفاهیم اصلی نظریه های اشاعه ی هسته ای و سپس تحلیل نظریه های مذکور از مورد کره ی شمالی ارائه گردد. بر این اساس، روش تحقیق در پژوهش حاضر، توصیفی ـ تحلیلی بوده و استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی مورد توجه خواهد بود.

سازماندهی و چکیده ی فصل های پژوهش

پژوهش حاضر،علاوه بر این فصل مقدماتی، شامل چهار فصل می باشد. هر یک از فصول دوم، سوم و چهارم به دو بخش تقسیم خواهند شد. در بخش اول از فصل دوم به توضیح نورئالیسم به عنوان نظریه ی اشاعه ی هسته ای پرداخته خواهد شد. از آنجایی که نورئالیسم دارای اختلافات درونی خاص خود است، تأکید این پژوهش بر قرائت والتزی آن خواهد بود. از جمله مهمترین مفاهیم اساسی این نظریه می توان به معمای امنیت، بقاء، خودیاری، بازدارندگی هسته ای و . . . اشاره کرد. بخش دوم فصل دوم به تحلیل نورئالیستی از مورد کره ی شمالی اختصاص دارد که بر تهدیدات امنیتی منطقه ای و بین المللی و تلاش این کشور در جهت ایجاد بازدارندگی هسته ای تأکید دارد. بخش اول فصل سوم به نظریه ی سیاست بوروکراتیک اختصاص می یابد. نظریه ی سیاست بوروکراتیک بر آن است که تبیین های متعارف از اشاعه ی هسته ای، به عوامل تعیین کننده ی داخلی توجه کافی نداشته اند و بر این اساس می کوشد عوامل سطح واحد نظیر فشار نهادها و سازمان های حکومتی و منافع جناحی و . . . را برجسته نماید. بخش دوم فصل سوم، عوامل بوروکراتیک داخلی کره ی شمالی را به عنوان محرک و انگیزه ی این کشور برای روی آوردن به سلاح هسته ای مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. بخش اول فصل چهارم، به شرح سازه انگاری به عنوان نظریه ی اشاعه ی هسته ای می پردازد. برداشت ها از هویت ملی، هنجارها، نمادها، فرهنگ استراتژیک و . . . از جمله مهمترین مفاهیم سازه انگارانه در تبیین اشاعه ی هسته ای هستند. بخش دوم فصل چهارم به تحلیل نقش هویت، ایدئولوژی، هنجارها، فرهنگ استراتژیک در برنامه ی هسته ای کره ی شمالی می پردازد. در نهایت، فصل پنجم نیز به نتیجه گیری و ارزیابی نظریه های اشاعه ی هسته ای اختصاص می یابد.  

مسائل حقوقی تجارت الکترونیک و جرائم رایانه‌ای در ایران و سایر کشورها (کتاب الکترونیک)

66000 تومان
نگارنده در این کتاب سعی نموده است که با یک شیوه منطقی و ارائه روش‌های فنی موجود در این دنیای مجازی به تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و گردآوری مباحث پراکنده، متنوع و مختلفی بپردازد؛ و پس از ارائه تعاریف کلی از اینترنت، فناوری اطلاعات، تجارت و تجارت الکترونیکی، قوانین موجود و مقایسه آن با برخی از کشورهایی که در این عرصه سابقه قابل‌توجهی داشته اند، جرائم در حوزه‌های مجازی بپردازد؛ و به‌طور مفصل هر یک از قوانین مطروحه را بیان نماید. ازاین‌رو با یک نگاه حقوقی و فقهی نیز مطالب را موردبررسی قرار دهد. در فصلی از این کتاب نیز نگارنده به بررسی جرائم و احکام آن می‌پردازد و آن را با کشورهای مطرح موردبررسی قرار می‌دهد.

مقدمه‌ای بر ابزار دقیق کاربردی (کتاب الکترونیک)

39000 تومان
با گسترش صنایع و به‌ویژه هوشمندسازی آن‌ها، نیاز به ابزاردقیق در صنایع نظامی، پزشکی، صنایع حساس (صنعت‌نفت، صنعت هسته‌ای ‌و...) افزایش یافته است. با توجه به اهمیت این موضوع، کتاب‌ حاضر به منظور آشنایی دانشجویان مهندسی برق، مکانیک، مکاترونیک، ابزاردقیق و فرآیند و همچنین مهندسان شاغل در صنایع تألیف شده است. در کتاب حاضر سعی شده تا از به‌روزترین منابع و جزوات دانشگاه‌های مطرح دنیا و کتاب‌های منتشرشده‌ی انجمن بین‌المللی اتوماسیون استفاده شود و به صورت خلاصه و کاربردی در اختیار دانش‌پژوهان گرامی قرار گیرد. در فصل اول کتاب مفاهیم اولیه و تعاریف توضیح داده شده است تا با استفاده از آن‌ها بتوانیم برگه‌ی مشخصات چند سنسور مدنظر را بررسی و مقایسه کنیم. در فصل دوم سنسورهای مورداستفاده در اندازه‌گیری‌ها شرح داده شده است و در فصل‌های بعد اصول اندازه‌گیری پارامترهای مختلف به‌صورت کاربردی و خلاصه‌شده توضیح داده شده است. در ضمیمه‌ی کتاب به سنسورها و وسایلی که در پزشکی و اندازه گیری اسیدی و بازی بودن استفاده می‌شود، اشاره شده است.   فهرست مطالب پیشگفتار................................................................................................................................................. 11 فصل 1: تعاریف..................................................................................................... 13 1-1. مثالی از فرآیند کنترلی.............................................................................................................. 13 1-2. انواع ابزار از لحاظ فعال و غیرفعال بودن................................................................................... 14 1-3. ابزارهای اولیه و ابزارهای عقربه‌ای........................................................................................... 14 1- 4. ابزارها از نظر آنالوگ یا دیجیتال بودن..................................................................................... 15 1-5. تعاریف اولیه.............................................................................................................................. 15 1-5-1. دقت و عدم‌دقت................................................................................................................ 16 1-5-2. صحت............................................................................................................................... 16 1-5-3. سازگاری............................................................................................................................ 17 1-5-4. محدوده............................................................................................................................. 17 1-5-5. خطی بودن........................................................................................................................ 17 1-5-7. آستانه................................................................................................................................ 19 1-5-8. رزولوشن یا مشاهده‌پذیری................................................................................................. 19 1-5-9. حساسیت به تغییرات.......................................................................................................... 19 10-5-1. اثر پدیده‌ی هیسترزیس................................................................................................... 21 1-5-11. ناحیه‌ی مرده................................................................................................................... 22 فصل 2: سنسور..................................................................................................... 24 2-1. انواع سنسورها........................................................................................................................... 24 2-1-1. سنسور خازنی.................................................................................................................... 25 2-1-2. سنسور مقاومتی................................................................................................................. 25 2-1-3. سنسور مغناطیسی.............................................................................................................. 25 2-1-4. سنسور اثر هال.................................................................................................................. 27 2-1-5. مبدل‌های پیزوالکتریک..................................................................................................... 28 2-1-6. سنسور نوری...................................................................................................................... 29 2-1-7. مبدل‌های آلتراسونیک....................................................................................................... 33 2-1-8. سنسور هسته‌ای................................................................................................................. 34 2-1-9. سنسور میکرو الکترومکانیکی............................................................................................. 34 فصل 3: دماسنج.................................................................................................... 37 3-1. اصول اندازه‌گیری دما................................................................................................................ 37 3-1-1. اثر ترموالکتریک................................................................................................................ 38 3-1-2. ترموکوپل........................................................................................................................... 38 3-1-3. ترموپیل............................................................................................................................. 44 3-1-4. دستگاه‌های مقاومت دمایی (آر.تی.دی)............................................................................. 46 3-1-5. ترمومترهای مقاومتی پلاتینی............................................................................................ 47 3-1-6. خطاهای خودگرمایی......................................................................................................... 50 3-1-7. دستگاه‌های نیمه‌هادی....................................................................................................... 51 3-1-8. کالیبراسیون....................................................................................................................... 51 3-1-9. ترمومترهای تابشی............................................................................................................ 53 3-1-10. پایرومترهای نوری........................................................................................................... 54 3-1-11. پایرومترهای دورنگی (پایرومترهای نسبی)...................................................................... 56 3-1-12. ترموگرافی (گرمانمایی).................................................................................................... 57 3-1- 13. ترمومتر مایع شیشه‌ای:................................................................................................... 58 3-1-14. ترمومتر دوفلزی.............................................................................................................. 59 3-1-15. ترمومترهای فشاری........................................................................................................ 60 3-1-16. ترمومترهای کوارتز.......................................................................................................... 60 3-1-17. سنسورهای دمایی فیبرنوری............................................................................................ 60 3-1-18. ترمومترهای صوتی......................................................................................................... 61 3-1-19. شناساگرهای رنگ........................................................................................................... 62 3-2. انتخاب بین مبدل‌های دمایی................................................................................................. 62 فصل 4: فشارسنج................................................................................................. 65 4-1. تعاریف....................................................................................................................................... 65 4-2. دیافراگم.................................................................................................................................... 66 4-3. سنسور فشار خازنی................................................................................................................... 68 4-4. سنسورهای فشار فیبرنوری....................................................................................................... 68 4-5. بادکش...................................................................................................................................... 69 4-6. بوردون تیوب (تیوب باتونی)...................................................................................................... 69 4-7. مانومتر...................................................................................................................................... 72 4-8. دستگاه‌های سیم تشدیدشونده.................................................................................................. 74 4-9. گیج‌ها........................................................................................................................................ 75 4-9-1. گیج‌های بی‌وزنی............................................................................................................... 75 4-9-2. گیج ترموکوپلی.................................................................................................................. 75 4-9-3. گیج پیرانی......................................................................................................................... 76 4-9-4. گیج ترمیستوری................................................................................................................ 77 4-9-5. گیج مک لئودی................................................................................................................. 77 4-9-6. گیج یونیزه شده................................................................................................................. 78 4-10. مبدل‌های هوشمند فشار......................................................................................................... 79 4-11. سوئیچ فشار............................................................................................................................. 80 4-12. ترنسمیتر فشار........................................................................................................................ 81 فصل 5: فلوسنج‌ها................................................................................................. 82 5-1. نرخ فلوی جرمی....................................................................................................................... 82 5-1-1. روش‌های بر پایه‌ی حامل.................................................................................................. 82 5-1-2. فلوسنج کوریولیس............................................................................................................... 83 5-1-3. سنجش گرمایی فلوی جرمی............................................................................................. 84 5-2. نرخ فلوی حجمی...................................................................................................................... 84 5-2-1. فشار تفاضلی..................................................................................................................... 86 5-2-2. صفحه‌ی اوریفیس............................................................................................................. 88 5-2-3. ونتوری و دستگاه‌های مشابه:............................................................................................. 88 5-2-4. لوله فلو دال:...................................................................................................................... 88 5-2-5. لوله پیتوت استاتیکی.......................................................................................................... 88 5-4. فلوسنج مساحت متغیر (روتامتر)................................................................................................ 89 5-5. فلوسنج جابه‌جایی مثبت............................................................................................................ 90 5-6. توربین متر................................................................................................................................. 91 5-7. فلوسنج‌های الکترومغناطیسی................................................................................................... 92 5-8. فلوسنج‌های آلتراسونیک........................................................................................................... 94 5-11. فلوسنج‌های جریان گردابی..................................................................................................... 96 5-9. فلوسنج همبستگی متقابل......................................................................................................... 97 فصل 6: اندازه‌گیری رطوبت و شرجیت.................................................................. 99 6-1. اندازه‌گیری رطوبت.................................................................................................................... 99 6-1-1. روش‌های الکتریکی........................................................................................................... 99 6-1-2. تعادل نوترونی................................................................................................................. 101 6-1-3. روش‌های نوری............................................................................................................... 101 6-2. تکنیک‌های آزمایشگاهی اندازه‌گیری رطوبت........................................................................ 102 6-3. اندازه‌گیری شرجیت................................................................................................................ 103 6-3-1. نم‌سنج الکتریکی هوا (هایگرومتر برقی)............................................................................ 103 6-3-2. سایکرومتر (هایگرومتر با حباب خشک و تر)..................................................................... 103 6-3-3. نقطه‌ی شبنم‌سنج.............................................................................................................. 104 فصل 7: مبدل‌های حرکت خطی.......................................................................... 105 7-1. جابه‌جایی................................................................................................................................ 105 7-1- 1. پتانسیومتر مقاومتی........................................................................................................ 105 7-1-2. ترانسفورماتورهای تفاضلی خطی متغیر (LVDT)............................................................. 106 7-1-3. مبدل‌های خازنی متغیر.................................................................................................... 108 7-1-4. مبدل‌های سلفی متغیر..................................................................................................... 110 7-1-5. استرین گیج..................................................................................................................... 110 7-1-6. مبدل‌های پیزوالکتریک................................................................................................... 111 7-1-7. روش‌های اندازه‌گیری جابه‌جایی کوچک......................................................................... 111 7-1-8. اندازه‌گیری جابه‌جایی‌های بزرگ..................................................................................... 113 7-1-9. انتخاب مبدل‌های اندازه‌گیری جابه‌جایی خطی................................................................ 114 7-1-10. اندازه‌گیری سرعت:....................................................................................................... 115 7-1-11. اندازه‌گیری شتاب:......................................................................................................... 115 7-1-12. ارتعاش.......................................................................................................................... 116   فصل 8: ضمیمه................................................................................................... 118 8-1. اندازه‌گیری غلظت یون هیدروژن (پی.هاچ)........................................................................... 118 8-2.سنسورهای پزشکی................................................................................................................. 119     فهرست اشکال شکل 1-1: از فرآیند کنترلی................................................................................................................. 13 شکل 1-2: ابزارهای فعال و غیرفعال................................................................................................... 15 شکل 1-3: مثالی از یک ترازو دیجیتال................................................................................................ 15 شکل 1- 4: مقایسه دقت و صحت....................................................................................................... 17 شکل 1-5:خطی‌بودن............................................................................................................................ 18 شکل 1-6: بررسی اثر تغییرات a) بدون تغییر b) حساسیت به تغییر c) مشخصه با تغییرات صفر و حساسیت به تغییرات................................................................................................................................... 20 شکل 1-7: مشخصه‌ی هیسترزیس ابزار.............................................................................................. 21 شکل 1-8:محل ناحیه‌ی مرده در نمودار.............................................................................................. 22 شکل 1-9:عملکرد چرخ‌دنده................................................................................................................. 22 شکل 2-1:اندوکتانس............................................................................................................................ 25 شکل 2-2:رلوکتانسی............................................................................................................................ 26 شکل 2-3:جریان اددی......................................................................................................................... 27 شکل 2-4:سنسور اثرهال...................................................................................................................... 28 شکل 2-5: گیج‌های کششی a) نوع سیمی b) نوع فویلی.................................................................. 29 شکل 2-6: سنسور نوری (مبتنی بر کانال هوا).................................................................................... 30 شکل 2-7: نمونه‌ای از یک فشارسنج................................................................................................... 31 شکل 2-8: فشارسنج زنجیری.............................................................................................................. 31 شکل 2-9: سنسور نزدیک‌سنج............................................................................................................. 31 شکل 2-10: سنسور PHسنج................................................................................................................ 32 شکل 2-11: کلید کرکره‌ای.................................................................................................................. 32 شکل 2-12: میکرو کلید نوری............................................................................................................. 32 شکل 2-13: کلید بازتابی...................................................................................................................... 33 شکل 2-14: زنجیره‌ی کالیبراسیون و ردیابی....................................................................................... 36 شکل 3-1: مشخصه‌های ولتاژ مؤثر خروجی بر حسب دما برای ترموکوبل‌های استاندارد با آلیاژهای مختلف........................................................................................................................................................ 39 شکل 3-2: مدار مدل............................................................................................................................ 39 شکل 3-4:مدار معادل راه‌حل اول......................................................................................................... 40 شکل 3-5:عدم تطابق اتصال بین‌دوطرف ترموکوپل........................................................................... 41 شکل 3-6:استفاده از بلوک ایزوله......................................................................................................... 41 جدول 3-1: جدول ترموکوپل................................................................................................................ 42 شکل 3-7:حساسیت دمایی ترموپیل..................................................................................................... 45 شکل 3-8:ترموکوپل............................................................................................................................. 45 شکل 3-9: تغییرات مقاومت فلزات مختلف بر اساس تغییر دما........................................................... 46 شکل 3-10: ترمومترهای مقاومتی پلاتینی استاندارد مورداستفاده در آزمایشگاه................................ 48 شکل 3-11: ترمومترهای مقاومتی پلاتینی ثانویه که به‌عنوان ترموکوبل ثانویه استفاده می‌شود...... 48 شکل 3-12: طراحی‌های دیگر............................................................................................................. 49 شکل 3-13: طراحی به‌صورت سیم‌پیچ منفصل و حفره‌ی کوچک...................................................... 49 شکل 3-14: طراحی به‌صورت نوار نازک پلاتین................................................................................. 50 شکل 3-15:نمودار طیف چگالی توان با تغییر دما................................................................................ 53 شکل 3-16:پایرومترهای نوری............................................................................................................ 54 شکل 3-17:پایرومتر و اصول عملکرد.................................................................................................. 55 شکل 3- 18:پایرومتر دورنگی.............................................................................................................. 57 شکل 3-19: اصول ترموگرافی............................................................................................................. 58 شکل 3-20: ترمومتر مایع شیشه‌ای..................................................................................................... 59 شکل 3-21: ترمومتر دوفلزی............................................................................................................... 59 شکل 3-22: ترمومترهای فشاری......................................................................................................... 60 شکل 3-23: نمونه‌ی یک شناساگر...................................................................................................... 62 شکل 4-1: واحدهای مختلف فشار....................................................................................................... 66 شکل 4-2:دیافراگم............................................................................................................................... 67 شکل 4-3: دیافراگم.............................................................................................................................. 67 شکل 4- 4: فشارسنج خازنی و مدار معادل.......................................................................................... 68 شکل 4-5: فشارسنج فیبر نوری........................................................................................................... 68 شکل 4-6:بادکش................................................................................................................................. 69 شکل 4-7: انواع بوردون تیوب (تیوب باتونی)...................................................................................... 69 شکل 4-8:گیج فشار............................................................................................................................. 70 شکل 4-9: گیج‌های فشار دارای دو مدل «سیم‌پیچی» و «دم خوکی»............................................. 71 شکل 4-10:نمای گیج فشار................................................................................................................. 72 شکل 4-11:گیج فشار........................................................................................................................... 72 شکل 4-12: مانومتر.............................................................................................................................. 73 شکل 4-13: دستگاه‌های سیم تشدیدشونده......................................................................................... 74 شکل 4-14: گیج ترموکوپلی................................................................................................................ 76 شکل 4-15: گیج پیرانی....................................................................................................................... 77 شکل 4-16: گیج مک لئودی............................................................................................................... 78 شکل 4-17: گیج یونیزه شده................................................................................................................ 79 شکل 4-18:اندازه‌گیری فشارهای بالا.................................................................................................. 79 شکل 4-19:سوئیچ فشار....................................................................................................................... 81 شکل 5-1: شماتیک روش‌ بر پایه‌ی حامل.......................................................................................... 82 شکل 5- 2: فلوسنج کوریولیس............................................................................................................ 83 شکل 5-3: اندازه‌گیری فشار تفاضلی (انسدادی).................................................................................. 85 شکل 5-4: فشار تفاضلی...................................................................................................................... 86 شکل 5-5:شمای فشار تفاضلی............................................................................................................ 87 شکل 5- 7. لوله پیتوت استاتیکی......................................................................................................... 89 شکل 5-8: فلوسنج مساحت متغیر (روتامتر)......................................................................................... 90 شکل 5-9: فلوسنج جابه‌جایی مثبت..................................................................................................... 91 شکل 5-10: توربین متر........................................................................................................................ 92 شکل 5-11: فلوسنج‌های الکترومغناطیسی.......................................................................................... 93 شکل 5-13: فلوسنج‌های آلتراسونیک بر پایه‌ی اثر داپلر..................................................................... 95 شکل 1-6: اندازه‌گیری شرجیت......................................................................................................... 103 شکل 6-2: نقطه‌ی شبنم‌سنج............................................................................................................ 104 شکل 7-1: پتانسیومتر مقاومتی.......................................................................................................... 106 شکل 7-2: ترانسفورماتورهای تفاضلی خطی متغیر........................................................................... 107 شکل 7-3: مبدل‌های خازنی متغیر.................................................................................................... 109 شکل 7-4: مبدل‌های سلفی متغیر..................................................................................................... 110 شکل 7-5: استرین گیج..................................................................................................................... 111 شکل 7-6:اندوکتوسیون خطی........................................................................................................... 112 شکل 7-7:سنسور فوتونیک................................................................................................................ 112 شکل 7-8:پتانسیومتر چرخشی........................................................................................................... 113 شکل 7-9: سنسورهای بازه‌ای........................................................................................................... 114  

نفت؛ موهبت یا نفرین الهی؟ بازاندیشی در سیاست های اقتصاد کلانِ کشورهای غنی از منابع طبیعی

علاقه به مطالعه و پیگیری مطالب مرتبط با حوزه سیاست های اقتصادی مرتبط با نفت به طور خاص زمانی در من ایجاد شد که در تاریخ 18 تیر ماه 1387 برای کار وارد منطقه نفت خیز دشت عباس شدم. دشت عباس یک منطقه بزرگ در میان استان­ها ی ایلام و خوزستان است که یکی از بزرگترین ذخایر انرژی جهان به شمار می آید. وقتی روزهای متوالی کارم که مرتبط با حوزه منابع نفتی بود در دمای نزدیک به 50 درجه سانتی­گراد در بیابان­های منطقه در رفت و آمد بودم مدام این سوال ملکه­ی ذهنم می شد که چرا با این عظمت و ظرفیت بی نظیر منابع خدادادی، آن­طور که شایسته و بایسته است توسعه و پیشرفت اقتصادی عاید کشورم نشده است؟ آیا فشارهای خارجی و تحریم های بین المللی ناجوانمردانه علیه مردم سرزمینم، دلیل محکمی برای اثربخش نبودن این موهبت های الهی است؟ یا آیا آن­چنان که برخی معتقدند، منابع نفتی نه موهبت الهی بلکه یک نفرین الهی در مسیر توسعه و آبادانی کشور است؟ به تقریب در حضور چهار ساله­ام در میان منابع عظیم نفت و گاز منطقه دشت عباس، به طور مداوم این دغدغه با من بود... . جمهوری اسلامی ایران بدون اغراق ویژه­ترین کشور جهان است و تنها یک دلیل برای این ادعا نیز کافی است؛ چرا که علارغم نیاز تاریخی کشور به درآمدهای حاصل فروش نفت و گاز به خارجی ها اما بیشترین تقابل را نیز با آن‌ها داریم؛ رقابتی که هرچند اذعان دارم در آرمان بسیار مقدس است اما اگر نتواند بهره­وری از علم و تخصص را در استفاده از این ظرفیت الهی به کار برد، شاید در ادامه در آرمان مان منحرف شود. این­که جدای از انتقادهای همیشگی به مدیران کشور به ویژه در حوزه دغدغه­های مرتبط با استفاده از منابع نفت و گاز در مدیریت کشور، چه پیشنهادها و راهکارهایی می توان ارائه کرد، دغدغه اثر حاضر است؛ این اثر مجموعه­ای است از سخنرانی­های مهمترین متخصصان حوزه اقتصاد سیاسی انرژی که در کنفرانسی در همین رابطه در کشور الجزایر برگزار شده و مختصری از مهمترین ارائه­ها در این مجلد توسط مرکز تحقیقات سیاست اقتصادی انگلستان گردآوری شده و به اهتمام و دغدغه حقیر در یک کار گروهی، برای بهره برداری مدیران کشور ترجمه شده است. در اهمیت و ضرورت این اهتمام همین کافی است که مدیران کشور و به ویژه مدیران مرتبط با صنعت نفت کشور باید این فرضیه را که می بایست گزینه­های متعددی برای استفاده بهینه از منابع خدادادی کشورمان را مورد آزمایش قرار دهیم تنها به این دلیل واقعی کنار بگذارند که منابع موجود در کشور مادام­العمر نیست و دیر یا زود نه­تنها به پایان خواهد­رسید بلکه رشد و توسعه جهان، از آن‌ها عبور خواهد کرد. لذا استفاده بهینه از این منابع در اندک زمان موجود نباید فرصت آزمون و خطا قرار گیرد و قطعا می­توان با بررسی الگوهای موفق جهانی، آن‌ها را بومی کرده و ضررهای متعدد آزمون و خطا را به حداقل ممکن رساند. در این اثر الگوهای متنوع مدیریت صحیح منابع نفتی مورد اشاره و واکاوی قرار گرفته است و به کشورهای دارای این منابع این نکته را به طور ویژه گوشزد می­کند که موافقت‌نامه تاریخی کنفرانس تغییر اقلیم ملل متحد که در پاریس در سال ۲۰۱۵ برگزار شد، تعهد حفظ افزایش متوسط دمای سطح زمین در زیر ۲ درجه سلسیوس را از کشورها گرفت؛ این یعنی تنها می‌توان ۳۰۰ تا ۴۰۰ گیگاتن کربن دیگر را سوزاند، اما ذخایر عمده نفت و گاز به تنهایی حداقل سه برابر این مقدار است. به عبارتی دیگر، یک سوم از ذخایر نفت، نیمی از ذخایر گاز و ۸۰ درصد از ذخایر زغال سنگ باید برای ابد در زیر زمین باقی بمانند. این به معنای نسوزاندن یک­سوم از ذخایر نفت موجود در کانادا و قطب شمال، ۵۰ درصد از ذخایر گاز و ۸۰ درصد از ‌ذخایر زغال سنگ(عمدتا در چین، روسیه و آمریکا) است. در خاورمیانه، این ذخایر سه برابر بیش از «بودجه کربن» منطقه‌اند که حاکی از آن است که ۲۶۰ میلیارد بشکه از نفت خاورمیانه را نمی‌توان سوزاند. علاوه بر موارد فوق که از آن‌ها با عنوان «ذخایر به گل­نشسته» یاد می­شود، ساختارها و سرمایه به کار گرفته شده در استخراج و بهره‌گیری از سوخت‌های فسیلی هم می‌توانند به گل بنشینند. با این دارایی‌های به گل­­نشسته چه می‌توان کرد؟ پرواضح است که صادرکنندگان سوخت‌های فسیلی نگران نیاز به تنوع‌بخشی به اقتصادهای خود هستند و از ضروریات اداره بهتر یک کشور غنی از منابع هم­چون ایران است تا چشم انداز در حال تغییر در بازارهای نفت را که وابسته به شرایط جهانی است، مورد مطالعه، شناسایی و ارائه­ی راهکار قرار دهد. این اثر نیز در یک تلاش جمعی و در پاسخ به دغدغه فوق برای بهره برداری مدیران، کارشناسان، متخصصان و دانشجویان محترم مرتبط با منابع طبیعی مهیا شده است.

برنامه کاهش آسیب به شیوه‌ی راه حل محور کار اثربخش با افراد سوء مصرف کننده مواد (کتاب الکترونیک)

قیمت اصلی 75000 تومان بود.قیمت فعلی 45000 تومان است.

چکیده

در این فصل، اطلاعاتی در مورداستفاده از SFTB و HR را به‌عنوان یک روش ارائه می‌دهیم. این فصل هم‌چنین اهداف این کتاب را تعیین می‌کند و هم‌چنین توصیفی درباره محتویات هر فصل ارائه می‌دهد. کلیدواژه‌ها: زیان کاهی، درمان کوتاه‌مدت راه‌حل محور، خانه هایی که به بی خانمان ها داده می شود و در آنجا اجازه مصرف الکل دارند (wet service)، اعتیاد، مرکز اعتیاد ملی،دانشگاه ملی ایرلند گالوی (NUIG)، دانشگاه شمال لندن، کالج جزیره استتن. دو موضوع زمینه این کتاب یعنی کاهش آسیب[1] (HR) و درمان کوتاه‌مدت راه‌حل محور[2] (SFBT)، موضوعاتی هستند که تنها چند دهه پیش به نظر می‌رسید، مانند چالش‌های عمدی برای ارتودکسی غالب سوءمصرف مواد درمانی باشند: یک ارتودکسی که پرهیز کلی را اگر تنها هدف صحیح درمان نباشد به‌صورت بهینه در نظر می‌گیرد، و هم‌چنین درمان طولانی‌مدت و با شدت را درجایی که نتایج مثبت موردتوجه قرار می‌گیرند به‌عنوان یک ضرورت در نظر می‌گیرد. بااین‌حال، در دهه‌های اخیر، به دلیل پذیرش بیشتر شواهد پژوهشی و رویکرد عمل‌گرایانه‌تر توسط سیاست‌گذاران، هم HR و هم مداخلات درمانی کوتاه‌مدت برای سوءمصرف مواد، پذیرش گسترده‌ای را به دست آورده‌اند. هدف من در این کتاب، این است که به چگونگی موفقیت HR و مداخلات درمانی کوتاه مدت با ترکیب کار با مسائل پیچیده سوءمصرف مواد در ارباب‌رجوعانی که ممکن است قبلاً مدیریت خدمات بهداشتی و اجتماعی برایشان غیرممکن به نظر می‌رسید بپردازم. من قصد دارم این کار را با استفاده از ادبیات تحقیق و آموزش در مورد این موضوعات انجام دهم و همچنین به‌طور گسترده بر تجارب عملی خود در این زمینه تمرکز کنم. روانشناس بالینی شدن یکی از مهم‌ترین مواردی است که در طول این مسیر تجربه کردم: من در این مسیر نظافتچی، کارگر ساختمانی، نماینده خدمات به مشتری در یک شرکت هواپیمایی، متصدی بار و پیشخدمت بودن را تجربه کردم. من هم‌چنین در یک پارک تفریحی و در یک پیتزافروشی هم کارکردم. در سال 2014، درنهایت به‌عنوان یک روانشناس بالینی شروع به کارکردم. وقتی 17 ساله بودم، برای زندگی به نیویورک رفتم. من در اصل از شهر کوچکی در غرب ایرلند آمده بودم و سفر به نیویورک با یک توقف کوتاه کاری در ساختمان‌های لندن انجام شد. اینکه مستقیم به نیویورک نرفتم و مدتی در ساختمان‌های لندن کارکردم از سر علاقه نبود بلکه می‌خواستم برای سفر به نیویورک پول جمع کنم. من در امتحانات نهایی دبیرستان مردود شدم و شروع به کار در خارج از کشور کردم، در آن زمان (دهه 1980)، در ایرلند به‌سختی کار پیدا می‌شد. منظورم را اشتباه متوجه نشوید، من ایرلند را با اکراه ترک نکردم، خیلی دوست داشتم مسافرت کنم و نیویورک به‌عنوان مقصد، حسی کاملاً بیگانه بود. در مدتی که در نیویورک زندگی می‌کردم شروع به تحصیل در رشته روانشناسی در کالج استتن کردم و برای ادامه راهم کارهای گوناگونی را انجام می‌دادم. وضعیت مالی من در آن زمان به‌گونه‌ای بود که نشان می‌داد نمی‌توان تحصیلاتم را به‌عنوان یک دانشجوی خارجی به اتمام برسانم، بنابراین مجبور شدم نیویورک را ترک کنم و به لندن بازگردم. برگشتم، در ابتدا برای یک ساختمان تجاری حدود یک سال کارکردم. بعدازآن شروع به کار با مردمی ‌کردم که بی‌خانمان بودند و متوجه شدم که واقعاً این کار را دوست دارم. این کار چالش‌برانگیز و سخت بود اما شگفت‌انگیز هم بود. واقعاً از کاری که می‌کردم راضی بودم و احساس می‌کردم کار مثبتی انجام می‌دهم. بسیار عملی بود و شغلی بود که من می‌خواستم. در مدت اقامتم در لندن (تقریباً ده سال) من با خدمات شهروندی بی‌خانمان ها کار می‌کردم و در طول این دوره مدرک تحصیلی اعتیاد (از طریق مرکز اعتیاد ملی) و یک مدرک در کار اجتماعی (دانشگاه شمال لندن) کسب کردم. وقتی در سال 2000 به ایرلند برگشتم، شروع به کار با یک تیم سوءمصرف مواد کردم و 11 سال در آنجا مشغول به کار شدم. در آن دوره مدارک تحصیلی مشاوره و روانشناسی و کارشناسی ارشد در رشته اعتیاد را کسب کردم و درنهایت در رشته روانشناسی مدرک خود را گرفتم. در سال 2011، من برای طرح روانشناسی بالینی در NUI Galway پذیرفته شدم و در سال 2014 این طرح را تکمیل کردم. دلایلی که این‌ها را توضیح می‌دهم این است که خواننده ناامید نشود و به خودش نگوید که «خدای من او واقعاً مرد بزرگی است»، برای من مهم‌تر این است که خواننده خودش را در جای من بگذارد و بداند که من از کجا به کجا رسیدم. من خودم را یک کارشناس نمی‌دانم، چون احساس نمی‌کنم که همه‌چیز را می‌دانم، که البته نمی‌دانم؛ اما تجاربی دارم که امیدوارم بتوانم با شما در این کتاب به اشتراک بگذارم. من همیشه مجذوب افرادی می‌شدم که دارای نگرش مثبت و واقع‌گرایانه هستند. همیشه به داستان لیوان نیمه‌پر/ لیوان نیمه‌خالی فکر می‌کنم. اگر انتخاب کنیم که نیمه‌خالی لیوان را ببینیم، تأثیر بر دید زندگی ما خواهد داشت. اگر نیمه‌پر لیوان را ببینیم، زندگی کمی بهتر می‌شود. واقعیت این است که آب دقیقاً در نیمه لیوان است. چگونه آن را می‌بینیم و راهی را که برای برخورد با آن لیوان انتخاب می‌کنیم می‌تواند آینده ما را رقم بزند. نمی‌گویم که زمان‌هایی وجود ندارد که همه‌چیز دشوار باشد، وجود دارد. اگر یک زندگی را زندگی کرده باشید، با درد مانند لذت روبرو خواهید شد. ما می‌توانیم بر روی درد تمرکز کنیم یا به دانشی که با تجربه درد به دست می‌آوریم نگاه کنیم. می‌توانیم درباره توانایی خود برای مقابله با درد سخن بگوییم. از خودمان بپرسیم «چگونه زنده ماندیم؟» این رویکرد به زندگی همیشه برای من یک نتیجه مثبت با خود داشته است. برای اولین بار که به SFBT معرفی شدم زمانی بود که در مرکز اعتیاد ملی در لندن در اویل دهه 1990 تحصیل می‌کردم. فکر می‌کردم این رویکرد واقعاً رویکرد خوبی باشد اما بلافاصله به ذهنم رسید بر گروه ارباب‌رجوعانی که من با آن‌ها کار می‌کردم جواب نمی‌دهد. در زمان من با افرادی کار می‌کردم که هم الکلی و هم بی‌خانمان بودند. ما افرادی کار می‌کردم که بی‌خانمانی را برای چندین سال تجربه کرده بودند و در تیم‌های توسعه کار کرده بودم و هم‌چنین دسترسی مستقیم به خوابگاه بی‌خانمان‌ها داشتم. دقیقاً در آن لحظه من SFTB را درک کردم، من در یک محیط مسکونی که در آنجا افراد مجاز به استفاده از الکل در محل بودند کار می‌کردم (اغلب به این مکان‌ها Wet House هم گفته می‌شود): در اصل یک واحد مسکونی HR برای افراد وابسته به الکل. کار من در HR در اوایل دهه 1990 شروع شد زمانی که ابتدا شروع به مار با افرادی کردم که بی‌خانمانی را تجربه می‌کردند. در ابتدا، احساس کردم این رویکرد تقریباً خلاف درک یا انتقال مستقیم است، زیرا احساس کردم که بهترین اقدام برای افرادی که به مواد معتاد هستند این است که آن‌ها را متوقف کنیم. این دیدگاه خلاف آن چیزی است که افرادی که با آن‌ها کار می‌کردم می‌خواستند. همیشه احساس می‌کردم به روشی محترمانه با مردم رفتار می‌کنم و همیشه به آرزوهای آن‌ها احترام می‌گذارم، ازجمله ادامه دادن به مصرف مواد مخدر، اما درجایی، حداقل در ابتدا، احساس کردم باید کار دیگری در رابطه با فردی که مواد مخدر استفاده می‌کند انجام دهم. بااین‌حال، این‌زمانی تغییر کرد که من شروع به کار با مواد مخدر فعال و مصرف‌کنندگان الکل و شروع به پذیرش نظریه و شیوه HR برای کارم کردم. متوجه شدم که این رویکرد انسانی است و بر خواسته‌های ارباب‌رجوع تمرکز دارد. و احساس کردم که این رویکرد دارای ارزش است. این رویکرد عملی تا حد زیادی به صلاحیت اولیه من در اعتیاد کمک کرد که من در دهه 1990 شروع کرده بودم. این کاربرد ازنظریه در عمل همواره برای من جذاب بوده است. شاید به این دلیل باشد که من قلباً شخصی اهل عمل هستم. اغلب به خودم می‌گویم اگر راهی وجود داشته باشد که کار کند، اجازه بده که کار کند. ابتدا من شروع به کار با ارباب‌رجوعان وابسته به الکل کردم و شروع به پذیرش برخی از استراتژی‌های HR به کاری کردم که در نظر گرفته بودم. مشاهده کردم که این روشی قابل‌احترام و اثبات‌شده برای کار است. در اماکنی که به بی‌خانمان‌ها جا می‌دهند و مصرف الکل آزاد است کار می‌کردم، تعداد زیادی از ارباب‌رجوعان من مردان و زنان بالای 49 سال بودند که احساس ناامیدی می‌کردند و قادر نبودند مصرف الکل را ترک کنند. اکثر آن‌هایی برای ترک الکل یا کم کردن آن ناموفق بودند و هدف ما این بود که سه وعده در روز به آن‌ها الکل بدهیم، دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی را اطمینان دهیم، افرادی کلیدی کار به‌منظور شناسایی و امیدواری نیازهای منحصربه‌فرد آن‌ها را برآورده می‌ساختند و یک روش HR برای سوءمصرف الکل برای آن‌ها اتخاذ می‌کردند. من فکر کردم SFBT یک ایده بسیار خوب بود اما هیچ راهی برای کار با افرادی که من با آن‌ها کار کرده بودم وجود نداشت. اشتباه می‌کردم. با نگاه به گذشته مطمئن نیستم که چرا فکر می‌کردم نمی‌توانم برای ارباب‌رجوعان خود این شیوه را به‌کارگیرم اما کاملاً مطمئن بودم این SFBT با گروه ارباب‌رجوعان من کار نخواهد کرد. درنهایت، شروع کردم تا از جنبه‌های SFBT در کار خود استفاده کنم و از اینکه چگونه هر دو روش HR و SFBT کاملاً متناسب کار من بودند متعجب شدم. من در ابتدا به SFBT با این نگرش که این رویکرد کار من یا زندگی کسانی که من با آن‌ها کار می‌کردم را تغییر می‌دهد، نگاه نمی‌کردم. با آن مبارزه کردم و فکر کردم «بله، این واقعاً روش ساده کار کردن است اما فقط بر روی افرادی که من با آن‌ها کار کرده بودم تأثیرگذار نبود». من هیجان‌زده شده بودم که روشی است که به نظر می‌رسد ارزش یک‌بار امتحان را دارد. متقاعد شدم که اگر درواقع با هر روشی با گروه ارباب جوعی که من با آن‌ها کار می‌کردم کار کند، شایسته مطالعات بیشتری است. درنهایت، توسط یکی از همکاران در دوره‌ای که برای سؤال معجزه‌آسای یک ارباب‌رجوع که با او کار می‌کردم پرسیده شده بود به چالش کشیده شدم و نتیجه این تعامل منجر به یک کار عاشقانه با این رویکرد در 25 ساله گذشته شده است. امیدوارم بتوانم این تجربه را با شما در سرتاسر کتاب به اشتراک بگذارم و نشان دهم که چگونه هر دو رویکرد باهم در تحویل مداخلات برای افرادی که مشکل مصرف مواد را تجربه می‌کنند ترکیب کرد. مدت‌ها بود که متوجه شدم که این رویکرد ترکیبی با استفاده از SFBT و HR بسیار خوب بود. بااین‌حال، یک‌ لحظه یورکا[3] وجود داشت و از آن به بعد من به منافع بیشتری به ارباب‌رجوعانی که با آن‌ها با روش HR و SFBT کار می‌کردم ارائه دادم. با توجه به شیوع اعتیاد در جامعه و این واقعیت که اعتیاد قابل‌درمان است، بسیاری از درمانگران و دانشجویان ممکن است احساس عدم امنیت و یا عدم آمادگی برای کار با افرادی که مشکلات مربوط به اعتیاددارند حس کنند. این کتاب باهدف کمک به کسانی است که علاقه‌مند به ایده‌ها و تئوری‌های جدید در مورد اعتیاد هستند. همچنین هدف آن اطلاع‌رسانی به دانشجویانی است که قصد دارند عمیق‌تر درک کنند درباره افرادی که با سوءمصرف از مواد مخدر مواجه هستند کار کنند. این کتاب صرفاً برای کارشناسان اعتیاد نیست بلکه به گروه‌های گسترده‌تر متخصصان بهداشت و درمان و است که ممکن است در مواردی که در گروه‌های ارباب‌رجوع قرار می‌گیرند، مسائل مربوط به سوءمصرف مواد مخدر را ارائه دهد. این کتاب به دنبال ارائه یک درک صحیح از SFBT و HR و چگونگی اعمال این نظریه‌ها و شیوه‌ها به موارد شغلی واقعی با سوءمصرف مواد مخدر است. من فصل‌های کتاب را به روشی سازمان‌دهی کرده‌ام که خواننده را هم ازنظر نظری و هم ازنظر عملی SFBT و HR راهنمایی می‌کند. در فصل دوم، درباره ریشه‌های SFBT و مفاهیم اولیه این رویکرد بحث خواهم کرد درحالی‌که یک مرور کلی از مهارت‌های لازم برای تمرین عملی ارائه می‌کنم. این فصل نقش منحصربه‌فرد SFBT برای درمان، اخلاق و فلسفه آن و نحوه‌ای که مفاهیم و ابزارها ساده به نظر برسند ارائه خواهد داد، ولی این‌ها به این معنی نیست که عملی کردن این مفاهیم ساده است. من هم‌چنین تجربه خود با SFBT را ارائه خواهم داد چراکه این روش امری ساده نیست. در فصل سوم، من توضیح HR، از آغاز تاریخ خود تا برنامه‌های فعلی‌اش را در موقعیت‌های مختلف ارائه می‌کنم. این فصل تعاریف HR را ارائه می‌دهد و اصول کلیدی این رویکرد را مشخص می‌کند. نشان می‌دهد که در حال حاضر چگونه از HR استفاده می‌شود، نه‌فقط در خدمات اعتیاد، بلکه در سایر حوزه‌های مراقبت‌های بهداشتی و ارتقاء. این فصل، استدلال‌های مشترک برای و در برابر HR را ارزیابی می‌کند، چگونه اجرا می‌شود و تعدادی از نمونه‌های واقعی زندگی HR در سرویس‌های اعتیاد موردبررسی قرار می‌گیرد. هدف این فصل، معرفی مفهوم HR به خواننده است، درحالی‌که به بررسی شيوع اعتياد و چگونه تعريف اعتياد در حال گسترش است، می‌پردازد. در فصل چهارم، من درباره تحولات در دهه‌های گذشته در مورد نحوه شکل‌گیری و مدیریت مشکلات الکل و مواد مخدر بحث خواهم کرد. نحوه استفاده از برخی مواد مخدر و برخی از مصرف‌کنندگان مواد مخدر در رسانه‌ها و تأثیر آن در رابطه با قانون و سیاست موردبحث قرار خواهد گرفت. این فصل همچنین به خواننده یک مرور کلی از توضیحات روش‌های مختلفی که هنگام کار در اعتیاد در نظر گرفته می‌شود، ارائه می‌دهد. هدف این فصل، ارائه یک گزارش از برخی از روش‌های محبوب‌تر درمان است و همچنین نگاهی به چگونگی SFBT و HR دارد هنگامی‌که یک رویکرد مؤثر هنگام کار با افرادی که مواد مصرف می‌کنند ترکیب می‌کند. در فصل پنجم، من درباره کاربرد SFBT و HR برای افرادی که سوءمصرف مواد دارند (مطالعه موردی) ارائه خواهم داد. این فصل بر اساس فصل‌های قبلی درباره SFBT و HR و روش‌های مختلف برای اعتیاد که وجود دارند سازمان‌دهی می‌شود. مطالعه موردی‌ها در این فصل نمونه‌هایی از مواردی را ارائه می‌دهند که هر دو رویکرد را ترکیب می‌کند و نشان می‌دهد که چرا این ترکیب کار می‌کند. در فصل ششم، فصل آخر، من شباهت‌های HR و SFBT را مشخص خواهم کرد، چگونه آن‌ها یکدیگر را تکمیل می‌کنند و ویژگی‌های مبتنی بر نقاط قوت که هر دو روش فراهم می‌کنند. این فصل نتیجه‌گیری کتاب، ترکیب موضوعات کتاب باهم است و نشان می‌دهد که چگونه درک HR می‌تواند رویکرد SFBT را تقویت کند و بالعکس. سرانجام، در این فصل برای کارشناسان، دانشجویان و محققان، چگونگی استفاده از یک رویکرد مبتنی بر نقاط قوت برای کار با مصرف‌کنندگان مواد مخدر که بر ارباب‌رجوعان تمرکز دارد، تعالی انسانی و روح آن‌ها ارائه می‌دهد. [1] Harm Reduction [2] Solution Focused Brief Therapy [3] جمله ای منتسب به ارشمیدس هنگام کشف طریق سنجش خلوص طلا، به معنای یافتم