تو یک بازماندهای نه قربانی (مداخلات راه حل محور در خشونت خانگی) – همراه با 10 تمرین کاربردی (کتاب الکترونیک)
تسهیل گری در جهانی که مراجع بتواند برای دست یابی به امیدها و آینده ترجیحی خود به نوعی، از طریق تصور، تفکر و زمان گام بردارد، هدف اصلی و نهایی نگارش این کتاب است. البته در رویکرد راه حل محور، به منظور تسهیل گری مدل های گوناگونی وجود دارد و در کتاب حاضربه کارگیری یکی از این مدلها (فشرده) مورد توصیف و بررسی قرارگرفته است. کتاب حاضر در عین مختصر بودن، حاوی نکات ارزشمند و تمرین های کاربردی جهت یادگیری هرچه بهتر رویکرد راه حل محوربرای علاقه مندان این حوزه است.
فصل اول و دوم کتاب به توضیح کلی در مورد خشونت و نگاه رویکرد راه حل محور به این مقوله و تاریخچه ی شکل گیری رویکرد درمان راه حل محور اختصاص داده شده است. فصل سوم توجه خوانندگان محترم را به کشف شایستگی، استعدادها و مهارت های مراجع جلب نموده است. همچنین تاکید بر توصیف بالاترین امیدهای مراجع و فواید تمرکز بر آن، هدف مهم فصل چهارم بوده است. فصل پنجم میزان پیشرفت مراجع برای رسیدن به آینده ترجیحی مراجع را بررسی نموده است. در فصل پایانی کتاب نکاتی در مورد ماهیت رویکرد راه حل محورو نحوه پایان دادن به جلسه ی مشاوره، ذکر شده است. قابل ذکر است که در فصل تمرین هایی برای آموزش هر چه بهتر مفاهیم لحاظ گردیده است.
تلفن جهت هماهنگی و تهیه کتاب :
09127966174
تو یک بازماندهای نه قربانی (مداخلات راه حل محور در خشونت خانگی) – همراه با 10 تمرین کاربردی (کتاب الکترونیک)
تسهیل گری در جهانی که مراجع بتواند برای دست یابی به امیدها و آینده ترجیحی خود به نوعی، از طریق تصور، تفکر و زمان گام بردارد، هدف اصلی و نهایی نگارش این کتاب است. البته در رویکرد راه حل محور، به منظور تسهیل گری مدل های گوناگونی وجود دارد و در کتاب حاضربه کارگیری یکی از این مدلها (فشرده) مورد توصیف و بررسی قرارگرفته است. کتاب حاضر در عین مختصر بودن، حاوی نکات ارزشمند و تمرین های کاربردی جهت یادگیری هرچه بهتر رویکرد راه حل محوربرای علاقه مندان این حوزه است.
فصل اول و دوم کتاب به توضیح کلی در مورد خشونت و نگاه رویکرد راه حل محور به این مقوله و تاریخچه ی شکل گیری رویکرد درمان راه حل محور اختصاص داده شده است. فصل سوم توجه خوانندگان محترم را به کشف شایستگی، استعدادها و مهارت های مراجع جلب نموده است. همچنین تاکید بر توصیف بالاترین امیدهای مراجع و فواید تمرکز بر آن، هدف مهم فصل چهارم بوده است. فصل پنجم میزان پیشرفت مراجع برای رسیدن به آینده ترجیحی مراجع را بررسی نموده است. در فصل پایانی کتاب نکاتی در مورد ماهیت رویکرد راه حل محورو نحوه پایان دادن به جلسه ی مشاوره، ذکر شده است. قابل ذکر است که در فصل تمرین هایی برای آموزش هر چه بهتر مفاهیم لحاظ گردیده است.
توانبخشی تغذیه ای در درمان اعتیاد (ویژه پزشکان و متخصصین تغذیه) (کتاب الکترونیک)
ترک اعتیاد، شامل تغییر عادات و رفتار منفی به مثبت است. تغذیه مناسب، استراحت و ورزش نقش مهمی در انجام موفقیتآمیز این تغییر دارند. تحقیقات نشان دادهاند داشتن یک رژیم غذایی مناسب حاوی انواع پروتئین باارزش بیولوژیکی بالا و غنی از کربوهیدرات مرغوب، نسبت به سایر رژیمها، تأثیر بیشتری در ترک اعتیاد دارد.
اين كتابچه براي آموزش متخصصین تغذیه، پزشکان و حتی مخاطبان عمومی درباره اينكه چگونه مواد مخدر و الكل عملكرد طبيعي بدن را مختل میکند و اينكه چگونه تغذيه بهتر میتواند به كاهش برخي از اين مشكلات بيوشيميايي و هاضمه كمك نمايد به نگارش درآمد. اين مجموعه صرفاً روي يكي از اجزاء خاص درمان جامع اعتياد يعني تغذيه بهتر تمركز میکند و هیچگاه بهعنوان جايگزين توصیههای پزشك و يا بهعنوان يك برنامه درمان بهبودي نیست درحالیکه تحقيقات نشان میدهند كه مکملهای ويتاميني (مثلاً اسیدآمینه ویتامینها) میتوانند با موفقيت در پشتيباني دوره بهبودي از اعتياد بهخصوص در روزهاي اول كه عدم تعادل بيوشيميايي در بالاترين حد خود قرار دارد كمك مینمایند اما اين مجموعه ابتدا تأکید میکند كه چگونه مواد مغذي صحيح از غذا تأمین شود.
مواد غذايي باعث ايجاد انرژي و توليد بقاي سلولها و بافتهای زنده بدن میشوند. تغذيه سالم شرط اساسي سلامت انسان است و يكي از مشكلات اصلي بهداشت و سلامت جوامع انساني، عدم توجه بهسلامت تغذيه و استفاده نادرست از مواد غذايي است. توجه به رژيم غذايي و كنترل آن ازنظر اينكه حاوي مواد مغذي باشد براي تمامي انسانها در همه گروههای سني لازم است ليكن در اين ميان گروههایی هستند كه نياز به توجه و دقت بيشتري دارند ازجمله: كودكان، زنان در سنين باروري، دوران بارداري و شيردهي، سالخوردگان و بيماران بسته به نوع بيماري.
سوءمصرف مواد يا اعتياد را میتوان نوعي بيماري تلقي نمود لذا بايد افرادي را كه به مواد مخدر وابسته هستند و يا آنهایی كه دوران ترك سوءمصرف مواد و بهبودي را سپري میکنند بهعنوان يك بيمار كه نياز به توجهات ويژه ازجمله توجهات تغذیهای دارند مدنظر قرار دهيم. تغذيه صحيح كمك میکند تا معتادين در حال بهبودي (و هركس ديگري) احساس بهتري داشته باشند زيرا مواد مغذي به بدن انرژي میدهند، كمك میکنند بافتهای اندامها ساخته شوند و يا تعمير شوند و سيستم بدن ايمني قوي شوند. به دليل اينكه ارگانهای حياتي معتادان آسیبدیدهاند، تغذيه خوب با فراهم آوري نيازهاي تغذیهای سبب دوباره بازسازي اين بافتهای آسیبدیده میشود. تغذيه همچنين نقش مهمي در خلقوخوی افراد دارد. تحقيقات پيشنهاد میکنند كه تغييرات در رژيم غذايي میتواند ساختار مغز افراد را چه ازنظر شيميايي و چه فيزيولوژيكي تغيير دهد و روي رفتار تأثیر بگذارد. علاوه بر اين، مصرف غذاهاي خاصي سبب افزايش توليد نوروترانسميترهاي كليدي مثل سروتونين میشود كه سبب بهبود خلقوخو میشود. در بعضي از افراد، احساس بهتر، خطر عود بيماري را كاهش میدهد. معتادان در حال بهبود با رژيم غذايي فقير بيشتر احتمال برگشت و عود دارند. بعلاوه در برخي موارد، معتادان آشنا با حس گرسنگي نیستند، آنها گرسنگي را بهغلط اشتياق به مواد تعبير میکنند و در همان ابتدا در دام عود گرفتار میشوند. اين اشتباه ویرانکننده بالقوه میتواند با تكرار غذا خوردن وعدههای سالم بهآسانی تصحيح شود. ممکن است شما قادر نباشید كه همه آسیبهای ناشي از اعتياد را از بين ببريد اما تغذيه خوب بیمار را به دوبارهسازی يك بدن قویتر، سالمتر و جذابتر كمك میکند. در واقع در مراكز ترك اعتياد، مشاوره تغذيه هم بخشي از برنامه درمانیشان بایستی باشد؛ اما چنانچه شما به يك متخصص تغذيه دسترسي نداريد از دستورات و راهنماییهای غذايي این کتاب استفاده كنيد.توانمندسازی روانشناختی زنان سرپرست خانوار
خانواده یک نظام اجتماعی کوچک و یکی از مهمترین نهادهای جامعه انسانی است که با وجود تحولات گوناگونی که در طی گذشت قرنها رخ داده است همچنان کارکردهای مهمی بر عهده دارد. اﻣﺎ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺘﻌﺪدي از ﺟﻤﻠﻪ ﺟﻨﮓ، ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻨﻲ، ﻃﻼق، اﻋﺘﻴﺎد و ﻣﺮگ ﻫﻤﺴﺮ و ﻧﻈﺎﻳﺮ آن ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎر و کارکرد ﺧﺎﻧﻮاده ﺷﺪه اﺳﺖ که یکی از آنها اﻓﺰاﻳﺶ ﺗﻌﺪاد خانوادههای ﺗﻚ واﻟﺪی ﺑﺎ ﺳﺮﭘﺮﺳتی ﻣﺎدران در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎن اﺳﺖ. زنان سرپرست خانوار به کسانی اطلاق میشود که به دلایل متفاوتی مسئولیت تمامعیار اداره خانواده اعم از نگهداری و تربیت فرزندان، تأمین وضعیت اقتصادی و عاطفی خانواده را به عهده دارند. این مسئولیت از زمانی به صورت کامل متوجه آنها خواهد شد که یا به صورت دائم به علت مرگ همسر تنها شدهاند یا اینکه همسرانشان به علت بیماری صعبالعلاج یا اعتیاد توانایی کار کردن ندارند و یا اینکه به علت جرائم سنگین برای مدت طولانی (حبس ابد) در زندان بسر میبرند و همچنین زنانی که مردان آنها جهت یافتن کار مهاجرت نمودهاند را نیز شامل میشود. تربیت فرزندان، تأمین وضعیت اقتصادی خانواده و اداره و مدیریت خانه به علت عدم حضور پدر، به مادر منتقل میشود. البته این انتقال بدون هیچگونه آمادگی عاطفی، اقتصادی و اجتماعی رخ میدهد و او خلأ عاطفی سنگین و تنهایی زیادی را احساس و تجربه میکند زیرا که همسر و شریک زندگی خود را از دست داده است و با حجم بزرگی از مسائل اقتصادی و اجتماعی روبرو است، علاوه بر اینکه هیچگونه حمایتی اعم از اجتماعی، اقتصادی و عاطفی دریافت نمیکند.
این یک واقعیت است که زنان سرپرست خانواده در جامعه فشارهای زیادی تحمل میکنند، این فشارها بر سلامت روانی زنان و بالطبع فرزندان آنها و کارکرد اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی خانواده و در چشمانداز وسیعتر بر سلامت جامعه تأثیر میگذارد که افت کیفیت زندگی و عدم رضایت از آن در آنها قابل مشاهده است. این مسئولیت اگر چه نقاط اشتراکی در بین این قشر از زنان دارد اما برای هر کس میتواند تجربهای متفاوت از دیگری باشد به این معنا که پارامترهایی نظیر تفاوتهای فردی، پایگاه اقتصادی و اجتماعی فرد، سن، باورهای اعتقادی و ... در کیفیت و کمیت این تجربه تأثیر میگذارد. مشکلات بیسرپرستی زنان نیز میتواند باعث ایجاد انواع اختلالات روانی و رفتاری در آنها از جمله اختلالاتی نظیر پرخاشگری و ناسازگاری با محیط و خانواده و فرزندان، بزهکاری و روسپیگری و اعتیاد و افسردگی و سرانجام ناتوانی آنها در اداره زندگی شود. این امکان وجود دارد که زنان سرپرست خانوار هم از حیث مادی و هم از جهت عاطفی و روانی دارای مشکل شوند و اضطراب و استرس بیشتر و در نتیجه نوسانات خلقی زیادی را تجربه کنند که این امر میتواند باورشان را در مورد توانمندیهای خویش تحت تأثیر قرار داده و احساس لذت از زندگی را کاهش دهد.
تعداد بالا و روزافزون خانوادههای دارای زنان سرپرست خانوار که حجم بسیار زیادی از این قشر در سنین میانسالی قرار دارند، آمار بی سوادی در آنان بالاست و به لحاظ درآمدی نیز اکثرا جزء دهکهای یک، دو و سه قرار دارند که این آمار بسیار نگران کننده است چراکه 81 درصد زنان سرپرست خانوار دهک اول بیسواد بوده و جمعیت خانوادهشان بالا و میزان درآمد پایین است. این آمارها حاکی از این است که بیشتر این خانوادهها با مشکلات متعددی مواجه هستند. عامل فقر اقتصادی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم خود را بر وضعیت فرهنگی و اجتماعی این خانوادهها برجای میگذارد با توجه به آمار ارائهشده و مشکلات معیشتی و فرهنگی و مسئولیتهای این گروه از زنان جامعه آنها سطوح بالاتری از آسیبپذیری و استرس را نشان میدهند و در مقایسه با زنان دارای همسر با استرس بیشتری برای اداره زندگی روبهرو میشوند استرس آنها را با مشکلاتی از قبیل بیماریهای جسمانی، مشکلات خواب و افسردگی مواجهه میکند و در نهایت بهزیستی زنان و خانوادهشان را تحت تأثیر قرار میدهد. زنان سرپرست خانوار مشابه ساير مادران در مقابل نيازهاي خانواده احساس مسئوليت بيشتري میکنند و اين وضعيت فرصتي فراهم میکند تا زن بتواند در جهت بهبود وضعيت آموزشي، بهداشتي و رفاهي فرزندان خود اقدام كند. همچنين دادههای كيفي نشان میدهد زنان سرپرست خانوارهاي فقير و متوسط هیچیک قربانيان منفعلي نيستند. آنها میتوانند با تلاشهای شخصي و کمکهای خانوادگي و نهفقط از طريق کمکهای دولتي بر مشكلات خود فائق آیند.
در ايران 83 درصد خانوادههای زن سرپرست به علت فوت همسر، عهدهدار مسئوليت خانواده شدهاند، طلاق و جدائي با سهمي حدود 7 درصد در مرتبه دوم قرار دارد. زناني كه به دليل ازکارافتادگی مرد سرپرستي خانوار را بر عهدهدارند فقط 5/0 درصد از كل خانوارهاي زن سرپرست را تشكيل میدهند. مقایسه ارقام كل كشور و آمار مربـوط به خانوارهاي زن سرپرست زير پوشش سازمان بهزيستي نشان میدهد كه سهم از كار افتادگي در این گروه بسيار بيشتر (19 درصد) است. از ساير عوامل مؤثر بر وقوع پدیده زنان سرپرست خانوار میتوان به حوادث اجتماعي از قبيل انقلاب، جنگ هشتساله و ناامنیهای شغلي و ترافيكي در شهرها و جادهها اشـاره كرد كه قربانيان خود را عمدتاً از مردان میگیرد. مرگ زود هنگام مردان نيز از ديگر دلايل تحميل سرپرستي خانوار بر دوش زنان است. يكي ديگر از دلايل گسترش پدیده سرپرستي خانوار توسط زنان وجود اين گرايش فرهنگي و سنتي است كه از یکسو مردان بیهمسر (خواه مجرد و خواه بیهمسر بر اثر فوت همسر يا طلاق) به ندرت به همسرگزینی از بين زنان بیهمسر روي آورده و به دلايلي چون عدم قبول مسئوليت معاش فرزندان آنها و ميل به ازدواج با دختران مجرد به سراغ اين گروه نمیروند. از سوي ديگر زنان بیهمسر نيز گاه به دليل وفاداري به شوهر متوفاي خود يا ترس از آزار كودكانشان در ازدواج مجدد و گاه به دليل آزادي بيشتر نسبت به زمان تأهل تن به ازدواج مجدد نمیدهند.
زنان سرپرست خانوار با مشکلات و چالشهای و شرایط استرسزای متعدد و متفاوتی روبهرو هستند و فقدان حمایتهای لازم در زمینههای مختلف و همچنین خلأ عاطفی سبب شده تا آنان در مقابل استرس آسیبپذیرتر باشند و در نتیجه سبب افت و تخریب عملکرد آنان و پیامدهای روانشناختی مخربی میگردد. تجربه فشارهای مداوم و روزانه پیامدهای روانشناختی جدیتری در مقایسه با فشارهای حاد اما زودگذر دارد. زنان سرپرست خانوار در غیاب همسر (فوت یا عوامل دیگر) به علت نقشهای چندگانهای که تجربه میکنند و به علت شرایط اجتماعی، اقتصادی و عدمحمایتهای عاطفی و مواجهشدن با حجم بالای استرس و عدم توان مقابله صحیح با آن، دارای تابآوری پایین و آسیبدیدگی بیشتری خواهند بود.
امروزه سلامت و رفاه اجتماعي زنان كه نيمي از جمعيت را تشكيل میدهند، نهتنها به عنوان يک حق انساني شناختهشده، بلكه تأثير آن در سلامت خانواده و جامعه نيز اهميت روزافزون يافته است. خانواده و نقش سرپرست خانوار در تأمین نيازهاي اصلي اعضاي خانواده مهم میباشد. زماني كه زنان مسئوليت خانواده را بر عهده میگیرند نقشها و مسئولیتهای متعددي بر دوش آنان محول میشود. چرا كه همزمان بايستي نقش مادري با شرايط و نيازهاي مخصوص به خود و از سوی ديگر نقش تأمین مادي خانواده را داشته باشند. توانمندسازي را به معناي دستيابي بيشتر زنان به منابع و كنترل بر زندگي خود میدانند كه موجب احساس استقلال و اعتماد به نفس بيشتري در آنها میشود. اين فرآيند موجب افزايش عزتنفس زنان میگردد به اين معنا كه موجب بهبود تصويري میشود كه زنان از خودشان میبینند. توانمندسازي در عمل از كار مددكاري اجتماعي و مشاوره توانبخشی و ساير زمینهها همچون بهداشت، رشد اجتماعي و روانشناسي اجتماعي منتج شده است. به عنوان يك الگوي عملي، آن شامل ارزش پایهای، انجام مداخلهها، نظريهاي كه راهنماي عمل است، راهنماییهایی براي ارتباط مددجو ـ مددكار و چارچوبي براي سازماندهی فعاليتهاي ياري بخش میباشد. به نظر میرسد زنان سرپرست خانوار بهعنوان بخشي از جامعه با مشكلات فراواني در اين مسير روبهرو هستند. و اين امر بر ميزان دسترسي آنان به توسعه پايدار اثر جدي میگذارد. زنان سرپرست خانوار بالقوه داراي ویژگیهایی هستند كه میتوانند در جهت دستیابی توسعه انساني پايدار مؤثر باشند. برخي از اين عوامل به تأييد مطالعات ملي يا بینالمللی عبارتاند از: زنان سرپرست خانوار درآمدشان را صرف بهبود وضعيت خانواده خود میکنند و به افزايش سطح تغذيه، رفاه و تحصيل فرزندان و افراد تحت تكفل كمك میکنند. به همین جهت، در زمینه روانشناختی نیز این توانمندسازی، از سویی به بهبود وضعیت این زنان و در از سویی دیگر فرزندان آنان و در نهایت جامعه ختم میگردد. توانمندسازی روانشناختی میتواند سبب مقاومت در برابر استرس و فاجعه گردد. همچنین سبب ارتقا و بهبود توانايی مقابله با شرايط دشوار و پاسخ انعطافپذیر به فشارهای زندگی روزانه بهویژه در زنان سرپرست خانوار شود. روانشناسان از طریق توانمندسازی سعی کردهاند که این قابلیت انسان را برای سازگاری و غلبه بر خطر و سختیها افزایش دهند. افراد و جوامع میتوانند حتی پس از مصیبتهای ویرانگر به بازسازی زندگی خود بپردازند. توانمندسازی روانشناختی به این معناست نیست که افراد از این طریق بتوانند زندگی بدون تجربه استرس و درد را داشته باشند، بلکه به معنای افزایش ظرفیت روانشناختی فرد و تواناییاش در حل مسئله و مقابله مؤثر با مشکلات است به این صورت که مطابق تغییرات محیطی خود را وفق دهد و پس از برطرف شدن عوامل فشارزا بهسرعت به حالت بهبود بازگردد. در نتیجه فرد در هنگام مقابله با فشارها، نه تنها تسلیم نمیشود، بلکه معنای جدید و مثبتی در آن پیدا میکند. زنان سرپرست خانوار به علت داشتن نقشهای چندگانه، تربیت فرزند، کار بیرون از منزل با دستمزد کمتر و اداره خانه، استرس و فشارهای روانی بیشتری را تجربه میکنند و بهزیستی روانشناختی پایینتری دارند.
رویکردهای مهمی در این زمینه میتوانند مورداستفاده قرار گیرند که برخی از مهمترین آنها عبارتاند از مهارتهای زندگی، مدیریت استرس، هوش معنوی، ذهن آگاهی و ... که در این کتاب به بحث درباره آنها و نقش آنها در توانمندسازی زنان سرپرست خانوار پرداختهشده است.
توربینهای بادی (آشنایی با نظریهها و اجزای سازنده)
مقدمه
انسان از انرژی برای دستیابی به دو هدف استفاده میکند: ۱- فراهم کردن گرما برای کاربردهایی مانند گرمایش ساختمانها، پختوپز و... ۲- تولید برق برای به کار انداختن ماشینها و نیز روشنایی ساختمانهاشکلهای گوناگون انرژی
یکای انرژی، ژول است که با نماد J نشان داده میشود. نرخ تولید یا مصرف انرژی را قدرت گویند که یکای آن ژول بر ثانیه یا وات است که با نماد w نشان داده میشود. شکلهای گوناگونی از انرژی وجود دارد که برخی از آنها بهقرار زیر است: ۱- انرژی مکانیکی: منظور انرژی مکانیکی، توانایی انجام کارهای فیزیکی است. انرژی مکانیکی در قالب انرژی پتانسیل و انرژی جنبشی ظاهر میشود: الف- انرژی پتانسیل: این نوع انرژی در اجسامی یافت میشود که ارتفاع بالاتری نسبت به اطراف خود دارند؛ مانند انرژی ذخیره شده در آب پشت سدها. انرژی پتانسیل یک جسم را از رابطه ی زیر محاسبه می کنیم: ۱-۱ Ep= mgh در این رابطه، m نماد جرم جسم مورد نظر با یکای کیلوگرم، g نماد شتاب گرانشی زمین با یکای متر بر مجذور ثانیه و h نماد ارتفاع از سطح زمین با یکای متر است. به طور مثال، انرژی پتانسیل یک جسم ۱ کیلوگرمی در ارتفاع ۱۰۰ متری را این گونه بدست می آوریم: Ep = 1´9/81´100=981J ب -انرژی جنبشی: این نوع انرژی مربوط به انرژی موجود در اجسام در حال حرکت است و از رابطه زیر به دست می آید: ۲-۱ انرژی موجود در آب در حال حرکت در رودخانه، نمونه ای از انرژی جنبشی است. به طور مثال، انرژی جنبشی یک کیلوگرم آب که با سرعت ۲ متر بر ثانیه در حال حرکت است را این گونه محاسبه می کنیم: J ۳-۱ ۲- انرژی الکتریکی: انرژی است که از حرکت الکترون ها در مواد رسانا به وجود می آید. انرژی الکتریکی کاربردهای زیادی در زندگی امروزه دارد. راه اندازی ماشین آلات و دستگاه های صنعتی و نیز استفاده از برق در روشنایی ساختمانها، از عمده ترین کاربردهای انرژی الکتریکی است. ۳- انرژی شیمیایی: انرژی ذخیره شده در مواد شیمیایی است که بر اثر واکنش های شیمیایی آزاد می شوند. انرژی آزاد شده بر اثر سوختن چوب، نفت وگاز، همگی سرچشمه ی شیمیایی دارند. برای محاسبه ی انرژی شیمیایی، میبایست جرم سوخت را در ارزش گرمایی آن و راندمان احتراق ضرب کنیم. ۴- انرژی هسته ای: انرژی ای که در هسته ی اتم عنصرها ذخیره شده و بر اثر واکنش های هسته ای آزاد میشود. ۵- انرژی حرارتی: انرژی ای که به صورت گرما ظاهر میشود و علت آن جنبش و ارتعاش مولکول هاست.چرا از نیروی باد استفاده کنیم؟
منظور از به کارگیری نیروی باد، استفاده از انرژی جنبشی موجود در باد و تبدیل آن به الکتریسیته است. با تولید برق از نیروی باد، وابستگی به منابع نفتی و سوخت های فسیلی کم میشود. این موضوع باعث کاهش تولید گازهای گلخانه ای شده که منجر به گرم شدن کره ی زمین شدهاند. طراحی، ساخت و تولید توربینهای بادی، نصب آنها و تعمیر و نگهداری آنها همگی اشتغال زایی فراوانی را فراهم می کنند. در مناطق محروم و یا صعب العبور که دسترسی به شبکه ی برق شهری وجود ندارد، با استفاده از توربینهای بادی می توان به این مناطق برق رسانی کرد. البته یکی از کاستی های تولید برق با استفاده از نیروی باد این است که تنها در هنگام وزش باد می توان الکتریسیته تولید نمود. البته این موضوع هیچ مشکلی برای بیشتر کشورها به وجود نمی آورد؛ چرا که بسیاری از کشورها دارای مناطقی هستند که تولید الکتریسیته در آن جا با کمک توربینهای بادی، صرفه ی اقتصادی دارد. انرژی جنبشی موجود در باد، با توان دوم سرعت باد ارتباط مستقیم دارد. در بحث استفاده از انرژی باد، درک درستی از ویژگی های باد، دارای اهمیت زیادی است. یکی از ویژگی های مهم باد، ثابت نبودن سرعت و شدت وزش آن است. وزش باد، تابعی از زمان و مکان است؛ به این صورت که ویژگی های باد، درهر مکان و در هر زمانی باهم متفاوت هستند. اقلیم های فراوانی در جهان وجود دارند که برخی از آنها، بادخیزتر از بقیه هستند. مقدار وزش باد در یک مکان، تابعی از ارتفاع آن مکان هم هست. عوارض زمین مانند وجود کوه، دریا، دره، جنگل و... همگی در چگونگی وزش باد و ویژگی های آن تأثیر دارند. شب و روز و فصلهای گوناگون سال نیز از پارامتر های مهم پیرامون موضوع وابستگی باد به زمان است؛ چرا که دمای هوا و فشار و رطوبت آن و دیگر ویژگی ها، در یک شبانه روز و از فصلی به فصل دیگر و حتی در سالیان پی در پی، همگی با یکدیگر متفاوت هستند. جذب انرژی خورشید توسط اتمسفر زمین و نیز وجود عوارض طبیعی، باعث بوجود آمدن مناطقی با فشار هوای گوناگون میشود. وجود این اختلاف فشار باعث میشود تا هوای موجود در اتمسفر از مناطق با فشار بالاتر به طرف مناطق با فشار پایین تر حرکت کنند. این سرزمین ها گاهی تا چند صد کیلومتر گستردگی دارند. تابش پرتوهای خورشیدی، تبخیر آب دریاها، وجود ابر، ناصافی سطح و... همگی در چگونگی حرکت جریآنهای هوایی اثر دارند.تاریخچه ی استفاده از نیروی باد
از گذشته تاکنون، آب و باد دو منبع مهم انرژی برای انسان بوده اند. وجود آسیاب های بادی و آبی که در گذشته های دور برای آبیاری کشتزار ها و خرد کردن گندم به کار می رفتند، گواه این است که بهره گیری انسان از انرژی باد، سابقه ای بس طولانی دارد. از نیروی باد به مدت چندین قرن برای به حرکت درآوردن کشتی ها استفاده می شده است. برتری بسیاری از کشورها در گذشته، به دلیل توانایی آنها در به کارگیری کشتی هایی بوده که با نیروی باد حرکت می کردند. آسیاب های بادی ایرانی با قدمت نزدیک به هزار سال پیش از میلاد مسیح (سه هزار سال پیش)، کهن ترین آسیاب های بادی شناخته شده هستند. اساس کار آسیاب های بادی ایرانی مانند توربینهای بادی است که بر پایه ی نیروی پسا[1] کار می کنند؛ به بیان دیگر پرههای به کار رفته در این گونه آسیاب ها با نیروی مستقیم باد شروع به چرخش حول محور خود می کنند. نکته ی جالب توجه این است که در اطراف پره ها و حول شفت اصلی، دیوار هایی با محاسبات ویژه به گونه ای قرار داده شدهاند که باعث میشود تا باد از هر جهتی که بوزد، به درون فضای آسیاب بادی هدایت شود و پره ها را بچرخاند؛ به این ترتیب بدون توجه به مسیر وزش باد، همیشه می توان از این آسیاب های بادی بهره برد. دانمارکی ها در استفاده از نیروی باد برای تولید برق پیشتاز بودند. آنها نخستین بار به همین منظور از یک توربین بادی با قطر ۲۳ متر در سال ۱۸۹۰ برای تولید الکتریسیته استفاده کردند. ۱ نیروی پسا برگردان واژه ی drag force می باشد و نیرویی است که باعث می شود تا جسم مورد نظر به عقب رانده شود.توسعه بازار تجارت و کسب و کار
بیست سال پیش من تازه ترین کتاب پرفروش خود را نوشته بودم. من قبلاً کتابی نوشته بودم اما مادرم تنها کسی بود که نسخه خرید، بنابراین این حساب نمیشود. دوبار تلاش کردم تا کتابی بنویسم که مردم واقعاً میخواستند بخوانند، و از آنچه میشنوم، حتی ضربه زدن به آن در تلاش دوم شما بسیار نادر است. بیش از 99 درصد نویسندگان کتاب در فروش نسخههای کافی برای امرار معاش شکست میخورند. خوش شانس بودم.
توسعه روستایی (اصول، سیاستها و برنامه ریزی)
با وجود اهداف بلند پروازانه تعیین شده توسط کشورهای مختلف در زمینه توسعه روستایی، مخصوصا کشورهای در حال توسعه و تلاشهای آنها در این زمینه هنوز هم اکثر این کشورها درگیر مسئله توسعه نیافتگی در مناطق روستایی هستند و اکثر جوامع توسعه نیافته با این معضل دست و پنجه نرم میکنند. هر چند کشورهای توسعه یافته از نظر توسعه روستایی وضعیت مناسبتری دارند؛ ولی برنامههای توسعه روستایی فقط خاص کشورهای توسعه نیافته نمیباشد و کشورهای پیشرفته نیز اصلاحات و سیاستهایی با هدف توسعه نواحی روستایی انجام داده و یا انجام میدهند. به عنوان مثال در دهه 1990، بازسازی روستایی موضوع مهمی برای مطالعات روستایی در این کشورها بوده است. بیشتر کشورهای توسعه یافته از جمله ایالات متحده، کانادا، ژاپن، کرهجنوبی و برخی از کشورهای اروپایی که بیشتر مسائل و مشکلات نواحی روستایی را درک کردهاند به بازسازی سریع روستاها پرداختند. بند چهاردهم اعلامیه مقررات توسعه روستایی اروپا (1999) نیز مربوط به حاکمیت توسعه روستایی و تأکید بر اهمیت هماهنگی همه بازیگران محلی و ملی برای اجرای برنامهها و سیاستگذاری روستایی بوده است. در این بند هماهنگی با همکاری چندسطحی شامل بازیگران دولتی و غیردولتی انجام شد که تصمیمات غیرمتمرکز را در بر میگرفت و رویکردهای پایین به بالا را تشویق نمود. در کشورهای در حال توسعه نیز با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی خود، سیاستها و رویکردهایی را برای توسعه روستایی به کار گرفتهاند. در ایران نیز با وجود تدوین و اجرای سیاستها و برنامههای مختلف توسعهای مانند برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پنجساله قبل و بعد انقلاب، هنوز هم توسعه نیافتگی روستاها نسب به نواحی شهری کشور به قوت خود باقی مانده است. از جمله مواردی که در طول سالهای پس از انقلاب مورد غفلت قرار گرفته، توجه نکردن به توانمندی بالقوه موجود در روستاها و عدم بکارگیری ظرفیتها در راستای توسعه مناطق روستایی، استفاده نکردن از تجربیات و الگوهای توسعه روستایی جهانی به منظور ایجاد شرایطی نوین در ساماندهی مدرن عوامل تولید در حوزه روستاها و فقدان قوانین جامع حمایتی و برنامهریزی مشخص برای توسعه روستایی است. به همین خاطر، توسعه نیافتگی روستاها منجر به افزایش فقر، محرومیت و نابرابری بین مناطق شهری و روستایی شده که این امر به صورت مستقیم و غیرمستقیم اثرات منفی ناخواستهای، مانند کاهش جمعیت روستاها (مهاجرت)، تخلیه روستاها، افزایش شهرنشینی و افزایش حاشیهنشینی در شهرها را درپی داشته است. با توجه به این مسائل و برای پیشبرد توسعه ملی، توسعه روستایی به عنوان یک اصل برای سیاستگذاران باید در اولویت قرار گیرد. از سویی دیگر پس از چند دهه تجربه ناموفق در رسیدن به توسعه روستایی، این مسئله روشن است که لازمه رسیدن به توسعه، توجه به روستاها و نواحی روستایی به عنوان نیروی محرکه توسعه کل کشور است. علاوه بر این بررسی نظریات، دیدگاهها، عوامل مهم در توسعه روستایی، سیاستهای توسعه روستایی، برنامهریزی روستایی، و آشنایی با نقاط قوت و ضعف هر یک از آنها میتواند نقش مهمی در برنامهریزی، انتخاب استراتژی، و انتخاب برنامهها و سیاستهای مناسب توسعه روستایی داشته باشد. هدف از تدوین این کتاب بیان ضرورت، اهمیت، معیارها و شاخصها، پارادایمها، عوامل، سیاستها، ابزارها و بازیگران توسعه روستایی و بررسی برنامهها و برنامهریزی توسعه روستایی در یک مجموعه برای محققان و دانشجویان جغرافیا، توسعه روستایی، برنامهریزی روستایی و علوم اجتماعی است و نویسنده تلاش نموده که دانشجویان و محققان مرتبط با کتاب حاضر به برداشتی پیوسته و منسجم از موضوع دست پیدا کنند. در راستای هدف مذکور، مطالب این کتاب در هفت فصل تنظیم شده است.
در فصل اول ابتدا تعریف و مفاهیم اولیه توسعه و توسعه روستایی آورده شده، سپس تفاوتهای بین توسعه و رشد اقتصادی، و توسعه و تغییر، ضرورت توسعه روستایی، اهداف توسعه روستایی و عناصر پایه توسعه روستایی بررسی شده است. چنانچه در فصل اول و برای تعاریف و مفاهیم روستا سعی شده که در قالب وجه تمایز شهر و روستا تعاریف مختلف روستا ارائه شود. در فصل دوم کتاب مفاهیم شاخص و اهیمت کاربرد شاخصها در برنامهریزی توسعه روستایی، ضرورت سنجش توسعه روستایی برای سیاستگذاران و مدیران توسعه روستایی، اقدامات و شاخصهای سنجش توسعه روستایی و مفاهیم فقر و شاخصهای اندازهگیری فقر در مناطق روستایی به عنوان یکی از معیارهای مهم سنجش سطح توسعه روستایی آورده شده است. در این فصل سعی شده که شاخصهای اندازهگیری سطح توسعه روستایی بررسی شود تا خوانند بتواند نسبت به سنجش برنامههای توسطه روستایی و موفقیت آنها اطلاعاتی کسب نماید. در فصل سوم کتاب دیدگاههای توسعه و توسعه روستایی و ویژگیهای اصلی نظریههای توسعه و توسعه روستایی آورده شده است. در این فصل به بررسی سه مکتب کلی وابستگی، نوسازی و جهانی شدن و ارتباط آنها با توسعه روستایی پرداخته شده است. همچنین نظریات رشد اقتصادی فشار بزرگ روزناشتاين، نظریه حداقل تلاش لیبناشتاین، مدل سرمایه انسانی، مدل توسعه روستایی گاندی، مدل توسعه اقتصادی و مفاهیم اساسی دوگانگی و نیاز به دستیابی به موفقیت و نقش یک از آنها در توسعه و توسعه روستایی به صورت مروری گذرا و به صورت انتقادی بررسی شده است. در فصل چهارم عوامل موثر و تعیینکننده توسعه و توسعه روستایی بیان شده است. در این فصل ابتدا نقش هر یک از منابع طبیعی، منابع انسانی، سرمایه، فناوری و عامل ساختاری- نهادی در توسعه روستایی بیان شده است. سپس مشکلات مفهومی و روش شناختی در اندازهگیری و تعیین رابطه بین توسعه روستایی و عوامل تعیینکننده آن توصیف شده است. در فصل پنجم مفاهیم و تعاریف سیاست و سیاستهای توسعه روستایی آورده شده است. سپس اهداف، و سلسه مراتب اهداف سیاستهای توسعه روستایی و در قالب رویکردهای قدیم و جدید سیاستهای توسعه روستایی توضیح داده شده است. در آخر، دلایل اصلی نیاز روستاهای ایران به سیاستهای توسعه روستایی و مهمترین سیاستهای توسعه روستایی ایران در قالب برنامههای توسعه و ویژگیهای برجسته آن بررسی شده است. در فصل ششم کتاب، از مفهوم سیستم عملکردی و اجزای مهم آن سخن به میان آمده است. مفاهیم ابزارهای سیاست توسعه و انوع ابزارهای سیاست توسعه روستایی توضیح داده شده است. در ادامه بازیگران توسعه روستایی و انواع بازیگران در فرایند توسعه روستایی در ایران، روشهای تحلیل بازیگران در ساماندهی نظام مدیریت و برنامهریزی توسعه روستایی به همراه نقش آنها در فرایند توسعه روستایی ایران بیان شده است. در فصل هفتم کتاب ضمن تعریف اصطلاحات برنامه و برنامهریزی، انواع برنامهها از نظر سطوح و عملکرد، مدت اجرا و نحوه اجرا، مفاهم برنامهریزی روستایی و اهداف برنامهریزی روستایی توضیح داده شد. در نهایت مراحل برنامهریزی در برنامههای توسعه روستایی ایران، نظام برنامهریزی توسعه روستایی در ایران و آسیبشناسی نظام برنامهریزی توسعه روستایی توضیح داده شد.
با عنایت به اینکه نویسنده خود بر این موضوع واقف است که شاید این مجموعه نیز دارای کاستیهایی باشد و در زمینه مطالب این کتاب ممکن است دیدگاههایی متفاوتی وجود داشته باشد؛ بنابراین ضمن پذیرش تمامی کاستیها، نویسنده قدردان تمام کسانی است که یادآورد اشکالات خواهند بود و تلاش خواهد شد که کاستیها برطرف شود. لازم به ذکر است که علیرغم تدوین و قالببندی اولیه در خصوص تدوین و تکمیل مباحث کتاب، شاکله فصول کتاب را مطالعات پژوهشی و گزارشهای مرتبط در سطح جهانی و داخلی و همچنین معلومات و اطلاعات نویسنده تشکیل داده است.