نمایش 9 24 36

مقدمه‌ای بر رباتیک در جراحی مغز و اعصاب كم تهاجمی

150000 تومان
نویسندگان : محمد معن الصالحی | آر شین توبز | علی ایاد | تتسویا گوتو | محمد معروف ترجمه و ویراستاری تخصصی : مریم ادیب، علیرضا احمدیان، علیرضا میرباقری، گیو شریفی، سید فرهنگ مرشد، مهدی زینلی‌زاده، احمد پوررشیدی انتشارات: آکادمیک چاپخانه و صحافی: دانشگاه خوارزمی شابک :  2-58-5943-622-978 نوبت چاپ : اول/ 1401 قیمت   150.000 تومان

مقدمه‌ای بر هوش مکانی

350000 تومان
نویسنده : سعید جوی زاده | محمد خدادادی | محمد سجاد عزی زی ناشر : انتشارات پارسیس نوبت و تاریخ چاپ: اول/ 1404 طراح جلد و صفحه آرا: تیم طراحی پارسیس قطع: وزیری / 279صفحه تیراژ : 1000 نسخه شابک: 978-622-88874-1-8 قیمت : 350.000 تومان

مقدمه‌ای کوتاه بر هوش مکانی

400000 تومان
نویسنده: جان کانر مترجمین: مهدیه جمالی، عبدالله عزیزی دمیرچلو، سعید جوی زاده ناشر: انتشارات پارسیس نوبت و تاریخ چاپ: اول/ 1404 طراح جلد و صفحه‌آرا: تیم طراحی پارسیس قطع: وزیری / 192 صفحه تیراژ: 500 نسخه شابک: 0-0-88874-622-978

مکاتبات بین‌المللی در پژوهشگری

قیمت اصلی 45000 تومان بود.قیمت فعلی 33000 تومان است.

[real3dflipbook id='8']

ارتباطات

واژه ارتباط که معادل واژه  Communicationدر زبان انگلیسی است، در فارسی به صورت مصدری به معنای پیوند دادن و ربط دادن استعمال می شود. در این زمینه پژوهشگران علوم اجتماعی و متخصّصان علوم ارتباطات، تعاریفی را ذکر کرده اند که یکی از بهترین تعاریف، متعلق به چارلز کولی (جامعه شناس امریکایی) است. کولی در کتاب خود به نام «سازمان اجتماعی»، ارتباط را چنین تعریف می کند: «ارتباط، ساز و کاری است که روابط انسانی بر اساس و به وسیله آن به وجود می آید و تمام مظاهر فکری و وسائل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط، حالات چهره و رفتارها و حرکات و طنین صداها و کلمات و نوشته ها و چاپ و راه آهن و تلگراف و تلفن و تمام وسایلی را که اخیرا در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده اند، همه را، در برمی‌گیرد.       در این تعریف، چند عنصر وجود دارد که با تحلیل آنها، اهمیت پدیده ارتباط و نقش وسایل ارتباطی روشن می شود، بدین ترتیب: الف) ارتباط، مبنای اساسی روابط انسانی به شمار می آید. ب) روابط انسانی به وسیله ارتباط، عملاً برقرار می شود. ج) وسیله انتقال است که محتوای روابط انسانی و اطلاعات را از شخصی به شخص دیگر یا از گروهی به گروه دیگر منتقل می کند. ارتباط به صورت مفرد  (Communication)شامل چگونگی انتقال یک مطلب به یک فرد است ؛ اما کلمه ارتباطات به صورت جمع  (Communications)به وسایل و روش های ارتباطی اطلاق می شود. از این رو، کلیه روابط و مناسبات و مُفاهمه هایی که از طریق روزنامه، تلویزیون، رادیو، اینترنت، کتاب، پوستر، سخنرانی، کاسِت های صوتی و... برقرار می شوند، از انواع ارتباطات به شمار می آیند. در واقع، هر انتقال پیامی، یک ارتباط محسوب می شود.

2-2- انواع ارتباط

ارتباط مستقیم و شخصی: ارتباطی است که بدون واسطه بین شخص پیام دهنده و شخص پیام گیرنده ایجاد می شود. در این نوع ارتباط، اطلاعات و پیام، مستقیما مبادله می شود، مثل گفتگو بین دو یا چند نفر. مهم ترین خصوصیت این نوع ارتباط، صمیمی بودن و دوستانه بودن این ارتباط است. ارتباط غیر مستقیم و غیرشخصی: در این نوع از ارتباط، واسطه ای بین فرستنده و گیرنده پیام وجود دارد، به این شکل که فرستنده و گیرنده پیام، همدیگر را نمی شناسند و فقط پیام ارتباطی توسط وسیله ارتباطی (کتاب، مجله و...) به مخاطبان می رسد. ارتباط جمعی: ارتباط غیر مستقیمی که از طریق تلویزیون، رادیو، مطبوعات پرتیراژ و وسایل مشابهِ ارتباطی (رسانه های گروهی) ایجاد می شود، ارتباط جمعی نامیده می شود. این نوع ارتباط، بین هزاران نفر از افرادی که همدیگر را نمی شناسند، به وجود می آید. در این نوع ارتباط، دیگر محدودیت زمانی و مکانی ای که در ارتباط های مستقیم و شخصی وجود داشت، وجود ندارد. خصوصیت دیگر، این است که در این نوع از ارتباط، امکان حفظ و دوام پیام ها به صورت چاپی یا نوار و فیلم در طول زمان وجود دارد.  

2-3- تفاوت ارتباطات در گذشته با عصرامروز

نخستین ویژگی ارتباطات جمعی در عصر حاضر (در مقابل ارتباطات سنتی که در گذشته وجود داشت)، غیرشخصی بودن پیام هایی است که از طریق وسایل ارتباط جمعی در اختیار انسان ها قرار می گیرد. ارتباط در گذشته از طریق چهره به چهره و بدون واسطه انتقال پیدا می کرد ؛ اما امروزه ارتباطات از طریق وسایل ارتباطی (نظیر رادیو و تلویزیون و...) صورت می گیرد، که پیام ها بدون تماس مستقیم میان پیام دهنده و پیام گیرنده منتقل می شود. دومین ویژگی ارتباطات جمعی در عصر حاضر، نهادی بودن آنهاست. در گذشته ارتباطات به طور تصادفی صورت می گرفت. اغلب در برخوردهای تصادفی، اطلاعاتی را از طریق گوش و دهان مبادله می کردند ؛ اما در عصر امروز، تکنیک های ارتباط جمعی به طور ارادی و عَمدی در قالب نهادهای اجتماعی به کار خود ادامه می دهند. فرستنده های رادیویی و تلویزیونی و استودیوهای سینمایی از این قبیل نهادها به شمار می آیند. سومین ویژگی ارتباطات جمعی در عصر حاضر، وابستگی ارتباطات جمعی به سایر عناصر زندگی اجتماعی است. توسعه مطبوعات با گسترش سواد و تحصیلات در جامعه، رابطه ای نزدیک دارد، و از سوی دیگر، با گسترش وسایل ارتباط جمعی، سطح زندگی اعضای جامعه نیز دگرگون شده است. انسان از طریق وسایل ارتباط جمعی، تشویق به مطالعه و بالا بردن سطح آگاهی های خود می شود و از طریق وسایل ارتباط جمعی، لحظه به لحظه با وقایع و رویدادهای سیاسی و فرهنگی جهان آشنا می شود و این آشنایی در عملکرد و رفتار وی در جامعه مؤثر است. با گسترش وسایل ارتباط جمعی، سطح فرهنگ ها و آداب و رسوم اعضای جامعه نیز دگرگون شده است. آمدن مُدها به بازار، تغییر نوع برخورد و گفتارهای اعضای جامعه، تغییر نوع زندگی مردم و... معلول ارتباطات جمعی به شمار می آیند. به طور کلی می توان یادآور شد که توسعه یافتگی با ارتباطات جمعی رابطه نزدیک دارد. اگر نگوییم ارتباطات جمعی معلول توسعه یافتگی است ، اما دست کم به این نتیجه می توان رسید که ارتباطات جمعی از عوامل توسعه یافتگی به شمار می آیند.  

2-4- ارتباطات کلامی و غیر کلامی

 2-4-1- ارتباطات کلامی

مجموع روابطي را كه از طريق گفتن و گفتگو حاصل مي شود ارتباط كلامي مي گويند. براي اينكه در ازتباط موفق شويم بايد با دقت از كلمات استفاده كنيم . هر كلمه اي احساسات ، عواطف خاص و عملكرد متفاوتي را در افراد برمي انگيزد. اگر كلمات در جا و مكان مناسب خود بكار برده شوند به سرعت برق بر جسم و روح افراد تاثير مي گذارند. بنابراين شايسته است از بكارگيري كلمات منفي همچون نمي توانم ، غيرممكن است ، امكان ندارد، هرگز و ... پرهيز شود. شما بايد از نيروي كلمات و تاثيري كه در ديگران دارند آگاهي داشته باشيد.كلمات، در پيامي كه به ديگري منتقل مي كنيد تاثير فراواني دارند. بنابراين از بكار گرفتن كلمات برحسب عادت و بدون انديشه خودداري كنيد.  فراموش نكنيد كه فرمان دادن يكي از برخورد هاي محكوم به شكست است. براي اين كه سخنان شما نافذ و موثر واقع شود بايد نظريات خود را با كلمات مناسب و در چار چوب مشخص مطرح كنيد. كلمات مي توانند تاثير مثبت داشته باشند و يا با ايجاد حالت تدافعي گفت و گو را به بحث و جدل بكشانند.  پس چارچوب پيام خود را با دقت مشخص كنيد و سپس با صراحت و بدون پيشداوري حقايق را با لحن و كلامي غير مغرضانه شرح دهيد. بيان الفاظي دلپذير و موزون موجب مي شود كه شخص مقابل با متانت گوش فرا مي دهد ، حقايق را جمع بندي كند و به فكر حل مساله باشد. اما عبارات مغرضانه و كينه جويانه اغلب خشم فرد ديگر رابرمي انگيزد و او را به جبهه گيري دعوت مي كند و در نهايت روابط ، را به دشمني و تعارض و نبرد مي كشاند. يك كلمه بايد دقيقا مفهوم مورد نظر ما را در بر داشته باشد ، نه كمتر و نه بيشتر . به طور كلي كلماتي را انتخاب كنيد كه در الگوي زير بگنجد: (صريح ، كوتاه ، دقيق ، مودبانه ، صــحيح و پر محتوا). كلمات بايد روشن و صريح باشند ، يعني بتوانند به درستي درونيات شما را به ديگران منتقل كنند. مطلب را مختصر و مفيد بيان كنيد تا مخاطبين شوق شنيدن را از دست ندهند.

2-4-2- ارتباطات غیرکلامی

ارتباطات را می توان فرایند انتقال یامبادلة اطلاعات بین موجودات زنده دنیا تفسیر کرد که یکی از نیازهای اساسی و مهم وجود انسان هاست. تجربه نشان داده است که انسانها زمانیکه از هرگونه ارتباط محروم می شوند ، بسرعت افسرده شده و به سرگشتگی و دیوانگی نزدیک تر می شوند. مابه محض اینکه کلمه ارتباطات را می شنویم، بلافاصله، تلفن، رادیو، تلویز یون و یا کتاب ها و نشریات در ذهنمان مجسم می شوند و همه وسایلی که ما در ارتباطات کلامی با آن سر وکار داریم. درارتباطات کلامی ، مابا یک زبان که بتواند معانی و مفاهیم و منظورمان را انتقال دهد ، سروکار داریم. زبانی که باید بتواند با حاملها و اصطلاحات خود، زمان، فضا وشرایط روی دادها و وقایع و چگونگی آن را انتقال دهد. برچسب هائی که بتواند بوسیله معانی مختلف کلمات ، تلفظ ها و شیوه های بیان آنها ، موضوعی را از شخصی به شخص دیگر انتقال دهد و در این نقل و انتقال تصّور شنونده از وقایع همانند گوینده باشد. به راستی آیا ارتباطات کلامی ، تنها راه برقراری ارتباطات فی مابین است ؟ به واقع آیا درک اهمیت ارتباطات تنها بوسیله ابزارهای ساده و ابتدایی آن به ما هدیه شده است ؟ باعنایت به تعریف ارائه شده از ارتباطات کلامی، ارتباطات غیرکلامی مشمول تمامی حالتهای ارتباطی می شود که به یک زبان رسمی وابسته نیست. ارتباطاتی که به موجب آن ایده ها و مفاهیم بدون اینکه از مفاهیم و اصطلاحات کلامی استفاده شود ، تشریح و تفسیر می شوند. به نظرشما آیا ارتباطات غیرکلامی دارای چنان زمینه ای است که بتواند چنین تعریف مهمی رادربرگیرد؟ پاسخ مثبت است. نسلهای گذشتة ، انسان های که قبل از تاریخ می زیسته اند ، ازطریق ارتباط غیرکلامی باهمدیگر رابطه داشته اند. آنها همانند جانوران ، صداهائی از گلوی خود خارج می کردند. درواقع علائم، حرکات بدنی ، اشارات ، ترسیم نقش ها تا زمانیکه زبانی برای بیان مفاهیم آنها ایجاد شود ، نیازهای ارتباطی آنان را برآورده می ساخت .بانگاهی به اطراف خود ، در می یابیم که امروز هم روشهای متعدد برای ارتباط غیر کلامی ما را احاطه کرده اند . صرف نظر از مفاهیم ارتباطات غیر کلامی ، بیشتر اینگونه ارتباطات با حسهای ارتباط گر مرتبط اند . آخر از همه نیز این " حسّها " هستند که می توانند اطلاعات را انتقال دهند. بشر همیشه فکر می کرد که فقط 5 نوع حس دارد . بعدها دریافت که حس ششمی نیز وجود دارد . اغلب ارتباطات ما انسانها، با این حسها سر و کار دارد. ارتباط غیر کلامی مرتبط با حسهای بشری ، با حرکت ، رنگ و شکل توام است. حالت های حرکتی نیز در ارتباطات کاربرد دارند که می توانند مبهم یا روشن باشند. اگر شخصی به یک تنگ آب و سپس به دهان خود اشاره کند ، این شاید نمونه ای ازیک ارتباط حرکتی روشن و بدون ابهام باشد . یعنی آشکار است که وی تشنه است و در خواست آب می کند از طرف دیگر دراغلب موارد موقعیت های غیرقابل تفسیری نیز وجود دارند که در شرایط متفاوت معانی مختلفی را انتقال می دهند و برداشت دقیق و صحیح آن ها به عوامل مختلفی از قبیل عوامل فرهنگی ، جغرافیایی ، اجتماعی و غیره مربوط می شود. درهندوستان ، استرالیا و برخی از کشور های غربی ، چنانچه کسی سرش رابالا و سپس پائین بیاورد، به معنی تأ ئیداست اما همین حرکت در کویت دقیقاً معنی برعکس دارد و مهفوم (نه) را القاء می کند. در شبه قاره هند چنانچه یک زن با انگشت نشانه دماغ خود را لمس نماید، این حرکت نشاندهندة تعجب و شگفتی وی است. درخاورمیانه همین حرکت به معنی خدمتگزاری بوده و فرد نیت و آمادگی خود را برای انجام کار حتی تحت سرپرستی یک شخص دیگر اعلام می کند و البته این نوع حرکت ها بیشتر از سوی مردان انجام می شود. در ایران نیز اگر شخص بخواهد بگوید که من با کمال میل در خدمت شما هستم وازدستورات شمااطاعت می کنیم،دست راست خود را روی چشم راست خود میگذارد. شاید کاربرد حرکات بدنی حاصل چهارچوب بندیهای ماهرانه ای باشد که همانند زبان انسانهای کرولال کاربرد داشته باشد. ما درزندگی روزمره، بطورمداوم ترکیبی ازکلمات وحرکات راجهت بیان منظورمان بکارمیگیریم. صدا زدن کسی همراه با لبخند و گفتگو باوی ، باصدا کردن وی بدون لبخند متفاوت است .ارتباطات غیرکلامی ناخود آگاه ، آنچه که ما آن را زبان بدنی و یا درست بگوئیم زبان حرکتی (حالت اندامی)می نامیم ، یک اصطلاح علمی است .حالات بدن ما گاهی بیانگر حالات روحی روانی ما بوده بطوریکه شاید ما قادر نباشیم آن را با کلمات بیان نمائیم.کاربردزبان حرکتی می تواند بازتابی یا غیربازتابی بوده و حالت بدنی ، یا وضعیت وشرایط روحی ماهمراه پیام به شخصی که منتظردریافت پیام است،منتقل شود. زمانیکه تمرکز می کنیم ، مردمک چشممان تنگ می شود و وقتی خسته ایم ، خمیده تر به نظر می رسیم و زمانی که به هیجان می آئیم فیزیک چهره مان فرق می کند. آقای جولیوس فست[1] درکتاب معروف خود به نام (زبان حرکت بدنی) که درسال 1984 منتشر شد، بیان کرده است که زبان بدنی حاصل نفوذ فرهنگی و محیطی است. شخصی که درآمریکای شمالی زندگی می کند و به زبان حرکات بدنی آشنائی دارد ممکن است به سادگی در درک حس و قصد شخص دیگری که در اسپانیا زندگی می کند ، دچار اشتباه گردد. مطالعات نشان داده است که امکانات برخی از مؤلفه های زبان حرکت بدنی جهانی بوده و به فرهنگ و نوع جنسیت افراد و همچنین محیط آنان بستگی دارد . به هر حال طبقه بندی زبان بدنی به دو بخش وابسته به فرهنگ و عدم وابسته به آن، در مرحلة شکوفایی است. از بین حسهای پنج گانة خودمان ، حس شنوائی اساساً به ارتباطات کلامی متکی است اما می تواند در ارتباطات غیر کلامی نیز کاربرد داشته باشد. به تجربه ثابت شده است که حس متانت و آرامش، عصبانیت، بشاشیت و خوشرویی، افسردگی و امثال آن می تواند از طریق آواهای هماهنگ و موزون به دیگری منتقل شود. از آوا شناسی در درمان و بهبود افسردگی نیزاستفاده می شود. ارتباطات می تواند با حس بویایی نیز مرتبط باشد مطالعات دانشمندان ثابت کرده است که برخی از جانوران و حشرات از طریق حس بویایی امیال جنسی خود را به جفت خود منتقل می کنند. حس لامسه از مدلهای قوی و مؤثر در ارتباطات است . یک بوسه یا یک دست دادن ساده و یا در آغوش کشدن کسی، حتی یک لبخندکوچک توأم بانوازش یا بادست گذاشتن برروی دوش کسی، می توان ارتباط بسیار قوی و مؤثری برقرار نمود که حتی با صدها کلمه و حرف میسر نمی شود. برخی ها هم ادعا می کنند که با گرفتن دست کسی حتی می توانند فکر آنها را هم بخوانن . از میان اینهمه شواهد موجود در طبیعت ، باور نمی کنم که برقراری ارتباط از طریق حس چشایی میسر نباشد. تله پاتی (دوهم اندیشی) یکی از راههای ارتباط که در مورد آن بسیار صحبت شده است،یکی از امکانات برقراری اتباط بدون کلام است . تله پاتی با نفی حواس پنجگانه مرتبط است. تعمق در مورد وجود تله پاتی به آواخر قرن بیستم برمی گردد.جنجالی که توسط آقای جوزف بی رینز[2]  و سایر روان شناسان دانشگاه گرونینگن[3] هلند در سال 1937 راه افتاد .آینده ممکن است روشهای دیگری را برای برقراری ارتباطات به ارمغان بیاورد. یکی از روش هائی که اخیراً بشر به آن دست یافته است، امواج مغزی است . تجربه ثابت کرده است که تمام فرایندهای مغزی که هم در حیوانات و هم در مغز انسان ها جریان دارد ، حاصل یک الگوی پیچیده ای از جریان الکتریکی لحظه ای است. هر فرایند مغزی با نمونة نوسان الکتریکی فردی تلفیق می شود . تجربه گرایان توانسته اند این نوسانات الکتریکی مغزی را ثبت کنند. همچنین آنان دریافته اند که با برگشت دادن جریان الکتریکی در مسیر طی شده ، امکان اعمال تغییر و اصلاح در ذهن دریافت کننده پیام با یک مجموعه از نمونه های خاص وجود دارد .تأثیر روش دکتر دلگادو با ایجاد جریان الکتریکی معکوس بر روی مغز یک گاو و در یک سالن و روی رینگ بوکس ، بطور دیدنی برای تماشاچیان تشریح شده است. این فرایند زمانی که بر روی یک انسان پیاده می شود، می تواند تله پاتی نام بگیرد. که تحت عنوان انتقال ویژه اطلاعات بین موجودات در طبقه بندی ارتباطات غیرکلامی جای می گیرد. در حال حاضر شاید برخی از مفاهیم ارتباطات بطور غیرمستقیم نقشهای عمده ای در زندگی روزمره،داشته باشند بهرصورت اینگونه اثر گذاریها نمی تواند مانع توقف ذهنیت سازیهای نویسندگان در زمینه های مختلف ارتباطی گردد. در داستان (گاونر) نوشتة آقای پیرس آنتونی (1976) نمونه هائی از قوانین یک نوع بازی که (زندگی) نام گرفته است، برای به تصویر درآوردن ارتباطات بکار گرفته شده است. در داستان (ژوپیتر دزد) نوشته دونالد مفیت[4] موجودات بیگانه ای خلق شده اند که فقط از طریق حس بویائی ارتباط برقراری می کنند. داستان ها و افسانه های بسیاری وجود دارند که موضوع تله پاتی را القاء می کنند اما شاید برجسته ترین آنها را بشود به کتابهای مرد ویرانگر نوشته آلفردبستر[5] (1978) و مرد کامل که توسط جان برنر (1973) به تحریر در آمده اند، اشاره نمود. کتاب مرد ویرانگر داستانی را بیان می کند که در آن هر یک از اعضاء جامعه ،یک (تله تاپ) هستند و داستان مرد کامل مسائل و موضوعاتی که در آن تله تاپی بصورت منفرد و مجزا دریک جامعه بشری معمولی مطرح است ، بازگو می کند. آرتو پی، کلارک در مورد تخلیه بارالکتریکی مغزها در داستانهای خود، جزیرة دلفین ها (1971) و داستان محدودة عمیق (1968) اشاره کرده است ، وی در این داستانها در مورد رابطة بین بشر و خالقان دریا صحبت می کند. درخصوص مزیت ها و برتری ارتباطات کلامی و یا غیر کلامی در میان مردم ، باید گفته شود که زمینه هائی وجود دارد که در آن مفاهیم ارتباطات کلامی و غیر کلامی برهم منطبق اند مثلاً فن شاعری یکی از این موارد است . یک شاعر خوب کلمات را با مهارت خاص بکار می گیرد البته نه همانند کاربرد ارتباط کلامی و نه فقط به خاطر معانی آنها بلکه کلمات گاهی به خاطر صدا و آواهایشان بکار گرفته می شوندوحتی گاهی به خاطراینکه تصویرخاصی رادرذهن مخاطب ایجادکنند ، ساخته می شوند. فرم یک شعر نیز بهمان میزان که مفاهیم آن مورد توجهند ، دارای اهمیت است. نمونة دیگر برای نشان دادن تطبیق ارتباطات کلامی و غیر کلامی به همدیگر ، موضوع داستانهای مصّور است. کتاب هائی که داستانهای آن بصورت تصاویر گرافیکی طراحی شده اند، جائیکه کلمات و تصاویر بطور تلفیقی و هماهنگ می توانند مفاهیم را انتقال دهند. مانطوریکه ملاحظه می کنید، مفاهیم ارتباطات بیشتر در بخش ارتباطات بیرونی و حسهای خارجی مورد بحث قرار گرفت. مواردی که بیشتر ، برای ارتباطات کلامی و غیرکلامی از آنها استفاده می کنیم. اما حسّهای دونی دیگری نیز وجود دارند. حس هائی که درونی هستند و مابهنگام ارتباط باخودمان از آنها استفاده می‌کنیم. در اینجا منظور این نیست که به فضاهای ماوراءطبیعی وارد شویم چراکه هنوزدردنیای علوم انسانی همانند یک ذره ای در مقابل عظمت جهان هستیم.  

2-5- تاریخچه ارتباطات

2-5-1- تاریخچه ارتباطات انسانی و تغییر انتظارات انسان‌ها از مهارت ارتباطی

تاریخچه زندگی بشر و تاریخچه ارتباطات انسانی تقریباً از یک نقطه آغاز می‌شوند: از زمانی که ما روی این کره‌ی خاکی زندگی کردن را آغاز کردیم، عملاً ارتباط ما با یکدیگر آغاز شد. انسان (به شکلی که ما امروز می‌شناسیم و می‌توانیم آن را بخشی از تاریخ و تمدن انسانی بدانیم) حدود دویست هزار سال است که بر روی کره زمین زندگی می‌کند . اما  قدمت کلمات و زبان کمتر از این مقدار است.  نخستین ابزار ارتباطی ما، استفاده از زبان بدن و ارتباطات غیرکلامی بود. ارتباطات غیرکلامی نسل اول ارتباطات انسانی بود. ما با باز کردن دستهای خود، به طرف مقابل نشان می‌دادیم که سلاحی نداریم. دست‌هایمان را به کمر می‌زدیم تا قدرتمان را نشان دهیم و به طرف مقابل بگوییم که بزرگتر از آنی هستم که تو می‌پنداری. دستهایمان را مشت می‌کردیم تا برای حمله کردن به طرف مقابل آماده باشیم. قلبمان هم، در مسیر زندگی و تکامل بر روی زمین، آموخت که در این شرایط سریع‌تر کار کند و خون را با فشار بیشتری به مغز و صورت و دستها بفرستد، تا در نبرد با طرف مقابل شانس پیروزیمان بیشتر باشد.چهره برافروخته و مشت‌های گره کرده،‌ از قدیمی‌ترین علائم غیرکلامی در ارتباط ما انسان‌هاست. همچنین بدن ما آموخته بود که در هنگام ترس، بهتر است بخش عمده‌ی خون به سمت پاهایمان برود تا بتوانیم سریع‌تر فرار کنیم. چنین بود که رنگ صورتمان می‌پرید و دست‌هایمان سرد می‌شد و در یک جمله،  علائم چهره و زبان بدن ما، پیام ترس و خشم و خواسته‌ها و انتظارات ما را به طرف مقابل منتقل می‌کرد. نفوذ و چانه‌زنی و تاثیرگذاری: نسل دوم ارتباطات انسانی بود. تاریخچه ارتباطات با ظهور عصر کشاورزی، مرحله تازه ای را ثبت کرده است. در این مرحله، ما مفهوم مرز را بیشتر و بهتر از گذشته یاد گرفتیم و لازم بود مرزهای خودمان را از دیگران جدا کنیم. زمین من با زمین تو فرق داشت و زمین بیشتر به معنای غذای بیشتر و ثروت بیشتر بود. ارتباطات در این مرحله چیزی فراتر از علائم غیرکلامی اولیه بود. حالا علاوه بر پیام های غیرکلامی و نشانه‌هایی که برای ابراز قدرت به کار گرفته می‌شد، قدرت کلمات هم به تدریج کاربرد پیدا کرد و توسعه یافت. انسان هزار راه و روش یاد گرفت تا به همسایه‌ی خود اثبات کند که این زمین که تو می‌بینی، متعلق به تو نیست و از گذشته‌های دور، متعلق به خاندان ما بوده است! در نوشته‌های کهن – هزار تا سه هزارسال پیش- عمده‌ی آنچه از مهارت ارتباطی و تسلط کلامی می‌بینیم،‌ یا در رجزخوانی جنگ‌ها بوده است و یا در دادگاه‌ها برای ادعای حق یا احقاق حق. بنابراین چندان دور از واقعیت نیست اگر بگوییم که در این دوران، مهارت کلامی با متقاعدسازی و تاثیرگذاری، همسو و تا حد زیادی هم معنا بوده است. حتی داستان‌گویی را هم به نوعی می‌توان زیرمجموعه‌ی همین مهارت‌ها در نظر گرفت. در نوشته‌های قدیمی فارسی – مانند شاهنامه – اوج سخنوری را در رجزخوانی‌های حماسی می‌بینیم. از سوی دیگر معروف است که دموستن – که از خطیبان بزرگ یونان باستان محسوب می‌شود- نخستین سخنرانی‌های مهم خود را برای باز پس گرفتن میراث پدری انجام داد و هنر  سیسرو  – که از خطیبان معروف روم باستان است – انجام سخنرانی‌های هیجان انگیز و آتشین و جابجایی آراء قبل از انتخابات سنا بوده است. تعدد نقش‌ها: نسل سوم چالش‌های ارتباطاتی انسانی. عصر صنعت ماجرا را پیچیده‌تر کرد. یکی از مهم‌ترین اثرات عصر صنعت بر ارتباطات انسانی، تعدد نقش‌ها بود. حالا، انسان باید برای یکی نقش پدر را ایفا می‌کرد و برای دیگری مدیر. برای یک نفر کارمند بود و برای دیگری همکار. برای یک نفر فرصت بود و برای دیگری تهدید. تعدد نقش‌ها ارتباط را از قبل هم پیچیده تر کرد. حرف‌های ساده‌ به تدریج به به معادلاتی پیچیده تبدیل شدند و هر کس، باید نقاب‌های متعددی را با خود حمل می‌کرد تا به تناسب هر محل و مجلس از آنها استفاده کند. جدا شدن گوینده از کلام: نسل چهارم ارتباطات انسانی. دوران جدید، از زمان ترویج کتاب‌های چاپی تا امروز که دوران رواج گسترده‌ی شبکه های اجتماعی است، از منظر ارتباطات، با یک ویژگی مهم شناخته می‌شود: در دوران جدید، کلام از صاحب کلام جدا شده است. در دوران جدید، حرف‌ها توانستند مستقل از نویسندگان و گویندگان آنها از مرزهای زمانی و مرزهای جغرافیایی عبور کنند. تکنولوژی حتی امکان عبور از مرزهای هویت را هم امکان‌پذیر کرد. انسان امروزی مجبور نیست مسئولیت حرف‌هایش را بپذیرد. او به سادگی می‌تواند یک پروفایل در یکی از شبکه‌های اجتماعی درست کند و مشخصاتی کاملاً غیرواقعی را در آن ثبت کند. او می‌تواند با این هویت جدید عشق بورزد یا متنفر شود. می‌تواند احترام بگذارد یا توهین کند. می‌تواند حقوق بگیرد تا از محصولی که ندیده تعریف کند و یا اینکه پول بگیرد تا از محصولی که استفاده نکرده شکایت کند. بسیاری از خشونت‌های امروزی در جوامع، خشونت‌های فیزیکی نیستند. بلکه خشونت‌هایی هستند که در کلمات و زبان خود به کار می‌بریم. امیدواریم با استفاده از درس مهارت‌های ارتباطی، بتوانیم گفتگو‌های و ارتباط‌ها و تعاملات روزمره را از یک وظیفه‌ی ناگزیر به یک فعالیت لذتبخش تبدیل کنیم.  

 2-6- عصر ارتباطات

نسيم تغييرات كه اكنون سراسر دنيا را درمي‌نوردد، نويد بخش دنيايي آزاد خواهد بود. امروز، پيشرفت بشر در حوزة فن‌آوري ارتباطات چنان دگرگوني بنيادي در زندگي پديد آورده است كه بسياري از جامعه‌شناسان سخن از طلوع عصري نوين مي‌گويند: "عصر ارتباطات"  . امروزه، رسانه‌ها از اعتباري بي‌سابقه برخوردارند. رسانه‌ها به عنوان رويكردي نهادينه براي ايجاد آگاهي و اطلاع‌رساني به تودة مردم پايه‌گذاري شدند و حال، مبدل به ابزاري براي تسلط بر زندگي ما شده‌اند. به جاي اينكه شكلي از بيان فرهنگي باشد، خود تبديل به يك فرهنگ شده است. قرار بود گزارشي از نحوة زندگي مردم تهيه كند، اما خودش مبدل به نحوة زندگي شده است. علاوه بر اين، يكي از مهم‌ترين صنايع دوران ما به‌شمار مي‌رود. در حال حاضر، جوامع بسياري در حال گذار از جوامع پيشرفته صنعتي به "جوامع اطلاعاتي" برخوردار از فن‌آوري رايانه‌اي، شبكه‌هاي ارتباطي و ساير اشكال ارتباطي پيشرفته بين فردي و سازماني هستند. برخي از كشورهاي غربي وارد عصر اطلاعات شده‌اند. در ايالات متحد، بيش از 46 درصد نيروي كار درگير فعاليت‌هاي اطلاعاتي هستند و بيش از 55 درصد درآمد كارگري را به خود اختصاص داده‌اند. كمپاني‌هاي چند مليتي اطلاعاتی در جريان ايجاد وب گسترده شبكه‌هاي الكترونيكي ـ "شاهراه‌هاي اطلاعاتي" ـ متشكل از رشته‌هاي اپتيكي و رايانه‌اي هستند. اين شبكه، كالاها و خدمات فراواني را در دفتر يا منزل شما ارائه مي‌دهد، خدماتي چون تصاوير ويديويي، مكالمات تلفني، اطلاعات انبوه در حوزه‌هاي گوناگون مورد استفاده كاربران يا مشتريان. بدين‌ترتيب، دگرگوني شيوة كار، زندگي و تفريح مردم را نويد مي‌دهد. به دليل سقوط شديد قيمت‌ها، تصور گسترش همه جانبة ارتباطات امكان‌پذير است. پيشگامان عرصة فن‌آوري‌هاي نوين ارتباطي، ظهور انقلابي فراگير را در زمينة فراواني و تنوع اطلاعات پيش‌بيني كرده‌اند. در عصر حاضر فناوری اطلاعات در تعریف قدرت وتمدن جوامع نقش کلیدی پیدا کرده است. از این رو در دوهه گذشته کشور های پیشرفته و صاحب فناوری، به فناوری اطلاعات به عنوان محور بنیادین توسعه توجه کرده اند. رشد سریع ارتباطات و فناوری اطلاعات و ورود آن به سازمان ها و جامعه بدون آمموزش و انباشت های قبلی است. رویکردی که سازمان را دستخوش تحولات ناباورانه کرده است و این تحولات هر چند که موجب خلق روش های نوینی برای پیشبرد هرچه سریعتر و یهتر کارها شده است، اما بدون شناخت کامل، جامعه و سازمان ها ی موجود در آن را از هدف اصلی خود تا حدودی منصرف کرده است. عصر ارتباطات و اطلاعات پیچیدگی های روز افزونی را بر زندگی فردی و سازمانی انسان امروزی تحمیل کرده است. امروز، راه شرکت ها و سازمان ها در راستای کسب مزیت ها رقابتی وحفظ و توسعه آن ها، یاد گیری زود تر و سریع تر از رقبا و بر طرف کردن چالش های موجود بر سر راه آن مزیت هاست. چرا که سرعت حول این انقلاب آنقدر زیاد است که حتی نمی توان برای آن برنامه ریزی کرد.این فناوری به زندگی فردی و سازمانی ما وارد شد و هر روز نگاه افراد جامعه را بیشتر به سوی خود جلب کرد. مدیران جامعه و سازمان ها بدون شناخت کافی از توانایی های این فناوری، همچنان نگاهی نه از روی تعمق و تفکر بلکه در حد استفاده از حداقل توانایی های آن دارند. امروزه با گسترش فناوری اطلاعات امکان بهره گیری از منافع دیگران به سرعت و بدون نیاز به طی مسافتی، امکان همکاری و مشارکت گروهی از افراد و یا سازمان ها در قالب یک سازمان مجازی فراهم شده است. این تغییر در کسب و کار و بومی نمودن خلاقانه آن مستلزم بهره گیری توأمان از هنر وعلم مدیریت به همراه تسهیلات ارتباطات و فناوری اطلاعات و همچنین نیاز های محیطی جامعه پیرامونمان است. و برای کشف و شکار فرصت ها از بصیرت و شناخت شهودی بیشتر از شناخت منطقی و فرایندی بهره گیری باید کرد. فناوری اطلاعات در زمره زیر بنای حرکت جوامع و نسل آینده در کلیه زمینه هاست و به عنوان بستر وابزاری مهم برای رشد سایر بخش های مهم  می باشد.تأثیر فناوری اطلاعات بسیار عمیق است و نادیده گرفتن آن منجر به نداشتن جایگاهی در عصر جدید خواهد بود از این رو نگرش به آینده و حرکت های ایجاد می کند و در واقع نوعیتکنولوژی فراگیر است و دامنه تغییرات آن بسیار متنوع می باشد و از جانشینی اطلاعات به جای انرژی یا نیروی کار انسانی در بخش تولید صنعتی یا تغییر در بخش درونی خدمات، از خدمات پرسنلی تا خدمات اجتماعی و سیتم های توزیعی را در بر می گیرد و اطلاعات برای سییستم آنقدر مهم است که مانند خونی است که در شریان های سیستم در جریان است.

2-7- انقلاب اطلاعات

انقلاب ارتباطات و اطلاعات به سرعت اقتصاد، فرهنگ و سياست جهان را دستخوش دگرگوني مي‌كند و جهان را عملا" به يك "دهكدة جهاني" تبديل مي‌كند. رخدادهايي كه در هر گوشة اين سياره رخ مي‌دهد، در كمترين زمان به سراسر جهان مخابره مي‌شود. تصميمات و كارهاي اقتصادي، بيش از پيش از پيامدهاي جهاني برخوردار شده‌اند. اطلاعات و ارتباطات چنان به سرعت درون اقتصاد و جامعه انسجام مي‌يابند كه جهاني شدن و ظهور جوامع اطلاعاتي، واقعيتي اجتناب‌ناپذير جلوه مي‌كند. با اين حال، همة ملت‌ها، گروه‌ها و افراد به‌طور هماهنگ و برابر در مزاياي جهاني شدن و فن‌آوري‌هاي اطلاعاتي سهيم نيستند. از اين‌رو، در سراسر جهان دربارة اميد به ايجاد طبيعتي آرماني و بيم از افزايش شكاف ديجيتالي بحث‌هاي داغي درگرفته است كه نويد دنيايي موفق و آرام را مي‌دهد و هراس از برخوردهاي مدني و فرهنگي را برمي‌انگيزد. به نظر من، واقعيت در همين نهفته است. بي‌شك، فن‌آوري اطلاعاتي نيروي قدرتمندي به‌شمار مي‌آيد، اما معتقدم كه قوة ابتكار انسان قوي‌‌تر است و شيوة به‌كارگيري فن‌آوري اطلاعاتي در حل مشكلات و مسائل از اهميت بسزايي برخوردار است. دانش، قدرت محسوب مي‌شود. هميشه همينطور بوده است، چه در دوران ما قبل تاريخ كه از آتش و سنگ به عنوان ابزار استفاده مي‌شد و چه در عصر مدرن علوم هسته‌اي و فضايي و فن‌آوري‌هاي مربوط. با وجود اين، ويژگي مثال‌هاي فوق در قدرت يا دانش نهفته نيست، بلكه ريشه در اين واقعيت دارد كه چون تعداد نسبتا" معدودي از مردم از دانش برخوردار بودند، پس به توانايي و اختيار دست مي‌يافتند. انسان به تنهايي قادر به توليد دانش، تفكر مجرد و انتزاعي و ساخت ابزار و فن‌آوري هست. دانش از طريق ارتباطات و اطلاعات با ديگران تقسيم مي‌شود. بنابراين، توانايي نظارت بر اطلاعات و ارتباطات، رمز قدرت به شمار مي‌آيد.  بشر در طول تاريخ، از اين ظرفيت براي توليد دانش و تقسيم مزاياي آن براي دفع دشمن، جست‌و‌جوي غذا، كسب ثروت، تنظيم روابط انساني و غيره بهره ‌برده است. در ضمن، تاريخ بيانگر كوشش بشر براي كنترل دانش وحتي ارتباطات و فن‌آوري به‌منظور برتري جويي بر سايرين ـ به عبارتي ، "ما" در تقابل با "ديگران" ـ است. مردم در برابر محدوديت، واكنش نشان مي‌دهند. پيشرفت‌هاي اخير ارتباطات و فن‌آوري اطلاعاتي نيز نظارت را ـ اگرنه غيرممكن ـ بسيار دشوار كرده است. ظهور اينترنت، شاهراه‌هاي اطلاعاتي و همگرايي فن‌آوري‌هاي اطلاعات  و ارتباطات، پيشرفتي انقلابي به‌شمار مي‌آيد. بدين ترتيب، كنترل دانش به سختي صورت مي‌پذيرد و مردم سراسر جهان به شرطي توانا خواهند شد كه فن‌آوري "نوين" را به شكلي مبتكرانه به‌كار بندند.

2-8- جریان اطلاعات

ابزارها و وسایلی که به هر طریق موجب تولید، انباشت، پردازش و اشاعه اطلاعات شوند، تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی نامیده می‌شوند. در واقع، تکنولوژی اطلاعاتی عبارت است از: «مجموعه ابزارها، ماشینها و دانش و روش و مهارت استفاده از آنها در تولید، انتقال و جابه جایی، پردازش، آماده سازی و مصرف اطلاعات». بنابراین تمام ابزارها و وسایلی را که در تولید، آماده سازی، و انتقال اطلاعات نقش دارند، اعم از وسایل دستی ساده یک کتابخانه تا وسایل پیچیده و پیشرفته یک مرکز اطلاع رسانی، تکنولوژی اطلاع رسانی می خوانند. بر این مبنا هر رسانه ای که قابلیت انتقال و جابه جایی اطلاعات از یک نقطه به نقطه دیگر را داشته باشد و هدف آن برقراری ارتباط باشد، در قلمرو تکنولوژی ارتباطات قرار می‌گیرد. بدین ترتیب تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی به گونه ای با هم در آمیخته اند که مجزا کردن آنها بسیار دشوار است. در حقیقت هر دو، هدف مشترکی را دنبال می کنند که همان اشاعه اطلاعات در میان مردم است. دستاوردهای انسانی در جریان اختراعات و نوآوری های جدید به طور پیوسته برگستره و دامنه تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات افزوده اند.  

2-9- آموزش

امروزه، تقریباً تمام کسانی که به­دنبال توسعه و اصلاحات هستند در همه جای دنیا از آموزش و پرورش شروع می­کنند و رویکردهای برآمده از عصر جدید ارتباطات و فناوری­ها در تعلیم و تربیت از جمله دیدگاه حداکثری مبتنی­بر خود یادگیری و چگونگی یادگیری (فراشناخت)، یادگیری فرایند مدار و مستقل موجب حرکت تدریجی در باز تعریف مفاهیم اساسی تعلیم و تربیت شده است. علم، تدریس، معلم، شاگرد، محتوای درسی و مدرسه در حال احراز تعاریف جدید هستند. جهانی‌شدن موجب شده تا در بسیاری از موارد مرزهای سنتی آموزش و فناوری‌ها از بین رفته و نیازمند آن است که دوباره تعریف شود. برای مثال از بین رفتن مرز بین دولت‌های ملی و جامعة جهانی، بین فرهنگ ملی و خرده فرهنگ‌های تشکیل‌ دهندة آن، بین مدرسه و جامعة محلی، بین خانه و مدرسه، بین آموزش و کار، بین دنیای کار و مؤسسات یادگیری، بین آموزش رسمی و غیررسمی، بین برنامة درسی از قبل تنظیم شده و انتخاب‌های افراد، بین شاگرد و معلم، بین والدین و فرزندان آنها، بین انسان و ماشین و حتی بین رشته‌های مختلف، موجب شده تا چالش‌های عمده‌ای در آموزش ایجاد شود که به­منظور برخورد با آنها و انطباق با تغییرات پیش­آمده، برنامه‌ریزان و مربیان آموزشی بایستی گام‌هایی فوری و متهورانه برای تجدیدسازمان آموزشی در تمامی جنبه‌ها و ابعاد بردارند و بدیهی است که غفلت از این کار به­معنی سلب مسؤولیت به نفع جهانی‌سازی و جریان متولی آن است. از مطالعه وضعیت موجود در آموزش و پرورش کشورمان می‌توان دریافت که در طول سالیان گذشته، تلاش موفقیت‌آمیزی برای شناسایی این چالش‌ها و مقابله با آنها به عمل نیامده و اگر هم کاری صورت گرفته جامع و کامل نبوده و نظام آموزشی کشور کماکان به روش سنتی خود اداره می­گردد. چالش­های جهانی آموزش و پرورش در قرن بیست­ویکم را می­توان ناشی از دیدگاه­های نو به کارکردهای آموزشی و پرورشی دانست. این دیدگاه­ها قطعاً رویکردهای متفاوتی را به مشکلات آموزش و پرورش ایران و توانمندی­های آن اضافه و موضوعات گوناگونی را مطرح می­سازند. مباحثی که هم در میان پژوهشگران و اندیشمندان آموزش و پرورش در سطح دانشگاه­ها و مراکز پژوهشی مطرح می­باشد و هم نظر کارشناسان آموزش و پرورش، معلمان، والدین و جامعه را به خود معطوف ساخته است. این گروه معتقدند که جهانی‌شدن باعث نزدیکی بیشتر کشورها از نظر مبادلات اقتصادی و فرهنگی می‌گردد و در نتیجه موجب همکاری و رقابت جهانی در زمینه‌های علمی، فرهنگی، ورزشی و هنری نیز خواهد شد. بر اساس نظر این گروه، در دیدگاه جهانی، آموزش و پرورش به عنوان وسیله‌ای برای شرکت در فعالیت­های جهانی است و افراد باید آموزش ببینند تا بتوانند در عرصه‌های بین‌المللی موفق باشند و این  اهداف، امری فراتر از موفقیت اقتصادی قلمداد می‌گردد. از نظر این گروه،‌ جهانی‌شدن می‌تواند منجر به نوعی ترکیب فرهنگ­ها گردد که در درون مرزهای ملی صورت می‌پذیرد. توانایی زندگی کردن، فهمیدن و ارزش گذاردن بر تفاوت­های فرهنگی یکی از ارزشمندترین درس‌های آموزش و پرورش است که در دیدگاه جهانی می‌توان آن را برآورده ساخت. یکی دیگر از اشکال جهانی‌شدن می‌تواند به صورت ملحق شدن به یک سیستم آموزشی بین‌المللی باشد که در آن مدارس کشورهای مختلف دنیا می‌توانند از یک برنامة آموزشی هماهنگ برخوردار باشند. بطوریکه در این سیستم مشترکاً معتقدند که این امر یعنی تبدیل برنامه‌های آموزشی ملی به برنامه‌های بین‌المللی باعث غنی‌سازی برنامه‌های آموزشی کشور می شود. با این وجود بسیاری از کشورها چندان تمایلی به وارد ساختن آموزش و پرورش خود در حیطه جهانی ندارند؛ چرا که آن را ابزاری برای اعمال سیاست‌های ملی و قومی خود نمی‌دانند.  

2-10- چالش های عصر ارتباطات

عمده ترین چالش های عصر ارتباطات در سال های گذشته و پیش رو عبارت‌اند از :
  • امنیت
  • ثبات
  • روابط انسانی
  • سرعت تحولات
  • تغییر اصول و تعارف پایه مدیریت
که به شرح مختصری پیرامون هریک از موارد بالا و بررسی اثرات جانبی برنامه های اصلاحی می پردازیم که برای آنها تدارک دیده شده است.

۱- امنیت  (Security)

امنیت اطلاعات و حفاظت از اسرار سازمانی همواره ذهن مدیران را مشغول خود ساخته است. ساخت صندوقهای ایمنی و مکانیزمهای حفاظتی برای نگهداری از اسناد کاغذی ، خود صنعتی گسترده را پدید آورده است. مراقبت از اسناد کاغذی چندان مشکل نیست. اما هرچه این امنیت را بالاتر ببریم هزینه و زمان دسترسی[6]  را افزایش داده ایم. اما با پیدایش رایانه ها و ظهور نوع تازه ای از سند بنام سند دیجیتال کار ویرایش و دسترسی ، صدور و انتقال اسناد ساده و مکانیزه گردید . همزمان با این دگرگونیها نوع تازه ای از تخلفات نیز مشاهده گردید و مساله امنیت اسناد دیجیتالی مطرح شد. همچنین مشکلات اعتبار سنجی[7] و امضای دیجیتال[8]  خود مقوله ای شد که مدیران را بیش از پیش از الکترونیکی نمودن اسناد حساس و دارای اعتبار حقوقی منصرف ساخت. دلیل این بی میلی و انصراف سه چیز میتواند باشد : الف : عدم طراحی سیستم اطلاعاتی بصورت درست و منطبق با نیاز سازمان. ب : عدم آشنایی کارکنان با مفاهیم فن آوری اطلاعات و ناتوانی در کار با رایانه ج : رشد روزافزون تخلفات دیجیتال و نگرانی از امنیت داده ها. مورد الف بویژه در کشورهای در حال توسعه که نخستین برخوردها را با فن آوری اطلاعات تجربه می کنند فراوان دیده می شود. حتی گاه به سختی می توان یک سیستم یکپارچه و بی عیب و نقص را در این کشور ها پیدا کرد. ب: عدم آشنایی کارکنان و مدیران با مفاهیم بنیادین فن آوری اطلاعات. مدیران در عصر دیجیتال نیاز به دو نوع سواد تازه دارند. یعنی علاوه بر تخصص های اساسی به دو دانش زیر نیز نیاز مندند :1-  سواد کار با اطلاعات و 2- سواد کار با رایانه. سواد کار با اطلاعات همانا دانش بهره گیری و تجزیه و تحلیل اطلاعات است. زندگی امروز بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات وابسته است. گاه با شنیدن یک عدد شاد و گاه غمگین میشویم. و یک عدد میتواند یک مدیر را موفق و یا از کار برکنار سازد. اما بدلیل هجوم انبوهی از اطلاعات ، نیاز به ابزار پردازش اطلاعات احساس می شود. این ابزار نیز رایانه ها هستند و منظور ما از رایانه تنها یک سخت افزار تزیینی نیست ، بلکه منظور یک سیستم اطلاعاتی دقیق و منسجم متشکل از سخت افزار و نرم افزار مناسب است. کار با رایانه و بهره گیری از سیستم های اطلاعاتی برای اهداف پردازشی و تجزیه و تحلیل نیز خود نیازمند کسب تجربه و دانش تخصصی مربوط به خود دارد و ضعف مدیران در این دو نوع سواد اطلاعاتی ( نوع اول و نوع دوم) یکی از چالشهای پیش روی مدیران و دلیل مقاومت آنها در برابر رایانه ای شدن امور است. حال هر نوع سازمانی که باشد خواه دولتی و خواه خصوصی ، خواه تجاری و خواه فرهنگی. ج: تخلفات دیجیتال: امروزه کودکان از والدین باهوش ترند. آنها بخوبی با تلفن همراه و رایانه کار می کنند و کارهایی انجام میدهند که والدین از انجام آن عاجزند. مدیران سازمانها نیز در وضع مشابهی قرار دارند. گاهی کارکنان به اطلاعات محرمانه دسترسی غیر مجاز پیدا می کنند و این مساله که متصدی بخش رایانه شرکت یا سرپرست شبکه بیشتر از مدیر کل سازمان به اطلاعات دسترسی دارد بسیاری از مدیران را کلافه و مضطرب می کند و آنها را از رایانه ای نمودن سیستم اداری منصرف و دلسرد می کند.

۲- بی ثباتی (Instability)

مشکل دیگری که مدیریت دیجیتالی را محدود و مشکل می کند بی ثباتی حاصل از شکل گیری فضای دیجیتالی[9]  است. بدین معنی که با دیجیتالی شدن و جهانی شدن رقبا ، شرایط به نحو محسوسی ناپایدار و غیر قابل پیش بینی می شود. مناقصه ها و مزایده ها ، آگهی های خرید و فروش و انجام معاملات با چنان سرعتی انجام می شوند که گاه سازمانهای کند و کم اطلاع از محیط ، بسیاری از رخداد های مهم و حیاتی محیط خود را هرگز متوجه نمی شوند. در چنین شرایطی مدیران گاه به جای آنکه تلاش خود را مضاعف کنند و سعی کنند تا خود و سازمان متبوعشان در فضای اطلاعاتی مناسب تنفس کنند ، کناره گیری را پیشه می کنند و با پشت کردن به واقعیات خود را در یک فضای ایزوله اطلاعاتی قرار می دهند. بویژه سازمانهای دولتی ، که در شرایط غیر رقابتی با فراغ بال به روند ناکارآمد خود ادامه می دهند و ترسی از مشکلات مالی ندارند. بهر حال آنچه که هست بی ثباتی و عدم اطمینان یکی از ویژگیهای فضای در حال گذار از سنتی به دیجیتال است و خواهیم دید که اغلب مدیرانی که پشت به این حقایق می کنند مدیرانی موسوم به « ملحد و منکر» یا دسته هفتم هستند.

۳- روابط انسانی (Human Relation)

توسعه شبکه جهانی و فن آوری اطلاعات جهان را در یک تور نامریی فرو برده است. امروزه سازمانهای زیادی را میتوان یافت که از نظر جغرافیایی در سرتاسر گیتی پراکنده اند در حالی که تحت پوشش مدیریت واحدی قرار دارند. در این میان تهدید روابط انسانی موجود در سازمان ، بسیاری از مدیران را به بازنگری وا می دارد. کم نیستند سازمانهایی که روابط انسانی و کاری مناسب خود را یک سرمایه با ارزش تلقی می کنند و حاضر نیستند با هجوم رایانه ها آنرا به خطر افکنند. این نگرانی اگرچه بجا و منطقی است اما دلیل قانع کننده ای نیست. بازآفرینی روابط انسانی و کاری یکی از وظایف مهم یک مدیر خوب در عصر دیجیتال است. خواهیم دید که مدیران دسته دوم (متزلزل) و دسته پنجم (مذبذب) چنین رفتاری دارند .

۴- سرعت تحولات  Speed of Changes

مدیر امروز در هر سازمانی که باشد یک مشکل مشترک دارد و آنهم سرعت تحولات است. دهه جاری نسبت به دهه گذشته در زمینه سرعت وقوع تحولات ، سرعت انتقال اخبار و رویداد ها و زمان دگرگونی ها تفاوت فاحشی دارد.  این دگرگونی های تند و سریع باعث می شوند تا زمان منسوخ شدن اطلاعات یا به عبارتی تاریخ مصرف آنها زود فرا رسد. همین مساله هزینه های اطلاعاتی و عملیاتی همه سازمان ها را افزایش داده است. برخورد مدیران با مقوله سرعت تحولات بستگی تام با نوع حرفه آنها دارد. ولی عموما سازمانهایی که نتوانند یک سیستم اطلاعاتی مناسب طراحی و پیاده سازی کنند ، دچار مشکلات عدیده عملیاتی خواهند شد.

۵- تغییر تعاریف Definition in Change

همانطور که در خلاصه مقاله گفته شد تغییر و دگرگونی تعاریف یکی از خشن ترین چالشهای پیش روی مدیران در روزگار حاضر است. یکی از این دگرگونی ها تغییر مفاهیم ثروت ، سود و تولید می باشد. روزی روزگاری ثروت مجموعه گنجها و ذخیره های طلا و گوهر و در راس آن تاج و تخت بود. و تولید به کشاورزی و صنایع دستی مربوط به آن محدود بود. اما در پی انقلاب صنعتی و حذف محدودیتهای پیشین بر سر راه تولید ثروت مفهومی تازه یافت و در تولید و ارزش افزوده معنا شد. تا پیش از آن ثروت نیازمند نگاهبانانی چون شوالیه ها و جنگ سالاران بود و راه بدست آوردن آن نیز غارت دیگر ملتها و یا بهره کشی از انسانها بود و در بهترین حالت باج و خراج شاهانه راه گردآوری ثروت محسوب میشد. اما در تعریف جدید جنگ آوران و سلحشوران بایستی جای خود را به کارآفرینان و متخصصان میدادند. از همین زمان بود که تولید و مصرف در نهادهای جداگانه خانواده و کارخانه انجام پذیرفت. تا پیش از آن تولید و مصرف هر دو در واحد خانواده انجام میشد و خانوار ها با مبادله پایاپای نیازهای یکدیگر را برطرف می

مکانیک محیط‌های پیوسته

قیمت اصلی 45000 تومان بود.قیمت فعلی 39000 تومان است.
مکانیک محیط‌‌های پیوسته تئوری‌‌های فیزیکی مدرن به ما می‌‌گویند که در مقیاس میکروسکوپی، ماده ناپیوسته است؛ و از مولکول‌‌ها، اتم‌‌ها و حتی ذره‌‌های ریزتر تشکیل شده است. هر چند معمولا می‌‌بایست با قطعه‌‌هایی از ماده سر و کار داریم که در مقایسه با چنین ذره‌‌هایی، خیلی بزرگ هستند. این مسئله در زندگی روزمره، تقریبا در همه کاربردهای مهندسی مکانیک و در بسیاری از کاربردهای فیزیک صدق می‌‌کند. در چنین شرایطی، حرکت هر کدام از اتم‌‌ها و مولکول‌‌ها اهمیتی ندارد؛ بلکه رفتار کلی آنها (همه آنها) اهمیت دارد. به عبارت دیگر، اگر درباره رفتار ماده در مقیاس میکروسکوپی دانش کافی می‌‌داشتیم، ممکن می‌‌شد تا رفتار ماده در مقیاس ماکروسکوپی را با استفاده از روش‌‌های آماری مناسب محاسبه نمود. در عمل، چنین محاسبه‌‌هایی بسیار پیچیده هستند. تنها ساده‌‌ترین سیستم‌‌ها را می‌‌توان اینگونه مطالعه نمود و حتی در چنین سیستم‌‌های ساده‌‌ای، تخمین‌‌های بسیاری باید در نظر گرفته شود تا به نتیجه‌‌ها دست یافت. در نتیجه، دانش ما از رفتار مکانیکی مواد تقریبا بطور کلی بر پایه مشاهده‌‌ها و آزمایش رفتار آنها در مقیاس به نسبت بزرگ می‌‌باشد. مکانیک محیط‌‌های پیوسته به مطالعه رفتار مکانیکی مواد جامد و سیال در مقیاس ماکروسکوپی می‌‌پردازد و طبیعت گسسته ماده را در نظر نمی‌‌گیرد و با ماده به صورت توزیع یکنواختی در سراسر بخش‌‌های فضا برخورد می‌‌کند. در نتیجه می‌‌توان کمیت‌‌هایی مانند چگالی، جابجایی، سرعت و ... را به صورت تابع‌‌های پیوسته (یا دست کم به صورت بخش - بخش پیوسته) از مکان تعریف نمود. این روش در صورتی رضایت‌‌بخش است که با جسم‌‌هایی برخورد داشته باشیم که ابعادشان در مقایسه با طول‌‌های مشخصه شان در مقیاس میکروسکوپی بزرگ باشد (بطور مثال فاصله میان اتمی در یک کریستال یا مسیرهای آزاد میانگین در یک گاز). نیازی نیست که مقیاس میکروسکوپی دارای ابعاد اتمی باشد؛ برای مثال می‌‌توان مکانیک محیط‌‌های پیوسته را به یک دانه شن اعمال نمود؛ در صورتی که ابعاد محیط مورد نظر در مقایسه با ابعاد خود دانه شن، بزرگ باشد. در مکانیک محیط‌‌های پیوسته فرض می‌‌شود که می‌‌توان یک ذره از ماده را با هر نقطه از فضا که توسط جسم اشغال شده، مرتبط نمود و کمیت‌‌هایی میدانی مانند چگالی، سرعت و ... را برای این ذره‌‌ها تعریف نمود. توجیه این روش تا حدی بر پایه تئوری‌‌های آماری مکانیک گازها، مایعات و جسم‌‌های جامد می‌‌باشد؛ ولی بیشتر بر پایه موفقیت آنها در توضیح و پیش‌‌بینی رفتار مکانیکی مواد در اندازه بزرگ می‌‌باشد. مکانیک دانشی است که به بررسی برهم‌‌کنش نیرو و حرکت می‌‌پردازد. در نتیجه، متغیرهایی که در مکانیک محیط‌‌های پیوسته وجود دارند، از طرفی، متغیرهایی مربوط به نیروها هستند (معمولا نیرو بر واحد مساحت یا بر واحد حجم و نه خود نیرو) و از طرف دیگر، متغیرهای سینماتیکی مانند جابجایی، سرعت و شتاب می‌‌باشند. در مکانیک جسم‌‌های صلب، شکل جسم تغییر نمی‌‌کند و بنابراین ذره‌‌های تشکیل‌‌دهنده جسم صلب می‌‌توانند تنها به صورت خیلی محدود نسبت به یکدیگر حرکت کنند. یک جسم صلب، جسمی پیوسته و همین‌‌طور بسیار ویژه و ایده‌‌آل می‌‌باشد. در مکانیک محیط‌‌های پیوسته، جسم‌‌هایی بررسی می‌‌شوند که توانایی تغییر شکل را دارند. در بررسی چنین جسم‌‌هایی، حرکت نسبی ذره‌‌ها مهم است و به معرفی متغیرهای سینماتیکی مانند مشتق‌‌های فضایی جابجایی، سرعت و ... منتهی می‌‌شود. رابطه‌‌های مکانیک محیط‌‌های پیوسته از دو دسته می‌‌باشند. دسته یکم، رابطه‌‌هایی هستند که بطور برابر بر همه ماده‌‌ها اعمال می‌‌شوند. این رابطه‌‌ها قوانین جهانی فیزیک، مانند پایستگی جرم و انرژی، را بیان می‌‌کنند. دسته دوم، رابطه‌‌هایی هستند که رفتار مکانیکی برخی ماده‌‌های بخصوص را توضیح می‌‌دهند و به رابطه‌‌های ساختاری معروف هستند. چالش‌‌های مکانیک محیط‌‌های پیوسته نیز از دو نوع اصلی تشکیل شده‌‌اند. چالش نخست، فرموله کردن رابطه‌‌های ساختاری است که برای بیان رفتار مکانیکی برخی ماده‌‌های بخصوص یا برخی از گروه‌‌های مواد کافی هستند. این فرمول‌‌بندی، یک نکته مهم در تشخیص آزمایشگاهی می‌‌باشد. اما یک چهارچوب نظری برای طراحی آزمایش‌‌های مناسب و تفسیر نتیجه‌‌‌‌های آنها لازم است. چالش دوم، حل رابطه‌‌های ساختاری به همراه رابطه‌‌های عمومی مکانیک محیط‌‌های پیوسته با در نظر گرفتن شرایط مرزی می‌‌باشد تا به این ترتیب بتوان اعتبار رابطه‌‌های ساختاری را تایید نمود و رفتار ماده‌‌ها در محیط‌‌های مهندسی، فیزیکی یا ریاضی را پیش‌‌بینی نمود و توضیح داد. در مرحله حل مسئله، شاخه‌‌های گوناگونی از مکانیک محیط‌‌های پیوسته ایجاد می‌‌شوند و این جنبه از موضوع به متن‌‌های جامع‌‌تر و تخصصی‌‌تر واگذار می‌‌شود.

من واقعی ما (کتاب الکترونیک)

40000 تومان
منِ واقعی ما نویسنده                                                                           سیدعلی‌اصغر سیدابراهیمی انتشارات                                                                         آکادمیک چاپخانه و صحافی                                                 دانشگاه خوارزمی شابک                                                             6-70-5697-622-978 نوبت چاپ                                                                        اول/ 1401 شمارگان                                                                        500 نسخه

مه عشق

50000 تومان
مه عشق مقدمه آنچه بیش از گذشته جامعه‌ی بشری به آن نیاز دارد، دمیدن روح دوباره مهر و عشق و

مهارت‌ها و تکنیک‌های «نه» گفتن …(راهبردهایی هوشمندانه برای نه گفتن مودبانه)

قیمت اصلی 33000 تومان بود.قیمت فعلی 19000 تومان است.
"نه" چیست آیا تا به حال به این فکر کرده‌‌اید که می‌شود در برابر درخواست‌های اطرافیان همیشه هم جواب مثبت نداد؟ فکر کرده‌اید که می‌شود به خواسته‌های خود و به خودمان هم فکر کنیم؟ تا به حال فکر کرده اید چقدر از این که نتوانسته‌‌اید نه بگویید آسیب دیده اید؟ حتی ممکن است، آسیب‌ها غیر قابل جبران باشند؟ اگر سراغ این کتاب آمده‌‌اید، یعنی انگیزه کافی برای غلبه بر ناتوانی در نه گفتن را دارید. نه، یک گارد دفاعی برای شماست وقتی دو رزمی‌‌کار با هم مبارزه می‌‌کنند چند گارد دفاعی را برای خود در نظر می‌گیرند. اگر این گارد‌‌های دفاعی نباشند، حتماً از ضربه‌‌های آنها آسیب می‌بینند و این آسیب‌‌ها کم‌‌کم آنها را از پا در می‌آورد. برای انسان‌ها هم توانایی در نه گفتن مثل گارد دفاعی در ورزش‌‌های رزمی است، شما یک محافظ دور خود می‌پیچید و اجازه نمی‌‌دهید که از اطراف شما ضربه‌های مختلفی سمتتان بیاید و با این کار توانایی شما روز به روز بیشتر می‌شود چرا که با گفتن نه به دیگران، درخواست‌‌ها‌‌ی شما در اولویت قرار می‌گیرد و زودتر به اهدافتان می‌‌رسید و توانایی بالقوه خود را به دست می‌آورید. پس اصلاً به خاطر گفتن نه ناراحت نباشید، بدانید شما یک گارد دفاعی در برابر پیشنهادهای آسیب زننده دیگران دارید و اجازه نمی‌دهید هرکسی با هر درخواستی وارد آن گارد شود. چرا فکر می‌کنید اگر به هیچ کس نه نگویید خیلی باادب و محترم هستید؟ اصلاً می‌‌دانید فردی که همه از او راضی هستند و تمام تلاشش در زندگی، راضی کردن اطرافیانش است، ممکن است دروغگو باشد یا شاید حتی بیمار باشد که نمی‌تواند نه خود را اعلام کند و ترس‌‌هایی دارد. " نه" در فرهنگ‌‌های مختلف از میان کشورهای دنیا، کشورهای آسیایی و اروپایی در بسیاری موارد با هم تفاوت هایی دارند. مردم اروپا رک هستند و اصلاً از بیان نظرشان ابایی ندارند در حالی‌‌که در آسیا حتی از اینکه بخواهند در جواب به سوالی که دوست ندارند، نه بگویند هم برایشان مشکل است.یک نمونه از این کشورها، کشور تایلند است،احتمالاً در توصیف کشور تایلند کلمه سرزمین لبخندها راشنیده‌‌اید، جالب است بدانید بله به زبان تایلند‌‌ی «چای» می‌شود و نزدیک ترین کلمه ای که بتوان در آن نه گفت «مای چای» است که معنی« نه، بله» را می‌‌دهد (ترجمه تحت الفظی آن)، این نشان دهنده این است که تایلندی‌ها اصلاً کلمه نه را دوست ندارند آنها همیشه منافع جمع را قبل از هر چیزی حتی منافع شخصی خود در نظر می‌گیرند، حتی همان مای چای را هم که می‌خواهند بگویند، یک تعظیم کوچک به نشانه شرمندگی می‌‌کنند. در این کشور بروز دادن احساسات، خام و بی ادبانه است. این رسم و رسوم در کشور تایلند که آنها را به شدت در برابر نه گفتن مقاوم کرده حتی تعارضاتی هم در پی دارد. در ایران آمارها نشان می‌دهد درصد کمی از مردم می‌توانند با قاطعیت نه خود را اعلام کنند که منجر به مشاجره نشود. لزوم یادگیری این مهارت بیش از پیش احساس می‌شود که افراد خود را بتوانند در برابر آسیب‌های احتمالی بله گفتن‌‌های بدون قاعده واکسینه کنند. خودتان را بشناسید! مهمترین چیز شناختن خود و رویاهایتان است. اینکه بدانید از چه چیزی خوشحال و از چه چیزی ناراحت می‌شوید یا با چه کسی حس خوبی دارید و خوشحال هستید. ارزش‌‌هایتان چه چیزهایی هستند. لیستی از علائق و سلیقه‌های خود تهیه کنید؛ چه نوع ورزش یا موسیقی یا فیلم یا تفریحی را ترجیح می‌‌دهید. تا هنگامی‌‌که برای پر کردن اوقات فراغت به شما پیشنهادی می‌شود متناسب با سلیقه‌‌تان پاسخ دهید. رویاهای خود را در همه زمینه‌ها شناسایی کنید؛ شغل، موقعیت اجتماعی، تحصیلی و .... زمانی که آنها را می‌شناسید نه گفتن برای شما خیلی آسان‌تر می‌شود چون دلیل خوبی برای نه گفتن خواهید داشت، هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید نه گفتن برای شما آسان‌‌تر می‌‌شود. انتظاراتی را که از خود دارید را شناسایی کنید وقتی مرتب به دیگران جواب آری می‌دهید مسلماً نمی‌‌توانید انتظارات خود را برآورده کنید پس در شما یک احساس نارضایتی به وجود می‌آید و خود را به خاطر اهمیت ندادن به ارزش‌‌هایتان بی‌‌ارزش می‌‌دانید. اولین و مهمترین گام در به دست آوردن مهارت نه گفتن، شناخت خود است. شناخت خود و احساسات خود در همه زمینه‌ها و همه موقعیت‌ها می‌تواند شما را به سمت یک زندگی هدف‌‌دار سوق دهد. اولویت خود را بشناسید اولویت اول زندگی شماخودتان هستید پس هیچ کس را مقصر در ناتوانی و در نه گفتن خود ندانید .کارها و برنامه‌هایتان را به ترتیب اهمیت، اولویت بندی کنید حتی اگر بهترین پیشنهاد برای کار یا تفریح شما داده می‌شود اندکی تامل کنید و اولویت‌های خود را در نظر بگیرید و مطابق با آن پاسخ دهید . در این صورت اطرافیانتان یاد می‌گیرند که نباید به جای شما تصمیم بگیرند و شما برنامه‌های از پیش تعیین شده ای دارید .حتی اطرافیان و دوستان خود را به ترتیب اهمیت، برای سپری کردن اوقات فراغت با آنها اولویت بندی کنید. اطرافیان خود را از ملاک‌های روحی و جسمی که حال شما را خوب می‌کند آگاه کنید تا آنها بدانند نباید این ملاک‌ها را نادیده بگیرند اگر اولویتهای خود را بشناسید و ود صدد برآورده کردن آنها باشید، هرگز جواب آری به کسی نمی‌دهید چون ابتدا اولویت‌های خود باید برآورده ‌شود. اولویت یعنی ارزش‌های شما،یعنی اموری که شما در طول زندگی خود برای آن ارزش خاصی قائل هستید و مسیر زندگی شما را تعیین می‌کنند. اگر تا به حال به این موضوع فکر نکرده بودید که اولویت و داشتن اولویت در زندگی یعنی چه، همین الان یک ورق کاغذ بردارید و اولویت‌های خود را به ترتیب اهمیت یادداشت کنید. قوی باشید شما در بدست آوردن توانایی نه گفتن انگیزه کافی برای قوی شدن را دارید، اگر جز این بود هرگز سراغ این کتاب نمی‌‌آمدید،خب حالا زمان آن فرا رسیده که خودتان را مجهز به مهارت‌های لازم کنید تا هر کجا که لازم است جواب نه بدهید و سررشته‌‌ی امور زندگی خود را در دست بگیرید. بدانید قدرتمندترین نیروها از درون شما برمی خیزد، قوی بودن یعنی با خودتان صادق باشید و خیلی عمیق خودتان را بشناسید و اولویت‌‌ها و اشتیاق‌‌ها و خواسته و نیازهای خود را بررسی کنید. انتظار نداشته باشید که اطرافیانتان تغییر کنند آن هم به خاطر اینکه شما خود را قوی نشان می‌‌دهید، مدتی زمان می‌برد تا نگرش و چشم انداز جدید شما را بپذیرند و طول این مدت ممکن است در تلاش برای تغییر رویه شما باشد. سعی کنید به تدریج به این مهارت لازم دست پیدا کنید و عجله نکنید، وقت بگذارید، از بین بردن یک عادت وقت زیادی از شما می‌گیرد. اگر چند بار اول موفق نشدید کوتاه نیایید، حتماً می‌شود؛ مهم این است که خط به خط این کتاب را بخوانید و آن‌‌ها را انجام دهید. دیگران نیز به راحتی با این تغییر دیدگاه شما موافقت نمی‌‌کنند، یا حتی خوشحال نیستند شاید هم در برابر شما مقاومت کنند، اما سرانجام مجبورند شما را بپذیرند و مانند قبل دوست داشته باشند.آنها ممکن است فکر ‌‌کنند موقتاً تغییر کرده‌‌اید و به عادت قبل خود برمی‌‌گردید و از این ناراحت هستند که چرا دیگر کنترلی روی زندگی شما ندارند. خب واقعاً هم سخت می‌تواند باشد، شما تا الان فردی بودید که اطرافیان در هر صورت روی شما حساب باز می‌کردند ولی اکنون باید برای انجام اموراتشان به شخص دیگری مراجعه کنند! نقاط ضعف و محدودیت‌های خود را بشناسید محدودیت می‌تواند هم فیزیکی باشد هم عاطفی، مهم نیست که متوجه این موضوع باشید که تا چه حد درخواست‌های دیگران برایتان قابل انجام است؟ ذهن و جسم شما برای بازدهی خوب چقدر احتیاج به استراحت دارد؟ تا چه حد می‌‌توانید مشکلات و غم‌‌وغصه دیگران را تحمل کنید؟ آیا در برابر خواسته‌های دیگران از لحاظ شخصیتی منفعل هستید؟ اعتماد به نفس دارید؟ چقدر قاطع هستید؟ زود تسلیم می‌‌شوید؟ با شناخت نقاط ضعف و محدودیت‌های خود بهتر می‌‌توانید دلیل ناتوانی در گفتن «نه» خود را بفهمید؟ تصور کنید تمام نقاط ضعف خود را فهمیده‌اید، حتماً در این بین می‌بینید بزرگترین آن نداشتن اعتماد به نفس است و یا موارد دیگر،پس حتماً تلاشی برای برطرف کردن نقاط ضعف خود میکنید و با اصولی ترین حالت ممکن به استقبال توانایی به دست آوردن مهارت نه گفتن می‌روید و ریشه این ناتوانی را متوجه می‌‌شوید. چیزی که سالهاست به شما آسیب زده و از شما فردی مطیع و سرویس دهنده ساخته است. اصول و خط مشی‌های خود را بشناسید برای خود مرزهایی در نظر بگیرید، جایگاهی که شایسته آن هستید به مرور زمان اطرافیان شما با طرز نگرش شما که خیلی هم جدی است آشنا می‌شوند و می‌داند شما دارای حدومرزی به خصوص هستید و شرایط را برای حدومرز شما تدارک می‌‌بیند. شما وقتی مرزهای سالمی را برای خود در نظر نمی‌گیرید یعنی از دیگران دعوت می‌کنید که نیازها و خواسته‌های شما را زیر پا بگذارد. می‌توانیم مرزهایی در رابطه با تعهدات شخصی خود‌‌مان داشته باشیم مثلاً قانونی که در فلان بازه‌‌ی زمانی حتماً به خانواده ام سر بزنم. مرزهای شخصی بازتابی از شخصیت ما هستند، بنابراین ارزش ذاتی ندارند این مرزهای ما با دیگران فرق دارند، مثلاً کسی دوست دارد آخر هفته پرهیجانی داشته باشد، ولی ما ترجیح می‌‌دهیم آخر هفته خود را در محیطی دنج و آرام سپری کنیم. هرگز از این تفاوتها احساس شرمندگی نکنید و مرزهای خود را با کسی مقایسه نکنید. شما حق دارید نسبت به مرزهای خود پایبند باشید.فردی که دارای مرز و چارچوب مشخصی است یعنی برای خود ارزش قائل است و همین امر باعث می‌شود اطرافیان هم برای او و هم برای وقت او ارزش قائل باشند و به چارچوب و مرزهای او احترام بگذارند.

مهارت‌های ارتباطی در نیروی انتظامی رویکردها و راهکارها

مهارت‌های ارتباطی در نیروی انتظامی شامل مجموعه مهارت‌هایی است که ارتباط مؤثر نیروی انتظامی و مردم را ایجاد می‌نماید، گردآوری اطلاعات و تداوم رابطه اثربخش را میسر می‌سازد و باعث می‌شود نیروی انتظامی قاطعانه ارائه­ی اطلاعات نموده و به افراد درزمینه­ی موردنظر آموزش دهد تا سیر مناسب برخورد با مشکلات هموار شود. این مهارت‌ها شامل مهارت‌های ارتباطی پايه، مهارت‌های گردآوری اطلاعات، مهارت‌های ارائه اطلاعات و آموزش به افراد و مهارت‌های ارتباطی پيشرفته هستند.  

مهارت‌های ارتباطی پايه

1- مهارت‌های بين فردی نیروی انتظامی - مردم

به مهارت‌های اساسی گفته می‌شود که ايجاد روابط کمک‌رسانی مؤثر را آسان می‌نماید و منجر به ايجاد سطح پايه شايستگی در حوزه‌های زير می‌شود:
  • محيط فيزيکی مناسب
  • احوال­پرسی با افراد
  • گوش دادن فعال: با نگاه کردن، تأييد کردن و استمرار در نشانه‌هایی همچون تکان دادن سر، گفتن عباراتی مانند «درست است» يا «می‌فهمم» به فرد نشان می‌دهیم که توجهمان به‌طور کامل معطوف به اوست. بعلاوه، جهت تشويق افراد به ارائه پاسخ‌های کامل‌تر از پرسش‌های باز پاسخ استفاده می‌نماییم.
  • همدلی، احترام، علاقه، صميميت و حمايت: اين موارد در قلب مهارت‌های بين فردی قرار دارند. به‌راحتی قابل تقليد نمی‌باشند و اگر پلیس فاقد آن‌ها باشد به‌راحتی نمی‌توان آن‌ها را آموزش داد. موفقيت در اين زمينه ناشی از مهارت نيست، بلکه ناشی از نگرش است. افراد پلیس بايد علاقه نشان دهند به این‌که: فرد مشکل خود را چگونه می‌بیند، چگونه اين مشکل بر زندگی وی تأثير می‌گذارد، آيا او را نگران می‌کند و چه امیدها و انتظاراتی دارد. جملات زير از طرف يک پلیس نشان‌دهنده حالت فرد مدار بودن است: اين مسئله بايد برای شما آزاردهنده باشد، آيا تصور قانون‌گریزی شمارا نگران می‌نماید؟
  • زبان: بهتر است در رابطه با افراد از زبان واژگان فنی استفاده نکنيم و در هر ارتباطی بايد از قابل‌فهم بودن زبان خود برای افراد اطمينان حاصل نماييم. همچنین از واژه‌ها و جملاتی که موجب ترس و نگرانی افراد می‌شود مانند «سیاه‌چال جای هر قاتلی است» بااحتیاط استفاده نماييم. حتی استفاده­ی منفی از اين واژه‌ها ممکن است به‌جای اينکه فرد را آرام نمايد باعث ترس او شود.
  • ارتباط غيرکلامی: تماس چشمی، نزديک نشستن به فرد در هنگام مصاحبه، حالات بيانگر چهره.
  • رابطه مشارکتی: مهم است که فرد احساس نمايد پلیس نيازهای وی را می‌فهمد و آمادگی دارد که برای رسيدن به آن‌ها با او همکاری نمايد.
 

2- مهارت‌های گردآوری اطلاعات

  • برقراری توازن بين پرسش‌های باز پاسخ و بسته پاسخ: پرسش بازمانند «لطفاً در مورد ناراحتی خود توضيح دهيد» برای گردآوری اطلاعات بهتر از پرسش‌های بسته مانند «آيا دچار دودلی هستید» است.
  • سکوت: روشی برای تشويق افراد به ابراز بيشتر حالت خود، مطرح کردن موضوع‌های دشوار و يادآوری اطلاعات مهم است.
  • مشخص نمودن انتظار افراد «مشکلات يا شکايت پنهان»
  • روشن نمودن اطلاعات ارائه‌شده توسط فرد
  • توالی وقايع: درحالی‌که نشانه‌ها و رويدادها به ترتيب مشخص می‌شود تصويری منطقی از موقعيت فرد به دست می‌آید.
  • هدايت جريان اطلاعات
  • خلاصه کردن
 

3- مهارت‌های ارائه­ی اطلاعات و آموزش به افراد

  • ارائه­ی اطلاعات به‌صورت ساده و روشن: پيش از ارائه­ی اطلاعات و راهنمايی دادن به فرد پرسيده شود که آيا چيزی راجع به موضوع موردنظر می‌داند يا خير؟ «درباره­ی قانون و تخلف ازآنچه می‌دانید؟» «آيا منظورم روشن است؟».
  • استفاده از توصیه‌های ويژه با مثال‌های عينی: «عصبانی نشويد، مثلاً از دادوفریاد کردن پرهيز کنيد».
  • مطرح کردن مطالب مهم در ابتدا
  • استفاده از تکرار
  • توانايی خلاصه کردن موضوعات برای افراد
  • طبقه‌بندی اطلاعات برای کاستن از پيچيدگی و کمک به يادآوری: به‌عنوان‌مثال اينجا سه چيز است که بايد درباره آن فکر کنيم...اول/ دوم/ سوم و ...
  • آزمودن درک فرد از مطالب گفته‌شده
 

مهارت‌های ارتباطی پيشرفته

مهارت‌های مربوط به ايجاد انگيزه در افراد برای همکاری با نیروی انتظامی

  • اين مهارت‌ها جهت افزايش تغيير در رفتار افراد به کار می‌روند:
  • ارائه توجيه منطقی برای تغيير رفتار
  • انتخاب روش مداخله درمانی، به‌تناسب سبک شخصيتی و زندگی فرد
  • رويارويی با موانع تغيير و برطرف نمودن آن‌ها
  • ارائه نمونه‌ها و الگوها
  • فرصت دادن به‌منظور بيان و تکرار جزئيات دستورالعمل موردنظر
  • پس‌خوراند و تقويت مثبت برای تغييرات رفتاری سازنده
  • درک نوع تعبير افراد از عبارت‌پردازی‌های وی با توجه به اين تعبيرها

مهارت‌های ارتباطی پيشرفته در موقعيت­های ويژه

  • گروه‌های خاص افراد با تفاوت‌های فرهنگی و زبانی
  • دسته‌های خاص از ویژگی‌های شخصیتی و مشکلات خاص شخصيتی نظیر افرادی که همکاری نمی‌کنند، افراد تهاجمی، افراد بیش‌ازحد وابسته، افراد مقاوم، افراد بیش‌ازحد دفاعی
  • موقعیت‌های ويژه: دادن خبرهای بد، برخورد با مسائل حساس (خودکشی، تجاوز جنسی، قتل)، گفتگو و مصاحبه با ساير افراد در مورد فرد موردنظر، مصاحبه خيلی کوتاه
 

شش اصل مهارت‌های ارتباطی پيشرفته به‌طور خلاصه و به شيوه­ی کلمه کليدواژه (ASPIRE) عبارت‌اند از:

  • A (Activity) فعاليت: هرچه پلیس بيشتر در فعاليت هدفمند درگير شود، افراد با احتمال بيشتری تغيير می‌یابند.
  • S (Support) حمايت: فضای حمایت‌کننده به افراد فرصت خطر جویی و آزمايش را که لازمه تغيير است می‌دهد.
  • P (Partnershipمشاركت: هرگاه پلیس و مردم مشارکت فعال داشته باشند و از يکديگر بياموزند، تغيير پربارتر می‌گردد.
  • I (Integration) یکپارچگی: تغيير با ايجاد ارتباط بين مطالب جديد و تجارب و علايق افراد تسهيل می‌گردد.
  • R (Reflection) انعکاس: هرگاه فرد مطالب جديد را مرور نموده و بر روی معنای آن‌ها تأمل نمايد، تغيير تقويت می‌شود.
  • E (Explicitness) صراحت: توافق صريح در مورد اهداف و روش‌ها باعث ايجاد تغيير مؤثر می‌شود.
شناختن فرد مقابل و اعتماد کردن به یکدیگر، پذیرش، همدلی و حمایت یکدیگر و حل تعارض‌ها از مهارت‌های اصلاح رفتار ارتباطی است. در این زمینه باید پذیرفته شود که هر فردي افكار، احساسات و رفتارهای خاص خودش را دارد؛ داشتن تفاوت در دیدگاه‌ها و رفتارها امري كاملاً طبيعي است؛ نقطه نظرات هرکسی برايش ارزشمند است و ديدن موضوع از ديد ديگران خود توانايي است. اگرچه تعارض امري بديهي در روابط بين افراد است اما نحوه­ی برخورد با آن مهم است. تعارضات و اختلافات نبايستي ناديده گرفته شود و نه با پرخاشگري و خشونت برخورد شود. علل تعارض بین فردی عبارت‌اند از: تفاوت در اهداف، خواسته‌ها، منافع، تصميمات، سلیقه‌ها، علاقه‌ها و اميال؛ تفاوت در افكار و عقايد، ارزش‌ها و دیدگاه‌ها و تجارب؛ نياز به حفظ نقش‌ها، روابط و جایگاه‌ها؛ و نياز به حفظ احترام، تعلق و امنيت.