عادتهای موفقیت (کتاب الکترونیک)
35000 تومان
نویسنده: توماس اوپونگ
مترجمین: سعید جویزاده | علیرضا احمدیان
قطع: وزیری
تعداد صفحات: 112 صفحه
ناموجود
اگر در مورد موفقیت بلند مدت جدی هستید، یادگیری بیشتر از پول اهمیت دارد.
یک پایه محکم هرگز شما را شکست نمی دهد.
اگر پایه و اساس مناسب نباشد،نمی توانید موفقیت خود را تسریع کنید. به جای اینکه به دنبال راههای میانبر برای موفقیت باشید که احتمالاً دوام نخواهد آورد، بر ایجاد یک پایه قوی و محکم برای رشد مالی تمرکز کنید. مهارتهای بهتر یا ضروری را بیاموزید که هنوز در 5 یا 10 سال آینده ارزشمند خواهند بود، یادگیری مادام العمر را پذیرفته و روالها و عادات بهتری را ایجاد کنید که میتواند اهداف شما را پیش ببرد.
قدرت یادگیری نمایی
بهینه سازی یادگیری نسبت به پول در ابتدای کار همه چیز را تغییر میدهد. این امر شما را برای نتایج عظیمی در آینده آماده میکند، به ویژه اگر قصد دارید دهها سال قبل از بازنشستگی درآمد کسب کنید. اگر منحنی یادگیری شما در حال حاضر ثابت است، در حال آماده سازی برای کاهش شدید درآمد در آینده هستید. ممکن است اکنون درآمد کافی برای حمایت از خود داشته باشید، اما اگر برنامهای برای بهبود خود ندارید، مهارتهای خود را ارتقا دهید یا نسخه بهتری از خودتان باشید، به زودی منسوخ خواهید شد. این اشتباه بزرک را مرتکب نشوید. اگر آمادگی ایجاد تغییر را در خود نداشته باشید، تقریباً همه فرصتهای زندگی را از دست خواهید داد. وقتی خود را مختل میکنید، بدنبال رشد شخصی هستید.
ویتنی جانسون در کتاب خود تحت عنوان قرار دادن قدرت، میگوید: “ایجاد اختلال در خود برای جلوگیری از رکود، پیشگیری از افراد کم درآمد (یعنی کارگران جوانتر، باهوش تر، سریعتر) و پیگیری سریع رشد شخصی و شغلی شما بسیار مهم است.” نوآوری مخرب در کار.
یکی از بهترین راهها برای بازسازی مجدد خود این است که یادگیری را بر منافع مالی کوتاه مدت اولویت دهید. یادگیری را به یک برنامه روزانه تبدیل کنید. این رویکرد بهتری برای موفقیت در همه زمینههای زندگی شما است. پول همیشه در زندگی مهم بوده است، اما اگر پول را بیشتر از یادگیری بدانید، معتاد به پرداخت حقوق میشوید و تعیین میکند که کجا میروید، چگونه فکر میکنید و چه میکنید. این طرز فکر میتواند به راحتی شما را در آینده بی ربط کند. با پیشرفت در زندگی، زمانی که صرف یادگیری مهارتهای مفید یا ارزشمند یا ارتقاء خود نشده اید، با شما همراه خواهد شد و سقوط دردناک خواهد بود. پول فقط یک محصول خریداری است که ارزش را ارائه میدهد. تنها در صورتی میتوانید ارزش ایجاد کنید که مهارتهای مناسب را فرا گرفته و به دست آورده باشید. مهارت هایی را بیاموزید که میتواند به شما در ارائه بهترین ارزش برای مخاطبان، کارفرما یا مشترکین شما کمک کند. وقتی برای یادگیری بیشتر از هر چیز دیگری ارزش قائل شوید، این امر شما را به همه انتخابهای صحیحی میرساند که باید برای آمادگی خود برای آینده انجام دهید. هر مهارت جدیدی که در حال حاضر یا در آینده کسب میکنید به شما این توانایی را میدهد که ارزش بیشتری ایجاد کرده و شانس موفقیت خود را افزایش دهید. روبرت گرین در کتاب خود با عنوان “تسلط” میگوید: “آینده متعلق به کسانی است که مهارتهای بیشتری را یاد میگیرند و آنها را به شیوههای خلاقانه ترکیب میکنند.”
“در آینده، تقسیم بزرگ بین کسانی است که خود را برای مدیریت این پیچیدگیها آموزش دیدهاند و کسانی که از آنها غرق شدهاند – کسانی که میتوانند مهارت هایی کسب کنند و ذهن خود را نظم دهند و آنها که به طور غیرقابل برگشتی توسط همه رسانههای اطراف آنها حواسشان پرت شده است.” گرین مینویسد. آیا برای آینده آماده هستید؟ با سرمایه گذاری روی خود به کسی که میخواهید باشید تبدیل شوید. در پایان، با ارزش گذاری یادگیری بیش از هر چیز، زمینه را برای بیان خلاقیت خود فراهم میکنید و این پول به زودی به دست شما میرسد. یک پایه محکم هرگز شما را شکست نمی دهد. شاید کمی طول بکشد و زمان ببرد،اما اگر تحت تأثیر یک ذهنیت یادگیرنده قرار بگیرید، غیرقابل توقف خواهید شد.
بنجامین فرانکلین میگوید: “برای بهترین بازگشت پول، کیف خود را در سر خود بریزید.” از مذاکره درباره حقوق خوب هیجان زده نشوید. اگر مهارتهای خود را افزایش ندهید یا ارتقا ندهید، هنوز هم قابل کنترل هستید. سعی کنید در کاری که انجام میدهید آنقدر عالی باشید که مردم و دولت نتوانند شما را نادیده بگیرند. هدف خود را کنترل آینده مالی خود قرار دهید. این امر تنها در صورتی میتواند اتفاق بیفتد که شما یادگیری مادام العمر را بر “پول خوب” در کوتاه مدت انتخاب ترجیح دهید. دنیای واقعی به کسانی که ارزش ثابتی را ارائه میدهند پاداش میدهد. اکثر مردم حوصله جستجوی دانش بهتر را ندارند که آنها را در موقعیت کنترل قرار دهد. آنها برده پول میشوند – و ضعیف تر، کمتر توانمند شده و در مشاغلی که با گذشت زمان منسوخ میشوند، گرفتار میشوند. آنها آنقدر شلوغ میشوند که نمی توانند بفهمند هیچ کاری مشاغل آنها را در معرض خطر قرار میدهد. آنها برای دیدن نتایج موقت عجله دارند. انگار که در مسابقه دوومیدانی هستند.
ارسطو درست میگفت: “یادگیری زینتی است برای رفاه، پناهگاهی در سختیها و تأمین کنندهای در دوران پیری.” زندگی یک سیستم متعادل یادگیری و تکامل است. نتایج استثنایی مستلزم ترکیبی نادر از صبر و یادگیری سریع است. آنچه را که باید انجام دهید برای پرداخت قبوض انجام دهید اما فراموش نکنید که مهارتهای خود را ارتقا دهید و سفر کشف دائمی در حرفه خود را در پیش بگیرید. یک شغل مبتنی بر کشف میتواند به شما کمک کند تا به بهترین نسخه از خودتان تبدیل شوید و موفقیتهای طولانی مدت را به خود جلب کنید.
محصولات مرتبط
آشنایی با پروتزها و ارتزها
آشنایی با مبانی طب سوزنی (کتاب الکترونیک)
برنامهریزی درسی کلاسهای چند پایه (راهنمای عملی ویژهی دانشجو معلمان و معلمان) (کتاب الکترونیک)
مدیریت نظام مراقبت بیماریهای واگیر (ارائه یک الگوی تجربی در بیمارستانها) راهنمائی برای سیاستگذاران، برنامه ریزان و مدیران نظام سلامت (کتاب الکترونیک)
مقدمه
اولين بحث در خصوص مراقبت هاي بهداشتي اوليه به مدل داوسون [1] بر مي گردد كه در حوالي سال 1920 در بريتانيا مطرح گرديد. در دهه 1960 بسياري از كشورهاي در حال توسعه، شوق زيادي را براي ارائه خدمات درماني و مراقبت هاي پيشگيري نشان دادند. ولي همچنان به دليل فقر فرهنگي و فقدان شيوه رويكرد مناسب به اين خدمات، استفاده از اين خدمات را دچار مشكل نموده بود. علي رغم اين، مواردي شامل افزايش واكسيناسيون موفقيتي مناسب در ارائه خدمات بهداشتي است، كه توسط كشورهاي مختلف به اجرا در آمده بود. شايد شروع ارائه خدمات و مراقبت هاي بهداشتي اوليه را از جوامع فقير روستايي در چين[2]، تانزانيا[3]، سودان[4] و ونزوئلا[5] دانست. البته اين خدمات بيشتر شامل خدمات درماني بود. در طول دهه 1970 ، سازمان جهاني بهداشت، راه حل هاي جديدي براي ارائه و حل مشكلات پيشنهاد گرديد. كنفرانس آلماآتا[6] در سال 1978 به عنوان يكي از نقاط عطف در ارائه خدمات سلامت در دنيا محسوب مي گردد. در اين كنفرانس كه اكثر كشورهاي دنيا در آن حضور داشتند، تاكيد بر انجام اقدامات پيشگيري بر درمان، به عنوان يكي از مهمترين راه هاي تامين سلامتي تعيين گرديد. بر همين اساس نظام مراقبت هاي اوليه بر اساس چهار ركن اساسي: 1. عدالت 2. همكاري بين بخشي 3. مشاركت مردمي 4. استفاده از تكنولوژي مناسب شكل گرفت. در اين نظام خدمات مراقبت هاي اوليه در سه سطح تعريف گرديد(19). سطح اول خدمات شامل كليه خدماتي بود كه براي جلوگيري از بروز بيماري و يا حادثه تهديد كننده سلامت انجام مي گرفت. بعدها بر اساس تعريف ديگر، خدمات ارائه شده در اين سطح به دو دسته ديگر نيز تقسيم بندي مي شدند. دسته اول براي افرادي كه مستعد ابتلا به بيماري نبودند ولي ممكن است بعدها به بيماري يا حادثه دچار شوند (مانند كودكان و نوجوانان زير15 سال كه مستعد ابتلا به بيماري فشار خون نيستند ولي ممكن است كه بعدها به علت عدم رعايت سبك صحيح شيوه زندگي به آن بيماري مبتلا شوند) و دسته ديگر براي افرادي كه مستعد ابتلا به بيماري خاصي بودند (مانند كودكان زير شش سال كه مستعد ابتلا به بيماري هاي عفوني هستند كه تحت پوشش واكسيناسيون قرار خواهند گرفت) تعريف شده بود(20). سطح دوم خدمات شامل خدمات غربالگري بودند كه افرادي را كه به بيماري خاصي دچار هستند را شناسايي مي كند. سطح سوم خدمات بيشتر به درمان بيماري يا عوارض آن مي پردازد. در اين دسته درمان شامل درمان براي بيماري با عوارض برگشت پذير و توانبخشي براي بيماري هايي با عوارض برگشت ناپذير به منظور كاهش عوارض است. علي رغم تمامي موارد مطرح شده در مقدمه، استقرار نظام مراقبت هاي بهداشتي اوليه سال ها بطول انجاميد. در كشور ما از حوالي سالهاي 1353 كار مطالعاتي بر روي نظام سلامت ايران آغاز گرديد و پس از حدود پنج سال اولين نشانه هاي استقرار اين نظام در سال 1358 نمايان شد ولي تا استقرار كامل شبكه هاي بهداشتي درماني يعني در سال 1364 اين روند ادامه يافت. كه نتيجه آن راه اندازي خانه هاي بهداشت و بدنبال آن مراكز بهداشتي درماني روستايي در سطح مراقبت های بهداشتی اولیه [7]پس از استقرار برنامه روستاها و همچنين پايگاه هاي بهداشت و مراكز بهداشتي درماني شهري در سطح شهرها و ساير ساختارهاي نظام سلامت بود، شاهد پيشرفت سال به سال شاخص هاي سلامت كه نتيجه تلاش و موفقيت همه جانبه طراحان برنامه در جلب نظر سياستمداران بود، هستيم(21).مراقبتهاي بهداشتي اوليه
مراقبتهاي بهداشتي اوليه مراقبتهاي بهداشتي اساسي ميباشد كه توسط نظام بهداشتي با يك روش عملي و علمي قابل قبول از نظر روشها و تكنولوژي، قابل تحمل از نظر هزينه ها (براي جامعه و كشور) و با مشاركت كامل مردم و روحيه خود اتكايي به افراد و خانواده ها در سطح جامعه ارائه ميگردد. سازمان جهاني بهداشت مراقبتهاي بهداشتي اوليه را اين چنين تعريف ميكند : مراقبتهاي بهداشتي اوليه مراقبتهاي اصلي در زمينه بهداشت است كه بايد براي همه افراد و خانواده هاي جامعه قابل دسترس باشد. اين خدمات بخش اساسي نظام بهداشتي و توسعه اقتصادي اجتماعي كشور است. مراقبتهاي بهداشتي اوليه اولين سطح تماس فرد، خانواده و جامعه با نظام بهداشتي كشور بوده و خدمات را تا حد ممكن به جايي كه مردم در آن كار و زندگي ميكنند ميبرد(19). هدف از ارائه اين مراقبتها حفظ، نگهداري وارتقاء سطح سلامت افراد جامعه است و امروزه بر اين نكته تاكيد ميشود كه خدمات بهداشتي بايد طيف كامل خدمات پيشگيري، درماني و بازتواني را پوشش دهد. براي مراقبتهاي بهداشتي اوليه وجوه فلسفي و استراتژيك به شرح زير در نظر گرفته شده است : 1- مراقبتهاي بهداشتي اوليه وجهي فلسفي دارد زيرا : بهداشت در تعريف، جامعيتي را در بر ميگيرد كه علاوه بر مراقبتهاي بهداشتي درماني، آميختگي و هماهنگي بخش اعظم اقتصادي ـ اجتماعي جامعه يعني كشاورزي و دامپروري، نيرو، مسكن، كار، آموزش، ارتباطات را شامل ميشود. متكي بر مشاركت مردم است و ميخواهد نيازهاي اساسي بهداشت را به تقاضا و طلب جامعه تبديل كند. متضمن توزيع عادلانه منابع اجتماعي بين طبقات مردم بويژه طبقات محروم جامعه است، چون ميخواهد امكانات بهداشتي را تا حد ممكن به محل كار و زندگي مردم نزديك كند. 2- مراقبتهاي بهداشتي اوليه وجهي استراتژيك دارد زيرا : سلامتي را به عنوان محور توسعه شناخته كه همواره بايد از اولويت در سرمايه گذاريهاي توسعه كلي جامعه برخوردار باشد. عرضه مراقبتهاي اوليه بهداشتي در اولين سطح تماس جامعه با نظام بهداشتي كشور به صورت خدماتي هماهنگ و تلفيق يافته آغاز ميشود و جامعيت خود را در سطوح بعدي تكامل ميبخشد. مشاركت مردم را در كليه مراحل برنامه ريزي، اجرا و نظارت طلب ميكند. با سطح بندي خدمات و از طريق نظام ارجاع و همچنين بكارگيري تكنولوژي مناسب و متناسب با سنتها و امكانات محلي باعث ميشود كه اين خدمات با كمترين بهايي كه جوامع و دولتها قادر به پرداخت آن هستند در دسترس همگان قرار گيرد. براي وصول به هدفهاي خود نيازمند نظام بهداشتي مناسبي است كه تامين اين هدفها را ممكن سازد. چنين نظامي بايد با انجام پژوهشهاي كاربردي به اصلاح خويش بپردازد و تغييرات ضروري را براي هر مرحله پذيرا باشد(22).هيچ كس كامل و بي نقص نيست “داستاني براي بچه ها درباره كمال گرايي” (کتاب الکترونیک)
| در کتاب هیچکس کامل و بینقص نیست توضیح داده میشود که کمالگرایی مفرط چگونه میتواند مانع لذت بردن از زندگی شود. من این کتاب را با جدیت به کودکانی که با نیاز به کامل و بینقص بودن دست و پنجه نرم میکنند، پیشنهاد میکنم. مارتین ام. آنتونی، نویسنده کتاب «وقتی کمال کافی نیست: راهبردهای مقابله با کمالگرایی پروفسور روانشناسی، دانشگاه رایرسون، تورنتو الن فلانگان برنز با کمک به کودکانی که از درد کمالگرایی رنج میبرند در جهت درک اینکه اشتباهات بخشی طبیعی از زندگی هستند و هر چیزی که آنها انجام میدهند، لزوماً نباید بینقص باشد، یک هدیه شگفتانگیز به آنها میدهد. |

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.