دانشنامه جغرافیای شهری در آینه ادب پارسی
در جهانِ ذهنیِ هر پارسیزبانی، کنجی دنج وجود دارد که ویژهی سخن موزون است. در لحظات گوناگون زندگی و در هنگامههای جوشش احساسات گونهگون، سری به آن کنج میزند و از گنجینهی آن سخنان در بیان حالات روحی خود بهره میبرد. کافی است تنها دستی در انبان پر درّ ادبیات ایران بریم تا در بیان غم و شادی، عشق و نفرت، خشم و بخشش و هر حس دیگری با گوهرهای گرانبهای آن، کلام خود را زینتبخشیم.
در زندگی همیشه به ادبیات اندیشیده و با آن زندگی کردهام. در تمام لحظات زندگی، حضور شیرینش تسلیبخش سختیها و امیدبخش آرزوهایم بوده است. ورود هرچه بیشتر در ادبیات و آشنایی با این جهان، بیکرانه بودن آن را به مخاطبش نشان میدهد و انسان درمییابد که با ادبیات میتوان بیشتر اصولی که در زندگی به کار میآیند را بهتر، زیباتر و دلنشینتر آموخت و آموزاند.
حضور و گستردگی ادبیات در زندگی تنها به اصول بنیادین زندگی خلاصه نمیشود، بلکه ابعاد مختلف زندگی ایرانیان با آن گرهخورده است. از داستانپردازیهای شیرینی که بامهارتی مثالزدنی، نقشبند شبهای ایرانیان بودند، تا حکایتهای نغز و لطیفهها و شاهبیتهایی که در زندگی روزمره و صحبتهای معمولی مردم جا خوش کردهاند.
حضور ادبیات و شعر در جایجای زندگی ایرانیان سبب شده است که در آن از موضوعات مختلف سخن به میان آید. تعدد موضوعاتی که در ادبیات به آن پرداختهشده است، بهاندازهای است که تهیه فهرستی کامل و جامع از آنها اگرنه ناممکن اما بسیار دشوار مینماید. در این مقال به فراخور موضوع، به جغرافیا بهطور عام و شهر و کشور بهطور خاص اشاره میکنیم.
دانش جغرافیا ازجمله دانشهایی است که درگذشتههای دور به آن توجه شده است و به همین دلیل کتابهای بسیاری از قرون گذشته در این زمینه برای ما به یادگار ماندهاند.
قدیمیترین سندی که دراینباره موجود است؛ قسمتهای بازماندهی اوستا است که در پارهای از بخشهای آن اشارههایی به وضع یا نام برخی از سرزمینها، دریاها، کوهها، و رودها شده است. در فَرگَرد یکم کتاب وندیداد، از شانزده کشور آفریدهی اهورامزدا سخن به میان آمده است، ولی به دلیل از بین رفتن قسمتهای علمی اوستا دراینباره بیش از این اطلاعی در دست نیست. پسازآن بر سنگنوشتهی بغستان (بیستون) به نام کشورهایی برمیخوریم که داریوش بر آنها فرمانروایی داشته است. اثر دیگری که در این زمینه برجایمانده؛ کتاب شهرستانهای ایرانشهر است که در آن نام و شرح مختصر شهرهای ایران و برخی از روایات افسانهای دربارهی آنها آمده و به فارسی نیز ترجمهشده است.
توجه به این دانش در سدههای بعد نیز منجر به تدوین کتابهایی شده که در جهان اسلام رواج پیداکردهاند. برخی از این کتابها توسط ایرانیان و برخی نیز توسط دانشمندان دیگری در جهان اسلام -سوریه، عراق، فلسطین و...- به رشته تحریر درآمدهاند و خوشبختانه تعداد قابلتوجهی از آنها از تاراج زمانه در امان ماندهاند. با توجه به اینکه امروزه هنگامیکه سخن از ادبیات به میان میآید، تنها ادبیاتی مدنظر است که به زبان پارسی دری باشد، ما نیز از این سنت پیروی کرده و منابع خود را از میان این دست آثار برمیگزینیم.
در دانش جغرافیا موضوعات مختلفی بررسی میشود و گستردگی این دانش بر همگان آشکار است، اما پژوهش حاضر، بخش کوچکی از آن را موردتوجه قرار میدهد و آن؛ بهرهگیری از بررسیهای بهعملآمده درباره شهرهاست. شهرهایی که درکتابهای ادبی ایران به آنها اشاره شده است. در بسیاری از آثار ادبی کهن ایرانی اسم بسیاری از شهرها آمده که امروزه نیز با همان نام گذشتهی خود وجود دارند. برخی از شهرها نیز اکنون با نامهای دیگری شناخته میشوند و برخی دیگر هم کاملاً از بین رفتهاند؛ هرچند که درگذشته شهرهای پر رونقی بودهاند. همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، کمتر موضوعی وجود دارد که در ادبیات، نشانی از آن یافت نشود. مسئلهی شهر و شهرگانی (تمدن) نیز ازجمله مواردی است که بازتاب زیادی در ادبیات داشته و حتی فراتر از آن به میزان قابلتوجهی به حل پارهای از پرسشهای پیشآمده در این زمینه نیز کمک کرده است. ارتباطی که بین این دو دانش وجود دارد، انگیزهای برای انجام این پژوهش شد.
با توجه به اینکه این پژوهش؛ پژوهشی میانرشتهای است، میتواند بسیار مفید واقع گردد. روش برخورد میانرشتهای فرصت عبور از مرزهای سنتی رشتههای گوناگون دانش را در راه رسیدن به نتیجهی مطلوب فراهم میسازد. بهعبارتدیگر، یک حوزهی میانرشتهای عبارت است از: «تلفیق دانش، روش و تجارب دو یا چند حوزهی علمی و تخصصی برای شناخت و حل یک مسئلهی پیچیده». در یک فعالیت علمی میانرشتهای، متخصصان دو یا چند رشته در ارتباط با شناخت، حل و یا تحلیل یک پدیده، موضوع یا مسئلهی معمولاً پیچیده و واقعی با یکدیگر تعامل و همکاری علمی میکنند. بنابراین، فعالیتهای علمی میانرشتهای زمانی معنا پیدا میکنند که هدف، شناخت علمی مسئلهای پیچیده باشد که از دانش یکرشته خارج است. با دیدی گذرا میتوان تأیید کرد که در آینده جهتگیریهای میانرشتهای در مطالعات علمی، دیگر نه یک انتخاب، که یک الزام خواهد بود. با توجه به نوپا بودن این حوزه، چالشهایی در برابر آن وجود دارد اما چون کفهی سودمندی آن سنگینتر است، ما را بر آن داشته که باوجود تمام مشکلات و سختیها از آن بهره ببریم.
کاربرد اینگونه همکاریهای میانرشتهای در مثالی بسیار ساده نمایان میشود:
شهر گرگان اکنون برای همگان بهعنوان مرکز استان گلستان شناختهشده است اما این شهر و این نام، تاریخچهای دارند که پژوهشگران با مداقّه درکتابهای ادبی به آن دستیافتهاند. این شهر درگذشته استرآباد نام داشت و در سال 1316 نام گرگان برای آن برگزیده شد. این تغییر نام به دو دلیل انجام شد؛ دلیل اول: برداشت نادقیق دستاندرکاران این تغییر نام از نام «استرآباد» و دوم: وجود شهری کهن به نام گرگان در همسایگی استرآباد -گرگان کنونی- بود. این شهر -گرگان کهن- بیشتر از اینکه به استرآباد نزدیک باشد، به شهر گنبدکاووس نزدیک است و هدف از این تغییر نام؛ زنده کردن اسم این شهر کهن و باستانی بوده است. در این واقعه اگر عالِمان علم جغرافیا به دانش ادبی نیز مسلح بودند، پی میبردند که واژهی «استر» نه به معنای چهارپا بلکه به معنای ستاره است و از این شهر در تاریخ بیهقی به استارآباد یادشده و ریشههای این واژه را در نام شهر آستارا نیز میتوان یافت. در زمان زرتشت که ایرانیان ستارهها را مظهر نور مقدس میدانستهاند، این شهر -استارآباد- بناشده و این نام برای آن برگزیده شده است.
از طرفی مطالعه در کتاب اوستا برای ما آشکار میکند که گرگان؛ نهمین سرزمین مقدسی است که اهورامزدا آفریده است. این شهر که از مهمترین مناطق در زمینهی پژوهشها و کاوشهای باستانشناسی است و اکنون همچون مخروبهای در نزدیکی گنبدکاووس قراردارد، در سالهای متمادی حکومت آلزیار، پایتخت ایران بوده است و دانشمندانی همچون فخرالدین اسعد گرگانی، عبدالقادر جرجانی، امیر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن وشمگیر و بسیاری دیگر در آن زیستهاند. در دوران رضاشاه پهلوی، در کنار خرابههای گرگان باستانی، شهری جدید بنا شد و به سپاس از قابوس بن وشمگیر –که برج آجری قابوس که مدفن اوست در این شهر است– نام آن را گنبد قابوس نهادند.
این تغییر نام بیپایه (استرآباد به گرگان) و این نام جعلی و غیر تاریخی (گنبدکاووس) همگی به دلیل بهره نبردن از دانش ادبی و البته تاریخی است. درحالیکه اگر این سه علم –ادبیات، تاریخ و جغرافیا- به کمک هم میآمدند، استرآباد نام خود را حفظ میکرد و گنبدکاووس میتوانست از نام سَلَف خود –گرگان– بهره ببرد.
از دیگر اهداف این پژوهش؛ نشان دادن سیر تغییر شهرها در طول تاریخ، به کمک بازتاب نمودهای این تغییرات در ادبیات است و این نیز بهنوبهی خود نشانگر این است که این مؤلفان شناخت جامعی نسبت به شهرها و کشورها داشتهاند و علم آنها در نوشتارشان منعکسشده است. علوم بسیاری در آثار ادبی کهن موردتوجه بوده است که شارحان امروزین این آثار به این مسئله دقت نظر دارند. ازجملهی این علوم؛ نجوم و طب هستند که تألیفات شاعران و نویسندگان دورههای پیشین به دلیل بهرهگیری این علوم از اصطلاحات تخصصی، دچار تعقید شده است. اما بهرهی نویسندگان و شاعران از اسامی شهرها و توصیف موقعیت آنها چون در فهم اثر ایجاد گره نمیکند، چندان مورد توجه قرار نگرفته و به همین دلیل بُعد مهمی از شخصیت شاعر که همان توجه به شهر و جغرافیاست –که نمودی از توجه به وطن و مرزبندی آن است– مورد بیتوجهی قرار گرفته است که امید است این پژوهش، بازتابی از امعاننظر مؤلفان قرون گذشته به این علم باشد.
علاوه بر این، شیوهی ارائهی این پژوهش –که شرح آن در ادامه خواهد آمد– بهگونهای کاربردی طراحیشده است که مراجعه و بهرهگیری از آن را بسیار ساده میکند و برای کسانی که در تحقیقات و مقالات خود نیاز به ابیاتی داشته باشند که شاعران در آنها از شهری نامبردهاند، مفید خواهد بود.
در این پژوهش که به روش کاملاً کتابخانهای انجامشده است، هشت کتاب از پرارجترین کتابهای ادبیات ایران را برگزیدم که البته انتخاب از میان اینهمه کتب نفیس بهجامانده کار دشواری بود، اما پس از کندوکاو بسیار و با توجه به موضوع تحقیق تصمیم گرفتم که چهار اثر منظوم –شاهنامهی فردوسی، سه منظومه از خمسهی نظامی، مثنوی معنوی مولانا و بوستان سعدی– و چهار اثر منثور –بخش آغازین تاریخ بیهقی، سیاستنامهی خواجه نظامالملک، چهارمقالهی عروضی سمرقندی و گلستان سعدی– را موردبررسی قرار دهم. دو دلیل مرا به انتخاب این هشت اثر برانگیخت؛ اول اینکه این کتب برگزیده از آثار گرانبهای ادب پارسی هستند، و دوم اینکه در جایجای هر یک از این آثار به شهرهای مختلف اشارهشده است.
هرچند با سخنانی که پیشازاین گفته شد، موضوع کتاب تا حد زیادی مشخص است اما اگر از پژوهشگر موضوع کتاب را طلب کنید! پاسخ او چنین خواهد بود:
اشاره بهتمامی ابیاتی که در آن از شهری نامبرده شده است و ارائهی تعریفی مختصر از آن شهر. برخی از ابیات که در آنها واژهی «شهر» بهکاررفته است را نیز ذکر کردهام. همچنین این مجموعه برای خواننده امکان مقایسهی انواع کاربرد این واژه را ممکن میسازد.
این کتاب شامل دو بخش اصلی است: بخش نخست آن به تاریخچهی شهرها اختصاص دارد. در این بخش سعی شده موقعیت گذشتهی شهر طبق گزارشات کتابهای جغرافیای گذشته –که دربارهی آنها سخن گفتیم– ترسیم شود. این منابع از این قرارند: اشکالالعالم از ابوالقاسم ابن احمد جیهانی، حدودالعالم من المشرق الی المغرب (مجهول المؤلف)، نزهةالقلوب از حمدالله مستوفی. البته منابع بیشتری در این زمینه وجود دارند اما تنها منابعی را برگزیدم که از اعتبار بیشتری برخوردارند.
سپس موقعیت امروزین شهر را شرح دادهام و با این کار امکان مقایسهی فضای شهر در طول دوران برای خواننده ممکن میشود. این بخش را به شیوهی دانشنامهها به ترتیب حروف الفبا تنظیم کردهام که دسترسی برای خواننده آسان باشد. لازم به ذکر است که در این آثار به برخی از شهرها اشاره نشده است، بنابراین آنها را در فهرستی جداگانه دستهبندی کردهام.
بخش دوم، خود شامل دو قسمت است: 1– آثار منظوم 2- آثار منثور، که هرکدام از این دو نیز بهتبع تعداد مؤلفان دارای چهار زیرمجموعه هستند. هر زیرمجموعه به یکی از مؤلفان اختصاص دارد و ابیات یا جملاتی از آنان را که اسم شهری در آن قیدشده، ذیل نام هر شهر به تفکیک آوردهام.
برنامه ریزی فیزیکی ذخیرهسازی اقلام ضروری در زمان بحران (جستاری کامل در طراحی انبار بر اساس اصول مدیریت بحران در مقیاس محله)
کتاب پیش رو درباره طراحی انبار و ارزیابی عملکرد آنها به همراه نمونههای کاربردی و ابزارهای حمایتکننده است که جمعآوری جامعی از نتایج تحقیقات دانشگاهی در زمینة دستهبندی سیستماتیک ساختاری آنهاست. روند کلی طراحی انبار، واکاوی گشته و در این میان ابزارها و تکنیکهای مورداستفاده در طراحی آنها بررسی شده است.
در این کتاب تلاش شده تا از اصول مدیریت بحران در طراحی انبارهای ذخیرهسازی اقلام ضروری ازجمله آب، غذا، دارو، پوشاک و سوخت استفاده شود. مساحت، ابعاد، فرم و محل قرارگیری، سرانه فضای موردنیاز انبار و نوع اقلام ذخیرهشده در شرایط گوناگون، ابعاد طراحی و اجرایی مختلفی را میطلبد. تاکنون محققان و صاحبنظران با تخصصهای گوناگون، از زوایای خاصی به طراحی انبار پرداختهاند که سعی بر آن شده تا از تمامی ابعاد مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.
در بخش اول کتاب به بیان تعاریف، مضامین، اهداف مدیریت بحران و حوزههای آن و اصطلاحات رایج در بحث بحران، مدیریت بحران، اصول برنامهریزی، تعریف شهر، مدیریت شهری، محله و درنهایت به معماری و استحکامات دفاعی پرداخته میشود. در این راستا با تأکید بر نحوه طراحی تونلهای لجستیکی بهعنوان نمونهای قابلپذیرش جهت طراحی سازههای زیرزمینی انبارها و پس از آن به معرفی انبار و ملاحظات خاص مکانیابی انبار، انواع انبارها، اصول مدیریت بحران در انبارها (مواد غذایی، دارویی و...)، پرداخته شده است. در ادامه به شرح مبسوطی از ملاحظات مرتبط با انبارهای اقلام اساسی؛ ازجمله ملاحظات طبیعی، اقتصادی، امنیتی- سیاسی، انسانی و غیره پرداخته شده است.در انتها نیز اهمیت و ضرورت مدیریت بحران در مدیریت حفظ اقلام ضروری برای هرچه کمتر کردن تلفات ناشی از کمبود نیازهای اولیه برای تداوم حیات، ذکر گردیده است.
بخش دوم کتاب به بررسی طراحی ساختمان در سبکهای مختلف معماری، انواع فرم و ترکیب آنها پرداخته است. تعیین فرم هندسی بنا، موقعیت و ابعاد بازشوها، نحوه دسترسیها و پیشبینی فضای امن بهصورت چند عملکردی برای هر ساختمان بسیار نقش تعیینکنندهای در شرایط اضطراری دارد و موجب حفظ جان مردم و کاهش آسیبپذیری و مدیریت بهینه در شرایط بحران میگردد.
بخش سوم کتاب به بررسی سند چارچوب و راهنمای طراحی شهری، معماری بیرونی و داخلی انبار، طراحی و اجرای فضاهای داخلی و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر و ارتباط ساختمان با اطراف، انواع حجم ساختمان، انواع فرم و سازماندهی، و هر آنچه مربوط به پلان ساخت انبار میشود، پرداخته شده که بررسی این عوامل به این علت مهم و حیاتی است که هر انبار باید بهضرورت کارکرد خود و محیطی که در آن ساخته میشود سازماندهی فضایی، فرم، پلان و دیگر عوامل بهصورت جداگانه مطالعه شود تا هر یک بهتنهایی نوعی از انبار بهینه برای کارکرد مخصوص به خود باشد. لذا باید توجه داشت که نمیتوان فرمی ثابت را بهعنوان طراحی مخصوص انبار تلقی نمود و در همه شرایط از آن استفاده کرد.
در بخش چهارم کتاب پلان داخلی انبار برای تسهیل در انبارداری و حفظ و نگهداری کالا بررسیشده و مواردی را که در مواقع بحرانی باید در سریعترین زمان ممکن به دست افراد خسارتدیده رسانده شود، موردتوجه قرار گرفته است. در بسیاری از موارد استقرار نامناسب یا عدم پیشبینیهای کارشناسانه در زمینة طراحی پلان انبار اقلام اساسی و ضروری برحسب فرم، شعاع عملکرد، حساسیت، سازگاری، نظام ارتباطات، نفوذپذیری، گردش کار، انبارگردانی و سایر موارد، خسارات و تلفات را مضاعف نموده و ضربات سنگینی بر پیکره جامعه بحرانزده وارد میآورد.
بخش پنجم به بررسی مساحت انبار و ارتباط مساحت با جمعیت ساکن محله و از طرفی نحوه توزیع کالا در زمان بحران پرداخته است، این مهم از این بابت مورد توجه و مطالعه قرار گرفت که در زمان بحران مردمی که دچار سانحه شدهاند از لحاظ روحی و روانی به هیچ عنوان شرایط ثابتی ندارند از این رو نباید انتظار داشت که توزیع کالای ضروری که لازمهی تداوم حیات افراد است را با شیوههایی معمولی و طبق روال عادی بدست آنها رساند.
توسعه روستایی (اصول، سیاستها و برنامه ریزی)
با وجود اهداف بلند پروازانه تعیین شده توسط کشورهای مختلف در زمینه توسعه روستایی، مخصوصا کشورهای در حال توسعه و تلاشهای آنها در این زمینه هنوز هم اکثر این کشورها درگیر مسئله توسعه نیافتگی در مناطق روستایی هستند و اکثر جوامع توسعه نیافته با این معضل دست و پنجه نرم میکنند. هر چند کشورهای توسعه یافته از نظر توسعه روستایی وضعیت مناسبتری دارند؛ ولی برنامههای توسعه روستایی فقط خاص کشورهای توسعه نیافته نمیباشد و کشورهای پیشرفته نیز اصلاحات و سیاستهایی با هدف توسعه نواحی روستایی انجام داده و یا انجام میدهند. به عنوان مثال در دهه 1990، بازسازی روستایی موضوع مهمی برای مطالعات روستایی در این کشورها بوده است. بیشتر کشورهای توسعه یافته از جمله ایالات متحده، کانادا، ژاپن، کرهجنوبی و برخی از کشورهای اروپایی که بیشتر مسائل و مشکلات نواحی روستایی را درک کردهاند به بازسازی سریع روستاها پرداختند. بند چهاردهم اعلامیه مقررات توسعه روستایی اروپا (1999) نیز مربوط به حاکمیت توسعه روستایی و تأکید بر اهمیت هماهنگی همه بازیگران محلی و ملی برای اجرای برنامهها و سیاستگذاری روستایی بوده است. در این بند هماهنگی با همکاری چندسطحی شامل بازیگران دولتی و غیردولتی انجام شد که تصمیمات غیرمتمرکز را در بر میگرفت و رویکردهای پایین به بالا را تشویق نمود. در کشورهای در حال توسعه نیز با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی خود، سیاستها و رویکردهایی را برای توسعه روستایی به کار گرفتهاند. در ایران نیز با وجود تدوین و اجرای سیاستها و برنامههای مختلف توسعهای مانند برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پنجساله قبل و بعد انقلاب، هنوز هم توسعه نیافتگی روستاها نسب به نواحی شهری کشور به قوت خود باقی مانده است. از جمله مواردی که در طول سالهای پس از انقلاب مورد غفلت قرار گرفته، توجه نکردن به توانمندی بالقوه موجود در روستاها و عدم بکارگیری ظرفیتها در راستای توسعه مناطق روستایی، استفاده نکردن از تجربیات و الگوهای توسعه روستایی جهانی به منظور ایجاد شرایطی نوین در ساماندهی مدرن عوامل تولید در حوزه روستاها و فقدان قوانین جامع حمایتی و برنامهریزی مشخص برای توسعه روستایی است. به همین خاطر، توسعه نیافتگی روستاها منجر به افزایش فقر، محرومیت و نابرابری بین مناطق شهری و روستایی شده که این امر به صورت مستقیم و غیرمستقیم اثرات منفی ناخواستهای، مانند کاهش جمعیت روستاها (مهاجرت)، تخلیه روستاها، افزایش شهرنشینی و افزایش حاشیهنشینی در شهرها را درپی داشته است. با توجه به این مسائل و برای پیشبرد توسعه ملی، توسعه روستایی به عنوان یک اصل برای سیاستگذاران باید در اولویت قرار گیرد. از سویی دیگر پس از چند دهه تجربه ناموفق در رسیدن به توسعه روستایی، این مسئله روشن است که لازمه رسیدن به توسعه، توجه به روستاها و نواحی روستایی به عنوان نیروی محرکه توسعه کل کشور است. علاوه بر این بررسی نظریات، دیدگاهها، عوامل مهم در توسعه روستایی، سیاستهای توسعه روستایی، برنامهریزی روستایی، و آشنایی با نقاط قوت و ضعف هر یک از آنها میتواند نقش مهمی در برنامهریزی، انتخاب استراتژی، و انتخاب برنامهها و سیاستهای مناسب توسعه روستایی داشته باشد. هدف از تدوین این کتاب بیان ضرورت، اهمیت، معیارها و شاخصها، پارادایمها، عوامل، سیاستها، ابزارها و بازیگران توسعه روستایی و بررسی برنامهها و برنامهریزی توسعه روستایی در یک مجموعه برای محققان و دانشجویان جغرافیا، توسعه روستایی، برنامهریزی روستایی و علوم اجتماعی است و نویسنده تلاش نموده که دانشجویان و محققان مرتبط با کتاب حاضر به برداشتی پیوسته و منسجم از موضوع دست پیدا کنند. در راستای هدف مذکور، مطالب این کتاب در هفت فصل تنظیم شده است.
در فصل اول ابتدا تعریف و مفاهیم اولیه توسعه و توسعه روستایی آورده شده، سپس تفاوتهای بین توسعه و رشد اقتصادی، و توسعه و تغییر، ضرورت توسعه روستایی، اهداف توسعه روستایی و عناصر پایه توسعه روستایی بررسی شده است. چنانچه در فصل اول و برای تعاریف و مفاهیم روستا سعی شده که در قالب وجه تمایز شهر و روستا تعاریف مختلف روستا ارائه شود. در فصل دوم کتاب مفاهیم شاخص و اهیمت کاربرد شاخصها در برنامهریزی توسعه روستایی، ضرورت سنجش توسعه روستایی برای سیاستگذاران و مدیران توسعه روستایی، اقدامات و شاخصهای سنجش توسعه روستایی و مفاهیم فقر و شاخصهای اندازهگیری فقر در مناطق روستایی به عنوان یکی از معیارهای مهم سنجش سطح توسعه روستایی آورده شده است. در این فصل سعی شده که شاخصهای اندازهگیری سطح توسعه روستایی بررسی شود تا خوانند بتواند نسبت به سنجش برنامههای توسطه روستایی و موفقیت آنها اطلاعاتی کسب نماید. در فصل سوم کتاب دیدگاههای توسعه و توسعه روستایی و ویژگیهای اصلی نظریههای توسعه و توسعه روستایی آورده شده است. در این فصل به بررسی سه مکتب کلی وابستگی، نوسازی و جهانی شدن و ارتباط آنها با توسعه روستایی پرداخته شده است. همچنین نظریات رشد اقتصادی فشار بزرگ روزناشتاين، نظریه حداقل تلاش لیبناشتاین، مدل سرمایه انسانی، مدل توسعه روستایی گاندی، مدل توسعه اقتصادی و مفاهیم اساسی دوگانگی و نیاز به دستیابی به موفقیت و نقش یک از آنها در توسعه و توسعه روستایی به صورت مروری گذرا و به صورت انتقادی بررسی شده است. در فصل چهارم عوامل موثر و تعیینکننده توسعه و توسعه روستایی بیان شده است. در این فصل ابتدا نقش هر یک از منابع طبیعی، منابع انسانی، سرمایه، فناوری و عامل ساختاری- نهادی در توسعه روستایی بیان شده است. سپس مشکلات مفهومی و روش شناختی در اندازهگیری و تعیین رابطه بین توسعه روستایی و عوامل تعیینکننده آن توصیف شده است. در فصل پنجم مفاهیم و تعاریف سیاست و سیاستهای توسعه روستایی آورده شده است. سپس اهداف، و سلسه مراتب اهداف سیاستهای توسعه روستایی و در قالب رویکردهای قدیم و جدید سیاستهای توسعه روستایی توضیح داده شده است. در آخر، دلایل اصلی نیاز روستاهای ایران به سیاستهای توسعه روستایی و مهمترین سیاستهای توسعه روستایی ایران در قالب برنامههای توسعه و ویژگیهای برجسته آن بررسی شده است. در فصل ششم کتاب، از مفهوم سیستم عملکردی و اجزای مهم آن سخن به میان آمده است. مفاهیم ابزارهای سیاست توسعه و انوع ابزارهای سیاست توسعه روستایی توضیح داده شده است. در ادامه بازیگران توسعه روستایی و انواع بازیگران در فرایند توسعه روستایی در ایران، روشهای تحلیل بازیگران در ساماندهی نظام مدیریت و برنامهریزی توسعه روستایی به همراه نقش آنها در فرایند توسعه روستایی ایران بیان شده است. در فصل هفتم کتاب ضمن تعریف اصطلاحات برنامه و برنامهریزی، انواع برنامهها از نظر سطوح و عملکرد، مدت اجرا و نحوه اجرا، مفاهم برنامهریزی روستایی و اهداف برنامهریزی روستایی توضیح داده شد. در نهایت مراحل برنامهریزی در برنامههای توسعه روستایی ایران، نظام برنامهریزی توسعه روستایی در ایران و آسیبشناسی نظام برنامهریزی توسعه روستایی توضیح داده شد.
با عنایت به اینکه نویسنده خود بر این موضوع واقف است که شاید این مجموعه نیز دارای کاستیهایی باشد و در زمینه مطالب این کتاب ممکن است دیدگاههایی متفاوتی وجود داشته باشد؛ بنابراین ضمن پذیرش تمامی کاستیها، نویسنده قدردان تمام کسانی است که یادآورد اشکالات خواهند بود و تلاش خواهد شد که کاستیها برطرف شود. لازم به ذکر است که علیرغم تدوین و قالببندی اولیه در خصوص تدوین و تکمیل مباحث کتاب، شاکله فصول کتاب را مطالعات پژوهشی و گزارشهای مرتبط در سطح جهانی و داخلی و همچنین معلومات و اطلاعات نویسنده تشکیل داده است.
کنترل غیرشیمیایی علف های هرز (کتاب الکترونیک)
علفهای هرز یکی از مهمترین عوامل محدودکننده تولید گیاهان زراعی به ویژه در سیستمهای کشت ارگانیک هستند. تحقیقات نشان میدهد که اغلب، جمیعت علفهای هرز در سیستمهای کشت ارگانیک بیشتر از سیستمهای متداول تولید میباشد کهاین امر باعث میشود علفهای هرز با رقابت بیشتر با گیاهان زراعی و در نتیجه مصرف بیشتر منابع محیطی از جمله نور و رطوبت، باعث کاهش رشد و در نهایت تولید گیاهان زراعی شوند. براین اساس، هدف اولیه مدیریت علفهای هرز در سیستمهای تولید، کاهش اثرات منفی علفهای هرز بر گیاهان زراعی میباشد. اگر چه استفاده از علفکشها، یک روش سریع در کنترل علفهای هرز میباشد ولی افزایش علفهای هرز مقاوم به علفکشها، سلامت عمومی و همچنین آسیبهای محیطی علفکشها مانند آلودگی آبهای سطحی و آسیب رساندن به سایر موجودات زنده، از جمله عواملی هستند که نگرانیهایی را در مورد افزایش استفاده از علفکشها در سیستمهای تولید به همراه داشتهاند. به همین دلیل، تلاش برای استفاده از روشهای غیرشیمیایی کنترل علفهای هرز، روند رو به رشدی داشته است. بااین حال، استفاده از برخی روشهای غیرشیمیایی دارای محدودیتهایی میباشد از جمله در روش مکانیکی، تکیه زیادی بر ماشینآلات میشود و یا وجین دستی، علاوه براینکه در همه گیاهان قابل اجرا نمیباشد، نیاز به نیروی کار فراوانی نیز دارد. براین اساس، استفاده از روشی که بتواند رشد و توسعه گیاهچههای علفهای هرز را با محدودیت مواجه کند و از قدرت رقابت آنها بکاهد، مورد تأکید قرار گرفته است. یکی از مهمترین روشها جهت حصولاین هدف، افزایش تنوع زیستی در سیستمهای تولید است که از جمله آنها میتوان به کشت مخلوط و تناوب زراعی اشاره کرد. با این حال،کنترل قابل قبول علفهای هرز نیاز به بکارگیری تلفیقی روشهای کنترل غیرشیمیایی علفهای هرز دارد که در کتاب حاضر به انواع این روشها پرداخته شده است.
در فصل اول، مهمترین ویژگیهای اکولوژیک علفهای هرز بیان شده است که توجه به آنها برای کنترل مطلوب علفهای هرز ضروری است. در فصل دوم، آللوپاتی (به عنوان یک روش زیستی کنترل علفهای هرز) معرفی شده است و برخی گیاهان زراعی که دارای خصوصیت آللوپاتی هستند نیز مورد اشاره قرار گرفتهاند. در فصل سوم، کنترل مکانیکی و فیزیکی علفهای هرز مورد توجه قرار گرفت و در فصل چهارم به کنترل زراعی (شامل مواردی همچون کشت مخلوط، تناوب زراعی، افزایش رقابت گیاهان زراعی) پرداخته شده است. در فصل پنجم نیز برخی از مهمترین علفهای هرز یکساله و چندساله معرفی شدهاند. فصل ششم نیز کنترل بیولوژیک علفهای هرز را مورد توجه قرار داده است.
اقتصاد کشاورزی در توسعه شهری
توسعه فیزیکی شهرها فرآیندی است پویا که طی آن محدوده فیزیکی و کالبدی شهرها در جهات عمودی و افقی از حیث کمی و کیفی افزایش مییابد و اگر این روند سریع و بیبرنامه باشد، سیستمهای شهری دچار مشکلات زیادی در آینده خواهد شد. با توجه به مهاجرت روزافزون انسانها از نقاط روستایی اطراف شهرها و یا نقاط دیگر که باعث افزایش تقاضای این افراد برای زمین شهری به منظور سکونت شده است و اگر نظارت بر این ساخت و سازها صورت نگیرد، علاوه بر از بین رفتن زمینهای مرغوب کشاورزی، شهر را با بحرانهای اقتصادی اجتماعی و محیطی مواجه میکند. به بیان دیگر شهرها در گسترش و توسعه فیزیکی خود بر محدوده خود میافزایند و زمین اطراف و پیرامون خود را تصرف میکنند و هرچه قدر این تحولات سریعتر و بدون برنامه باشد، تغییر در میزان کاربریهای اراضی شهری نیز سریع و بدون برنامهتر خواهد بود و مشکلات فراوانی چون ترکیب نامناسب و ناهمگون کاربریها، عدم دسترسی مناسب به خدمات ابتدایی شهری و استفاده نامناسب و غیر اصولی از اراضی و نهایتاً تخریب محیط زیست را به وجود میآورد. کشاورزی یکی از بخشهای مهم اقتصادی در تمام کشورها و به خصوص کشورهای درحال توسعه میباشد. بر اساس آخرین گزارشات سازمان خوار و بار جهانی (فائو) نزدیک به 40 درصد از جمعیت فعال اقتصادی جهان در بخش کشاورزی اشتغال دارند که اغلب این جمعیت در کشورهای در حال توسعه سکونت دارند و معیشت آنان از بخش کشاورزی تأمین میشود. گسترش کالبدی یا فیزیکی روزافزون سکونتگاهها اعم از شهری و روستایی که امروزه در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه شتاب فزایندهای یافتهاند، امری اجتنابناپذیر است.که بعضا بشکل ارگانیک در طول زمان خصوصا در مورد سکونتگاههای روستایی مشاهده میشود.که از جمله پیامدهای آن تغییر کاربری اراضی بخصوص کاربریهای مولد در بخش کشاورزی خواهد بود.
بر اساس نتایج تحقیقاتی که در سال 1977 توسط سـازمان ملـل متحـد منتشـر شـد، 71کشـور از 114 کشور در حال توسعه بر این عقیده بودهاند که توزیع فضایی جمعیت آنها غیر قابل قبول بوده و از ایـن رو به اصلاحات اساسی برای ایجاد تغییرات قابل توجـه در توزیـع فضـایی و جابـه جـایی داخلـی جمعیـت پرداختهاند 24 کشـور یـا در واقـع 20 درصـد ایـن کشورها، براین عقیده بـودهاند کـه نحـوهی توزیـع جمعیت در کشورشان تا حدی غیرقابل قبول بـوده و در خــور مداخلــه و سیاســتگذاری اســت. این روند کماکان وجـود دارد، بهطوریکـه امروزه در ایران، شبکه شهری عملکرد سلسله مراتبـی نداشته و شمار کانونهای زیسـتی، توزیـع فضـایی و حجم جمعیتی آنها از یـک نظـام کـارکردی سلسـلهمراتبی تبعیت نمیکند، و شبکهی شهری هـم چنـان در جهت تمرکزگرایی در حال تحول اسـت. اینک با توجه بـه شـلوغی بـیش از حـد شهرهای بزرگ و مشـکلات ناشـی از آن و هزینـهی گــزاف احــداث شــهرهای جدیــد در ایــران و عــدم موفقیــت کامــل آنهــا و همچنین تقویت شهرهای اقمـاری کـه خود در دراز مـدت منجـر بـه تمرکزگرایـی و فشـار بیشتر بر مادرشهرها میشود؛ یکی از بهترین ایدهها، جهت تمرکززدایی و توسعهی همه منـاطق کشـور و تقویت یک شبکهی منظم شهری - روستایی، ایجـاد شهرهای کوچـک اسـت. زیـرا شهرهای کوچک روستایی با ایجاد فرصتهای شغلی غیر زراعی و ارائـه خـدمات مـورد نیـاز، در کـاهش مهاجرت روستاییان به شهرهای بزرگتر، نقش مـوثری ایفاد نموده و زمینه توزیع متعادل جمعیت، امکانات و سرمایه را فراهم میآورند. چنین رویکردی امروزه در قالـب راهبــــرد کارکردهــــای شــــهری در توســــعه روستایی مطـرح اسـت،که ایجـاد شـهرهای کوچک را در پیوند کارکردی با حوزههای روسـتایی محور قرار میدهد. اصـولاً در صـورت توجـه بـه شـهرهای کوچـک مشکلات کمبود مسکن، بیکاری، ترافیـک و غیـره در شهرهای بزرگ کـه بیشـتر بـه دلیـل عـدم توجـه بـه عملکرد چنین شـهرهایی اسـت تـا حـدودی تعـدیل خواهد شد.
مدیریت منابع آب در توسعه پایدار کشاورزی (کتاب الکترونیک)
آنچه در این زمینه اهمیت مییابد، مدیریت مصرف بهینه آب همراه با مدیریت تقاضا در بخشهای مختلف صنعت، کشاورزی، شرب و محیطزیست است تا توسعه پایدار در کلیه بخشهای اقتصادی بهویژه بخش کشاورزی امکانپذیر گردد. این امر در مقطع کنونی از طریق اتخاذ سیاستهای مدیریتی مناسب، میسر است؛ بنابراین توسعه و بهبود مدیریت منابع آب برای قابلیت تداوم کشاورزی در نواحی کمآب امری ضروری به نظر میرسد. بهبود مدیریت آب زراعی در مصرف بهینه آب، افزایش راندمان آبیاری، افزایش تولید محصولات کشاورزی و دستیابی به اهداف محیطی، اقتصادی و اجتماعی کشاورزی پایدار، گامی مهم و مؤثر محسوب میشود. ازآنجاکه بخش کشاورزی بزرگترین مصرفکننده آب بوده، عمده تلفات آب نیز متعلق به این بخش است و چون احداث شبکههای آبیاری و زهکشی باعث کاهش اتلاف آب میشود، لذا جهت افزایش بهرهوری آب کشاورزی باید نسبت به ساخت و احداث این تأسیسات اهتمام جدی نمود.
پارامترهای مؤثر بر سیلخیزی (به همراه آموزش مدل هیدرولوژیکی HEC-HMS)
شکر و سپاس بیکران خدایی را که خود بود و هیچچیز جز او نبود، اراده فرمود زمین و آسمان را آفرید و انسان را گل سرسبد آفرینش قرارداد به او علم کتابت آموخت و فرستاده خود را به کلمه خواندن مورد خطاب قرارداد، با نازل کردن کتابش چراغ راهنمایی برای هدایت بشر فرستاد تا بتواند در زمینه کسب علم و معرفت و شناخت هستی از آن استفاده کند. یکی از عناصر خلقت که از دیرباز تعیینکننده سبک و رفتار زندگی موجودات بهویژه انسان بوده آب است. کمبود آن باعث خشکسالی، قحطی، فقر، مهاجرت و غیره بوده، بهاندازه باریدن آن نیز برکت و آبادانی را به همراه داشته است. در سالهای اخیر با افزایش جمعیت و صنعتی شدن و افزایش آلایندههای مخرب محیطزیست و همچنین گرم شدن کره زمین، تخریب لایه ازون، ناهنجاریهای جوی از قبیل النینو و لانینا که به همراه خود سیل و خشکسالی را دارند توجهبه سمت آگاهی از این مخاطرات و پیشگیری و کنترل آنها و همچنین شناخت مکان و زمان دقیق وقوع آنها زیادتر شده است. یکی از مهمترین مخاطرات طبیعی سیل است. سیل به شرایطی اطلاق میشود که حجم عظیمی از آب به دلایل مختلفی جاریشده و زمینهایی را که در شرایط عادی زیر نفوذ آب قرار ندارند را در برگیرد. توجه به تغییرات مکانی و زمانی بارش و همچنین پتانسیل سیلخیزی مناطق مختلف، اطلاع از احتمال وقوع و یا دوره بازگشت سیلابها و همچنین اطلاع از محدوده گسترش سیل میتواند برنامه ریزان و متخصصان کشور را در زمینه راهکارهای کنترل سیل یاری نماید. نگرش دقیق و منطقی بیان آنچه در یک مکان به وقوع میپیوندد و مکانی را از مکان دیگر متمایز و مشخص میگرداند تخصص ویژهای لازم دارد. یکی از علومی که میتواند بادید کلی به بررسی و شناخت هرچه بهتر مخاطرات طبیعی ازجمله سیل بپردازد جغرافیا است. جغرافیا به همه پدیدههایی که باهم در داخل یک مکان و تحت شرایط و اصول معینی شکل میگیرند نظم و اعتبار میبخشد و روابط منطقی بین این پدیدهها را برقرار میسازد. لذا با گام برداشتن در تألیف این کتاب به دنبال معرفی کلینگری در مطالعات مخاطرات محیطی همچون سیل بودیم. کلینگری به این معنا که در مطالعات گذشته در ارتباط باسیل متخصصان بیشتر به دنبال بررسی سیل از دیدگاه تخصص خود بوده و کمتر کارهای مشترک برای مطالعه این امر مهم دیده میشود برای مثال یک هیدرولوژیست و یا آبخیزدار سیل را بیشتر با استفاده از پارامترهای فیزیکی سطح حوضه مانند شیب، شکل حوضه، پوشش گیاهی و غیره بررسی میکند و آب و هواشناس سیل را از دیدگاه آنچه در اتمسفر روی میدهد بررسی میکند مانند بررسی سینوپتیکی الگوهای بارانهای فرین و مخرب که منجر به سیل میشوند. عدم هماهنگی بین تخصصهای مختلف عاملی بر عدم آگاهی از زمان و مکان دقیق وقوع سیل و راهکارهای مدیریتی آن شده است. آگاهی از اینکه منشأ بارشهای سیلآسا در یک حوضهای از کجا است این امکان را فراهم میکند تا بتوان زمان و مکان وقوع دقیقتر آن را پیشبینی کرد؛ یعنی زمانی که ما بدانیم بارشهای فرین یک حوضهای عمدتاً حاصل سیکلونهای مهاجر مدیترانه میباشند؛ و بدانیم که این سیکلونها در چه فصل از سال عمدتاً شروع به فعالیت میکنند و در چه شرایط جغرافیایی ناپایداری را به همراه دارند، میتوانیم از چند روز قبل احتمال وقوع یک بارش سنگین و سیلآسا را پیشبینی کنیم؛ و علاوه بر آن با شناخت عوامل اثرگذار بر روی سیل در سطح حوضههای آبخیز به روشهای نوین نرمافزاری و مطالعات میدانی میتوانیم مناطقی که در برابر بارشهای سنگین آسیبپذیر هستند را شناسایی کرده و تدابیر مدیریتی و آبخیزداری ویژهای را اتخاذ نماییم. تاکنون کتابهای مفیدی تحت عناوین مختلف در ارتباط با سیل ترجمه و تألیف شده است، کتاب حاضر تحت عنوان پارامترهای مؤثر بر سیلخیزی است که مشتمل بر هشت فصل میباشد. فصل اول به تشریح مفاهیم کلی، تعریف سیل و دلایل وقوع آنهم در زمینه طبیعی و هم انسانی و متغیرهای اصلی در رابطه با مطالعه سیل و پیشرفتهای رایانهای اشاره دارد. در فصل دوم چرخه هیدرولوژی، اجزای مختلف اتمسفر و ویژگیهای هر یک همچنین چگونگی طبقهبندی کردن الگوهای سینوپتیکی فشار هوا که منجر به سیل و بارشهای فرین میشوند توضیح دادهشده است. فصل سوم بیشتر در رابطه با دادههای هیدرولوژی و آب و هواشناسی و چگونگی بازسازی و بررسی همگنی آنها و همچنین تخمین بارش در سطح حوضه است. فصل چهارم اختصاص به پارامترهای فیزیکی و آب و هواشناسی که در سیلخیزی مؤثر هستند دادهشده است علاوه بر آن به روشهای PMP، DAD، IDF و VDF نیز اشارهشده است. فصل پنجم اختصاص به روشهای محاسبه دبی رواناب و هیدرو گراف سیل دارد، فصل ششم که فصل اصلی این کتاب نیز است به معرفی و آموزش مدل بارش- رواناب HEC-HMS میپردازد. این مدل در حال حاضر مورداستفاده خیلی از طرحهای پژوهشی محققان است. فصل هفتم به روشهای مختلف شبیهسازی با استفاده از مدل و محاسبه پارامترهای لازم برای شبیهسازی و واسنجی میپردازد.
فصل هشتم اختصاص به مدیریت و برنامهریزی سیل دارد علاوه بر این به همراه این کتاب سه نرمافزار HEC-HMS، CN Calculator و نرمافزار NetCDF برای باز کردن فایل دانلود شده دادههای دوباره پردازششده ترازهای مختلف جو در محیط Excel در یک لوح فشرده پیوست شده است.
گرد و غبار و راهبردهای مطالعاتی
انسان و سایر جانداران به عنوان بخش مهمی از زیست بومهای گوناگون همواره در معرض رخدادهای طبیعی از قبیل سیل، زلزله و طوفانهای گرد و غباری قرار دارند، پیشرفت صنعت و دستکاری در نظام طبیعت موجب به همخوردن تعادل موجود در طبیعت و تشدید معضلات زیست محیطی میشود. طوفانهای گرد و غباری از جمله این معضلات است که در تاریخ حیات بشریت همواره موجب به هم خوردن موازنهی زیست محیطی و ایجاد ناهنجاریهای جبران ناپذیری بر سلامت افراد و سایر گونههای زیستی گردیده است. همچنین در مطالعات گستردهای تأثیر زیانبار پدیده گرد و غبار بر ابعاد مختلف اجتماعی، رفاهی، اقتصادی و حتی سیاسی مناطق متأثر شده است. در تألیف صورت گرفته سعی بر آن است که از منظر زمین شناسی زیست محیطی به این معضل پرداخته شود. در اولین فصل کتاب به شناخت مفهوم کلی آلودگی هوا و پدیده گرد و غبار پرداخته شده است. در فصل دوم پیامدهای زیست محیطی و زمین پزشکی طوفانهای گرد و غبار مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل سوم چالش طوفانهای گرد و غبار درآسیا و ایران مورد بحث و ارزیابی قرار گرفته است. در فصل چهارم راهبردهای مقابله با طوفانهای گرد و غبار جهت حل این بحران پیشنهاد شده است. در فصل پنجم روشهای میدانی- آزمایشگاهی مطالعه طوفانهای گرد و غبار برای سهولت مطالعات بعدی مطرح گردیده است و در نهایت در فصل ششم شاخصهای زمین زیست محیطی گرد آوری گردیده است.
امید است تألیف صورت گرفته تأثیر مثبتی در تسریع بهبود شرایط زیست محیطی مناطق درگیر پدیده گرد و غبار داشته باشد. همچنین در پایان از تمامی خوانندگان و صاحب نظران درخواست میشود، نقایص احتمالی، نظرات و پیشنهادات اصلاحی خود را ارائه دهند تا نویسندگان از این نظرات سودمند استفاده کرده و در صورت توفیق مطالعات بعدی، لحاظ گردند.
ژئومورفوتوریسم (کتاب الکترونیک)
ژئومورفوتوریسم یکی از اشکال گردشگری مبتنی بر طبیعت است که از دو واژه ژئومورفولوژی و توریسم تشکیل شده و عبارت است از جاذبههای گردشگری مبتنی بر عملکرد سیستمهای شکل زا در سطح زمین که با خلق اشکال جذاب و دارای ارزش زیبا شناختی توانایی خارق العادهای در جذب گردشگر دارد. باید توجه داشت که مکانهای مختلف دارای توانهای بالقوه در زمینههای گوناگون از جمله گردشگری میباشند. اما لازمه بکارگیری این توانها تبدیل توانمندی به بهره مندی با چنین فضایی مناسب میباشد که این هنر خاصی است که در بسیاری از موارد دانش ژئومورفولوگها قادر به آماده سازی و کشف آن است. به عبارت دیگر فهم و ارائه ارتباط بین فرم و فرآیند تاثیر بسزایی در واکنش احساسی و زیبایی شناختی آن دارد که این هنر ژئومورفولوژی در صنعت گردشگری است (رامشت و شاهزیدی، 1390). به عبارت دیگر ژئومورفوتوریسم ازحوزههاي مطالعات علوم زمین و مطالعات گردشگري است، که بر شناخت ژئومورفوسایتها یا چشم اندازهاي ویژه ژئومورفولوژي تاکید دارد. این حوزه با ترکیب نمودن میراثهاي فرهنگی، تاریخی و اکولوژیکی پتانسیلهاي بالایی را در راستاي برنامه ریزي گردشگري پایدار عرضه میکند (فخری و همکاران، 1392).
3-2- ژئومورفولوژی و توریسم
طرح رابطه مسائل جغرافیایی و بویژه مسائل ژئومورفولوژیک با توریسم به سالها قبل باز میگردد زمانی که لئوپولد (Leopold, 1949) به عنوان یکی از پیشگامان ژئومورفولوژی، اخلاق زمینی (Land ethic) را زمینه ساز و لازمه اخلاق خدمات توریسم (Tourism services ethic) مطرح نمود. این رابطه در واقع درک و شناخت درست از محیط، هم به عنوان منبعی برای گردشگری و هم از نظر اثرگذاری گردشگری بر آن را شامل میشود. این رابطه در سالهای اخیر به شکلی دیگر و در قالب بررسی عملکرد ویژگیهای جغرافیایی یک ناحیه در ارتباط با توریسم، مورد اقبال محققین بوده است. به عنوان مثال، طرح مکانهای توریستی ژئومورفولوژیکی[1] از جمله این موارد است. این مکانها یا به قول پرالونگ(Pralong, 2005) سرمایههای ژئومورفولوژیکی[2] به صورت اشکال و فرآیندهای ژئومورفولوژیکی تعریف میشوند که بنابر درک انسان از عوامل تأثیر گذار زمین شناسی، ژئومورفولوژیکی، تاریخی و اجتماعی این مکانها، دارای ارزش زیبایی شناختی، علمی، فرهنگی- تاریخی و یا اجتماعی- اقتصادی هستند.
ژئومورفولوژی و گردشگری دارای اثرات متقابل بر روی همدیگر هستند و هویت ژئومورفولوژیکی یک منطقه میتواند در ایجاد یا تقویت جاذبههای گردشگری آن مؤثر
[1]- Geomorphosites
[2]- Geomorphological assets