محصولات مرتبط
طراحی هیدرولیکی و سازهای پخش سیلاب (کاربردی) (کتاب الکترونیک)
39000 تومان
فصل اول
مسائل آب در ایران و جهان
تغییرات اقلیم
با توجه به تغییرات اقلیمی در دهههای گذشته، کشور ایران با خشکسالیهای شدید مواجه شده و زنگ خطر مهاجرتهای گسترده از مناطق خشک به صدا در آمده است (شیراوند، هاشمی، 1395).
این امر با توجه به افزایش دما و از دست دادن بخشی از آبهای استحصالی به وسیله تبخیر بیشتر، دو چندان میگردد. چرا که میانگین دمای کشور با شیبی در حدود 4/0 درجه سلسیوس بر دهه افزایش یافته است. حتی در برخی ایستگاهها، نرخ افزایش دمای کمینه تا 4 برابر نرخ افزایش دمای بیشینه نیز به ثبت رسیده است. تغییرات اقلیمی به وجود آمده نه تنها افزایش دما، بلکه کاهش بارش به صورت برف، کاهش میانگین بارندگیها و سایر تبعات را هم به مرور زمان به دنبال دارد.
همچنین روند تغییرات اقلیمی در 49 سال اخیر نشان از کاهش بارندگیها با شیب 11 میلیمتر بر دهه دارد. افزون بر این تبخیر و تعرق با شیب 54 میلیمتر بر دهه افزایش یافته است. بنابراین با کاهش 65 میلیمتری موجودی آب در دهه روبرو هستیم که این امر موجب بیابانی شدن کشور در دهههای بسیار نزدیک میشود. به گفته آقای دکتر علیرضا آراستی مدیر بخش بهرهبرداری از شبکههای آبیاری و زهکشی شرکت مدیریت منابع آب ایران، بارندگی متوسط سالانه کشور در حدود 250 میلیمتر است که حجم آن در حدود 413 میلیارد متر مکعب برآورد میگردد. اما تنها 130 میلیارد متر مکعب آن قابل استحصال است که هرساله 105 تا 107 میلیارد متر مکعب آن استحصال میگردد و در حدود 25 میلیارد متر مکعب دیگر آن نیز قابلیت استحصال دارد (پایگاه خبری آب و فاضلاب، برق و جهاد کشاورزی، 1396).
میزان کل آبهای مصرفی کشور
عواملی همچون رشد روز افزون جمعيت، گسترش شهرنشيني، توسعه بخشهاي كشاورزي و صنعت و پديدههاي اكوسيستمي باعث كاهش منابع آب تجديدپذیر در قرن گذشته شده است. میزان سرانه آب تجدیدپذیر ساﻻنه کشور از حدود ۱۳۰۰۰ متر مکعب به ازای هر نفر در سال1300، به حدود ۱۴۰۰ متر مکعب به ازای هر نفر در سال ۱۳۹3 تقلیل یافته و در صورت ادامه این روند، وضعیت در آینده به مراتب حادتر خواهد شد. با توجه به میزان منابع آبی و سرانه مصرف، ایران در گروه کشورهای مواجه با کمبود فیزیکی آب در سال ۲۰۲۵ قرار دارد. این بدان معناست که این کشورها، حتی با باﻻترین راندمان و بهرهوری ممکن در مصرف آب، برای تأمین نیازهایشان آب کافی در اختیار نخواهند داشت. میزان کل آبهای مصرفی کشور در حدود 64 میلیارد مترمکعب در سال است. در حدود 89 درصد کل مصارف آب مربوط به بخش کشاورزی بوده و مصارف صنعتی و شرب هر کدام حدود 9/5 درصد کل مصارف آب را در کشور تشکیل میدهند (دفتر مطالعات پایه منابع آب وزارت نیرو، 1396).
بهره وری آب
از آغاز اصلاحات اراضی، حفر چاههای عمیق و نیمهعمیق در روستاهای کشور رواج پیدا کرد، علت آن دسترسی سریع به آب و سهلالوصول بودن آن نسبت به ساخت و لایروبی قنوات بوده است. این روند در دهه ٤٠ شکل گرفت و تا سال ١٣٥٥ حدود ٥٠ هزار حلقه چاه درکشور حفر شد و در ادامه به ١٠٥ هزار حلقه در سال 1360 رسید. این درحالی بود که حفر بسیاری از این چاهها در مقاطعی از زمان با مخالفت جدی وزارت نیرو مواجه بوده است. با گسترش کشاورزی، این آمار افزایش یافت به طوری که براساس تازهترین آمار ارایه شده از سوی وزارت نیرو، در حال حاضر بیش از یک میلیون حلقه چاه آب شامل عمیق و نیمهعمیق در کشور وجود دارد که با دریافت مجوز قانونی حفر شدهاند. تعداد چاههای عمیق حفر شده در کشور بالغ بر ٢٠٥ هزار و ٥١١ حلقه است و تعداد چاههای نیمهعمیق به ٥٥٣ هزار و ٨٧ حلقه میرسد.
با تشدید خشکسالی و افزایش جمعیت، حفر چاه آب بهصورت تصاعدی افزایش داشته، بهطوریکه امروزه حفر چاههای مجاز و غیرمجاز، به تهدید جدی برای سفرههای زیرزمینی و کشاورزی ایران بدل شده است و این در حالی است که آمارهای غیررسمی از حدود ١٣٠ هزار تا ٣٠٠ هزار چاه غیرمجاز در کشور خبر میدهند. کارشناسان معتقدند، یکی از علل پایین آمدن سطح آبهای زیرزمینی، حفر چاههای غیرمجاز و برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی است .
بنابراین درحالیکه در دهه ٤٠ با حفر ٨ تا ١٥ متر چاه به آب میرسیدیم، در سال ١٣٩٠ این عمق به ١٥٠ تا ٢٠٠ متر رسید که برای کشاورز نیز بهصرفه نیست. یکی دیگر از تبعات چاههای عمیق، خشک شدن قناتهاست و اگر این روند ادامه یابد، تا ٢٠ سال آتی قناتی در ایران باقی نخواهد ماند. در کنار این موارد، پایین بودن سطح آب و پیشروی آبشور از پیامدهای حفر چاههای متعدد است. همراه با پایین آمدن سطح آبهای زیرزمینی و حفر چاههای متعدد، بهتدریج بهجای آبشیرین، آبشور درچاهها بالا میآید. به این ترتیب از کیفیت آب آشامیدنی و کشاورزی نیز کاسته میشود.
از سوی دیگر، برداشت بیش از حد آب از سفرههای زیرزمینی باعث شده تا زمین نشست کند چرا که آب درون خلل و فرج خاک خالی شده و خاکدانهها به وسیله وزن لایههای بالایی در هم فرو رفته و متراکم میگردند. با فرونشست زمین، سفرههای زیرزمینی دیگر قابلیت آبگیری ندارند، زیرا منافذ آنها پر شده و اگر در این مناطق بارندگی زیادی هم صورت گیرد، سفرهها گنجایش خود را از دست دادهاند و دیگر نمیتوانند آب را در خود ذخیره کنند. این پدیده هم اکنون در شهرها و روستاها رو به افزایش است، بهطوریکه نشست زمین در شهرها موجب شکستهشدن لولههای آب و گاز شده است.
حال سئوال این است که آیا مدیریت منابع آب کشور در این حوزه اصولی عمل کرده است یا خیر؟ چرا که آمار ارایه شده از سوی وزارت نیرو درخصوص چاههای حفر شده، مربوط به چاههای مجاز است در صورتیکه اگر چاههای غیرمجاز را (که تعداد آنها کم نیست) نیز به آن اضافه کنیم، عددی به مراتب بزرگتر به دست میآید که گویای خطری است که سفرههای زیرزمینی ایران را تهدید میکند.
در حال حاضر 335 دشت از 609 دشت کشورمان بیلان منفی دارند که نشانگر بحران ویران کنندهای در منابع آبی کشور است، از طرفی 60 درصد آب مورد نیاز بخش کشاورزی از منابع آب زیرزمینی تأمین میشود و برداشت آب اضافی از چاهها رقم بالایی را نشان میدهد. بنابراین با توجه به این که بخش کشاورزی بیشترین مصرف کننده آب به میزان تقریبی 90% از کل آبهای مصرفی کشوری باشد، باید در جهت تامین آب برای این بخش تدابیر خاصی اتخاذ شود.
بحران آبی کشور
ایران هم اکنون در حال تجربه مشکلات جدی آب است. خشکسالیهای مکرر توأم با برداشت بیش از حد آبهای سطحی و زیرزمینی از طریق شبکه بزرگی از زیرساختهای هیدرولیکی و چاههای عمیق، وضعیت آب را به ابر چالش کشور تبدیل می نماید. از نشانههای این وضعیت، خشک شدن دریاچهها، رودخانهها و تالآبها، کاهش سطح آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین، تخریب کیفیت آب، فرسایش خاک، بیابانزایی و طوفآنهای گرد و غبار بیشتر است.
کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل در طبقه بندی وضعیت منابع آبی، میزان درصد برداشت از منابع آب تجدیدپذیر هر کشور را به عنوان شاخص اندازه گیری بحران آب معرفی کرده است. در این طبقه بندی اگر میزان برداشت، بیشتر از 40درصد کل منابع آب تجدیدپذیر باشد، کشور با " بحران شدید آب" مواجه بوده، بین 20 تا 40 "بحران در وضعیت متوسط"، چنانچه این شاخص بین 10تا 20 درصد باشد بحران در حد متعادل و برای مقادیر کمتر از 10درصد، کشور " بدون بحران آب یا دارای بحران کم" است. بر اساس این شاخص، خاورمیانه با ضریب 55 درصد وکشور ایران با ضریب 3/72 درصد با بحران شدید آب مواجه است. حال با توجه به افزایش جمعیت کشور در سال 1420 در حدود 106 میلیون نفر و با درنظر گرفتن نیاز آبی جامعه، تقاضای آب بیش از میزان آب در دسترس خواهد بود و کشور در آینده با شرایط بسیار بحرانی و ناپایدار روبرو خواهد شد (مشفق، م، حسینی، ق، 1391).
با تاکید بر اینکه ایران در یک منطقه خشک و نیمه خشک واقع شده، اولین و مهمترین راهکار خروج از بحران آب، پذیرش شرایط اقلیمی ایران است که باید در این زمینه فرهنگسازی صورت گیرد تا همه نسبت به آب احساس مسئولیت کنیم. چون میانگین بارش سالانه ایران کمتر از یک سوم میانگین جهانی است. بخش زیادی از مشکلات حاضر در حوضههای آبریز دریاچه ارومیه، کرخه، کارون و همچنین زاینده رود ناشی از بیتوجهی به مصرف بهینه منابع آبی است.
راه دوم برای خروج از بحران آب این است که تمام طرحهای توسعهای را با توجه به رخداد پدیده تغییر اقلیم در ایران بازنگری کنیم و توان خرداقلیم را در طرحهای توسعهای مد نظر قرار دهیم که اگر یک منطقه توان بارگذاری جدید را ندارد، از اجرای طرحهای توسعهای خودداری کنیم. اگر توسعه در امور کشاورزی، شهرسازی و صنایع بیش از توان خرداقلیم منطقه باشد، توسعه ناپایدار شکل میگیرد و مشکلات حادی ایجاد خواهد شد (ایسنا،1397).
پیشنهاد سوم پرداختن به روشهای مختلف کنترل سیلاب و تغذیه مصنوعی سفرههای آب زیرزمینی است. آبخوانداری در مقابله با این بحران از کارآیی و راندمان بسیار بالایی برخوردار است. چرا که پخش سیلاب علاوه بر اینکه یکی از شیوههای نوین استحصال آب ، مهار و کنترل سیلاب و تغذیه سیلابهای زودگذر و ناگهانی به داخل سفرههای آب زیرزمینی است بلکه با انحراف بخشی از دبی سیلابها به سوی حوضچههای پخش، نقش عمدهای در کاهش دبی پیک سیلابها داشته و مخازن حوضچهها نیز میتوانند در کاهش آوردهای سیلابی سهم به سزایی داشته باشند. تجربه نشان میدهد در برخی مواقع با اجرای پروژههای آبخوانداری در حوزههای آبخیز، دبی پیک سیلابی 100 ساله به 50 ساله تقلیل مییابد و حجم سیلاب با دوره بازگشت 100 ساله را حتی به دورههای بازگشت 25 ساله میرساند.
وضعیت آبخوان های کشور
با بهرهبرداریهای بیرویه از آبهای زیرزمینی در بخشهای مختلف خصوصا بخش کشاورزی، توسعه مناطق و زمینهای زیر کشت با راندمان پایین آبیاری سنتی در اکثر مناطق، همچنین افزایش جمعیت و تامین بخشی از آب شرب به وسیله برداشت از چاهها و استخراج آبهای زیرزمینی، تعادل بین حجم آب برداشتی و حجم تغذیه طبیعی سفرههای آب زیرزمینی به شدت از بین رفته و با گذر زمان، وضعیت روز به روز وخیمتر شده به طوری که شاهد افت روز افزون سطوح آبهای زیرزمینی در اکثر دشتهای کشور هستیم تا جایی که طی 43 سال اخیر حدود 120 میلیارد مترمکعب از ذخایر منابع آبی زیرزمینی استفاده شده است که نسبت به کل ذخایر استاتیک منابع آبی زیرزمینی کشور (در حدود 500 میلیارد مترمکعب) میتوان گفت متاسفانه حدود یک چهارم از ذخایر استاتیک منابع آبی زیرزمینی کشور را از دست دادهایم.
این در شرایطی است که سالیانه تا 5 میلیارد مترمکعب بیش از ظرفیت اکولوژیکی از منابع آب زیرزمینی کشور استفاده و برداشت می شود. در سه دهه گذشته ۱2۰ میلیارد مترمکعب از منابع راهبردی آبهای زیرزمینی بیش از توان اکولوژیک مصرف شد که بخشی از آن ناشی از بروز خشکسالیها، توسعه فعالیت های کشاورزی، شهرنشینی و توسعه ساخت و سازها بود (ایسنا،1395).
دشتها و دشتهای ممنوعه کشور
با توجه به برداشتهای بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی و افت سطوح آن و بیلان منفی ذخیره آب، مناطق مختلف کشور تحت بحران و تنش آبی قرار گرفته است. اما این بحران در دشتهایی که در اثر تغییرات اقلیمی دارای بارشهای کمتری بوده، بسیار شدیدتر است. بر اساس بحران آبی، دشتهای مختلف کشور توسط سازمان برنامه و بودجه مورد بررسی قرارگرفته است. نتایج نشان میدهد 335 دشت از 609 دشت کشور در وضعیت بحرانی قرار دارد که به آنها دشتهای ممنوعه اطلاق می شود و بهرهبرداری از آنها باید طبق ضوابط خاصی انجام گیرد. اما هنوز از این سفرهها بهرهبرداریهای بیرویه صورت میگیرد. بنابراین با توجه به مسایل اقتصادی کشاورزان و مسایل اجتماعی آنان باید نسبت به مسدود کردن چاههای غیر مجاز و کنتوردار کردن چاهها به منظور جلوگیری از برداشتهای بیرویه اقدام نمود و از طرفی به سمت تغذیه سفرهها با استفاده از سیلابهای زودگذر به وسیله پروژههای پخش سیلاب پیش رفت.
پدیده فرونشست
این پدیده بر روی سفرههای آب زیرزمینی زمانی رخ میدهد که برداشت بیرویه آب از منابع سفرههای آب زیرزمینی وجود داشته باشد یا به عبارتی برداشت آب از سفرههای زیرزمینی بیش از تغذیه آبخوانها باشد. بدین ترتیب که بعد از برداشت آب، فضای موجود بین ذرات خاک از هوا پر شده و منطبق با فشار و وزن لایه های بالایی، در هم فرو رفته و این فشردگی خاکدانههای سفره آب زیرزمینی نه تنها مانند اسفنجی فشرده، پتانسیل ذخیره آب را از دست میدهد بلکه خود موجب پایین آمدن لایه های فوقانی بر روی این سفره و تشکیل پدیده فرونشست میگردد. در این پدیده نشستهای بسیار مخرب در سطح زمین ظاهر شده و علاوه بر از دست دادن دایمی سفره آبی، تخریب تاسیسات زیر بنایی و سازههای مختلف اتفاق میافتد که نه تنها موجب خسارات مالی شده بلکه متاسفانه در بسیاری موارد خسارات جانی نیز در پی خواهد داشت. برای مثال فرو نشست در نزدیکی تاسیسات حمل و نقل در استان سمنان میتواند باعث تخریب خطوط ریلی و حوادث ناگوار نیز گردد.
فراوانی وقوع سیلاب در کشور از سال 1330 تا کنون
تغییرات اقلیمی موجود در کشور و خشکسالیهای پی در پی از یک طرف و رگبارهایی با شدت فزاینده از سوی دیگر، سیلابهای مخربی به وجود آورده و باعث خسارات فراوان میگردد، لیکن میتوان از همین داشتهها به بهترین نحو ممکن در جمعآوری آب برای تغذیه سفرههای آب زیرزمینی سود برد. این مسئله نه تنها به امر تغذیه و بهرهبرداریهای آتی میپردازد بلکه در صورت استفاده از پخش سیلاب، کاهش دبی پیک و آورد سیلابها را نیز به دنبال خواهد داشت تا ضمن جلوگیری از خسارات جانی و مالی به امر تغذیه با بازدهی بیشتری نسبت به دیگر سازههای آبخیزداری بپردازد.
بر اساس آمارهای منتشر شده توسط سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در مجموع 450 شهر و 8650 آبادی از کشور در معرض سیل قرار دارند. از ابتدای سال 1330 تا کنون جمعاً تعداد 7372 مورد سیل کوچک و بزرگ در کشور ثبت شده است (شکل 1).
کتاب ArcGIS Pro:پرفروش ترین کتاب در ایران 1403
200000 تومان
کتاب یادگیری درمان راه حل محور (کتاب الکترونیک)
27000 تومان
مقدمهای بر درمان راهحل محور
پزشکان و روانپزشکان به طور خاص در یک موقعیت منحصر به فرد و ممتاز قرار دارند که مراجعان را در گفتوگوهایی که قدرت شگفت انگیزی برای بهبود دارند، درگیر کنند. درمان راهحل محور مدلی است که مبتنی بر شایستگی[صلاحیت] فرد است و تاکید بر مشکلات و شکستهای گذشته را به حداقل میرساند. و به جای آن بر نقاط قوت و موفقیتهای مراجع تمرکز میکند. این روش درمان مطابق با روند روانشناسی مثبت است که بر سلامت و عملکرد مطلوب[بهینه] به جای آسیب شناسی و سبب شناسی تاکید دارد. روانشناسی مثبت مطالعه علمی تجربیات مثبت، صفات فردی مثبت و موسساتی است که امکانات آنها را توسعه میدهد. رشتهای است که با سلامتی و عملکرد مطلوب مرتبط است. روانشناسی مثبت از مدل آسیب شناسی و علت شناسی متمركز در زمینه پزشکی متمایز است و در عوض بر منابع و نقاط قوت تمركز میكند. "این ساختار یکی از رویکردهای قوی است که به اصلاح اشتباه کمک میکند" (لی داک ورث و همکاران 2005، ص. 631). درمان راهحل محور بر روی ویژگیهای مثبت و عملگرایی تمرکز دارد.
رویکرد راهحل محور، تکنیکهای مسئله محور آموزش داده شده در پزشکی و مخصوصا روانپزشکی را که انتظار میرود این تغییرات تنها از طریق درک و بررسی مشکلات صورت گیرد، از طریق ابعاد فزاینده ارائه میدهد. درمان راهحل محور مدلی مبتنی بر شایستگی است که به جای مشکلات و نقصهای گذشته (به جای اینکه به دنبال چیزی که اشتباه است بگردد که چگونه آن را حل کند)، به مراجعان نسبت به آینده امید داده و نقاط قوت آنها را هدایت میکند. این رویکرد به دنبال آنچه درست است و چگونگی استفاده از آن میباشد (برگ و میلر[1] 1992). این روش درمان اغلب طولانی تر از درمان است و به همین ترتیب مهارتی اساسی برای روانپزشک کودک به شمار میآید. خدمات آن در منابع بسیار کم ولی با تقاضای بالا روبرو است.
درک جزئیات از نقاط قوت و منابع دارای ارزشمندی است. رویکرد راهحل محور، در حقیقت، در مرکز خانواده درمانی میلواکی ویسکانسین، از طریق کار استیو دی شیزر، اینسو کیم برگ و همکارانش توسعه یافت (برگ و میلر 1992؛ دی جونگ و برگ[2] 1998).
از آنجایی که در مورد ارزیابیهای راهحل محور بسیار زیاد نوشته شده است، تاکید این کتاب بر روی ارزیابیهای متمرکز بر راهحل است. این مجموعه مهارت، ابعاد افزایشی را برای ارزیابی راهحل محور در مواجهه با مسائل که عمدتا در زمینهی پزشکی و مخصوصا در روانپزشکی آموزش داده میشود، فراهم میکند. این کتاب به اصول اساسی درمان مبتنی بر راهحل، مهارتهای اصلی و تکنیکهای مورد نیاز برای عمل به این مدل درمان و «نحوه تبدیل شدن به یک متخصص بالینی» را آموزش خواهد داد.
مردم چگونه مشکلات را حل میکنند و تغییرات را در زندگی خود ایجاد میکنند؟ اغلب پاسخهای مختلفی برای این سوال ظاهر میشود. پاسخها به شناسایی چگونگی مشکل، کشف علت اصلی، صحبت کردن در مورد آن و ایجاد یک برنامه عملیاتی در مورد آن میپردازد. با این حال، برای حل مشکل، در نهایت بایستی کاری انجام شود و به طور کلی بهتر است در راه متفاوتی انجام شود. در حقیقت حل مشکلات در روشی همیشگی و یکنواخت در نظر گرفته میشده است و به همین دلیل است که مراجعان به دنبال کمک هستند.
دی شیزر یکی از پیشگامان این ایده بود. نظر او این است که اتصالی بین مشکل و راهحل وجود ندارد (دی شیزر و برگ[3] 1997). او این ایده را داشت که از نظر بسیاری تکان دهنده به نظر میرسید: "راهحلها نباید به طور مستقیم به مسائل طرح شده مرتبط باشند" (دی شیزر 1988). مشکلات در همهی زمانها اتفاق نمیافتد و الگوهای مشکل نگری هرگز به طور مداوم در طول زمان و در راهحلهای مختلف رفع نمیشوند. واقعیت این است که برای فرد آگاه به مشکل، پیشنهاد میشود که زمان یا موقعیت دیگری که مشکل وجود نداشته را با موقعیت اکنون خویش مقایسه کند. مردم مردم هستند! به طور کلی مردم کارهایشان را با دلایل خوبی از نظر خویش انجام میدهند و به طور معمول کارهایی که انجام میدهند به نظر خودشان مفید است. هنگامیکه مراجعان به دنبال کمک هستند، معنی اش این است که یا کارهایی که انجام دادهاند مفید نبوده یا اینکه به نظرشان کافی نیست. در این شرایط آیا چیزی تغییر کرده است؟ یا اینکه مشکلات بدتر شده است؟ یا خودشان یا افراد اطرافشان با این مشکل بسیار اذیت شدهاند؟ وقتی مشکل حل میشود، درمانگر با مراجع درباره مشکلات و حل مشکلات صحبت میکند. درمانگر راهحل محور، به جای مشکلات و شکایات و مسائل، در مورد تغییراتی صحبت میکند که باعث ایجاد تفاوتهایی در مورد راهحلها میشود (دی شیزر، 1985).
به منظور اینکه راه حلها در نظر گرفته شوند، یکی از این دو حالت باید رخ دهد: [یا این حالت برای فرد باشد که] این مشکل دیگر رخ ندهد یا اینکه مسئلهی مورد نظر، دیگر به عنوان یک مشکل مشاهده نشود. تکنیکها و تمارین راهحل محور به مراجعان کمک میکند به آگاهی بیشتری در مورد خواسته هایشان دست یابند و توسط این تمارین همچنین به کشف آنچه به طور متفاوت انجام میدهند و اینکه چه کاری برای برآورده شدن اهدافشان میتوانند به طور متفاوت انجام دهند، رهنمود میگردند. این درمانگران با توجه و تمرکز بر زمانی که مشکل وجود نداشته و درک آن توسط مراجع به عملکرد دقیق میپردازند و نحوه کسب موفقیت را به مراجع میآموزند. این دستاوردهای موفق، به نام تغییرات مثبت یا استثناها نامیده میشود و شناسایی آنها نیاز به مهارت گوش دادن فعال از طرف درمانگر (دی جانگ[4] و برگ 1998) دارد. هیچ کدام از این زمانها نباید فراموش شود، نادیده گرفته شود یا در نظر گرفته نشود. و با وجود اینکه ممکن است خود مراجع هم مطلع نباشد، ولی بسیاری از موفقیتها از همین دقتها بدست میآید. تشویق مراجعان برای انجام بیشتر این قبیل رفتارها در کمک به آنها برای رسیدن به اهداف خود ضروری است. این کار به عنوان اصلیترین اصول درمان راهحل محوراست. اگر راهکاری درست جواب میدهد، بیشتر آن را انجام دهید. اگر کار نمیکند، راهکار دیگری را امتحان کنید!
توسعه دهندگان درمان راهحل محور بیشتر علاقه مند به این هستند که توجه را به آنچه که در درمان جواب میدهد، معطوف دارند. حال به این پرسش میرسیم که نحوه درمان راهحل محور چگونه است؟ رویکرد درمان راه حل محور به صورت استقرایی طی 30 سال جلسات درمانی با بیماران توسعه یافته است. اینسو کیم برگ و استیو دی شیزر به همراه همکاران خود صدها جلسه با بیماران را تماشا و فیلمبرداری کردند و از نزدیک و به طور دقیق مشاهده کردند که چه چیزی کار میکند، چه سوالاتی مفید است و چه فنون و مهارتهایی باعث ایجاد تغییر مثبت در بیماران میشود (دی شیزر 1988؛ دی شیزر و همکاران 1986). این مدل تحت تاثیر کارهای بسیاری دیگر از جمله میلتون اریکسون، جان واکلند، پل واتزلاویک، ریچارد فیش و کارل راجرز (دی شیزر 1988؛ دی شیزر و همکاران. 1986؛ اریکسون[5] 2009a؛ 2009b؛ راجرز[6] 1986؛ واتلویک[7] و همکاران 1990) انجام دادهاند، میباشد. با استفاده از انواع مختلف مراجعان، از جمله گروهها، زوجها و کودکان، در مراکز توانبخشی، ادارات حفاظت از کودکان، تنظیمات بهداشت روانی جامعه، مدارس، مراکز بستری، خشونت خانگی و مراکز مواد مخدر، تروما و درمان سوء استفاده جنسی، تنظیمات پزشکی، تمرینات پزشکی و خصوصی مورد استفاده قرار گرفته است (برگ 1994؛ برگ و میلر 1992؛ دلان[8] 1991؛ فرانکلین[9] و همکاران . 2008؛ هویت[10] و برگ ؛ 1998؛ ایوسون[11] و همکاران. 2012؛ کلی و بلو استون[12] -میللر 2009؛ متکالف1998؛ نلسون[13] 2011؛ پی چات و اسموک[14] 2009؛ رودن[15] و همکاران . 2009؛ سلکمن[16] 1997؛ 2008؛ سیمون[17] 2010؛ استیث[18] و همکاران . 2011؛ توز- کلاوسکی[19] 2012؛ زیگلر و هیلر[20] 2007). بسیاری از دیگران همچنان به توسعه این مدل درمان ادامه میدهند (فرانکلین و همکاران 2008؛ فورمن[21] و اهولا 1992؛ هولیوک و گلدینگ[22] 2012؛ وسون و همکاران 2012؛ کیم[23] و همکاران 2010؛ فروش[24] 2011؛ شریر[25] و همکاران 2012؛ ترپپر[26]و همکاران 2006).
درمان راهحل محور، تکنیکهای عملی ارائه میکند که باعث تقویت همگرایی درمانی میشود، همچنین تشخیص و تقویت نقاط قوت، منابع و موفقیتهای مراجعان را تقویت میکند. لامبرت نتیجه گرفت که تا 40 درصد پیشرفت در روان درمانگری مربوط به متغیرهای مراجع و اثرات خارج از درمان است، 30 درصد از درمان موثر به علت رابطه درمان با 15 درصد به امید (اثر پلاسبو) و 15 درصد به تکنیک مرتبط است(لامبرت[27] 2001، 2005؛ لامبرت و جو[28] 2001). توجه به این عوامل برای درمان موثر بسیار مهم است. لامبرت همچنین دریافت مراجعانی که در روان درمانی بهتر عمل میکنند و پیشرفت درمان را در بر میگیرند بر این عقیدهاند که تغییرات انجام شده درمانی اساسا به دلیل تلاشهای فرد بوده است (لامبرت 2005). برنز[29] (2005) پیشنهاد میکند که توانایی و[ظرفیت]های اولیه گرایش مرتبط با انسان، تایید، و حداقل حمله و سرزنش، ممکن است در مرکز مداخله روان درمانی موثر باشد. مهارتهای ایجاد شده در تمرین درمان راهحل محور، این ظرفیتهای اساسی را تسهیل میکند: شناسایی و تقویت عوامل مثبت مراجع، اتحاد، درمان، ارتقاء خودکارآمدی، تایید مراجع و مشارکت در عوامل بیرونی را بهبود میبخشد (زمینه اجتماعی مراجع).
درمان راهحل محورمیتواند به عنوان یک مدل تصور شود و زمانی که به خوبی انجام شود میتواند با روشهای درمان دیگر که همه در راستای ارتقای درمان، موثر است و کمکی به مراجعان برای رسیدن به اهدافشان هست، یکپارچه[ادغام] شود. همانطور که اشاره شد، درمان راهحل محور میتواند به عنوان توجه به آنچه جواب میدهد و انجام بیشتر آن و انجام کار به روشی متفاوت در جایی که فعالیتی جواب نداده، خلاصه شود(دی شیزر 1985). به نظر ساده میرسد، و در واقع مفهوم آن ساده است؛ با این حال ساده به معنی آسان نیست و استفاده از این رویکرد به خوبی میتواند به یادگیری زبانی جدید نسبت داده شود؛ نیاز به تمرین، مهارت و پایداری دارد. درمان راه حل محور دارای پشتیبانی تجربی قابل توجهی است و در شواهد تحقیقاتی به طور قوی استوار است (فرانکلین 2012).
اصول پایهای که درمان راهحل محور ارائه میدهد (فرانکلین 2012):
جدول 1-2. درمانگر با استفاده از ذره بین راهحل محور
- بر اساس ساخت راهحل است و تا حل مسئله پیش میرود.
- تمرکز درمانی به جای مشکلات گذشته یا درگیریهای فعلی، بر آینده مطلوب مراجع است،.
- مراجعان تشویق میشوند که تکرار رفتارهای مفید فعلی را افزایش دهند.
- هیچ مشکلی همیشه رخ نمیدهد. استثنا وجود دارد؛ زمانهایی وجود دارد که این مشکل میتواند اتفاق افتاده باشد، اما نمیافتد. این استثناها میتواند توسط مراجع و درمانگر برای راهحلهای سازنده استفاده شود.
- درمانگران به مراجعان کمک میکنند تا جایگزینهایی برای الگوهای رفتاری، شناختی و تعامل به جای الگوهای نامطلوب فعلی پیدا کنند که در داخل مجموعه مراجع قرار داشته باشد یا توسط درمانگر و مراجع ساخته شود.
- با تفکیک ایجاد مهارت و مداخلات رفتاری این مدل فرض میکند که رفتارهای راه حل از قبل برای بیماران وجود دارد و با مکالمه بین درمانگر و بیمار میتوان آنها را کشف کرد.
- تغییرات کوچک باعث بوجود آمدن تغییرات بزرگ میشود.
- راهحلهای مراجع لزوما به هر گونه مشکل شناسایی شده توسط مراجع یا درمانگر مرتبط نیست.
- مهارتهای مکالمه مورد نیاز درمانگر برای دعوت مراجع برای ساختن راهحلها از آنچه مورد نیاز برای تشخیص و درمان مشکلات مراجع است، متفاوت میباشد.
| · علائم را ایجاد و تقویت میکند تا مشکل ریشه را حل کند. · تشخیص بر اساس علائم و پاتولوژی انجام میشود. · تلاش برای حل مشکلات و درمان علائم صورت میگیرد. · مشکلات را دسته بندی میکند و تشخیص میدهد. · تشخیص دهندههای پیش رونده، عوامل مستعد کننده و عوامل مؤثر بر علائم و مشکلات را دارد. · به عنوان متخصص تشخیصی، درمان را تجویز میکند. |
| · به سرنخهایی که تواناییها و منابع پنهان را نشان میدهد، گوش میدهد. · تفاوتهای مثبت و موفقیتهای ناشناخته را شناسایی و تقویت میکند. · پرسشی که مهمترین افراد در زندگی مراجع هستند را مطرح میکند. · کمک به مراجعان در ایجاد و بیان بهترین امید برای آینده مطلوب خود را خواهد داشت. · چگونگی برخورد مراجع و درمان با وجود تروما، مراجعی روانی و مراجعیهای دیگر را بررسی میکند. |
تمرین آموزشی: بررسی موردی راهحل محور
بیایید مطالعه موردی زیر را بخوانیم. چالش این است که این مورد را از طریق یک لنز راهحل محور مورد بررسی قرار دهیم، از نزدیک به سرنخهایی برای راهحلها، نقاط قوت پنهان و منابع آن نگاه کنیم. از خواننده دعوت شده است تا در مورد سؤالات زیر فکر کند:- در این توضیحات چه سرنخ(مدرک/ نشانهای) برای راهحلها وجود دارد؟
- چه سؤالاتی ممکن است برای بررسی این نقاط قوت و منابع پنهان استفاده کنید؟
- چه تعریفهایی میتوانید به این مادر بر اساس اطلاعات ارائه شده بدهید؟
- امیدارای چهار فرزند، یک خانواده نسبتا بزرگ است. این مهارت قابل توجهی را برای والدین چنین خانواده بزرگی فراهم میکند، بهویژه برای یک خانواده متشکل از دو فرزند خوانده. چگونه این[مسائل] را مدیریت کرد؟ چه مهارتهایی برای مبارزه با این چالشها وجود دارد؟ از این مسائل چی یاد گرفته است؟ چه مهارتهایی مفیدتر است؟ چه کسی برای او مفید بوده است؟ او فکر میکند در چه جنبههایی والدین بن خوب عمل میکند؟
- ارجاع فقط به این کودک اشاره میکند. شاید بچههای دیگر او در مدرسه یا در مکانهای دیگر به خوبی کار کنند. ارزش این را دارد که آنچه برای بچههای دیگرش انجام میدهند و آنچه را که به آنها کمک کرده است، انجام دهد. این ممکن است به تشخیص اینکه چه جنبههایی از والدین بودن مفید است، کمک کند. آیا برخی از این مهارتها برای بن میتواند مفید باشد؟
- امی سخت تلاش کرده است تا هزینههای بن را برای مدت طولانی پرداخت کند و مایل است که نظر دوم درمان را بیابد. او درمان بن را پیگیری میکرد و پرداختن به او را قطع کرده بود. چه چیزی به او کمک کرده است تا پشتکار به خرج دهد و به پسرش پول ندهد؟ او این قدرت را برای انجام این کار از کجا به دست آورد؟ این دسترسی آسان به خدمات روانپزشکی کودکان و پیگیری با تمام این قرار ملاقاتها آسان نیست. چگونه او این کارها را انجام داده است؟
- بن دو یا سه بار در هفته معلق میشود. چگونه کنترل و مدیریت میکند تا در روزهای دیگر از مشکلات [دور] بماند؟ اوج هیجان و انفجار او 2 ساعت طول میکشد؛ چگونه در نهایت، آرامش مییابد؟ او گزارش میدهد که به صورت شفاهی مبارزه میکند. اگر او تهاجمی شود چگونه او را متوقف سازد؟ به جای تهاجم فیزیکی چه کند؟ بن بیان میکند که میخواهد خودش را بکشد. چه چیزی او را از اقدام در این زمینه متوقف کرده است؟ دلایل او برای زندگی چیست؟ بن IEP است. اینها برای رسیدن به محل موردنظر دشوار است. چگونه مادرش میتواند از این خدمات برای بن حمایت کند؟ چه چیزی از این خدمات مفیدتر بوده است؟ او در سه موضوع شکست خورده بود. او در چه موضوعاتی قبول شده و در حال بهتر شدن است؟ چگونه او میتواند قادر به انجام این کار باشد؟
- او سال گذشته Abilify و Metadate را مصرف کرده است. چطور این داروها مفید هستند؟ در مقیاس 1-10، 10 قرص جادو و 1 مفید نبودن انهاست، چقدر داروهای او مفید است؟ بن و مادرش چه کارهایی را برای عمل بهتر دارو انجام میدهند؟
- با وجود اینکه پدرش در پناهگاه است، مادرش راهی برای دیدن بن پیدا میکند تا گاهی اوقات به دیدن پدرش برود. این باید بسیار دشوار باشد. چگونه او توانسته است این کار را انجام دهد؟
- امی از چندین سوء استفاده رفتاری از خودش نجات یافته است[دوری کرده است]. چگونه او این کارها را انجام داده است؟ از کجا این قدرت را برای انجام این کار پیدا کرده است؟ آیا کسی به او کمک کرد تا این کار را انجام دهد؟ چگونه او با این مشکلات روبرو شده است و با توجه به پیچیدگی مشکلاتش چطور موفق شده است؟ پاسخهای او میتواند میل خود را به خود و خانواده اش نشان دهد. او باید "دلیل خوبی" داشته باشد تا برگشتن به زندگی با شوهرش همراه با مشکلات او را توضیح دهد. او درباره خودش و شوهرش چه فکری میکند که تصمیم گرفته است او را به خانه برگرداند؟ او میگوید بچههایش متوجه میشوند که اوضاع او در این زمان بهتر است.
- امی مدتهاست با ارائه دهندگان خدمات درمانی ارتباط داشته است. چه چیزی از ارائه دهندگان درمانی را مفید میداند؟ چه چیزی در گذشته از ارائه دهندگان درمان برایش مفید بوده است؟
فرض اصلی درمانگر راهحل محور
همه درمانگران، صرف نظر از رویکرد آنها، نگرشها و فلسفههای خاصی دارند که بر درمان تاثیر میگذارند. هنگامیکه درمانگران در حال صحبت با مراجعان هستند، اعتقادات، نگرشها و مفروضات پزشکان درباره آنچه که آنها معتقدند برای مراجعان تاثیر میگذارد را درنظر میگیرند؛ مثلا چگونه و چه چیزی را گوش میدهند، چه چیزی را انتخاب میکنند که در مورد آنها بپرسند و چه چیزی را نادیده بگیرند. درمانگر راهحل محور فرض میکند که مراجعان صلاحیت دارند خود را اثبات کنند و در غیر این صورت آنها منابع لازم برای یک زندگی رضایت بخش تر خواهند داشت. حفظ نگرش باور در نقاط قوت و توانایی مراجعان، مهارت حیاتی در یادگیری درمان مبتنی بر راهحل محور است. این باور از طریق استفاده از پرسیدن سوالات و مهارتهای کلامی و غیر کلامی انتقال مییابد. یکی از اصول اساسی برای درمانگر راهحل محور، اعتقاد به صلاحیت مراجع است (برگ 2000). گفتوگوها و پرسشها با نگرشی که بر تواناییها و نقاط قوت مراجع تمرکز دارد، ایجاد میشود. سؤالاتی که از آنها پرسیده میشود، با در نظر گرفتن زمان بندی آنها، جنبههای گفتوگوی تقویت شده و انتخابهای خاص کلامی، همه و همه تلاشی برای افزایش توانایی مراجعان است. درمانگر راهحل محور در هنگام گوش دادن به مراجعان برای شناسایی این ویژگیها، تقویت مثبتها و کشف نیروها و منابعی که هنوز کشف نشده، راه را ادامه میدهد. جدول 1-3 فرضیات اصلی متمرکز بر راهحلها را فهرست میکند. زمانی که پزشک در حال یادگیری نحوه ادغام فرضیات اصلی راهحل محور در گفتوگو است, چندین اصول مهم هستند. تشخیص این فرضیهها با صدای بلند با کودکان و والدین، حقیقتهای قانع کنندهای را بیان میکند که به ندرت میشنوند و [این فرضیهها از طرفی هم] بسیار قدرتمند هستند. کودکان بیشتر از والدین خود قدردانی میکنند، در شناسایی و کشف رابطه قدرتمند هستند و استعداد بین فرزند و والدین ارزشمند است. اظهار نظر والدین در مورد اینکه چقدر آنها فرزند خود را دوست دارند، و اینکه سخت است که برای فرزندشان کار کنند، و همچنین چگونه به طور مداوم آنها را از دست نمیدهند، با وجود تمام چالشها، تواناییهای والدین را در فرضیات اصلی برجسته میکند. با توجه به والدین و فرزندان، به اینکه پدر و مادر چقدر از توان بالقوه، نقاط قوت و موفقیت فرزندان، فرزند و والدین افتخار میکنند را تعریف میکند. والدین دوست دارند چیزهای خوب درباره فرزندشان را بشنوند، و بچهها میخواهند والدینشان به آنها افتخار کنند. [1] -Berg and Miller [2] -Jong and Berg [3] -De shazer and berg [4] -De Jong [5] -Ericson [6] -Rogers [7] -Watvilng [8] -Dolan [9] -Franklin [10] -Hoyt [11] -Ivson [12] -Kelly and blue-stone [13] -Nelson [14] -Pchaot and smok [15] -Roden [16] -Selekman [17] -Simon [18] -Stathe [19] -Those-klavoski [20] -Zigler and Hiller [21] -Forman [22] -Golding [23] -Kim [24] -Frosh [25] -Sherier [26] -Tripper [27] -Lambert [28] -Joe [29] -Bernzمحصولی عادتساز بسازیم! (کتاب الکترونیک)
35000 تومان
نقشه راه توسعه و تحقق موفقیت مالی (کتاب الکترونیک)
35000 تومان

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.