بازی فروش (کتاب الکترونیک)
بازیهای عزت نفس برای کودکان (کتاب الکترونیک)
عزت نفس اصطلاحی در روانشناسی است که بازتابی از برآورد یا ارزیابی یک فرد از ارزشهای خود میباشد. به عبارت دیگر، عزت نفس، باور یک فرد از ارزش و اهمیت خود میباشد. این باور، همزمان با شناخت هویت خویشتن به وسیلهی کودک در وی ایجاد شده و کودک از اولین روزهایی که خویشتن را درمییابد، مجموعهای از ارزیابیها از خود میکند. نتیجه این ارزیابیها عزت نفس وی را شکل میدهند. چنین دیدگاهی به صورت همیشگی همراه وی بوده و حتی میتواند بر سرنوشت و آینده وی تاثیر بگذارد.
ایجاد و پرورش عزت نفس در کودکان راههای زیادی دارد ولی یکی از موثرترین و در عین حال هیجانانگیزترین روشهای ایجاد عزت نفس در کودکان، استفاده از ابزار بازیها میباشد. در واقع، با استفاده صحیح از بازیهای مناسب میتوان دیدگاه و باور کودک نسبت به خود و ارزش خود در محیط را تغییر داده و به وی کمک کرد که درک بهتری از خود داشته و دیدی واقعبینانه عزت نفس را در خود پرورش دهد.
کتاب حاضر یکی از بهترین نمونهها در زمینهی پرورش و ایجاد عزت نفس در کودکان با استفاده از بازیها میباشد. نویسنده کتاب، دبورا ام. پلامر، یکی از افراد زبده در زمینه عزت نفس کودکان است که تجریه چندین سال کار عملی و علمی خود را در قالب این کتاب عرضه کرده است. در باب اول کتاب، پیشینه نظری و عملی موضوع مورد بررسی قرار میگیرد. در این باب، به این سوال اساسی پاسخ داده میشود که چرا باید از بازیها برای حمایت از عزت نفس سالم در کودکان استفاده کرد. سپس در باب دوم، در 10 بخش مجزا، بازیهای زیادی برای شناخت خود، ایجاد و حفظ عزت نفس در کودکان معرفی شده است. در این بازیها سعی شده است که از بازیهای رقابتی صرفنظر شود تا کودکان با آرامش بیشتری به مفاهیم توجه کنند.
لازم به ذکر است که این کتاب مکملی بر کتاب «کمک به کودکان در ساخت عزت نفس» از همین مولف میباشد که توسط مترجمان حاضر پیشتر ترجمه و چاپ شده است. امید است این کتاب نیز همانند کتاب قبل در مسیر تربیت کودکانی سالم مفید و موثر باشد. همچنین، در ترجمهی این کتاب سعی شده است تا حد امکان سبک و روش نوشتن مولف رعایت شود.
برای داشتن دوران کودکی شاد و خوشحال، هیچوقت دیر نیست
چیزی که کسی را نمیکّشد او را قوی تر میکند
مردم غربی در یک فرهنگ اشباع از لحاظ روانشناسی زندگی میکنند و این عقیده مشترک وجود دارد که علت مشکلات روانی افراد در آنچه که در گذشته برایشان رخ داده است نهفته است. به همین دلیل بسیاری از ما سعی میکنیم ریشه رنجهایمان را به دوران کودکی خود نسبت دهیم. به ما آموخته شده است كه علت اصلی مشكلات ما این است كه یا در دوران كودكی از چیزی محروم شده ایم یا تجربههای آسیب زایی را متحمل شده ایم. کارشناسان توضیح دادهاند که سالهای اول زندگی ما برای زندگی بعدی ما بسیار مهم است و والدین، به ویژه مادران، داوریهای بی معنی کارشناسانی را تحمل میکنند که با همان شیوه قدیمی برخورد میکنند: همه مشکلات، از خیس کردن تختخواب تا ارتکاب جرم و خشونت، از کودکی ناشی میشود. ما در همه جا با این آموزه روانشناختی روبرو هستیم: در بحثهای عمومی، اجتماعی و سیاسی، بحثهای رسمی و غیررسمی، برنامههای گفتگو، روزنامه ها، ادبیات و مصاحبههای تخصصی، متون دانشجویی و مقالات مذ کور درمجلات.
معدود افراد معتقدند که تجربیات دشوار دوران کودکی هیچ نشانه از تاثیر بر ما نمیگذارد، یا این که تجربه نیروها و منابع آسیب دیده در محیط زیست ما بر رشد و پیشرفت ما تأثیر فاحشی نمیگذارد. با این حال، رابطه بین مشکلات امروز و تجربیات منفی در کودکی ممکن است به همان اندازه که ما فکر میکنیم آشکار نباشد. آیا دوران کودکی دشوار لزوماً به بزرگسالی با تجارب ناخوشایند منتهی میشود، یا فرد میتواند علی رغم آسیبها و ناراحتیهای قبلی، به خوبی زنده بماند؟ چگونه میتوان توضیح داد كه بسیاری از افراد با سلامتی، دوران كودكی سختی را پشت سر گذاشته اند، و در عین حال بسیاری دیگر كه با مشكلات جدی در بزرگسالی دست و پنجه نرم میكنند، همانند كودكانی بودهاند که با خوشحالی نسبی بزرگ شده اند؟ بسیاری از افرادی که دوران کودکی سختی را تجربه کرده اند، میتوانند مانند بزرگسالان دچار مشکلاتی شوند، اما هیچ کس نمیتواند با اطمینان بگوید که تجربیات دوران کودکی به طور قطع باعث ایجاد این مشکلات شده است.
از نظر آماری، کودکانی که در شرایط نامساعدی رشد میکنند - به عنوان مثال، خانوادههایی که دارای خشونت، مصرف مشروبات الکلی توسط والدین یا مشکلات روحی مداوم دارند - بیشتر از کودکانی که دوران کودکی نسبتاً نرمالی داشته اند، احتمال رویارویی با مشکلات مختلف در زندگی آینده دارند. با این حال، همبستگی با علت یکسان نیست. به جای این ادعا كه تجربیات منفی در كودكان به طور خودکار باعث ایجاد مشكلاتی در زندگی آینده میشوند، باید این آمار که میزان خطر را نشان میدهند، مورد توجه قرار گیرند.
برای داشتن دوران کودکی شاد و خوشحال، هیچوقت دیر نیست (کتاب الکترونیک)
چیزی که کسی را نمیکّشد او را قوی تر میکند
مردم غربی در یک فرهنگ اشباع از لحاظ روانشناسی زندگی میکنند و این عقیده مشترک وجود دارد که علت مشکلات روانی افراد در آنچه که در گذشته برایشان رخ داده است نهفته است. به همین دلیل بسیاری از ما سعی میکنیم ریشه رنجهایمان را به دوران کودکی خود نسبت دهیم. به ما آموخته شده است كه علت اصلی مشكلات ما این است كه یا در دوران كودكی از چیزی محروم شده ایم یا تجربههای آسیب زایی را متحمل شده ایم. کارشناسان توضیح دادهاند که سالهای اول زندگی ما برای زندگی بعدی ما بسیار مهم است و والدین، به ویژه مادران، داوریهای بی معنی کارشناسانی را تحمل میکنند که با همان شیوه قدیمی برخورد میکنند: همه مشکلات، از خیس کردن تختخواب تا ارتکاب جرم و خشونت، از کودکی ناشی میشود. ما در همه جا با این آموزه روانشناختی روبرو هستیم: در بحثهای عمومی، اجتماعی و سیاسی، بحثهای رسمی و غیررسمی، برنامههای گفتگو، روزنامه ها، ادبیات و مصاحبههای تخصصی، متون دانشجویی و مقالات مذ کور درمجلات.
معدود افراد معتقدند که تجربیات دشوار دوران کودکی هیچ نشانه از تاثیر بر ما نمیگذارد، یا این که تجربه نیروها و منابع آسیب دیده در محیط زیست ما بر رشد و پیشرفت ما تأثیر فاحشی نمیگذارد. با این حال، رابطه بین مشکلات امروز و تجربیات منفی در کودکی ممکن است به همان اندازه که ما فکر میکنیم آشکار نباشد. آیا دوران کودکی دشوار لزوماً به بزرگسالی با تجارب ناخوشایند منتهی میشود، یا فرد میتواند علی رغم آسیبها و ناراحتیهای قبلی، به خوبی زنده بماند؟ چگونه میتوان توضیح داد كه بسیاری از افراد با سلامتی، دوران كودكی سختی را پشت سر گذاشته اند، و در عین حال بسیاری دیگر كه با مشكلات جدی در بزرگسالی دست و پنجه نرم میكنند، همانند كودكانی بودهاند که با خوشحالی نسبی بزرگ شده اند؟ بسیاری از افرادی که دوران کودکی سختی را تجربه کرده اند، میتوانند مانند بزرگسالان دچار مشکلاتی شوند، اما هیچ کس نمیتواند با اطمینان بگوید که تجربیات دوران کودکی به طور قطع باعث ایجاد این مشکلات شده است.
از نظر آماری، کودکانی که در شرایط نامساعدی رشد میکنند - به عنوان مثال، خانوادههایی که دارای خشونت، مصرف مشروبات الکلی توسط والدین یا مشکلات روحی مداوم دارند - بیشتر از کودکانی که دوران کودکی نسبتاً نرمالی داشته اند، احتمال رویارویی با مشکلات مختلف در زندگی آینده دارند. با این حال، همبستگی با علت یکسان نیست. به جای این ادعا كه تجربیات منفی در كودكان به طور خودکار باعث ایجاد مشكلاتی در زندگی آینده میشوند، باید این آمار که میزان خطر را نشان میدهند، مورد توجه قرار گیرند.
برنامه کاهش آسیب به شیوهی راه حل محور کار اثربخش با افراد سوء مصرف کننده مواد (کتاب الکترونیک)
چکیده
در این فصل، اطلاعاتی در مورداستفاده از SFTB و HR را بهعنوان یک روش ارائه میدهیم. این فصل همچنین اهداف این کتاب را تعیین میکند و همچنین توصیفی درباره محتویات هر فصل ارائه میدهد. کلیدواژهها: زیان کاهی، درمان کوتاهمدت راهحل محور، خانه هایی که به بی خانمان ها داده می شود و در آنجا اجازه مصرف الکل دارند (wet service)، اعتیاد، مرکز اعتیاد ملی،دانشگاه ملی ایرلند گالوی (NUIG)، دانشگاه شمال لندن، کالج جزیره استتن. دو موضوع زمینه این کتاب یعنی کاهش آسیب[1] (HR) و درمان کوتاهمدت راهحل محور[2] (SFBT)، موضوعاتی هستند که تنها چند دهه پیش به نظر میرسید، مانند چالشهای عمدی برای ارتودکسی غالب سوءمصرف مواد درمانی باشند: یک ارتودکسی که پرهیز کلی را اگر تنها هدف صحیح درمان نباشد بهصورت بهینه در نظر میگیرد، و همچنین درمان طولانیمدت و با شدت را درجایی که نتایج مثبت موردتوجه قرار میگیرند بهعنوان یک ضرورت در نظر میگیرد. بااینحال، در دهههای اخیر، به دلیل پذیرش بیشتر شواهد پژوهشی و رویکرد عملگرایانهتر توسط سیاستگذاران، هم HR و هم مداخلات درمانی کوتاهمدت برای سوءمصرف مواد، پذیرش گستردهای را به دست آوردهاند. هدف من در این کتاب، این است که به چگونگی موفقیت HR و مداخلات درمانی کوتاه مدت با ترکیب کار با مسائل پیچیده سوءمصرف مواد در اربابرجوعانی که ممکن است قبلاً مدیریت خدمات بهداشتی و اجتماعی برایشان غیرممکن به نظر میرسید بپردازم. من قصد دارم این کار را با استفاده از ادبیات تحقیق و آموزش در مورد این موضوعات انجام دهم و همچنین بهطور گسترده بر تجارب عملی خود در این زمینه تمرکز کنم. روانشناس بالینی شدن یکی از مهمترین مواردی است که در طول این مسیر تجربه کردم: من در این مسیر نظافتچی، کارگر ساختمانی، نماینده خدمات به مشتری در یک شرکت هواپیمایی، متصدی بار و پیشخدمت بودن را تجربه کردم. من همچنین در یک پارک تفریحی و در یک پیتزافروشی هم کارکردم. در سال 2014، درنهایت بهعنوان یک روانشناس بالینی شروع به کارکردم. وقتی 17 ساله بودم، برای زندگی به نیویورک رفتم. من در اصل از شهر کوچکی در غرب ایرلند آمده بودم و سفر به نیویورک با یک توقف کوتاه کاری در ساختمانهای لندن انجام شد. اینکه مستقیم به نیویورک نرفتم و مدتی در ساختمانهای لندن کارکردم از سر علاقه نبود بلکه میخواستم برای سفر به نیویورک پول جمع کنم. من در امتحانات نهایی دبیرستان مردود شدم و شروع به کار در خارج از کشور کردم، در آن زمان (دهه 1980)، در ایرلند بهسختی کار پیدا میشد. منظورم را اشتباه متوجه نشوید، من ایرلند را با اکراه ترک نکردم، خیلی دوست داشتم مسافرت کنم و نیویورک بهعنوان مقصد، حسی کاملاً بیگانه بود. در مدتی که در نیویورک زندگی میکردم شروع به تحصیل در رشته روانشناسی در کالج استتن کردم و برای ادامه راهم کارهای گوناگونی را انجام میدادم. وضعیت مالی من در آن زمان بهگونهای بود که نشان میداد نمیتوان تحصیلاتم را بهعنوان یک دانشجوی خارجی به اتمام برسانم، بنابراین مجبور شدم نیویورک را ترک کنم و به لندن بازگردم. برگشتم، در ابتدا برای یک ساختمان تجاری حدود یک سال کارکردم. بعدازآن شروع به کار با مردمی کردم که بیخانمان بودند و متوجه شدم که واقعاً این کار را دوست دارم. این کار چالشبرانگیز و سخت بود اما شگفتانگیز هم بود. واقعاً از کاری که میکردم راضی بودم و احساس میکردم کار مثبتی انجام میدهم. بسیار عملی بود و شغلی بود که من میخواستم. در مدت اقامتم در لندن (تقریباً ده سال) من با خدمات شهروندی بیخانمان ها کار میکردم و در طول این دوره مدرک تحصیلی اعتیاد (از طریق مرکز اعتیاد ملی) و یک مدرک در کار اجتماعی (دانشگاه شمال لندن) کسب کردم. وقتی در سال 2000 به ایرلند برگشتم، شروع به کار با یک تیم سوءمصرف مواد کردم و 11 سال در آنجا مشغول به کار شدم. در آن دوره مدارک تحصیلی مشاوره و روانشناسی و کارشناسی ارشد در رشته اعتیاد را کسب کردم و درنهایت در رشته روانشناسی مدرک خود را گرفتم. در سال 2011، من برای طرح روانشناسی بالینی در NUI Galway پذیرفته شدم و در سال 2014 این طرح را تکمیل کردم. دلایلی که اینها را توضیح میدهم این است که خواننده ناامید نشود و به خودش نگوید که «خدای من او واقعاً مرد بزرگی است»، برای من مهمتر این است که خواننده خودش را در جای من بگذارد و بداند که من از کجا به کجا رسیدم. من خودم را یک کارشناس نمیدانم، چون احساس نمیکنم که همهچیز را میدانم، که البته نمیدانم؛ اما تجاربی دارم که امیدوارم بتوانم با شما در این کتاب به اشتراک بگذارم. من همیشه مجذوب افرادی میشدم که دارای نگرش مثبت و واقعگرایانه هستند. همیشه به داستان لیوان نیمهپر/ لیوان نیمهخالی فکر میکنم. اگر انتخاب کنیم که نیمهخالی لیوان را ببینیم، تأثیر بر دید زندگی ما خواهد داشت. اگر نیمهپر لیوان را ببینیم، زندگی کمی بهتر میشود. واقعیت این است که آب دقیقاً در نیمه لیوان است. چگونه آن را میبینیم و راهی را که برای برخورد با آن لیوان انتخاب میکنیم میتواند آینده ما را رقم بزند. نمیگویم که زمانهایی وجود ندارد که همهچیز دشوار باشد، وجود دارد. اگر یک زندگی را زندگی کرده باشید، با درد مانند لذت روبرو خواهید شد. ما میتوانیم بر روی درد تمرکز کنیم یا به دانشی که با تجربه درد به دست میآوریم نگاه کنیم. میتوانیم درباره توانایی خود برای مقابله با درد سخن بگوییم. از خودمان بپرسیم «چگونه زنده ماندیم؟» این رویکرد به زندگی همیشه برای من یک نتیجه مثبت با خود داشته است. برای اولین بار که به SFBT معرفی شدم زمانی بود که در مرکز اعتیاد ملی در لندن در اویل دهه 1990 تحصیل میکردم. فکر میکردم این رویکرد واقعاً رویکرد خوبی باشد اما بلافاصله به ذهنم رسید بر گروه اربابرجوعانی که من با آنها کار میکردم جواب نمیدهد. در زمان من با افرادی کار میکردم که هم الکلی و هم بیخانمان بودند. ما افرادی کار میکردم که بیخانمانی را برای چندین سال تجربه کرده بودند و در تیمهای توسعه کار کرده بودم و همچنین دسترسی مستقیم به خوابگاه بیخانمانها داشتم. دقیقاً در آن لحظه من SFTB را درک کردم، من در یک محیط مسکونی که در آنجا افراد مجاز به استفاده از الکل در محل بودند کار میکردم (اغلب به این مکانها Wet House هم گفته میشود): در اصل یک واحد مسکونی HR برای افراد وابسته به الکل. کار من در HR در اوایل دهه 1990 شروع شد زمانی که ابتدا شروع به مار با افرادی کردم که بیخانمانی را تجربه میکردند. در ابتدا، احساس کردم این رویکرد تقریباً خلاف درک یا انتقال مستقیم است، زیرا احساس کردم که بهترین اقدام برای افرادی که به مواد معتاد هستند این است که آنها را متوقف کنیم. این دیدگاه خلاف آن چیزی است که افرادی که با آنها کار میکردم میخواستند. همیشه احساس میکردم به روشی محترمانه با مردم رفتار میکنم و همیشه به آرزوهای آنها احترام میگذارم، ازجمله ادامه دادن به مصرف مواد مخدر، اما درجایی، حداقل در ابتدا، احساس کردم باید کار دیگری در رابطه با فردی که مواد مخدر استفاده میکند انجام دهم. بااینحال، اینزمانی تغییر کرد که من شروع به کار با مواد مخدر فعال و مصرفکنندگان الکل و شروع به پذیرش نظریه و شیوه HR برای کارم کردم. متوجه شدم که این رویکرد انسانی است و بر خواستههای اربابرجوع تمرکز دارد. و احساس کردم که این رویکرد دارای ارزش است. این رویکرد عملی تا حد زیادی به صلاحیت اولیه من در اعتیاد کمک کرد که من در دهه 1990 شروع کرده بودم. این کاربرد ازنظریه در عمل همواره برای من جذاب بوده است. شاید به این دلیل باشد که من قلباً شخصی اهل عمل هستم. اغلب به خودم میگویم اگر راهی وجود داشته باشد که کار کند، اجازه بده که کار کند. ابتدا من شروع به کار با اربابرجوعان وابسته به الکل کردم و شروع به پذیرش برخی از استراتژیهای HR به کاری کردم که در نظر گرفته بودم. مشاهده کردم که این روشی قابلاحترام و اثباتشده برای کار است. در اماکنی که به بیخانمانها جا میدهند و مصرف الکل آزاد است کار میکردم، تعداد زیادی از اربابرجوعان من مردان و زنان بالای 49 سال بودند که احساس ناامیدی میکردند و قادر نبودند مصرف الکل را ترک کنند. اکثر آنهایی برای ترک الکل یا کم کردن آن ناموفق بودند و هدف ما این بود که سه وعده در روز به آنها الکل بدهیم، دسترسی به مراقبتهای بهداشتی را اطمینان دهیم، افرادی کلیدی کار بهمنظور شناسایی و امیدواری نیازهای منحصربهفرد آنها را برآورده میساختند و یک روش HR برای سوءمصرف الکل برای آنها اتخاذ میکردند. من فکر کردم SFBT یک ایده بسیار خوب بود اما هیچ راهی برای کار با افرادی که من با آنها کار کرده بودم وجود نداشت. اشتباه میکردم. با نگاه به گذشته مطمئن نیستم که چرا فکر میکردم نمیتوانم برای اربابرجوعان خود این شیوه را بهکارگیرم اما کاملاً مطمئن بودم این SFBT با گروه اربابرجوعان من کار نخواهد کرد. درنهایت، شروع کردم تا از جنبههای SFBT در کار خود استفاده کنم و از اینکه چگونه هر دو روش HR و SFBT کاملاً متناسب کار من بودند متعجب شدم. من در ابتدا به SFBT با این نگرش که این رویکرد کار من یا زندگی کسانی که من با آنها کار میکردم را تغییر میدهد، نگاه نمیکردم. با آن مبارزه کردم و فکر کردم «بله، این واقعاً روش ساده کار کردن است اما فقط بر روی افرادی که من با آنها کار کرده بودم تأثیرگذار نبود». من هیجانزده شده بودم که روشی است که به نظر میرسد ارزش یکبار امتحان را دارد. متقاعد شدم که اگر درواقع با هر روشی با گروه ارباب جوعی که من با آنها کار میکردم کار کند، شایسته مطالعات بیشتری است. درنهایت، توسط یکی از همکاران در دورهای که برای سؤال معجزهآسای یک اربابرجوع که با او کار میکردم پرسیده شده بود به چالش کشیده شدم و نتیجه این تعامل منجر به یک کار عاشقانه با این رویکرد در 25 ساله گذشته شده است. امیدوارم بتوانم این تجربه را با شما در سرتاسر کتاب به اشتراک بگذارم و نشان دهم که چگونه هر دو رویکرد باهم در تحویل مداخلات برای افرادی که مشکل مصرف مواد را تجربه میکنند ترکیب کرد. مدتها بود که متوجه شدم که این رویکرد ترکیبی با استفاده از SFBT و HR بسیار خوب بود. بااینحال، یک لحظه یورکا[3] وجود داشت و از آن به بعد من به منافع بیشتری به اربابرجوعانی که با آنها با روش HR و SFBT کار میکردم ارائه دادم. با توجه به شیوع اعتیاد در جامعه و این واقعیت که اعتیاد قابلدرمان است، بسیاری از درمانگران و دانشجویان ممکن است احساس عدم امنیت و یا عدم آمادگی برای کار با افرادی که مشکلات مربوط به اعتیاددارند حس کنند. این کتاب باهدف کمک به کسانی است که علاقهمند به ایدهها و تئوریهای جدید در مورد اعتیاد هستند. همچنین هدف آن اطلاعرسانی به دانشجویانی است که قصد دارند عمیقتر درک کنند درباره افرادی که با سوءمصرف از مواد مخدر مواجه هستند کار کنند. این کتاب صرفاً برای کارشناسان اعتیاد نیست بلکه به گروههای گستردهتر متخصصان بهداشت و درمان و است که ممکن است در مواردی که در گروههای اربابرجوع قرار میگیرند، مسائل مربوط به سوءمصرف مواد مخدر را ارائه دهد. این کتاب به دنبال ارائه یک درک صحیح از SFBT و HR و چگونگی اعمال این نظریهها و شیوهها به موارد شغلی واقعی با سوءمصرف مواد مخدر است. من فصلهای کتاب را به روشی سازماندهی کردهام که خواننده را هم ازنظر نظری و هم ازنظر عملی SFBT و HR راهنمایی میکند. در فصل دوم، درباره ریشههای SFBT و مفاهیم اولیه این رویکرد بحث خواهم کرد درحالیکه یک مرور کلی از مهارتهای لازم برای تمرین عملی ارائه میکنم. این فصل نقش منحصربهفرد SFBT برای درمان، اخلاق و فلسفه آن و نحوهای که مفاهیم و ابزارها ساده به نظر برسند ارائه خواهد داد، ولی اینها به این معنی نیست که عملی کردن این مفاهیم ساده است. من همچنین تجربه خود با SFBT را ارائه خواهم داد چراکه این روش امری ساده نیست. در فصل سوم، من توضیح HR، از آغاز تاریخ خود تا برنامههای فعلیاش را در موقعیتهای مختلف ارائه میکنم. این فصل تعاریف HR را ارائه میدهد و اصول کلیدی این رویکرد را مشخص میکند. نشان میدهد که در حال حاضر چگونه از HR استفاده میشود، نهفقط در خدمات اعتیاد، بلکه در سایر حوزههای مراقبتهای بهداشتی و ارتقاء. این فصل، استدلالهای مشترک برای و در برابر HR را ارزیابی میکند، چگونه اجرا میشود و تعدادی از نمونههای واقعی زندگی HR در سرویسهای اعتیاد موردبررسی قرار میگیرد. هدف این فصل، معرفی مفهوم HR به خواننده است، درحالیکه به بررسی شيوع اعتياد و چگونه تعريف اعتياد در حال گسترش است، میپردازد. در فصل چهارم، من درباره تحولات در دهههای گذشته در مورد نحوه شکلگیری و مدیریت مشکلات الکل و مواد مخدر بحث خواهم کرد. نحوه استفاده از برخی مواد مخدر و برخی از مصرفکنندگان مواد مخدر در رسانهها و تأثیر آن در رابطه با قانون و سیاست موردبحث قرار خواهد گرفت. این فصل همچنین به خواننده یک مرور کلی از توضیحات روشهای مختلفی که هنگام کار در اعتیاد در نظر گرفته میشود، ارائه میدهد. هدف این فصل، ارائه یک گزارش از برخی از روشهای محبوبتر درمان است و همچنین نگاهی به چگونگی SFBT و HR دارد هنگامیکه یک رویکرد مؤثر هنگام کار با افرادی که مواد مصرف میکنند ترکیب میکند. در فصل پنجم، من درباره کاربرد SFBT و HR برای افرادی که سوءمصرف مواد دارند (مطالعه موردی) ارائه خواهم داد. این فصل بر اساس فصلهای قبلی درباره SFBT و HR و روشهای مختلف برای اعتیاد که وجود دارند سازماندهی میشود. مطالعه موردیها در این فصل نمونههایی از مواردی را ارائه میدهند که هر دو رویکرد را ترکیب میکند و نشان میدهد که چرا این ترکیب کار میکند. در فصل ششم، فصل آخر، من شباهتهای HR و SFBT را مشخص خواهم کرد، چگونه آنها یکدیگر را تکمیل میکنند و ویژگیهای مبتنی بر نقاط قوت که هر دو روش فراهم میکنند. این فصل نتیجهگیری کتاب، ترکیب موضوعات کتاب باهم است و نشان میدهد که چگونه درک HR میتواند رویکرد SFBT را تقویت کند و بالعکس. سرانجام، در این فصل برای کارشناسان، دانشجویان و محققان، چگونگی استفاده از یک رویکرد مبتنی بر نقاط قوت برای کار با مصرفکنندگان مواد مخدر که بر اربابرجوعان تمرکز دارد، تعالی انسانی و روح آنها ارائه میدهد. [1] Harm Reduction [2] Solution Focused Brief Therapy [3] جمله ای منتسب به ارشمیدس هنگام کشف طریق سنجش خلوص طلا، به معنای یافتمبرنامهریزی درسی کلاسهای چند پایه (راهنمای عملی ویژهی دانشجو معلمان و معلمان) (کتاب الکترونیک)
در نیمه دوم قرن بیستم و در آغاز قرن بیست و یکم همهی ملل ازجمله ملت ایران آموزش کیفی را یک حق همگانی میدانند. از اهداف بلند نظام جمهوری اسلامی ایران میتوان به تحقق عدالت آموزشی اشاره کرد. عدالت آموزشی بدون ایجاد فرصتهای برابر یادگیری و آموزش کیفی در همه مدارس قابل وصول نیست؛ بنابراین شعار امروز ما (آموزش کیفی برای همه) بدون در نظر گرفتن شمدارس کنونی ایران حاصل تحولاتی است که در دوران مختلف گذشته در بافت و ساختار مؤسسات آموزشی و پرورشی پدید آمده است. تأسیس دارالفنون در سال 1230 شمسی و توسعه مدارس ایران در برخی از شهرهای بزرگ را میتوان سرآغاز معرفی نظام جدید مدارس و از اقدامات مهم فرهنگی دانست. اولین مدرسه در سال 1251 شمسی با شکل و طرح جدید در تهران به وجود آمد. از اواخر حکومت قاجاریه و اوایل دوران پهلوی مدارس متعددی بهصورت ملی و خصوصی تأسیس و اداره گردید. در سال 1289 شمسی برنامه مقطع ابتدایی بهصورت مدون برای اجرا به همه مدارس ابلاغ شد.
برای نظام دادن به مدارس و تعیین سیاستهای کلی در کشور، در سال 1290 شمسی قانون اساسی معارف به تصویب رسید که در پی آن، تعلیمات ابتدایی اجباری و همگانی شد. ازآنپس تضمین و تأمین حق آموزش، در قلب برنامههای آموزشوپرورش قرار گرفت. اجرای طرح سپاه دانش در قبل از انقلاب و بهرهگیری از سرباز معلمان در بعد از انقلاب اسلامی و سایر برنامههای دیگر مثل نهضت سوادآموزی، طرح انسداد بیسوادی و ...، برای تأمین حق آموزش و تحت پوشش قرار دادن تحصیلی همهی کودکان در سراسر کشور اجراشده و بسیاری از آنها هماکنون نیز اجرا میشوند. تأمین آموزش مستلزم تأمین مدرسه و کلاس در نقاط دوردست، محروم و کمجمعیت برای همه است. در اینگونه مدارس به علت پایین بودن تعداد دانشآموزان هر پایهی تحصیلی، استفاده از کلاسهای تکپایه مقرونبهصرفه نیست. تأمین معلم موردنیاز برای همهی پایهها در چنین شرایطی دشوار و به لحاظ اقتصادی هم مقرونبهصرفه نیست.رایط جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی- اجتماعی مقدور نیست. امروزه تأسیس مدارس با کلاسهای چندپایه باهدف ترکیبی از چندپایه در یک کلاس واحد و در یکزمان، برای تأمین آموزش در مدارس روستایی و عشایری تشکیلشده و امکان و دسترسی به ثبتنام در مناطق دوردست و محروم را تضمین کرده است بهطوریکه در دورافتادهترین مناطق روستایی و عشایری مدرسه و کلاس تشکیل میشود؛ اما مطلوب این است که برای دریافت آموزش کیفی در این مدارس، معلمان کلاسهای چندپایه آموزشهای خاص ببینند و از آنها در انجام وظایفشان حمایت شود.
مجموعهی تهیهشده شامل راهنماییهایی کاربردی برای دانشجو معلمان و معلمان کلاسهای چندپایه است که میتوانند با استفاده از آنها، آموزش در کلاسهای چندپایه را کیفی نموده و در تحقق عدالت آموزشی مؤثر باشند. این راهنما برای «راهبران آموزشی» که طی طرحی از سوی دفتر آموزشوپرورش ابتدایی وزارت آموزشوپرورش، راهنمایی معلمان اینگونه مدارس را برعهدهگرفتهاند نیز قابلاستفاده و مفید باشد.
به تو افتخار میکنم! پنج درس مهم در فرزندپروری و مهارتآموزی کودکان به شیوه راهحل محوری (ویژه والدین، مربیان و مشاوران کودک و نوجوان) کتاب الکترونیک
بخش اول:
چگونه کودکان را تشویق کنیم و به آنها انگیزه بدهیم؟
تشویق کردن کودک بسیار حائز اهمیت است نه تنها به این خاطر که اعتماد به نفس کودک را تقویت می کند بلکه بازخوردادن های مثبت، تأثثرگذارترین ابزاری است که ما به عنوان بزرگتر برای تأثیرگزاری روی رفتار کودکان در اختیار داریم. با تشویق کودکان میتوانیم بطور مستمر رفتارهای مطلوب را در آنها تقویت کنیم. حداقل همه ما می دانیم چطور کودکانمان را تشویق کنیم و این عبارات را بکار ببریم : - به تو افتخار می کنم. - تو عزیز منی. - آفرین دختر خوبم . - دوست دارم. - عالی بود پسر مهربانم . - تو خیلی خوبی. کودکان کم سن و سال تمایل دارند که به تشویق بزرگترها پاسخ دهند و مهم نیست چگونه آنها را تشویق کنید، اما هر چه کودکان بزرگتر می شوند تشویق کردن آنها پیچیده تر می شود. کودکان که سن بالاتری دارند ممکن است وقتی بزرگترها تلاش دارند آنها را تشویق کنند عصبانی و ناراحت شوند . کودکان به تشویق های ما پاسخ های متفاوتی می دهند و هر کدام شیوه خودشان را دارند. برخی کودکان با کوچکترین تشویق ها نیز شاد می شوند در حالیکه برخی دیگر از کودکان به شیوه کاملا متفاوتی ازتشویق شدن را می پسندند. اگر شما یک کودک را به دفعات زیاد و اغلب اوقات و وقت و بی وقت تشویق کنید و یا همیشه به یک شیوه تکراری او را تشویق کنید، این ریسک را کردید که تشویق شما خاصیت و تأثیرپذیری خودش را از دست بدهد و دیگر به چشم کودک شما نیاید و تصور کند تشویق شما از سر عادت و حتی برایتان بی معنی است و یا شما تظاهر می کنید که از کار او راضی هستید و یا رفتارش برای شما تحسین برانگیز بوده است . بهترین روش برای حرفه ای شدن در تشویق کودکان، گسترده کردن خزانه شیوه های تشویق کردن هایتان و جستجوی راه های گوناگون تشویق کودکان است.هرچه شیوه های متنوع و بیشتری در اختیار داشته باشید، تشویق کردن کودک برای شما لذت بخش تر خواهد بود و می توانید اطمینان بیشتری داشته باشید که تشویق شما به هدف زده هست و مؤثر بوده و به منظوری که می خواسته اید رسیده اید. در بخش بعدی من شش روش متفاوت تشویق کودک را برایتان توضیح می دهم.1. تشکر کردن
تشکر کردن یک راه طبیعی بازخورد مثبت دادن به کودکان می باشد و پذیرش آن بسیار برای کودکان راحت و آسان است و جنبه مثبت اش اینست که کودکی که از او تشکر شده است با معنای تشکر کردن آشنا می شود و یاد می گیرد او نیز نسبت به دیگران سپاسگزار و قدردان باشد. تشکر کردن یک مهارت اجتماعی سودمند است که تأثیرات مثبت زیادی بر روی همه روابط ما دارد: * خیلی ممنونم که اتاق ات را جمع و جور کردی. * ممنونمکه به خواهرت در انجام تکالیفش کمک کردی. * ممنونم که به کارهایی که به تو مربوط می شود به سرعت رسیدگی می کنی. * خیلی لطف کردی که در شستن ظرف ها کمک کردی. * مرسی که وقتی داشتم تلفنی صحبت می کردم آروم و بی صدا بودی. * ممنونم که بشقاب غذایت را در ماشین ظرف شویی گذاشتی. این را امتحان کنید: برای یک هفته به خاطر هر کارخوبی که کودکانجام تشکر کنید حتی کارهایی که از بصورت عادی و معمولی هم انتظار می رود انجام دهد و برای یک هفته تشکر از او را عادت خودتان قرار دهید و زیر نظرش بگیریدو ببینید چگونه تشکر کردن شما کودک و روابط بین شما را تحت تأثیر می گذارد.2-تحسین کردن غیر مستقیم
منظور م ازین نوع تشویق اینست که به جای تحسین مستقیم کودک، والدین یا معلم ها بطور غیر مستقیم و خطاب به یک نفر سوم از کودک تعریف و تمجید کنند، برای مثال مادر خطاب به پدر یا پدر بزرگ و مادر بزرگ و یا معلم خطاب به والدین در حالیکه کودک نیز حضور دارد و متوجه صحبت ها باشد . مادر در صحبت تلفنی با مادر بزرگ می گوید : "من به مگی خیلی افتخار می کنم "و این در حالی است که مگی صحبت های او را می شنود. "او از برادر کوچکترش مراقبت می کند زمانهایی که من مجبورم کاری با کامپیوتر انجام دهم." پدرخطاب به کودک: تو امروز به محض اینکه به خانه برگشتی تکالیف مدرسه ات را خیلی سریع انجام دادی و ؛ آفرین بر تو. ما این را به مادرت می گوئیم وقتی که از سر کارش به خانه برگشت." مربی مهد کودک خطاب به مادر: دان، می تونم خبرهای خوب به مادرت بگویم؟ ( از کودک اجازه می گیریم)، دان امروز برای اولین بار خیلی خوب غذا خورد . تمام غذای بشقابش را خورد و حتی مقداری هم سالاد خورد. این یک موفقیت دستاورد بزرگ است. معلم زبان انگلیسی خطاب به دانش آموز: معلم ریاضی ات به من گفته است که تو در امتحان جبرات خیلی خوب عمل کرده ای و نمره خوبی گرفته ای تبریک می گم. این را امتحان کنید: 1- کودک را در حضور خودش و خطاب به یک بزرگتر دیگر تشویق کنید. 2-به کودک بگوئید که از بزرگسال دیگری درباره او حرف خوبی شنیده اید . 3- به کودک بگوئید که تمایل دارید حرف خوبی درباره او به بزرگسال دیگری بگوئید. حتی این روش تشویق را با بزرگترها تمرین کنید و آن را بکار ببرید. برای مثال همسرتان را پیش مادر شوهرتان تشویق کنید و یا همکارتان را پیش رئیس تان تحسین کنید. شما متوجه خواهید شد که این روش تشویق به همان اندازه که با کودک مؤثر است در مورد بزرگسالان نیز تاثیر گذار است .3-تشویق غیر کلامی
بسیاری از کودکان و حتی بسیاری از نوجوانان به تشویق هایغیرکلامی خیلی بهتر از تشویق های کلامی پاسخ می دهند. شما می توانید کودک را به روش های مختلف و بدون استفاده از کلام تشویق کنید:- دست زدن برای کودک .
- زبانتان بند بیاید ( به این معنی که نمی توانم این را باور کنم )
- انگشت شستتان را بالا بیاورید ( آفرین).
- دست کشیدن روی سر و موی کودک ( تو خیلی با حالی).
4-تشویق از طریق بیان شگفتی و سئوال پرسیدن
هدف نهایی از تشویق کودکان کمک به آنها در احساس غرور و افتخار به آن کاری است که انجام داده اند، یا حرفی که زده اند و یا فکر و ایده ای که داشته اند. این احساس غرور ، انگیزه آنها برای دوباره رفتارکردن به این شیوه را افزایش می دهد. تشویق از طریق سئوال پرسیدن اغلب خیلی تأثیرگذارتر از تشویقهای مستقیم در ایجاد حس غروردر کودک برای یک دستآورد می باشد. در این روش بزرگترها مستقیما کودک را تشویق نمی کنند ودر عوضاز طریق کنجکاو نشان دادن خودشان و سئوال پرسیدن در مورد چگونگی بدست آوردن دستاورد مورد نظر به وی کمک میکنند که نسبت به موفقیتش احساس غرور و افتخار کند. مادرخطاب به کودک: این نقاشی بسیار عالی است، همه نمی تواند اینطوری نقاشی بکشد. چطور توانستی این را بکشی؟ پدرخطاب به کودک : تو از سر تکالیفت تا لحظه آخر که تمامشان کنی بلند نشدی. می دانم که این کار راحتی نیست ، چطور انجام اش دادی؟ معلم پیش دبستانی خطاب به کودک: تو موفق شدی خودت را کنترل کنی حتی زمانیکه جان با تو بد رفتاری می کرد. چطور این کار را کردی؟ چطور توانستی خودت را کنترل کنی؟ به خودت چه چیزی گفتی که توانستی خودت را آرام نگه داری؟ معلم موسیقی خطاب به دانش آموزی که در حال نواختن یک آلت موسیقی است: چطور انجامش دادی؟ چطور توانستی این نت را این بار انقدر خوب بزنی؟ آفرین ! دقیقاً چکار کردی؟ این را امتحان کنید: تشویق کودکان از طریق سؤال پرسیدن را امتحان کنید. حس کنجکاوی تان را نسبت به کاری که کودک انجام داده نشان دهید. به او نشان دهید که علاقه مندید بدانید این کار را به این خوبی چطور انجام داده است؟ و چه چیزی به آنها کمک کرده که این کار به خوبی انجام شود و یا راز موفقیت آنها چه بوده؟ و ببینید که حس کنجکاوی شما و پرسش های شما چطور کودک و روابط بین شما را تحت تأثیر قرار می دهد. همین رویکرد را با بزرگترها مثل همسرتان، همکارتان و حتی خواهر و برادرتان نیز امتحان کنید.5-تشویق تلاش های کودک
هنگامیکه کودکان رفتار مطلوب از خودشان نشان می دهند بزرگترها به طور طبیعی وادار به تشویق آنها می شوند. اما گاهی اوقات نیز پیش می آید که کودک دقیقاً رفتار مطلوب را به نحوی که خواسته بزرگترها باشد را نشان نداده ، اما تلاش خود را برای انجام آن به خرج میدهند و یا حتی کاری نزدیک به رفتار مطلوب انجام می دهد ، در این موقعیت ها نیز بزرگترها کودکان را باید تشویق کنند. والدین خطاب به کودک: تو سعی خودت را کردی ! دفعه بعدی بهتر نتیجه مگیری. والدین خطاب به کودک: ما متوجه شدیم که تو می خواستی بهتر رفتار کنی. کاملاً جواب نداد اما مطمئن هستیم تلاش خوبی بود. والدین خطاب به نوجوان: متوجه شدم که تو به فکر ارتقاء نمراتت در مدرسه هستی واین برایم خیلی قابل تحسین هست واین گام درستی در مسیر درسی ات بود. معلم خطاب به داش آموزان: من متوجه شده ام که شما تلاش کردید که امروز کمی بهتر سر کلاس تمرکز داشته باشید و به همین خاطر بسیار خوشحال هستم. این را امتحان کنید: برای یک هفته هر گاه متوجه می شوید کودک رفتاری که مورد پسند شما می باشد را سعی می کند انجام دهد او را تشویق کنید و به او دلگرمی دهید و ترغیب اش کنید و ببیند چگونه این ترغیب و تشویق های شما کودک را تحت تأثیر قرار می دهد.6-تشویق کردن شاد و مهیج
تشویق کردن کودک بسیار مهم است اما دلیلی ندارد که آن را خیلی خشک و رسمی انجام داد. مادر خطاب به کودکی که نقاشی ای که کشیده را به او نشان می دهد: خودت این کشیدی؟ واقعاً ! باورم نمیشه؟ ! ( با حالت شوخی ) پدر خطاب به کودکی که به او می گوید در امتحاناتش نمره خوبی گرفته است: داری با من شوخی می کنی ! تو نمی توانی یه نابغه باشی چون منم نبوده ام. مادر خطاب به کودک اش که در مدرسه عملکرد خوبی داشته است: تو ژن من را به ارث برده ای ! به خودم رفتی ! پدر خطاب به کودک: ظاهراً من پدر خیل خوبی هستم (کودک می پرسد: چطور؟) پدر خوبی بوده ام که کودک با استعدادی مثل تو تربیت کرده ام . مادر بزرگ خطاب به مادری که به او گفته نوه اش که از سگ ها می ترسید، یاد گرفته که حداقل یکی از آنها را نوازش کند: واقعاً ! حتماً سگ پلاستیکی / عروسکی بوده ! نبوده ! خاله خطاب به کودک: امیدوارم هیچ کس متوجه نشود که تو آنقدر ماهر وخبره شدی چونکه من که یک بزرگسال هستم با این سن ام هنوز نتوانسته ام این کار را به این خوبی انجام دهم. این را امتحان کنید: بقیه بزرگسالان را نیز درگیر این تشویق کردنهای همراه با شوخی و مزاح کنید. در این مورد صحبت کنید که چگونه والدین تان و یا پدر بزرگ، مادر بزرگ هایتان و یا دیگر بزرگترها در دوران کودکی تان از شوخی و مزاح کردن برای تشویق شما استفاده می کردندو بهترین خاطرات خودتان را از بازخوردهای مثبت افراد دیگر با یکدیگر سهیم شوید .v بیزاری از تشویق شدن
برخی کودکان نیز از تشویق شدن بیزار هستند و گاهی در مقابل تشویق شدن مقاومت از خود نشان میدهند مثلاً گوش هایشان را با دست می گیرند و یا اگر والدین شان یا هر بزرگسالی آنها را تشویق کنند عصبانی می شوند. و اگر کودکی تمایل به رد تشویق و بازخوردهای مثبت و مستقیم بزرگترها داشت، شما می توانید از تشویق های غیر مستقیمی که در همین بخش توضیح داده شده بهره ببرید مثل تشویق های غیر کلامی و تشویق از طریق بیان شگفتی و سؤال کردن از کودک و اگر کودک همه این تشویق ها را رد می کند می توانید یک مکالمه اینچنینی با کودک در مورد موضوع داشته باشید: بزرگسال خطاب به کودک: وقتی متوجه شدم که چه کار خوبی انجام دادی دلم می خواست حرفی به تو بزنم و بگویم که من متوجه کار خوب تو شدم اما کاملاً مطمئن نبودم که چطور باید آن را بیان کنم. به نظرت چطور باید بگویم ؟ یا تو مایلی من چطور آن را بیان کنم؟ من چگونه تو را تشویق و تحسین کنم که تو دوست داشته باشی ؟ راه جایگزین دیگر می تواند اجازه گرفتن از کودک برای تشویق او باشد : معلم خطاب به کودک: ممکن کمی تو را تشویق کنم؟ ( ممکن است کودک کمی کنجکاو شود ؟) مطمئنی که می خواهی من تشویق ات کنم؟ مادر خطاب به کودک: حرف های خوبی در مورد تو شنیده ام، کلاغ خبر داده ( کودک کنجکاو می شود). می خواهی بدانی چی شنیده ام؟ با کسب اجازه از کودک برای تشویق کردن او، کودک تمایل بیشتری برای دریافت بازخورد مثبت شما نشان خواهد داد .بهبودی سوءاستفادههای عاطفی شکستن چرخه خشونت روانی (کتاب کار) کتاب الکترونیک
بر اساس آمار ملی خشونت خانگی، تقریباً نیمی از زنان و مردان ایالاتمتحده در طی زندگی خود سوءاستفادههای عاطفی را توسط شریک زندگیشان تجربه یا گزارش کردهاند. جودی بلاندو در دانشگاه فونیکس اظهار داشت که تقریباً 75٪ از کارکنان موردبررسی تحت تأثیر قلدری در محل کار بهعنوان شاهد و هدف قرارگرفتهاند.
من ترزا مشاور رسمی ازدواج و خانواده در کالیفرنیا هستم و بهطور ویژه مدت ده سال با قربانیان و بازماندگان سوءاستفادههای عاطفی همکاری کردهام. یکی از اولین مراجعان من عنوان میکرد که یک مددکار اجتماعی به او گفته، اگر از همسر سو ء استفاده گر خود جدا نشود و حادثهی دیگری از خانهی آنها گزارش شود خدمات اجتماعی فرزندانش را از او خواهند گرفت. مطمئنم که مددکار اجتماعی گمان کرده که او به خاطر عشق عمیق به فرزندان از همسرش جدا میشود، اما بهجای این اتفاق مراجع من از گفتن اتفاقاتی که در خانهاش در حال رخ دادن بوده صرفنظر کرده و حتی در شرایط خشونتآمیز هم مانع دخالت دیگران در مورد این موضوع شده است. ما باید بدانیم که دلایل پیچیدهی زیادی پشت پردهی باقی ماندن قربانیان در روابط توهینآمیز وجود دارد، سرسختی و پایداری مراجعین من این پیچیدگیها را منعکس میکند. خوشحالم افراد زیادی را میشناسم که از خشونت عاطفی برگشته وزندگی جدیدی از سر گرفتهاند و به اینکه آنها توانستهاند باقدرت بسیار و بیپرده داستانهای خود را با من به اشتراک بگذارند، افتخار میکنم.
عمیقاً درک میکنم که خلاص شدن از دست این افراد و برگشتن به زندگی عادی نیاز به تلاش بسیار زیادی دارد، اما مراجعین من بهبودیافته و به زندگی عادی برگشتهاند، بنابراین شما هم میتوانید.
هدف کتاب این است که عزتنفس بیابید، به خودتان اهمیت دهید و همچنین از آزار و اذیتهای عاطفی رهایی یابید. اگر این کتاب را میخوانید، احتمالاً به این دلیل است که میدانید مشکلی پیشآمده، حتی اگر نتوانید آن را شرح دهید یا بهطور مشخص آن را بیان نمایید. اما شما در جستجوی پاسخ یا احتمالاً کمکهایی هستید تا بتوانید راهحلهایی برای خود بیابید. باوجوداینکه به دنبال پاسخ و یافتن راهحل هستید نمیدانید، چگونه آن را توصیف یا تعریف کنید. بهبودی روندی است که بهتدریج رخ میدهد، شما بهتنهایی نمیتوانید این کار را انجام دهید و این مسئله را حل کنید، بهتر است از عزیزان، دوستان، اعضای خانواده و همکاران خود که در دسترستان هستند، کمک بگیرید. میتوانید از متخصصانی مانند مشاوران، مددکاران اجتماعی درمانگران و گروههای حمایتی که تجربیات شمارا درک میکنند، کمک بخواهید. میتوانید از ارائهدهندگان خدمات آنلاین و پشتیبانی آنها استفاده کنید، زیرا برای بهبودی شما ضروری است.
با کمک این کتاب میتوانید، پیچیدگی سوءاستفادههای عاطفی را بهطور دقیق تشخیص دهید و با تمرینهای ساده و ملموسش به شرایط نرمال بازگردید. با کامل کردن تمرینهای کتاب میتوانید الگوها و نشانههای روابط خود را شناسایی و نقاط قوت و ارزشهای خود را کشف نمایید. زمانی که تمرینهای این کتاب را کامل کنید، میتوانید میزان انعطافپذیری خود را آزموده و استراتژیهای عملی را یاد بگیرید تا بتوانید چالشهای روزانهی خود را مدیریت کنید و ارزش خود را ارتقا دهید و احساس خوب بودن وزنده بودن داشته باشید.
چگونه از این کتاب استفاده نماییم؟
این کتاب راهنما یک فضای خصوصی درمان بین شما و این صفحه را فراهم میکند و شما میتوانید با آنچه تجربه کردهاید آشنا شوید. این کار میتواند یک فرایند عاطفی باشد و همانطور که در این کتاب پیش میروید ممکن است احساسات قوی را تجربه نمایید، صبر پیشه کنید، زمانی که به استراحت نیاز داشتید استراحت کنید، اما تسلیم نشوید.
اگر فکر میکنید که ممکن است در معرض خطری باشید به دنبال مشاوره و پشتیبانی حرفهای بگردید. آزار فیزیکی همیشه همراه یا قبل از سوءاستفادههای عاطفی اتفاق میافتد و زمانی که شما سعی در ترک رابطه داشته باشید، این ریسک افزایش مییابد. این کتاب در طراحی خود بهعنوان یک درمان تدریجی، پیشرو است. با ساختن یک بنا و پایهی اطلاعاتی شروع میکنیم تا شما این فرصت را داشته باشید که تجربیات خود را در یک چارچوب جمعبندی کنید و بعدازآن به بررسی هدایتشدهی روابط میپردازیم؛ که در آنمن شمارا از طریق تمرینها و ارزشیابیهای شخصی و درنهایت به سمت ایجاد مهارتهای سالمتر و جدید هدایت میکنم، توجه داشته باشید که این کار باعجله صورت نمیگیرد. بسیاری از تمرینها از شما میخواهد که فکر کنید و این بدان معنا است که ایدهها باید بهصورت دقیق سنجیده شوند و در طی زمان موردبررسی قرار گیرند. اگر به دوستان، خانواده و یا درمانگر خود اعتماد دارید من شمارا تشویق میکنم که در مورد بعضی از ایدههای کتاب با این افراد گفتگو کنید. بهترین راه این است که تمرینات را از ابتدا تا انتها انجام دهید، اینگونه زمانی که به اول کتاب برمیگردید، پیشرفت خود را دیده و تشویق خواهید شد.
در نظر داشته باشید که میتوانید مسائلی که ازدستدادهاید را دوباره به دست آورید و عقبماندگیها را جبران میکنید.
انتخاب روانپزشک
اگر فکر میکنید درمان ممکن است برای شما سودمند باشد بهتر است هر چه زودتر شروع کنید، زیرا آن به شما کمک میکند که بینش و خودآگاهی را افزایش دهید، اهدافتان را بهروشنی مشخص نمایید و زمانی که در انتخابهایتان دچار مشکل شوید از شما حمایت میکند.
به دنبال درمانگری باشید که با قربانیان سوءاستفاده کار میکند. صحبت کردن با درمانگری که تجربه کار با افراد آسیبدیدهی عاطفی و افراد مورد تجاوز و بدرفتاری (جسمی و روحی) را دارد، میتواند به شما کمک کند تا با افسردگی و اضطرابی که معمولاً با رابطههای توهینآمیز همراه هستند، مقابله نمایید. درمانگر به شما کمک میکند به خاطرات و تجربیات دردناک خود رسیدگی کنید تا بتوانید از آنها عبور کرده و تغییر کنید. او میتواند به شما کمک کند تا یاد بگیرید که احساسات قوی و شدید خود را تنظیم نمایید.
مهمترین مسئله در مورد پیداکرده درمانگر این است: درمانگری را پیدا کنید که از او خوشتان میآید، با او احساس راحتی دارید و درکتان میکند. رابطهی شما با درمانگر قویترین عامل درمان و بهبودی شماست با چند درمانگر ارتباط برقرار کرده، سؤالاتتان را بپرسید، از دوستان و اعضای خانواده و افراد حرفهای اطراف خود در مورد درمانگر تحقیق و پرسوجو نمایید اگر متوجه شدید که با درمانگر خود راحت نیستید، در تغییر دادن آن تردید نکنید.
چند نکتهی مهم که باید در ذهن داشته باشید:
- معمولاً در هنگام شروع درمان کمی عصبی خواهید شد.
- اولین و دومین جلسه به جمعآوری اطلاعات تمرکز دارد.
- درمان یک کار مشارکتی است بنابراین تا جایی که میتوانید با درمانگر خود صادق باشید.
- سؤالات خود را مطرح کرده و هر نگرانی که در ارتباط با درمانگر هست، مخصوصاً مواردی که مربوط به فرایند درمان و رفتار درمانگر هستند را بیان کنید.
- قبل از شروع جلسهی درمان هزینهها را پرداخت نمایید.
پانزده گام کاربردی مهارت آموزی کودک (کتاب الکترونیک)
بخش اول:
سئوالات رایج در مورد الگوی مهارت آموزی کودک
سوالات رایج در الگوی مهارت آموزی کودک
* الگوی مهارت کارآموزی کودک چیست؟ الگوی مهارت کارآموزی کودک یک روش گام به گام کمک به کودکان برای یادگیری مهارت های جدید و غلبه بر مشکلات رفتاری و عاطفی شان با کمک و حمایت خانواده، دوستان و اطرافیان نزدیک کودک می باشد. * الگوی مهارت کارآموزی کودک برای چه گروه سنی در نظر گرفته شده است؟ این الگو برای کودکان 3 تا 12 ساله در نظر گرفته شده است اما اصول و قواعد کلی آن را می توان برای نوجوانان و حتی بزرگسالان نیز بکار گرفت و استفاده کرد. * الگوی مهارت کارآموزی کودکان برای چه نوع مشکلاتی مناسب است؟ این الگو می تواند برای کمک به کودکانی که مشکلات رفتاری و عاطفی دارند بکار برده شود و حتی برای کمک به کودکانی که دارای نشانه ها و اختلالاتی همچون اوتیسم و بیش فعالی می باشند نیز بکار گرفته می شود. * چه کسانی می توانند از این الگو استفاده کنند؟ این الگو در آغاز به عنوان ابزاری برای افرادی که با کودکان کار می کنند مثل معلم ها، روانشناسان کودک و مشاوران مدرسه و مددکاران اجتماعی در نظر گرفته شد با این حال این روش چنان ساده و مطمئن می باشد که والدین و مربی های مهد کودک نیز می توانند بطور مستقل و بدون نیاز به نظارت حرفه ای آن را در کار با کودکان خود بکار بگیرند. * ایده اصلی و اساسی این الگو چیست؟ والدین و بزرگترها تمایل دارند بر مشکلات کودکان تمرکز داشته باشند و آنها را به عنوان نشانه های اختلالات زیربنایی و اساسی در نظر بگیرند که لازم است به دقت بررسی و اصلاح شوند در حالیکه کودکان تمایل دارند به مشکلات آنها به عنوان کمبود یا نبود مهارت هایی نگاه شود که لازم دارند آنها را فرا بگیرند. الگوی مهارت کارآموزی کودک از این نظر با دیدگاه کودکان موافق و هم رأی است و تلاش دارد با عدم تمرکز بر مشکلات رفتاری و عاطفی از طریق تشویق و ترغیب کودک در فائق آمدن بر مشکلاتشان به آنها کمک کند. * ویژگی برجستهی این روش چیست؟ مزیت اصلی الگوی مهارت کارآموزی کودکان در این است که از طریق پیروی از دیدگاه کودکان نبست به عدم وجود مشکل و کمبود و یا نبود مهارت لازم، در صدد ارتقاء همکاری با کودکان است و از طرفی آموزش مهارت های جدید و ضروری با شیوه های لذت بخش و پاداش دهنده برای کودک انجام می گیرد. به علاوه این الگو روی همکاری با والدین تمرکز دارد و به جای سرزنش کردن والدین آنها را حامی و پشتیبان کودکان در یادگیری مهارت های جدید می داند که هم به این کار علاقه مند هستند و هم توانایی لازم را دارند. * الگوی مهارت کارآموزی کودکان برای چه نوع از مشکلات مناسب است؟ همانطور که قبلاً هم گفته شد این الگو برای طیف وسیعی از مشکلات کودکان از جمله ترس ها و اختلالات رفتاری ، مشکلات توجه و تمرکز، عادات بد و کج خلقی ها و مشکلات مربوط به آداب غذا خوردن، خوابیدن و توالت رفتن و غیره مناسب است. * آیا این الگو می تواند برای کمک به مشکلات جدی نیز بکار برده می شود؟ الگوی مهارت کارآموزی کودکان بدون توجه به اینکه آیا مشکل نامبرده جدی است یا خیر بکار گرفته می شود برای مثال این الگو می تواند برای کاهش اختلالات روانشناختی کودک مثل نقض توجه، اوتیسم و اختلالات فراگیر رشدی افسردگی، وسواس اجباری بکار برده میشود و به کودک کمک می کند تا از طریق کنترل نشانه ها بر مشکلاتشان غلبه کنند. * آیادر استفاده از الگوی مهارت کارآموزی کودکان ملاحظات اخلاقی وجود دارد؟ بطور کلی این الگو بسیار سالم و امن است و بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیافتد که تأثیری نداشته باشد. با این وجود الگوی مهارت آموزی ابزاری است برای یادگیری مهارت های جدید و می تواند همانند ابزارهای دیگر بد استفاده شود مثلاً برای یادگیری مهارت هایی که نامناسب و یا بی فایده اند بکار گرفته شوند و یا اگر فلسفه بنیادی آن بد فهمیده شود و یا به طریقی بکار برده شود که به جای همکاری با کودک، او را وادار کنند تا مهارتی را که برای وی قابل احترام و توجه نیست از روی اجبار و با اکراه فرا بگیرد.تاریخچه الگوی مهارت آموزی کودک
الگوی مهارت کارآموزی کودکان در دهه 90 میلادی توسط من (دکتر بن فورمن ) و همکارم تاپانی آهولا شکل گرفت، ما از بنیان گذاران و مدرسین مدرسه درمان کوتاه هلسینکی می باشیم، البته در این کار تعدادیی از مدرسان تربیتی یک پیش دبستانی مخصوص کودکان 4 تا 6 ساله دارای مشکلات رفتاری و عاطفی نیز همکاری داشتند. الگوی مهارت کارآموزی کودکان یک مدل کاربردی با دستور العمل های مفید و عملی برای حل و فصل سازنده و مؤثر مشکلات کودکان پیش دبستانی طرح ریزی شد و این الگو ترکیبی از ایده هایی است که در کار کردن با کودکان و خانواده آنها مفید و کاربردی بودند. این ایده ها در کار با کودکان و خانواده و والدین شان بطور تدریجی و با آزمون و خطا مورد بررسی قرار گرفت و نهایتاً بصورت یک الگوی پانزده مرحله ای تحت عنوان الگوی مهارت کارآموزی کودکان kids, skills شکل گرفت. ما کتاب کار مصوری برای کودکان طراحی کرده ایم که برای هر مرحله یک صفحه جداگانه دارد و یک کتابچه راهنما با دستور العمل های مفید نیز برای معلم ها و همچنین یک کتاب راهنما برای والدین کودکان طراحی کرده ایم تا آنها بتوانند درک بهتر و بیشتری از مراحل الگو و ایده نهفته در آن داشته باشند و با معلم های مدرسه کودکانشان در استفاده از این الگو و روش همکاری مؤثری داشته باشند. و خیلی زود ما کلاس ها و کارگاه های آموزشی برای معرفی این شیوه و الگوی مهارت کارآموزی کودک برگزار کردیم واین الگو در کشور فنلاند شناخته شد و جا افتاد. مردم بسیاری از جای جای کشور و حتی نقاط بسیار دور به مدرسه کوئلا می آمدند تا از نزدیک با کاربرد عملی این الگو آشنا شوند و خیلی زود از گروه ما دعوت شد تا به نقاط مختلف برویم و درباره این الگو و روش کار آن سخنرانی انجام دهیم . بعد از استقبال خوب مردم از این الگو گروهمان وب سایتی را طراحی کرد برای ارائه اطلاعات و گرفتن بازخورد از افرادی که این الگو را بکار می برند. وب سایت این گروه به آدرس (kids skillswww.) در اختیار افراد قرار گرفت. و کتابی نیز برای توصیف و توضیح مراحل الگوی مهارت کارآموزی کودک با جزئیات کامل از هر مرحله نیز در سال 2003 نوشته شد و تا بحال به ده ها زبان مثل چینی، ژاپنی، عربی، انگلیسی و ... ترجمه شده است. در طی سالهای اخیر نیز آموزش این رویکرد تحت عنوان الگوی مهارت کارآموزی کودکان به صورت بین المللی در اختیار افراد قرار گرفته است و سازمانهای دارای گواهینامه و تأئیدیه این مؤسسه نیز در سراسر دنیا در کشورهای مختلف آموزش به افراد حرفه ای و متخصصان مرتبط با این رشته را ارائه می دهند و گروه ما آنها را نماینده رویکرد مهارت کارآموزی کودک می داند و نام آنها را به عنوان مربی این شیوه در وب سایت خودشان ثبت می کند. تحقیقات علمی و شواهد علمی مبنی بر تأثرگذاری این رویکرد هنوز کم و جای کار دارد با این وجود بازخورد مردم از سراسر دنیا برای گروه ما بسیار با ارزش بوده چرا که از نظر آنها این الگو بصورت فوق العاده ای خوب عمل کرده و حداقل اینست که افراد در انجام و بکار گیری این الگو فلسفه بنیادی این رویکرد که همان احترام به کودک و والدین آنها و همکاری با خانواده ها و کودک است را تأیید می کنند.پیشینه و زمینه های شکل گیری الگوی مهارت آموزی کودک
الگوی مهارت آموزی کودکان در واقع از ایده های بسیاری که طی سالها به آن رسیده ایم تأثیر پذیرفته است و تقریباً غیر ممکن است که بتوان لیست کاملی از منابع مختلف که در تهیه و تنظیم آن الهام بخش ما بوده است ، تهیه کرد اما بطور مختصر می توان از میلتون اریکسون، جی هیلی، کیم برگ، استیو دی شیزر، مایکل وایت و دیوید ایپستون نام برد." میلتون اریکسونMilton Eerikson"
میلتون اریکسون (1980) روانشناس مشهور و پرآوازه امریکایی است که به عنوان پیشگام و طلیعه دار درمان کوتاه شناخته شده است. وی درمانگر بسیار خلاقی بود که فنون بسیار غنی مثل هیپنوتیزم، تکالیف خانگی و داستان های استعاری برای کمک به بیمارانش بکار می برده است. اریکسون هم با بزرگسالان کار می کرد و هم با کودکان و داستانهایی که برای کمک به کودکان با مشکلات متعددی همچون مکیدن شست دست، شب ادراری و ترس های مرضی (فوبیا) بکار می گرفت منبع اصلی الهام های ما بوده است. داستان زیر برگرفته از کتاب سیدنی روزن با عنوان " آوای من با توهمراه خواهد آمد"، حکایت های آموزندۀ میلتون اریکسون نگاه اجمالی از خلاقیت و توانایی او در ارتباط گرفتن با کودکان به شما می دهد. والدین مستأصل دختر بچۀ 6 ساله ای به نام هی دی هو به ملاقات اریکسون آمده بودند، مشکل دختر بچه آنها این بود که از مغازه ها و افراد دیگر و حتی پدر و مادر خودش چیزهایی می دزدید و بعداً در مورد اینکه چگونه و چطور آنها را بدست آورده است دروغ سر هم می کرد. پدر و مادر هی دی هو از اریکسون می پرسیدند: " آیا واقعاً در مورد عشق به دزدی کردن در این سن و سال می توان کاری کرد؟ با یک دزد مغازه و یک دروغگو که تنها 6 سال دارد چه کاری می توان انجام داد؟" اریکسون نیز به آنها قول داد که قطعاً به این مشکل رسیدگی خواهد کرد و کار خود را با دخترک با نوشتن نامه زیر شروع کرد: " هی دی هو عزیز ! من پری تو هستم، هر بچه ای یک پری رشد دارد و البته هیچ کس پری رشد خود را نمی تواند ببیند تو نیز هرگز مرا ندیده ای و شاید دلت بخواهد بدانی که من چه شکلی هستم ؟ من در بالای سرم و جلوی سرم و در زیر چانه ام چشم دارم و به همین خاطر می توانم تمام کارهایی را که بچه هایی که من پری آنها هستم انجام می دهند را ببینم. و تا حالا شاهد بوده ام که تو چگونه آرام آرام هر روز چیزهای بیشتری یاد می گیری و من واقعاً از روند یادگیری و رشد تو راضی بوده ام و البته این را هم می دانم که بعضی کارها یادگیری شان از بقیه کارها خیلی سخت تر است. علاوه بر چشم من گوش های زیادی دارم روی گونه هایم ، روی گردنم و حتی روی دم خودم هم گوش دارم و می توانم آنها را به هر سمتی که بخواهم بچرخانم و همه چیز را با گوش هایم می شنوم و به همین خاطر می توانم هر چیزی را که تو بر زبان می آوری و هر کاری که انجام می دهی را بشنوم و ببینم. و نامه با توضیح جزئیاتی در مورد ظاهر پری رشد دخترک ادامه پیدا کرد. اینکه چند تا پای جلویی دارد و یا چند تا پای عقبی و چگونه راه می رود و چگونه از آنها استفاده می کند و چطور انگشت هایش را نگه می دارد تا نامه را با خودکار بنویسد و در آخر هم نامه با بهترین آرزوها برای هی دی و توجهات مثبت و صمیمی به او تمام شد. به گفته اریکسون نامه در مورد او بسیار مؤثر بوده است و هی دی هو دست از دزدی کردن برداشته بود و خیلی زود پس از آن اریکسون نامه ای از سوی دخترک دریافت کرد تا برای مهمانی جشن تولد هفت سالگی اش شرکت کند و البته که اریکسون دعوت را نپذیرفت چرا که او تنها پری 6 ساله ها بود نه دخترک های هفت ساله. چیزی که در این داستان برای من بسیار واضح و جالب بود توجه و تمرکز بر کودک به جای محیط بود و تأکید در استفاده و بکارگیری قوه تخیل و استعاره ها و افسانه ها در ارتباط گرفتن با دنیای کودکان بود. اریکسون نیز پذیرفته بود که با مشکل کنونی کودک کار شود به جای اینکه فرضیه بسازد که شاید موردی در ارتباط با خانوادۀ کودک وجود دارد که لازم باشد قبل از حل مشکل کنونی کودک آن را تغییر داد. و با این وجود، حتی با تمرکز بر هی دی هو به جای والدینش شاید بتوان بر روی پدر و مادرش نیز تأثیر گذاشت. الگوی مهارت آموزی کودک از منطقی مشابه اریکسون پیروی می کند. تمرکز بر کودک و کمک به او در فائق آمدن بر مشکلاتش به گونه ای انجام می شود که حتی والدین و افراد دیگری که درگیر موضوع هستند را نیز تحت تأثیر قرار می دهد و بر روی آنها نیز مؤثر خواهد بود.جی هی لی ( JAYHALEY)
کارهایمیلتون اریکسون منبع الهام بخش بسیاری از پیشگامان عرصه درمانهای کوتاه بوده است و یکی از آنها جی هی لی ( 2007) می باشد، یک خانواده درمانگر که رویکرد خودش را درمان استراتژی می نامید. وی معتقد بود با تمرکز بر کودک در درمان می توان تغییرات چشمگیری را در روابط کل خانواده موجب شد ( مراجعه شود به کتاب هیلی، ترک خانه، درمان جوانان آشفته و پریشان، برنر/ میزل، نیویورک 1997). خود من نیز ( بن فورمن ) اوایل دهه 1980 میلادی در یک همایش بین المللی خانواده درمانی در تل آویو، که یک نوار ویدئوئی از یک مورد پژوهی را برای روشن سازی رویکردش نشان داد ، شرکت داشتم و برای اولین بار با ایده اش آنجا آشنا شدم. این داستان را همانگونه که به خاطر دارم نقل می کنم چرا که معتقدم در رشد و تکامل الگوی مهارت آموزی کودک نقش مهمی ایفاد کرده است. خانواده به خاطر مشکل پسر 12 ساله شان - که من او را جک می نامم- که علاقه وافر و شاید به نوعی اشتغال ذهنی به آتش داشت برای درمان ارجاع داده شده بودند. مشکل بسیار جدی بود. او سه تا چهار آتش سوزی جدی راه انداخته بود که منجر به خسارات مادی جدی و قابل توجهی شده بود. پدر خانواده، یک افسر نظامی بسیار قاطع و جدی با عقایدی بسیار سخت و خشک درباره درست و غلط کارها و رفتارها بود و به قدری از پسر خود عصبانی و ناراحت بود که آمادگی این را داشت که او را ترک کند. مفهوم "یادگیری" مرکز کارهای اریکسون می باشد. به قول سیندی روزن، اریکسون بطور واضح از ایجاد محرومیت و بایدها و نبایدها و قوانین پرهیز می کرد. اریکسون همیشه به ارزش یادگیری تأکید می ورزید و آموزش های خود را به شیوه ای جالب ارائه می داد. در تمامی داستانهایش میلتون اریکسون شخصیتی جدی بود اما هرگز مجازات گر نبود. هدف وی کمک به کودکان در رشد دادن به ادراک و احساسشان از اراده و قدرت شان است و استفاده از پری مراقبت کننده شش ساله ها عنصری اساسی در داستانهای وی بود. کودکان با موجودات تخیلی به هیجان می آیند و از مراوده و گفتگو با آنها لذت می برند. در واقع ایده انتخاب یک موجود الهام بخش در الگوی مهارت آموزی کودک ما نیز برگرفته از همین نظر است و کودک موجودی خیالی را برای خود انتخاب می کند تا در یادگیری مهارت جدیداش به وی کمک کنند. مادر جک سهل گیرتر بود و زمانیکه در مورد موقعیت مشکل زا صحبت می شد از گریه به هق هق می افتاد. جک ساکت بود و ظاهراً از آنچه انجام داده بود شرمنده شده بود. بعد از کسب اطلاعات کافی درباره موقعیت ، درمانگر که توسط جی هی لی از طریق تلفن و آینه یکطرفه هدایت می شد، پیشنهاد داد که مشکل جک در واقع به خاطر عدم شایستگی و ناتوانی در مهار کردن آتش بوده است. درمانگر از اتاق بیرون رفت و بعد از مدتی با یک کاسه فلزی و مقداری کاغذ و یک جعبه کبریت به اتاق برگشت و رو به جک کرد و گفت: " بیا ببینم چقدر در آتش درست کردن مهارت داری." درمانگر از جک خواست که کاغذها را کبریت بزند و درون کاسه فلزی آتش درست کند. جک نیز اطاعت کرد و آنچه را که درمانگر خواسته بود انجام داد. وقتی کارش تمام شد درمانگر عامداً واکنش نشان داد و گفت: " خیلی خوب نبود ، برای روشن کردن این آتش حداقل شش چوب کبریت استفاده کردی ! " درمانگر به اشتباهاتی که جک در حین آتش درست کردن انجام داده بود اشاره کرد و گفت: جعبه کبریت ها را خیلی نزدیک آتش قرار داده ای و خطرناک است؛ چشم از آتش برداشتی و بدون توجه و با بی دقتی آتش را روشن کردی." و بعد به طور واضح به جک گفت که نیاز دارد یاد بگیرد چگونه بهتر آتش درست کند و چگونه آتش را مهار کند که باعث آتش سوزی نشود. در اینجا بود که رو به پدر جک کرد و از او پرسید که آیا مایل است در یادگیری مهارت آتش درست کردن ایمن و مهار کردن آن به پسرش کمک لازم را بکند. پدر نیز قبول کرد که در این برنامه سخت و بسیار دقیق شرکت داشته باشد و روزانه یک ساعت به پسرش آموزش های لازم را بدهد؛ آموزش هایی در ارتباط با سالم و ایمن آتش درست کردن، نحوه روشن کردن شومینه منزل، منقل ذغال روشن کردن و استفاده درست و صحیح از کبریت و نگهداری آن، استفاده درست از فندک و مهار و کنترل آتش و نهایتاً اطفاء حریق و ... . برنامه آموزشی مهارت خیلی جزء به جزء طرح ریزی شد و پدر بسیار مفتخر بود که در نقش یک معلم به پسرش کمک می کند و در کلیپی از یکی از جلسات آنها مشخص بود که جک از سپری کردن زمانش با پدر که مشغول آموزش او در مدیریت و کنترل آتش است لذت می برد. پدر نیز ظاهراً از اینکه به جای عصبانی بودن از پسرش، در کمک به یادگیری او نقشی بر عهده دارد خوشحال و راضی است. در جلسه بعدی زمانیکه پدر در حال آموزش به جک بود طبق یک برنامه روزانه برای دو هفته پیاپی، شاهد یک صحنه تأثیرگذار بودیم در یکی از کلیپ ها جک بسیار سرزنده و شاد بود رو به درمانگر کرد و گفت: " می توانیم حالا کار دیگری را پدرم شروع کنیم؟ " به ما خبر داده شد که درمان اثر داشت و جک مشغولیت ذهنی اش را با آتش از دست داده بود و علاوه بر این ما در ویدئو شاهد بودیم که درمان تأثیر مثبت چشمگیری روی کل اعضاء خانواده به خصوص ، روی رابطه پدر و پسر گذاشته است . در این مورد مثل داستان اریکسون تمرکز درمان روی مشکل جک نبود بلکه تمرکز روی سیستم خانواده بود. روابط بین اعضاء خانواده نه تنها از طریق تمرکز مستقیم بر روابط اعضاء بلکه به عنوان پیامد انسجام خانواده و اتحاد آنها به امید کمک به پسرشان در غلبه بر مشکلاتش، بهبود پیدا کرده بود. ویژگی دیگر این داستان این است که مشکل جک – علاقه وافر به آتش- به عنوان مهارتی که او لازم داشت فرا بگیرد قاب گیری مجدد شد. الگوی مهارت آموزی کودک نیز بر همین اساس و اصول شکل گرفته است. مشکلات کودک به عنوان مهارت هایی برای یادگیری دوباره تعریف می شوند و برنامه ای برای کودک ریخته می شود تا در طی آن مهارتی را با حمایت مهمترین افراد زندگی اش فرا بگیرد و با کمک و حمایت آنها بر مشکلاتش غلبه کند.ایسوکیم برگ و استیو دی شیرز
درمان راه حل محور مکتب دیگری در عرصه روانشناسی است که از ایده های میلتون اریکسون الهام گرفته شده است. این شیوه درمان در طی دهه های 70 تا 80 میلادی در مرکز خانواده درمانی کوتاه در شهر میلواکی در ایالات متحده آمریکا توسط گروهی از درمانگران به رهبری استیو دی شیرز (2005) و ایسوکیم برگ (2007) توسعه یافت. درمان راه حل محور شاخه ای از درمانهایی است که به جای تمرکز بر آنچه مشکل نامیده می شود و یا آنچه که به ظاهر باعث مشکل شده است بر اهداف و آنچه مراجعین درصدد بدست آوردن آن هستند و بر آنچه که آنها می توانند برای رسیدن به خواسته هایشان انجام دهند تمرکز دارد. در درمان راه حل محور اولین تکلیف درمانگر پیدا کردن بهترین نتیجه از جلسات درمان و مشاوره به زعم مراجع می باشد. " مایلی این موقعیت چطور در آینده بهتر شده باشد؟" مثالی از سؤالاتی است که درمانگر راه حل محور ممکن است در اولین جلسه ملاقات با مراجع خود به منظور درک اهداف و خواسته های وی با او مطرح کند. زمانیکه مراجع تصویر نسبتاً واضحی از آنچه که می خواهد را برای درمانگر ترسیم کرد، او تمام تمرکزش را برای قدرت بخشیدن و کمک به مراجع برای رسیدن به اهداف و خواسته هایش می گذارد. الگوی مهارت آموزی کودک نیز همین روش را دنبال می کند با این تفاوت که اولین سؤال برای رسیدن به خواسته مراجع کمی اصلاح می شود و به این سؤال تغییر می کند که " مهارتی که بچه ها لازم دارند تا در این موقعیت ها بکار ببرند تا آینده بهتر شود چیست یا کدام است؟" این تغییر و تعدیل در سؤال بر اساس مشاهداتی است که هنگام کار با کودکان با استفاده از رویکرد راه حل محور بدست می آید. پاسخ به این سؤال در واقع نتیجه دلخواه و انتظار والدین از جلسات مشاوره است مبنی بر تغییر رفتار کودک یا به عبارت دیگر، کودک آنها یاد بگیرد بطور متفاوتی از قبل در موقعیت مورد نظر واکنش نشان دهد و یا رفتار متفاوتی داشته باشد. ویژگی دیگر درمان راه حل محور در اینست که تأکید و تمرکز بر کوچکترین نشانه های پیشرفت دارد، سؤالاتی مثل" اخیراً هیچ گونه پیشرفتی وجود داشته است یا داشته اید؟" و یا " آیا زمانهایی بوده است که موقعیت کمی بهتر شده بوده، باشد؟" سؤالات رایجی هستند که در ارتباط با بیرون کشیدن اطلاعات روند پیشرفت ، بکار برده می شوند و یا برای آغاز بحث در مورد اینکه مراجع چگونه موفق شده که تغییری هرچند کوچک، پیشرفتی هرچند کوچک داشته باشد. تمرکز بر روند رشد و پیشرفت نیز یکی از ویژگی الگوی مهارت آموزی کودکان است که در آن کودکان توجه مثبت زیادی را به خاطر صحبت در مورد پیشرفتشان دریافت می کنند و همچنین برای تمرین کردن و اجرا و به نمایش گذاشتن مهارتی که در حال یادگیری آن هستند بسیار مورد تشویق و تحسین اطرافیان و حامیان خود قرار می گیرند.میشیل وایت و دیوید ایپستون
هنوز مکتب دیگری از روانشناسی وجود دارد که در گسترش و شکل گیری الگوی مهارت آموزی کودکان الهام بخش ما بوده است و آن مکتب روایت درمانی است که میشیل وایت (2008) در استرالیا و دیوید ایپستون در نیوزلند، پیشگام آن بوده اند. در اواسط دهۀ 80 میلادی ما به مقاله ای از میشل وایت تحت عنوان " از آوار تا پیروزی، از تبهکاری تا پرهیزکاری" برخوردیم که در این مقاله برجسته وایت یک رویکرد خانواده درمانی شاد و مهیج را توصیف کرده بود. که برای کمک به کودکانی که از بی اختیاری دفع به خاطر امتناع از رفتن به دستشویی رنج می بردند طراحی شده بود. رویکرد وایت بر اساس ایده ای بود که مشکل کودک را به موجود خیالی به نام " پی پی آب زیرکاه" نسبت می داد و سرزنش می کرد و مقصر به وجود آمدن این مشکل می دانست. در این مقاله روند سیستماتیکی توصیف می شد که کودک توسط والدین اش حمایت می شود و با هم درگیر بازی می شدند که هدف اش مغلوب کردن " پی پی آب زیرکاه" بود. بازی شامل چندین فعالیت می شد از جمله دویدن تا جایی که ممکن است به سمت سرویس بهداشتی از جایی که " پی پی آب زیرکاه" به کودک حمله می کرد و یا او را وادار می کرد که شلوارش را کثیف کند؛ با این فرض که مرتب روی سنگ توالت نشستن برای 20 دقیقه بعد از میل کردن غذا و عروسکی به کودک دادن به عنوان دلگرمی او در سرویس بهداشتی می توانست به او در جنگ علیه پی پی آب زیرکاه کمک کند. گزارش وایت بطور غافلگیرکننده ای نتیجه خوب به همراه داشت و رویکردش هر چیزی را که قبلاً در ادبیات روانشناسی کودک در مورد بی اختیاری مدفوع در کودکان نوشته شده بود را رد کرد و اساسی را برای ایجاد موجی از علاقه به راههای مفرح و شاد در کمک به کودکان در فائق آمدن بر مشکلاتشان با حمایت خانواده ها و دوستانشان بنا کرد . خوانندگان شان با این رویکرد آشنا شدند و همچنین می دانستند که " برونی سازی مشکل" قادر خواهد بود تأثیر روایت درمانی را در الگوی مهارت آموزی کودکان ارتقاء دهد . این مطلب را نیز باید اضافه کنیم که علاوه بر تأثیرات حرفه ای زیاد که به برخی از آنها در بالا اشاره شد؛ الگوی مهارت آموزی کودک همچنین از تعداد زیادی ایده های خلاقانه خود کودکان و والدین شان که ما با آنها سالها کار کرده ایم الهام گرفته شده است .تاریخ پزشکی (از مصر باستان تا جنگ جهانی دوم)
فهرست مطالب
فصل اول: پزشکی ماقبل تاریخ.............................................................................. 11
1-1- بهداشت ماقبل تاریخ، تنازعی برای بقا................................................................................... 13
2-1- پزشکی مصر، طلسمهای جادویی برای روان درمانی........................................................... 17
3-1- پزشکی قانون مدار................................................................................................................ 21
4-1- پزشکی شرق، یک سنت جایگزین....................................................................................... 24
5-1- یونان باستان، شروع عقیده بقراط......................................................................................... 30
6-1- روم باستان، تداوم سنت یونانی............................................................................................. 33
7-1- جالینوس............................................................................................................................... 36
8-1- قرون وسطی، از صومعه تا دانشگاه پزشکی.......................................................................... 39
9-1- احیای طب باستان، از ایران تا اسپانیا.................................................................................... 46
10-1- مرگ سیاه، طاعون............................................................................................................. 48
فصل دوم: دوره رونسانس و روشنفکری............................................................... 51
1-2- دوره رونسانس، کشف کالبد بدن........................................................................................... 52
2-2- پاراسلسوس............................................................................................................................ 56
3-2- عصر روشنفکری،سرنگونی جالینوس..................................................................................... 59
4-2- عصر طلایی شیادها، قرن ساده لوحی.................................................................................... 68
فصل سوم: قرن نوزدهم........................................................................................ 73
1-3- بی حسی، از گاز خنده تا کوکائین........................................................................................... 74
2-3- اعجاز افیون............................................................................................................................ 86
3-3- تکنولوژی پزشکی.................................................................................................................. 89
4-3- نجات مادران.......................................................................................................................... 93
5-3- انتقال بیماری......................................................................................................................... 95
6-3- هاری................................................................................................................................... 100
7-3- اولین عمل جراحی ضدعفونی............................................................................................. 103
8-3- بازگشت به اصول اولیه، شروع ژنتیک................................................................................. 109
9-3- معاینه و جراحی، زنان زیر تیغ جراحی................................................................................. 112
10-3- آغاز روانپزشکی................................................................................................................. 116
11-3- سلامت عمومی................................................................................................................. 120
12-3- مردان رستاخیز.................................................................................................................. 124
13-3- زنان پزشک و پرستار......................................................................................................... 126
14-3- آب درمانی......................................................................................................................... 130
فصل چهارم: پزشکی قبل از جنگ جهانی دوم................................................... 133
1-4- تمرین و آموزش.................................................................................................................. 134
2-4- هالستد، پدر جراحی آمریکا.................................................................................................. 137
3-4- خون..................................................................................................................................... 142
4-4- پزشکی در مناطق گرمسیری............................................................................................... 145
5-4- تب زرد................................................................................................................................. 149
6-4- اکتشافات نورولوژی............................................................................................................. 153
7-4- سیفلیس............................................................................................................................... 157
8-4- کشف هورمونها................................................................................................................. 162
9-4- کشف انسولین..................................................................................................................... 165
10-4- مبارزه با عفونت................................................................................................................. 170
11-4- ویروسها.......................................................................................................................... 174
12-4- مبارزه علیه سل................................................................................................................. 178
13-4- آلرژی، هیستامین و آنافیلاکسی....................................................................................... 182
14-4- پیشرفت زایمان، تولد ایمن................................................................................................ 186
15-4- مشکلات تنفسی.............................................................................................................. 190
16-4- روانشناسی و روانپزشکی.................................................................................................. 194
17-4- تغذیه، کشف ویتامینها.................................................................................................... 200
18-4- میکروسکوپها و نظارت.................................................................................................. 203
19-4- اشعه ایکس...................................................................................................................... 207
20-4- تشعشع............................................................................................................................. 210
21-4- بهداشت عمومی............................................................................................................... 215
فصل پنجم: جهان در جنگ................................................................................. 219
1-5- پنیسیلین، کشف اولین آنتی بیوتیک.................................................................................. 220
2-5- پیشرفت در جراحی پلاستیک.............................................................................................. 225
3-5- مراقبهای بهداشتی برای عموم......................................................................................... 230
4-5- آن سوی جنگ.................................................................................................................... 234
فصل ششم: پیشرفتهای پزشکی پس از جنگ جهانی دوم.............................. 237
1-6- پیشگیری از بارداری............................................................................................................ 238
2-6- قرص ضد بارداری............................................................................................................... 240
3-6- فرزندآوری........................................................................................................................... 243
4-6- زایمان طبیعی...................................................................................................................... 247
5-6- محافظت از کودکان............................................................................................................ 250
6-6- امیدی برای نوزادان آبی...................................................................................................... 255
فصل هفتم: پیشرفت علم و فناوری پس از جنگ................................................ 261
1-7- بیوشیمی وراثت................................................................................................................... 262
2-7- ظهور داروسازی................................................................................................................... 268
3-7- درون بدن........................................................................................................................... 275
4-7- فناوری پزشکی.................................................................................................................... 282
5-7- تعویض مفصل ران.............................................................................................................. 287
6-7- کاشت و پیوند اعضا............................................................................................................. 292
7-7- درمان بیمارهای قلبی.......................................................................................................... 302
تاریخ پزشکی از راه دور
کتاب حاضر تاریخچهای است از تلاشهای پزشکان و مخترعین در سالهای دور و تحقیقاتی که برای دستیابی و ابداع روشهای پزشکی از راه دور برای ارتقاء علم پزشکی در دنیا انجام شده است. این کتاب در دو بخش نگارش شده است. بخش اول ترجمه کتاب ارزشمند تاریخ یک قرن پزشکی از راه دور که جمعآوری تحقیقات ارزشمند نگارنده کتاب آنتوان ولادزمیرسکی و مالینا جوردانووا میباشد و بخش دوم تحقیقاتی است که ما در حوزه پزشکی از راه دور از گذشته تا حال انجام دادهایم و در بخشهایی حتی تحقیقات گذشته کتاب را تکمیل نمودهایم.
این کتاب میتواند دید وسیع و عمیقی به خواننده در خصوص زحمات بسیار ارزشمند دانشمندان در راه پیشرفت پزشکی از راه دور بدهد. ارتقاء سریع و پیشرفتهای چشمگیر دانش پزشکی از راه دور عاملی بود برای ما تا بر آن شویم به بررسی تاریخ این بخش از علم پزشکی بپردازیم.