تحلیلی بر مقررات ملی ساختمان مبحث 21 (پدافند غیر عامل)
مدیریت بحران علم پیشگیری، بازدارندگی، تطبیق، تلفیق و کنترل سیر انواع بحرانها میباشد. پدافند غیرعامل یکی از شاخههای مدیریت بحران و سازوکاری برای کنترل مخاطرات میباشد.
پدافند غيرعامل به سبب افزايش توان بازدارندگي، و بالا بردن قدرت ملی و قدرتسازی، نقش ممتازي در کاهش احتمالي مخاطرات و آغاز درگيريهاي نظامي داشته و در صورت پيادهسازي صحيح، خواهد توانست آثار مخرب مخاطرات و جنگهاي پيشرو، را تقليل دهد.
بحث پدافند غيرعامل مخصوصاً بكارگيري ملاحظات پدافند غيرعامل در ساخت فضاهاي شهري و همچنين ساختمانهاي عمومي و مدیریت ساخت تاريخچهاي طولاني دارد. اما با توجه به پيشرفت تكنولوژي و تاثير آن در پيشرفت سلاحهاي كشتار جمعي و در حالي كه هم اكنون شاهد جنگهاي نسل ششم هستيم، نياز به پيشرفت در ملاحظات پدافند غيرعامل در كاهش تلفات جنگها بيش از پيش احساس ميگردد. در ملاحظات پدافند غيرعامل در خلق فضاهاي شهري و ساختمانها از مكانيابي و استقرار فضايي اين فضاها ميتوان بهعنوان مهمترين عوامل نام برد. ضوابط و استانداردهاي مشخص و تعریف شده در هر تخصصی، اولین و مهمترین عامل جهت نیل به سوي رشد و تعالی بوده و اجراي کامل و دقیق آنها در قالب مقرراتی تأیید شده توسط سازمانهاي ذیربط، امکان شناسایی نواقص و تلاش در جهت رفع موانع و مشکلات پیش رو را میسر خواهد نمود. در حال حاضر در صنعت ساختمان کشورمان، مقررات ملی ساختمان به عنوان بالاترین معیار تشخیص ضوابط ساختوساز مطرح میباشد و میتوان مساعی تمام دستاندرکاران در این صنعت را اعتلاي مقررات ملی ساختمان و ارایه راهکارهاي لازم در اجرایی شدن تمامیت این مهم دانست. آثار شعلهای برافروختهای پدافند غیرعامل، با تدوین مبحث 21 مقررات ملی ساختمان، در کنار 20 مبحث لازم الاجرا از ضوابط و استانداردهاي ساختوساز کشورمان، در حالی احساس میگردد که پیشبینی میشود باتوجه به اهمیت جایگاه این موضوع، سایر مباحث این مجموعه مقررات نیز از تغییرات ناشی از این مبحث بینصیب نمانده و به میزان توسعه و اجراي مبحث 21، الگوهایی براي ویرایش کلی هر ضوابط و معیارها نیز در نظر گرفته شده و به مرور معرفی گردند.
به منظور آشنایی جامعهای مهندسان کشور با پدافند غیرعامل در صنعت ساختمان و فراهم نمودن بستري مناسب جهت پذیرش و آمادگی هرچه بهتر ضوابط جدید با هدف طراحی سازههاي امن، در این کتاب سعی گردیده بخشی از توصیههاي ارائه شده در مبحث 21، باتوجه به برخی تأکیدات مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در حوزههاي معماري و سازه به صورت مفهومی تبیین گردد.
تسلیحات هستهای تاکتیکی و ناتو
سؤالاتی که باید مورد بحث قرار گیرد ازاینقرار است: تسلیحات هستهای تاکتیکی[1] و دکترینهای مربوط به آن چرا و چگونه توسعه یافتند؟ تسلیحات و نیز استراتژیهای مربوط به آن بهعنوان بازدارنده و بازدارندگی گسترشیافته چگونه توسعهیافتهاند؟ این موضوع در آینده چه معنایی خواهد داشت؟
دکتر تام نیکولز از کالج جنگ نیروی دریایی ایالاتمتحده در مقدمهای متذکر شده است که درعینحال که در خود تسلیحات تغییری حاصل نشده است، اما معانی، اهمیت، اهداف و پیامدهای تسلیحات هستهای در طی زمان و برحسب زمینه تغییر کردهاند. او چنین استدلال میکند که چون سلاحهای هستهای تا قبل از سال 1945 هرگز مورداستفاده قرار نگرفته بودند، مهمترین سؤال این است که کارکردهای آنها در دوران صلح چیست؟ بخشهای مختلف و استقرار تسلیحات هستهای تاکتیکی چه تأثیری بر روانشناسی و سیاست دوستان و دشمنان بالقوه دارد؟ تسلیحات هستهای تاکتیکی بخش فرعی از داراییهای نظامی هستند که قرار است اعتمادبهنفس نظامی دشمن را کاهش داده و اطمینان ثانویه دوستان را بالا ببرد و قرار نیست بهمنظور حمله بهکاربرده شوند.
نیکولز نقاط ضعف دکترین مربوط بهکل رسته تسلیحات هستهای تاکتیکی را تشریح میکند. او چنین استدلال میکند که اثرات تسلیحات- چه نظامی و چه سیاسی- مهمترین ویژگی آنها محسوب میشود و به همین جهت است که غرب و شوروی تمایزات مختلفی را بین آنها قائل شدهاند. نیکولز میگوید ویژگیهای خاص آنها هر چه که باشد، بمبهای افکندنی[2] هستهای که از یک بمبافکن یا جنگنده بمبافکن از هزاران مایل دورتر افکنده میشوند اغلب یک سیستم استراتژیک تهاجمی هستند تا یک سلاح «تاکتیکی». بسیاری استدلال میکنند که انفجار هستهای صرفنظر از عملکرد یا ابزارهای ارائه آن، به لحاظ سیاسی و نظامی، رویدادی استراتژیکی است. تسلیحات هستهای صرفنظر از اینکه حاصل یک مگا تن یا 20 کیلوتن بمب باشند، پتانسیل ذاتی برای تخریب، شوک و مرگ سریع و چشمگیر دارند. در این مفهوم، تفکیک میان «استراتژیکی» و «تاکتیکی» کموبیش علمی محسوب میشود. همچنان که توماس شلینگ درجایی اظهار کرده است، ارزش بالای این سلاحها در خشونت صرفی است که به نمایش میگذارند.
هم سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و هم شوروی دکترینهایی را برای جنگ هستهای محدود یا تدریجی ارائه کردهاند. قصد آنها این بود که جنگ هستهای آنقدر پرهزینه باشد که ارزش تجاوز موضعی را نداشته باشد، اما نه اینکه خودکار آنقدر وحشتناک باشد که هر کشور تهدیدکننده یا همپیمانی برای دفاع از خود از بکار بردن سلاحهای اتمی سر باز زند. ناتو به سلاحهای هستهای همزمان بهعنوان ابزار بازدارنده، دفاعی و انکار مینگرد. طراحان ناتو بهزودی شور و شوق نسبت به سناریوهایی که حاوی استفاده از تسلیحات هستهای محدود بودند را از دست دادند، اما طراحان شوروی به آنها دقیقاً بهعنوان سلاح دیگری نگاه میکردند که میتوانست عملیات نظامی شوروی را تسهیل کند. تمرینهای نظامی شوروی و اخیراً روسیه معمولاً استفاده از برخی تسلیحات هستهای را نیز در برمیگرفته است.
پاول شولت از کالج کینگز و «بنیاد کارنگی» با تمرکز بر تکامل سیاستهای عملیاتی ناتو و شوروی، تاریخچه سلاحهای هستهای تاکتیکی را در اروپا بررسی کرده است. او معتقد است اهمیت و معنای استراتژیک تسلیحات هستهای تاکتیکی در طی زمان تغییر کرده است. از سال 1953 به بعد، رشد تسلیحات هستهای تاکتیکی ایالاتمتحده در اروپا سرعت گرفت. در دسامبر 1957، شورای آتلانتیک شمالی با انباشت کلاهکهای هستهای در اروپا موافقت کرد و یک دهه بعد تعداد آنها به 7000 کلاهک رسید. تلاشهای سنجیدهای برای شناخت عمومی نسبت به تسلیحات هستهای همچون سایر انواع گزینههای نظامی جنگ صورت گرفت؛ اما علیرغم گفتگوهای بسیار درباره «اقدامات تلافیجویانه گسترده» در دهه 50 میلادی، سیاست عملی، گرایش بسیار انعطافپذیری را منعکس ساخته است. در این میان، هنری کیسینجر، هرمان کان و سایر استراتژیستها سناریوهای ماهرانهای را برای استفاده از تسلیحات هستهای محدود به منظور انهدام قطعی متقابل ارائه کردهاند. به تسلیحات هستهای تاکتیکی زمینی مبتنی بر حرکت رو به جلو به عنوان عامل افزایش بازدارندگی از طریق معادله «استفاده یا زیان» نگاه میشد؛ اما در اکثر موارد، تسلیحات هستهای تاکتیکی تبدیل به جایگزینی برای استراتژی شدهاند، چون به دلیل هزینه کم، تهیه کردن آنها آسانتر بود.
در طی دهه 60 میلادی، این طرح پیشنهادی رو به افول رفت. مقامات دولت و استراتژیستهای غیرنظامی به صورت فزایندهای قابلیت استفاده از تسلیحات هستهای تاکتیکی و دکترین جنگ هستهای محدود را زیر سؤال بردند. در سال 1957، پس از رزمایشهایی همچون ساگبروش[3]، ارتش ایالاتمتحده به این نتیجه رسید که این سلاحها برای دفاع کردن مفید نیستند. علاوه بر این، رزمایشهای ناتو آشکار کرد که آلمان از اثرات انفجار و عواقب پس از آن، حتی بکارگیری محدود تسلیحات هستهای، آسیب خواهد دید. دولتهای عضو ناتو، نگرانیهای استراتژیک متفاوتی را در خصوص شرایط ژئواستراتژیک مختلف خود تجربه میکردند که بر سر زمان و چگونگی استفاده از این تسلیحات- یا تهدید به استفاده از آن- اختلاف نظر وجود داشت، مقامات ایالاتمتحده عموماً خواهان چندین گزینه، آتشبس و زمان چانهزنی بودند و آلمان با پافشاری بر تهدید ناتو به استفاده اولیه از تسلیحات هستهای، به دنبال اجتناب از هر گونه افزایش احتمال وقوع جنگ بر علیه قلمرو خود بود. در حالی که تسلیحات هستهای تاکتیکی به عنوان ابزارهایی برای اطمینان دولتها طراحی شده بودند، اما تبدیل به نمادی از اضطراب برای بخشهای بزرگی از جوامع خود گردیدند.
در سال 1960، کیسینجر و سایر تحلیلگران به شکست خدمات انجام شده برای ارائه دکترین منسجمی برای تسلیحات هستهای تاکتیکی، عدم توافق اساسی در ناتو بر سر آنها و مشکلات استراتژی ناتو ناشی از هستهای ساختن شوروی اشاره کردند. در واقع، شوروی معرفی تسلیحات هستهای تاکتیکی خود را آغاز کرد. رهبران شوروی بر این باور بودند که این تسلیحات همبستگی کلی نیروهای شرق- غرب را بالا میبرند که عدم تعادل منافع آنها میتوانست باعث اعمال فشار، تهدیدات و حتی باجگیری شود. بیشتر استراتژیستهای شوروی گرفتار «رمانتیسم هستهای» بودند، شکلی از تفکر واهی و خیالی که اکنون نیز شاهدیم که چگونه تسلیحات هستهای پیروزی قاطع در جنگ با ناتو را امکانپذیر میسازند.
اما آن ها هنوز هم به این موارد به عنوان سلاحهای کشتار جمعی و منابع احتمالی تشدید هر گونه مبادله ممکن نگاه میکنند که نمیتوان آنها را دقیقاً در برابر اهداف نظامی و به دور از جمعیت غیر نظامی بکار برد. متخصصان شوروی به جای کاهش نیاز به نیروی انسانی، معتقد بودند که چشماندازهای مبادلات هستهای بیشتر نیازمند نیروهای متعارف چه بسا بزرگتری به عنوان جایگزین و ذخیره به جای کشتهشدگان یا معلولان نیز هستند. آنها به میزان تمایل به پیشدستی نیز اشاره کردهاند اما به دلیل تعداد زیاد هدفهای تسلیحات هستهای تاکتیکی متعلق به ناتو، تقریباً هرگز مطمئن نیستند که نیروهای شوروی بتوانند موفق به انجام چنین کاری شوند.
دکترین «واکنش انعطافپذیر» ارائه شده در دوره جان کندی/ رابرت مک نامارا روشی برای کاهش اتکا به تسلیحات هستهای با به میدان بردن سطوح معتبر نیروهای متعارف بود. طرح جدید ام. سی 3/14[4] مربوطه ناتو مایل به بالا بردن آستانه جنگ هستهای با عدم تأکید بر تسلیحات هستهای و افزایش اتکا به نیروهای متعارف و عملیتر ساختن دفاع متعارف بود. واکنش انعطافپذیر به تسلیحات هستهای اساساً به دو نقش منحصر میشد: بازداشتن شوروی از آغاز جنگ هستهای و در صورت ناموفق بودن دفاع متعارف و نیز این تسلیحات برای ترغیب متجاوز به خاتمه دادن درگیری در شرایط قابل قبول و به عنوان آخرین تسلیحاتی که به آنها متوسل خواهند شد، بکار میروند؛ اما واکنش انعطافپذیر ذاتاً مبهم به نظر میرسید: بدون آن، کشورهای همپیمان احتمالاً بر سر نقش و زمانبندی استفاده از تسلیحات هستهای تاکتیکی به توافق نخواهند رسید. انصراف فرانسه از ساختار نظامی یکپارچه ناتو، تأسیس گروه برنامهریزی هستهای[5] و تلفیق جنگافزارهای هدایت شده دقیق در برنامههای ناتو توافق بین کشورهای همپیمان را نیز تسهیل میکرد.
در این میان، مخالفت عمومی باعث الغاء «کلاهکهای تابشی پیشرفته پیشنهادی ایالاتمتحده» («بمبهای نوترونی») شد که میتوانست کاربرد تسلیحات هستهای تاکتیکی را در برابر نیروهای مسلح شوروی افزایش دهد. تنشزدایی میان شوروی و ناتو در دهه 70 کاهش متقابل تسلیحات هستهای را امکانپذیر ساخت و کشورهای عضو ناتو به منظور تسهیل چشماندازهای مدرنسازی نیروهای هستهای سطح متوسط[6] خود در واکنش به تلاشهای مدرنسازی نیروهای هستهای سطح متوسط متناظر شوروی، ترجیح دادند از بسیاری از ظرفیتهای تسلیحات هستهای تاکتیکی چشم پوشیده و بعدها روابط خود را با روسیهای که به سرعت در حال تغییر بود ارتقاء بخشند. در دسامبر 1979 در حالی که پارهای مذاکرات در خصوص کنترل تسلیحات با اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی[7] انجام میشد، در نشست وزرای دفاع و امور خارجه تصمیم به استقرار 572 موشک کروز زمین پایه[8] آمریکایی و موشکهای میانبرد «پرشینگ 2» گرفته شد؛ و ناتو به صورت یکجانبه 1000 سلاح هستهای تاکتیکی متعلق به ایالاتمتحده را از اروپا خارج کرد و در نشست اکتبر 1983 در مونت بلو، گروه برنامهریزی هستهای اعلام کرد که بدون دستیابی به موفقیت در گفتگوهای نیروهای هستهای سطح متوسط، استقرار «پرشینگ 2» و موشکهای کروز زمین پایه ادامه پیدا خواهد کرد، اما در ضمن اعلام کرد که 1400 مورد تسلیحات تاکتیکی آمریکایی دیگر نیز از اروپا خارج خواهد شد.
معاهده نیروهای هستهای سطح متوسط در دسامبر 1987 تمام موشکهای کروز و بالستیک زمین پایه ایالاتمتحده و شوروی را با برد 500 تا 5500 کیلومتر ممنوع کرد. ژنرال برنارد راجرز، فرمانده عالی کشورهای همپیمان در اروپا[9] توصیه کرد که ناتو بخش دوم تصمیم سال 1983 مونت بلو را پیادهسازی کرده و نیروهای هستهای کوتاه برد[10] باقی مانده خود را مدرنسازی نماید. این امر عمدتاً به دلیل مخالفت آلمان و غرب هیچ گاه محقق نشد. در این میان برنامه موشکی «ادامه ضربه»[11] و موشک هوا به زمین ضد کشتی توماهاک[12] ایالاتمتحده و بریتانیا نیز لغو گردید.
ایالاتمتحده و روسیه پس از پایان جنگ سرد به صورت یکجانبه بسیاری از تسلیحات هستهای تاکتیکی را از بین بردند، اما گسستهای ناتو بسیار عمیقتر از این موارد بود. مدت کمی پس از آن نیروهای شوروی و تمام سیستمهای هستهای از روسیه خارج شدند، ناتو بیشتر 4000 کلاهک هستهای باقیمانده خود را از بین برد و تنها «چند صد» بمب افکندنی ب 61[13] نوع دو را باقی گذارد. اکنون مدتهاست که عدم تقارن تسلیحات هستهای تاکتیکی حاصل به نفع مسکو برقرار شده و به سختی میتوان آن را از بین برد. عدم تقارن دیگری در دیدگاههای طراحان ناتو و روسیه نسبت به تسلیحات هستهای تاکتیکی باقیمانده آنها وجود دارد. رهبران ناتو تسلیحات هستهای تاکتیکی را به عنوان سلاحهایی معرفی میکنند که «حقیقتاً آخرین ملجأ و دستآویز» هستند و باید به صورت ایدهآل از طریق مذاکره با روسیه و به واسطه نظر برخی تحلیلگران، از جمله نیکولز که خواهان چشمپوشی از این تسلیحات به صورت یک جانبه است حذف شوند؛ اما به نظر میرسد سیاستگذاران روسی شاهد کاربردهای سیاسی و نظامی مستمری از تسلیحات هستهای تاکتیکی خود هستند.
از نظر شولتی، امروزه دکترین و بیانیههای ناتو دلایل احتمالی بسیاری را برای حفظ تسلیحات هستهای تاکتیکی ارائه میکند، اما تمام این استدلالها قابل مناقشه هستند:
- مکانیزمهایی برای به اشتراکگذاری کارکردها و مسئولیتهای هستهای (البته با کشورهایی که به صورت فزاینده به ناخوشایند بودن تسلیحات هستهای پی میبرند)؛
- دستگاههای ارسال سیگنال به هنگام بحران (البته استفاده از دستگاههایی که به روندها و فرآیندهای فعلی ناتو اختصاص یافته دشوار است)؛
- تأکید مجدد بر روابط کشورهای حاشیه اقیانوس اطلس در زمانی که ایالاتمتحده توجه استراتژیک خود را به اقیانوس آرام معطوف کرده است (اما هر گاه مسایل مربوط به تسلیحات هستهای تاکتیکی غلبه پیدا میکند، اختلافات بین متحدین این معاهده را تضعیف میکند)؛
- تأمین هزینه برگزاری گفتگوهای کنترل تسلیحات آتی (که در مقابل برگزاری آن مقاومت میکنند)؛
- گروه تسلیحات (که میتواند سرمایهگذاریهای ناتو را در قابلیتهای کاربردیتر پایهگذاری کرده و نمیتواند بدون تجدید تعهد برای مدرنسازی هواپیمای دو منظوره[14] پایدار بماند)؛
- اطمینان دوباره نسبت به کشورهای اروپای شرقی عضو ناتو (البته تسلیحات هستهای تاکتیکی پیمان ناتو در این کشورها واقع نشدهاند و بدون برانگیختن آتش یک بحران بزرگ با روسیه نمیتوان آنها را به این مناطق منتقل کرد)؛
- نشانههای تعهد هستهای مستمر ایالاتمتحده با شرکای آن در ناتو (تشبیه حلقه عروسی از پروفسور بون: مهم نیست حلقه عروسی را به دست کنید یا خیر، بلکه مسئله مهم این است که آن را به دست کنید و بعد کنار بگذارید)؛ و
- ابزار بازدارنده ایران (البته به لحاظ عملیاتی امکانات هستهای بسیار قابل قبولتری برای این کار وجود دارد و دفاع موشکی بالستیک در سطح کشورهای ناتو[15] تبدیل به واکنش ترجیحی شده است).
تشخیص و درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
آشنایی اولیه با ابعاد تاریخی استرس روانی پس از حادثه PTSD
اختلال استرس روانی پس از حادثه
اختلال استرس روانی پس از حادثه (PTSD) عبارت است از مجموعهای از علائم نشانگانی که در پی مواجهه با «عامل فشار آسیبزای بینهایت شدیدی» پیدا میشود؛ این مواجهه میتواند بهصورت دیدن، حضور، یا شنیدن باشد. معمولاً فرد بهصورت درماندگی به این تجربه دردناک پاسخ میدهد، واقعه را دائماً در ذهن خود مجسم میکند و درعینحال میخواهد از یادآوری خاطرت دردناکش اجتناب کند. برای اینکه بتوان تشخیص این اختلال را مطرح کرد، علائم مزبور باید لااقل یک ماه طول کشیده باشد و بر حوزههای مهمی از زندگی بیمار نظیر حوزههای خانوادگی و شغلی او باید تأثیر چشمگیری نهاده باشد. اختلال فشار روانی حاد نیز به تعریف DSM-IV-TR به مقدار زیادی شبیه PTSD (در ظرف چهار هفته پس از واقعه) پیدا میشود و به مدت دو روز تا چهار هفته نیز طول میکشد. اگر این علائم پس از 4 هفته نیز باقی بمانند تشخیصPTSD مطرح خواهد شد. ويژگی قابلذکر ديگر حافظه در PTSD، فلاشبکها يا تجربه دوباره زنده شدن[1]رویداد است. فلاشبکها دارای جزئيات حسی مانند، تصاوير ديداری واضح و همچنين دربرگيرنده صداها و حواس ديگر هستند. بااینوجود، اين تصاوير عموماً نامنسجم[2] و آشفته هستند.
[1]- reliving
[2]- fragmentary
تشخیص و درمان اختلال نقص توجه – بیش فعالی کودکان و نوجوانان (کتاب الکترونیک)
هر جامعه ای برای پیشرفت و رشد در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیاز به افرادی دارد که از نظر روانی و جسمانی سالم باشند و کودکی دوره ای پراهمیت در شکل دهی به ساختار روانی فرد است که اثر آن در تمامی سطوح زندگی باقی میماند و سلامتی و بیماری کودکان به عنوان یکی از اساسی ترین، مهم ترین و آسیب پذیرترین اقشار جامعه در سلامتی و بیماری جامعهی فردا و نسلهای آینده اثراتی قابل توجه خواهد داشت. بیش از یک میلیارد نفر از جمعیت جهان را کودکان تشکیل میدهند که 85 درصد آنها در کشورهای در حال توسعه به سر میبرند. در ایران، بیش از 50 درصد جمعیت را کودکان و نوجوانان تشکیل میدهد و میزان شیوع اختلالات دوران کودکی بین 6 تا 25 درصد بیان شده است. با توجه به جمعیت بالای افراد زیر 19 سال، توجه به سلامت روانی این تعداد از جمعیت کشورمان از اهمیت بسزایی برخوردار است. بنابراین، فهم علائم هشداردهنده و فاکتورهای خطر اختلالات روانی مورد توجه زیادی قرار گرفته است و توجه به این نکات در پیشگیری و تشخیص زودرس بیماری میتواند کمک کننده باشد
اختلال کمتوجّهی - بیشفعال یک اختلال رفتاری رشدی است. معمولاً فرد توانایی دقّت و تمرکز بر روی یک موضوع را نداشته، یادگیری در او کند است و فرد از فعّالیّت بدنی غیرمعمول و بسیار بالا برخوردار است. این اختلال با فقدان توجه، فعّالیت بیشازحد، رفتارکیبی باید به دقت تحت نظر و درمان گردد.شایعترین اختلال رفتاری در سنین کودکی و بلوغ است،. این عارضه بیشتر در دوران ابتدایی مدرسه برای کودکان رخ می دهد
معمولا همهی ما دست کم یک کودک بیش فعال را در خانواده یا اقوام خود سراغ داریم. این کودکان بسیار باهوش و با استعداد هستند، ولی در زندگی تحصیلی و شغلی موفق نمیشوند، زیرا نمیتوانند بر چیزی تمرکز کنند و انرژی و استعدادهای سرشار خود را در جهتی درست بهکار بگیرند. خوشبختانه این مسئله قابل کنترل است و اگر والدین بدانند که چگونه با کودک بیش فعال خود برخورد کنند، میتوانند انرژی و استعدادهای او را به مسیر درست هدایت کرده و زمینهی موفقیتهای او در آینده را فراهم کنند. علائم بیش فعالی، مواردی مانند مشکل در سازماندهیِ وظایف، پرت شدن حواس، اجتناب از انجام کارهای سختی که نیاز به تلاش دارند، ناتوانی در حفظ توجه به یک کار و مشکل در دنبال کردن یک کار تا انتها است. بیش فعالی، با بیقراری، بیش از حد صحبت کردن، و ناآرامی در کودک، خود را نشان میدهد. اصلیترین علامتِ آن، وجود الگوی مداومی است که در عملکرد یا رشد کودک، اختلال ایجاد میکند.
معمولا علائم بیش فعالی، در دو یا چند حوزه از زندگی فرد مشاهده میشوند: یعنی خانه، محلِ کار، مدرسه و روابط اجتماعی. شیوهی بروز و میزانِ نشانه های بیش فعالی، باید به صورتی باشد که با میزانِ رشدی که از کودک انتظار داریم، در تضاد باشد. یعنی کودک باید به میزان قابل توجهی، در مقایسه با همسالانِ خود، بیش فعال تر باشد.
دراین کتاب که شامل نه فصل می باشد ،ابتدا به تاریخچه و تعریف این اختلال میپردازیم سپس روش های ارزیابی و تشخیص ، مشکلات همراه با این اختلال ، نقص کارکردهای اجرایی، روشهای درمانی – کاربردی برای والدین و معلمان و تفکیک این اختلال از اختلالات دیگر اورده شده است. امیدواریم این کتاب بتواند راه گشای خوبی برای همه دوستان باشد.
تصاویر ماهوارهای و سیستم اطلاعات جغرافیایی
تصویرسازی - ما را مجذوب و شیفته میکند. اندازه گیریهای آن به ما اطلاعات میدهد. ما را به کاوش، تجزیه و تحلیل و درک دنیای خود وا میدارد. تصاویر در حالت خام موارد شگفت انگیز زیاد ی را دارند- عظمت یک طوفان، یخچالهای طبیعی در گرینلند، شاخههای ظریف پروفیل لیدار از درختان چوب سرخ، لبه ناهموار یک خط گسل در رادار، سبزههای زنده مناطق استوایی، خطوط مشخص. تاثیر انسان، تولد دوباره جنگلهای کوه سنت هلن، زمینهای زراعی تند و تیز آسیا و آفریقا، برفهای گمشده کلیمانجارو. هریک از این تصاویر ما را در راستای کشف اطلاعات جدید اغوا میکند، تا دوباره و دوباره نگاه کنیم.