مکاتبات بینالمللی در پژوهشگری
[real3dflipbook id='8']
ارتباطات
واژه ارتباط که معادل واژه Communicationدر زبان انگلیسی است، در فارسی به صورت مصدری به معنای پیوند دادن و ربط دادن استعمال می شود. در این زمینه پژوهشگران علوم اجتماعی و متخصّصان علوم ارتباطات، تعاریفی را ذکر کرده اند که یکی از بهترین تعاریف، متعلق به چارلز کولی (جامعه شناس امریکایی) است. کولی در کتاب خود به نام «سازمان اجتماعی»، ارتباط را چنین تعریف می کند: «ارتباط، ساز و کاری است که روابط انسانی بر اساس و به وسیله آن به وجود می آید و تمام مظاهر فکری و وسائل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط، حالات چهره و رفتارها و حرکات و طنین صداها و کلمات و نوشته ها و چاپ و راه آهن و تلگراف و تلفن و تمام وسایلی را که اخیرا در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده اند، همه را، در برمیگیرد. در این تعریف، چند عنصر وجود دارد که با تحلیل آنها، اهمیت پدیده ارتباط و نقش وسایل ارتباطی روشن می شود، بدین ترتیب: الف) ارتباط، مبنای اساسی روابط انسانی به شمار می آید. ب) روابط انسانی به وسیله ارتباط، عملاً برقرار می شود. ج) وسیله انتقال است که محتوای روابط انسانی و اطلاعات را از شخصی به شخص دیگر یا از گروهی به گروه دیگر منتقل می کند. ارتباط به صورت مفرد (Communication)شامل چگونگی انتقال یک مطلب به یک فرد است ؛ اما کلمه ارتباطات به صورت جمع (Communications)به وسایل و روش های ارتباطی اطلاق می شود. از این رو، کلیه روابط و مناسبات و مُفاهمه هایی که از طریق روزنامه، تلویزیون، رادیو، اینترنت، کتاب، پوستر، سخنرانی، کاسِت های صوتی و... برقرار می شوند، از انواع ارتباطات به شمار می آیند. در واقع، هر انتقال پیامی، یک ارتباط محسوب می شود.2-2- انواع ارتباط
ارتباط مستقیم و شخصی: ارتباطی است که بدون واسطه بین شخص پیام دهنده و شخص پیام گیرنده ایجاد می شود. در این نوع ارتباط، اطلاعات و پیام، مستقیما مبادله می شود، مثل گفتگو بین دو یا چند نفر. مهم ترین خصوصیت این نوع ارتباط، صمیمی بودن و دوستانه بودن این ارتباط است. ارتباط غیر مستقیم و غیرشخصی: در این نوع از ارتباط، واسطه ای بین فرستنده و گیرنده پیام وجود دارد، به این شکل که فرستنده و گیرنده پیام، همدیگر را نمی شناسند و فقط پیام ارتباطی توسط وسیله ارتباطی (کتاب، مجله و...) به مخاطبان می رسد. ارتباط جمعی: ارتباط غیر مستقیمی که از طریق تلویزیون، رادیو، مطبوعات پرتیراژ و وسایل مشابهِ ارتباطی (رسانه های گروهی) ایجاد می شود، ارتباط جمعی نامیده می شود. این نوع ارتباط، بین هزاران نفر از افرادی که همدیگر را نمی شناسند، به وجود می آید. در این نوع ارتباط، دیگر محدودیت زمانی و مکانی ای که در ارتباط های مستقیم و شخصی وجود داشت، وجود ندارد. خصوصیت دیگر، این است که در این نوع از ارتباط، امکان حفظ و دوام پیام ها به صورت چاپی یا نوار و فیلم در طول زمان وجود دارد.2-3- تفاوت ارتباطات در گذشته با عصرامروز
نخستین ویژگی ارتباطات جمعی در عصر حاضر (در مقابل ارتباطات سنتی که در گذشته وجود داشت)، غیرشخصی بودن پیام هایی است که از طریق وسایل ارتباط جمعی در اختیار انسان ها قرار می گیرد. ارتباط در گذشته از طریق چهره به چهره و بدون واسطه انتقال پیدا می کرد ؛ اما امروزه ارتباطات از طریق وسایل ارتباطی (نظیر رادیو و تلویزیون و...) صورت می گیرد، که پیام ها بدون تماس مستقیم میان پیام دهنده و پیام گیرنده منتقل می شود. دومین ویژگی ارتباطات جمعی در عصر حاضر، نهادی بودن آنهاست. در گذشته ارتباطات به طور تصادفی صورت می گرفت. اغلب در برخوردهای تصادفی، اطلاعاتی را از طریق گوش و دهان مبادله می کردند ؛ اما در عصر امروز، تکنیک های ارتباط جمعی به طور ارادی و عَمدی در قالب نهادهای اجتماعی به کار خود ادامه می دهند. فرستنده های رادیویی و تلویزیونی و استودیوهای سینمایی از این قبیل نهادها به شمار می آیند. سومین ویژگی ارتباطات جمعی در عصر حاضر، وابستگی ارتباطات جمعی به سایر عناصر زندگی اجتماعی است. توسعه مطبوعات با گسترش سواد و تحصیلات در جامعه، رابطه ای نزدیک دارد، و از سوی دیگر، با گسترش وسایل ارتباط جمعی، سطح زندگی اعضای جامعه نیز دگرگون شده است. انسان از طریق وسایل ارتباط جمعی، تشویق به مطالعه و بالا بردن سطح آگاهی های خود می شود و از طریق وسایل ارتباط جمعی، لحظه به لحظه با وقایع و رویدادهای سیاسی و فرهنگی جهان آشنا می شود و این آشنایی در عملکرد و رفتار وی در جامعه مؤثر است. با گسترش وسایل ارتباط جمعی، سطح فرهنگ ها و آداب و رسوم اعضای جامعه نیز دگرگون شده است. آمدن مُدها به بازار، تغییر نوع برخورد و گفتارهای اعضای جامعه، تغییر نوع زندگی مردم و... معلول ارتباطات جمعی به شمار می آیند. به طور کلی می توان یادآور شد که توسعه یافتگی با ارتباطات جمعی رابطه نزدیک دارد. اگر نگوییم ارتباطات جمعی معلول توسعه یافتگی است ، اما دست کم به این نتیجه می توان رسید که ارتباطات جمعی از عوامل توسعه یافتگی به شمار می آیند.2-4- ارتباطات کلامی و غیر کلامی
2-4-1- ارتباطات کلامی
مجموع روابطي را كه از طريق گفتن و گفتگو حاصل مي شود ارتباط كلامي مي گويند. براي اينكه در ازتباط موفق شويم بايد با دقت از كلمات استفاده كنيم . هر كلمه اي احساسات ، عواطف خاص و عملكرد متفاوتي را در افراد برمي انگيزد. اگر كلمات در جا و مكان مناسب خود بكار برده شوند به سرعت برق بر جسم و روح افراد تاثير مي گذارند. بنابراين شايسته است از بكارگيري كلمات منفي همچون نمي توانم ، غيرممكن است ، امكان ندارد، هرگز و ... پرهيز شود. شما بايد از نيروي كلمات و تاثيري كه در ديگران دارند آگاهي داشته باشيد.كلمات، در پيامي كه به ديگري منتقل مي كنيد تاثير فراواني دارند. بنابراين از بكار گرفتن كلمات برحسب عادت و بدون انديشه خودداري كنيد. فراموش نكنيد كه فرمان دادن يكي از برخورد هاي محكوم به شكست است. براي اين كه سخنان شما نافذ و موثر واقع شود بايد نظريات خود را با كلمات مناسب و در چار چوب مشخص مطرح كنيد. كلمات مي توانند تاثير مثبت داشته باشند و يا با ايجاد حالت تدافعي گفت و گو را به بحث و جدل بكشانند. پس چارچوب پيام خود را با دقت مشخص كنيد و سپس با صراحت و بدون پيشداوري حقايق را با لحن و كلامي غير مغرضانه شرح دهيد. بيان الفاظي دلپذير و موزون موجب مي شود كه شخص مقابل با متانت گوش فرا مي دهد ، حقايق را جمع بندي كند و به فكر حل مساله باشد. اما عبارات مغرضانه و كينه جويانه اغلب خشم فرد ديگر رابرمي انگيزد و او را به جبهه گيري دعوت مي كند و در نهايت روابط ، را به دشمني و تعارض و نبرد مي كشاند. يك كلمه بايد دقيقا مفهوم مورد نظر ما را در بر داشته باشد ، نه كمتر و نه بيشتر . به طور كلي كلماتي را انتخاب كنيد كه در الگوي زير بگنجد: (صريح ، كوتاه ، دقيق ، مودبانه ، صــحيح و پر محتوا). كلمات بايد روشن و صريح باشند ، يعني بتوانند به درستي درونيات شما را به ديگران منتقل كنند. مطلب را مختصر و مفيد بيان كنيد تا مخاطبين شوق شنيدن را از دست ندهند.2-4-2- ارتباطات غیرکلامی
ارتباطات را می توان فرایند انتقال یامبادلة اطلاعات بین موجودات زنده دنیا تفسیر کرد که یکی از نیازهای اساسی و مهم وجود انسان هاست. تجربه نشان داده است که انسانها زمانیکه از هرگونه ارتباط محروم می شوند ، بسرعت افسرده شده و به سرگشتگی و دیوانگی نزدیک تر می شوند. مابه محض اینکه کلمه ارتباطات را می شنویم، بلافاصله، تلفن، رادیو، تلویز یون و یا کتاب ها و نشریات در ذهنمان مجسم می شوند و همه وسایلی که ما در ارتباطات کلامی با آن سر وکار داریم. درارتباطات کلامی ، مابا یک زبان که بتواند معانی و مفاهیم و منظورمان را انتقال دهد ، سروکار داریم. زبانی که باید بتواند با حاملها و اصطلاحات خود، زمان، فضا وشرایط روی دادها و وقایع و چگونگی آن را انتقال دهد. برچسب هائی که بتواند بوسیله معانی مختلف کلمات ، تلفظ ها و شیوه های بیان آنها ، موضوعی را از شخصی به شخص دیگر انتقال دهد و در این نقل و انتقال تصّور شنونده از وقایع همانند گوینده باشد. به راستی آیا ارتباطات کلامی ، تنها راه برقراری ارتباطات فی مابین است ؟ به واقع آیا درک اهمیت ارتباطات تنها بوسیله ابزارهای ساده و ابتدایی آن به ما هدیه شده است ؟ باعنایت به تعریف ارائه شده از ارتباطات کلامی، ارتباطات غیرکلامی مشمول تمامی حالتهای ارتباطی می شود که به یک زبان رسمی وابسته نیست. ارتباطاتی که به موجب آن ایده ها و مفاهیم بدون اینکه از مفاهیم و اصطلاحات کلامی استفاده شود ، تشریح و تفسیر می شوند. به نظرشما آیا ارتباطات غیرکلامی دارای چنان زمینه ای است که بتواند چنین تعریف مهمی رادربرگیرد؟ پاسخ مثبت است. نسلهای گذشتة ، انسان های که قبل از تاریخ می زیسته اند ، ازطریق ارتباط غیرکلامی باهمدیگر رابطه داشته اند. آنها همانند جانوران ، صداهائی از گلوی خود خارج می کردند. درواقع علائم، حرکات بدنی ، اشارات ، ترسیم نقش ها تا زمانیکه زبانی برای بیان مفاهیم آنها ایجاد شود ، نیازهای ارتباطی آنان را برآورده می ساخت .بانگاهی به اطراف خود ، در می یابیم که امروز هم روشهای متعدد برای ارتباط غیر کلامی ما را احاطه کرده اند . صرف نظر از مفاهیم ارتباطات غیر کلامی ، بیشتر اینگونه ارتباطات با حسهای ارتباط گر مرتبط اند . آخر از همه نیز این " حسّها " هستند که می توانند اطلاعات را انتقال دهند. بشر همیشه فکر می کرد که فقط 5 نوع حس دارد . بعدها دریافت که حس ششمی نیز وجود دارد . اغلب ارتباطات ما انسانها، با این حسها سر و کار دارد. ارتباط غیر کلامی مرتبط با حسهای بشری ، با حرکت ، رنگ و شکل توام است. حالت های حرکتی نیز در ارتباطات کاربرد دارند که می توانند مبهم یا روشن باشند. اگر شخصی به یک تنگ آب و سپس به دهان خود اشاره کند ، این شاید نمونه ای ازیک ارتباط حرکتی روشن و بدون ابهام باشد . یعنی آشکار است که وی تشنه است و در خواست آب می کند از طرف دیگر دراغلب موارد موقعیت های غیرقابل تفسیری نیز وجود دارند که در شرایط متفاوت معانی مختلفی را انتقال می دهند و برداشت دقیق و صحیح آن ها به عوامل مختلفی از قبیل عوامل فرهنگی ، جغرافیایی ، اجتماعی و غیره مربوط می شود. درهندوستان ، استرالیا و برخی از کشور های غربی ، چنانچه کسی سرش رابالا و سپس پائین بیاورد، به معنی تأ ئیداست اما همین حرکت در کویت دقیقاً معنی برعکس دارد و مهفوم (نه) را القاء می کند. در شبه قاره هند چنانچه یک زن با انگشت نشانه دماغ خود را لمس نماید، این حرکت نشاندهندة تعجب و شگفتی وی است. درخاورمیانه همین حرکت به معنی خدمتگزاری بوده و فرد نیت و آمادگی خود را برای انجام کار حتی تحت سرپرستی یک شخص دیگر اعلام می کند و البته این نوع حرکت ها بیشتر از سوی مردان انجام می شود. در ایران نیز اگر شخص بخواهد بگوید که من با کمال میل در خدمت شما هستم وازدستورات شمااطاعت می کنیم،دست راست خود را روی چشم راست خود میگذارد. شاید کاربرد حرکات بدنی حاصل چهارچوب بندیهای ماهرانه ای باشد که همانند زبان انسانهای کرولال کاربرد داشته باشد. ما درزندگی روزمره، بطورمداوم ترکیبی ازکلمات وحرکات راجهت بیان منظورمان بکارمیگیریم. صدا زدن کسی همراه با لبخند و گفتگو باوی ، باصدا کردن وی بدون لبخند متفاوت است .ارتباطات غیرکلامی ناخود آگاه ، آنچه که ما آن را زبان بدنی و یا درست بگوئیم زبان حرکتی (حالت اندامی)می نامیم ، یک اصطلاح علمی است .حالات بدن ما گاهی بیانگر حالات روحی روانی ما بوده بطوریکه شاید ما قادر نباشیم آن را با کلمات بیان نمائیم.کاربردزبان حرکتی می تواند بازتابی یا غیربازتابی بوده و حالت بدنی ، یا وضعیت وشرایط روحی ماهمراه پیام به شخصی که منتظردریافت پیام است،منتقل شود. زمانیکه تمرکز می کنیم ، مردمک چشممان تنگ می شود و وقتی خسته ایم ، خمیده تر به نظر می رسیم و زمانی که به هیجان می آئیم فیزیک چهره مان فرق می کند. آقای جولیوس فست[1] درکتاب معروف خود به نام (زبان حرکت بدنی) که درسال 1984 منتشر شد، بیان کرده است که زبان بدنی حاصل نفوذ فرهنگی و محیطی است. شخصی که درآمریکای شمالی زندگی می کند و به زبان حرکات بدنی آشنائی دارد ممکن است به سادگی در درک حس و قصد شخص دیگری که در اسپانیا زندگی می کند ، دچار اشتباه گردد. مطالعات نشان داده است که امکانات برخی از مؤلفه های زبان حرکت بدنی جهانی بوده و به فرهنگ و نوع جنسیت افراد و همچنین محیط آنان بستگی دارد . به هر حال طبقه بندی زبان بدنی به دو بخش وابسته به فرهنگ و عدم وابسته به آن، در مرحلة شکوفایی است. از بین حسهای پنج گانة خودمان ، حس شنوائی اساساً به ارتباطات کلامی متکی است اما می تواند در ارتباطات غیر کلامی نیز کاربرد داشته باشد. به تجربه ثابت شده است که حس متانت و آرامش، عصبانیت، بشاشیت و خوشرویی، افسردگی و امثال آن می تواند از طریق آواهای هماهنگ و موزون به دیگری منتقل شود. از آوا شناسی در درمان و بهبود افسردگی نیزاستفاده می شود. ارتباطات می تواند با حس بویایی نیز مرتبط باشد مطالعات دانشمندان ثابت کرده است که برخی از جانوران و حشرات از طریق حس بویایی امیال جنسی خود را به جفت خود منتقل می کنند. حس لامسه از مدلهای قوی و مؤثر در ارتباطات است . یک بوسه یا یک دست دادن ساده و یا در آغوش کشدن کسی، حتی یک لبخندکوچک توأم بانوازش یا بادست گذاشتن برروی دوش کسی، می توان ارتباط بسیار قوی و مؤثری برقرار نمود که حتی با صدها کلمه و حرف میسر نمی شود. برخی ها هم ادعا می کنند که با گرفتن دست کسی حتی می توانند فکر آنها را هم بخوانن . از میان اینهمه شواهد موجود در طبیعت ، باور نمی کنم که برقراری ارتباط از طریق حس چشایی میسر نباشد. تله پاتی (دوهم اندیشی) یکی از راههای ارتباط که در مورد آن بسیار صحبت شده است،یکی از امکانات برقراری اتباط بدون کلام است . تله پاتی با نفی حواس پنجگانه مرتبط است. تعمق در مورد وجود تله پاتی به آواخر قرن بیستم برمی گردد.جنجالی که توسط آقای جوزف بی رینز[2] و سایر روان شناسان دانشگاه گرونینگن[3] هلند در سال 1937 راه افتاد .آینده ممکن است روشهای دیگری را برای برقراری ارتباطات به ارمغان بیاورد. یکی از روش هائی که اخیراً بشر به آن دست یافته است، امواج مغزی است . تجربه ثابت کرده است که تمام فرایندهای مغزی که هم در حیوانات و هم در مغز انسان ها جریان دارد ، حاصل یک الگوی پیچیده ای از جریان الکتریکی لحظه ای است. هر فرایند مغزی با نمونة نوسان الکتریکی فردی تلفیق می شود . تجربه گرایان توانسته اند این نوسانات الکتریکی مغزی را ثبت کنند. همچنین آنان دریافته اند که با برگشت دادن جریان الکتریکی در مسیر طی شده ، امکان اعمال تغییر و اصلاح در ذهن دریافت کننده پیام با یک مجموعه از نمونه های خاص وجود دارد .تأثیر روش دکتر دلگادو با ایجاد جریان الکتریکی معکوس بر روی مغز یک گاو و در یک سالن و روی رینگ بوکس ، بطور دیدنی برای تماشاچیان تشریح شده است. این فرایند زمانی که بر روی یک انسان پیاده می شود، می تواند تله پاتی نام بگیرد. که تحت عنوان انتقال ویژه اطلاعات بین موجودات در طبقه بندی ارتباطات غیرکلامی جای می گیرد. در حال حاضر شاید برخی از مفاهیم ارتباطات بطور غیرمستقیم نقشهای عمده ای در زندگی روزمره،داشته باشند بهرصورت اینگونه اثر گذاریها نمی تواند مانع توقف ذهنیت سازیهای نویسندگان در زمینه های مختلف ارتباطی گردد. در داستان (گاونر) نوشتة آقای پیرس آنتونی (1976) نمونه هائی از قوانین یک نوع بازی که (زندگی) نام گرفته است، برای به تصویر درآوردن ارتباطات بکار گرفته شده است. در داستان (ژوپیتر دزد) نوشته دونالد مفیت[4] موجودات بیگانه ای خلق شده اند که فقط از طریق حس بویائی ارتباط برقراری می کنند. داستان ها و افسانه های بسیاری وجود دارند که موضوع تله پاتی را القاء می کنند اما شاید برجسته ترین آنها را بشود به کتابهای مرد ویرانگر نوشته آلفردبستر[5] (1978) و مرد کامل که توسط جان برنر (1973) به تحریر در آمده اند، اشاره نمود. کتاب مرد ویرانگر داستانی را بیان می کند که در آن هر یک از اعضاء جامعه ،یک (تله تاپ) هستند و داستان مرد کامل مسائل و موضوعاتی که در آن تله تاپی بصورت منفرد و مجزا دریک جامعه بشری معمولی مطرح است ، بازگو می کند. آرتو پی، کلارک در مورد تخلیه بارالکتریکی مغزها در داستانهای خود، جزیرة دلفین ها (1971) و داستان محدودة عمیق (1968) اشاره کرده است ، وی در این داستانها در مورد رابطة بین بشر و خالقان دریا صحبت می کند. درخصوص مزیت ها و برتری ارتباطات کلامی و یا غیر کلامی در میان مردم ، باید گفته شود که زمینه هائی وجود دارد که در آن مفاهیم ارتباطات کلامی و غیر کلامی برهم منطبق اند مثلاً فن شاعری یکی از این موارد است . یک شاعر خوب کلمات را با مهارت خاص بکار می گیرد البته نه همانند کاربرد ارتباط کلامی و نه فقط به خاطر معانی آنها بلکه کلمات گاهی به خاطر صدا و آواهایشان بکار گرفته می شوندوحتی گاهی به خاطراینکه تصویرخاصی رادرذهن مخاطب ایجادکنند ، ساخته می شوند. فرم یک شعر نیز بهمان میزان که مفاهیم آن مورد توجهند ، دارای اهمیت است. نمونة دیگر برای نشان دادن تطبیق ارتباطات کلامی و غیر کلامی به همدیگر ، موضوع داستانهای مصّور است. کتاب هائی که داستانهای آن بصورت تصاویر گرافیکی طراحی شده اند، جائیکه کلمات و تصاویر بطور تلفیقی و هماهنگ می توانند مفاهیم را انتقال دهند. مانطوریکه ملاحظه می کنید، مفاهیم ارتباطات بیشتر در بخش ارتباطات بیرونی و حسهای خارجی مورد بحث قرار گرفت. مواردی که بیشتر ، برای ارتباطات کلامی و غیرکلامی از آنها استفاده می کنیم. اما حسّهای دونی دیگری نیز وجود دارند. حس هائی که درونی هستند و مابهنگام ارتباط باخودمان از آنها استفاده میکنیم. در اینجا منظور این نیست که به فضاهای ماوراءطبیعی وارد شویم چراکه هنوزدردنیای علوم انسانی همانند یک ذره ای در مقابل عظمت جهان هستیم.2-5- تاریخچه ارتباطات
2-5-1- تاریخچه ارتباطات انسانی و تغییر انتظارات انسانها از مهارت ارتباطی
تاریخچه زندگی بشر و تاریخچه ارتباطات انسانی تقریباً از یک نقطه آغاز میشوند: از زمانی که ما روی این کرهی خاکی زندگی کردن را آغاز کردیم، عملاً ارتباط ما با یکدیگر آغاز شد. انسان (به شکلی که ما امروز میشناسیم و میتوانیم آن را بخشی از تاریخ و تمدن انسانی بدانیم) حدود دویست هزار سال است که بر روی کره زمین زندگی میکند . اما قدمت کلمات و زبان کمتر از این مقدار است. نخستین ابزار ارتباطی ما، استفاده از زبان بدن و ارتباطات غیرکلامی بود. ارتباطات غیرکلامی نسل اول ارتباطات انسانی بود. ما با باز کردن دستهای خود، به طرف مقابل نشان میدادیم که سلاحی نداریم. دستهایمان را به کمر میزدیم تا قدرتمان را نشان دهیم و به طرف مقابل بگوییم که بزرگتر از آنی هستم که تو میپنداری. دستهایمان را مشت میکردیم تا برای حمله کردن به طرف مقابل آماده باشیم. قلبمان هم، در مسیر زندگی و تکامل بر روی زمین، آموخت که در این شرایط سریعتر کار کند و خون را با فشار بیشتری به مغز و صورت و دستها بفرستد، تا در نبرد با طرف مقابل شانس پیروزیمان بیشتر باشد.چهره برافروخته و مشتهای گره کرده، از قدیمیترین علائم غیرکلامی در ارتباط ما انسانهاست. همچنین بدن ما آموخته بود که در هنگام ترس، بهتر است بخش عمدهی خون به سمت پاهایمان برود تا بتوانیم سریعتر فرار کنیم. چنین بود که رنگ صورتمان میپرید و دستهایمان سرد میشد و در یک جمله، علائم چهره و زبان بدن ما، پیام ترس و خشم و خواستهها و انتظارات ما را به طرف مقابل منتقل میکرد. نفوذ و چانهزنی و تاثیرگذاری: نسل دوم ارتباطات انسانی بود. تاریخچه ارتباطات با ظهور عصر کشاورزی، مرحله تازه ای را ثبت کرده است. در این مرحله، ما مفهوم مرز را بیشتر و بهتر از گذشته یاد گرفتیم و لازم بود مرزهای خودمان را از دیگران جدا کنیم. زمین من با زمین تو فرق داشت و زمین بیشتر به معنای غذای بیشتر و ثروت بیشتر بود. ارتباطات در این مرحله چیزی فراتر از علائم غیرکلامی اولیه بود. حالا علاوه بر پیام های غیرکلامی و نشانههایی که برای ابراز قدرت به کار گرفته میشد، قدرت کلمات هم به تدریج کاربرد پیدا کرد و توسعه یافت. انسان هزار راه و روش یاد گرفت تا به همسایهی خود اثبات کند که این زمین که تو میبینی، متعلق به تو نیست و از گذشتههای دور، متعلق به خاندان ما بوده است! در نوشتههای کهن – هزار تا سه هزارسال پیش- عمدهی آنچه از مهارت ارتباطی و تسلط کلامی میبینیم، یا در رجزخوانی جنگها بوده است و یا در دادگاهها برای ادعای حق یا احقاق حق. بنابراین چندان دور از واقعیت نیست اگر بگوییم که در این دوران، مهارت کلامی با متقاعدسازی و تاثیرگذاری، همسو و تا حد زیادی هم معنا بوده است. حتی داستانگویی را هم به نوعی میتوان زیرمجموعهی همین مهارتها در نظر گرفت. در نوشتههای قدیمی فارسی – مانند شاهنامه – اوج سخنوری را در رجزخوانیهای حماسی میبینیم. از سوی دیگر معروف است که دموستن – که از خطیبان بزرگ یونان باستان محسوب میشود- نخستین سخنرانیهای مهم خود را برای باز پس گرفتن میراث پدری انجام داد و هنر سیسرو – که از خطیبان معروف روم باستان است – انجام سخنرانیهای هیجان انگیز و آتشین و جابجایی آراء قبل از انتخابات سنا بوده است. تعدد نقشها: نسل سوم چالشهای ارتباطاتی انسانی. عصر صنعت ماجرا را پیچیدهتر کرد. یکی از مهمترین اثرات عصر صنعت بر ارتباطات انسانی، تعدد نقشها بود. حالا، انسان باید برای یکی نقش پدر را ایفا میکرد و برای دیگری مدیر. برای یک نفر کارمند بود و برای دیگری همکار. برای یک نفر فرصت بود و برای دیگری تهدید. تعدد نقشها ارتباط را از قبل هم پیچیده تر کرد. حرفهای ساده به تدریج به به معادلاتی پیچیده تبدیل شدند و هر کس، باید نقابهای متعددی را با خود حمل میکرد تا به تناسب هر محل و مجلس از آنها استفاده کند. جدا شدن گوینده از کلام: نسل چهارم ارتباطات انسانی. دوران جدید، از زمان ترویج کتابهای چاپی تا امروز که دوران رواج گستردهی شبکه های اجتماعی است، از منظر ارتباطات، با یک ویژگی مهم شناخته میشود: در دوران جدید، کلام از صاحب کلام جدا شده است. در دوران جدید، حرفها توانستند مستقل از نویسندگان و گویندگان آنها از مرزهای زمانی و مرزهای جغرافیایی عبور کنند. تکنولوژی حتی امکان عبور از مرزهای هویت را هم امکانپذیر کرد. انسان امروزی مجبور نیست مسئولیت حرفهایش را بپذیرد. او به سادگی میتواند یک پروفایل در یکی از شبکههای اجتماعی درست کند و مشخصاتی کاملاً غیرواقعی را در آن ثبت کند. او میتواند با این هویت جدید عشق بورزد یا متنفر شود. میتواند احترام بگذارد یا توهین کند. میتواند حقوق بگیرد تا از محصولی که ندیده تعریف کند و یا اینکه پول بگیرد تا از محصولی که استفاده نکرده شکایت کند. بسیاری از خشونتهای امروزی در جوامع، خشونتهای فیزیکی نیستند. بلکه خشونتهایی هستند که در کلمات و زبان خود به کار میبریم. امیدواریم با استفاده از درس مهارتهای ارتباطی، بتوانیم گفتگوهای و ارتباطها و تعاملات روزمره را از یک وظیفهی ناگزیر به یک فعالیت لذتبخش تبدیل کنیم.2-6- عصر ارتباطات
نسيم تغييرات كه اكنون سراسر دنيا را درمينوردد، نويد بخش دنيايي آزاد خواهد بود. امروز، پيشرفت بشر در حوزة فنآوري ارتباطات چنان دگرگوني بنيادي در زندگي پديد آورده است كه بسياري از جامعهشناسان سخن از طلوع عصري نوين ميگويند: "عصر ارتباطات" . امروزه، رسانهها از اعتباري بيسابقه برخوردارند. رسانهها به عنوان رويكردي نهادينه براي ايجاد آگاهي و اطلاعرساني به تودة مردم پايهگذاري شدند و حال، مبدل به ابزاري براي تسلط بر زندگي ما شدهاند. به جاي اينكه شكلي از بيان فرهنگي باشد، خود تبديل به يك فرهنگ شده است. قرار بود گزارشي از نحوة زندگي مردم تهيه كند، اما خودش مبدل به نحوة زندگي شده است. علاوه بر اين، يكي از مهمترين صنايع دوران ما بهشمار ميرود. در حال حاضر، جوامع بسياري در حال گذار از جوامع پيشرفته صنعتي به "جوامع اطلاعاتي" برخوردار از فنآوري رايانهاي، شبكههاي ارتباطي و ساير اشكال ارتباطي پيشرفته بين فردي و سازماني هستند. برخي از كشورهاي غربي وارد عصر اطلاعات شدهاند. در ايالات متحد، بيش از 46 درصد نيروي كار درگير فعاليتهاي اطلاعاتي هستند و بيش از 55 درصد درآمد كارگري را به خود اختصاص دادهاند. كمپانيهاي چند مليتي اطلاعاتی در جريان ايجاد وب گسترده شبكههاي الكترونيكي ـ "شاهراههاي اطلاعاتي" ـ متشكل از رشتههاي اپتيكي و رايانهاي هستند. اين شبكه، كالاها و خدمات فراواني را در دفتر يا منزل شما ارائه ميدهد، خدماتي چون تصاوير ويديويي، مكالمات تلفني، اطلاعات انبوه در حوزههاي گوناگون مورد استفاده كاربران يا مشتريان. بدينترتيب، دگرگوني شيوة كار، زندگي و تفريح مردم را نويد ميدهد. به دليل سقوط شديد قيمتها، تصور گسترش همه جانبة ارتباطات امكانپذير است. پيشگامان عرصة فنآوريهاي نوين ارتباطي، ظهور انقلابي فراگير را در زمينة فراواني و تنوع اطلاعات پيشبيني كردهاند. در عصر حاضر فناوری اطلاعات در تعریف قدرت وتمدن جوامع نقش کلیدی پیدا کرده است. از این رو در دوهه گذشته کشور های پیشرفته و صاحب فناوری، به فناوری اطلاعات به عنوان محور بنیادین توسعه توجه کرده اند. رشد سریع ارتباطات و فناوری اطلاعات و ورود آن به سازمان ها و جامعه بدون آمموزش و انباشت های قبلی است. رویکردی که سازمان را دستخوش تحولات ناباورانه کرده است و این تحولات هر چند که موجب خلق روش های نوینی برای پیشبرد هرچه سریعتر و یهتر کارها شده است، اما بدون شناخت کامل، جامعه و سازمان ها ی موجود در آن را از هدف اصلی خود تا حدودی منصرف کرده است. عصر ارتباطات و اطلاعات پیچیدگی های روز افزونی را بر زندگی فردی و سازمانی انسان امروزی تحمیل کرده است. امروز، راه شرکت ها و سازمان ها در راستای کسب مزیت ها رقابتی وحفظ و توسعه آن ها، یاد گیری زود تر و سریع تر از رقبا و بر طرف کردن چالش های موجود بر سر راه آن مزیت هاست. چرا که سرعت حول این انقلاب آنقدر زیاد است که حتی نمی توان برای آن برنامه ریزی کرد.این فناوری به زندگی فردی و سازمانی ما وارد شد و هر روز نگاه افراد جامعه را بیشتر به سوی خود جلب کرد. مدیران جامعه و سازمان ها بدون شناخت کافی از توانایی های این فناوری، همچنان نگاهی نه از روی تعمق و تفکر بلکه در حد استفاده از حداقل توانایی های آن دارند. امروزه با گسترش فناوری اطلاعات امکان بهره گیری از منافع دیگران به سرعت و بدون نیاز به طی مسافتی، امکان همکاری و مشارکت گروهی از افراد و یا سازمان ها در قالب یک سازمان مجازی فراهم شده است. این تغییر در کسب و کار و بومی نمودن خلاقانه آن مستلزم بهره گیری توأمان از هنر وعلم مدیریت به همراه تسهیلات ارتباطات و فناوری اطلاعات و همچنین نیاز های محیطی جامعه پیرامونمان است. و برای کشف و شکار فرصت ها از بصیرت و شناخت شهودی بیشتر از شناخت منطقی و فرایندی بهره گیری باید کرد. فناوری اطلاعات در زمره زیر بنای حرکت جوامع و نسل آینده در کلیه زمینه هاست و به عنوان بستر وابزاری مهم برای رشد سایر بخش های مهم می باشد.تأثیر فناوری اطلاعات بسیار عمیق است و نادیده گرفتن آن منجر به نداشتن جایگاهی در عصر جدید خواهد بود از این رو نگرش به آینده و حرکت های ایجاد می کند و در واقع نوعیتکنولوژی فراگیر است و دامنه تغییرات آن بسیار متنوع می باشد و از جانشینی اطلاعات به جای انرژی یا نیروی کار انسانی در بخش تولید صنعتی یا تغییر در بخش درونی خدمات، از خدمات پرسنلی تا خدمات اجتماعی و سیتم های توزیعی را در بر می گیرد و اطلاعات برای سییستم آنقدر مهم است که مانند خونی است که در شریان های سیستم در جریان است.2-7- انقلاب اطلاعات
انقلاب ارتباطات و اطلاعات به سرعت اقتصاد، فرهنگ و سياست جهان را دستخوش دگرگوني ميكند و جهان را عملا" به يك "دهكدة جهاني" تبديل ميكند. رخدادهايي كه در هر گوشة اين سياره رخ ميدهد، در كمترين زمان به سراسر جهان مخابره ميشود. تصميمات و كارهاي اقتصادي، بيش از پيش از پيامدهاي جهاني برخوردار شدهاند. اطلاعات و ارتباطات چنان به سرعت درون اقتصاد و جامعه انسجام مييابند كه جهاني شدن و ظهور جوامع اطلاعاتي، واقعيتي اجتنابناپذير جلوه ميكند. با اين حال، همة ملتها، گروهها و افراد بهطور هماهنگ و برابر در مزاياي جهاني شدن و فنآوريهاي اطلاعاتي سهيم نيستند. از اينرو، در سراسر جهان دربارة اميد به ايجاد طبيعتي آرماني و بيم از افزايش شكاف ديجيتالي بحثهاي داغي درگرفته است كه نويد دنيايي موفق و آرام را ميدهد و هراس از برخوردهاي مدني و فرهنگي را برميانگيزد. به نظر من، واقعيت در همين نهفته است. بيشك، فنآوري اطلاعاتي نيروي قدرتمندي بهشمار ميآيد، اما معتقدم كه قوة ابتكار انسان قويتر است و شيوة بهكارگيري فنآوري اطلاعاتي در حل مشكلات و مسائل از اهميت بسزايي برخوردار است. دانش، قدرت محسوب ميشود. هميشه همينطور بوده است، چه در دوران ما قبل تاريخ كه از آتش و سنگ به عنوان ابزار استفاده ميشد و چه در عصر مدرن علوم هستهاي و فضايي و فنآوريهاي مربوط. با وجود اين، ويژگي مثالهاي فوق در قدرت يا دانش نهفته نيست، بلكه ريشه در اين واقعيت دارد كه چون تعداد نسبتا" معدودي از مردم از دانش برخوردار بودند، پس به توانايي و اختيار دست مييافتند. انسان به تنهايي قادر به توليد دانش، تفكر مجرد و انتزاعي و ساخت ابزار و فنآوري هست. دانش از طريق ارتباطات و اطلاعات با ديگران تقسيم ميشود. بنابراين، توانايي نظارت بر اطلاعات و ارتباطات، رمز قدرت به شمار ميآيد. بشر در طول تاريخ، از اين ظرفيت براي توليد دانش و تقسيم مزاياي آن براي دفع دشمن، جستوجوي غذا، كسب ثروت، تنظيم روابط انساني و غيره بهره برده است. در ضمن، تاريخ بيانگر كوشش بشر براي كنترل دانش وحتي ارتباطات و فنآوري بهمنظور برتري جويي بر سايرين ـ به عبارتي ، "ما" در تقابل با "ديگران" ـ است. مردم در برابر محدوديت، واكنش نشان ميدهند. پيشرفتهاي اخير ارتباطات و فنآوري اطلاعاتي نيز نظارت را ـ اگرنه غيرممكن ـ بسيار دشوار كرده است. ظهور اينترنت، شاهراههاي اطلاعاتي و همگرايي فنآوريهاي اطلاعات و ارتباطات، پيشرفتي انقلابي بهشمار ميآيد. بدين ترتيب، كنترل دانش به سختي صورت ميپذيرد و مردم سراسر جهان به شرطي توانا خواهند شد كه فنآوري "نوين" را به شكلي مبتكرانه بهكار بندند.2-8- جریان اطلاعات
ابزارها و وسایلی که به هر طریق موجب تولید، انباشت، پردازش و اشاعه اطلاعات شوند، تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی نامیده میشوند. در واقع، تکنولوژی اطلاعاتی عبارت است از: «مجموعه ابزارها، ماشینها و دانش و روش و مهارت استفاده از آنها در تولید، انتقال و جابه جایی، پردازش، آماده سازی و مصرف اطلاعات». بنابراین تمام ابزارها و وسایلی را که در تولید، آماده سازی، و انتقال اطلاعات نقش دارند، اعم از وسایل دستی ساده یک کتابخانه تا وسایل پیچیده و پیشرفته یک مرکز اطلاع رسانی، تکنولوژی اطلاع رسانی می خوانند. بر این مبنا هر رسانه ای که قابلیت انتقال و جابه جایی اطلاعات از یک نقطه به نقطه دیگر را داشته باشد و هدف آن برقراری ارتباط باشد، در قلمرو تکنولوژی ارتباطات قرار میگیرد. بدین ترتیب تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی به گونه ای با هم در آمیخته اند که مجزا کردن آنها بسیار دشوار است. در حقیقت هر دو، هدف مشترکی را دنبال می کنند که همان اشاعه اطلاعات در میان مردم است. دستاوردهای انسانی در جریان اختراعات و نوآوری های جدید به طور پیوسته برگستره و دامنه تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات افزوده اند.2-9- آموزش
امروزه، تقریباً تمام کسانی که بهدنبال توسعه و اصلاحات هستند در همه جای دنیا از آموزش و پرورش شروع میکنند و رویکردهای برآمده از عصر جدید ارتباطات و فناوریها در تعلیم و تربیت از جمله دیدگاه حداکثری مبتنیبر خود یادگیری و چگونگی یادگیری (فراشناخت)، یادگیری فرایند مدار و مستقل موجب حرکت تدریجی در باز تعریف مفاهیم اساسی تعلیم و تربیت شده است. علم، تدریس، معلم، شاگرد، محتوای درسی و مدرسه در حال احراز تعاریف جدید هستند. جهانیشدن موجب شده تا در بسیاری از موارد مرزهای سنتی آموزش و فناوریها از بین رفته و نیازمند آن است که دوباره تعریف شود. برای مثال از بین رفتن مرز بین دولتهای ملی و جامعة جهانی، بین فرهنگ ملی و خرده فرهنگهای تشکیل دهندة آن، بین مدرسه و جامعة محلی، بین خانه و مدرسه، بین آموزش و کار، بین دنیای کار و مؤسسات یادگیری، بین آموزش رسمی و غیررسمی، بین برنامة درسی از قبل تنظیم شده و انتخابهای افراد، بین شاگرد و معلم، بین والدین و فرزندان آنها، بین انسان و ماشین و حتی بین رشتههای مختلف، موجب شده تا چالشهای عمدهای در آموزش ایجاد شود که بهمنظور برخورد با آنها و انطباق با تغییرات پیشآمده، برنامهریزان و مربیان آموزشی بایستی گامهایی فوری و متهورانه برای تجدیدسازمان آموزشی در تمامی جنبهها و ابعاد بردارند و بدیهی است که غفلت از این کار بهمعنی سلب مسؤولیت به نفع جهانیسازی و جریان متولی آن است. از مطالعه وضعیت موجود در آموزش و پرورش کشورمان میتوان دریافت که در طول سالیان گذشته، تلاش موفقیتآمیزی برای شناسایی این چالشها و مقابله با آنها به عمل نیامده و اگر هم کاری صورت گرفته جامع و کامل نبوده و نظام آموزشی کشور کماکان به روش سنتی خود اداره میگردد. چالشهای جهانی آموزش و پرورش در قرن بیستویکم را میتوان ناشی از دیدگاههای نو به کارکردهای آموزشی و پرورشی دانست. این دیدگاهها قطعاً رویکردهای متفاوتی را به مشکلات آموزش و پرورش ایران و توانمندیهای آن اضافه و موضوعات گوناگونی را مطرح میسازند. مباحثی که هم در میان پژوهشگران و اندیشمندان آموزش و پرورش در سطح دانشگاهها و مراکز پژوهشی مطرح میباشد و هم نظر کارشناسان آموزش و پرورش، معلمان، والدین و جامعه را به خود معطوف ساخته است. این گروه معتقدند که جهانیشدن باعث نزدیکی بیشتر کشورها از نظر مبادلات اقتصادی و فرهنگی میگردد و در نتیجه موجب همکاری و رقابت جهانی در زمینههای علمی، فرهنگی، ورزشی و هنری نیز خواهد شد. بر اساس نظر این گروه، در دیدگاه جهانی، آموزش و پرورش به عنوان وسیلهای برای شرکت در فعالیتهای جهانی است و افراد باید آموزش ببینند تا بتوانند در عرصههای بینالمللی موفق باشند و این اهداف، امری فراتر از موفقیت اقتصادی قلمداد میگردد. از نظر این گروه، جهانیشدن میتواند منجر به نوعی ترکیب فرهنگها گردد که در درون مرزهای ملی صورت میپذیرد. توانایی زندگی کردن، فهمیدن و ارزش گذاردن بر تفاوتهای فرهنگی یکی از ارزشمندترین درسهای آموزش و پرورش است که در دیدگاه جهانی میتوان آن را برآورده ساخت. یکی دیگر از اشکال جهانیشدن میتواند به صورت ملحق شدن به یک سیستم آموزشی بینالمللی باشد که در آن مدارس کشورهای مختلف دنیا میتوانند از یک برنامة آموزشی هماهنگ برخوردار باشند. بطوریکه در این سیستم مشترکاً معتقدند که این امر یعنی تبدیل برنامههای آموزشی ملی به برنامههای بینالمللی باعث غنیسازی برنامههای آموزشی کشور می شود. با این وجود بسیاری از کشورها چندان تمایلی به وارد ساختن آموزش و پرورش خود در حیطه جهانی ندارند؛ چرا که آن را ابزاری برای اعمال سیاستهای ملی و قومی خود نمیدانند.2-10- چالش های عصر ارتباطات
عمده ترین چالش های عصر ارتباطات در سال های گذشته و پیش رو عبارتاند از :- امنیت
- ثبات
- روابط انسانی
- سرعت تحولات
- تغییر اصول و تعارف پایه مدیریت
۱- امنیت (Security)
امنیت اطلاعات و حفاظت از اسرار سازمانی همواره ذهن مدیران را مشغول خود ساخته است. ساخت صندوقهای ایمنی و مکانیزمهای حفاظتی برای نگهداری از اسناد کاغذی ، خود صنعتی گسترده را پدید آورده است. مراقبت از اسناد کاغذی چندان مشکل نیست. اما هرچه این امنیت را بالاتر ببریم هزینه و زمان دسترسی[6] را افزایش داده ایم. اما با پیدایش رایانه ها و ظهور نوع تازه ای از سند بنام سند دیجیتال کار ویرایش و دسترسی ، صدور و انتقال اسناد ساده و مکانیزه گردید . همزمان با این دگرگونیها نوع تازه ای از تخلفات نیز مشاهده گردید و مساله امنیت اسناد دیجیتالی مطرح شد. همچنین مشکلات اعتبار سنجی[7] و امضای دیجیتال[8] خود مقوله ای شد که مدیران را بیش از پیش از الکترونیکی نمودن اسناد حساس و دارای اعتبار حقوقی منصرف ساخت. دلیل این بی میلی و انصراف سه چیز میتواند باشد : الف : عدم طراحی سیستم اطلاعاتی بصورت درست و منطبق با نیاز سازمان. ب : عدم آشنایی کارکنان با مفاهیم فن آوری اطلاعات و ناتوانی در کار با رایانه ج : رشد روزافزون تخلفات دیجیتال و نگرانی از امنیت داده ها. مورد الف بویژه در کشورهای در حال توسعه که نخستین برخوردها را با فن آوری اطلاعات تجربه می کنند فراوان دیده می شود. حتی گاه به سختی می توان یک سیستم یکپارچه و بی عیب و نقص را در این کشور ها پیدا کرد. ب: عدم آشنایی کارکنان و مدیران با مفاهیم بنیادین فن آوری اطلاعات. مدیران در عصر دیجیتال نیاز به دو نوع سواد تازه دارند. یعنی علاوه بر تخصص های اساسی به دو دانش زیر نیز نیاز مندند :1- سواد کار با اطلاعات و 2- سواد کار با رایانه. سواد کار با اطلاعات همانا دانش بهره گیری و تجزیه و تحلیل اطلاعات است. زندگی امروز بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات وابسته است. گاه با شنیدن یک عدد شاد و گاه غمگین میشویم. و یک عدد میتواند یک مدیر را موفق و یا از کار برکنار سازد. اما بدلیل هجوم انبوهی از اطلاعات ، نیاز به ابزار پردازش اطلاعات احساس می شود. این ابزار نیز رایانه ها هستند و منظور ما از رایانه تنها یک سخت افزار تزیینی نیست ، بلکه منظور یک سیستم اطلاعاتی دقیق و منسجم متشکل از سخت افزار و نرم افزار مناسب است. کار با رایانه و بهره گیری از سیستم های اطلاعاتی برای اهداف پردازشی و تجزیه و تحلیل نیز خود نیازمند کسب تجربه و دانش تخصصی مربوط به خود دارد و ضعف مدیران در این دو نوع سواد اطلاعاتی ( نوع اول و نوع دوم) یکی از چالشهای پیش روی مدیران و دلیل مقاومت آنها در برابر رایانه ای شدن امور است. حال هر نوع سازمانی که باشد خواه دولتی و خواه خصوصی ، خواه تجاری و خواه فرهنگی. ج: تخلفات دیجیتال: امروزه کودکان از والدین باهوش ترند. آنها بخوبی با تلفن همراه و رایانه کار می کنند و کارهایی انجام میدهند که والدین از انجام آن عاجزند. مدیران سازمانها نیز در وضع مشابهی قرار دارند. گاهی کارکنان به اطلاعات محرمانه دسترسی غیر مجاز پیدا می کنند و این مساله که متصدی بخش رایانه شرکت یا سرپرست شبکه بیشتر از مدیر کل سازمان به اطلاعات دسترسی دارد بسیاری از مدیران را کلافه و مضطرب می کند و آنها را از رایانه ای نمودن سیستم اداری منصرف و دلسرد می کند.۲- بی ثباتی (Instability)
مشکل دیگری که مدیریت دیجیتالی را محدود و مشکل می کند بی ثباتی حاصل از شکل گیری فضای دیجیتالی[9] است. بدین معنی که با دیجیتالی شدن و جهانی شدن رقبا ، شرایط به نحو محسوسی ناپایدار و غیر قابل پیش بینی می شود. مناقصه ها و مزایده ها ، آگهی های خرید و فروش و انجام معاملات با چنان سرعتی انجام می شوند که گاه سازمانهای کند و کم اطلاع از محیط ، بسیاری از رخداد های مهم و حیاتی محیط خود را هرگز متوجه نمی شوند. در چنین شرایطی مدیران گاه به جای آنکه تلاش خود را مضاعف کنند و سعی کنند تا خود و سازمان متبوعشان در فضای اطلاعاتی مناسب تنفس کنند ، کناره گیری را پیشه می کنند و با پشت کردن به واقعیات خود را در یک فضای ایزوله اطلاعاتی قرار می دهند. بویژه سازمانهای دولتی ، که در شرایط غیر رقابتی با فراغ بال به روند ناکارآمد خود ادامه می دهند و ترسی از مشکلات مالی ندارند. بهر حال آنچه که هست بی ثباتی و عدم اطمینان یکی از ویژگیهای فضای در حال گذار از سنتی به دیجیتال است و خواهیم دید که اغلب مدیرانی که پشت به این حقایق می کنند مدیرانی موسوم به « ملحد و منکر» یا دسته هفتم هستند.۳- روابط انسانی (Human Relation)
توسعه شبکه جهانی و فن آوری اطلاعات جهان را در یک تور نامریی فرو برده است. امروزه سازمانهای زیادی را میتوان یافت که از نظر جغرافیایی در سرتاسر گیتی پراکنده اند در حالی که تحت پوشش مدیریت واحدی قرار دارند. در این میان تهدید روابط انسانی موجود در سازمان ، بسیاری از مدیران را به بازنگری وا می دارد. کم نیستند سازمانهایی که روابط انسانی و کاری مناسب خود را یک سرمایه با ارزش تلقی می کنند و حاضر نیستند با هجوم رایانه ها آنرا به خطر افکنند. این نگرانی اگرچه بجا و منطقی است اما دلیل قانع کننده ای نیست. بازآفرینی روابط انسانی و کاری یکی از وظایف مهم یک مدیر خوب در عصر دیجیتال است. خواهیم دید که مدیران دسته دوم (متزلزل) و دسته پنجم (مذبذب) چنین رفتاری دارند .۴- سرعت تحولات Speed of Changes
مدیر امروز در هر سازمانی که باشد یک مشکل مشترک دارد و آنهم سرعت تحولات است. دهه جاری نسبت به دهه گذشته در زمینه سرعت وقوع تحولات ، سرعت انتقال اخبار و رویداد ها و زمان دگرگونی ها تفاوت فاحشی دارد. این دگرگونی های تند و سریع باعث می شوند تا زمان منسوخ شدن اطلاعات یا به عبارتی تاریخ مصرف آنها زود فرا رسد. همین مساله هزینه های اطلاعاتی و عملیاتی همه سازمان ها را افزایش داده است. برخورد مدیران با مقوله سرعت تحولات بستگی تام با نوع حرفه آنها دارد. ولی عموما سازمانهایی که نتوانند یک سیستم اطلاعاتی مناسب طراحی و پیاده سازی کنند ، دچار مشکلات عدیده عملیاتی خواهند شد.۵- تغییر تعاریف Definition in Change
همانطور که در خلاصه مقاله گفته شد تغییر و دگرگونی تعاریف یکی از خشن ترین چالشهای پیش روی مدیران در روزگار حاضر است. یکی از این دگرگونی ها تغییر مفاهیم ثروت ، سود و تولید می باشد. روزی روزگاری ثروت مجموعه گنجها و ذخیره های طلا و گوهر و در راس آن تاج و تخت بود. و تولید به کشاورزی و صنایع دستی مربوط به آن محدود بود. اما در پی انقلاب صنعتی و حذف محدودیتهای پیشین بر سر راه تولید ثروت مفهومی تازه یافت و در تولید و ارزش افزوده معنا شد. تا پیش از آن ثروت نیازمند نگاهبانانی چون شوالیه ها و جنگ سالاران بود و راه بدست آوردن آن نیز غارت دیگر ملتها و یا بهره کشی از انسانها بود و در بهترین حالت باج و خراج شاهانه راه گردآوری ثروت محسوب میشد. اما در تعریف جدید جنگ آوران و سلحشوران بایستی جای خود را به کارآفرینان و متخصصان میدادند. از همین زمان بود که تولید و مصرف در نهادهای جداگانه خانواده و کارخانه انجام پذیرفت. تا پیش از آن تولید و مصرف هر دو در واحد خانواده انجام میشد و خانوار ها با مبادله پایاپای نیازهای یکدیگر را برطرف میمکانیک محیطهای پیوسته
مکانیک محیطهای پیوسته
تئوریهای فیزیکی مدرن به ما میگویند که در مقیاس میکروسکوپی، ماده ناپیوسته است؛ و از مولکولها، اتمها و حتی ذرههای ریزتر تشکیل شده است. هر چند معمولا میبایست با قطعههایی از ماده سر و کار داریم که در مقایسه با چنین ذرههایی، خیلی بزرگ هستند. این مسئله در زندگی روزمره، تقریبا در همه کاربردهای مهندسی مکانیک و در بسیاری از کاربردهای فیزیک صدق میکند. در چنین شرایطی، حرکت هر کدام از اتمها و مولکولها اهمیتی ندارد؛ بلکه رفتار کلی آنها (همه آنها) اهمیت دارد. به عبارت دیگر، اگر درباره رفتار ماده در مقیاس میکروسکوپی دانش کافی میداشتیم، ممکن میشد تا رفتار ماده در مقیاس ماکروسکوپی را با استفاده از روشهای آماری مناسب محاسبه نمود. در عمل، چنین محاسبههایی بسیار پیچیده هستند. تنها سادهترین سیستمها را میتوان اینگونه مطالعه نمود و حتی در چنین سیستمهای سادهای، تخمینهای بسیاری باید در نظر گرفته شود تا به نتیجهها دست یافت. در نتیجه، دانش ما از رفتار مکانیکی مواد تقریبا بطور کلی بر پایه مشاهدهها و آزمایش رفتار آنها در مقیاس به نسبت بزرگ میباشد. مکانیک محیطهای پیوسته به مطالعه رفتار مکانیکی مواد جامد و سیال در مقیاس ماکروسکوپی میپردازد و طبیعت گسسته ماده را در نظر نمیگیرد و با ماده به صورت توزیع یکنواختی در سراسر بخشهای فضا برخورد میکند. در نتیجه میتوان کمیتهایی مانند چگالی، جابجایی، سرعت و ... را به صورت تابعهای پیوسته (یا دست کم به صورت بخش - بخش پیوسته) از مکان تعریف نمود. این روش در صورتی رضایتبخش است که با جسمهایی برخورد داشته باشیم که ابعادشان در مقایسه با طولهای مشخصه شان در مقیاس میکروسکوپی بزرگ باشد (بطور مثال فاصله میان اتمی در یک کریستال یا مسیرهای آزاد میانگین در یک گاز). نیازی نیست که مقیاس میکروسکوپی دارای ابعاد اتمی باشد؛ برای مثال میتوان مکانیک محیطهای پیوسته را به یک دانه شن اعمال نمود؛ در صورتی که ابعاد محیط مورد نظر در مقایسه با ابعاد خود دانه شن، بزرگ باشد. در مکانیک محیطهای پیوسته فرض میشود که میتوان یک ذره از ماده را با هر نقطه از فضا که توسط جسم اشغال شده، مرتبط نمود و کمیتهایی میدانی مانند چگالی، سرعت و ... را برای این ذرهها تعریف نمود. توجیه این روش تا حدی بر پایه تئوریهای آماری مکانیک گازها، مایعات و جسمهای جامد میباشد؛ ولی بیشتر بر پایه موفقیت آنها در توضیح و پیشبینی رفتار مکانیکی مواد در اندازه بزرگ میباشد. مکانیک دانشی است که به بررسی برهمکنش نیرو و حرکت میپردازد. در نتیجه، متغیرهایی که در مکانیک محیطهای پیوسته وجود دارند، از طرفی، متغیرهایی مربوط به نیروها هستند (معمولا نیرو بر واحد مساحت یا بر واحد حجم و نه خود نیرو) و از طرف دیگر، متغیرهای سینماتیکی مانند جابجایی، سرعت و شتاب میباشند. در مکانیک جسمهای صلب، شکل جسم تغییر نمیکند و بنابراین ذرههای تشکیلدهنده جسم صلب میتوانند تنها به صورت خیلی محدود نسبت به یکدیگر حرکت کنند. یک جسم صلب، جسمی پیوسته و همینطور بسیار ویژه و ایدهآل میباشد. در مکانیک محیطهای پیوسته، جسمهایی بررسی میشوند که توانایی تغییر شکل را دارند. در بررسی چنین جسمهایی، حرکت نسبی ذرهها مهم است و به معرفی متغیرهای سینماتیکی مانند مشتقهای فضایی جابجایی، سرعت و ... منتهی میشود. رابطههای مکانیک محیطهای پیوسته از دو دسته میباشند. دسته یکم، رابطههایی هستند که بطور برابر بر همه مادهها اعمال میشوند. این رابطهها قوانین جهانی فیزیک، مانند پایستگی جرم و انرژی، را بیان میکنند. دسته دوم، رابطههایی هستند که رفتار مکانیکی برخی مادههای بخصوص را توضیح میدهند و به رابطههای ساختاری معروف هستند. چالشهای مکانیک محیطهای پیوسته نیز از دو نوع اصلی تشکیل شدهاند. چالش نخست، فرموله کردن رابطههای ساختاری است که برای بیان رفتار مکانیکی برخی مادههای بخصوص یا برخی از گروههای مواد کافی هستند. این فرمولبندی، یک نکته مهم در تشخیص آزمایشگاهی میباشد. اما یک چهارچوب نظری برای طراحی آزمایشهای مناسب و تفسیر نتیجههای آنها لازم است. چالش دوم، حل رابطههای ساختاری به همراه رابطههای عمومی مکانیک محیطهای پیوسته با در نظر گرفتن شرایط مرزی میباشد تا به این ترتیب بتوان اعتبار رابطههای ساختاری را تایید نمود و رفتار مادهها در محیطهای مهندسی، فیزیکی یا ریاضی را پیشبینی نمود و توضیح داد. در مرحله حل مسئله، شاخههای گوناگونی از مکانیک محیطهای پیوسته ایجاد میشوند و این جنبه از موضوع به متنهای جامعتر و تخصصیتر واگذار میشود.
زیست نظریه شناسی یک نظریه ذهن
پیشگفتار
طرح مسئله: زمانی کارل ریموند پاپر، چنین پرسشی را مطرح نمود که: «تفاوت بین یک آمیب و اینشتین چیست؟»، دیگرانی هم بودند که به پرسشهای مشابه و نزدیکی، پرداختهاند. میتوان به مارکس اشاره کرد؛ زمانی او به این مسئله توجه نشان داد که: تفاوت بین یک زنبور و یک معمار در چیست؟ - آنجا که به دنبال طرح مسئلهی پرکسیسِ خود بود. اما، آنچه پاپر کرد، کار دیگری بود؛ او نظریه را به مسئله تبدیل نمود: مسئلهی نظریه؛ نشاندادن جایگاه نظریه و اهمیت آن، در مسئلهی شناخت:
نظریه، یعنی کوششی برای حل یک مسئله. یک آمیب - و یا یک باکتری، کوششی طبیعی برای حل مسئلههای خود بهکار میگیرند، چیزی که در سطح بالاتر یعنی انسان بهصورت کوششی نظری درمیآید و به شکلگیری نظریه میانجامد (پاپر 1981).
نیز در این میان، نقش زبان کلیدی است.[1] انسان به واسطهی زبان به سطحی از پیچیدگیِ نظری دگردیسی یافته است که وی را از سایر موجودات متمایز میکند. باید تاکید داشت که تفاوت یک انسان و یک آمیب تنها در سطح پیچیدگی حس/نظری است؛ همین! البته چنین دیدگاهی مستلزم درک دگرگونی از مسئلهی نظریه میباشد، نظریهای که از عمل - و نیز تجربه، جداییناپذیر است: آن، کلیتی گشتالتی از همبافته عمل/نظریه است. بهنظر میرسد که دشواری مسئله، ریشه در پیچیدگی همین نکته دارد؛ اینکه چگونه عمل و نظریه بهیکدیگر تبدیل میشوند، چیزی که خود مستلزم درک درست پیچیدگی است. اگر درک زمان و فضا در یک بافتار، در قرن گذشته، برای انسان هموار گردید، بیشک درک بافتار عمل و نظریه تلاش قرن حاضر، خواهد بود. خلاصهی کلام، نظریه، مسئلهی عصر ماست. خوشبختانه علوم اخیر - از جمله علومشناختی و زیستشناسی، و نیز علوم میان رشتهای در در پیوند با این زمینه، روزنهای به شناختِ مسئلهی اخیر گشوده است. تعامل انسان و محیط وارد مرحلهی تازهای گردیده و وقت آن رسیده است که از چیزهای دیگری سخن به میان آید! نظریهای که در اینجا از آن سخن خواهیم گفت یکی از این چیزها است: مسئلهی حیاتمندی یک نظریه، اینکه یک نظریه، یک سلولِ نظری حیاتمند است. در این نظریه، ذهن بهعنوان یک موجود نظری، از سلولهای نظری شکل میگیرد: ذهن یک پوستهی نظری است که از سطحی از حیاتمندی نظری برخوردار است. سیستمی درهمتنیده از سلولهای نظری که در فرایند تکاملی حیات، در حال تکامل و رقابت با یکدیگر شکل یافته است. شاید این یکی از عجیبترین چیزهایی باشد که تاکنون با آن روبرو شده باشید: یک نظریهی عجیب! اما کافی است در نظر بگیرید که همین نظریهی عجیب، همین حالا در تلاش است تا جایی در ذهن شما پیدا کند و به معنایی خودش را ماندگار نماید و نیز مورد تکثیر قرار گیرد. این واقعیت نظریه است؛ نظریه: یک سلول نظری حیاتمند. آن، چیزی است که از ما یک موجود نظری میسازد. در حقیقت، سطحی پیچیده از حیاتمندی که ما را از یک آمیب جدا میسازد. سرانجام آنچه باقی میماند خودِ مسئلهی حیات است؛ یک داستان دنبالهدار؛ یک نظریه! با وجود این و در گام نخست - و البته قبل از هر چیزی، باید روشن کرد که نظریه چیست؟ جهتی که نظریهشناسی نامیده شده است. بهطور کوتاه، نظریهشناسیِ فیزیکِ ذهن است. آن، دیسپلینی است که به تودهی عظیمی از فرآوردههای نظری انسان - یعنی متن/نظریه، که طی هزاران سال پراکنده شده است، جهت میدهد. این تنها با شناخت درستی از نظریه و نیز، عملِ نظریهورزی امکانپذیر خواهد بود؛ چیزی که ما را به درک دیگرگونی از انسان با بافتاری از حس/نظر نزدیک خواهد نمود. بنابراین در یک چنین میدانی، «نظریه» کلیدی است:
یک نظریه، واحدِ اندیشه است؛ آن چیزی که از انسان، یک موجودِ نظری میسازد.[2]
این همهی آن چیزی است که در یک کتاب پایه روی نظریه - یعنی نظریهشناسی، مورد تحلیل قرار گرفته است. نیز، برای چنین جهت و دیسپلینی، اصطلاح xeology منظور گردیده است. بنابراین، هستهی چنین بحثی نظریه میباشد؛ اما از طرف دیگر، بحث رویهی دیگری هم دارد که موضوع اصلی کتاب حاضر را شکل میدهد: نظریه یک سلول نظری حیاتمند است؛ به عبارت دیگر، آن، واجد گونهای از حیاتمندی است؛ این یک جهت دیگرگون و تازه از مسئلهی نظریه را برجسته خواهد نمود، یک میدان نظری دیگرگون: زیستنظریهشناسی. این بحثی متفاوت است که میتواند در پرانتزی از یک جهت حداقلی - و چیزی در حد یک نظریه (و یا فرضیه!)، مورد توجه قرار گیرد. به همین سبب و نیز به سبب استقلال بحث از آنچه xeology در پی آن میباشد، پیشوند xi (نزدیک به زی) برگزیده شده است که البته تداعی کنندهی واژهای فارسی زی و زیست - و به معنای زندگی و حیات نیز هست، همچنین پیشوندِ - در واقع عربیِ، ذی بهمعنای دارنده و «وجود» (مانند ذیشعور)، را برگزیدهایم؛ بنابراین برای برآوردهشدن مسئلهی زیست-نظریه (بودگی)، xi-theory میتوانست یک اصطلاح دَمدستی باشد، ولی برای اجتناب از نارسایی نامناسب چنین اصطلاحی، و با توجه به اینکه اصطلاحی بهشکل xiology که از نظر لفظی و نیز محتوایی مکملی برای xeology است، برگزیده شده است که همچنین گزینشی مناسب در اشاره به حیاتمندی - متمایز از آنچه مورد بحث علم Biology است، میباشد. بنابراین، xio بهعنوان یک پیشوند - نزدیک به xeo، در اصطلاح xiology را باید اصطلاحی با معنایی چند پهلو و البته چند منظوره در نظر گرفت که آن - به اندازه کافی، «کوتاه و گویا» است.
برای تهیه این اثر با مولف تماس بگیرید:
09129658403
09129658403
برای تهیه این اثر با مولف تماس بگیرید:
09129658403
09129658403
سوء استفاده عاطفی
با کتاب صوتی سوء استفاده عاطفی نوشته بورلی انگل، میآموزید که چگونه سوء استفاده شدن و سوء استفاده کردن را در زندگی متوقف کنید.
این کتاب صوتی خلاصهای از کتاب سوء استفاده عاطفی (The emotionally abusive relationship) است. این اثر راهکارهایی را به شما میآموزد که از طریق آن میتوانید بر ترس، خشم، اضطراب، حس ناامنی و ناامیدی چیره شوید و چنانچه زوجی هستید که هر دو درگیر این موضوع شدهاید، میتوانید در رفع آن تلاش کنید.
سوء استفاده عاطفی شامل هر نوع رفتار غیر فیزیکی است که هدف آن کنترل کردن، ترساندن، تحقیر و تنبیه کردن، و به انزوا کشاندن شخص دیگری است. در واقع سوء استفاده عاطفی نوعی شست و شوی ذهنی است زیرا اعتماد به نفس فرد را نشانه رفته و به هسته درونی او آسیب وارد میکند. در بسیاری موارد زوجینی که درگیر رابطهی آلوده به سوء استفاده عاطفی هستند، حتی از وجود آن آگاه نیستند و دلیل مشکلات خود را «عدم تفاهم» میدانند. چنانچه شما مشکوک به درگیری در چنین روابطی هستید، به نحوی که مورد سوء استفاده عاطفی قرار گرفتهاید و یا از همسر خود سوء استفاده عاطفی میکنید، این کتاب صوتی به شما در حل مشکلتان کمک خواهد کرد.
کتاب حاضر به این افراد کمک میکند تا بتوانند به عقب برگشته و منشأ سوء استفاده را در کودکی خود پیدا کنند و از طریق برنامههای گام به گام به یافتن دلایل آن و بررسی عوامل آن پرداخته و آنها را حل و فصل نمایند و همچنین به آنها کمک میکند که با استفاده از راهکارهای پیشنهاد شده بتوانند خشم، شرم و ترس و حس ناامنی خود را، که در بچگی به وفور داشتهاند، کنترل کرده و تمرکز خود را به زمان حال معطوف دارند و سپس به تغییر رفتار سوء استفادهگری و یا جلوگیری از بروز این رفتار در طرف مقابل خود بپردازد.
این اثر در سه بخش تنظیم شده است. بورلی انگل (Beverly Engel) در بخش اول به شناسایی سوء استفاده عاطفی میپردازد. در این بخش تعریف کاملی از سوء استفاده عاطفی داده شده و انواع آن به تفصیل توضیح داده شده است. در بخش دوم که متوقف ساختن سوء استفاده نام دارد. نویسنده راهکارهایی را ارائه داده تا با کمک آنها فرد سوء استفادهگر و فرد قربانی، هر دو، و همچنین زوجهایی که درگیر چنین رابطهای هستند بتوانند از ادامه چنین روندی جلوگیری کنند. در بخش سوم هم به این افراد کمک میشود تا بتوانند خود را بازیابی کرده و دوباره احیا کنند و به دنبال آن به ایجاد رابطهای سالم روی آورند.
راهنمای مهارتآموزی والد-کودک راه حل محور (ویژه مربیان، روانشناسان، مشاوران و والدین) (کتاب الکترونیک)
برای من خیلی جالب بود که مردم ایران به این ایدهها علاقه داشتند. من بهترین تلاشم را میکنم تا به شما کمک کنم و بتوانیم این ایدهها را در عمل با همدیگر به اقدام برسانیم.
شما میدانید که معنی کارگاه آموزشی چیست؟
یعنی اینکه ایدههایی را یاد میگیرید؛ اما باید بعداً آن را در عمل هم برای کودکان، نوجوانان و افراد دیگر به کار ببندید. فقط زمانی میتوانید آن را بفهمید و درک کنید که بتوانید در عمل از آن استفاده کنید. ما قرار است بسیاری از ایدههای عملی را یاد بگیریم. ایدههایی که خیلی فوری یاد میگیرید؛ بنابراین زمانی که افرادی به اینگونه کارگاههای آموزشی میآیند، در همان اولین روز میروند خانه و تلاش میکنند تا روی شخص دیگری انجام دهند و روز بعد قیافههای اونها این شکلی میشود::) که خنده بر لب دارند. چیزی که قرار است ما یاد بگیریم، این است که چطور با کودکان در زمانی که مشکل دارند، صحبت کنیم. یادمان باشد که بچهها در همهجای دنیا مشکل دارند! والدین نگران بچههایشان هستند و یک سری ترسهایی ممکن است داشته باشند. شاید اضطرابهایی داشته باشند. گاهی اوقات مشکلات رفتاری دارند و کارهایی که ازشان میخواهیم، انجام نمیدهند. در مقابل، کارهایی را که میگوییم انجام ندین، انجام میدن! البته نه در ایران! فقط در کشور ما -فنلاند- بچهها این شکلی هستند!
ژئوپلیتیک ناتو (تعامل سیاست، جغرافیا و قدرت در راهبردهای نوین سازمان پیمان آتلانتیک شمالی)
[real3dflipbook id='6']
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی که با هدف اولیه حفظ و تقویت امنیت منطقه ژئوپلیتیکی یوروآتلانتیک در مقابل اتحاد جماهیر شوروی در سال 1949 شکل گرفت، با سقوط پیمان ورشو بهعنوان فلسفهوجودیاش، نهتنها از بین نرفت بلکه با بهروز کردن راهبردها، با اخذ بهموقع تصمیمات سیاسی، سطح جغرافیایی و مقیاس ژئوپلیتکی فعالیتهایش در راستای بازآرایی قدرت خود در قرن بیستم را افزایش داد. بررسی تاریخ روابط بینالملل نشان میدهد خطر کمونیسم در قالب اتحاد جماهیر شوروی و پیمان ورشو اولین نقطه عطف تاریخ ناتو بود که منجر بهظهور پیمان واشنگتن بهعنوان سنگبنای ناتو و پیدایش نسل اول ناتو شد. دومین نقطه عطف، مربوطبه پایان جنگ سرد و تصمیم سران ناتو برای اصلاح مفهومی و ساختاری پیمان برای بقا در نبود فلسفهوجودیاش بود که منجر به تدوین مفهوم نوین راهبردی در پنجاهمین سالگرد تشکیل پیمان در سال 1999 و رونمایی از نسل دوم ناتو شد. اما حادثه تروریستی یازده سپتامبر در سال 2001 مفهوم نوین راهبردی مذکور را بهسرعت ناکارآمد کرد و زمینههای لازم برای ظهور نسل سوم ناتو پدیدار شد و درنهایت این سازمان در سال 2010 سومین مفهوم نوین راهبردی خود پس از جنگ سرد را معرفی و از نسل سوم ناتو رونمایی نمود. نسل سوم ناتو، موسعترین راهبردهای فعالیت را برای اتحادیه یوروآتلانتیک فراهم کرده که سبب تاریخیترین حضورهای فراجغرافیایی ناتو در اقصی نقاط جهان شدهاست.
اینکه روند تحول در تاریخ ناتو از زمان تاسیس تا امروز چگونه رقم خورده و چگونه ناتو مفهوم جغرافیا را در راستای کسب قدرت و در تعامل با سیاست بازتعریف کردهاست موضوع کتاب حاضر است. در این کتاب تلاش شده با استفاده از معتبرترین تالیفات روز جهان با موضوع ناتو، با نگاهی انتقادی به روند پیشرفت و توسعه همهجانبه فعالیتها و اقدامات ناتو پرداخته شود. در این زمینه، مهمترین دغدغه نگارنده پر کردن خلا تالیفات در ارتباط با سازمان ناتو است چراکه علیرغم حضور این سازمان در تمامی مرزهای آبی و خاکی کشورمان و همکاری گسترده با تمامی همسایگان کشور که امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را متاثر مینماید اما آنچنان که شایستهاست در داخل کشور سازمان ناتو مورد شناسایی و توجه قرار نگرفته است. فقر ادبیات مرتبط با شناسایی ناتویِ امروزی و بررسی تغییر و تحولات آن و همچنین، فقدان بررسی این سازمان از منظر ژئوپلیتیک و تبیین ژئوپلیتیکیِ یکی از مهمترین سازمانهای فرامنطقهای، مهمترین ضروریات تالیف این کتاب بهشمار میآیند که نگارنده درصدد رفع آنهاست. بیشک ضرورت دارد بهطور عام مراکز علمی و دانشگاهی و بهطور خاص مراکز امنیتی و نظامی کشور توجه به این سازمان، رویکردهای نوین آن و همچنین تحولات ساختاری و مفهومی آن را بیشازپیش مورد توجه قرار دهند.
کتاب حاضر در راستای اهداف فوق در سه فصل تدوین شدهاست. در فصل اول نویسنده به بررسی تاریخ تحولات ناتو، معرفی نسلهای اول و دوم و همچنین تشریح مبسوط نشستهای سران ناتو از سال 2001 میلادی تاکنون و معرفی مشروح نسل سوم ناتو پرداختهاست. در فصل دوم، نسل سوم سازمان پیمان آتلانتیک شمالی با نگاهی ژئوپلیتیکی تبیین و فرآیندها، کارکردها و اهداف ژئوپلیتیکی آن استخراج و معرفی شدهاست. در فصل سوم نیز به تفصیل به معرفی ساختار مدنی بهعنوان مهمترین تحول نسل سوم ناتو و همچنین شناسایی ساختار نظامی این سازمان پرداخته شدهاست.
اهمیت این کتاب علاوه بر تلاش برای جبران کمبود منابع فارسی درباره معرفی رویکردهای نوین ناتو، نیاز محیطهای دانشگاهی و آموزشی کشور است تا شناسایی یکیاز مهمترین کنشگران بینالمللی با رویکرد ژئوپلیتیکی، برای اساتید، دانشجویان و پژوهشگران، عملیاتی، محسوس و عینی شود. این کتاب میتواند بهعنوان یک منبع آموزشی برای رشتههای جغرافیای سیاسی، علوم سیاسی، روابط بینالملل، علوم نظامی و امنیت بینالملل، مورد توجه دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری قرار بگیرد.
ساکت شُو و خوب گوش کن…
[real3dflipbook id="5"]
اگر در بازار کسبوکار هستی و میخواهی تجارتی را شروع کنی یا شاید هم از سلسلهمراتب شرکتی بالا بروی، به جای درستی آمدی. حالا ساکت باش و خوب گوش کن تا در مسیر موفقیت کسبوکارت، به بالاترین حد ممکن برسی.
اسم من تیلمن فرتیتا[1] است. طبق فهرست 400 نفره فوربس، من صد و پنجاه و سومین فرد ثروتمند در آمریکا هستم. بهعنوان تنها بنیانگذار فرتیتا اینترتینمنت، تشکیلات من رستورانها، هتلها، شهربازیها و آکواریومهای متعددی دارد و اداره میکند. شاید با بعضی از نشانهای تجاری رستورانهای من آشنا باشی؛ نشانهایی از جمله ماسترو[2]، رستورانهای استیک مورتون[3]، کافه رینفورست[4]، چارت هاوس[5]، شرکت میگو بوبا گامپ[6]، غذاهای دریایی لندری[7]، رستوران استیک سالتگرس[8] و 35 نشان تجاری دیگر. درمجموع من مالک بیش از 600 رستوران هستم. من همچنین صاحب 5 هتل کازینوی گلدن ناگت[9] هستم. اگر اینها برایت کافی نبود، من در برنامهی تلویزیونی خودم نیز در شبکهی CNBC به اسم خریدار میلیارد دلاری[10] هنرنمایی کردم.
آهان راستی، اگر نمیدانستی، تیم هوستون راکتس در NBA نیز متعلق به من است.
موقعیت کنونی من با شروع کارم با یک رستوران در شهر کیتی تگزاس فاصلهی زیادی دارد. در این کتاب، میخواهم برخی از ایدهها و راهبردهای کلیدی را به اشتراک بگذارم که از آنها در ساخت امپراتوری سرگرمیای که سراسر جهان را پوشش داده، استفاده کردم.
برای این کار، دوست دارم با یک هشدار شروع کنم:
دقیقاً شبیه من باش؛ هرگز دست از نگرانی برای کسبوکارت برندار.
میگویی: چرا؟
چون وقتی دربارهی کسبوکار و بیشتر چیزها در زندگی حرف میزنیم، چوب روزگار در کمین همه است و هیچوقت نمیدانی کِی و از کجا ضربه میخوری.
من واقعاً به این موضوع اعتقاد دارم. اصلاً مهم نیست که اوضاع الآن روبهراه است و فکر میکنی همهچیز را میدانی. این نکته را در مغزت خوب فروکن: «چوب روزگار همین الآن در انتظار توست.»
منظورم از چوب روزگار این است که همیشه نیرویی آن بیرون وجود دارد، چیزی که موفقیت و رشد کسبوکارت را هدف قرار داده است. این نیرو ممکن است وجود رقیب یا محصول بهتر، مرافعه و دادخواهی، زیرورو شدن نظام اقتصاد، قوانین جدید حکومتی یا بانکی که روی آن حساب کردهای؛ ولی به تو پول قرض نمیدهد یا حتی این روزها نگرانی دربارهی یک حملهی تروریستی، چه داخلی و چه بینالمللی، دیگر موضوع مسخرهای نیست.
وقتی حادثهای خسارتبار و زیانآور اتفاق میافتد، بهترین امید تو این است که با عکسالعمل سریع، زیان را به حداقل برسانی؛ اما باید چشمهایت را باز کنی. باید شروع کنی به نگران شدن، پیشبینی کردن، برنامهریزی و اقدامات پیشگیرانه انجام دادن. چرا؟ چون چوب روزگار به نقطهضعفی اصابت میکند که هنگام انجام همزمان همهی نقشها و مهارتهای موردنیاز برای داشتن یک کسبوکار موفق، برای خودمان درست میکنیم.
دچار خودخشنودی و اعتمادبهنفس بیشازحد شدن خیلی راحت است؛ ولی منجر به نادیده گرفتن جزئیات بسیار مهمی میشود.
«ممکن است فکر کنی که میدانی چهکار میکنی؛ اما من میخواهم به تو آن چیزی را که نمیدانی، نشان بدهم.»
مردم همیشه از من میپرسند: «از چهچیزی میترسی؟» میگویم: «من از چیزی نمیترسم؛ اما نگران هستم.» این یکی از مهمترین اجزای پیامی است که سعی میکنم در برنامهی تلویزیونی خودم، خریدار میلیارد دلاری، هنگام صحبت با رهبران تجاری، دانشآموزان، کارآفرینان و کارمندانم به مخاطبان منتقل کنم. من باید به کارآفرینان بگویم که حتی وقتی دارند محصول جذابی را به من میفروشند، در یک جایی کوتاهی میکنند که دارد به کسبوکارشان آسیب میزند.
بنابراین، همین طور که عنوان این کتاب میگوید، قدم بعدی خیلی ساده است: ساکت باش و گوش کن.
چیزهای زیادی وجود دارد که دوست دارم با شما به اشتراک بگذارم و بعداً خوشحال خواهی شد که به آنها توجه کردی.
این کتاب پنج بخش دارد و هر بخش دربارهی یک موضوع هستهای و مهم صحبت میکند که اگر درباره آنها اطلاع نداشته باشی، میتوانند هر کسبوکاری را نابود کنند. این بخشها به ترتیب عبارتاند از:
- مهماننوازی (اگر نیمرو میخواهند...)؛
- بهتر است اعداد و ارقام کسب و کار خود را به خوبی را بشناسی؛
- قانون 95:5: «پنج» درصد تو چیست؛
- فرصت را دیدی، آن را غنیمت بشمار؛
- با رهبری خودت زندگی کن.
تحلیل سیاست خارجی (رئالیسم و چالشهای آن)
گرچه تلقی تحول رویکرد تطبیقیِ موسوم به تحلیل سیاست خارجی1 به عنوان واضحترین منبع نظریههای رفتار سیاست خارجی طبیعی است، یادآوری این نکته مهم است که همهی دیدگاهها در باب موضوع روابط بینالملل شامل گزارههایی در مورد سیاست خارجی هستند. از لحاظ تاریخی، این نکته بدین خاطر درست است که تقریباً همهی رویکردها به مطالعهی روابط بینالملل، دولت را کنشگر محوری در نظر گرفتهاند. بر این اساس، رویکردهای گوناگون (از آنهایی که بر اقتصاد سیاسی متمرکزند تا جامعهی بینالمللی و مارکسیسم) همگی شامل برداشتی از چیستی دولت و چگونگی حصول سیاست خارجی آن، صرفنظر از شیوهی تعیین سیاستها، بودهاند. بنابراین، نظریههای سیاست خارجی در ذات نظریههای روابط بینالملل هستند، حتی آن نظریههایی که محوریت دولت به عنوان کنشگر جامعهی بینالمللی را انکار میکنند.
آنچه در حدود دههی گذشته رخ داده، این است که برداشت سنتی از دولت به عنوان واحد بنیادین جامعهی بینالمللی مورد هجمه قرار گرفته است. استدلال میشود که دیدگاه دولتمحور از مُد افتاده است چرا که کنشگران جدید وارد صحنه شدهاند و نیروهای جدید (عمدتاً اقتصادی)، ماهیت روابط بینالملل را از طریق درگیر کردن دولتها در شبکهای از وابستگیهای متقابل تغییر دادهاند. این موضع در تقابل با موضع کسانی است که در دههی 1960 در حوزهی تحلیل سیاست خارجی (FPA) (مسلماً آنگونه که در ایالات متحده متداول بود) کار میکردند. افراد اخیر معتقد بودند که نوعی ویژگی مترقی در آثارشان وجود دارد که در نهایت به یک نظریهی عام رفتار سیاست خارجی منتهی میشود. اما، به نظر بسیاری، تحلیل سیاست خارجی (FPA) به عنوان یک حوزهی موضوعی2 همواره دردسرآفرین بود - زیرا نه آنگونه که در مورد تحلیلهای سیستمیک روابط بینالملل ادعا میشود، علمیِ اجتماعی بود و نه به تعبیر کاربرد شواهد و وقوفِ بعد از وقوع1 برای فهم، و انسجامبخشی به، ادراکات2 تصمیمگیران سیاست خارجی، تاریخی. تا اواخر دههی 1970، به نظر میرسید که این دغدغهها از دو جهت به خوبی مورد حمایت قرار میگیرند: تحقیقات تجربی که بسیاری را در روابط بینالملل به اعلام کهنگی نظریهی دولتمحور سوق دادند و بنبست نظری که تحلیل سیاست خارجی آشکارا دچارش شده بود. بنابراین، در این مقطع، مرور مسیر طی شده در مطالعهی سیاست خارجی بسیار مطلوب است: ببینیم آیا تحلیل سیاست خارجی همواره یک کوچهی بنبست بوده است؛ آیا نظام بینالمللی معاصر سد راه تمرکز بر سیاستهای خارجی است؛ و تا چه حد تحلیل سیاست خارجی، به عنوان رویکردی متمایز (هرچند التقاطی) به مطالعهی سیاست خارجی، غیر از حاشیه نویسی بر نظریههای کلان روابط بینالملل یا مطالعات موردی تاریخی، حرف برای گفتن دارد.
بطور خلاصه، آیا تحلیل سیاست خارجی، یک شبهعلم بیاعتبار شده است؟
امنیت شهری و توسعة پایدار با نگاهی به جایگاه مدیریت شهری در چشم انداز شهرهای آینده
[real3dflipbook id='4']
در گفتارها و نظریه های اندیشمندان نیز، امنیت جایگاه رفیعی در زندگی بشر دارد و اگر همة کششها و کوششها را در حیات نوع بشر برای رسیدن و تأمین امنیت و آرامش بدانیم سخنی به گزاف نگفتهایم. امنیت بهعنوان یکی از نیازهای مهم و به عبارت دقیقتر اصلیترین نیاز بشر است و از اینرو، انسانها در طی تاریخ برای رهایی از تهدیدات مختلف طبیعی و انسانمحور و رسیدن به احساس امنیت و آرامش تلاشها و اقدامات زیادی انجام دادهاند. اما در قرن حاضر با بروز مسائل زیست محیطی، دغدغة عمده و اصلی همة کشورهای دنیا یافتن راهکارها و تدوین سیاستهایی برای حل این مسائل و رسیدن به توسعة پایدار است. از آنجا که، شهرها بیشترین مصرف کنندة انرژی و تولیدکنندة آلودگی در بین سکونتگاههای انسانی هستند، بیشتر مورد توجه هستند. لذا، تدوین سیاستگذاریها باید بهگونهای باشد که سازوکارهای هماهنگی میان دولتهای ملی و محلی ایجاد کند. از اینرو، برنامة جدید شهری خواستار همکاری جدید و تقویت شده بین «دولتهای مرکزی، محلی وشهروندان» است تا بتوان بحرانهای شهری را سامان داد. امروزه شهرها بهعنوان مکانهای زیست بشر آنچنان جایگاهی یافتهاند که توسط مدیریتی مستقل اداره میشوند. در این راستا، شهرها نیازمند مدیریتی هستند که بتواند زمینة ارتقاء کیفیت زندگی ساکنین شهری را در راستای توسعة پایدار شهری فراهم آورد. بدین ترتیب، شوراهای محلی بهعنوان تنها نهادهای محلی موجود در شهر که ارتباط نزدیکی با زندگی شهروندان شهری دارند، میتوانند نقش بسیار زیادی در توسعة پایدار شهری داشته باشند. از اینرو، شهرداری و شوراهای شهر بهعنوان بارزترین نهادهای محلی و مهمترین جلوههای تمرکززدایی، نماد متبلور حضور جدی مردم برای تعیین سرنوشت خویش هستند که در صورت نهادینه شدن جایگاه آنها در ساختار حاکمیت بهعنوان هماهنگ کنندة دستگاههای اجرایی در این شهرها میتوانند نقش ارزندهای در امنیت اجتماعی شهرها داشته باشند. بر این بنیاد، درک پایداری شهرها به یک فرآیند گفتگو، از طریق ساختن اجماع و تصمیمات آگاهانه، بین مسئولان و بازیگران اجتماعی محلی، منطقهای، ملی و حتی فرامنطقهای، در انتخاب یا تصمیمات مربوط به شهر، نیاز دارد. از اینرو، سهم اصلی این کار در این است که پایداری را بهعنوان یک اصل راهنما در تصمیمگیری در تمام ابعاد مختلف آن با توجه به نیازهای جامعة شهری درک کنیم. در همین راستا، بسیاری از شهرهای جهان برای دستیابی به توسعة پایدار، راهکارها و سیاستهای تحقق شهر پایدار را در دستور کار دارند. با این حال، شهرها اگر به سمت پایداری طراحی شوند، از پتانسیل بالایی برای جلوگیری و برطرف کردن مشکلات آب و هوایی، آلودگی و کمک به رونق زندگی انسانها برخوردار هستند. زیرا، شهرهای پایدار میتوانند به سرعت در اجرای راهحلهای مناسب، مؤفق عمل کنند. بنابراین، شکلگیری شهرهای پایدار در چشمانداز شهرهای آینده «نیازمند دانش جامع، مدیریت یکپارچه شهری و مشارکت شهروندان» است. در این کتاب هدف درک ارتباط بین امنیت شهری با روند توسعة پایدار و لزوم امنیت پایدار شهری، شناخت شاخصهای مناسب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، زیستمحیطی، امنیتی، و ارائه کلیات برنامهریزی برای توسعة امنیت پایدار شهری است. شایان ذکر است، این کتاب یک رویکرد تازه برای اندیشیدن در مورد شهرهای آینده ارائه میدهد و از این نظر که به بیان چالشهای پیش روی شهرهای آینده میپردازد، حائز اهمیت است. بهطوریکه اثر حاضر در پی ارائه برنامههای بهتری برای مدیریت شایسته و مؤثر در شهرها است. بهگونهای که بهترین برنامة نویسندگان برای پایداری شهرها، ترویج توسعة عادلانهتر فضای شهرها است. این نوع توسعه، فرصتی یکسان برای همة شهروندان فراهم میکند. همچنین کتاب حاضر در پی بررسی چالشهای پیچیدة شهری بوده که شهرها را ناپایدار کردهاند و با ارائه سناریوهایی به دنبال ترسیم آیندة پایدار در شهرها است. این کتاب برای دانشجویان مطالعات شهری، برنامهریزی شهری، جغرافیا و همچنین متخصصان برنامهریزی، سیاستگذاران، وزارت کشور، فرمانداری، شورای شهر، شهرداری و طرفداران پایداری در سراسر ایران جذاب خواهد بود. به منظور دستیابی به این مهم، کتاب حاضر در قالب چهار فصل به صورت زیر سامان یافته است: فصل اول: امنیت در فضاهای شهری فصل دوم: توسعة پایدار و پایداری شهری (توسعة عادلانه فضای شهر) فصل سوم: چشمانداز شهرهای آینده فصل چهارم: شهرها چگونه مدیریت شوند (با نگاهی به جایگاه مدیریت شهری)مجموعه قوانين و مقررات تنقیح شده ايثارگران (فایل الکترونیک)
پس از پایان جنگ تحمیلی در سال 1368، رسیدگی به امور آسیبدیدگان ناشی از جنگ بهعنوان یکی از مسائل مهم دولت به مفهوم عام قرار گرفت. ترویج و تحکیم فرهنگ پایداری، ايثار و جهاد در كشور و تكريم و پاسداري از حق ايثارگران اعم از شهيدان، آزادگان، جانبازان و رزمندگان و خانوادههاي آنان از رسالتهاي كلي نظام تلقي گرديد. بهواسطه تحولات گسترده اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در طول دوران قانونگذاری كشور پس از پایان جنگ تحمیلی، نظام حقوقي ما با حجم انبوه مقررات و انباشت قوانين روبرو شد. وجود مراجع متعدد وضع قانون و مقررات، بهموازات مجلس شوراي اسلامي و آسيبهاي ناشي از عدم تعيين ارتباط بين مصوبات آنها و مجلس، بهعلاوه فقدان اصول و قواعد شكلي و ماهوي ناظر به وضع، اجرا و تفسير قانون نيز، بر تورم قوانين بهویژه در قوانين و مقررات مرتبط با ایثارگران افزوده است. اين تشتت و پراكندگي مقررات، پيامدهاي ناگواري را به بار ميآورد كه ازجمله ميتوان بهکندی روال خدمترساني، اطاله دادرسي و تزلزل تصميمات قضايي و اداري، ايجاد اختلال در روند اجراي عدالت، تفاسير ناهمگون مراجع قضايي و اداري، سردرگمي مجريان و نارضايتي ايثارگران اشاره نمود.
از اين رهگذر، به دليل نبود انسجام در قوانين و مقررات مرتبط با ايثارگران ضرورت ساماندهي قوانين و مقررات و اهميت آن براي ايثارگران، قانونگذاران و نظام قضايي آشكار ميگردد كه در اين راستا تنقيح قوانين و مقررات بهمثابه پالايش آنها، در قالب تشخيص موارد غیر معتبر و منسوخ و تفکیک آن از قوانين و مقررات لازمالاجرا، موضوعي است كه از اهميت ويژهاي برخوردار است.
" مجموعه قوانين و مقررات تنقيح شده ايثارگران " در ظلّ توجهات حضرت بقیهالله الاعظم (عج) و با بهرهگيري از پايگاه ملي اطلاعرسانی قوانين و مقررات كشور به نشاني www.dotic.ir و با استفاده از نظرات صاحبنظران در این حوزه تدوین، تنقيح و به چاپ رسید.
در این مجموعه سعی شده است با تدوین قوانین و مقررات در حوزههای مختلف ازجمله اجتماعی، بهداشتی، درمانی، بیمهای، معیشتی، اشتغال، مسکن، حقوقی، اداری، رفاهی و استخدامی زمینه دستیابی به منابع معتبر و کاربردی برای قشر معظم و معزز ایثارگران فراهم گردد.
Read by Strategy
في هذه الأيام ، أصبحت الطلاقة في اللغة الإنجليزية حاجة ضرورية . وتعتبر القراءة واحدة من المهارات الأربع الرئيسية للغة ،و مهمة في الحياة اليومية ، ومهمة جدًا على مستوى الجامعة خصوصا" ، لذلك فإننا ارتئينا ان يكون التركيز الرئيسي في هذا الكتاب على مهارات القراءة بشكل خاص، على الرغم من أن التمارين وأجزاء مختلفة من الكتاب مصممة لتغطية المهارات الأخرى ايضا بشكل كافٍ ، وهو أحد القضايا التي يجب على الأساتذة والطلاب النظر فيها ، من بين أمور أخرى ، يمكننا ذكر ما يلي:
- يحاكي الكتاب مستويات المتوسطة للطلاب ، وفي نهاية الكتاب فانه من المتوقع أن يحقق الطلاب تقدما" ملحوظا".
- يمكن لهذا الكتاب ان يكون مرجعا" مناسبا" في اللغة الإنجليزية العامة في معاهد الدراسات الإسلامية ودورات تعليم اللغة الإنكليزية الرئيسية في الدول الإسلامية.
- في الكتاب ، يتم سرد قصص مفيدة للغاية من حياة الإمام علي المثمرة من مصادر إسلامية أصيلة.
- يتم ذكر جميع الآيات والأحاديث بالرجوع إلى المصدر.
- يتكون الكتاب من 12 درسًا مستقلًا ويمكن للأساتذة الاختيار والتغيير في ترتيب الفصول من حيث العرض ، على الرغم من أن الدروس قد جربت لترتيب السرد وفقًا لوقت حدوثه.
- حاولنا وضع النصوص بلغة إنكليزية مبسطة .
- في كل درس ، يتم تقديم إحدى استراتيجيات مهارات القراءة ويتم تصميم التمارين على أساس استخدام هذه الاستراتيجيات وممارستها.
- في نهاية الدرس ، يكون الدرس مصحوبًا بترجمة للنص ذي الصلة.
- في كل درس ، يتم توفير مهارة المفردات (مهارة المفردات) لتعلم المفردات مع التمارين المرتبطة بها.
- يحتوي الكتاب على أكثر من 500 المفردات الدينية المتخصصة.
- تم تصميم التمارين لإنشاء مجموعات عمل وعلاقات تفاعلية وتفكير نقدي.
- تستند تمارين المفردات والمهارات المعجمية إلى مبدأ الحلزوني المتمثل في التعلم والتكرار والتذكر ، لأن المجمعين يؤمنون بالتفاعل التفاعلي طويل الأجل ويعتقدون أن تعلم اللغة غير ممكن في جلسة واحدة وفي وقت واحد. كما ان حلول التمارين متوفرة في نهاية الكتاب.
- في جميع الدروس ، يتم استخدام صور ملونة وجذابة ومسافات مناسبة في النص لابعاد عنصر الملل عن المتعلمين.
- تستخدم الصور لتقليل الحمل المعرفي للمتعلم وتستخدم في الممارسة العملية ، وهو أمر مهم لفهم أفضل للنصوص والمفردات.
- قصص عن المولد ، والفائدة ، والتضحية ، والزواج ، والكرم ، والشجاعة ، والحكم ، والسلوك ، واستشهاد الإمام علي (عليه السلام) هي خليفة للنبي.
- تحتوي النصوص على 450 كلمة في المتوسط.
- يتضمن كل درس مجموعة متنوعة من التمارين والأقسام.