کوچینگ توسعه فردی
کوچینگ حرفهای برای چابکها:تسریع پذیرش چابکی در جهان پیچید امروزی
کِی (هنر زمان شناسی)
گام پنجم (ریاضی و علوم پنجم ابتدایی)
گام پنجم (ریاضی و علوم پنجم ابتدایی) (کتاب الکترونیک)
گامهای مؤثر برای رهایی از تنشها و استرسهای روزانه
انسان در طول حیات خویش با بحرانها و استرسهای زیادی مواجه میشود. این سنت تغییرناپذیر زندگی است. آنچه اهمیت دارد چگونگی درک مشکلات و نحوه مقابله با آنهاست. شناختِ شخصیت و برقراری ارتباط مناسب، یکی از ویژگیهای مقابله با استرسهای روزمره است. همچنین آگاهی از مواردی همچون فرهنگ سازمانی، رضایت شغلی و هوش هیجانی و... ما را در پیشبرد بهتر امور یاری خواهد رساند.
یکی از مهمترین جنبههای زندگی افراد، زمینه اجتماعی زندگی آنهاست که در بستر جامعه و با توجه به نقش فرد در آن، شکل میگیرد. همچنین بهتبع آن یکی از قابلبحثترین نقشهای اجتماعی، شغل و حیطه کاری فرد است. کار، جنبه بسیار مهم و پرمعنا از زندگی انسانهاست. کار احساس هویت را در فرد فراهم نموده؛ جایگاه اجتماعی او را مشخص میکند؛ حرمت ذات را تداوم بخشیده و نیاز انسانها به تعلق را فراهم میسازد.
جنبههای روانشناختی متعددی، زندگی کاری افراد را چه در درون و چه در بیرون تحت تأثیر قرار میدهد. رضايت شغلي واكنش عاطفي است كه از ادراك فرد نسبت به اينكه شغل او ارزشهاي شغلياش را تأمين مینماید و يا به او اجازه تأمين و ارضاي آنها را میدهد، ناشي ميگردد. امروزه برای بررسی بهداشت روانی افراد به بررسی چندین عامل میپردازند که یکی از آنها رضایت شغلی است. عاملی که در صورت وجود باعث بهرهوری و شکوفایی فردی و سازمانی میشود و اگر میزان پایینی داشته باشد؛ نهتنها فرد را درگیر مسائل گوناگون روانی، اجتماعی و زیستی میکند، بلکه کیفیت کاری کلیت سازمان و بخش را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
اگر فردي در محيط شغلي خود موفقیتهایی به دست آورد؛ ازنظر علمي و شخصيتي رشد كند، مسئولیتهایی به او محول شود و يا بهطورکلی فردي باارزش بهحساب آيد و بهاصطلاح به رسميت شناخته شود؛ در درون نیز احساس رضايت و خشنودي خواهد كرد و بهاحتمالزیاد به کوششهایی دست خواهد زد و به همين دليل بازده شغلي او زيادتر خواهد شد.
دنياي امروز فشارهاي رواني مختلفي دارد كه بعضي از اين تنشها، مختص محيط كار است. نزاع با يك همكار، محروم شدن از پاداش، دير رسيدن به سر كار و فشار هیئتمدیره يا رؤساي سازمان را ميتوان نمونههايي از فشارهاي رواني محيط كار ناميد. مديران و کارکنان، براي اينكه بهداشت رواني محيط كار را تأمين كنند ضروری است با مفاهيم اساسي بهداشت رواني آشنا شوند. آنها بايد توجه داشته باشند كه مديريت اثربخش نيز بدون توجه و اعتماد بهسلامت رواني كاركنان حاصل نميشود و براي رسيدن به اين مهم بايد اصول بهداشت رواني را در سازمان رعايت نمايند.
در این دفترچهی راهبردی، بهطور مختصر با این موضوعات آشنا خواهید شد و به کاربرد آن در زندگی کاری و روزمره احاطه پیدا خواهید کرد.
گرد و غبار و راهبردهای مطالعاتی
انسان و سایر جانداران به عنوان بخش مهمی از زیست بومهای گوناگون همواره در معرض رخدادهای طبیعی از قبیل سیل، زلزله و طوفانهای گرد و غباری قرار دارند، پیشرفت صنعت و دستکاری در نظام طبیعت موجب به همخوردن تعادل موجود در طبیعت و تشدید معضلات زیست محیطی میشود. طوفانهای گرد و غباری از جمله این معضلات است که در تاریخ حیات بشریت همواره موجب به هم خوردن موازنهی زیست محیطی و ایجاد ناهنجاریهای جبران ناپذیری بر سلامت افراد و سایر گونههای زیستی گردیده است. همچنین در مطالعات گستردهای تأثیر زیانبار پدیده گرد و غبار بر ابعاد مختلف اجتماعی، رفاهی، اقتصادی و حتی سیاسی مناطق متأثر شده است. در تألیف صورت گرفته سعی بر آن است که از منظر زمین شناسی زیست محیطی به این معضل پرداخته شود. در اولین فصل کتاب به شناخت مفهوم کلی آلودگی هوا و پدیده گرد و غبار پرداخته شده است. در فصل دوم پیامدهای زیست محیطی و زمین پزشکی طوفانهای گرد و غبار مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل سوم چالش طوفانهای گرد و غبار درآسیا و ایران مورد بحث و ارزیابی قرار گرفته است. در فصل چهارم راهبردهای مقابله با طوفانهای گرد و غبار جهت حل این بحران پیشنهاد شده است. در فصل پنجم روشهای میدانی- آزمایشگاهی مطالعه طوفانهای گرد و غبار برای سهولت مطالعات بعدی مطرح گردیده است و در نهایت در فصل ششم شاخصهای زمین زیست محیطی گرد آوری گردیده است.
امید است تألیف صورت گرفته تأثیر مثبتی در تسریع بهبود شرایط زیست محیطی مناطق درگیر پدیده گرد و غبار داشته باشد. همچنین در پایان از تمامی خوانندگان و صاحب نظران درخواست میشود، نقایص احتمالی، نظرات و پیشنهادات اصلاحی خود را ارائه دهند تا نویسندگان از این نظرات سودمند استفاده کرده و در صورت توفیق مطالعات بعدی، لحاظ گردند.
گردشگری و بازآفرینی شهری (کتاب الکترونیک)
گردشگری و توسعه (کتاب الکترونیک)
گردشگری یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی در سراسر جهان است و یکی از زمینههای حرکت از اقتصاد متکی به نفت به اقتصاد غیرنفتی، تغییر ساختار اقتصادی کشور است و برای چنین تغییری، نگرش یکپارچه در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و مدیریتی ضروری به نظر میرسد تا با شناخت عمیق امکانات و تنگناهای کشور از یکسو و شناخت تجربیات جهان در مورد شیوههای تنوعبخشی اقتصادی و روابط بینالملل بتواند به تصمیمگیریهای خردمندانه در چارچوب قانون اساسی باعث توسعه و پیشرفت کشور گردد.
گردشگری بهعنوان یکی از فرصتهای توسعه، بخشی از شاخصهای رشد کشورها محسوب میشود بنابراین کشورهایی که در این زمینه از برنامهریزی مدرن و آموزشهای عالی مناسب در راستای اهداف تعیینشده خود، بهره میجویند از رشد فزایندهای برخوردار خواهند بود و در اغلب کشورهای جهان بهویژه جهان سوم، کلید اقتصاد به شمار میرود تا جایی که در این کشورها گردشگری بیش از سایر برنامههای توسعه در اولویت قرارگرفته است و بهعنوان عاملی پیشران در بسیاری از کشورهای دارای منابع و یا حتی فاقد آن، همواره بهعنوان استراتژی مؤثر نسبت به سایر صنایع موردتوجه تصمیم گیران و متخصصان بوده است. در توصیف این فعالیت مهم اقتصادی- اجتماعی مقالات و کتب زیادی به انتشار رسیده است که قصد ادامه تأکید بر آن در این گفتار نیست، چراکه اهمیت استراتژیک گردشگری در زمینههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی به بسیاری از محققان مربوطه روشن است. اما نکتهای که حائز اهمیت است درک واقعبینانه نقش فعالیت گردشگری در تغییرات جامعه و منطقه میزبان و چگونگی بهینهسازی این نقش در راستای توسعهای درخور و پایدار است. توسعهای که با کمترین اثر منفی، منافع میزبان را در بلندمدت تضمین کند، تجربهای غنی برای گردشگر به همراه داشته باشد و نسبت به منابع طبیعی و انسانی مقصد مسئولانه رفتار نماید. برای بهکارگیری همه پتانسیلهای موجود در این بخش با اتکا به منابع مالی، انسانی، محیطی و زمان، ضروری است مدیران، متولیان و دانشجویان مستعد تحت آموزشهای لازم قرار گیرند. این کتاب در 8 فصل تدوینشده است. فصل اول مفاهیم گردشگری و سازمانهای مربوطه است که به بررسی انواع تعاریف و سازمانهای ملی و بینالمللی گردشگری میپردازد. فصل دوم اقتصاد گردشگری نام دارد که به انواع بازار و بنگاههای گردشگری میپردازد. فصل سوم جایگاه گردشگری و توسعه آن در کشورهای جهان سوم است که به اهمیت ویژه این صنعت در کشورهای درحالتوسعه بیشتر مینگرد. فصل چهارم گردشگری مذهبی نام دارد که به اهمیت مذهب در جذب گردشگر اشاره دارد و فصل پنجم به گردشگری روستایی و شهری و اهمیت آن در اشتغالزایی میپردازد. فصل ششم به طبیعتگردی و گونههای مختلف آن اشاره دارد و فصل هفتم اثرات و پیامدهای گردشگری را موردتوجه قرار داده و نهایتاً در فصل هشتم به چکیدهای از جغرافیای جهانگردی ایران پرداخته و موردبررسی قرار دادهایم و در ضمن این کتاب دارای ضمایم نیز است.گریت (قدرت اشتیاق و استقامت) (GRIT=The power of passion and perseverance)
مقدمه
در طول دوران کودکیام، کلمه نابغه را بسیار میشنیدم. همیشه پدرم بود که این موضوع را پیش میکشید. او همیشه علاقه داشت که بدون هیچ مقدمهای در حین صرف شام، پخش آگهیهای بازرگانی فیلم قایق عشق و یا هنگامی که روی مبل راحتی سرگرم خواندن روزنامه وال استریت بود به من بگوید که "میدونی، تو اصلاً نابغه نیستی". به یاد ندارم که چه پاسخی میدادم. شاید اصلاً وانمود میکردم که نشنیدهام. نبوغ، استعداد و اینکه چه کسی بیشتر از دیگری این ویژگی ها را داشت، جزء دغدغههای همیشگی ذهن پدرم بود. او بشدت نگران میزان هوش خود و حتی خانوادهاش بود. مشکل پدرم فقط من نبودم، او حتی معتقد بود که برادر و خواهرم هم نابغه نیستند. طبق معیار او، هیچیک از ما به نبوغ اینشتین نمیرسیدیم. ظاهراً، این موضوع او را به شدت ناامید میکرد؛ زیرا نگران بود که این مانع فکری (نابغه نبودن) در دستیابی ما به اهداف زندگی مان محدودیت ایجاد کند. دو سال پیش، آنقدر خوش شانس بودم که کمک هزینه تحصیلی مک آرتور-که بعضی اوقات به جایزه نبوغ معروف است- به من اهدا شد. شما برای دریافت مک ارتور درخواست نمی دهید و یا از دوستان و همکارانتان نمی خواهید که به عنوان نامزد آن جایزه در نظر گرفته شوید. بلکه، کمیتهای ناشناس شامل از افراد برتر در حیطه کاریتان تصمیم میگیرد که شما در حال انجام فعالیتی مهم و خلاقانه هستید. هنگامی که طی تماسی غیرمنتظره این خبر به من داده شد، اولین واکنشام تشکر و حیرتزدگی بود. سپس به یاد گفتهها و تشخیصهای ناسنجیده پدرم درباره توانایی فکریام افتادم. او اشتباه نمیکرد: من مک آرتور را به این دلیل که از همکاران روانشناس خود بسیار بهتر بودم دریافت نکردم. در واقع او به سؤال اشتباه (آیا او نابغه است) پاسخی درست (نه او نیست) داده بود. از تماس مک آرتور تا اعلام رسمی آن یک ماه فرصت وجود داشت. به جز همسرم اجازه نداشتم که این موضوع را با فرد دیگری در میان بگذارم. این موضوع فرصت فکر کردن به این تناقض را به من داد که دختری که مرتب به او میگفتند: نابغه نیستی، بالاخره برای اثبات نابغه بودن جایزهای را از آن خود میکند. جایزه به این دلیل به او تعلق میگیرد که دریافته است آنچه ما نهایتا به آن دست مییابیم ممکن است بیشتر به علاقه و پشتکار وابسته باشد تا استعداد ذاتی! او تا آن زمان مدارکی را از چندین مدرسه کاملا سخت گیر اخذ کرده بود ، اما در سال سوم دبستان نتوانست نمره کافی را برای ورود به دوره استعدادهای درخشان کسب کند. والدین او مهاجران چینی بودند اما کسی به وی یاد نداده بود چگونه می توان از شر کارهای طاقت فرسا نجات پیدا کرد. او حتی نمیتوانست یک نت پیانو و یا ویولن بنوازد. صبح روزی که جایزه مک آرتور به طور رسمی اعلام شد، من به سمت منزل پدر و مادرم رفتم. آنها خبر را شنیده بودند، و همینطور چند نفر از فامیل پشت سر هم تماس می گرفتند تا به من تبریک بگویند. بالاخره، هنگامی که تلفنها پایان یافت، پدرم رو به من کرد و گفت " به تو افتخار میکنم". با آنکه جملههای بسیاری برای پاسخ دادن داشتم، اما فقط گفتم "متشکرم پدر". تلافی کردن گذشته ها منطقی به نظر نمیرسید. می دونستم که به من افتخار میکند. با این حال، چیزی در وجودم می خواست به زمانی که دختری جوان بودم، باز گردد. چیزی که الان می دانم را حتما به پدرم میگفتم؛ میگفتم "پدر، شما میگویی که من نابغه نیستم. من بحثی در آن ندارم. شما آدمهای بسیاری را میشناسید که از من باهوشترند". و میتوانم تصور کنم که او سر خود را به نشانه تأیید تکان میدهد. " اما بگذارید چیزی به شما بگویم. من قرار است همانگونه که شما شغلتان را دوست دارید، در آینده هنگامی که بزرگ شدم، عاشق کارم باشم. من فقط یک شغل ندارم؛ من یک وظیفه دارم. من هر روز خود را به چالش میکشم. اگر زمین بخورم، دوباره بر میخیزم. من شاید باهوشترین فرد در اتاق نباشم، اما بدون شک با می جنگم تا فردی با بالاترین درجه گریت باشم ". و اگر او همچنان به حرفهایم گوش میداد، به وی می گفتم:" در آینده دور، گریت شاید گوی سبقت را از استعداد برباید". بعد از این همه سال، برای اثبات دیدگاهم، مدارک علمی دارم. و مهمتر اینکه از نتایج پژوهش های خود به این بینش دست یافته ام که که گریت تغییرپذیر است و میتوان آنرا پرورش داد. این کتاب خلاصه تمام چیزهایی است که درباره گریت آموختهام. هنگامی که نوشتن آن به پایان رسید، به دیدن پدرم رفتم. خط به خط کتاب را برای او خواندم. او در دهه گذشته به بیماری پارکینسون مبتلا بوده است، برای همین نمیدانم که چه میزانی از آن را متوجه شد. با این حال، به نظر میرسید که مشتاقانه در حال گوش دادن است و هنگامی که خواندن کتاب تمام شد، به من نگاه کرد. پس از سالها، سری تکان داد و سپس لبخندی زد.گوگل چگونه کار میکند
در جولای 2003، اریک اشمیت به مدت دو سال مدیرعامل شرکت گوگل بود که ایمیلی از یکی از اعضای هیئت مدیره و سرمایه گذاران شرکت، مایک موریتز، یکی از شرکای Sequoia Capital دریافت کرد. شامل یک پیشنهاد بود:
ممکن است بخواهید در اواسط آگوست زمانی که مدیریت کمپین ما را برای رقابت با فنلاند به هیئت مدیره ارائه میکند، به انتخاب یک فرصت سه ساعته فکر کنید. (فکر نمیکنم تا جلسه سپتامبر منتظر بمانیم. این موضوع بسیار مهمی است و همه ما آموختهایم که بهترین راه برای کشف کوتاهی یک سال، رقابت با فنلاند است.)