بازاریابی مد (تأثیر انتخاب مصرفکننده و وفاداری در کالاهای مد)
این کتاب در تلاش است تا به پرسش های زیر پاسخ دهد:
چرا و چگونه محصولات مد علیرغم اینکه به صورت مستمر باید تغییر کنند مورد درخواست مشتریان هستند؟
چه عناصر و مزایای خاصی از مد تاثیر گذار است و شرکتها چگونه می توانند از انها بهره برداری کرده و نفع ببرند؟
شرکت ها برای افزایش موفقیت مد محصول خود از چه استراتژی ها و تاکتیک هایی باد بهره ببرند و در عین حال تصور مشتریان را مدیریت کنند و به آن پیوند دهند؟
شرکت ها چگونه می توانند وفاداری مشتریان را حفظ کرده و درآمد خود را از محصولات مد افزایش دهند؟
با انجام تجزیه و تحلیل دقیق از اقدامات بهترین تولید کنندگان و خرده فروشان، مصاحبه با مشتریان و شرکت ها و بررسی تحقیقات آکادمی های اخیر در مورد بازاریابی مد، این کتاب چنین سوالاتی را پاسخ می دهد و در نتیجه به مدیران کمک می کند تا از ارزش هایی که مد به محصولات اضافه می کنند به عنوان اهرمی استفاده کرده و در عین حال مشتریان وفاداری را در بازارهای مد رقابتی ایجاد کنند.
اصطلاحات کاربردی تحقیقات بازاریابی
امروزه بازاریابی با شناسایی و سنجش نیازها، خواستهها، سلیقهها و اولویتهای برآورده نشده مشتریان مشخص میشود و پس از انتخاب بازار یا بازارهای هدف و در نظر گرفتن ویژگیهای مشتریان، با نگرشی دقیق، در زمینه محصول، قیمت، توزیع و ترفیع فروش، سیاستهایی تنظیم میشود.
کیفیت تصمیمات بازاریابی به اطلاعاتی بستگی دارد که در دسترس مدیر بازاریابی است. اولین وظیفه تحقیقات بازاریابی ارائه اطلاعاتی برای تصمیمگیری است. مدیر بازاریابی که نمیداند چگونه تحقیقات بازاریابی را ارزیابی کند مانند مدیر شرکتی است که از درک صورت سود و زیان ناتوان است. اهمیت تحقیقات بازاریابی در چند دهه گذشته بهسرعت افزایش یافته است. نقشی که تحقیقات بازاریابی در سازمانها دارد و همچنین اهمیتی که سازمانها به این نقش میدهند، در سازمانهای مختلف متفاوت است.
هدف از اطلاعاتی که برای تصمیمگیری جمعآوری میشود، کاهش خطای تصمیمگیری و بهبود فرآیند آن است؛ زیرا تصمیمات بهتر از اطلاعات بهتر به دست میآید. آن دسته از سازمانها که به نگرش بازاریابی اعتقاد دارند، تحقیقات بازاریابی را یک سیستم تحقیقاتی میدانند. این نگرش منابع و فعالیتهای سازمان را به طور انسجامیافتهای بر نیازها و خواستههای مصرفکنندگان متمرکز میکند.
مهمترین وظیفه یک بازاریاب، شناساندن و ارائه محصول مناسب در جای مناسب با قیمت مناسب و به شخص مناسب است. علاوه بر این باید مطمئن شود که آیا مصرفکننده یا مشتری از محصول ارائهشده رضایت دارد یا خیر و آیا میتواند بهعنوان یک مشتری وفادار، باقی بماند؟ همین مسائل باعث شده است که تحقیقات بازاریابی دارای اهمیت باشند.
موارد زیر، نشاندهنده ضرورت و اهمیت تحقیقات بازاریابی هستند:
- شناسایی تهدیدها و فرصتها در بازار
- تدوین استراتژیهای بازار
- تعیین نیازها و خواستههای مشتریان
- ترکیب مؤثر ارتباط
- بهبود فعالیتهای فروش
- پیشبینی فروش
- زنده نگهداشتن برند (نام تجاری)
- تسهیل معرفی محصول جدید
- تعیین پتانسیلهای صادراتی
- تصمیمگیری مدیریتی
بانکداری اجتماعی با نگاهی به اقتصاد شهری و آموزش منابع انسانی
بانکداری نیز مانند دیگر حوزههای دانش بشری، مسیر دور و درازی را طی کرده است. آثار و شواهد تاریخی بهدست آمده از کاوشهای باستانی در مصر، روم، یونان و ایران باستان نشان میدهند که بانکداری، قدمتی همپای پول دارد. از معابد و گنجینههایی قدیمی که پول را در آنها نگهداری میکردند تا بانکهای بزرگ جهان امروز که قلب تپنده اقتصاد جهانی هستند، همگی بر نقش و جایگاه پراهمیت بانکداری تأکید دارند.
در دوران مدرن و با گسترش فزاینده و پیشرونده لیبرالیسم مالی، بانکها اهمیتی دوچندان یافتند و تبدیل به نماد و نشان اقتصاد آزاد شدند. در ادامه این فرایند و در عصر جهانی شدن، بانکها بهعنوان مهمترین مراکز مالی جهان، نشاندهنده قدرت نفوذ اقتصادی کشورها هستند و بازارهای مالی دنیا را تحت تأثیر قرار میدهند. امروزه، بانکهای بزرگ با شعب متعدد در سراسر جهان و با مرکزیت کنترل شهرهای بزرگی همچون توکیو، لندن و نیویورک، بازیگران اصلی عرصه اقتصاد جهانی هستند؛ اما این تمام ماجرا نیست؛ بحرانهای ادواری اقتصادی در غرب بهخصوص بحران بزرگ 2008، یک پیام مهم داشت و آن اینکه اقتصاد سرمایهداری سوداگر که تنها به فکر حداکثر کردن سود است، اجتماع را نادیده میگیرد و به محیطزیست بیاعتنا است، نه تنها با دست نامرئی آدام اسمیت تنظیم نمیشود بلکه تعدیلهای فریدمن و فون هایک نیز چاره آن نیست و پیامآور بحران در زیستکره در همه ابعاد میباشد. در چنین شرایطی، بازنگری در اوضاع و احوال بانکها، در دستورکار قرار گرفت و نوعی نگاه اخلاقمحور، اجتماعمحور و محیطزیستمحور به بانکداری شکل گرفت. بانکها مبانی نظام مالی خود را به چالش کشیدند و بانکداری اجتماعی، پا به عرصه وجود گذاشت و هم اکنون بهعنوان یک پارادایم نوین در ادبیات اقتصادی و بانکداری جهان مورد توجه است و هر ساله نیز چه در حوزه نظری و چه در بعد عملی و بهکارگیری آن در نظامهای بانکی بر میزان شهرت و اعتبار آن افزوده میشود. بانکداری اجتماعی، یک نوع اصلاح نظام مالی است که بهسوی یک رویکرد قویتر، اخلاقیتر و کمتر وابسته به سودهای مالی کوتاهمدت، گرایش دارد و نگاه اجتماعی و تأمین نیازهای اکثریت مردم را در دستورکار قرار داده است.
تحلیلی بر مقررات ملی ساختمان مبحث 21 (پدافند غیر عامل)
مدیریت بحران علم پیشگیری، بازدارندگی، تطبیق، تلفیق و کنترل سیر انواع بحرانها میباشد. پدافند غیرعامل یکی از شاخههای مدیریت بحران و سازوکاری برای کنترل مخاطرات میباشد.
پدافند غيرعامل به سبب افزايش توان بازدارندگي، و بالا بردن قدرت ملی و قدرتسازی، نقش ممتازي در کاهش احتمالي مخاطرات و آغاز درگيريهاي نظامي داشته و در صورت پيادهسازي صحيح، خواهد توانست آثار مخرب مخاطرات و جنگهاي پيشرو، را تقليل دهد.
بحث پدافند غيرعامل مخصوصاً بكارگيري ملاحظات پدافند غيرعامل در ساخت فضاهاي شهري و همچنين ساختمانهاي عمومي و مدیریت ساخت تاريخچهاي طولاني دارد. اما با توجه به پيشرفت تكنولوژي و تاثير آن در پيشرفت سلاحهاي كشتار جمعي و در حالي كه هم اكنون شاهد جنگهاي نسل ششم هستيم، نياز به پيشرفت در ملاحظات پدافند غيرعامل در كاهش تلفات جنگها بيش از پيش احساس ميگردد. در ملاحظات پدافند غيرعامل در خلق فضاهاي شهري و ساختمانها از مكانيابي و استقرار فضايي اين فضاها ميتوان بهعنوان مهمترين عوامل نام برد. ضوابط و استانداردهاي مشخص و تعریف شده در هر تخصصی، اولین و مهمترین عامل جهت نیل به سوي رشد و تعالی بوده و اجراي کامل و دقیق آنها در قالب مقرراتی تأیید شده توسط سازمانهاي ذیربط، امکان شناسایی نواقص و تلاش در جهت رفع موانع و مشکلات پیش رو را میسر خواهد نمود. در حال حاضر در صنعت ساختمان کشورمان، مقررات ملی ساختمان به عنوان بالاترین معیار تشخیص ضوابط ساختوساز مطرح میباشد و میتوان مساعی تمام دستاندرکاران در این صنعت را اعتلاي مقررات ملی ساختمان و ارایه راهکارهاي لازم در اجرایی شدن تمامیت این مهم دانست. آثار شعلهای برافروختهای پدافند غیرعامل، با تدوین مبحث 21 مقررات ملی ساختمان، در کنار 20 مبحث لازم الاجرا از ضوابط و استانداردهاي ساختوساز کشورمان، در حالی احساس میگردد که پیشبینی میشود باتوجه به اهمیت جایگاه این موضوع، سایر مباحث این مجموعه مقررات نیز از تغییرات ناشی از این مبحث بینصیب نمانده و به میزان توسعه و اجراي مبحث 21، الگوهایی براي ویرایش کلی هر ضوابط و معیارها نیز در نظر گرفته شده و به مرور معرفی گردند.
به منظور آشنایی جامعهای مهندسان کشور با پدافند غیرعامل در صنعت ساختمان و فراهم نمودن بستري مناسب جهت پذیرش و آمادگی هرچه بهتر ضوابط جدید با هدف طراحی سازههاي امن، در این کتاب سعی گردیده بخشی از توصیههاي ارائه شده در مبحث 21، باتوجه به برخی تأکیدات مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در حوزههاي معماري و سازه به صورت مفهومی تبیین گردد.
فناوری اطلاعات سبز: رویکردمدیریتی (کتاب کاغذی)
از جمله این مفاهیم میتوان به فناوری اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی، مفهوم سبز بودن، مدیریت سبز، توسعه پایدار و سایر مطالب پیرامون مفهوم سازگاری با محیطزیست و عوامل تخریبکننده آن اشاره نمود. در ادامه هر یک از این مفاهیم شرح داده خواهند شد.
فناوری اطلاعات سبز (که فناوری اطلاعات و ارتباطات سبز یا رایانش سبز نیز نامیده میشود) توسط منابع مختلفی از جمله Murugesan (2008)، Lamb (2009)، Unhelkar (2010a و 2010c، 2011) تعریف یا توصیف شده است. تعریف فناوری اطلاعات سبز در در سال 2010 در ویکی پدیا نیز ذکر شده است. اما Murugesan (2008) جامعترین تعریف را ارائه دادهاند که Lamb آن را بدین صورت نقل میکند: «مطالعه و اجرای طراحی، ساخت، استفاده و انهدام رایانهها، سرورها و سیستمهای فرعی مرتبط مانند نمایشگر، چاپگر، انبار ذخیرهسازی و یکپارچهسازی ارتباطات، به طور مؤثر و با حداقل تاثیر و یا بدون تاثیر بر محیط زیست». این تعریف را میتوان بهعنوان تلاش سازمان برای دستیابی به حیات اقتصادی، بهبود عملکرد و استفاده از سیستم، با توجه به مسئولیتهای اجتماعی و اخلاقی تفسیر نمود. بنابراین، فناوری اطلاعات سبز شامل ابعاد پایداری محیطی، اقتصادی، بهرهوری انرژی و هزینه کل مالکیت است که شامل هزینههای دفع و بازیابی نیز میشود.
به دلیل تمرکز همزمان بر مسائل کسبوکار و محیط زیست و تعامل این دو حوزه با یکدیگر، نیاز به بحث در مورد علت واقعی تغییرات اقلیمی نیز برطرف میشود. فشار کمتری نسبت به تغییرات اقلیمی و آزادی بیشتری برای شروع یکپارچهسازی استراتژیهای کسبوکار قابل قبول با استراتژیهای زیستمحیطی وجود دارد.
به این ترتیب، آنچه یک کسبوکار را برجسته جلوه میدهد، تلاش برای بهبود کارآیی و اثربخشی کسبوکار است. یک کسبوکار کارآمد اغلب باعث کاهش کربن در محیط میشود. برای مثال، یک مرکز داده کارآمد، نه تنها هزینههای عملیاتی بخش فناوری اطلاعات را کاهش میدهد، بلکه مسئولیت زیستمحیطی نیز خواهد داشت. یک مثال دیگر میتواند فرایند مدیریت کارآمد خطوط هواپیمایی باشد. بررسی سریع و دقیق مسافران و یا حذف مراحل خاص اداری در طی فروش بلیط، کربن تولید شده توسط این فرایندها را کاهش میدهد. این اثرات ممکن است در نتیجه ورود اطلاعات بهینه با استفاده از دستگاههای تلفن همراه، حذف نیاز به چاپ تمامی اوراق و یا صرفاً فرآیندهای خودکار و تأیید هویت دیجیتال باشد. علاوه بر کارایی عملیاتی که اثرات کربن را نیز از بین میبرد، استدلالهای مشابهی نیز برای داراییها و زیرساختهای بلندمدت استراتژیک سازمان شامل ساختوساز و تأسیسات، مبلمان و تجهیزات، ناوگان حملونقل، موجودی، زنجیره تأمین، منابع انسانی و مدیریت کسبوکار وجود دارد. استانداردها، فرآیندها، حاکمیت، هوش، راهکارهای کسبوکار، برنامههای کاربردی، انبار داده و بسیاری فناوریهای دیگر و عناصر کسبوکار به بهرهوری کسب وکار می انجامند.
ریاضیات مهندسی – جلد اول (کتاب الکترونیک)
ریاضیات مهندسی ابزاری نیرومند در پیشبرد محاسبات ریاضی در حوزه مهندسی می باشد. بر همین اساس، کتاب عددهای مختلط و کاربردهای آن[1]، اثر جیمز وارد براون[2] و روئل وی چرچیل[3]، در قالب دو جلد ترجمه شده است. اثر پیش رو، جلد یکم از این مجموعه دو جلدی می باشد. در جلد یکم، عددهای مختلط، تابع های تحلیلی، تابع های مقدماتی، نگاشت با استفاده از تابع های مقدماتی، و نگاشت همدیس مورد بحث قرار گرفته اند. در جلد دوم نیز انتگرال ها، سری ها، باقی مانده ها و قطب ها، کاربرد باقی مانده ها، و فرمول های انتگرال گیری از نوع پواسون مورد بحث قرار گرفته اند. امید است این مجموعه، مورد توجه مهندسین و علاقه مندان به ریاضیات قرار گیرد.
الگوی جامع شایستگی، برنامههای توسعه حرفهای و توانمندسازی مدیران و کارشناسان فرهنگی دانشگاهها
سازمانهای فرهنگی که در عصر اطلاعات و ارتباطات و در فضای دانشمحور، رقابتی، مشتریگرا ، جهان جهانی شده کم و بیش مجازی و نیز ویترینی شده و دارای مخاطب آگاه و انتخابگر فعالیت میکنند؛ برای موفقیت به دانایی، توانایی، خلاقیت و مسئولیت پذیری نیازمند هستند و این موارد در گرو نیـروی انسـانی توانمند و کارآمدی است که از شاخص های عمده کیفیت و عملکرد برتر یک سازمان اسـت.
در عصر حاضر دانشگاهها به سازمانهای علمی-فرهنگی-اجتماعی چند بُعدی تبدیل شده اند که در توسعه همه جانبه و پایدار کشورها نقش مهمی داشته و در پاسخگویی به تحولات و نیازهای جامعه مسئولیت اساسی برعهده دارند. توجه به این امر كه محصول کار دانشگاه ها در دانش، بینش و رفتار دانش آموختگان بهعنوان شهروندان جامعه تجلی پیدا میکند ما را به این نکته هدایت می کند که توسعه توانمندی ها و شایستگی های فردی و حرفه ای دانشجویان هماهنگ با تحولات گسترده علمی و تکنولوژیک و همخوان با نیازهای جامعه از وظایف نظام آموزش عالی است.
در اجلاس جهانى سال 1998 یونسكو در پاریس كه 183 كشور،128 مؤسسه دولتى،464 سازمان غیردولتى،245 دانشگاه و سازمان دانشجویى، آژانسهاى سازمان ملل متحد و بسیارى از شخصیتهاى دانشگاهى و مسئولان برنامهریزى آموزش عالى كشورها ازجمله 115 وزیر آموزش عالى و بیش از 300 دانشجو به نهایندگى از سازمانهاى دانشجویى كشورهاى مختلف جهان در آن شركت داشتند؛ تحّولات و چالشهاى آموزش عالى و وظایف اصلى دانشگاهها در قرن آینده مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در پایان اجلاس، بیانیه جهانى آموزش عالى با 17 ماده بهعنوان سند رسمى كنفرانس به تصویب هیتت هاى شركتكننده رسید.برخی از مواد بیانیه این كنفرانس- كه از آن بهعنوان یكى از وقایع مهم در امر آموزش عالى در دهههاى پایانى قرن بیستم نام برده مىشود- عبارتند از: « آموزش عالى و چالش میان فرهنگ بومى و جهانى، آمـوزش عـالى و همكاریهاى بین المللى، آموزش عالى و دانشگاه مجازى، آموزش عالى و تحّول ساختار، اعتبارات ، تنّوع منابع مالى و نیاز به حمایت مالى، آموزش عالى و مسئولیت پاسخگویى، آموزش عالى، آیندهنگرى، پویایى و كنترل كیفیت، آمـوزش عالى و دستیابى عادلانه و آموزش عالى و نقش پیشـرو و سـازنده آن در فـرهنگ و حیات معنوى ملتها». بر این مبنا ضرورى است كه دانشگاهها حاصل تفكّرات و پیشنهادها را به مخازن اندیشه و پالایشگاه علمى خود ببرند و با افزایش ارزش افزوده علمى بر آن و نیز اتكّا به تجارب جهانى بهصورت طرح ها و برنامههاى منسجم به تصویب نهادهای قانونى كشور برسانند تا عزّت فرهنگى، اقتدار مردمى، توسعه ملی و بـالاخره فـرهنگ عمومى منطقهاى و جهانى ارتقا یابد.
گادت[1] (1994) نیز همراستا با دیدگاه فوق، در كتاب «از پیش بینى تا عمل» -كه از سوى یونسكو منتشر شد- مهم ترین رسالتهاى دانشگاه را در ده ماده ذكر مىكند و ضمن اشـاره به این رسالتها، اهمّیت رهبرى منابع انسانی که موتور آگـاهىبخش و ضامن اجراى این رسالت هاست را بـه خوبى نشان مىدهد: «دانشگاه بهعنوان یك نهاد اجتماعى باید آماده شود كه به ارزیابى و تحلیل منطقى وضع مـوجود جـامعه بـپردازد و هدفهایى را براى حركت منسجم آینده كشور ترسیم نماید. دانـشگاه باید پیشـگام اشـاعه آزادانه افكار و وحدت ملى جامعه باشد؛ به تحلیل و حل مسائل اساسى كه كلّ جامعه با آن روبرو است كمك كند؛ و نقش خود را در تبیین جهانى شدن پدیدهها بهعنوان یك واقعیت مـهم ایفا نماید. بنابراین، ضرورت دارد دانشگاهها داراى نظامهاى ارتباط با مؤسسات فرادانشگاهى موازى كه به تولید و خلق دانش جدید مىپردازند، باشند. آنها موّظف هستند كه از طریق پژوهش هاى بنیادى و کاربردی به تولید علم بپردازند؛ مسئولیت نشر و اشـاعه فرهنگ مكتوب را به عهدهدارند؛ وظیفه دارند که همواره براى اشاعه فرهنگ محبت و برادرى، نظم اجتماعى و وجدان كارى، حسّاسیت و مسئولیت پذیرى اجتماعى و شایسته سالارى تلاش جدی و پیگیر داشته باشند؛ بـه مثابه مـخازن اندیشه و محل تربیت گنجینهها و سرمایههاى ملّى، مسئولیت رهبرى و رشد اخلاقی آحاد جامعه دانشگاهى را بر عهدهدارند؛ و سرانجام، بهعنوان یك نظام و نهاد پویا، نقش هدایت و رهـبرى مشاركت فكرى مردم در اداره جامعه را ایفا مـىكنند».
به نظر می رسد که برای تحقق این رسالت و مأموریت ضرورت دارد که دانشگاهها و دانشگاهیان از توانمندیهای تخصصی، کیفیت آموزشی و پژوهشی، هوشمندی های چندگانه ، خلاقیت و پویایی، انعطافپذیری و سازگاری با محیط، مسئولیت پذیری و پاسخگویی، باور و پایبندی به ارزشهای معنوی- اخلاقی، ارتباطات انسانی اثربخش و مشروعیت لازم برخوردار باشند. بهعبارتدیگر از سرمایه های فردی و سازمانی مناسبی برخوردار باشند.
از سوی دیگر، در سالهای اخیرمراکز آموزش عالی با ضرورت تطابق با نیازهای متحول، انتظارات نوپدید و تعامل با جامعه داخلی و بینالمللی، روبرو شده اند. با توجه به این تغییرات و اقتضائات محیطی، در حوزه آموزش عالی با تغییر نگرشهایی از قبیل جهتگیری به سوی تحقق دانشگاه کارآفرین، مسئولیتپذیر و اخلاقگرا و کاربرد مفاهیمی مانند «دانشگاه های نسل سوم و چهارم»، روبرو شده ایم. این موارد سبب تغییرنگرش در موضوع نقش دانشگاه و دانشجو بهعنوان توسعه دهندگان فرهنگی- اجتماعی، تأثیرگذار وارائهدهنده راه حل برای مسائل جامعه، آگاه به مسئولیتهای اجتماعی و اخلاقی و ارتقا دهنده مسئولیتپذیری و تعالی اخلاقی شده است. بدیهی است که برای دچار نشدن به تأخیر فکری و فرهنگی نسبت به این تحولات، تغییر در برخی نگرشها، ارزشها، مهارتهای اجتماعی و تخصصی همه دانشگاهیان ضروری است و به همین دلیل، برنامهریزی و توسعه حرفهای مستمر و ارتقای توانمندیهای آنان، بهعنوان بخشی از مدیریت منابع انسانی در سطح دانشگاهها، جایگاه ویژهای دارد.
دانشگاه ها نه تنها وظیفه یاری دادن به دانشجویان برای یادگیری و ساخت دانش را بر عهدهدارند، بلکه در ایجاد بینش،تعالی اخلاقی، و پرورش مهارتهای ادراکی، فنی و انسانی در چارچوب هدفهای نظام آموزش عالی نیز نقش مهمیدارند بنابراین توانمندی فعالان حوزه فرهنگی اعم از دانشجویان و تشکلهای آنان،کارشناسان و مدیران حوزه فرهنگی یکی از عوامل مؤثر در ارتقای کیفیت مراکز آموزش عالی است. این امر به دلیل تغییرات رخ نموده در آموزش عالی از دهه اول قرن جاری و ضرورت هماهنگی آن با دنیای صنعت، کسب و کار، استفاده گسترده از فناوری اطلاعات، کارآفرینی ، توجه جدی به مسئولیتهای اجتماعی (CSR) ، اخلاق حرفهای و تحولات محیط پیرامونی اهمیت یشتری یافته است. از این رو توسعه حرفهای مستمر[2] کارگزاران فرهنگی دانشگاهها یکی از متغیرهای مهم ارتقای کیفیت مراکز آموزش عالی محسوب می شود. دانشگاهها باید پیوسته قابلیتها و شایستگیها خود بهطور عام و شایستگیهای منابع انسانی خود را بهطور خاص توسعه دهند تا بتوانند پاسخگوی شرایط متغیر و نوین محیطی باشند. به این ترتیب مفهوم شایستگی[3] - که ترکیبی از مهارتها، دانش، ارزشها، صفات و انگیزههایی است که کارکرد برتر را در یک شغل تعریف میکند- در قلب منابع انسانی قرارگرفته است و تلاشهای سازمان را به سوی توسعه پرورش مهارتهای تخصصی و عمومی کارکنان، اشتراک دانش، ارتقای سرمایه معنوی و روانشناختی، بهزیستی فردی و حرفهای و یادگیری مستمر معطوف نموده است. این امر درصورت طراحی و اجرای مؤثر برنامه های توانمندسازی، زمینه موفقیت و ارتقای عملکرد کارگزاران فرهنگی را فراهم نموده و درنتیجه موجب بهبود کارآمدی و اثربخشی، ارتقای عملکرد و موفقیت دانشگاه می گردد.
بینالمللی شدن آموزش عالی موضوع دیگری است که از سوی دانشگاههای پیشرو در جهان موردتوجه قرارگرفته است. این مسئله هم از جنبه ارتباطات علمی و فرهنگی دانشگاههای کشورها با یکدیگر و هم ازنظر پذیرش دانشجو از کشورهای مختلف در یک دانشگاه و تنوع فرهنگی و سبک های مختلف اندیشه و زندگی قابلتوجه است. این موضوع در کنار تنوع فرهنگی-قومی، زبانی، مذهبی،جنسیتی،و خرده فرهنگ های درون دانشگاهی مانند فرهنگ اساتید، کارکنان و دانشجویان و خرده فرهنگ های رشته ای- در دانشگاه های کشور ما مقوله «مدیریت تنوع فرهنگی»را برجسته تر می کند. روشن است که یکی از مهم ترین مؤلفههای این موضوع و کارآمدی در تعاملات بینالمللی دانشگاه ها ، وجود سرمایه انسانی است که توانمندیهای تعاملات بینالمللی و فعالیت در سازمانهای چند فرهنگی را داشته باشند و از آگاهی، شایستگی و مهارت لازم در این حوزه برخوردار باشد.
بر اساس مطالب مذکور میتوان گفت که مأموریت و رسالت دانشگاه ها شامل: « توسعه دهنده مرزهای دانش، پرورش دهنده متخصصان از طریق فرایندهای آموزش و یادگیری، انتقال دهنده فرهنگ مکتوب، بازخوانی انتقادی و ارتقای محتوایی فرهنگ، تحقق دانشگاه کارآفرین، بینالمللی، اخلاق گرا و دارای مسئولیت پذیری اجتماعی» است. ازآنجاکه کارگزاران و فعالان فرهنگی و نیز فرهنگ سازمانی نقش مهمی در عملیاتی شدن این مأموریتها دارند، یکی از مهمترین راههای دستیابی به اهداف فوق، ارتقای دانش، بینش، توانمندیها و مهارتهای آنان است. موضوع رشد، تعالی و بالندگی ایشان، هم یکی از مهمترین اهداف دانشگاه است، هم یکی از مهمترین ابزارها جهت دستیابی به کیفیت برتر و نیز راهی برای پاسخگویی به مسئولیتهای اجتماعی دانشگاه در برابر ذینفعان داخلی و خارج از سازمان است.
اگرچه ارتقای کیفیت فعالیتهای فرهنگی دانشگاهها همواره یکی از دغدغههای اصلی سیاستگذاران این حوزه بوده است و این موضوع با توجه به موضوعات فوق و وظایف مورد انتظار مندرج در اسناد بالادستی مانند سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ بهویژه سند اسلامی شدن دانشگاهها و سند مهندسی فرهنگی و نیز برنامههای راهبردی وزارت عتف و برنامههای داخلی دانشگاهها موردتوجه قرارگرفته است اما در همین اسناد نیز سازوکار مشخصی جهت دستیابی به کیفیت موردنظر و توسعه شایستگیها و توانمندیهای مدیران و کارشناسان و دانشجویان فعال حوزه فرهنگی پیشبینینشده است.
علیرغم تلاشها و فعالیتهای صورت گرفته طی سالیان گذشته ، متأسفانه الگویی مدون ، به روز ، جامع و عملیاتی برای سنجش ، انتصاب ، توسعه شایستگیهای حرفهای و توانمندیهای مطلوب مدیران و کارگزاران فرهنگی دانشگاهها وجود ندارد. این مسئله به عدم تدوین برنامه جامع و منسجمی در ارتباط با توسعه توانمندیها و شایستگیهای فردی و حرفهای آنها منجر شده است. بر این اساس، تدوین طرح جامع الگوی شایستگی حرفهای کارگزاران و فعالان فرهنگی دانشگاهها و توسعه نظاممند توانمندیهای آنها، یکی از اقدامات بنیادی در راستای اهداف مذکور است و پژوهش منتهی به تدوین کتاب حاضر عهدهدار این موضوع بوده است.
با درک اهمیت موضوع توسط اداره کل فرهنگی وزارت علوم،تحقیقات و فناوری و بر اساس مطالب فوق، برای فهم شایستگیها و توانمندیها و طراحی الگوی جامع نظری و عملی توانمندسازی مدیران و کارگزاران فرهنگی دانشگاهها، انجام پژوهش حاضر در دستور کار قرار گرفت.
برای دستیابی به این هدف، با استفاده از روش تحلیل اسنادی، تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمون، به بررسی مدلها و پژوهشهای موجود و نیز تجربیات و مطالعات داخلی و خارجی در خصوص شایستگی و توانمندسازی با تأکید بر کارگزاران فرهنگی پرداختیم.
از آنجا که یکی از اهداف تحقیق حاضر ارایه رویکردی بومی با توجه به فرهنگ ایرانی- اسلامی بوده است و با عنایت به این که « رشد تحقیقات و روشهای کیفی می تواند نویدی برای خلق و ایجاد نظریه های بومی و برخاسته از شرایط محیطی و سازمانی جامعه باشد» ( استراوس و کوربین ، 1387)؛ این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی که یکی از روشهای پژوهش برای تحلیل دادههای متنی است بهره می گیرد. این روش برای تفسیر ذهنی محتوایی دادههای متن از طریق فرایندهای طبقهبندی نظاممند، دستهبندی و مضمونسازی یا طراحی الگوهای شناختهشده به کار میرود. همچنین در این راه از دو تکنیک «تحلیل مفهومی»[4] و «تحلیل مضمون»[5] استفاده شده است تا ابتدا با تجزیه و تحلیل متون و اسناد[6] پژوهشی مرتبط و نیز متون دینی اسلامی به توصیف، تحلیل و تفسیر مفاهیم ،استنباط مضمامین آشکار و مکنون و آنچه که « هست»، پرداخته شد. پس از استخراج مفاهیم و گزاره ها، شبکه های مفهومی - مضمونی فراهم شده و با تأملات مجدد، مفهوم پردازی های جدیدی انجام و سپس مدل سازی نوین ، جامع و کامل تری طراحی و ارائه گردید.
پژوهش اسنادی، پژوهش مبتنی بر شواهد برگرفته از مطالعه اسناد است و اسناد بهکاررفته در پژوهش اسنادی شامل اطلاعات و نتایجی هستند که توسط نویسندگان و پژوهشگران قبلی در حوزه موردبحث فراهم شدهاند. تحلیل مفهومی نیز یك رویكرد کیفی مبتنی بر تحلیل منطقی است و روش شناسی مناسبی است كه ما را قادر می سازد تا با آشكارسازی عناصر پنهان معنایی یك مفهوم، تعریف واضحی از آن ارائه دهیم و ارائه یك تعریف عملیاتی از آن را نیز تسهیل می سازد» (عباسی و همکاران،1391). تحلیل مضمون هم روشی برای شناسایی و تحلیل الگوهای معانی در یک مجموعه داده است که امکان تمرکز پژوهشگر بر دادهها را به شیوههای مختلف فراهم میکند. این روش به محقق کمک میکند تا در یک مجموعه داده به شیوههای مختلف برداده های موردنظر تمرکز کند. در تحلیل مضمون محقق هم میتواند معانی آشکار دادهها را گزارش دهد و هم معانی، مفروضات و ایده های پنهان کلمات، عبارات و جملات را استخراج کند (براون و کلارک،2012). به این ترتیب در توسعه مفهومی یا «مفهومپردازی»، مفاهیم نوپدید از راه تغییردادن یا ترکیبکردن ابعاد یا لایههایی از هندسه مفهومهای فعلی و تکمیل و تکامل آنها شکل میگیرند.
روش انجام کار به این صورت بود که پژوهشگر پس از جستجوی اسناد در حوزه موردبحث، بیش از 150 سند (مقالات علمی، پایاننامههای ارشد و دکترا، کتاب و اسناد بالادستی) را برای استخراج مضمونها و تمهای اصلی در نظر گرفت. پس از مرور ادبیات علمی شایستگی و توانمندسازی کارگزاران فرهنگی و انجام فیشبرداری با ارجاع به بیش از 350 منبع و تحلیل 48 مدل/ الگوی حاصل از پژوهشهای داخلی و خارجی در حوزه های گوناگون شایستگی و توانمندسازی ، شایستگی مدیران دانشگاهی، شایستگی های فرهنگی مدیران دانشگاهی،شایستگی مدیران فرهنگی و شایستگی مدیران فرهنگی دانشگاهی، به استخراج مضمونها (تمها)ی اصلی پرداخت. مرحله بعدی، استخراج معیارهای شایستگی مدیران و کارگزاران در رویکرد دینی و از متون اصلی اسلامی – قرآن و حدیث- بود. پس از بررسی و مطالعه قرآن مجید و تفاسیر مختلف، و نیز کتب حدیث، الگوی سه بُعدی با شاخص های42 گانه ای تدوین ، دستهبندی و در جدولی تنظیم و ارائه گردید. ویژگی این اسناد پژوهشی تنوع آنها بود به این معنی که از دیدگاههای گوناگون مانند دیدگاه اعضای هیئتعلمی، دیدگاه خبرگان و متخصصان، دیدگاه مدیران فرهنگی دانشگاهها ،آموزه های اسلامی و اسناد بالادستی به موضوع نگریسته بودند.
در گام بعدی مضمون های سازمان دهنده انتزاعی یکپارچه ساز که از تلفیق یافته های پژوهشی و تقارن های معنایی و مضامین پایه ای آنها به دست آمدند ویژگیهای 17 گانه ای تدوین و دستهبندی گردید.
به این ترتیب که با توجه به تحلیل محتوایی مدلها و پژوهشهای موجود در این زمینه و استخراج مفاهیم و مضامین ، پس از دستهبندی آنها، مضمونهایی که بیشترین تکرار و بسامد را در کلیه اسناد و متون علمی، دینی و نیز اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی ایران داشتند، و با توجه به تقارن معنایی برخی از آنها و جمعبندی همپوشانیهای محتواییشان، انتخاب شدند. سپس بر مبنای آنها و نیز با توجه به مباحث نوین در حوزه شایستگی و توانمندسازی، الگوی مفهومی شایستگیهای حرفهای و توانمندیهای مدیران و کارگزاران فرهنگی دانشگاهها طراحی شد. شاخصها و متغیرهای نهایی قرارگرفته در این الگو، با توجه به فراوانی بیشتر آنها و موردتوجه قرار گرفتن - که خود میتواند دلیلی بر اهمیت آنها باشد- انتخاب شدند.
در مرحله بعد با بررسی اسناد بالادستی نظام اداری و دانشگاهی جمهوری اسلامی ایران در حوزه توسعه حرفه ای و توانمندسازی مدیران و کارکنان و نیز مطالعه تجربیات، روشها و شیوهنامههای مراکز تخصصی توانمندسازی کارکنان و مدیران مانند سازمان مدیریت و برنامهریزی و مرکزآموزش مدیریت دولتی، دانشگاههای مختلف داخلی و خارجی از آن جمله دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه کاشان و نیز دانشگاههای دیگر کشورها و مراکز بینالمللی نظیر انجمن توسعه آموزش و کارکنان[7](SEDA)؛ - تأسیس شده درسال 1999 ؛ نظیر « موسسه بین المللی برنامه ریزی آموزشی (IIEP)[8] سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی ملل متحد (UNESCO)» که از سال 1963 میلادی تاسیس شده است؛ و آکادمی آموزش عالی(HEA)[9]؛ - که در سال 2004 ایجاد و مشغول فعالیت است- و نیز با تحلیل شکاف بین وضع موجود- که در برخی پژوهشها بررسیشده بودند- با وضع مطلوب؛ بر اساس الگوی تدوینشده، محورها و دورههای آموزشی که برای توانمندسازی و توسعه شایستگیها حرفهای مطلوب در مدیران و کارگزاران فرهنگی دانشگاهها لازم دیده شدند، طراحی گردید.
در این مرحله با استفاده از مبانی نظری این پژوهش و الگوی طراحی شده، قریب به 187 عنوان دورههای آموزشی، اهداف و سرفصل ها و مخاطبین هر دوره توسعه شایستگیهای حرفه ای و توانمندسازی مدیران و کارگزاران فرهنگی دانشگاهها تدوین شد تا زمینه عملیاتی شدن و تحقق هدف پژوهش را فراهم آورد. در پایان این مرحله 15 دوره آموزشی برای نمونه نوین در قالب فرم های ویژه طراحی شد که شامل عنوان دوره، اهداف آموزشی، سرفصل ها و ساعات هر دوره است.
[1]. Godet, M.
[2]. Continuous Professional Development
[3]. Competency
[4].Conceptual analysis
[5] Thematic Analysis
[6]. Document Analysis
[7]. Staff and Educational Development Association www.seda.ac.uk
[8].International Institute for Educational Planning.
[9]. Higher Education Academy www.heacademy.ac.uk
مبانی نظری و عملی مدلیابی علی (کاربرد نرم افزار LISREL در علوم تربیتی و روانشناسی)
امروزه علم آمار، به عنوان ابزاری کاربردی در خدمت تولید دانش در سایر رشته ها قرار گرفته و از حالت انحصاری که تنها اختصاص به متخصص علم آمار داشته باشد، خارج شده است و پژوهشگران رشته های مختلف به فراخور حال خود از آمار بهره می گیرند. یکی از کاربردهای آمار در پژوهش های علوم رفتاری، تحلیل مدل های علی است.
مدل علی را می توان ترکیبی از تحلیل عاملی و رگرسیون چند متغیری تلقی کرد. در دهه های گذشته برای مدل های علی آزمونها برازندگی متعددی تدوین و توسعه یافته است. اما متاسفانه یادگیری تحلیل مدلهای علی و همچنین استفاده از آن دشوار است. این دشواری بدان سبب است که خوانندگان باید تاحدی با مفاهیم ریاضی و آماری آشنایی داشته باشند. بنابراین به خوانندگان محترم پیشنهاد می شود که قبل از مطالعه کتابهای مربوط به مدل سازی، با مفاهیم ریاضی و آماری آشنا شوند.
تحلیل ساختارهای چند متغیری جدید (مدلهای علی) با تحلیل های آماری گذشته تفاوت دارند. کار عمده آمار کلاسیک مثلا تحلیل واریانس، سنجش این مطلب بود که آیا تفاوت میانگین های مشاهده شده از نظر آماری معنی دار است یا خیر. اما در مدل های علی، بر اساس پیشینه پژوهش یا نظریه، مدلی تدوین می شود و در آن مدل، روابط و اثرهای متغیرها با یکدیگر سنجیده می شود و ساختار کلی روابط به طور همزمان در بوته آزمون قرار می گیرد.
مطالب فراوانی در زمینه مدل های علی وجود دارد اما در این کتاب سعی شده است که گزینش مطالب با توجه به ضرورت و اهمیت بعضی از تحلیل آماری صورت گیرد علاوه بر این در سراسر کتاب همواره بر نگرش کاربردی بودن مطالب و مثالها تاکید شده است بنابراین مثالهای مطرح شده در کتاب اقتباس از پژوهش طالبی(1391)[1] است در عین حال منابع متعددی برای آشنایی بیشتر علاقه مندان در پایان هر فصل ذکر شده است.
اگرچه مطالب مطرح شده به صورت ساده در این کتاب مورد بحث قرار گرفته اما فرض نویسندگان بر این بوده است که خوانندگان حداقل پیش زمینه ای در مباحث همبستگی، رگرسیون و فرض آزمایی دارند لیکن برای مبتدیان نیز توضیح نسبتا مفصلی درباره همبستگی و رگرسیون ارائه نموده ایم که می تواند زمینه لازم را برای درک مطالب کتاب فراهم آورد. همچنین این اثر می تواند مورد استفاده پژوهشگران و دانشجویان سایر رشته ها قرار گیرد.
[1]. طالبی(1391) در پژوهشی تحت عنوان ارائه مدل علی نقش متغیرهای روانشناختی در استفاده واقعی از فناوری اطلاعات و ارتباطات با تاكید بر مدل دیویس به بررسی متغیرهای موثر در میزان استفاده از فناوری اطلاعات پرداخته است.
تکنیکهای آماری در مقالات ISI
مواد و روشها در مقالات علمی
1-1 مقدمه موفقیت در انتشار مقالههای علمی و پژوهشی علاوه بر بهرهمندی نویسنده آن از دانش تخصصی دربارۀ موضوع موردمطالعه و تسلط بر مبانی نگارش، مستلزم آگاهی از قواعدی است که آشنایی با این قواعد از طریق آموزش اصول مقالهنویسی و ممارست در امر نگارش حاصل میشود. این فصل از کتاب، علاوه بر معرفی مهمترین عناصر تشکیلدهنده مقالات علمی، به نکات اساسی در نگارش هر یک از این عناصر میپردازد و نگاه داوران به هر یک از این عناصر بررسی میکند. اکثر مقالههای علمی طبق یک فرمت به نام IMRAD (شکل 1-1) تهیه میشوند. این اصطلاح مخفف حروف اول کلمات Introduction (مقدمه)،Materials (مواد)،Methods (روشها)،Results (نتایج) و Discussion (بحث) است. با پذیرفته شدن واژه IMRAD بهعنوان یک استاندارد از سوی موسسه استانداردهای ملی آمریکا برای اولین بار در سال 1972 و سپس در سال 1979، این واژه تبدیل به انتخاب اکثر نشریههای تحقیقی شد. باید در نظر داشت که این واژه یک الگو یا فرمت را نشان میدهد، نه یک لیست کامل از عناوین یا بخشهای مقالات تحقیقی. سایر بخشهای یک مقاله عبارتاند از: عنوان (Title)، نویسندگان (Authors)، کلمات کلیدی (Key words)، چکیده (Abstract)، نتیجهگیری (Conclusions) و منابع (Refrences). علاوه بر این برخی از مقالات، شامل بخش سپاسگزاری (Acknowledgement) و پیوست (Appendix) نیز میباشند. بخش مقدمه، حوزه و هدف تحقیق را با در نظر گرفتن دانش و اطلاعات موجود در مورد موضوع شرح میدهد. مواد و روشها چگونگی انجام تحقیق را شرح میدهند، بخش نتایج اعلام میکند که چه چیزی در تحقیق یافت شده است؛ و بخش بحث، معنا و اهمیت نتایج را شرح داده و پیشنهاداتی را برای مسیر تحقیقات آتی ارائه میدهد. باید دقت کرد که باید طبق دستورالعملهایی که ژورنال (نشریه) به نویسندگان داده است، تهیه شود. یک نکتۀ مهم که باید به یادداشت این است که سبک استاندارد یا ثابتی وجود ندارد که تمام نشریهها از آن پیروی کنند. هر نشریه سبک مخصوص به خود را دارد، اما همگی دارای دستورالعملهای مخصوص به خود برای نویسندگان هستند. لطفاً پس از انتخاب یک نشریه که مایلید دستنوشتهی خود را به آن تحویل دهید دستورالعملهایی که نشریه به نویسندگان داده است را دنبال کنید که معمولاً میتوانید این دستورالعملها را در هر جلد نشریه یا در صفحۀ وب نشریه بهآسانی پیدا کنید. گاهی اوقات بعضی از بخشها ممکن است توسط بخشهای دیگر ارائه شوند و یا بهطور مفصلتر بیان شوند بهعنوانمثال بخش «نظریه» بهجای بخش مواد و روشها. دیگر تغییرات عبارتاند از ترکیب کردن بخش نتایج و بحث در یک بخش و گنجاندن «نتیجهها» بهعنوان بخش آخر بحث. یکروند جدید، ارائه دادن تنها وجوه مهم مقاله و حذف کل وجوه اضافی یا «کماهمیتتر» همچون «مطالب تکمیلی» در وبسایت نشریه است. مقالات انتقادی دارای بخش «نتایج و بحث» نیستند و معمولاً از عناوین دیگر بهجای عناوین IMRAD استفاده میکنند. شکل 1-1 اجزا مختلف فرمت IMRAD از امتیازهای مهم یک مقاله میتوان به مختصر و مفید بودن، بِروز بودن و جامع بودن آن اشاره کرد؛ ازجمله مواردی که محقق در گزارشنویسی پژوهش خود (مقاله) باید بدان توجه کند، پرهیز از حاشیه روی و زیادهگوییِ افراطی است؛ همچنان که خلاصه گویی نباید به حدی باشد که به ابهام و ایهام منجر شود. 1-2 مواد و روشها (Materials and Methods) یکی از مهمترین قسمتهایی که میباید هم در یک کار پژوهشی و هم مقاله برآمده از آن با دقت مستند و مطرح شود، روششناسی پژوهش است، چراکه روش، امکان آزمونپذیری و در نتیجه ابطالپذیری را فراهم میکند. در هر پژوهش و مقالهای، پژوهشگر و مقالهنویس میتواند روششناسی خاصی را که تحت تأثیر فلسفه او، موقعیت و بافت کار و ماهیت مسئله خود است انتخاب کند؛ بنابراین میتوان انتظار داشت، کارهایی که با روششناسیهای گوناگون انجام میشوند به نتایج گوناگون برسند. پس در هر کاری لازم است، روششناسی آن با دقت مستند و مطرح گردد تا امکان انجام آن امکانپذیر شود. وقتی نویسنده مقاله میخواهد بخش روششناسی خود را بنویسد، میباید درباره انواع رویهها و روشهایی که از آغاز پژوهش خود تا نتیجهگیری بهکاربرده است، بهصورت هدفمند صحبت کند. در اینجا به نحوه انجام پژوهش و رسیدن به پاسخهای پژوهشی به پرسشهای پژوهش، رویههای جمعآوری و تحلیل دادهها و نحوه ساختاردهی نتایج بر اساس اطلاعات بهدستآمده از دادههای پژوهش پرداخته میشود. هر پژوهشگر ممکن است برای انجام پژوهش خود از چند روش نظیر کیفی یا توصیفی و چند رویه برای جمعآوری دادههای کمی یا کیفی خود مانند مصاحبه، یا پرسشنامه استفاده کند؛ بنابراین در نگارش روششناسی باید بهصورت کامل راهبردهای پژوهشی پژوهشگر که این روشها در قالب آن شکل میگیرند، مطرح شوند. راهبردهای پژوهشی[1] رویهای برای دستیابی به یک هدف پژوهشی ویژه مانند نمونهگیری، جمعآوری دادهها، یا تحلیل دادهها است بنابراین میتوان در مورد راهبردهای نمونهگیری یا راهبردهای تحلیل دادهها صحبت کرد. باید توجه کرد که بهکارگیری راهبردهای پژوهشی مستلزم توجه کامل بهحکم یا عنوان مقاله انتخابی است. راهبردها و یا روشها باید مبتنی بر مسئله پژوهشی انتخاب و بعد بهصورت دقیق در بخش روششناسی پژوهش بهصورت استدلالی و انتقادی و یا حداقل توصیفی مطرح شوند. دانستن و تبیین هدفهای عمده روششناسی، اولین گام در راستای نگارش بخش روششناسی است. برای نمونه لازم است بهطور مفصل در مقاله، راجع به نحوه کشف، جمعآوری و تحلیل دادهها و اطلاعات ارائهشده در مقاله توضیح داده شود تا هم تکرار و آزمونپذیری ادعاهای مقاله را امکانپذیر کند و هم به خواننده مقاله این امکان را بدهد تا در مورد اعتبار پژوهش و ادعاهای ذکرشده در پژوهش و در نتیجه تأیید یا عدمتأیید نتایج بحث کند. در نگارش بخش روششناسی باید به نوع اطلاعات ارائهشده و شکل ارائه اطلاعات توجه کرد. بهطورکلی میتوان گفت هدف این بخش، بیان ساده و مستقیم آنچه انجامشده است، چگونگی و زمان انجام آن و چگونگی تجزیهوتحلیل و ارائهی دادههاست. این بخش باید تمام اطلاعات موردنیاز که به محققان دیگر امکان قضاوت در موردتحقیق یا در حقیقت تکرار آزمایش را میدهد را فراهم کند. این بخش باید موارد زیر را در برداشته باشد:- معرفی پروژه (Research Site)
- روششناسی (Methodology)
- ابزار پژوهش (Research Tools)
- جامعه پژوهش (Research Population)
- محدوده و محدودیتها (Limits and Limitations)
- اجتناب از ابهامات در اختصارات یا نامها.
- بیان تمامی مقادیر بر حسب واحدهای استاندارد.
- شرح کامل تمام مواد شیمیائی، بطوریکه محققان دیگر بتوانند آنها را دقیقا در تحقیقات خود استفاده کنند.
- اجتناب از اطلاعات نامربوط و غیر ضروری که ربطی به نتایج ندارند یا خواننده را گیج میکنند.
- استفاده از افعال در زمان گذشته برای نگارش قسمت مواد و روشها.
- روش هایی که همه در رشته شما و زمینه های مرتبط با آن ها آشنایی دارند: ذکر کردن این روشها (مانند روش های تعیین pH محلول) ضروری نیست.
- روش هایی که کمتر معمول اند، اما همه جا اثبات شده هستند: این روش ها (مانند استخراج پروتئین از سلول ها) باید بطور خلاصه همراه با منبع و اگر ضروری باشد همراه نماد مناسب برای مواد و روش استاندارد به کار برده شده، ذکر شوند.
- روش هایی که تا حدودی غیر معمول اند یا به مشخصات و شرایط آزمایشگاهی برای کاربرد نیاز دارند: این موارد باید با جزئیاتی ذکر شوند که اشخاص بتوانند با مراجعه به شرح اصلی روش و شرایط خاصی که شما به کار برده اید، آزمایش را تکرار کنند.
- روش های جدیدی که شما آنها را در خصوص تحقیق خود در مقاله شرح داده اید: این روش ها باید با جزئیات کامل مانند کلیه واکنش دهنده ها، شرایط و تجهیزات به دقت معرفی شوند. همچنان که شرح خود را می نویسید باید خاطر نشان کنید که چه زمانی و چگونه مراقبت هایی برای رسیدن به موفقیت لازم است.
- ترتیبی که در شرح روش هایتان اعمال می کنید، باید به ترتیب روش هایی باشد که بر اساس آنها به نتایجتان دست یافته اید. بهطور معمول بعد از تعیین منبع نمونه ها و واکنش دهنده ها، آزمایش های مربوط به آنها را ذکر کنید و در نهایت روش هایی که برای تحلیل دادههایتان به کار برده اید بنویسید. بویژه باید مقدار هر نمونه را که تجزیه و تحلیل کرده اید و تعداد دفعاتی که هر کدام از آزمایش ها را تکرار کرده اید مشخص کنید. همچنین مشخص کنید نتایجی را که با انحراف استاندارد (خطای استاندارد) نشان می دهید از تعداد خاص نمونه کسب شده یا از تعداد تکرار آزمایشها تعیین شده است. زمانی که دادههای تحلیل آماری خود را مطرح می کنید، باید روش های آماری به کار برده شده و نیز معیار تأیید اهمیت اختلاف بین نتایج را در متن بگنجانید.
- اگر تحقیق شما در برگیرنده های فرضیه های نظری و محاسباتی پیچیده ای است، باید تاریخچه نظریه و جزئیات محاسباتی را به همراه بازنگری در محاسبات، در حد لزوم ذکر کنید.
- اگر تحقیق شما شامل نمونه های بیولوژیک باشد، باید جزئیات آنها را در شروع این بخش ذکر کنید. اگر نمونه های انساتی یا خود انسان نمونه مورد بررسی باشد، باید مشخص کنید برای مؤسسه خود از کمیته تحقیقات انسانی[2] یا ارگان های معادل آن مجوز گرفته اید.
- اگر از نمونه حیوانات استفاده می کنید، باید منبع آنها را نیز ذکر کنید و تأیید کنید که با آنها همانطور که مؤسسه یا منبع مالی شما تعریف کرده، بر اساس شیوه های انسانی رفتار شده است. همچنین باید جزئیات نگهداری و مراقبت از حیوانات تا قبل از انجام آزمایش ها نیز مشخص شود.
- اگر از سلول بعنوان مواد استفاده می کنید باید منابع را با تمام جزئیات مشخص کنید تا دیگر محققان بتوانند نمونه هایی از همان سلول را خریداری کنند.
- به محض شروع توضیح روش ها باید چار چوب صحیحی برای واحد های اندازه گیری بیان کنید. در بیشتر مجلات از سیستم اندازه گیری SI استفاده می شود. علاوه بر کاربرد صحیح واحدها باید بدانید که چگونه از (/) یا بالا نویسی به جای شکل محاوره ای (هر) استفاده کنید. بعنوان مثال اگر بگویید چندین گرم به ازای هر لیتر، باید از میان g/l، gl-1 و l-1 یکی را انتخاب کنید که بطور معمول از شکل آخر استفاده میشود. توجه کنید واحد های متن، شکل ها و جداول مقاله باید یکسان و یکنواخت بکار برده شوند.
سيستم های تحمل پذير اشکال
[real3dflipbook id='9']
مفاهیمی همچون اشکال، خطا، خرابی، نقص، قطعی، نامطلوب تلقی میشوند و همواره محققین به دنبال روشهایي برای جلوگیری و یا مدیریت پس از رخداد آنها هستند. آنچه که در این کتاب سعی میشود به خوانندگان عزیز منتقل گردد، تمایزهایی است که مابین مفاهیم مذکور وجود دارد و روشهای مدیریت این رخدادهاست. لذا در ابتدا سعی شده است تا این مفاهیم بصورت دقیق تشریح شوند تا کاربر حس مشخصی از کاربرد این مفاهیم در موقعیتهای صحیح داشته باشد. شاید اگر عنوان این کتاب، "تحملپذیری اشکال" نبود، در این بخش نیز حساسیتی وجود نمیداشت. اما مبتنی بر تخصصی بودن بحث پیرامون مفاهیم نامبرده، سعی شده است تا مرزهای موجود تبیین گردند.
میدانیم که دنیای مهندسی، توازن و مصالحهای مابین آوردهها و سربارها یا دادهها و ستادههاست. به عبارتی برای بدست آوردن مزیتی ممکن است به سیستم سربارهایی را نیاز باشد تا تحمیل نمود. برای بدست آوردن تحملپذیری اشکال نیز باید هزینهای پرداخت نمود و این هزینه افزونگی است؛ به عبارتی چندتایی کردن مولفهها یا زیرمولفهها. افزونگی مشتمل بر چهار قسم افزونگی سختافزاری(این که بجای یک مولفه سختافزاری از چندین مولفه سختافزاری استفاده شود)، افزونگی نرمافزاری(این که بجای یک مولفه نرمافزاری از چندین مولفه نرمافزاری استفاده شود)، افزونگی زمانی(این که بر روی یک سیستم، از تکرارهای متوالی در بازههای زمانی مختلف برای تشخیص و یا تحملپذیری یا حذف اشکال استفاده نمود) و افزونگی اطلاعاتی(این که به همراه اطلاعات اصلی، اطلاعات کنترلی نیز ارسال گردد تا گیرنده اطلاعات را در تشخیص و تصحیح و بطور کلی در کنترل خطاهای احتمالی حین انتقال توانمند نمود) است که سعی شده است تا در فصلهای مختلف کتاب در مورد این مباحث توضیحات مشروحی ارائه گردد.
سیاستگذاری مسکن در ایران (املاک؛ مستغلات و ساختمان)
مسکن در تمام ابعاد چیزی بیش از یک سرپناه بوده و همۀ خدمات اجتماعی و رفاهی را که یک محله یا اجتماع را به سمت سرزندگی و شادابی محیطی رهنمون میسازد را در برمیگیرد و به یک جز حیاتی در بافت اجتماعی، اقتصادی و سلامت هر ملت تبدیلشده است. تاریخ آن از توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی انسان جداناپذیر است و افزون بر این انعکاسدهنده ارزشهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه است، چنان چه بهترین شاهد فیزیکی و تاریخی تمدن یک کشور و شاخص یا معیار قابلاطمینانی از رشد اقتصادی است.
مسکن يکي از حوزههاي مهم اقتصاد و از عمدهترین داراييها بوده و امور مربوط به آن، اعم از حاکميتي و تصدي، افزون بر بخش خصوصي و تعاوني، در بخش دولتي و عمومي با دستگاههای متعدد، در سراسر کشور پراکنده است. اين پراکندگيها که در طول چندين دهه گذشته پديد آمده، ريشههاي ناکارآمدي سازماني و منشأ اختلافات ميان مردم و سازمانها بشمار ميآيد که ناشی از نبود یک چشمانداز جامع و سیاستگذاری راهبردی میباشد.
سیاست و خطمشی، رویه، اندیشه و تفکری است که در سطوح مختلف یک جامعه بهمنظور حل مسائل و جوامع انسانی به کار میرود. سازمانهای مختلفی که در یک کشور در خدمت نیاز جامعه هستند هرکدام سیاستهایی را جهت رفع انواع نیازهای مردم به کار میبرند.
به نظر میرسد در وضعيت کنوني مديريت زمين و مسکن شهري بهنوعی تابع اصول اقتصاد آزاد بوده و به عبارتي در چارچوب سود براي سود بيشتر عمل میکند؛ و با سازوکار همان بحث داروين مبني بر بقاي اصلح مطرح میشود و در چنين بازاري هرکس داراي توان اقتصادي بالاتري باشد میتواند بهترين موقعیتهای شهر را تحصيل نمايد، بهطوریکه گروههای کمدرآمد نهتنها نمیتوانند زمینهای با موقعيت خوب را در اختيار گيرند بلکه به خارج از محدودههای رسمي شهر جهت تأمين سرپناه پرتاب میشوند و موجبات شکلگیری بازار غیررسمی زمين و سکونتگاههای غیررسمی را فراهم میآورند. علاوه بر اين ديدگاه سود براي سود بهمرور زیستبوم شهري را نيز تخريب خواهد نمود. لذا براي از ميان برداشتن اين سازوکار و انساني نمودن بازار با رهيافت اقتصاد پايدار جهتدهی و اصلاح سیاستگذاری دولت در اين عرصه ضرورت دارد. سیاستگذاری در امر مسکن در طول 70 سال نظام برنامهریزی در ایران و بررسی تجارب جهانی در امر سیاستگذاری موضوع اصلی این کتاب را تشکیل میدهد. اين پژوهش در پي آن است که با تحلیل سیاستگذاری انجامشده در بخش مسکن چارچوبي تعريف نمايد که با مشخص نمودن ميزان مداخله دولت، سیاست راهبردی در طول این دوران را موردنقد و بررسی قرار دهد.
فصل اول به مفهوم مسکن و واژهشناسی آن اختصاص دارد و به تعاریف و مفاهیم و اهمیت مسکن و شاخصهای آن پرداخته و درنهایت حق به مسکن در معاهدات بینالمللی را بازتعریف نموده است.
فصل دوم به برنامهریزی مسکن و عوامل مؤثر بر این برنامهریزی تأکید دارد. در این فصل اهداف مترتب بر برنامهریزی مسکن در ادبیات جهانی موردبررسی قرارگرفته است.
فصل سوم به سیاست در مسکن پرداخته و عوامل تأثیرگذار بر سیاست و استراتژیهای آن را در قالب سیاست اجرایی و لزوم دخالت دولت در مسکن را تحلیل مینماید.
در فصل چهارم دیدگاههای مرتبط و موجود مسکن که مبنای ادبیات نظری میباشد تا حد امکان جمعآوری و ارائه گردیده است؛ دیدگاههای متفاوت در سیاستگذاری از رهاسازی بازار تا تمرکز کامل و انواع سیاستهای تأمین مالی متکی بر ایدئولوژی حاکم در این فصل موردنظر میباشد.
فصل پنجم به بررسی تجارب جهانی در برنامهریزی مسکن در قالب کشورهای مختلف در دو بخش توسعهیافته و کمتر برخوردار پرداخته که درسهای مثبت و منفی میتواند در سیاستگذاری کشور مؤثر باشد.
فصل ششم، شاهبیت کتاب بوده و بخش اصلی آن را تشکیل میدهد و به عبارتی فصول پنجگانه میتواند مقدمهای بر مدخل این فصل قلمداد شود. در این فصل از شکلگیری اولین مجلس مشروطه نگاه مستقیم و غیرمستقیم به سیاستگذاری مسکن تا برنامه ششم موردبررسی و ارزیابی قرارگرفته است.
شهرسازی مبتنی بر دفاع غیرعامل
انسان از ابتدای خلقت و آغاز زندگی خود در این جهان با پدیده تهدید روبرو بوده است و لذا همواره تلاش نموده تا در برابر تهدیدات از خود محافظت نماید. علاوه بر آن وی ناچار گشته بهموازات پیشرفت ماهیت و فناوری تهدیدات، شکل و ماهیت دفاع در برابر تهدیدات را نیز تغییر و ارتقا بخشد. پیشرفت فناوری در حوزه نظامی تهدیدات را به سایر حوزههای زندگی بشر تسری داده و بهاینترتیب واژه تهدید امروزه به یک مفهوم چندوجهی تبدیل گشته است. یکی از مهمترین وجوه تهدیدات جنگهای کنونی، ضربه به مراکز حساس و حیاتی کشورها در بخشهای نظامی و صنعتی است و در مقابل نیز ازجمله مهمترین اقدامات تدافعی، جلوگیری از وارد آمدن آسیب به مراکز یادشده و یا محدود نمودن خسارات ناشی از آن است، زیرا انجام اقدامات دفاعی موجب کاهش قابلتوجه هزینههای مربوط به جبران خسارات احتمالی در این مراکز میگردد. ازجمله اقدامات و تدابیر دفاعی مطرح در برابر تهدیدات مذکور، دفاع یا پدافند غیرعامل و بدون اقدامات تهاجمی و بهکارگیری تسلیحات است که اتخاذ آن در مورد مراکز حساس موجب افزایش ضریب امنیتی و کاستن از میزان خسارات وارده به اینگونه مراکز میگردد. پدافند غیرعامل بهعنوان یکی از مؤثرترین و پایدارترین روشهای دفاع در مقابل تهدیدات از قدمتی به بلندی تاریخ بشر برخوردار است، بهطوریکه قبایل بدوی در هنگام منازعات و درگیریها با پناه جستن به غارها و حفرهها و نیز تمدنهای اولیه با احداث قلعه، بارو و جانپناه در برابر تهاجمات دشمن درواقع به شکلهای ابتدایی دفاع غیرعامل می پرداخته اند. تجارب حاصل از جنگهای بینالمللی بهویژه جنگهای اخیر حاکی از انهدام از مراکز حیاتی و حساس واقع در عمق سرزمینها توسط نیروهای متخاصم و لزوم انجام اقدامات دفاعی در برابر اینگونه تهدیدات را بیشازپیش ضروری مینماید.
بهاینترتیب پدافند غیرعامل شامل مجموعه اقدامات غیرمسلحانهای که موجب افزایش بازدارندگی، کاهش آسیبپذیری، تداوم فعالیتهای ضروری، ارتقای پایداری ملی و تسهیل مدیریت بحران در مقابل تهدیدات و اقدامات نظامی دشمن میگردد، قادر است مدیریت دفاع در برابر تهدیدات مراکز حساس را ارتقا بخشد.