ریاضیات مهندسی – جلد اول (کتاب الکترونیک)
ریاضیات مهندسی ابزاری نیرومند در پیشبرد محاسبات ریاضی در حوزه مهندسی می باشد. بر همین اساس، کتاب عددهای مختلط و کاربردهای آن[1]، اثر جیمز وارد براون[2] و روئل وی چرچیل[3]، در قالب دو جلد ترجمه شده است. اثر پیش رو، جلد یکم از این مجموعه دو جلدی می باشد. در جلد یکم، عددهای مختلط، تابع های تحلیلی، تابع های مقدماتی، نگاشت با استفاده از تابع های مقدماتی، و نگاشت همدیس مورد بحث قرار گرفته اند. در جلد دوم نیز انتگرال ها، سری ها، باقی مانده ها و قطب ها، کاربرد باقی مانده ها، و فرمول های انتگرال گیری از نوع پواسون مورد بحث قرار گرفته اند. امید است این مجموعه، مورد توجه مهندسین و علاقه مندان به ریاضیات قرار گیرد.
ریاضیات مهندسی جلد دوم
ریاضیات مهندسی ابزاری نیرومند در پیشبرد محاسبات ریاضی در حوزه مهندسی میباشد. بر همین اساس، کتاب عددهای مختلط و کاربردهای آن[1]، اثر جیمز وارد براون[2] و روئل وی چرچیل[3]، در قالب دو جلد ترجمه شده است. اثر پیش رو، جلد دوم از این مجموعه دو جلدی میباشد. در جلد یکم، عددهای مختلط، تابعهای تحلیلی، تابعهای مقدماتی، نگاشت با استفاده از تابعهای مقدماتی، و نگاشت همدیس مورد بحث قرار گرفته اند. در جلد دوم نیز انتگرالها، سریها، باقیماندهها و قطبها، کاربردهای باقیماندهها، و فرمولهای انتگرال گیری پواسون مورد بحث قرار گرفته اند. امید است این مجموعه، مورد توجه مهندسین و علاقهمندان به ریاضیات قرار گیرد.
[1] Complex Variables and Applications – Eighth Edition
[2] James Ward Brown
[3] Ruel V. Churchill
زمینشناسی پزشکی (کتاب الکترونیک)
بر اساس تعریف، می توان چنین عنوان کرد که زمین شناسی پزشکی دانشی است که ارتباط بین مصالح زمین شناختی، فرآیندهای زمین شناسی و عوامل آن بر سلامتی انسان و حیوان را برقرار می سازد (Centeno 2011).به اعتقادFiona Fordyce زمین شناسی پزشکی مطالعه عوامل زمین شناسی زیست محیطی بر انسان، حیوان، سلامت گیاهان و کشاورزی است.زمین شناسی پزشکی به عنوان دانش بررسی کننده رابطه میان عناصر و کانی ها، مهاجرت، انتقال، تغییر شکل، میزان ترکیبات آلی و معدنی و پیامدهای مثبت و منفی که بر سلامت انسان، جانوران و گیاهان دارد شناخته شده است. دانش مذکور را می توان یک تخصص بین رشته ای دانست که به مطالعه عوامل طبیعی زمین شناختی که با پراکندگی جغرافیایی خاص خود بر سلامت موجودات زنده تأثیرگذار است. (Charlotte et al 2013) زمین شناسی پزشکی را دانشی بین رشته ای می داند که درک بهتر رابطه بین سلامت بشر و محیط زیست می اندیشد.
(Silverman 1997) سلامت زیست محیطی را چنین تعریف می کند که عامل تنزل زیست محیطی بر جمعیت بشری است.به اعتقادFinkelman و همکارانش، زمین شناسی پزشکی به سرعت در حال رشد و توسعه بوده و توانایی مساعدت به جامعه پزشکی را در تمام مناطق دارد.زمین شناسی پزشکی دقیقاً رابطه بین مصالح زمین شناختی از قبیل: سنگ ها، مواد معدنی و سلامت بشری را مورد مطالعه قرار می دهد.دانش مذکور پیشگام موضوع بین علوم زمین و علوم پزشکی است. (Bencko and Vosta, 1999) (Cronin and Sharp 2002) (Centeno et al 2002). تحقيقات زمين شناسي پزشكي در نتيجه كار علمي تيمي است. عضو اصلي اين تيم رشته زمين شناسي است. علم نوپاي زمين شناسي پزشكي كه برپايه اثبات علمي ارتباط بسياري از بيماري ها با زمين بنيانگذاري شده است، به بررسي ارتباط بين عوامل زمين شناسي با سلامت انسانها و جانوران و تأثير عوامل زيست محيطي بر پراكندگي جغرافيايي بيماري هاي مرتبط مي پردازد.
زمین شناسی پزشکی، به عنوان دانش بررسی کننده رابطه بین عناصر و کانی ها، مهاجرت، انتقال، تغییر شکل، میزان ترکیب های معدنی و آلی و تأثیرات مثبت و منفی که بر سلامت انسان، جانوران و گیاهان دارند شناخته شده است. به علاوه این دانش به عنوان یک تخصص بین رشته ای، به بررسی عوامل طبیعی زمین شناسی که با پراکندگی جغرافیایی خاص خود بر سلامتی موجودات تأثیر می گذارد می پردازد.
از نقطه نظر تاریخچه باید اذعان داشت که واژه زمین پزشکی یا زمین شناسی پزشکی برای اولین بار توسط Ziess مورد استفاده قرار گرفت که در آن زمان معادل پزشکی جغرافیایی بود اما امروزه آن را معادل روش های ژئوگرافیکی در اخذ نتایج بهداشتی و پزشکی می پندارند. علت مرگ ناپلئون بناپارت در سال 1821 میلادی ریشه در زمین شناسی پزشکی دارد
نامبرده مدت مديدي در معرض آرسنيك بوده و براثر سرطان معده ،جان خود را از دست داده است؛ طبق نظر متخصصان علوم قضايي فرانسه ، سطح آرسنيك يافت شده در موهاي ناپلئون 38 بار بيشتر از مقا دير طبيعي اين ماده است و يك علامت واضح مسموميت به شمار مي رود.
در سال های اخیر ارتباط میان محیط و سلامتی، مورد مباحثه بسیاری از رسانه ها و مجلات علمی پژوهشی بوده است. واژه هایی همچون فلزات سنگین و مواد آلاینده، موضوع بحث داغ محافل علمی سراسر جهان را تشکیل می دهد. ابتدا در این زمینه اصطلاح جغرافیای پزشکی مطرح شد سپس این اصطلاح به زمین شناسی پزشکی تغییر نام یافت و اکنون با تمام توان و به پشتوانه محققین مختلف در اقصی نقاط جهان در حال توسعه مفاهیم و محتوای علمی خود است.
1-2 تاریخچه
اولین کسی که به وضوح نقش عوامل درونی را بر زمین و ایجاد تغییرات آن مطرح ساخت فیلسوف یونانی Empedocles اهل آگرگنتوم بود که در 450 سال قبل از میلاد مسیح در این زمینه به فعالیت پرداخته است.نکته جالب آن است که این فیلسوف به علت علاقه فراوانی که به زمین شناسی و فرآیندهای آن داشت در هنگام انجام تحقیقات و مشاهده آتشفشان Etna در آن سقوط کرد و جان باخت(Shengur 2005). در یونان باستان، ارسطوی استادگرایی شاگرد افلاطون، با الهام گرفتن از تئوری ها و نظریات استاد خود و بسط آرای وی، کتاب مشهور خود را با عنوانMeteorologica نگاشت(Shengur 2005). این نوشته یکی از اولین آثار مبتنی بر تجربه و مشاهدات علمی در حوزه علوم طبیعی و زمین شناسی در دوران باستان بود که در آن ارسطو نظریاتی راجع به اثرات عوامل طبیعی بر رخداد حوادثی مثل بیماری، تعیین جنسیت جنین و امثال آن را مطرح ساخته است . به علاوه ارسطو برای اولین بار در تاریخ، به معضلاتی که از نظر سلامتی برای کارگران شاغل در معادن سنگ به وجود می آید اشاره کرده است(et al 2003 Bowman).موضوع ارتباط میان زمین شناسی و سلامت موجودات زنده مخصوصاً انسان، از مدت ها پیش شناخته شده بود. فیزیکدان ها، متخصصین علوم طبیعی و فلاسفه عهد باستان در کشورهایی مثل یونان، چین، ایران، مصر و هندوستان و سرخپوستان و مایاها از زمان های بسیار قدیم اهمیت این نکته که پدیده های رخ داده در روی زمین بر سلامتی انسان مؤثر هستند را درک کرده بودند، هر چند که این ارتباط تا قرن نوزدهم میلادی مبتنی بر منطق و علم نبود و تنها خرافات آن را بسط داده بودند.
به هر حال به نظر می رسد که اولین نظریات رسمی در حوزه زمین شناسی پزشکی توسط حکیم یونانی Hippocrates ارائه شده که سیصدسال قبل از میلاد مسیح زندگی کرده است.او نشان داد که عوامل محیطی بر نحوه پراکندگی آسیب های جسمانی مؤثر هستد(Lag 1990)(Foster 2002).تمرکز اصلی حکیم هیپوکراتوس بر آب و هوا و مکان جغرافیایی بود. وی در قسمت هفتم رساله خود چنین می نگارد که : آبی که از خاک بر می خیزد آب هایی حاوی آهن، مس، نقره، طلا، قیر و نیترات هستند که برای هر مصرفی مضر بوده و عامل بیماری های متعددی هستند.
مثال دیگر مربوط به ویتروویاس معمار رومی است که برای اولین بار نشان داد که آب های موجود در نزدیکی معادن و صنایع معدنی دارای اثرات نامطلوبی بر سلامتی انسان و حیوان هستند(Neriago 1985). فیزیکدان یونانی، گالن در دست نوشته های خود خطر فعالیت های معدنی از نقطه نظر وجود اسید و دیگر مواد مضر در آب های زیرزمینی نزدیک معادن فلزی را خاطر نشان کرد(Lindberg 1992).دانشمندان ایرانی نیز همچون ابوعلی سینا، ایوریحان بیرونی، زکریای رازی و جابربن حیان نظریات متعددی در رابطه با سلامتی انسان و مواد معدنی داشته اند.
یکی از مهم ترین تحولات در تاریخ علم زمین شناسی پزشکی، تألیف کتاب بهار خاموش توسط (Carson 1961) بود که در رابطه با سم DDT و انقراض نسل پرندگان مطالب تکان دهنده ای را عنوان کرد (Singh 2005).در سال 1996 میلادی در اجلاس اتحادیه جهانی زمین شناسی IUGS با توجه به اهمیت عوامل زمین شناختی بر سلامت انسان و درک او از این موضوع، کمیته ای برای پژوهش های بین المللی در حوزه زمین شناسی پزشکی در کمیسیون برنامه ریزی برای زمین شناسی زیست محیطی تشکیل شد اما در سال 2000 میلادی یونسکو در قالب پروژه ای یا شماره 454 و با عنوان زمین شناسی پزشکی کار خود را در زمینه حاضر زودتر از IUGS آغاز کرد.به هر حال در تخصص زمین شناسی پزشکی مشاهیر متعددی وجود دارند که از آن ها می توان به پرفسور چاندرا دیسانایاکه استاد دانشگاه پرادنیای سری لانکا اشاره کرد که حدود سی سال در حوزه زمین شناسی پزشکی و زمین شناسی زیست محیطی به انجام تحقیقات وسیع و جامع پرداخته و در گسترش علوم مذکور سهم بسزایی داشته است.علاوه بر وی می توان هاروانت سینگ از دانشگاه ساراواک مالزی و اوله سلینوس از سوئد را نام برد.پرفسور سلینوس بیش از 40 عنوان اثر علمی و پژوهشی در حوزه زمین شناسی پزشکی منتشر کرده است که یکی از مهم ترین آن ها کتاب زمین شناسی پزشکی است که توسط انتشارات معتبر Elsevier در سال 2005 منتشر شذه است.
در ایران، اولین نظریات علمی و عقلی در باب زمین شناسی پزشکی را حکمایی چون ابن سینا، ابوریحان بیرونی و سایرین نگاشته اند. شاید بتوان به جرأت گفت که اولین نظریات علمی در حوزه زمین شناسی پزشکی در دنیا توسط حکمای ایرانی ارائه شده است. ابوعلی حسین بن عبد الله ابن سینا دانشمند مشهور و بزرگ ایرانی در کتاب معروف خود که با نام شفا تألیف شده بود مواد را در دسته های سنگريال ذابیات، کباریات و املاح طبقه بندی نمود.
محمد بن ذکریای رازی، فیلسوف، طبیب و کیمیاگر برجسته ایرانی که در قرون وسطی می زیسته است مواد را به سه نوع معدنی، گیاهی و حیوانی تقسیم بندی کرده است.
به هر حال دانشمندان ایرانی از دوران باستان به مباحث زمین شناسی و کانی شناسی توجه داشته اند و این توجه قابل بررسی و مطالعه بیشتر است.
اکنون نیز با توجه به اهیمیت زمین شناسی پزشکی، سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در سال 1383 واحد پژوهش های زمین شناسی پزشکی را ایجاد کرد که شامل کمیته های، بررسی ژئوشیمی، هیدروژئوشیمی، رادیونوکلوئیدهای طبیعی، ژئوبوتانی و پزشکی می باشد.
امروز به علت آنکه کشور ما یکی از بالاترین نرخ های ابتلا به سرطان مری، معده و ریه را دارد و سایر بیناری ها می توانند از منشأ زمین شناختی به وجود آمده باشند، توجه بیش از پیش به مفاهیم و محتوای علمی زمین شناسی پزشکی در کشور امری غیر قابل انکار به نظر می رسد و باید در این زمینه بیشتر تلاش کرد و استراتژی های مدون تری را برای انجام تحقیقات زمین شناسی پزشکی تدوین کرد.
زمین شناسی پزشکی با این هدف مورد توجه قرار گرفت که بتواند ضمن ایجاد درکی واضح، صحیح و منطقی از تأثیر مواد طبیعی بر حسم انسان، حیوان و گیاه، خطر آن ها را کاهش دهد. در کشورهای درحال توسعه بیشترین تمرکز مطالعات زمین شناسی پزشکی روی استفاده بهینه از زمین انجام می پذیرد که علاوه مطالعاتی نیز روی تأثیرات مخرب زغال سنگ و عناصری چون آرسنیک محلول در آب و نظایر آن انجام شده است.
1-3 حوزه مطالعاتی زمین شناسی پزشکی
آنچه مسلم است آن است که زمین شناسی پزشکی تنها شامل مباحث مربوط به آلودگی نیست و در واقع بررسی کننده و ایجاد کننده ارتباط گسترده میان محیط و سلامتی یا رخداد آسیب ها در انسان، حیوان و گیاهانی است که در آن محیط زندگی می کنند. البته بسط این مسأله نیز حائز اهمیت می باشد. زمین شناسی پزشکی می تواند در دو عنوان اساسی عنصر و محیط تعریف شود. در عنوان اول ارتباط عناصر و رفتار موجودات زنده در مقابل عناصر و ترکیب های شیمیایی مورد بحث قرار می گیرد. در عنوان دوم، واکنشی که موجودات زنده در برابر حوادثی مانند سیل، آتشفشان، زلزله و نظایر آن دارند مورد توجه هستند. حوزه مطالعاتی زمین شناسی پزشکی در پنج بخش مطالعات کتابخانه ای، مطالعات میدانی، بررسی های آزمایشگاهی، تفسیر و نتیجه گیری و مطالعات پیشرفته خلاصه می شود. در مطالعات کتابخانه ای از نقشه های توپوگرافی، نقشه های زمین شناسی، جغرافیا، هیدرولوژی و خاک شناسی، عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ای استفاده می شود لذا در این خصوص از نقشه های زمین شناسی با مقیاس 1:250000، 1:100000 و 1:25000 استفاده می شود. در مراحل بعدی از نقشه های ژئوشیمی آب و خاک و داده های ژئوفیزیک استفاده می شود. به علاوه در صورت امکان می توان از نقشه های زیست محیطی نیز استفاده کرد که غالباً در مقیاس 1:25000 تهیه می شوند.
مطالعات میدانی یا به اصطلاح عملیات صحرایی در حوزه زمین شناسی پزشکی به بخش های، نمونه بردای ژئوشیمیایی، مطالعات هیدرولوژی و هیدروژئولوژی، مطالعات بهداشتی، ژئوبوتانی، میکروبیولوژی و قارچ شناسی، پزشکی، آمار، جامعه شناسی، روانشناسی، مردم شناسی و قوم نگاری، رادیومتری و مطالعه پرتوزایی در محیط، دانپزشکی و سنجش از دور تقسیم می شود.
در برررسی های آزمایشگاهی، مطالعه کانی های سنگین، آنالیز شیمیایی به روش های مختلف تجزیه(به روش های XRF ، XRD وICP) و آرمایشات مربوط به مواد رادیواکتیو از اهمیت ویژه ای برخوردار است ضمناً نمونه برداری از خون، ادرار و در برخی اوقات نمونه بردای موضعی از بدن نیز کارگشا خواهد بود.
در قسمت تفسیر و نتیجه گیری، تهیه نقشه نهایی و تهیه نقشه های ژئوشیمی منطقه مورد مطالعه و به علاوه تهیه نقشه های زمین شناسی پزشکی اهمیت ویژه ای دارد. نقشه های زمین شناسی پزشکی می توانند نشانگر آلودگی ها و نقاط پرخطر باشند. نفشه های زمین شناسی پزشکی نوعی از نقشه های ژئوشیمیایی هستند که در آن علاوه بر توزیع طبیعی مواد و عناصر، می توان تمرکزهای غیرعادی مانند فلزات سنگین و رادیواکتیو ناشی از فعالیت صنایع را نیز یاده کرد. نقشه های زمین شناسی پزشکی، اسناد مهم و معتبری هیتند که در پژوهش های بهداشتی و اپیدمولوژی1 می توان از آن ها بهره برد.
مطالعات پیشرفته در حوره مطالعاتی زمین شناسی پزشکی، اغلب پس از انجام مراحل فوق و در موارد خاصی صورت می پذیرد. اگر مطالعات پیشین نتایج قابل قبولی را ارئه ندهند، در این قسمت مشکلات مهمی بروز خواهد کرد.
به هر حال زمین شناسی پزشکی حوزه ضروری از علم است که برخی از مؤلفین با استفاده از آن ارتباط بین زمین شناسی زیست محیطی و مشکلات سلامت در انسان، حیوان و گیاهان را بررسی می کنند (Gomes and Silva 2007).عناصر شیمیایی، کانی ها و مواد معدنی، خاک ها و آب و هوا اجزای ضروری محیط زمین شناختی هستند.
فصل دوم
عناصر و کانی ها 2-1 مقدمه عناصر مواد خالصی هستند که نمیتوان آن ها را به دو ماده یا مواد بیشتر طوری تفکیک کرد که خاصیت مواد به دست آمده از ماده اصلی متفاوت باشد. بنابراین عنصر مادهای است که به مواد خالص سادهتر از خود تجزیه نمیشود. طبیعت در جهان پیرامون ما از مواد گوناگونی ساخته شده است. این مواد دارای حالتهای فیزیکی مختلف میباشند، سنگها و کوهها جامدند، رودها و دریاها از آب مایع تشکیل شدهاند و هوای اطراف به صورت گاز میباشد. پوسته زمین از ترکیبات مختلفی تشکیل شده است. کانی های مختلفی وجود دارند که با تجزیه آن ها عناصر سازنده آنها به دست میآید و انسان با یافتن شیوههای مختلف عناصر فراوانی را از پوسته زمین استخراج کرده و برای رفع نیازهای خود از آنها استفاده میکند. عناصر مختلف از لحاظ خواص فیزیکی و شیمیایی با یکدیگر متفاوت میباشند، اما در یک خاصیت مهم باهم مشترک هستند و آن عدم تجزیه آن ها به مواد سادهتر میباشد. از 90 عنصری که در طبیعت وجود دارد شش تای آنها N2) و O2 و چهار گاز نجیب Ye ، kr، (Ar به صورت عنصر در اتمسفر یافت میشوند. این شش عنصر را میتوان با تقطیر جز به جز هوای مایع از یکدیگر جدا کرد. چهار عنصر دیگرNa) ، Mg ، Cl2 ، (Br2 را میتوان از آب اقیانوس ها که در آن جا به صورت یون های تک اتمی وجود دارند، استخراج کرد و سپس با واکنشهای الکتروشیمیایی در سلول های الکتریکی به عناصر مربوطه تبدیل کرد. تقریباً تمام عناصر دیگر را میتوان از ذخایر معدنی روی زمین یا زیر زمین بدست آورد. اما اکثر این معادن را نمیتوان به عنوان منابع تهیه عنصر در نظر گرفت زیرا بسیاری ناخالص هستند. مواد معدنی نسبتا کمی وجود دارد که استخراج عناصر از آنها مقرون به صرفه است و اصطلاحاً آنها را کانه مینامند. فلزاتی مانند طلا و پلاتین را که به حالت عنصر وجود دارند، میتوان با روشهای جداسازی فیزیکی ساده بصورت خالص بدست آورد. معمولا طلا را از طریق انحلال در جیوه جدا میکنند. گوگرد تنها جامد غیر فلزی است که بصورت ذخایر عظیم زیرزمینی با خلوص 99% یافت میشود. در سال 1864 جی نیولندز و درسال 1867 دیمتر مندلیف تدوین عناصر را در قالب جدولی شروع کردند. جدول نیولندز تا عنصر کلسیم کارایی داشت و بعد از آن اشکالات عمدهای داشت که در جدول مندلیف این اشکالات تا حدی بر طرف شده بود. مندلیف عناصر را برحسب افزایش وزن اتمی مرتب میکرد. شکل جدید این جدول امروزه برحسب افزایش عدد اتمی عناصر مرتب شده است و هر عنصر با نشانه اتمی که شامل یک یا دو حرف بوده و از اسم عنصر یا اسم لاتین آن عنصر و یا از اتم یکی از ترکیبات آن مشتق شده است، نمایش داده میشود. عناصر با خواص شیمیایی مشابه در زیر یکدیگر در یک گروه قرار میگیرند و هر دوره تناوب با یک فلز قلیایی آغاز و به یک گاز نجیب ختم میشود. به جز گروه یک که با هیدروژن آغاز میشود. جدول تناوبی، وسیله با ارزشی است که از روی آن میتوان خواص عناصر مختلف را پیش بینی کرد. تصویر 2-1 جدول تناوبی عناصر شیمیایی 2-2 فلزات از 106 عنصر شناخته شده تقریبا 81 عنصر را میتوان جزء فلزات طبقه بندی کرد. همه فلزات کم و بیش دارای خوص فیزیکی زیر هستند. رسانایی الکتریکی زیاد، رسانایی گرمایی زیاد، جلاپذیری و قابلیت مفتول شدن و چکش خواری و بارزترین خاصیت فلزات که آنها را از سایر عناصر متمایز میسازد، تمایل به از دست دادن الکترون میباشد. خصلت فلزی در جدول تناوبی از چپ به راست کاهش و از بالا به پایین افزایش مییابد. عناصری که معمولا فلز نامیده میشوند، شامل گروههای زیر هستند : تمام عناصر گروه های (A1 و A2) ، عناصر سنگین در گروه های A3 )Tl و In و Ga) و Al ) A4 ، ( Sn و A5 (Pb و ( Bi ، تمام عناصر واسطه از زیر گروه های B ، تمام آکتنیدها و لانتانیدها. 2-3 غیر فلزات در گوشه راست بالای جدول تناوبی مجموعه 17، عنصری وجود دارد که معمولا غیرفلزات نام دارند. به جز سلنیوم و شکل گرافیت کربن بقیه آنها نارسانای الکتریکی میباشند. بلورهای غیرفلزات به جز چند استثناء از جمله الماس از نظر ظاهری کدر هستند و تمام جامدات غیرفلزی با چکش خوردن یا کشیده شدن ، خرد میشوند. از دیدگاه شیمیایی مهمترین خاصیت غیرفلزات تمایل آنها در بدست آوردن الکترون در واکنشهای شیمیایی است. به جز گازهای نجیب که برعکس سایر غیرفلزات تمایل کمتری به ترکیب با سایر عناصر نشان میدهند و برعکس سایر غیرفلزات که در حالت گازی مولکولهای چند اتمی تشکیل میدهند (مثل N2 و O2 و S8 و غیره) این گازها تک اتمی هستند. 2-4 شبه فلزات عناصری مانند بور ، سیلیسیم ، ژرمانیوم ، آرسنیک ، آنتیموان و تلوریوم که خواص آنها حد واسط فلزات و غیرفلزات میباشد، شبه فلز نامیده میشوند. همه آن ها جلای فلزی دارند ولی هیچیک در واکنشهای شیمیایی یون مثبت تشکیل نمیدهند. شبه فلزات نیم رسانا هستند. اگرچه رسانایی الکتریکی آنتیموان و آرسنیک به فلزات نزدیک است. سیلیسیم و ژرمانیوم در ساخت ترانزیستورها کاربرد دارند. خاصیت بارز شبه فلزات این است که برعکس فلزات ، رسانایی الکتریکی آنها به دما بستگی دارد و با بالا رفتن دما رسانایی الکتریکی آنها بهتر میشود. دو عنصر بسیار سنگین پولونیوم و استاتین که هیچ یک در طبیعت وجود ندارند به طور قراردادی در گروه شبه فلزات طبقهبندی میشوند. در این قسمت به بررسی عناصر، کانی ها و خطرات آن ها از دیدگاه زمین شناسی پزشکی می پردازیم. 2-5 میکا ميکا اصطلاحي عمومي است که به گروهي از کاني هاي آلومينوسيليکات گفته مي شود. اين کاني ها ساختار ورقه اي شکل دارند و از ترکيبات فيزيکي و شيميايي مختلف تشکيل شده اند. كاني هاي خانواده ميكا از سيليكات هاي صفحه اي هستند كه شامل موسكوويت، بيوتيت، فلوگوپيت، لپيدوليت و ناترونيت مي گردند. موسكوويت، مهمترين و فراوانترين كاني صفحه اي به شمار مي رود. موسكوويت ورقه اي در پگماتيت ها و نوع پولكي در گرانيت، پگماتيت ها و شيست ها پيدا مي شود. ليپدوليت در پگماتيت هاي غني از ليتيوم تشكيل مي شود. فلوگوپيت به صورت رگه اي و توده اي در پيروكسنيت ها و اسكارن هاي منيزيم دار گزارش شده است. کاني هاي گروه ميکا که از نظر اقتصادي داراي اهميت هستند به صورت زير طبقه بندي مي گردند:- موسكوويت یا پتاسيم ميکا
- بيوتيت یا منيزيم آهن ميکا
- فلوگوپيت یا منيزيم ميکا
- ليپيدوليت یا ليتيوم ميکا
- ذخاير سولفات سديم زون سولفاته حاشيه شمالغربي پلاياي قم و حاشيه جنوبي آن در شمال مرنجاب
- ذخاير سولفات سديم زون سولفاته حاشيه جنوبي حوض سلطان
- ذخاير سولفات سديم پلاياي كوير سگزي در 40 کيلومتري جنوب شرقي اصفهان
- ذخاير سولفات سديم پهنههاي رسي پائين دست دشتهاي جنوبي البرز كه ميتوان ذخاير شناخته شده، كفههاي رسي حاوي سولفات سديم غرب، جنوب غرب و جنوب شرق ورامين، كفههاي سولفاتدار جنوبغربي ايوانكي (گرمسار)، پلاياي كوچك منطقه چمبورك در دامنه شمالي كوه اراد (در اين منطقه علاوه بر اراضي سولفاتدار يك درياچه نمك نيز وجود دارد)، اراضي سولفاتدار منطقه ده نمك گرمسار، اراضي سولفاتدار جنوب منظريه قم، پهنههاي سولفاتدار منطقه نجمآباد و محمدآباد در غرب كرج و پهنههاي سولفاتدار اراضي زرين آباد در جنوب جاده دامغان ـ شاهرود را نام برد.
- از نظر شيميايي در گستره وسيعي از تغييرات PH بدون تغيير مي ماند.
- داشتن رنگ سفيد كه آن را به صورت ماده رنگي قابل استفاده مي سازد.
- دارا بودن خاصيت پوششي بسيار خوب
- نرمي و غير سايشي بودن آن
- قابليت اندك هدايت جريان الكتريسيته و گرما
- قيمت ارزان
زندگی با درد مزمن روشی مبتنی بر پذیرش (کتاب کار بیمار)
جلسه 1- مقدمات و نبیانهای اساسی درمان
زندگی با درد مزمن: درمان گروهی با رویکرد مبتنی بر پذیرش برای بیماران دارای مشکلات مرتبط با درد مزمن. ما امیدواریم شرکت در این برنامه به شما کمک کند چیزهای بیشتری درباره مشکلاتتان و این که چگونه زندگیتان را حتی با وجود درد مزمن به بهترین وجه ممکن مدیریت کنید، بیاموزید.
اهداف جلسه
1- چرا در این گروه شرکت کردهایم؟
2- قواعد اصلی
3- مقدمات
4- مرور در مان و اهداف این برنامه
5- مرور بنیانهای اساسی این درمان
6- تکلیف خانگی
1- چرا ما اینجا هستیم؟
هر یک از افراد این گروه ممکن است از نظر محل زندگی، علایق یا شغل با یکدیگر شباهتهایی داشته باشند. هرچند ممکن است تفاوتهایی نیز باهم داشته باشید اما همگی تجربه مشترک درد مزمن را دارید. مشکلات خاص مرتبط با دردتان ممکن است متفاوت باشد اما همه شما درجاتی از درد مزمن را دارید که در مسیر زندگی شما وارد شده است.
لطفاً لحظهای صبر کنید و تعدادی از دلایل حضورتان در این گروه را فهرست کنید. همچنین تعدادی از چیزهایی که مایلید از آنها خلاص شوید را بنویسید؛ یعنی میخواهید بعد از اتمام این برنامه چه فرقی کنید؟ تا دقایقی دیگر به پاسخهای شما بازمیگردیم.
2- قواعد اصلی
بهترین راه کسب فایده از این گروه آن است که در هر بخش از درمان بهطور فعالی شرکت کنید. در اینجا نکاتی هست که پیروی از آنها میتواند بهرهمندی شما را از گروه افزایش دهد:
- سروقت در جلسات حاضر شوید.
- در همه جلسات شرکت کنید (سعی کنید هیچ جلسهای را از دست ندهید).
- به دیگران احترام بگذارید.
* اجازه دهید همه فرصت صحبت کردن داشته باشند.
* به آنچه دیگران میگویند گوش کنید.
* حمایتکننده باشید.
- مفید و سازنده باشید.
- روی «اینجا و اکنون» متمرکز باشید.
* بیشتر درباره آنچه در مورد مشکلاتتان در زمان حال و آینده میتوانید انجام دهید فکر کنید تا درباره آنچه انجام ندادید، باید انجام میدادید یا میتوانست در گذشته انجام شود.
- تمامی فعالیتها و تمرینها را انجام دهید.
- اگر مشکلی با گروه دارید یا اگر راضی نیستید هرچه زودتر به درمانگرتان اطلاع دهید.
- رازداری گروه را حفظ کنید و به حریم دیگران احترام بگذارید.
در اینجا اطلاعات بیشتری درباره گروه و ساختار آن ارائه میدهم که یادسپاری آنها مفید خواهد بود:
نام درمانگر:
تلفن تماس:
گروه را در زمانهای زیر به مدت 8 جلسه هفتگی متوالی ملاقات خواهید کرد:
روز:
تاریخ:
زمان:
مکان:
تلفن در مواقع ضروری:
| چرا من در این گروه شرکت میکنم؟ | دوست دارم چه چیزی در این گروه یاد بگیرم؟ |
| 1- .................................................................. | 1- ................................................................... |
| 2- .................................................................. | 2- ................................................................... |
| 3- .................................................................. | 3- ................................................................... |
| 4- ................................................................... | 4- ................................................................... |
| 5- ................................................................... | 5- ................................................................... |
| 6- ................................................................... | 6- ................................................................... |
| 7- ................................................................... | 7- ................................................................... |
| 8- ................................................................... | 8- ................................................................... |
| 9- ................................................................... | 9- ................................................................... |
| 10- ................................................................... | 10- ................................................................... |
زندگی با درد مزمن روشی مبتنی بر پذیرش (کتاب کار درمانگر)
جلسه 1- مقدمه و دستور جلسه درمان
1- فراهم کردن فرصتی برای بیماران تا با همدیگر و با اهداف درمان آشنا شوند در آغاز به هر کدام از شرکتکنندگان در گروه اجازه میدهیم تا «داستان درد» خود را بیان کند. مسائل مطرحشده، اغلب شامل تاریخچه درد و حوزههای خاصی از زندگی است که با مشکل مواجه شدهاند. بهطورکلی در ابتدای درمان بیشتر روی مسائل کارکردی متمرکز میشویم، با این پرسش از شرکتکنندگان که چه عاملی باعث آمدن آنها به درمان شده است و چه انتظاری از شرکت کردن در آن دارند. این بحث، فرصتی فراهم ميکند تا به تدریج نقطه تمرکز درمان و انتظارات شرکتکنندگان شروع به شکلگیری کند. در نهایت، این کار معمولاً فرصت خوبی برای عادیسازی تجارب افراد فراهم میکند.
2- تعیین دستور جلسه تغییر از طریق استفاده از تمرین «ناامیدی خلاق[1]» (هیز[2] و همکاران، 1999؛ دال[3] و همکاران، 2005 و مککراکن[4]، 2005)
سپس از هریک از افراد میخواهیم توضیح بدهد که دردش از کسی شروع شده است و میانگین تقریبی آن (یا هر شاخص تمایل مرکزی دیگر) را محاسبه میکنیم. این کار به درمانگر این امکان را میدهد که ماهیت طولانی مدت درد را دریابد، همچنین راجع به اهمیت تجربهی بیماران، در ارتباط با نقشی که در زندگی با درد مزمن دارند، بهگونهای که انگار «متخصصان واقعی درد» خود بیماران هستند، توضیحاتی بدهد.
سپس از شرکتکنندگان خواسته میشود تمامی درمانهای قبلی مربوط به درد را فهرست کنند. لانس مککراکن(2005) در کتاب خود اشاره ميکند که او و همکارانش از این تمرین، برای بحث پیرامون رفتارهای دیگری که در گذشته جهت سازگاری با درد انجام شده است، استفاده کردهاند (از قبیل اجتناب از موقعیتهای اجتماعی، استفاده از عصا/ صندلی چرخدار، محدود ساز فعالیت/ استراحت). بهطورکلی، تجربه ما نشان ميدهد که حتی یک گروه کوچک از بیماران، تقریباً فهرستی از همه درمانها موجود، اعم از مرسوم یا غیرمرسوم را، در اختیار قرار میدهد. پرسیدن راههای دیگری که بیماران جهت کاهش اثر درد بر زندگیشان آزمودهاند نیز احتمالاً مفید خواهد بود (از قبیل نرفتن به مهمانیها، توقف کار/ بازی/ ورزش/ و مانند آن). درمانگر همچنین میتواند از این فرصت برای ارائهی آموزشهای کلی راجع به راهبردهای و دادههای درمانهای قبلی، یا گاهی اوقات کمبودهای آنها استفاده کند.
سرانجام، بهطور خلاصه تحلیلی از درمانهای قبلی ارائه ميدهیم و آنها را به پیامدهای کوتاه مدت و درازمدت تقسیم میکنیم. معمولاً کاملاً روشن میشود که درمانهای قبلی، چه درازمدت و چه کوتاه مدت، فواید درازمدت اندک و هزینههای زیادی در برداشتهاند. ما از این موضوع به عنوان فرصتی برای زیر سؤال بردن درمانهای قبلی استفاده نمیکنیم، بلکه در عوض، از آن برای پر بار کردن بحث راجع به آنچه یاد گرفتهشده و گزینههای بالقوه که موجود است بهره میبریم. دال و همکاران (2004) تمرین مشابهی را به کار بردهاند، و این سؤال را مطرح کردهاند که، «تجربهتان چه چیزی به شما میگوید؟» این سؤال هم شاید فرصت مشابه برای شروع فرایند انتقال دستور جلسه، از نوع گرایش به کنترل درد، به انواع کارکردیتر، فراهم کند.
این تمرین معمولاً اثر هیجانی قابلتوجهی روی بیماران دارد، هنگامیکه بیماران با این مسئله مواجه میشوند که پیگیری کنترل درد، منجر به نتایج سودمند اندکی شده و درعینحال ممکن است در رنج آنها نیز سهیم باشد. عدم کارایی دستور جلسه حذف/ کنترل درد را هم میتوان در بحث گنجاند.
تکلیف
تکلیف، به منظور راهاندازی فرایند افزایش انعطافپذیری طراحی شده است. به نحوی که برای شرکتکننده مفید باشد، انجام تکلیف را تشویق کنید.
[1]. Creative Hopelessness
[2]. Hayes
[3]. Dahl
[4]. McCracken
زندگی به روش 20/80
اگر میدانستید که همیشه میتوانید تحربه های بزرگی را که زندگی ارائه میدهد، با تلاش و هزینه کمتر به دست آورید، آیا علاقه مند میشدید؟
اگر میتوانستید به جای یک هفته دو روز کار کنید و در عین حال نتایج و دستمزد بهتری نسبت به یک هفته کامل اکنون کسب کنید، آیا علاقه مندمی شوید؟
اگر بتوانید با پیروی از روشی که همیشه جواب میدهد راه حل سادهای برای مشکلات خود پیدا کنید، آیا علاقه مند میشوید؟
اگر این روش نه تنها برای امرار معاش، کسب درآمد و موفقیت، بلکه در حوزههای مهمتر زندگی - افرادی که دوستشان دارید و از آنها مراقبت میکنید و همچنین شادی و رضایت شما - استفاده میشد، آیا شما علاقهمند میشوید؟
البته شما این کار را میکنید و اگر راه 80/20 را دنبال کنید، میتوانید زندگی خود را متحول کنید.
زندگی شما
وقتی برای اولین بار با افراد ملاقات میکنم، بعد از گفتگوهای مقدماتی، از آنها میخواهم که داستانهای خود را بگویند - به من بگویند که آنها کی هستند و از کجا هستند، کجا بوده اند و دوست دارند به کجا بروند . من میخواهم بفهمم چه چیزی برای آنها اهمیت دارد. شاید شما هم همین کار را بکنید. گفتن داستانهای ما برای ما به یک نقطه اتصال احساسی تبدیل میشود. این فاصله بین ما را پر میکند.
زندگی شما (کتاب الکترونیک)
زیست نظریه شناسی یک نظریه ذهن
پیشگفتار
طرح مسئله: زمانی کارل ریموند پاپر، چنین پرسشی را مطرح نمود که: «تفاوت بین یک آمیب و اینشتین چیست؟»، دیگرانی هم بودند که به پرسشهای مشابه و نزدیکی، پرداختهاند. میتوان به مارکس اشاره کرد؛ زمانی او به این مسئله توجه نشان داد که: تفاوت بین یک زنبور و یک معمار در چیست؟ - آنجا که به دنبال طرح مسئلهی پرکسیسِ خود بود. اما، آنچه پاپر کرد، کار دیگری بود؛ او نظریه را به مسئله تبدیل نمود: مسئلهی نظریه؛ نشاندادن جایگاه نظریه و اهمیت آن، در مسئلهی شناخت:
نظریه، یعنی کوششی برای حل یک مسئله. یک آمیب - و یا یک باکتری، کوششی طبیعی برای حل مسئلههای خود بهکار میگیرند، چیزی که در سطح بالاتر یعنی انسان بهصورت کوششی نظری درمیآید و به شکلگیری نظریه میانجامد (پاپر 1981).
نیز در این میان، نقش زبان کلیدی است.[1] انسان به واسطهی زبان به سطحی از پیچیدگیِ نظری دگردیسی یافته است که وی را از سایر موجودات متمایز میکند. باید تاکید داشت که تفاوت یک انسان و یک آمیب تنها در سطح پیچیدگی حس/نظری است؛ همین! البته چنین دیدگاهی مستلزم درک دگرگونی از مسئلهی نظریه میباشد، نظریهای که از عمل - و نیز تجربه، جداییناپذیر است: آن، کلیتی گشتالتی از همبافته عمل/نظریه است. بهنظر میرسد که دشواری مسئله، ریشه در پیچیدگی همین نکته دارد؛ اینکه چگونه عمل و نظریه بهیکدیگر تبدیل میشوند، چیزی که خود مستلزم درک درست پیچیدگی است. اگر درک زمان و فضا در یک بافتار، در قرن گذشته، برای انسان هموار گردید، بیشک درک بافتار عمل و نظریه تلاش قرن حاضر، خواهد بود. خلاصهی کلام، نظریه، مسئلهی عصر ماست. خوشبختانه علوم اخیر - از جمله علومشناختی و زیستشناسی، و نیز علوم میان رشتهای در در پیوند با این زمینه، روزنهای به شناختِ مسئلهی اخیر گشوده است. تعامل انسان و محیط وارد مرحلهی تازهای گردیده و وقت آن رسیده است که از چیزهای دیگری سخن به میان آید! نظریهای که در اینجا از آن سخن خواهیم گفت یکی از این چیزها است: مسئلهی حیاتمندی یک نظریه، اینکه یک نظریه، یک سلولِ نظری حیاتمند است. در این نظریه، ذهن بهعنوان یک موجود نظری، از سلولهای نظری شکل میگیرد: ذهن یک پوستهی نظری است که از سطحی از حیاتمندی نظری برخوردار است. سیستمی درهمتنیده از سلولهای نظری که در فرایند تکاملی حیات، در حال تکامل و رقابت با یکدیگر شکل یافته است. شاید این یکی از عجیبترین چیزهایی باشد که تاکنون با آن روبرو شده باشید: یک نظریهی عجیب! اما کافی است در نظر بگیرید که همین نظریهی عجیب، همین حالا در تلاش است تا جایی در ذهن شما پیدا کند و به معنایی خودش را ماندگار نماید و نیز مورد تکثیر قرار گیرد. این واقعیت نظریه است؛ نظریه: یک سلول نظری حیاتمند. آن، چیزی است که از ما یک موجود نظری میسازد. در حقیقت، سطحی پیچیده از حیاتمندی که ما را از یک آمیب جدا میسازد. سرانجام آنچه باقی میماند خودِ مسئلهی حیات است؛ یک داستان دنبالهدار؛ یک نظریه! با وجود این و در گام نخست - و البته قبل از هر چیزی، باید روشن کرد که نظریه چیست؟ جهتی که نظریهشناسی نامیده شده است. بهطور کوتاه، نظریهشناسیِ فیزیکِ ذهن است. آن، دیسپلینی است که به تودهی عظیمی از فرآوردههای نظری انسان - یعنی متن/نظریه، که طی هزاران سال پراکنده شده است، جهت میدهد. این تنها با شناخت درستی از نظریه و نیز، عملِ نظریهورزی امکانپذیر خواهد بود؛ چیزی که ما را به درک دیگرگونی از انسان با بافتاری از حس/نظر نزدیک خواهد نمود. بنابراین در یک چنین میدانی، «نظریه» کلیدی است:
یک نظریه، واحدِ اندیشه است؛ آن چیزی که از انسان، یک موجودِ نظری میسازد.[2]
این همهی آن چیزی است که در یک کتاب پایه روی نظریه - یعنی نظریهشناسی، مورد تحلیل قرار گرفته است. نیز، برای چنین جهت و دیسپلینی، اصطلاح xeology منظور گردیده است. بنابراین، هستهی چنین بحثی نظریه میباشد؛ اما از طرف دیگر، بحث رویهی دیگری هم دارد که موضوع اصلی کتاب حاضر را شکل میدهد: نظریه یک سلول نظری حیاتمند است؛ به عبارت دیگر، آن، واجد گونهای از حیاتمندی است؛ این یک جهت دیگرگون و تازه از مسئلهی نظریه را برجسته خواهد نمود، یک میدان نظری دیگرگون: زیستنظریهشناسی. این بحثی متفاوت است که میتواند در پرانتزی از یک جهت حداقلی - و چیزی در حد یک نظریه (و یا فرضیه!)، مورد توجه قرار گیرد. به همین سبب و نیز به سبب استقلال بحث از آنچه xeology در پی آن میباشد، پیشوند xi (نزدیک به زی) برگزیده شده است که البته تداعی کنندهی واژهای فارسی زی و زیست - و به معنای زندگی و حیات نیز هست، همچنین پیشوندِ - در واقع عربیِ، ذی بهمعنای دارنده و «وجود» (مانند ذیشعور)، را برگزیدهایم؛ بنابراین برای برآوردهشدن مسئلهی زیست-نظریه (بودگی)، xi-theory میتوانست یک اصطلاح دَمدستی باشد، ولی برای اجتناب از نارسایی نامناسب چنین اصطلاحی، و با توجه به اینکه اصطلاحی بهشکل xiology که از نظر لفظی و نیز محتوایی مکملی برای xeology است، برگزیده شده است که همچنین گزینشی مناسب در اشاره به حیاتمندی - متمایز از آنچه مورد بحث علم Biology است، میباشد. بنابراین، xio بهعنوان یک پیشوند - نزدیک به xeo، در اصطلاح xiology را باید اصطلاحی با معنایی چند پهلو و البته چند منظوره در نظر گرفت که آن - به اندازه کافی، «کوتاه و گویا» است.
برای تهیه این اثر با مولف تماس بگیرید:
09129658403
09129658403
برای تهیه این اثر با مولف تماس بگیرید:
09129658403
09129658403
ژئوپلیتیک ناتو (تعامل سیاست، جغرافیا و قدرت در راهبردهای نوین سازمان پیمان آتلانتیک شمالی)
[real3dflipbook id='6']
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی که با هدف اولیه حفظ و تقویت امنیت منطقه ژئوپلیتیکی یوروآتلانتیک در مقابل اتحاد جماهیر شوروی در سال 1949 شکل گرفت، با سقوط پیمان ورشو بهعنوان فلسفهوجودیاش، نهتنها از بین نرفت بلکه با بهروز کردن راهبردها، با اخذ بهموقع تصمیمات سیاسی، سطح جغرافیایی و مقیاس ژئوپلیتکی فعالیتهایش در راستای بازآرایی قدرت خود در قرن بیستم را افزایش داد. بررسی تاریخ روابط بینالملل نشان میدهد خطر کمونیسم در قالب اتحاد جماهیر شوروی و پیمان ورشو اولین نقطه عطف تاریخ ناتو بود که منجر بهظهور پیمان واشنگتن بهعنوان سنگبنای ناتو و پیدایش نسل اول ناتو شد. دومین نقطه عطف، مربوطبه پایان جنگ سرد و تصمیم سران ناتو برای اصلاح مفهومی و ساختاری پیمان برای بقا در نبود فلسفهوجودیاش بود که منجر به تدوین مفهوم نوین راهبردی در پنجاهمین سالگرد تشکیل پیمان در سال 1999 و رونمایی از نسل دوم ناتو شد. اما حادثه تروریستی یازده سپتامبر در سال 2001 مفهوم نوین راهبردی مذکور را بهسرعت ناکارآمد کرد و زمینههای لازم برای ظهور نسل سوم ناتو پدیدار شد و درنهایت این سازمان در سال 2010 سومین مفهوم نوین راهبردی خود پس از جنگ سرد را معرفی و از نسل سوم ناتو رونمایی نمود. نسل سوم ناتو، موسعترین راهبردهای فعالیت را برای اتحادیه یوروآتلانتیک فراهم کرده که سبب تاریخیترین حضورهای فراجغرافیایی ناتو در اقصی نقاط جهان شدهاست.
اینکه روند تحول در تاریخ ناتو از زمان تاسیس تا امروز چگونه رقم خورده و چگونه ناتو مفهوم جغرافیا را در راستای کسب قدرت و در تعامل با سیاست بازتعریف کردهاست موضوع کتاب حاضر است. در این کتاب تلاش شده با استفاده از معتبرترین تالیفات روز جهان با موضوع ناتو، با نگاهی انتقادی به روند پیشرفت و توسعه همهجانبه فعالیتها و اقدامات ناتو پرداخته شود. در این زمینه، مهمترین دغدغه نگارنده پر کردن خلا تالیفات در ارتباط با سازمان ناتو است چراکه علیرغم حضور این سازمان در تمامی مرزهای آبی و خاکی کشورمان و همکاری گسترده با تمامی همسایگان کشور که امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را متاثر مینماید اما آنچنان که شایستهاست در داخل کشور سازمان ناتو مورد شناسایی و توجه قرار نگرفته است. فقر ادبیات مرتبط با شناسایی ناتویِ امروزی و بررسی تغییر و تحولات آن و همچنین، فقدان بررسی این سازمان از منظر ژئوپلیتیک و تبیین ژئوپلیتیکیِ یکی از مهمترین سازمانهای فرامنطقهای، مهمترین ضروریات تالیف این کتاب بهشمار میآیند که نگارنده درصدد رفع آنهاست. بیشک ضرورت دارد بهطور عام مراکز علمی و دانشگاهی و بهطور خاص مراکز امنیتی و نظامی کشور توجه به این سازمان، رویکردهای نوین آن و همچنین تحولات ساختاری و مفهومی آن را بیشازپیش مورد توجه قرار دهند.
کتاب حاضر در راستای اهداف فوق در سه فصل تدوین شدهاست. در فصل اول نویسنده به بررسی تاریخ تحولات ناتو، معرفی نسلهای اول و دوم و همچنین تشریح مبسوط نشستهای سران ناتو از سال 2001 میلادی تاکنون و معرفی مشروح نسل سوم ناتو پرداختهاست. در فصل دوم، نسل سوم سازمان پیمان آتلانتیک شمالی با نگاهی ژئوپلیتیکی تبیین و فرآیندها، کارکردها و اهداف ژئوپلیتیکی آن استخراج و معرفی شدهاست. در فصل سوم نیز به تفصیل به معرفی ساختار مدنی بهعنوان مهمترین تحول نسل سوم ناتو و همچنین شناسایی ساختار نظامی این سازمان پرداخته شدهاست.
اهمیت این کتاب علاوه بر تلاش برای جبران کمبود منابع فارسی درباره معرفی رویکردهای نوین ناتو، نیاز محیطهای دانشگاهی و آموزشی کشور است تا شناسایی یکیاز مهمترین کنشگران بینالمللی با رویکرد ژئوپلیتیکی، برای اساتید، دانشجویان و پژوهشگران، عملیاتی، محسوس و عینی شود. این کتاب میتواند بهعنوان یک منبع آموزشی برای رشتههای جغرافیای سیاسی، علوم سیاسی، روابط بینالملل، علوم نظامی و امنیت بینالملل، مورد توجه دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری قرار بگیرد.