کتاب کنفرانس و چکیده مقالات اولین کنگره بین المللی و پنجمین کنگره ملی آموزش و سلامت کودکان پیش از دبستان
13
نفر در حال مشاهده محصول هستند
محصولات مرتبط
سوء استفاده عاطفی
30000 تومان
با کتاب صوتی سوء استفاده عاطفی نوشته بورلی انگل، میآموزید که چگونه سوء استفاده شدن و سوء استفاده کردن را در زندگی متوقف کنید.
این کتاب صوتی خلاصهای از کتاب سوء استفاده عاطفی (The emotionally abusive relationship) است. این اثر راهکارهایی را به شما میآموزد که از طریق آن میتوانید بر ترس، خشم، اضطراب، حس ناامنی و ناامیدی چیره شوید و چنانچه زوجی هستید که هر دو درگیر این موضوع شدهاید، میتوانید در رفع آن تلاش کنید.
سوء استفاده عاطفی شامل هر نوع رفتار غیر فیزیکی است که هدف آن کنترل کردن، ترساندن، تحقیر و تنبیه کردن، و به انزوا کشاندن شخص دیگری است. در واقع سوء استفاده عاطفی نوعی شست و شوی ذهنی است زیرا اعتماد به نفس فرد را نشانه رفته و به هسته درونی او آسیب وارد میکند. در بسیاری موارد زوجینی که درگیر رابطهی آلوده به سوء استفاده عاطفی هستند، حتی از وجود آن آگاه نیستند و دلیل مشکلات خود را «عدم تفاهم» میدانند. چنانچه شما مشکوک به درگیری در چنین روابطی هستید، به نحوی که مورد سوء استفاده عاطفی قرار گرفتهاید و یا از همسر خود سوء استفاده عاطفی میکنید، این کتاب صوتی به شما در حل مشکلتان کمک خواهد کرد.
کتاب حاضر به این افراد کمک میکند تا بتوانند به عقب برگشته و منشأ سوء استفاده را در کودکی خود پیدا کنند و از طریق برنامههای گام به گام به یافتن دلایل آن و بررسی عوامل آن پرداخته و آنها را حل و فصل نمایند و همچنین به آنها کمک میکند که با استفاده از راهکارهای پیشنهاد شده بتوانند خشم، شرم و ترس و حس ناامنی خود را، که در بچگی به وفور داشتهاند، کنترل کرده و تمرکز خود را به زمان حال معطوف دارند و سپس به تغییر رفتار سوء استفادهگری و یا جلوگیری از بروز این رفتار در طرف مقابل خود بپردازد.
این اثر در سه بخش تنظیم شده است. بورلی انگل (Beverly Engel) در بخش اول به شناسایی سوء استفاده عاطفی میپردازد. در این بخش تعریف کاملی از سوء استفاده عاطفی داده شده و انواع آن به تفصیل توضیح داده شده است. در بخش دوم که متوقف ساختن سوء استفاده نام دارد. نویسنده راهکارهایی را ارائه داده تا با کمک آنها فرد سوء استفادهگر و فرد قربانی، هر دو، و همچنین زوجهایی که درگیر چنین رابطهای هستند بتوانند از ادامه چنین روندی جلوگیری کنند. در بخش سوم هم به این افراد کمک میشود تا بتوانند خود را بازیابی کرده و دوباره احیا کنند و به دنبال آن به ایجاد رابطهای سالم روی آورند.
مدیریت نظام مراقبت بیماریهای واگیر (ارائه یک الگوی تجربی در بیمارستانها) راهنمائی برای سیاستگذاران، برنامه ریزان و مدیران نظام سلامت (کتاب الکترونیک)
35000 تومان
مقدمه
اولين بحث در خصوص مراقبت هاي بهداشتي اوليه به مدل داوسون [1] بر مي گردد كه در حوالي سال 1920 در بريتانيا مطرح گرديد. در دهه 1960 بسياري از كشورهاي در حال توسعه، شوق زيادي را براي ارائه خدمات درماني و مراقبت هاي پيشگيري نشان دادند. ولي همچنان به دليل فقر فرهنگي و فقدان شيوه رويكرد مناسب به اين خدمات، استفاده از اين خدمات را دچار مشكل نموده بود. علي رغم اين، مواردي شامل افزايش واكسيناسيون موفقيتي مناسب در ارائه خدمات بهداشتي است، كه توسط كشورهاي مختلف به اجرا در آمده بود. شايد شروع ارائه خدمات و مراقبت هاي بهداشتي اوليه را از جوامع فقير روستايي در چين[2]، تانزانيا[3]، سودان[4] و ونزوئلا[5] دانست. البته اين خدمات بيشتر شامل خدمات درماني بود. در طول دهه 1970 ، سازمان جهاني بهداشت، راه حل هاي جديدي براي ارائه و حل مشكلات پيشنهاد گرديد. كنفرانس آلماآتا[6] در سال 1978 به عنوان يكي از نقاط عطف در ارائه خدمات سلامت در دنيا محسوب مي گردد. در اين كنفرانس كه اكثر كشورهاي دنيا در آن حضور داشتند، تاكيد بر انجام اقدامات پيشگيري بر درمان، به عنوان يكي از مهمترين راه هاي تامين سلامتي تعيين گرديد. بر همين اساس نظام مراقبت هاي اوليه بر اساس چهار ركن اساسي: 1. عدالت 2. همكاري بين بخشي 3. مشاركت مردمي 4. استفاده از تكنولوژي مناسب شكل گرفت. در اين نظام خدمات مراقبت هاي اوليه در سه سطح تعريف گرديد(19). سطح اول خدمات شامل كليه خدماتي بود كه براي جلوگيري از بروز بيماري و يا حادثه تهديد كننده سلامت انجام مي گرفت. بعدها بر اساس تعريف ديگر، خدمات ارائه شده در اين سطح به دو دسته ديگر نيز تقسيم بندي مي شدند. دسته اول براي افرادي كه مستعد ابتلا به بيماري نبودند ولي ممكن است بعدها به بيماري يا حادثه دچار شوند (مانند كودكان و نوجوانان زير15 سال كه مستعد ابتلا به بيماري فشار خون نيستند ولي ممكن است كه بعدها به علت عدم رعايت سبك صحيح شيوه زندگي به آن بيماري مبتلا شوند) و دسته ديگر براي افرادي كه مستعد ابتلا به بيماري خاصي بودند (مانند كودكان زير شش سال كه مستعد ابتلا به بيماري هاي عفوني هستند كه تحت پوشش واكسيناسيون قرار خواهند گرفت) تعريف شده بود(20). سطح دوم خدمات شامل خدمات غربالگري بودند كه افرادي را كه به بيماري خاصي دچار هستند را شناسايي مي كند. سطح سوم خدمات بيشتر به درمان بيماري يا عوارض آن مي پردازد. در اين دسته درمان شامل درمان براي بيماري با عوارض برگشت پذير و توانبخشي براي بيماري هايي با عوارض برگشت ناپذير به منظور كاهش عوارض است. علي رغم تمامي موارد مطرح شده در مقدمه، استقرار نظام مراقبت هاي بهداشتي اوليه سال ها بطول انجاميد. در كشور ما از حوالي سالهاي 1353 كار مطالعاتي بر روي نظام سلامت ايران آغاز گرديد و پس از حدود پنج سال اولين نشانه هاي استقرار اين نظام در سال 1358 نمايان شد ولي تا استقرار كامل شبكه هاي بهداشتي درماني يعني در سال 1364 اين روند ادامه يافت. كه نتيجه آن راه اندازي خانه هاي بهداشت و بدنبال آن مراكز بهداشتي درماني روستايي در سطح مراقبت های بهداشتی اولیه [7]پس از استقرار برنامه روستاها و همچنين پايگاه هاي بهداشت و مراكز بهداشتي درماني شهري در سطح شهرها و ساير ساختارهاي نظام سلامت بود، شاهد پيشرفت سال به سال شاخص هاي سلامت كه نتيجه تلاش و موفقيت همه جانبه طراحان برنامه در جلب نظر سياستمداران بود، هستيم(21).مراقبتهاي بهداشتي اوليه
مراقبتهاي بهداشتي اوليه مراقبتهاي بهداشتي اساسي ميباشد كه توسط نظام بهداشتي با يك روش عملي و علمي قابل قبول از نظر روشها و تكنولوژي، قابل تحمل از نظر هزينه ها (براي جامعه و كشور) و با مشاركت كامل مردم و روحيه خود اتكايي به افراد و خانواده ها در سطح جامعه ارائه ميگردد. سازمان جهاني بهداشت مراقبتهاي بهداشتي اوليه را اين چنين تعريف ميكند : مراقبتهاي بهداشتي اوليه مراقبتهاي اصلي در زمينه بهداشت است كه بايد براي همه افراد و خانواده هاي جامعه قابل دسترس باشد. اين خدمات بخش اساسي نظام بهداشتي و توسعه اقتصادي اجتماعي كشور است. مراقبتهاي بهداشتي اوليه اولين سطح تماس فرد، خانواده و جامعه با نظام بهداشتي كشور بوده و خدمات را تا حد ممكن به جايي كه مردم در آن كار و زندگي ميكنند ميبرد(19). هدف از ارائه اين مراقبتها حفظ، نگهداري وارتقاء سطح سلامت افراد جامعه است و امروزه بر اين نكته تاكيد ميشود كه خدمات بهداشتي بايد طيف كامل خدمات پيشگيري، درماني و بازتواني را پوشش دهد. براي مراقبتهاي بهداشتي اوليه وجوه فلسفي و استراتژيك به شرح زير در نظر گرفته شده است : 1- مراقبتهاي بهداشتي اوليه وجهي فلسفي دارد زيرا : بهداشت در تعريف، جامعيتي را در بر ميگيرد كه علاوه بر مراقبتهاي بهداشتي درماني، آميختگي و هماهنگي بخش اعظم اقتصادي ـ اجتماعي جامعه يعني كشاورزي و دامپروري، نيرو، مسكن، كار، آموزش، ارتباطات را شامل ميشود. متكي بر مشاركت مردم است و ميخواهد نيازهاي اساسي بهداشت را به تقاضا و طلب جامعه تبديل كند. متضمن توزيع عادلانه منابع اجتماعي بين طبقات مردم بويژه طبقات محروم جامعه است، چون ميخواهد امكانات بهداشتي را تا حد ممكن به محل كار و زندگي مردم نزديك كند. 2- مراقبتهاي بهداشتي اوليه وجهي استراتژيك دارد زيرا : سلامتي را به عنوان محور توسعه شناخته كه همواره بايد از اولويت در سرمايه گذاريهاي توسعه كلي جامعه برخوردار باشد. عرضه مراقبتهاي اوليه بهداشتي در اولين سطح تماس جامعه با نظام بهداشتي كشور به صورت خدماتي هماهنگ و تلفيق يافته آغاز ميشود و جامعيت خود را در سطوح بعدي تكامل ميبخشد. مشاركت مردم را در كليه مراحل برنامه ريزي، اجرا و نظارت طلب ميكند. با سطح بندي خدمات و از طريق نظام ارجاع و همچنين بكارگيري تكنولوژي مناسب و متناسب با سنتها و امكانات محلي باعث ميشود كه اين خدمات با كمترين بهايي كه جوامع و دولتها قادر به پرداخت آن هستند در دسترس همگان قرار گيرد. براي وصول به هدفهاي خود نيازمند نظام بهداشتي مناسبي است كه تامين اين هدفها را ممكن سازد. چنين نظامي بايد با انجام پژوهشهاي كاربردي به اصلاح خويش بپردازد و تغييرات ضروري را براي هر مرحله پذيرا باشد(22).هوش و استعداد در دوران خردسالی فعالیتهای کاربردی برای کودکان 3 تا 5 ساله
33000 تومان
نمیتوان اهمیت آموزش ابتدایی را ناچیز پنداشت. علاقه به یادگیری و حس هیجان، هدفمندی و خلاقیتی که در سنین پایین شکل میگیرد تأثیر ماندگار و دیرپایی در زندگی جوانان دارد. فرصتهایی که در سنین کودکی ایجاد میشوند میتوانند به اشتیاق مادامالعمری تبدیل گردند که به دنیای ما تنوع و غنا میبخشند که این تنوع و غنا درنهایت زندگی تمامی انسانها را ارتقا میبخشد. بهعنوان کسی که با کودکان کم سن و سال کار میکنید شما بهترین موقعیت را برای فراهم ساختن چنین فرصتهایی دارید. اینیک موقعیت بسیار ممتاز است که در آن قرار داریم ما باید کمک کنیم تا کودکان به نحوی بزرگشده و رشد کنند که بتوانند تمام قابلیتها و استعدادهایشان را پرورش داده و به کار بگیرند. اگر شما این کتاب را مطالعه میکنید پس این احتمال وجود دارد که شما سرپرستی کودکانی را بر عهدهدارید که تواناییهایی فراتر از اقتضای سنشان نشان میدهند. این کودکان که گاهی اوقات به آنان تال پاپی نیز گفته میشود در سنین پایینتر کارهایی انجام میدهند که شما را حیرتزده میکنند؛ مانند کودکی که به قسمت کتابهای داستان کتابفروشی رفته و برای خودش کتاب میخواند. شکی نیست که گاهی اوقات کودکان خردسال بیشتر ازآنچه ما فکر میکنیم توانایی دارند. طرحهای ملی در بریتانیا[1] (مداخلات اولیه، اسکاتلند؛ بنیاد استیج، انگلیس و ولز) به افزایش سطح انتظارات در میان معلمان و مربیان کمک کرده است. شاید کودکانی که عنوان باهوش و بااستعداد را دریافت میکنند کمتر موردتوجه قرارگرفتهاند. کتاب حاضر به بررسی تجربیات آموزشی کودکان باهوش و بااستعداد خواهد پرداخت.
مشاهدهشده است که طرحهای ملی و بینالمللی به شکل روزافزون به سمت آموزش فراگیر حرکت میکنند. مباحثاتی فراوان در مورد معنی این اصطلاح وجود دارد و کتابهای فراوانی در کتابفروشیها وجود دارد که دقیقاً به این موضوع پرداختهاند؛ زیرا هدف این کتابها (که موضوعشان آموزش فراگیر است) این است که کودکان از یکدیگر بیاموزند، از بزرگسالانی که اطراف آنها هستند و از جوامع و خانوادههایشان یاد بگیرند.
کانون توجه این کتاب بررسی و کشف نحوهی برآوردن نیازهای کودکان تالپاپی در چهارچوب آموزش فراگیر است
فصل اول این کتاب به توصیف و تشریح ماهیت هوش میپردازد. این فصل به بررسی عناوین و برچسبهایی میپردازد که برای توصیف کودکان باهوش و بااستعداد به کار میرود و نشان میدهد که چگونه اعتقادات بزرگسالان در مورد هوش، بر رفتار، سخنان و نگاه آنها نسبت به سنین کودکی تأثیر میگذارد. این فصل مربیان و معلمان را به چالش تفکر در مورد ماهیت هوش میکشد.
فصل دوم به حوزهی دشوار شناسایی میپردازد. این فصل روشهایی کاربردی برای تشخیص فراگیران خردسال باهوش و بااستعداد پیشنهاد میکند – سؤالات مصاحبه، برگههای مشاهده و برگههای ردیابی روشهایی هستند که برای ترسیم یک تصویر کلی از کودک و تواناییهایش پیشنهادشدهاند. هنگامیکه این اطلاعات گردآوری شدند. این فصل بررسی میکند که شما چگونه میتوانید این اطلاعات را به مستندات و اطلاعات ملی ارتباط داده تا بتوانید تجارب یادگیری چالش زا ایجاد کنید.
فصل سوم و چهار برنامهی آموزشی را موردبررسی قرار میدهد: رشد حرکتی/ تحریک فیزیکی، موسیقی، زبان و ریاضیات؛ و در مورد اینکه بهتر است چه پاسخهای پیشرفتهای به فعالیتها و توانمندیهای معمول سالهای اولیه در این حوزهها داد، پیشنهادهایی را ارائه میدهد.
چهارفصل بعدی، از فصل چهارم تا فصل هفتم به حوزههای جداگانهی برنامه آموزشی پرداخته و شامل ایدههایی برای فعالیتهای چالشبرانگیز است. برگههای فعالیت را میتوان به شکل اصلی مورداستفاده قرارداد و یا میتوان آن را برای انطباق با شرایط فردی تغییر داد. این فصول بهعنوان یک نیاز ویژه در محدوده برنامه آموزشی خاص مطرح میشود.
فصل پایانی تمام افکار و ایدهها را از سرتاسر کتاب جمعآوری کرده و آنها را یکپارچه میکند. این فصل همچنین تأکید میکند که نیاز داریم فرزندان باهوش و بااستعدادمان را به چالش بکشیم و اطمینان یابیم که فرصتهای یادگیری چالشبرانگیز را برای همه ایجاد خواهیم کرد.
این نکته را باید در نظر داشت که چهار کشوری که بریتانیا (پادشاهی متحده) را تشکیل میدهند اصطلاحشناسی یا ترمینولوژی اندک متفاوتی دارند:
اسکاتلند: دانشآموزان توانمند
ایرلند شمالی: کودکان باهوش
ولز: دانشآموزان توانا و بااستعداد
انگلستان: باهوش و بااستعداد
[1]. بریتانیا شامل کشور انگلیس، اسکاتلند، ولز و شمال ایرلند است
یکپارچگی سازمانی،خطای فردی و ساختار حقوقی جامعه
تجزیه و تحلیل فساد و سایر موارد سوء رفتار در سازمانها گاهی منجر به بحث در مورد ویژگیهای فرهنگهای مختلف میشود. ادبیات تحقیق زیادی در رابطه با همبستگی بین فرهنگ چینی (Schweitzer 2009)، فرهنگ روسیه (Shulzhenko 2012)، فرهنگ هند (سویم 2012) یا فرهنگ مجارستان و موضوع فساد وجود دارد. البته، فرهنگ سوء رفتار با افرادرا بسیار پیچیده نقد میکند و به نوعی به نظر میرسد که آن را به ویژگیهای خاص مناطق مختلف جهان نسبت میدهد (Hofstede 1991). با این حال، از نظر عملی، این بعد از فرهنگ خیلی مفید نیست. فرهنگ ممکن است قابل توصیف باشد، اما قطعاً تغییر نخواهد کرد. شما میتوانید این وضعیت را در بحث استانداردهای بین المللی و اخلاق در سطح بالاتر در رفتار مدیریت نقد کنید. با این حال، این نوع بحث باعث میشود مشکل تحلیل بدتر شود. اگر ما نمیتوانیم فرهنگ را تغییر دهیم، چگونه میتوانیم با تمرکز بر رفتار اخلاقی، مشکل سوء رفتار مدیران را حل کنیم؟ در حقیقت، در زندگی روزمره همیشه میتوانیم کارکنان را از انجام سوء رفتار حفظ کنیم، و وسوسه میشویم که رفتار بد یا شخصیتهای جنایتکارانه را شناسایی کنیم. اگر چه ممکن است جامعه یا افراد را سرزنش کنیم اما تلاش ما تمرکز بر ارتباط گمشده بین جامعه و فرد است. بنابراین بهتر است سازمان خودمان را بررسی کنیم زیرا نه تنها تجزیه و تحلیل آسانتر میشود، بلکه قابل تغییر است. سازمان چگونه میتواند ارتباط نامشروع بین جامعه و فرد را شناسایی کند؟ ما از این واقعیت آگاهیم که سازمانها تأثیر قابل توجهی در رفتار فردی و در تعامل (داگلاس 1966) دارند. سازمانها افراد را مجبور میکند که رفتار خاصی را دنبال کنند تا به اهداف سازمانی خود برسند (Goffmann 1961). ممکن است بلافاصله این قدرت را در پشت هر اهداف سازمانی به رسمیت نشاند، اما در عین حال تعریف روابط و تعاملات بین افراد در سازمانها (وبر 1922) وجود دارد. هنوز ارتباطاتی بین جامعه، فرهنگ و شخصیت افراد وجود دارد. آنچه وظیفه ماست درک بخشهای سازمانی است. برای انجام این کار، عمل باید به حوزههای تحلیلی مختلف تقسیم شود (Parsons 1964، 1978). بنابراین میتوانیم ارزشهای خاص اما غالباً متناقض را که نمیتوان بدون هیچ گونه تفکیک تحلیلی توصیف کرد، کشف کنیم. در حقیقت بین فرهنگ و جامعه تعادل وجود ندارد، بلکه بین انتظارات درون سازمانی تعادل وجود دارد.

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.