تله شادی (کتاب الکترونیک)
تمرکز دزدیده شده (کتاب الکترونیک)
تمرینات رهایی از اضطراب برای کودکان با استفاده از قدرت تخیّل، خود را از هراسها و نگرانیها برهانید (کتاب الکترونیک)
فعالیتها و تجارب روزانه میتوانند برای کودکان مضطرب غافلگیرکننده باشند. این کودکان مستعدتر هستند تا از مدرسه جا بمانند، نخواهند مقابل کلاس صحبت کنند، نخواهند در فعالیتهای خارج از کلاس شرکت کنند و حتی در دوست یابی نیز دچار مشکل شوند. پس برای این که به یک کودک مضطرب کمک کنید تا بتواند با ترسهایش مواجه شود و بر نگرانی غلبه کند، چه کار میتوان کرد؟
در کتاب تمرینات غلبه بر اضطراب برای کودکان، بچهها نقش مهمی که تخیل آنها در اضطراب بازی میکند را یاد میگیرند، قدرت ذهن خلاق خود را در جهت رفع افکار نگرانکننده به کار گرفته و نگرانیهایشان را مدیریت میکنند. استفاده از تمریناتی که بر پایه درمان شناختی-رفتاری (CBT) هستند، مهارتهایی از جمله حل مسئله، قاطعیت، تفکر مثبت، آگاهی از بدن، آرامسازی و ذهنآگاهی را فرا میگیرند و نیز با تمرکز بر نقاط قوتشان و تخیلات واضحی که دارند (به جای مسئله اضطراب) برای مواجهه مستقیم با نگرانیها توانمند میشوند!
کتاب تمرینات رهایی از اضطراب برای کودکان، خانوادهها را با ابزاری فوق العاده برای کمک به تعداد رو به رشد کودکانی که مسائل اضطرابی را تجربه میکنند، تجهیز میکند: تخیل خود کودک.
--- استوارت شانکر، استاد دانشگاه یورک
دکتر رابین آلتر، یک روانشناس بالینی با بیش از سه دهه تجربه در حوزه سلامت روان کودکان است. او به صورت شخصی کار میکند و همکاری طولانی مدتی با مراکز مختلف سلامت روان کودکان در تورنتوی کانادا داشته است.
کریستال کلارک، استاد مددکاری اجتماعی، بیش از یک دهه تجربه در زمینههای مددکاری اجتماعی و سلامت روان دارد و علاوه بر فعالیت به عنوان مددکار اجتماعی مدارس، کار شخصی خود یعنی درمانگری به شیوهی کلارک را در تورنتوی کانادا ادامه میدهد.
تنها یک چیز! (کتاب الکترونیک)
تو یک بازماندهای نه قربانی (مداخلات راه حل محور در خشونت خانگی) – همراه با 10 تمرین کاربردی (کتاب الکترونیک)
تسهیل گری در جهانی که مراجع بتواند برای دست یابی به امیدها و آینده ترجیحی خود به نوعی، از طریق تصور، تفکر و زمان گام بردارد، هدف اصلی و نهایی نگارش این کتاب است. البته در رویکرد راه حل محور، به منظور تسهیل گری مدل های گوناگونی وجود دارد و در کتاب حاضربه کارگیری یکی از این مدلها (فشرده) مورد توصیف و بررسی قرارگرفته است. کتاب حاضر در عین مختصر بودن، حاوی نکات ارزشمند و تمرین های کاربردی جهت یادگیری هرچه بهتر رویکرد راه حل محوربرای علاقه مندان این حوزه است.
فصل اول و دوم کتاب به توضیح کلی در مورد خشونت و نگاه رویکرد راه حل محور به این مقوله و تاریخچه ی شکل گیری رویکرد درمان راه حل محور اختصاص داده شده است. فصل سوم توجه خوانندگان محترم را به کشف شایستگی، استعدادها و مهارت های مراجع جلب نموده است. همچنین تاکید بر توصیف بالاترین امیدهای مراجع و فواید تمرکز بر آن، هدف مهم فصل چهارم بوده است. فصل پنجم میزان پیشرفت مراجع برای رسیدن به آینده ترجیحی مراجع را بررسی نموده است. در فصل پایانی کتاب نکاتی در مورد ماهیت رویکرد راه حل محورو نحوه پایان دادن به جلسه ی مشاوره، ذکر شده است. قابل ذکر است که در فصل تمرین هایی برای آموزش هر چه بهتر مفاهیم لحاظ گردیده است.
تلفن جهت هماهنگی و تهیه کتاب :
09127966174
تو یک بازماندهای نه قربانی (مداخلات راه حل محور در خشونت خانگی) – همراه با 10 تمرین کاربردی (کتاب الکترونیک)
تسهیل گری در جهانی که مراجع بتواند برای دست یابی به امیدها و آینده ترجیحی خود به نوعی، از طریق تصور، تفکر و زمان گام بردارد، هدف اصلی و نهایی نگارش این کتاب است. البته در رویکرد راه حل محور، به منظور تسهیل گری مدل های گوناگونی وجود دارد و در کتاب حاضربه کارگیری یکی از این مدلها (فشرده) مورد توصیف و بررسی قرارگرفته است. کتاب حاضر در عین مختصر بودن، حاوی نکات ارزشمند و تمرین های کاربردی جهت یادگیری هرچه بهتر رویکرد راه حل محوربرای علاقه مندان این حوزه است.
فصل اول و دوم کتاب به توضیح کلی در مورد خشونت و نگاه رویکرد راه حل محور به این مقوله و تاریخچه ی شکل گیری رویکرد درمان راه حل محور اختصاص داده شده است. فصل سوم توجه خوانندگان محترم را به کشف شایستگی، استعدادها و مهارت های مراجع جلب نموده است. همچنین تاکید بر توصیف بالاترین امیدهای مراجع و فواید تمرکز بر آن، هدف مهم فصل چهارم بوده است. فصل پنجم میزان پیشرفت مراجع برای رسیدن به آینده ترجیحی مراجع را بررسی نموده است. در فصل پایانی کتاب نکاتی در مورد ماهیت رویکرد راه حل محورو نحوه پایان دادن به جلسه ی مشاوره، ذکر شده است. قابل ذکر است که در فصل تمرین هایی برای آموزش هر چه بهتر مفاهیم لحاظ گردیده است.
توانبخشی تغذیه ای در درمان اعتیاد (ویژه پزشکان و متخصصین تغذیه) (کتاب الکترونیک)
ترک اعتیاد، شامل تغییر عادات و رفتار منفی به مثبت است. تغذیه مناسب، استراحت و ورزش نقش مهمی در انجام موفقیتآمیز این تغییر دارند. تحقیقات نشان دادهاند داشتن یک رژیم غذایی مناسب حاوی انواع پروتئین باارزش بیولوژیکی بالا و غنی از کربوهیدرات مرغوب، نسبت به سایر رژیمها، تأثیر بیشتری در ترک اعتیاد دارد.
اين كتابچه براي آموزش متخصصین تغذیه، پزشکان و حتی مخاطبان عمومی درباره اينكه چگونه مواد مخدر و الكل عملكرد طبيعي بدن را مختل میکند و اينكه چگونه تغذيه بهتر میتواند به كاهش برخي از اين مشكلات بيوشيميايي و هاضمه كمك نمايد به نگارش درآمد. اين مجموعه صرفاً روي يكي از اجزاء خاص درمان جامع اعتياد يعني تغذيه بهتر تمركز میکند و هیچگاه بهعنوان جايگزين توصیههای پزشك و يا بهعنوان يك برنامه درمان بهبودي نیست درحالیکه تحقيقات نشان میدهند كه مکملهای ويتاميني (مثلاً اسیدآمینه ویتامینها) میتوانند با موفقيت در پشتيباني دوره بهبودي از اعتياد بهخصوص در روزهاي اول كه عدم تعادل بيوشيميايي در بالاترين حد خود قرار دارد كمك مینمایند اما اين مجموعه ابتدا تأکید میکند كه چگونه مواد مغذي صحيح از غذا تأمین شود.
مواد غذايي باعث ايجاد انرژي و توليد بقاي سلولها و بافتهای زنده بدن میشوند. تغذيه سالم شرط اساسي سلامت انسان است و يكي از مشكلات اصلي بهداشت و سلامت جوامع انساني، عدم توجه بهسلامت تغذيه و استفاده نادرست از مواد غذايي است. توجه به رژيم غذايي و كنترل آن ازنظر اينكه حاوي مواد مغذي باشد براي تمامي انسانها در همه گروههای سني لازم است ليكن در اين ميان گروههایی هستند كه نياز به توجه و دقت بيشتري دارند ازجمله: كودكان، زنان در سنين باروري، دوران بارداري و شيردهي، سالخوردگان و بيماران بسته به نوع بيماري.
سوءمصرف مواد يا اعتياد را میتوان نوعي بيماري تلقي نمود لذا بايد افرادي را كه به مواد مخدر وابسته هستند و يا آنهایی كه دوران ترك سوءمصرف مواد و بهبودي را سپري میکنند بهعنوان يك بيمار كه نياز به توجهات ويژه ازجمله توجهات تغذیهای دارند مدنظر قرار دهيم. تغذيه صحيح كمك میکند تا معتادين در حال بهبودي (و هركس ديگري) احساس بهتري داشته باشند زيرا مواد مغذي به بدن انرژي میدهند، كمك میکنند بافتهای اندامها ساخته شوند و يا تعمير شوند و سيستم بدن ايمني قوي شوند. به دليل اينكه ارگانهای حياتي معتادان آسیبدیدهاند، تغذيه خوب با فراهم آوري نيازهاي تغذیهای سبب دوباره بازسازي اين بافتهای آسیبدیده میشود. تغذيه همچنين نقش مهمي در خلقوخوی افراد دارد. تحقيقات پيشنهاد میکنند كه تغييرات در رژيم غذايي میتواند ساختار مغز افراد را چه ازنظر شيميايي و چه فيزيولوژيكي تغيير دهد و روي رفتار تأثیر بگذارد. علاوه بر اين، مصرف غذاهاي خاصي سبب افزايش توليد نوروترانسميترهاي كليدي مثل سروتونين میشود كه سبب بهبود خلقوخو میشود. در بعضي از افراد، احساس بهتر، خطر عود بيماري را كاهش میدهد. معتادان در حال بهبود با رژيم غذايي فقير بيشتر احتمال برگشت و عود دارند. بعلاوه در برخي موارد، معتادان آشنا با حس گرسنگي نیستند، آنها گرسنگي را بهغلط اشتياق به مواد تعبير میکنند و در همان ابتدا در دام عود گرفتار میشوند. اين اشتباه ویرانکننده بالقوه میتواند با تكرار غذا خوردن وعدههای سالم بهآسانی تصحيح شود. ممکن است شما قادر نباشید كه همه آسیبهای ناشي از اعتياد را از بين ببريد اما تغذيه خوب بیمار را به دوبارهسازی يك بدن قویتر، سالمتر و جذابتر كمك میکند. در واقع در مراكز ترك اعتياد، مشاوره تغذيه هم بخشي از برنامه درمانیشان بایستی باشد؛ اما چنانچه شما به يك متخصص تغذيه دسترسي نداريد از دستورات و راهنماییهای غذايي این کتاب استفاده كنيد.توانمندسازی روانشناختی زنان سرپرست خانوار
خانواده یک نظام اجتماعی کوچک و یکی از مهمترین نهادهای جامعه انسانی است که با وجود تحولات گوناگونی که در طی گذشت قرنها رخ داده است همچنان کارکردهای مهمی بر عهده دارد. اﻣﺎ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺘﻌﺪدي از ﺟﻤﻠﻪ ﺟﻨﮓ، ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻨﻲ، ﻃﻼق، اﻋﺘﻴﺎد و ﻣﺮگ ﻫﻤﺴﺮ و ﻧﻈﺎﻳﺮ آن ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎر و کارکرد ﺧﺎﻧﻮاده ﺷﺪه اﺳﺖ که یکی از آنها اﻓﺰاﻳﺶ ﺗﻌﺪاد خانوادههای ﺗﻚ واﻟﺪی ﺑﺎ ﺳﺮﭘﺮﺳتی ﻣﺎدران در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎن اﺳﺖ. زنان سرپرست خانوار به کسانی اطلاق میشود که به دلایل متفاوتی مسئولیت تمامعیار اداره خانواده اعم از نگهداری و تربیت فرزندان، تأمین وضعیت اقتصادی و عاطفی خانواده را به عهده دارند. این مسئولیت از زمانی به صورت کامل متوجه آنها خواهد شد که یا به صورت دائم به علت مرگ همسر تنها شدهاند یا اینکه همسرانشان به علت بیماری صعبالعلاج یا اعتیاد توانایی کار کردن ندارند و یا اینکه به علت جرائم سنگین برای مدت طولانی (حبس ابد) در زندان بسر میبرند و همچنین زنانی که مردان آنها جهت یافتن کار مهاجرت نمودهاند را نیز شامل میشود. تربیت فرزندان، تأمین وضعیت اقتصادی خانواده و اداره و مدیریت خانه به علت عدم حضور پدر، به مادر منتقل میشود. البته این انتقال بدون هیچگونه آمادگی عاطفی، اقتصادی و اجتماعی رخ میدهد و او خلأ عاطفی سنگین و تنهایی زیادی را احساس و تجربه میکند زیرا که همسر و شریک زندگی خود را از دست داده است و با حجم بزرگی از مسائل اقتصادی و اجتماعی روبرو است، علاوه بر اینکه هیچگونه حمایتی اعم از اجتماعی، اقتصادی و عاطفی دریافت نمیکند.
این یک واقعیت است که زنان سرپرست خانواده در جامعه فشارهای زیادی تحمل میکنند، این فشارها بر سلامت روانی زنان و بالطبع فرزندان آنها و کارکرد اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی خانواده و در چشمانداز وسیعتر بر سلامت جامعه تأثیر میگذارد که افت کیفیت زندگی و عدم رضایت از آن در آنها قابل مشاهده است. این مسئولیت اگر چه نقاط اشتراکی در بین این قشر از زنان دارد اما برای هر کس میتواند تجربهای متفاوت از دیگری باشد به این معنا که پارامترهایی نظیر تفاوتهای فردی، پایگاه اقتصادی و اجتماعی فرد، سن، باورهای اعتقادی و ... در کیفیت و کمیت این تجربه تأثیر میگذارد. مشکلات بیسرپرستی زنان نیز میتواند باعث ایجاد انواع اختلالات روانی و رفتاری در آنها از جمله اختلالاتی نظیر پرخاشگری و ناسازگاری با محیط و خانواده و فرزندان، بزهکاری و روسپیگری و اعتیاد و افسردگی و سرانجام ناتوانی آنها در اداره زندگی شود. این امکان وجود دارد که زنان سرپرست خانوار هم از حیث مادی و هم از جهت عاطفی و روانی دارای مشکل شوند و اضطراب و استرس بیشتر و در نتیجه نوسانات خلقی زیادی را تجربه کنند که این امر میتواند باورشان را در مورد توانمندیهای خویش تحت تأثیر قرار داده و احساس لذت از زندگی را کاهش دهد.
تعداد بالا و روزافزون خانوادههای دارای زنان سرپرست خانوار که حجم بسیار زیادی از این قشر در سنین میانسالی قرار دارند، آمار بی سوادی در آنان بالاست و به لحاظ درآمدی نیز اکثرا جزء دهکهای یک، دو و سه قرار دارند که این آمار بسیار نگران کننده است چراکه 81 درصد زنان سرپرست خانوار دهک اول بیسواد بوده و جمعیت خانوادهشان بالا و میزان درآمد پایین است. این آمارها حاکی از این است که بیشتر این خانوادهها با مشکلات متعددی مواجه هستند. عامل فقر اقتصادی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم خود را بر وضعیت فرهنگی و اجتماعی این خانوادهها برجای میگذارد با توجه به آمار ارائهشده و مشکلات معیشتی و فرهنگی و مسئولیتهای این گروه از زنان جامعه آنها سطوح بالاتری از آسیبپذیری و استرس را نشان میدهند و در مقایسه با زنان دارای همسر با استرس بیشتری برای اداره زندگی روبهرو میشوند استرس آنها را با مشکلاتی از قبیل بیماریهای جسمانی، مشکلات خواب و افسردگی مواجهه میکند و در نهایت بهزیستی زنان و خانوادهشان را تحت تأثیر قرار میدهد. زنان سرپرست خانوار مشابه ساير مادران در مقابل نيازهاي خانواده احساس مسئوليت بيشتري میکنند و اين وضعيت فرصتي فراهم میکند تا زن بتواند در جهت بهبود وضعيت آموزشي، بهداشتي و رفاهي فرزندان خود اقدام كند. همچنين دادههای كيفي نشان میدهد زنان سرپرست خانوارهاي فقير و متوسط هیچیک قربانيان منفعلي نيستند. آنها میتوانند با تلاشهای شخصي و کمکهای خانوادگي و نهفقط از طريق کمکهای دولتي بر مشكلات خود فائق آیند.
در ايران 83 درصد خانوادههای زن سرپرست به علت فوت همسر، عهدهدار مسئوليت خانواده شدهاند، طلاق و جدائي با سهمي حدود 7 درصد در مرتبه دوم قرار دارد. زناني كه به دليل ازکارافتادگی مرد سرپرستي خانوار را بر عهدهدارند فقط 5/0 درصد از كل خانوارهاي زن سرپرست را تشكيل میدهند. مقایسه ارقام كل كشور و آمار مربـوط به خانوارهاي زن سرپرست زير پوشش سازمان بهزيستي نشان میدهد كه سهم از كار افتادگي در این گروه بسيار بيشتر (19 درصد) است. از ساير عوامل مؤثر بر وقوع پدیده زنان سرپرست خانوار میتوان به حوادث اجتماعي از قبيل انقلاب، جنگ هشتساله و ناامنیهای شغلي و ترافيكي در شهرها و جادهها اشـاره كرد كه قربانيان خود را عمدتاً از مردان میگیرد. مرگ زود هنگام مردان نيز از ديگر دلايل تحميل سرپرستي خانوار بر دوش زنان است. يكي ديگر از دلايل گسترش پدیده سرپرستي خانوار توسط زنان وجود اين گرايش فرهنگي و سنتي است كه از یکسو مردان بیهمسر (خواه مجرد و خواه بیهمسر بر اثر فوت همسر يا طلاق) به ندرت به همسرگزینی از بين زنان بیهمسر روي آورده و به دلايلي چون عدم قبول مسئوليت معاش فرزندان آنها و ميل به ازدواج با دختران مجرد به سراغ اين گروه نمیروند. از سوي ديگر زنان بیهمسر نيز گاه به دليل وفاداري به شوهر متوفاي خود يا ترس از آزار كودكانشان در ازدواج مجدد و گاه به دليل آزادي بيشتر نسبت به زمان تأهل تن به ازدواج مجدد نمیدهند.
زنان سرپرست خانوار با مشکلات و چالشهای و شرایط استرسزای متعدد و متفاوتی روبهرو هستند و فقدان حمایتهای لازم در زمینههای مختلف و همچنین خلأ عاطفی سبب شده تا آنان در مقابل استرس آسیبپذیرتر باشند و در نتیجه سبب افت و تخریب عملکرد آنان و پیامدهای روانشناختی مخربی میگردد. تجربه فشارهای مداوم و روزانه پیامدهای روانشناختی جدیتری در مقایسه با فشارهای حاد اما زودگذر دارد. زنان سرپرست خانوار در غیاب همسر (فوت یا عوامل دیگر) به علت نقشهای چندگانهای که تجربه میکنند و به علت شرایط اجتماعی، اقتصادی و عدمحمایتهای عاطفی و مواجهشدن با حجم بالای استرس و عدم توان مقابله صحیح با آن، دارای تابآوری پایین و آسیبدیدگی بیشتری خواهند بود.
امروزه سلامت و رفاه اجتماعي زنان كه نيمي از جمعيت را تشكيل میدهند، نهتنها به عنوان يک حق انساني شناختهشده، بلكه تأثير آن در سلامت خانواده و جامعه نيز اهميت روزافزون يافته است. خانواده و نقش سرپرست خانوار در تأمین نيازهاي اصلي اعضاي خانواده مهم میباشد. زماني كه زنان مسئوليت خانواده را بر عهده میگیرند نقشها و مسئولیتهای متعددي بر دوش آنان محول میشود. چرا كه همزمان بايستي نقش مادري با شرايط و نيازهاي مخصوص به خود و از سوی ديگر نقش تأمین مادي خانواده را داشته باشند. توانمندسازي را به معناي دستيابي بيشتر زنان به منابع و كنترل بر زندگي خود میدانند كه موجب احساس استقلال و اعتماد به نفس بيشتري در آنها میشود. اين فرآيند موجب افزايش عزتنفس زنان میگردد به اين معنا كه موجب بهبود تصويري میشود كه زنان از خودشان میبینند. توانمندسازي در عمل از كار مددكاري اجتماعي و مشاوره توانبخشی و ساير زمینهها همچون بهداشت، رشد اجتماعي و روانشناسي اجتماعي منتج شده است. به عنوان يك الگوي عملي، آن شامل ارزش پایهای، انجام مداخلهها، نظريهاي كه راهنماي عمل است، راهنماییهایی براي ارتباط مددجو ـ مددكار و چارچوبي براي سازماندهی فعاليتهاي ياري بخش میباشد. به نظر میرسد زنان سرپرست خانوار بهعنوان بخشي از جامعه با مشكلات فراواني در اين مسير روبهرو هستند. و اين امر بر ميزان دسترسي آنان به توسعه پايدار اثر جدي میگذارد. زنان سرپرست خانوار بالقوه داراي ویژگیهایی هستند كه میتوانند در جهت دستیابی توسعه انساني پايدار مؤثر باشند. برخي از اين عوامل به تأييد مطالعات ملي يا بینالمللی عبارتاند از: زنان سرپرست خانوار درآمدشان را صرف بهبود وضعيت خانواده خود میکنند و به افزايش سطح تغذيه، رفاه و تحصيل فرزندان و افراد تحت تكفل كمك میکنند. به همین جهت، در زمینه روانشناختی نیز این توانمندسازی، از سویی به بهبود وضعیت این زنان و در از سویی دیگر فرزندان آنان و در نهایت جامعه ختم میگردد. توانمندسازی روانشناختی میتواند سبب مقاومت در برابر استرس و فاجعه گردد. همچنین سبب ارتقا و بهبود توانايی مقابله با شرايط دشوار و پاسخ انعطافپذیر به فشارهای زندگی روزانه بهویژه در زنان سرپرست خانوار شود. روانشناسان از طریق توانمندسازی سعی کردهاند که این قابلیت انسان را برای سازگاری و غلبه بر خطر و سختیها افزایش دهند. افراد و جوامع میتوانند حتی پس از مصیبتهای ویرانگر به بازسازی زندگی خود بپردازند. توانمندسازی روانشناختی به این معناست نیست که افراد از این طریق بتوانند زندگی بدون تجربه استرس و درد را داشته باشند، بلکه به معنای افزایش ظرفیت روانشناختی فرد و تواناییاش در حل مسئله و مقابله مؤثر با مشکلات است به این صورت که مطابق تغییرات محیطی خود را وفق دهد و پس از برطرف شدن عوامل فشارزا بهسرعت به حالت بهبود بازگردد. در نتیجه فرد در هنگام مقابله با فشارها، نه تنها تسلیم نمیشود، بلکه معنای جدید و مثبتی در آن پیدا میکند. زنان سرپرست خانوار به علت داشتن نقشهای چندگانه، تربیت فرزند، کار بیرون از منزل با دستمزد کمتر و اداره خانه، استرس و فشارهای روانی بیشتری را تجربه میکنند و بهزیستی روانشناختی پایینتری دارند.
رویکردهای مهمی در این زمینه میتوانند مورداستفاده قرار گیرند که برخی از مهمترین آنها عبارتاند از مهارتهای زندگی، مدیریت استرس، هوش معنوی، ذهن آگاهی و ... که در این کتاب به بحث درباره آنها و نقش آنها در توانمندسازی زنان سرپرست خانوار پرداختهشده است.